وکیلانه » ائمه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته ائمه

هر روغن ریخته‌ای را نذر امام حسن نکنیم!

شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ دسته ائمه, انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۱۶ دیدگاه »

حوالی سال‌های انقلاب آقای خامنه‌ای چند کتاب از انقلابیون جهان اسلام را ترجمه کرده‌اند. ظاهراً  از جمله‌ی این کتاب‌ها یکی از جزواتِ شیخ راضی آل یس بوده که ترجمه‌ی آن در سال ۸۴ منتشر شده است به اسم “صلح امام حسن پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ”. متن این کتاب را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید. حدود ۱۷ سال پیش هم آیت‌الله خامنه ای در جمع مسولان وزارت امور خارجه از تعبیرِ “نرمش قهرمانانه” استفاده کرده است. متن این سخنرانی کوتاه را از این‌جا می‌توانید بخوانید. در روزهای اخیر  مجدداً این عبارت توسط ایشان استفاده شده و بحث‌های بسیاری را به وجود آورده است. در این خصوص چند نکته به ذهن‌م می‌رسد. 

.

.

۱) ” نه امریکا و نه بزرگتر از امریکا- اگر در قدرتهای مادّی باشد- قادر نیستند حادثه ای مثل حادثه صلح امام حسن (ع) را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. این جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه کربلا اتّفاق خواهد افتاد. ” (+) این جمله را آیت الله خامنه ای اردیبهشت ۷۹ گفته است. در نگاه اول “نرمش قهرمانانه” در تعارض با جمله‌ی بالاست. اما برای چه کسانی؟

۲) در نگاه برخی ولایت فقیه چیزی است از جنس مثلاً رهبران گروه‌های تندروی النصره یا نهایتاً القاعده که ماهیت‌شان با جنگ تعریف شده و کاری جز درگیری بلد نیستند و هدف‌شان هم  فقط نابودی استکبار است و حالا دست بر قضا حاکمیت یک کشور را به دست آورده‌اند. با چنین نگاهی هربار ولی فقیه از کلماتی بجز مقابله استفاده کند تعبیر به عقب‌نشینی می‌شود. در حالی که  ولی فقیه کارش هدایت کُلی جامعه است در مسیر اسلام تا هنگامی که مردم بخواهند. یعنی ماهیت‌ش با هدایت جامعه‌ تعریف می‌شود نه در مقابله با استکبار. هرچند کشورهای زورگو عموماً در مواجهه با چنین جریانی هستند.

۳) از سوی دیگر افرادی فکر می‌کنند در اسلام دو راه بیشتر وجود ندارد یا صلح امام حسن یا جنگ امام حسین! و متاسفانه خیال می‌کنند این دو مقابل هم هستند. دو تاکتیک کاملاً متفاوت در وقتی که قدرت داریم و وقتی که ضعیف‌یم. دو تاکتیک عرضی نه طولی! در حالی که این نگاه هم کاملاً اشتباه هست چرا که اگر قرار باشد رفتارهای کنونی را با رفتارهای ائمه مقایسه کنیم علاوه بر تطبیق دقیق شرایط بهتر است کُل جریان امامان شیعه را به عنوان یک انسان ۲۵۰ ساله تصور کنیم. انسانی که در مواقع مختلف تصمیمات مختلف اتخاذ می‌کند(همان روشی که در کتاب انسان ۲۵۰ ساله استفاده شده است) و لزوماً تا اسم نرمش آمد نیاز نیست سراغ صلح امام حسن برویم. چرا که  در خود رفتارهای ائمه هم مثلاً پذیرش ولایتعهدی توسط امام هشتم هیچ ربطی به صلح امام دوم ندارد.

۴) به نظرم قدم اول در تحلیل “نرمشی” که رهبر انقلاب از آن نام بردند تصحیح نگاه به ولایت فقیه است. ولی فقیه‌ی که اولاً ماهیت‌ش حفظ منافع مردم کشورش هست نه نابودی کشورهای زورگو. در ثانی مثل امامان شیعه تابعِ دمکراسی مردم‌ش هست. هم اگر اصلِ ولایت‌ش را نخواستند چه مثل امام اول حکومت حقه‌ش را رها می‌کند چه مثل امام دوم بعد از رسیدن به قدرت  از حکومت کنار می‌کشد. (خودش خودش را برکنار می‌کند). همان بحث مقبولیت و مشروعیت. هم‌اینکه در تصمیم‌گیری‌ها تا جایی که اصول زیرسوال نرود تابع مردم هستند. مثل جنگ جمل یا رفتار‌های سیاسی امام صادق  و امام رضا. به هر حال قبل از این‌که کسی بگوید این حرف یک عقب‌نشینی است بهتر است نگاه‌ش به ولایت فقیه را تصحیح کند.

