وکیلانه » از مجلسی که ما داریم!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته از مجلسی که ما داریم!

رهبر را براي اثبات‌مان مي‌خواهيم نه اصلاح‌مان

فوریه 17th, 2013 دسته اجتماعی, احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, درون گفتمانی, زیربنایی, سایبر نوشت | 21 دیدگاه »

از همان ديروز كه قبل از اسمس‌هاي (خامنه‌اي‌دات‌آي‌آر)‌ از توييتر با “محمود رفت هوا” و “لاريجاني رفت تو قوطي” از فرمايشات راهبر انقلاب درباره‌ي وقايع اخير باخبر شدم حس خوبي نسبت به واكنش‌ها در خصوص اين سخنراني نداشتم. بعدتر در پلاس و بعدترش هم در وبلاگ‌ها شايد الفاظ تفاوت مي‌كرد اما باز حس خوبي نسبت به واكنش‌ها نداشتم. مي‌دانستم اين نوع واكنش‌ها صحيح نيست ولي دقيقاً هم نمي‌دانستم چه واكنشي صحيح است و چطور بايد رفتار كرد.

به نظرم يك احساسِ كاسبكارانه پشت اكثر اين واكنش‌ها بود. همان حسي كه به ما اجازه مي‌دهد اين سخنان را درباره‌ي هركسي البته به جز شخص شخيص خودمان(!) تفسير كنيم، و اعمال و رفتارهاي‌ شخصيمان را بي‌نياز از اصلاح بدانيم.

و همين هست كه از آن بخشي كه به سود قبيله‌ي فكري خودمان است ذوق‌زده مي‌شويم و از بخشي كه به ضررش افسرده.

ديشب وقتي جلسه‌ي كاملِ سخنراني را از تلوزيون ديدم مطمئن شدم حسِ بدم حس درستي بوده:

تقوا، تقوا، تقوا، صبر، ميدان ندادن به احساسات سركش، ملاحظه‌ى مصالح كشور، متمركز كردن همه‌ى توان و نيرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛ اين توقع ماست. اميدواريم ان‌شاءاللّه اين نصيحتِ خيرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولين محترم، بخصوص مسئولين بالا قرار بگيرد؛ به اين مسئله پايبند باشند.
 اين را هم عرض بكنيم؛ اين حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران كشور گله‌گزارى كردم، موجب نشود كه حالا يك عده‌اى راه بيفتند، بنا كنند عليه اين و آن شعار دادن؛ نه، بنده با اين كار هم مخالفم.

كاسبين استيضاح

فوریه 4th, 2013 دسته احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | 36 دیدگاه »

ماجراي ديروز مجلس زشت بود. زشت‌تر از آن‌كه لازم باشد در خصوص آن چيزي گفت. عيان بود. لخت بودن پادشاهان، ديروز در مجلس عيان شد. ديروز مجلسي فراهم شد كه اگر چشمي از مسولان هنوز تمايل به ديدن حقيقت داشته مي‌بود، مي‌توانست به اين برهنگيِ اخلاق پي ببرد. پادشاهان اگر تا كنون مي‌گفتند و كسي باور نمي‌كرد؛ حالا ديگر خيلي بايد وقيح باشند كه حتي به زبان باز تكرار كنند: “ديروز جلسه‌ي خوبي ميان روساي قوا برگزار شد، فضاي صميمي حاكم بود.”

ديروز تنها تكه كلام مشترك اين “پادشاه” و آن “پادشاه” در حالي كه انگشت اشاره به سوي هم دراز كرده بودند اين بود: “مشكلات كشور اينهاست.” و منظور رفتار طرف مقابل بود. اما غافل بودند از عيان بودن‌شان در مقابل مردمي كه حالا به وضوح مي‌ديدند “مشكلات مملکت از كجاست”!! و تحريم‌ها هم حتي اين وسط بي‌گناه‌ند.

