وکیلانه » دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای

نباید انتظار را بر سر منتظران کوبید

جولای 12th, 2011 دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | 23 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

قبول دارم که منتظران مصلح خود باید صالح باشند، اما این به آن معنا نیست که تمام قضیه “ظهور” خلاصه شود در کوبیدن انتظار بر سر منتظران؛ حتی خود منتظران هم نباید چنین کاری انجام دهند چرا که انتظار “افسوس” نیست “افتخار است”، “نشاط” است، “تلاش” است.
و فرمود :”جهان به انتظار ما نیاز دارد” (+) یعنی جهان تشنه ایدئولوژی مهدویت است. ایدئولوژی که به انتظار نمی‌نشیند بلکه به انتظار می‌ایستد. ایدئولوژی که فقط نمی‌گوید “مهدی بیا”، بلکه خود می‌رود!
خود زنجیر‌های استعمار قدیم و مدرن را پاره کرده و می‌شود آنچه که شایسته آرمانشهری به نام جامعه مهدوی است
و آنگاه است که بشــر
خسـته و از هـمه جا مانده؛
ناگزیر، محتاج یک “مــــــوعـــــود” می‌شود …

تو پشت پلک‌های منی

جولای 5th, 2011 دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | 31 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

وقتی فکر‌ش را می‌کنم، می‌بینم دیدنت

آنقدر‌ها هم سخت نیست، فقط کافیست گاهی

چشمانم را ببندم ….

 

الّلهُمَّ اَرِنِی الطَّلعَةِ الرَّشیدَة وَ الغُرَّة الحَمیدَة و…

ساق پاهایش …

ژوئن 27th, 2011 دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | 20 دیدگاه »

 

 

اللهم صل علی المعذب فی قعر السجون
و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض بحق القیود ؛ و الجنازه المنادی علیها بذل

خدایا درود بفرست بر آن کسی که در قعر زندان‌ها و تاریکی چاه‌ها شکنجه می‌شد.
ساق پاهایش ؛ بر اثر حلقه‌های زنجیر کوبیده شده بود و بر جنازه اش منادی به خفّت صدا می زد….

 

راز این دو صحنه‌ی کاملاً متفاوت چیست؟

ژوئن 21st, 2011 دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | 53 دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

1) امام سجاد (ع) نقل می‌فرمایند که شب عاشورا در خیمه‌ام که کنار خیمه‌ی پدرم حسین بود،‌بیمار بودم و عمه‌ام زینب کبری(س) مشغول پرستاری از من. صدای پدرم حسین(ع) از خیمه‌اش به گوش می‌رسید که زمزمه می‌فرمود:”يا دهر اف لك من خليل/ كم لك بالاشراق و الاصيل/ من صاحب او طالب قتيل/ و الدهر لا يقنع بالبديل/ و انما الامر الى الجليل/ و كل حى سالك سبيلى” اشعار معروفی در مزمت روزگار. وقتی عمه‌ی سادات این اشعار کنایه‌ای را شنید به شدت گریه کرد تا از هوش رفت !

2) همین زینب (س) که تاب شنیدن کنایه‌ای مظلومیت حسین را ندارد و بی‌هوش می‌شود، در فاصله‌ی کمتر از یک روز، بعد از آنهمه مصیبتی که کمترین آنها تکه تکه شدن پسرانش است، عصر عاشورا زیر تکه پاره‌های بدن برادرش را می‌گیرد، به آسمان بلند می‌کند و با صلابت می‌فرماید:‌ اللهم فتقبل منا هذا القلیل… و آماده می‌شود برای سخنرانی‌های کوبنده!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لب دز نشسته باشی؛
غرق در فکر، که ناگهان قطرات حاصل از یک موج
، تو را از فکر بیرون بیاورد و حال
لب ساحل عشق حسین،می‌خواهم از فکر دنیا بیرون بیایم،‌ موج من می‌شوی؛ کربلا؟

امام‌خامنه‌ای ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸ + :‌
“از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى کارهائى که باید انجام بگیرد، این است که در این حوادث اخیر عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى آسیب دیدند – آسیبهاى مالى، آسیبهاى جانى، احیاناً آسیبهاى آبروئى – مسئولین کشور باید به کمک آنها بشتابند. آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدگان باید مورد حمایت قرار بگیرند”.
مثلاً با کتک زدن پدر و مادرشان در دادگاه ….

صفحه 2 از 912345...قبلی »