۵) جالب اینجاست کسانی که تا دیروز ولی فقیه را انعطاف ناپذیر می‌دانستند حالا استفاده از تعبیر نرمش را شماتت می‌کند. ذهن‌های ساده‌ای که نزدیک‌ترین و ساده‌ترین تحلیل را فوراً بر زبان می‌آورند. هرچند تفاوتی هم نمی‌کند. چون رهبرانقلاب نشان داده‌اند هروقت پای منافع کشور در میان باشد کار خودشان را می‌کنند. لا یخافون لومه لائم! 

+ از آزادی برخی زندانیان سیاسی بخصوص نسرین ستوده خیلی خوشحال شدم. امیدوارم روزی برسد که هیچ زندانی سیاسی نداشته باشیم

ایکاش اقدامِ آقای پاپ در تک تک ما اثر کند

فروردین ۹ام, ۱۳۹۲ دسته ائمه, اجتماعی, طلبه نوشتنی ها | ۳ دیدگاه »

من یک مسلمان‌م. شاید به اجبارِ ژنتیک اگر نمی‌خواستم‌ هم باز یک مسلمان می‌بودم، اما همیشه سعی کرده‌ام بجز اجبارِ سجلی‌م دلیل دیگری برای اعتقاداتم به دین رسولِ مهربانی حضرت محمد (صل‌الله علیه و آله و سلم) داشته باشم. حالا هم که مرور می‌کنم دلایل بسیاری برای ترجیح اسلام بر سایر ادیان دارم.

امروز خبری را خواندم که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد و به فکر فرو برد:

پاپ فرانسیس رهبر جدید کاتولیکهای جهان در روز مذهبی پاشویان با چند نوجوان بزهکار در یکی از زندانهای ایتالیا دیدار کرد. پاپ در این مراسم پای دوازده زندانی را در مراسمی آئینی شست و بوسید. از جلمه پای یک دختر مسلمان را. می‌گویند در مراسم شام آخر حضرت عیسی مسیح پای حواریون‌ش را شسته و بوسیده است.

یکی دو جایی دیگر را هم دیدم. خبرِ خاصی یا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ ندیدم که  باعث شود از خوبی کارِ این مرد ننویسم. به لحاظِ اسلامی هم فکر نمی‌کنم ستودنِ کار خوبِ دیگران ولو رهبر مذهبی یک دین دیگر اشکالی داشته باشد. فکر نمی‌کنم اینکه بگویم این کارِ پاپ من را تحت تاثیر قرار داده هم نادیده گرفتنِ اشکالات دیگر سیستمی باشد که آقای پاپ رهبر آن است.

.

.

این خبر را که شنیدم یادِ قضایایی افتادم که از تواضع فراوان پیامبر اسلام شنیده بودم. یاد تواضع فراوانِ حضرتِ امام سجادمان. ماجراها و موضوعات فراوانی که نمونه‌ی آنها را در بین ائمه‌ی مذهبی دینمان کم نداریم.
ولی در عین حال در دلم افسوس خوردم از اینکه نمونه‌ی امروزی چنین تواضع‌هایی کجاست؟‌ همه‌ی ما شنیده‌ایم قصه‌ی مردی را که در بازار به پدر و مادرِ امامِ مجتبا اهانت کرد و آن بزرگوار در مقابل با مهربانی از او پرسید که مشکل‌ت چیست؟ گرسنه‌ای‌؟ سیرت کنم و الی آخر. اما هرگز توجه نکردیم که آن مرد به مادرِ حضرت، یعنی مقدس‌ترین نامِ دین‌مان حضرت زهرا (س) اهانت کرده بود. و امامِ مجتبا هم می‌توانست مثل بسیاری از افراد که وقتی به آن‌ها بی‌احترامی می‌شود می‌گویند بحثِ من نیست، به لباس روحانیت‌(!) توهین شده و باید پیگیری کرد عمل کند اما…
ما توجه نداریم مهربانی و گذشت راه سریعتری است برای رسیدن به بزرگی و مجد؛ بلکه فکر می‌کنیم مجازات و ترس همیشه باید باشد. ترسی که شاهِ پهلوی قطعاً بیشتر از آن را داشت. اما عاقبت‌ش؟

شاید آنقدری که منِ نوعی تحت تاثیر قرار گرفته‌ام خودِ آن زندانی‌ها تحت تاثیر قرار نگرفته باشند. کلاً کارهایی از این قیبل معمولاً برای دیگران جالب توجه است. همانگونه که دیدار‌های ساده و صمیمانه‌ی رهبر انقلاب با خانواده‌های شهدا از جمله خانواده‌های شهدای مسیحی برای دیگران جالب توجه‌تر از خودِ ماست. اما به هر حال ایکاش اقدامِ آقای پاپ روی تک تک ما تاثیر بگذارد. روی رفتارمان با اطرافیانمان. روی رفتارمان در همین فضای مجازی و در مقابله با مخالفین فکریمان.
من یک مسلمان‌م. اما به اجبارِ ژنتیک مسلمان باقی نمانده‌ام بلکه این دین را بهتر از دین‌های دیگر یافته‌ام و دقیقاً به همین علت است که وقتی مصادیقِ عملیِ آموزه‌های دینم را در جایی دیگر می‌بینم به فکر فرو می‌روم.

