وکیلانه » درون گفتمانی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته درون گفتمانی

فیلتر بیجا؛ بیشتر ظلم به انقلاب است تا وبلاگ‌نویس

جولای 4th, 2011 دسته درون گفتمانی, سایبر نوشت | 45 دیدگاه »

عمو فیلتر‌چی، ظرفیت نقد داشته باش و فیلتر نکن منو؛ باشه عزیزم؟

1) هر بار که یکی از وبلاگ‌ها فیلتر می‌شود، صحبت از فیلترینگ ناکارآمد و اوضاع ظالمانه آن چند روزی بر سر کیبوردها (!) می‌افتد. این بار هم نوبت دانشطلب بود که به خاطر این مطلب طعم تلخ فیلتر را بچشد. در خصوص این موضوع هابیل و دیگرانی نوشته‌اند و نگرانی خود را از ظلمی که در حق وبلاگ‌نویس رفته ابراز داشته‌اند و البته بدیهی است وقتی کف توقع بجای ما وبلاگنویسان (لااقل اطلاع و مهلت دادن قبل از فیلتر شدن) هم برآورده نمی‌شود، هیچ کس نمی‌تواند از این اوضاع راضی باشد.
به هر حال آنها که یک بار طناب دار فیلتر بر حلقوم وبلاگشان افتاده، خوب درک می‌کنند درد ناشی از این ظلم را ، اما بحث من بر سر ظلم بزرگتری است که فیلتر بیجا موجب آن می‌شود. درد من جفایی‌ است که با این کار در حق انقلاب صورت می‌گیرد. نگران آن هستم که کسی خیال کند به روی حرفهای فیلتر شده، به جهت جواب نداشتن، دیوار کشیده شده. ناراحت آن هستم که فیلتر شدن، مساوی با بی‌جوابی تلقی شود.

2) کاری با کلیت "شطحیات" دانشطلب در خصوص نمایندگان مجلس ندارم و با آن هم عقیده ام هر چند به نظرم وقتی عملی را نقد می‌کنیم نباید خودمان در همان نقد لااقل مرتکب آن شویم و معتقدم نوشته‌ای که با عصبانیت یا خوشحالی بیش از حد نگاراش شده مناسب قرار گرفتن در وبلاگ نیست و حتما باید در آرامش یک بار ویرایش شود، ، اما در خصوص بخش دوم نوشته‌ی ایشان دردم می‌آید وقتی می‌بینم فیلتر بیجای وبلاگ او، حق من را هم به عنوان یک نقاد بر نقدش سلب می‌کند، آخر کمی بی انصافی است حال که او مسدود شده، نقد بر نوشته‌اش وارد کنیم. و اینجاست که درد من از ظلمی است که در حق انقلاب دارد صورت می‌گیرد. متاسفانه عملکرد نابجای آقایان دانسته یا ندانسته پنجه در چهره انقلاب کشیدن است.
در فیلتر‌ها، شاید بیشتر مظلومیت وبلاگ نویس به چشم بیاید اما صحیح تر آن است که نگران نوشته شدن اشتباه "یک واحد" به پای کل انقلاب باشیم. انقلابی که راه‌برش معتقد است :‌

الف) "بنده دلم مي خواهد شما جوان هاي ما، شما دانشجويان، چه دختر و چه پسر، حتي دانش آموزان مدارس روي ريزترين پديده هاي سياسي دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد، گيرم كه تحليل بدهيد كه خلاف واقع باشد اشكال ندارد."
ب) "دانشجو، به این قانع نیست كه بگویند ما این طور تشخیص داده‏ ایم و می‏خواهیم عمل بكنیم. دانستن و اظهار نظر او، با تعبد هم منافات ندارد. تعبد هم می‏كند، اما دلش می‏خواهد وجه این كاری را كه به آن تعبد كرده است، بداند. اگر ندانست، تدریجا دچار شبهه و ابهام می‏شود. این ابهام، او را حتی در نفس تعبد هم تضعیف می‏كند و تعبدش رفته رفته ضعیف می‏شود."

ج) "هر وقت كه دانشجویان، …. ـ بیایند نسبت به برخی از مسایل اظهار دغدغه بكنند، من خوشحال می‏شوم. ما از این كه شما نگران باشید، خوشحال می‏شوم؛ این را شما بدانید. ما آن وقتی نگران می‏شویم كه ببینیم شما جوانان اصلا نگرانی ندارید و نسبت به آنچه كه در جامعه می‏گذرد، هیچ حساسیتی ندارید."
د) "اختلاف سلیقه چیز بدی نیست، و اشکالی هم ندارد که حال که مثلا دو سلیقه ی سیاسی وجود دارد، یک جوان به این سلیقه معتقد باشد، دیگری به آن سلیقه. آن چیزی که مضر است، اقدام بی فکر و بی مطالعه و تصمیم گیری های سریع و جوشی شدن و بی مطالعه کار کردن است. من جوانان عزیز را از این حالت بر حذر می دارم. جوانی، لزوما به معنای سرعت تصمیم گیری نیست."
"البته جوانی، به معنای بی باکی در اقدام هست؛ به معنای این هست که انسان خیلی دچار پیچ و خم های کاری که می خواهد انجام گردد، نشود؛ اما به معنای جوشی شدن، اقدام بی رویه کردن و اقدام نسنجیده کردن نیست."

