وکیلانه » دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای

آقا ، امام هادی ،دوستت دارم

سپتامبر 13th, 2010 دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | 447 دیدگاه »

به نام خدای زهراء

اردیهشت 87 ،  این عکس دل ما رو خون کرد

امــــا ،  سه شنبه 23 شهریور 89

و لحظه ای که قلب هر شیعه به تپش می افتد

و چشمانی که از نظاره بر این زیبایی سیر نمیشود

بقیع منتظر باش ، ما می آییم و زیباترین بارگاه جهان را می سازیم تا از شکوه عظمت تو سرها به زیر افکنده شود دیر نیست آن زمان….

والله آیــــــنده از آن حزب الله اســــــــــت، شک نکن !

به نظرم غیرت حکم می کند تمامی کسانی که دو سال پیش عکس تخریب را در وبلاگشون  قرار داده بودند امروز هم این عکس های زیبا را قرار بدهند . همچنین دو روز دیگه بیشتر به جمعه نمونده ، از همه رفقا می خوام اطلاع رسانی بیشتری در خصوص طرح “عزای تخریب بقیع ” داشته باشن

لینکنوشت ها و روزانه نوشت های دل  رو هم داشته باشید ( زبونم مو درآوورد!)

__________________________________________
توضیحی همراه با تشکر از بچه حزب اللهی ها  !
پیرامون اختلا ل چند ساعته در  سایت

پهنای باند تهیه شده برای سایت برای بازدیدی بسیار کمتر از چیزی که الان هست در نظر گرفته شده بود امـــا  به گواهی  سایت معتبر nic   در کمتر از 15  روز
“آینده از آن حزب الله”  بیش از 21   هزار بازدید کننده  داشت!
و این امر موجب اتمام پهنای باند شد . و سایت از سرور خارج شد .
به لطف خدا پهنای باند قابل مصرف  از ۱.۲ گیگابات در ماه به ۱۵ گیگابات  !  در ماه افزایش یافت و اگر نیاز بود باز هم افزایش می دهیم .
تا کور شود هر آنکه نتواند دید:

آینده از آن حزب الله است

غربت این زمین را کرب و بلا هم ندار د

* حتما قبل از خواندن از قسمت پادکست نوای روضه رو پخش کنید و همزمان بخوانید

روضه

______________________________________________________

امشب از فرشیان جدا شده ام  و همراه با عرشیان تا افلاک پر می کشم و از افلاک دوباره به زمین رجعت می کنم ، امّا نه ، زمین نیست این ، بهشت موعود است اینجا . همان که وعده داده شده . آرام و آهسته به جلو می روم . کنار درب غریبت می نشینم یا بقیع ، نیم نگاهی به باب الجبریل می کنم و صورتم را بر می گردانم به سمت خاک های آسمانی  آستانت ، و آنجاست که دلم گواهی می دهد  بقیع نیازی به سنگ فرش ندارد که بالهای پاک و مطهر جبرئیل گسترانیده شده زیر پای زائران !

الله پیامبری محبوب تر از محمد ندارد ، و عجیب اینجاست که پیامبری هم مظلوم تر از محمد نیست ! محمد فرستاده ی به حق خداست و  بر هر درد بی درمان بشریت دواست امـــا امان از دست این فرزندان ناپاک قابیل که چشم دیدن شکوه عظمت هابیلیان را ندارند  و دست به شنیع ترین اعمال می زنند که البته قرآن اعجاز لا یتغیر  احمد است  و قرآن نور است و آنانکه به نور توهین می کنند ، نار جهنم خود را فزون می کنند و شیاطینی هستند کودن که از دهلیزهای پر پیچ و خم جهالت دارند راهی می سازند تا جهنم و دیر نیست زمانی که به چشم  ذلت بار نظاره کنند  وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ (2) عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ (3) تَصْلَى نَاراً حَامِيَةً (4)تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ (5) لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ (6)

