وکیلانه » درون گفتمانی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته درون گفتمانی

کاسبین استیضاح

بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | ۳۶ دیدگاه »

ماجرای دیروز مجلس زشت بود. زشت‌تر از آن‌که لازم باشد در خصوص آن چیزی گفت. عیان بود. لخت بودن پادشاهان، دیروز در مجلس عیان شد. دیروز مجلسی فراهم شد که اگر چشمی از مسولان هنوز تمایل به دیدن حقیقت داشته می‌بود، می‌توانست به این برهنگیِ اخلاق پی ببرد. پادشاهان اگر تا کنون می‌گفتند و کسی باور نمی‌کرد؛ حالا دیگر خیلی باید وقیح باشند که حتی به زبان باز تکرار کنند: “دیروز جلسه‌ی خوبی میان روسای قوا برگزار شد، فضای صمیمی حاکم بود.”

دیروز تنها تکه کلام مشترک این “پادشاه” و آن “پادشاه” در حالی که انگشت اشاره به سوی هم دراز کرده بودند این بود: “مشکلات کشور اینهاست.” و منظور رفتار طرف مقابل بود. اما غافل بودند از عیان بودن‌شان در مقابل مردمی که حالا به وضوح می‌دیدند “مشکلات مملکت از کجاست”!! و تحریم‌ها هم حتی این وسط بی‌گناه‌ند.

اما عجیب اینکه از دیروز؛ افرادی پیدا شده‌اند که در معرکه‌ی زشت مجلس دنبال سکه‌ی خود می‌گردند.
۱) شکست‌خوردگان ۸۸ که در پرونده‌‌شان همه نوع ماجراهای محیرالعقولی پیدا می‌شود و علی‌رغم دروغ بزرگشان مبنی بر “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” در ۹ ماه ، قانونی نمانده بود که زیر پایشان لگدمال نشود، این وسط مدعی اخلاق و قانون‌مداری شده‌اند و “دیدید ما راست می‌گفتیم” راه انداخته‌اند. انگار که جنایت‌های خیابانی سال ۸۸‌شان و لکنت‌زبان‌ها و مضحک‌گویی رهبران‌شان در مناظره‌ها از خاطره‌ها پاک شده باشد.

.

.

۲) شادی بعد از بازی، ببخشید شادی بعد از ماجرای دیروز‍ نمایندگان مردم(؟) و خوش و بش‌های‌شان با آقای رئیس ناخودآگاه من را یاد حکایت معروف مردی که شترهای‌ش را به یک حاکم ظالم اجاره داده بود و توسط بزرگی توبیخ شد که تو همینقدر که انتظار سالم بودن حکومت آن حاکمِ ظالم را می‌کشی تا شترهای‌ت را برگرداند هم گناه‌‌کاری، انداخت. کسانی که نه در پی حق بلکه در پی اثبات حرف خودشان ولو به بهای ذبح اخلاق بودند و حالا که خود را پیروز صحنه می‌پنداشتند حق هم داشتند اینچنین خوشحال باشند. فقط یک‌سوال از‌ حامیان رفتار مجلس می‌شود پرسید. دیروز از چه چیز اینچنین خوشحال بودید و از استیضاح دیروز چه چیزی عاید مملکت شد؟

۳) سوپرانقلابی‌هایی که مثلاً افشاگری آقای رئیس‌جمهور را اقدامی درست یا در اقل موضوع؛ اقدامی ناگزیرانه می‌دانند فراموش کرده‌اند تاکیدات مکرر رهبر انقلاب را مبنی بر اینکه تا جرم فردی در دادگاه اثبات نشده کسی حق تهمت زدن ندارد؟

۴) این وسط فقط کم مانده ایرانسل تبلیغ کد آهنگ پیشواز‍ ماجرای دیروز مجلس را پخش کند؛ تا بزم کاسبین استیضاح کامل شود!

× عزیزی در همین رابطه نوشته:

“مستحب است مسلمان بدهد او را سالی دو مرتبه در غسال‌خانه بشویند. فکر می‌کنم این برای کسی که در نظام جمهوری اسلامی صاحب صندلی و میز است واجب‌تر باشد که میزش را سالی دو مرتبه با تخت غسال‌خانه عوض کند. خطر چرک‌گرفتگی انگار پشت میز بیشتر است.”

می‌خواهم بگویم مرضِ “خود حق پنداری” چیزی نیست که حتی با شستشوی روزانه در غسال‌خانه هم درمان شود چه بسا که تشدید هم می‌شود. ظریفی می‌گفت بعد از واقعه‌ی عاشور شمر توی مسجد قبل از اذان صبح به سجده افتاده که: “خدایا به حقِ منِ شمر از گناهان مردم درگذر!”
تنها راه درمان این درد؛ عبور از خود و توجه به ملاک‌هایی است که یک راه‌بر صالح بیان می‌کند.