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خصوص بخش دوم نقد دانشطلب قبلاً هادی سجادی مطلبی نگارش کرده بود که توصیه می‌کنم حتما بخوانید : به رهبرمان جفا نکنیم

روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟!

ژوئن 27th, 2011 دسته درون گفتمانی, سایبر نوشت | 40 دیدگاه »

# در درستی چیزی که می‌خواهم نگارش کنم، تردید ندارم و مدت‌هاست که فکر نوشتن در مورد این موضوع، یکی از دغدغه‌های ذهنم شده بود، اما صبر کردم تا موقعیت مناسبی پیش بیاید؛ چون به نظرم گاهی یک موضوع فی‌نفسه حق است اما بیان آن در شرایط خاصی، ناحق می‌شود.
موضوع این است : به خوبی دریافته‌ایم که نقادی دقیق و صریح و حتی گاهی هم مچ‌گیری، عاملی است لازم برای پیشرفت جامعه، اما متاسفانه چیزی را که یا بلد نیستیم و یا به شدت بدآموخته‌ایمش، روش نقد است! اگر نقد را در راستای امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، باید هم شرایط این فریضه (مثل عدم ایجاد مفسده) را رعایت کنیم و هم مراتب آن را. قبلا در مورد تفاوت‌های نق با انتقاد اینجا (+) چیزی نوشتم، اما الان منظورم مشخصاً روی یک مورد خاص است.

# می‌خواهند نسبت به وضع حجاب جامعه تذکر بدهند، برمی‌دارند یک مشت عکس از بدحجاب‌ها می گیرند و با تیتری آنچنانی در سایبر منتشر می‌کنند که وااسلاما؛ واانقلابا؛ واگشت‌ ارشادا؛ در همان دقایق اول، می‌شود پربازدیدترین مطلب سایت، و در اسرع وقت در سایر سایت‌های وابسته یکی یکی بازنشر می‌شود و یکی دو روز بعد همین عکس‌ها سر از سایت‌های پورنو درمی‌آورد! نیاز است توضیح بدهم دیگر جزئیات مفاسد اینگونه عکس‌ها را؟
از آن بدتر، طبیعتاً اکثر این عکس‌ها به صورت مخفی تهیه شده و با اندکی تار کردن و بعضاً حتی بدون همان اندکی تار‌کردن، روی نت پخش می‌شود و افسوس که یک نفر نیست، گوش این آقایان را بگیرد که چرا به حریم شخصی افراد تجاوز می‌کنید؟! جالب اینجاست که دلیل می‌آوردند کدام حریم شخصی؟، اینها که در خیابان و انظار عمومی بوده. مسالةُ! اجازه هست از خانواده‌ی خودتان که در خیابان تردد می‌کنند هم عکس تهیه شود و روی نت قرار بگیرد؟

# آری اینچنین است وضعیت نقادهای ما، می‌خواهند ابرو را درست کنند، می‌زنند چشم را هم کور می‌کنند. البته این فقط مخصوص به این عکس‌ها نیست، بلکه دایره‌ی وسیعی را شامل می‌شود، مثلا گاهی اسمی از فردی برده می‌شود و فعلی به اون نسبت داده می‌شود در حالی که هیچ اطمینان قاطعی وجود ندارد که آن عمل از چنبن فردی صادر شده باشد؛ یا چه نیازی است مطلبی که در مورد هاشمی می‌نویسی حتما مزین به عکس‌ آن دختران باشد که هاشمی 2007 را حمل می‌کنند؟ یا آیا لازم است برای نقد یک قضیه که اتفاق افتاده به تمامی جزئیات آن پرداخت؟
به هر حال به نظرم باید کمی بیشتر به این مسائل توجه کنیم تا اگر کاری از پیش نمی‌بریم لااقل گل به خودی هم نزنیم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز آخر ماه شد و کمبود پهنای باند، امیدوارم سایت داون نشه، اما اگر شد طبیعتاً تا پنجشنبه که اول ماه هست و خود به خود شارژ میشه، ادامه خواهد داشت.

صفحه 14 از 14« بعدی...1011121314