من اگر یک روحانی بودم شبهای زیادی را تا صبح بیدار می‌ماندم به فکر کردن. به فکر کردن به این‌که چه بایدکرد؟ چون می‌دانستم خبر این ماجرا روی مسلمانانِ نوجوانِ شناسنامه‌ای بی‌تاثیر نخواهد بود.

خطبه‌ای مهم اما کمتر شنیده شده از حضرت عباس (ع)

آذر ۲ام, ۱۳۹۱ دسته ائمه, کتاب | ۱۹ دیدگاه »

♦ در خصوص پیروزی مقاومت در غزه کمی به علتِ این پیروزی فکر کنیم. ها؟ پیروزی فقط در گرو مقابله است و در دنیای امروزی همیشه بهترین دفاع، حمله‌‌‌ است. همیشه! این از این. اما بعد

در خصوص مساله‌ی اباعبدالله الحسین (ع) حرف‌های گفتنی فراوان هستند و در ماه محرم به بسیاری از زوایای شخصیت حضرت پرداخته می‌شود. اما گاهی برخی مسائل کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. مثلاً همانگونه که می‌دانید مدت امامت اباعبدالله ۱۱ سال بوده اما اکثر قریب به اتفاق مطالبی که ما می‌دانیم مربوط به واقعه‌ی کربلا است یعنی تقریباً چند ماهِ آخر امامت‌شان. من به شخصه خیلی علاقه دارم در خصوص آن ۱۰ سال امامت ایشان بیشتر بدانم. در خصوص نحوه‌ی رفتار امام حسین با مسائل مختلف اجتماعی، اما تا کنون منبع مناسبی پیدا نکرده‌ام. شما منبع خوبی سراغ ندارید؟

نمونه‌ی دیگر از مسائلی که کمتر پرداخته می‌شود شخصیت حضرت زینب کبری (س) منهای قضیه‌ی کربلاست. البته شخصیت ایشان قطعاً با حادثه کربلا گره خورده اما در دوران لااقل ۴۰ و خورده‌ای سال زندگی این بزرگوار قبل از عاشورا، حوادث بسیاری اتفاق افتاده که مواجهه ایشان با این حوادث قابل تامل است. از سوی دیگر به نظر من ایشان باید نقش قابل توجهی در پرورش و تربیت جوانان بنی‌هاشم از جمله حضرت عباس، علی اکبر، قاسم‌بن الحسن و دیگران داشته باشند. یقیناً این پرورش توسط ایشان قبل از حادثه کربلا صورت گرفته و اگر منابعی از آموزه‌های ایشان موجود باشد، الگوی بسیار مهمی برای نقش زن در خانواده می‌تواند بشود.

.

به هر حال منظورم این‌که علی‌رغم احساس اشباع در خصوص واقعه کربلا هنوز مسائل بسیاری هست که کمتر پرداخته شده‌اند.
از جمله خطبه‌ای که جناب عباس‌بن‌علی (ع) در روز هشتم ذی‌الحجه‌ی سال ۶۰ هجری، یعنی در همان سالی که حج منتهی به کربلا می‌شود در مکه ایراد فرموده‌اند. من به شخصه تا همین چند روز پیش که یکی از خطیبان (حجه الاسلام‌ سیدمحمدحسین بحر‌العلوم میردامادی) روی منبر این خطبه را معرفی نکرده بودند از آن بی‌اطلاع بودم.  وقتی به اصل خطبه رجوع کردم بسیار شگفت‌زده شدم که خطبه‌ای به این مهمی و پر از نکته چرا کمتر در جامعه مطرح است؟‌ بخصوص در این زمان که بیشتر به “ظاهر” و یا نهایتاً به زور بازوی حضرت عباس (ع) پرداخته می‌شود ترویج این خطبه به نظرم کاری است مهم.

وقتی آدم کلماتِ این خطبه‌ی کوتاه را در کنار هم می‌خواند، به آخر که می‌رسد انگار تصویر حضرت عباس جلوی رویش نقش می‌بندد با تمام آن ویژگی‌هایی که از عباس سراغ داریم!

خوشبختانه در این خصوص یک منبع خوب هم وجود دارد. کتابِ ” خطیب کعبه” (+) به شرح این خطبه پرداخته است. در ادامه‌ی مطلب این خطبه‌ی کوتاه را می‌توانید بخوانید:

ادامه این مطلب را بخوانید »