اما عجيب اينكه از ديروز؛ افرادي پيدا شده‌اند كه در معركه‌ي زشت مجلس دنبال سكه‌ي خود مي‌گردند.
1) شكست‌خوردگان 88 كه در پرونده‌‌شان همه نوع ماجراهاي محيرالعقولي پيدا مي‌شود و علي‌رغم دروغ بزرگشان مبني بر “اجراي بدون تنازل قانون اساسي” در 9 ماه ، قانوني نمانده بود كه زير پايشان لگدمال نشود، اين وسط مدعي اخلاق و قانون‌مداري شده‌اند و “ديديد ما راست مي‌گفتيم” راه انداخته‌اند. انگار كه جنايت‌هاي خياباني سال 88‌شان و لكنت‌زبان‌ها و مضحك‌گويي رهبران‌شان در مناظره‌ها از خاطره‌ها پاك شده باشد.

.

.

2) شادي بعد از بازي، ببخشيد شادي بعد از ماجراي ديروز‍ نمايندگان مردم(؟) و خوش و بش‌هاي‌شان با آقاي رئيس ناخودآگاه من را ياد حكايت معروف مردي كه شترهاي‌ش را به يك حاكم ظالم اجاره داده بود و توسط بزرگي توبيخ شد كه تو همينقدر كه انتظار سالم بودن حكومت آن حاكمِ ظالم را مي‌كشي تا شترهاي‌ت را برگرداند هم گناه‌‌كاري، انداخت. كساني كه نه در پي حق بلكه در پي اثبات حرف خودشان ولو به بهاي ذبح اخلاق بودند و حالا كه خود را پيروز صحنه مي‌پنداشتند حق هم داشتند اينچنين خوشحال باشند. فقط يك‌سوال از‌ حاميان رفتار مجلس مي‌شود پرسيد. ديروز از چه چيز اينچنين خوشحال بوديد و از استيضاح ديروز چه چيزي عايد مملكت شد؟

3) سوپرانقلابي‌هايي كه مثلاً افشاگري آقاي رئيس‌جمهور را اقدامي درست يا در اقل موضوع؛ اقدامي ناگزيرانه مي‌دانند فراموش كرده‌اند تاكيدات مكرر رهبر انقلاب را مبني بر اينكه تا جرم فردي در دادگاه اثبات نشده كسي حق تهمت زدن ندارد؟

4) اين وسط فقط كم مانده ايرانسل تبليغ كد آهنگ پيشواز‍ ماجراي ديروز مجلس را پخش كند؛ تا بزم كاسبين استيضاح كامل شود!

× عزيزي در همين رابطه نوشته:

“مستحب است مسلمان بدهد او را سالی دو مرتبه در غسال‌خانه بشویند. فکر می‌کنم این برای کسی که در نظام جمهوری اسلامی صاحب صندلی و میز است واجب‌تر باشد که میزش را سالی دو مرتبه با تخت غسال‌خانه عوض کند. خطر چرک‌گرفتگی انگار پشت میز بیشتر است.”

مي‌خواهم بگويم مرضِ “خود حق پنداري” چيزي نيست كه حتي با شستشوي روزانه در غسال‌خانه هم درمان شود چه بسا كه تشديد هم مي‌شود. ظريفي مي‌گفت بعد از واقعه‌ي عاشور شمر توي مسجد قبل از اذان صبح به سجده افتاده كه: “خدايا به حقِ منِ شمر از گناهان مردم درگذر!”
تنها راه درمان اين درد؛ عبور از خود و توجه به ملاك‌هايي است كه يك راه‌بر صالح بيان مي‌كند.

ايكاش براي 14هزار ايراني، كمي ارزش قائل بودند

ژانویه 8th, 2013 دسته اجتماعی, از مجلسی که ما داریم!, وقایع اتفاقیه | 6 دیدگاه »

كنسل شدن پرواز يك امر طبيعي است البته تا وقتي كه علت آن‌هم طبعيت باشد!  معمولاً عُقلا هم ايرادي به لغو پرواز به دلايل شرايط جوي نمي‌گيرند، چون هيچ چيز مهم‌تر از جان انسان كه نيست. اما ديروز در ايران اتفاقي افتاد كه به نظرم بسيار زشت بود.