لطفاً از این نوشته برداشتِ بد نکنید

بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, زیربنایی, سایبر نوشت, سیاست خارجی, وقایع اتفاقیه | ۱۶ دیدگاه »

من هم از ارسال موجود زنده به فضا توسط دانشمندان کشورم خوشحالم همچنین از رونمایی از یک جنگنده. اصلاً مگر می‌شود ایرانی بود و از پیشرفتِ ایران، ولو مثلاً در تشتک سازی حتی، خوشحال نشد؟ چه رسد به مسائلی که یک شاخص هستند و رونمایی از آنها در واقع حکایت از یک پروسه‌ی پیشرفت دارد.
اما همانگونه که شاید شما هم دیده باشید، واکنش برخی از هوطنان در مقابل اخبار اینچنینی، واکنشی منفی است. اگر حسابِ تعداد محدودی معاند که پیشرفت تحت هرشرایط و در هرموضوعی را به سخره می‌گیرند جدا کنیم، علت اصلی واکنش منفیِ برخی  هموطنان به نظرم چیزی جز مشکلات اقتصادی نیست. 

یعنی طبیعی است که در شرایط بد اقتصادی و گرانی، کسی که به علت اتمام کارت سوخت‌ش توان پرداخت هزینه‌ی سوخت با قیمت آزاد را ندارد و در ازدحام مترو یا اتوبوس از این سر شهر رفته آن‌سر شهر تا یک کیسه برنج با قیمتی ارزانتر را تهیه کند، و در راه هم فکرش درگیر تهیه ی خرج شهریه دانشگاه آزاد پسرش و جهزیه ی دخترش است وقتی خبرهای پشرفت فضایی و مسائل نظامی را در پیشخوان روزنامه‌فروشی مشاهده می‌کند، واکنش منفی نشان می‌دهد. و شاید با خودش بگوید: “اگر راست می گویید مشکلات من را حل کنید.”

نمی‌توان هم از همه انتظار داشت در شرایط سخت، فوری دودوتاچهارتا کنند که در هر موقعیتی باید مراقب امنیتِ کُلی مملکت بود و این مسائل و پوشش رسانه‌ای اخبار آن ضروری است.

سوالی که ذهن من را به خود مشغول کرده این است که چگونه می‌توان این دو موضوع را با هم جمع کرد؟ آیا اشکال از نوع پوششِ رسانه‌ای اخبار پیشرفت‌های نظامی و فضایی است و می‌توان به گونه‌ای بهتر هم این اخبار را پوشش داد؟ با توجه به ضرورت اعلام این پیشرفت‌ها، اولاً به جهت صرفاً پیشرفت بودن و ثانیاً به علت اطلاع دشمن چه کاری می‌توان انجام داد که این‌ها با مسائل و مشکلات مردم خلط نشود و موجب بروز واکنش منفی نشود؟
البته که این دو از هم جدا نیستند و در یک راستا قرار دارند اما آیا اگر همانقدر که به این موضوعات پرداخته می‌شود، به درد‍ِ واقعی مردم هم رسیدگی شود آن وقت واکنشِ منفی کمتر می‌شود؟

اصلاً از بیخ اگر مسولان اقتصادی هم مثل دانشمندان فضایی و نظامی کوشا باشند چنین مشکلی پیش نمی آید؟

ایکاش روی کامپیوترهایمان هنوز پارچه بود

بهمن ۲ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, اندر احوالات جنبش سبز, درون گفتمانی, زیربنایی, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۱۵ دیدگاه »

“زبان پرگناه‌ترین عضو بدن انسان است. همین یک تکه گوشت برخی را جهنمی می‌کند و کسانی را به بهشت می‌رساند. در زمان‌های گذشته برخی از متخلقین چون به اهمیت زبان و سخن گفتن آشنا بوده‌اند برمی‌داشتند یک سنگ‌ریزه زیر زبانشان می‌گذاشتند تا همیشه قبل از حرف زدن مجبور باشند به بهانه‌ی درآوردن آن سنگ‌ریزه هم که شده، مقداری صبر کنند”.