یا زهرا

غم ما  امشب اما چیز دیگری است ، داغ مظلومیت محمد است  که متجلی شده در غربت بقیع  و از دنیا سیرمان کرده . من مدینه نبوده ام اما نیک می دانم در غروب غربت غم انگیز مدینه به کنار بقیع که می رسی تنها یک کار از دست تو برمی آید و آن این است که سر خود را به نرده های بقیع بکوبی تا داغی را آشکار سازی که درونت را آتش زده !  حسن ، سجاد ، صادق و باقر ( علیهم السلام ) غریبان کوچه ی غربت بقیع هستند امـــا یا فاطمه من عقده از دل وا نکردم ، گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم …
نام بقیع گره خورده با چادر خاکی ، و بقیع را تو میدانی بزرگ از نمایش غربت شیعه بدان ، مادر شیعیان از بقیع هم حتی سهمی ندارد . آری مادر ما بی مزار است … بی بی    بی حرم ، قبرت کجاست مادر ؟
تا کنون هیچگاه به فکرت رسیده که روزی که بناست برای مادر حرم بسازیم قطعا باید جایی را تعیین کنیم به نام ” مقام محسن” ؟ آه … شایدم هم باید ضریح زهرا را شش گوش بسازیم تا محسن  برای مادر همانند اکبر باشد برای بابا ….
نه … اصلا باید تمامی دور تا دور درب سوخته را ضریح بکشیم امـــا من از همین الان بگویم که کسی حق ندارد به هیچ عنوان در ساختن ضریح از میخ  یا مسمار استفاده کند ، محسن هنوز زخمی از مسمار است …
آه یا مادر جان ، حال مرا می بینی قلمم را می بینی ، بیچاره نمی داند به چه بهانه ای روضه تو را شروع کند ؟! مادر جان بی تابم ، بی تاب بی تاب و ایکاش می توانستم همانند این اشک ها راحت ببارم …
مادر جان هر روز که می گذرد خورشید دلم بیشتر تنگ دلتنگ گرمای محبت تو می شود .
مادر جان یا زهرا کجایی ؟ به کدامین سو بنگرم تا تو را ببینم ؟ در مدینه آواره ی کدامین خیابان باشم و به دنبال کدامین زمین بگردم تا بوی چادر خاکی تو را از آن استشمام کنم ؟
من دنبال یک تکه زمین هستم که بوی خون از آن بلند است هنوز ، جایی که از دل خاک تا اوج افلاک نوری بلند است .
وه ! چه باشکوه است عظمت بارگاهت یا زهرا . اما نمی دانم چرا صدای نقاره خانه هایش آتش می کشد به دلم … صدایی به رنگ نیلی و به صوت سیلی …
آه  ، دلم را پیوند زده ام به نور قبرت یا مادر …. نظری نمی کنی به من ؟
دلم به وسعت دنیا  شکسته ، قلبم داغدار است و مجروح ، اما از همیشه بیشتر تشنه ام است ، تشنه ام … تشنه ی تشنه … تشنه ی محبت تو … تشنه ی مادری تو تشنه ی نوازش تو … ما طفل معصوم بشریتیم یا زهرا دستی بکش بر سر ما ، مهدیت را بگو بیاید  ،  مادری کن برای ما ، قول می دهیم فزندان خوبی باشیم برایت .
روضه ی من همین دو خط باشد :
می گویند همه چیز دیدنی است الا درد که چشیدنی است و شدت درد را باید از کسی بپرسی که چشیده است آنرا ، می خواهم آگاه شوم از عمق رنج مادر ؛
تو به من بگو رقیه سیلی خیلی درد دارد ؟

بعد نوشت

مراسم این هفته ی روضه مجازی
قرائت دعای توسل  توسط دلی پاک به نبایت از همه ی رفقا
تلاوت آیات مشخص شده توسط دوستان
روضه آنلاین ساعت 23 امشب ، مکان : نظرات همین پست
پذیرایی معنوی :
هدیه ی زیارت حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
هدیه ی ثواب زیارت عاشورا
هدیه ی ثواب زیارت جامعه ی کبیره

نکته مهمـــ

همانند هفته ی قبل  جهت اطلاع از میزان تلاوت و همچنین درخواست تلاوت بیشتر به  اولین پست  وبلاگ فرص الخیر مراجعه فرمایید .
پخش زنده ازحرم  عشق (کربلا)

پخش زنده از حرم دلبرای عـــباس

(دعای توسلِ سه شنبه ها صبح در حرم یاس رو از دست ندید !)

صفحه 9 از 9« بعدی...56789