210 پرواز در سراسر كشور بدون اطلاع قبلي كنسل شدند. بعد از شنيدن اين خبر ناخودآگاه ذهن آدم مي‌رود سراغ مثلاً آلودگي هوا و اين‌كه شايد ربط‌كي بين اين دو قضيه وجود داشته باشد. اما نه. ماجرا چيز ديگري است. سازمان هواپيمايي و شركت ملي پخش مواد نفتي بر سر سوخت هواپيما با هم اختلاف پيدا كرده بودند. ظاهراً علاوه بر بدهي، فروشنده اصرار داشته كه پول سوخت را همان پاي پرواز دريافت كند. مثل پمپ بنزين خودمان، كه خوب اين حق طبيعي هر فروشنده اي است.

به هر حال اختلاف مابين اين دو هرچه كه بوده، لابد از مدتي قبل هر دو در جريان بوده‌اند و با هم درگيري داشته‌اند و اين يعني ماجرا كاملاً قابل پيش‌بيني بوده است و مشكل دقيقاً همين‌جاست.
در چنين موارد قابل پيش‌بيني چرا مسولان مردم را محرم خود نمي‌دانند؟ چرا  شركت پخش مواد نفتي كه يك سازمان دولتي است از قبل طي يك اخطار عمومي وقوع چنين امري را در صورت عدم رسيدن به خواسته‌هاي‌ش مفروض نمي‌شمرد؟ آيا ملت روز و شب فقط بايد دعواهاي بچه‌گانه‌ و بي‌فايده بين روساي سه قوه را بشنوند؟ در موارد اين‌چنيني مثل احتمال لغو پرواز‌ها لازم نيست مردم خبر داشته باشند تا پيش‌بيني‌هاي لازم را انجام دهند؟ حتماً بايد يك طرف قضيه‌ايي آقاي رئيس جمهور باشد تا نمايندگان محترم مجلس به آن واكنش نشان دهند؟

با يك حساب سرانگشتي اگر هر پرواز فقط 70 نفر مسافر داشته باشد، ديروز با اعصاب و روان 14 هزار ايراني بازي شده است! تاكيد دارم روي “اعصاب و روان” چرا كه سفر با هواپيما بخصوص بعد از دوبرابر شدن هزينه‌‌ي بليط‌ هوايي در كشور و بويژه در مقطع زماني فعلي كه فصل سفر تفريحي هم نيست، عموماً توسط كساني صورت مي‌گيرد كه كار ضروري داشته باشند. بيمار، كار اداري، سرباز، دانشجو و… . حالا تصور كنيد ديروز لااقل 14 هزار نفر براي انجام كار ضروري خود سرگردان شده‌اند. در حالي كه به راحتي مي‌شد جلوي اين كار گرفته شود، و نشد. ظاهراً در كشور ما ديگر اين قبيل موارد بي‌كفايتي محسوب نمي‌شود. عادي است. آنقدر خبر كشته‌شدن و دزدي و اختلاس شنيده‌ايم كه بعد از شنيدن خبري اينچنيني بگوييم: “برو بابا تو هم دلت خوشه؛‌ حالا مگه چي شده؟”

البته لازم به ذكر نيست كه اگر همين اتفاق در كشورهاي اروپايي يا امريكا افتاده بود بخش‌هاي خبري 20:30،19،14 ،22:30،21 تيتر يك‌شان مي‌شد: “غرب متلاشي شد! لغو تمامي پروازها و  سرگرداني ميلياردها انسان بي‌گناه به خاطر بحران مالي.آشوب در فرودگاه‌هاي امريكا!”

تیر خلاص مجلس به احمدی‌نژاد‌های رام‌نشدنی

دسامبر 7th, 2012 دسته احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم! | 42 دیدگاه »

احمدی‌نژاد هرچیزی که بود و هرچیزی که هست، کاری نداریم به آن؛ در یک صفت متفاوت با سایر روسای جمهور ایران است. دکتر اولین و تنها رئیس جمهور  بود که بدون هیچگونه پشتوانه‌ی سابق سیاسی، یا پشتوانه‌ی خانوادگی به ریاست جمهوری رسید. احمدی نژاد برخلاف سایر روسای جمهور، قبل از ریاست جمهوری‌ش در دایره‌ی قدرت نبود. او حتی مثلاً مثل آقای خاتمی از یک خانواده‌ی مطرح هم نبود. احمدی‌نژاد حتی داماد یک شخصِ خاص هم نبود!