به خاطرات‌م که مراجعه می‌کنم این کلمات و مفهوم این حرفها و عین این حکایتِ سنگریزه را  دست‌کم  در دو یا سه کتاب اخلاقی خوانده ام. امروز صبح که با خودم فکر کردم چیزکی درباره‌ی “اظهارنظرها پیرامون اعدام علنی زورگیران در تهران” بنویسم  نمی‌دانم چرا این خطوطی که بالا نوشتم‌شان به ذهنم آمد. شاید چون شدت اظهارنظرهای کارشناسان همه فن حریف شبکه‌های اجتماعی را دیدیم. دوستانی مثل خودم که احساس می‌کنیم هیچ نکته و نقطه‌ای در منظومه‌ی شمسی نیست که حضرتمان صلاحیت اظهارنظر در مورد آن را نداشته باشیم و نهایت‌ش این است که گیرم در اصل موضوع هیج تخصصی نداشته باشیم اما پیرامون عواقب اجتماعی آن‌ که “تالکتوت پارسونز” و “یواخیم واخ” هم از روی دست ما برای نظریات‌شان تقلب می‌نوشته‌اند!‌ پس یک صفحه‌ی سفید جلوی رویمان باز می‌کنیم و شروع می‌کنیم به اظهار نظر پیرامون مساله‌ای که از آن فقط یک تصویر دیده‌ایم و چندتا خبر از این سایت و آن سایت؛ و لابد فکر می‌کنیم کافی است دیگر!  مگر برای اظهار نظر چیزی بیشتر از این لازم است؟

مثلاً مای یک خط از پرونده‌ی زورگیران ندیده خودمان را برای اظهارنظر محق‌تر از قاضی که خط به خط پرونده را خوانده و در اجزای آن دخالت داشته می‌دانیم. و مگر اصلاٌ تحصیلات حقوقی داشتن برای اظهارنظر پیرامون یک پرونده مهم است؟
یا مای یک ساعت در یک جلسه‌ی شورای تامین شرکت نکرده و یک شب برای آسایش مردم بیدار نمانده خودمان را محق‌تر از اعضای شورای تامینِ یک شهر در انتخاب محل اعدام می‌دانیم و خودبرتربینی‌های دیگری از این دست.

×

×

لطفاً متهم‌م نکنید! حرف من، سخن نگفتن در خصوص مسائل پیرامون‌مان نیست. حرف من سنجیده سخن گفتن است. حرف من این است که اگر من می‌گویم اعدام حق فلان فرد نیست باید بعدش لاقل بگویم این حرفم مستند به کدام ماده از کدام قانون است؟‌ یا اگر من می‌گویم اعدام حق اینها بوده بعدش بگویم مستند به کجای این پرونده و کدام ادله‌ یا اماره؟‌  یا منی که از بیخ مخالف اعدام هستم چند تا از ده‌ها کتاب و صدها مقاله پیرامون موافقان و مخالفان این مجازات را مطالعه کرده‌ام؟

یا منی که کُل قضیه را خلاصه در این می‌کنم که چرا در “پارک هنرمندان”‌؟ به این فکر می‌کنم که این زوم کردن من روی اسم یک نقطه  آیا تاثیر انفعال من در برابر رسانه‌های مخالفی که هر سازی بزنیم به یک جای‌ش گیر می‌دهند نیست؟ مگر نه “شرف‌ المکان بالمکین”؟ پس پارک هنرمندان “بما هُوَ” پارک هنرمندان چه ویژگی خاصی دارد که کسی بخواهد از اجرای مجازات  در جایی که جرم صورت گرفته به خاطرش صرف نظر کند؟ آیا دلیل این است که گزک دست کسی نیوفتد؟ اگر بحث این است که ر.ک (!) داستان الاغ و پدر و پسر.

البته که این قبیل قیل و قال‌هایی که هیچ کمکی به بهبود اوضاع جامعه نمی‌کند و فقط موجب کدر‍‌تر شدن فضای ناشفاف جامعه می‌شود در همین قضیه‌ی زورگیرها تنها نبوده و نیست. واقعیت این است که هرموضوعی در جامعه مطرح می‌شود همه‌ی ما با خواندن فقط چند تیتر خبری و چند خط توضیح فلان سایتی که از زاویه‌ی خودمان به قضیه نگاه کرده حضرتمان را “دانای کل” خیال کرده و به قطع و یقین در خصوص آن اظهار نظر می‌کنیم و این؛ بد است!

این اخلاقِ اظهار نظر کردن همه‌ی ما در همه‌ی زمینه‌ها، اول از همه عرصه را برای کارشناسان تنگ می‌کند. این کار اجازه نمی‌دهد مابین نظرات کارشناسان سره از ناسره مشخص شود و راهکاری برای مورد بعدی پیدا بشود. بلکه انبوهی از اظهارنظرها ایجاد می‌شود و تَبی شکل می‌گیرد و رفت تا مورد بعدی و همین واکنش.

اما زمانی را تصور کنید،‌ که در هر موضوع فقط کارشناسان و آگاهان اظهار نظر کنند و ماهای غیرکارشناس بنشینیم و بگویم کدام نظر کارشناسی مقبول‌تر به عقل است. آن‌گاه  است که برای موارد بعدی راه‌کار پیدا خواهد شد. 