رییس جمهور نهم ایران یک نفر آدم معمولی خارج از دایره‌ی قدرت بود. در دوران انتخابات هم اول مقبولیت مردمی را به دست آورد و بعد گروه‌های خاصی از حاکمیت با دیدن این مقبولیت و البته ارزش‌های شخصیتی و اعتقادی‌ش به او گرایش پیدا کردند.

..

حلاصه کنم، احمدی‌نژاد از خودشان نبود‍‍! ولی رام‌شدنی نشان می‌داد. کسانی جامعه را به دو دسته‌ی “مردم” و “مسولان” تقسیم کرده بودند و با زدوبند و ازدواج های سیاسی کانون‌های قدرت تشکیل داده بودند و غیرخودشان را در آن کانون‌های قدرت برنمی‌تافتند.

کسانی که “مسول” شده بودند و حاضر نبودند بعد از پایان مسولیت دوباره “مردم” بشوند و خیال می‌کردند آنها یک درجه از “مردم” بالاتر هستند احمدی نژاد را گرچه خارج از دایره‌ی قدرت اما رام شدنی می‌پنداشتند. و دقیقاً مشکل از زمانی شروع شد که دکتر چموشی نشان داد.
خیلی زود احمدی‌نژاد نه تنها از “مردم” بودن خارج و وارد “کانون‌های قدرت” نشد که بلکه می‌خواست مرز‌های ممنوعه را هم به هم بریزد. می‌خواست کاری کند که دیگر جامعه  دو دسته‌ی “مردم” و “مسولان” نباشد و البته متاسفانه دکتر این وسط زیرچرخ‌های کانون‌های قدرت “له شد”.
به گونه‌ای که تفکر عدالت‌خواهانه‌ی سوم تیر را حالا با کاردک باید از کف آسفالت جمع کرد و آرزوهای این‌همه جوان برای بازگشت به ارزشهای اول انقلاب دوباره یک رویایی دست نیافتنی‌ است.

قطعاً در این گناه هم خودِ احمدی نژاد مقصر است و هم ساده‌لوحی خودمان. آن بالا هم کانون‌های قدرت دارند به ریشمان می‌خندند که اگر نتوانستیم رام‌تان کنیم له‌تان که کردیم.

حالا شما بنشین هزارویک “پایداری” و “متحد” بساز، وقتی هیچ خطری برای کانون‌های قدرت نداری یعنی که از همین حالا رامی‌ و قطعاً کانون‌های قدرت هم کاری با تو ندارند.

این از پَرپَر کردن گفتمان بازگشت به ارزش‌های انقلاب.
اما گرگ‌های گرسنه‌ی کانون‌های قدرت از آنی که فکر می‌کنیم درنده‌ترند و به این له‌کردن اکتفا نمی‌کنند. باید راه‌کاری پیدا کرد که دیگر حتی امیدی به جوانه زدن دوباره مردمانی از جنس مردم در دل کانون‌های قدرت نباشد. باید به طبقه‌ی حاکمیت و مرزبندی میان “مردم” و “مسولان” وجهه‌ی قانونی داد. باید با خط‌کش قانون مانع ورود کسی از مردم به جمع مسولان شد. و این می‌شود که بزرگترین دغدغه‌ی برخی‌ها “تصویب قانون اصلاح انتخابات” می‌شود یا در خوش‌بینانه‌ترین فرض، از دل چنین قانونی چیزی بجز چنین مرزبندی میان “مردم” و “مسولان” نخواهد جوشید.

#آی‌کیویی در حد پنگون دارد کسی که این متن را تاییدی بر احمدی‌نژاد فعلی بپندارد.

صفحه 3 از 612345...قبلی »