و؛ زیاده زحمت ندهم. برگردم به حکایت سنگ‌ریزه در دهان متخلقین. البته کمی امروزه‌ترش کنم و بگویم ایکاش هنوز آن ملحفه‌های سفیدی که روی رایانه‌هایمان می‌کشیدم را بود تا لااقل به قدرِ کنار زدن آن ملحفه‌ها هم که شده در اظهار نظر پیرامون مسائل اطرافمان صبور می‌بودیم. 

× «آن کس که اعدامی را می بیند غسل بجا آورد و این جنبه عقوبت برای بیننده دارد.» +
× کارتون از اینجا

معجزه‌ای دیگر از سایت آقای احمد توکلی !‌

دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت, درون گفتمانی, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | ۲۴ دیدگاه »

یکی از بدترین انواعِ مواجه با سخنان رهبر انقلاب مصادره به مطلوب کردن آن است. انگار که گروه‌ها و صاحبان نظریات مختلف در کشور منتظرند رهبری یک سخنرانی داشته باشند و در خصوص موضوعی اظهارنظر کنند، تا بلافاصله آن‌ها این سخنان را تاییدی بر مواضع خود بشمرند.

تفاوتی هم ندارد. همه‌ی گروه‌های فکری جامعه، کم و بیش مبتلا به این مرض هستند. ایکاش برسیم به روزی که نه فقط در مواجهه با سخنرانی‌های رهبر انقلاب بلکه  در مواجهه با هر انتقادی که در جامعه  مطرح می‌شود اول خودمان و گروه فکری خودمان را دقیقاً با همان ریزبینی که بقیه را متر می‌کنیم بسنجیم و بعد به سراغ دیگران برویم.

در آخرین سخنرانی رهبرانقلاب که در خصوص انتخابات مواردی را متذکر شدند، همین شتاب زدگی در چسبانیدن نظریه رهبری به موضع‌گیری‌های قبلی باعث شد تا برخی مثل سایت بازتاب تحلیل‌های نشاط‌آوری داشته باشند (+) و برخی مثل سایت “الف” تحلیل‌های معجزه آسا! (+)

بازتاب که اگر این کارها را نکند چه کند؟ بازتاب است دیگر!(+) بغض سایت الف هم نسبت به رئیس جمهور هرچند در گذشته باعث به وجود آمدن سوتی‌هایی شده بود(+) اما در این فقره‌ی اخیر جا داشت “الفی‌ها” از چنین کاری پرهیز کنند. چرا که وجود دکمه‌ی “کنترل + اِف”  گاهی اوقات خیلی سریع باعث لورفتن سوتی می‌شود!

دکمه‌ی “کنترل + اِف” چیست؟ عرض می‌کنم. “الف” در مطلب مذکور تحت عنوانِ “احمدی‌‌نژاد، خوئینی‌ها،خاتمی، هاشمی و… مخاطب سخنان رهبری” سعی داشته  مخاطب سخنان ره‌بری را با انگشت‌ اشاره نشان دهد و به همین جهت لیستی را ردیف کرده. در آخر هم سعی کرده کسی که از منظر او مقصر تمامی بدبختی‌های طول تاریخ بشریت است را یک جوری توی این لیست جا کند.

به همین دلیل با بیان یک پاراگراف از سخنرانی رئیس‌جمهور در همایش قوه مجریه در قانون اساسی جمهوری اسلامی که در خصوص نظر دکتر احمدی درباره مصوبه انتخاباتی مجلس بوده، مدعی شده دکتر‌ احمدی‌نژاد بیشترین استفاده از واژی “آزادی” را داشته پس از همه مقصرتر و مخاطب‌تر‍ سخنان رهبری است!

این در حالی است که اگر شما به سایت ریاست‌جمهوری مراجعه کنید و روی این لینک از سایت کلیک کنید سپس فرمان ترکیبی “کنترل + اِف” را فشار دهید و کلمه‌ی “آزادی” را سرچ کنید متوجه می‌شوید که بجز آن یک پاراگراف مابقی سخنرانی رئیس‌جمهور حول محور آزادی هیچ‌گونه ارتباطی با انتخابات ندارد!
البته شاید الف انتظار داشته رئیس جمهور در همایش قوه مجریه در قانون اساسی از واژه اسارت استفاده می‌کرد.

نمی‌دانم چرا ناخودآگاه یاد آن جمله‌ی طنزِ نه چندان دور از واقعیت می‌افتم که گفت: تحقیقات در ایران سه مرحله دارد. کنترل‌سی؛ کنترل‌وی؛ کنترل‌پی! شاید چون بر اساس فرمول الف بصیرت در ایران زین‌پس شامل سه مرحله است.‌: کنترل‌اف؛ شمارش واژگان؛ اعلام نتیجه :)

صفحه 5 از 14« بعدی...34567...10...قبلی »