وکیلانه » سیاست خارجی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته سیاست خارجی

خسارات پسابرجام

نوامبر 18th, 2015 دسته اجتماعی, انقلاب اسلامی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سیاست خارجی | 3 دیدگاه »
بله، دقيقا. من هم اگر اين روزها در بالا‌پائین‌ کردن‌های وب‌گردی‌م به تیتری مثل بالا برخورد کنم، احتمال‌ش تقریبا نزدیک به صفردرصد است که مطلب را بخوانم.  نه فقط در خصوص این مطلب که کلاً من مشتاقِ مطالبِ وبلاگی‌طورم. مطالبی از لابلای زندگی روزمره، که حالا ممکن است طعنه‌ی سیاسی هم داشته باشد.
 اما نه محصول ذهن یک نویسنده‌ای‌ست که خودش را موظف می‌داند صبح به صبح در صفحه‌ی سفیدی که روبروی‌ش باز شده تحلیل‌ش را بنویسد که محصول دردی یا شایدم شادی یا هر حسِ دیگری‌ست که در طولِ روز، نویسنده با جان‌ش حس کرده و حالا آمده منِ مخاطب‌ را در آن شریک کند.
مکرر در مکرر نوشته‌ام که بالاترین لذتِ من از وب، ز مانی‌ست که غرق در خواندن وبلاگ‌ها می‌شوم.
اما این مطلب؟
دو ماهی می‌شود برای یک کارِ پژوهشی حولِ محورِ “سلبِ مالکیت در معاملاتِ بین‌المللی” مشغولِ مطالعه سوابقِ این موضوع در ایران هستم. سلب مالکیت به طور خلاصه و ساده یعنی به‌هم‌زدن قرارداد.
بعد از موضوعِ ملی‌شدن نفت که سلبِ مالکیتِ مشروع محسوب می‌شود، مهم‌ترین پرونده‌های سلبِ مالکیت مربوط به بعد از انقلاب و کمیته‌های بررسی قراردهای خارجی‌ست. کمیته‌هایی که برای بررسی منافع ملی در قراردادهای خارجی تشکیل شد تا قراردادهای غبن‌آمیز را فسخ کند و تقریباً هیج قراردادی را تایید نکرد! شاید همین باعث شد پرونده‌های متعددی بخصوص از سوی ایالات متحده علیه ایران مطرح شود که در بسیاری از آنها به دلایل مختلف، جمهوری اسلامی مجبور به پرداخت خسارت شد.تا این‌جای کار، مسائل جالبی به چشم می‌خورد که به صورت مصداقی اگر فرصتی بود بعداً می‌نویسم.

اما پرونده‌های مهمِ بعدی، (که بسیاری در حد پرونده باقی مانده و شکایتی مطرح نشده) مواردی‌ست مربوط به لغو یک‌جانبه‌ی قراردادهای نفتی از سوی کشورهای خارجی بعد از اعمال تحریم‌ها در سال‌های اخیر. در قریب به اتفاقِ این پرونده‌ها (چه آنها که شکایتی مطرح شده و چه آنها که در عرصه‌ی آکادمیک بیان شده) طرفِ خارجی به بحث فورس‌ماژور استناد کرده و از زیر بارِ مسئولیت شانه خالی کرده. یعنی اعمالِ تحریم‌ها را عاملی اجتناب‌ناپذیر و غیرمترقبه دانسته که لاجرم مانعِ عمل به تعهدات می‌شود.

در دو سری موارد بالا، (سلبِ مالکیتِ شرکت‌های خارجی بعد از انقلاب و عدم پذیرش مسئولیتِ‌ شرکت‌های خارجی بعد از تحریم) دُرشت‌ترین چیزی که به چشم می‌خورد و باعث ایجاد خساراتِ بزرگ برای کشور شده، عدم رعایت مسائل حقوقی‌ست. مسائلی که اگر بعد از انقلاب رعایت می‌شد پرداخت خسارات به حداقل می‌رسید و اگر هنگام عقدِ قراردادها در نظر گرفته می‌شد، شاید می‌توانستیم بعد از تحریم، خسارت مطالبه کنیم. استپ. خوشبختانه قانون در عرصه‌ی معاملات بین‌الملل آنقدر‌ها هم کشک نیست.آزاد.
اصل حرف‌م اینجاست
 علی‌قاعده بنا به تجربه‌ی مواردِ فوق حالا که دوباره قراراست قرارداد‌های نفتی بسته شود، باید دقت بسیار بالایی در تنظیمِ آنها صورت بگیرد تا تحت هرشرایطی، عدم تعهد شرکت‌های خارجی موجب پرداخت خسارت شود. در این‌سالها در محیط‌های آکادمیک بحث‌های بسیاری روی قراردادهای نفتی صورت گرفته که انتظار می‌رفت برای این روزها کارآیی داشته باشد اما…!
اما متاسفانه در عمل محرمانه‌بودن مهم‌ترین ویژگی‌ قراردادهای نفتی این روزها شده است. معلوم نیست کمیته بررسی قراردادهای نفتی قرار است قراردادها را تحت چه الگویی تنظیم کند؟ این موضوع زمانی نگران کننده می‌شود که زمزمه‌های فراوانی از تبدیل قراردادها به “مشارکت در تولید” به گوش می‌رسد. از آنجایی که قراردادهای نفتی طولانی مدت هست، بهتر نیست بجای این‌که بیست‌سال دیگر از خسارات این نوع قراردادها بگوییم، همین حالا با میدان دادن به متخصصان از این خسارات جلوگیری کنیم؟
این مطلب برای دزمهراب (+) نوشته شده است.

آل سعود سهل‌انگار نیست، جنایتکار است

سپتامبر 26th, 2015 دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, برای بحرین, جنگ و جبهه, سیاست خارجی | 5 دیدگاه »

ناهار خونه‌ی دادش بزرگه مهمان بودیم که متوجه خبر فاجعه‌ی منا شدیم. اول که کامِ همه تلخ شد هرکسی نظری می‌داد، اما چند دقیقه بعد همه ساکت شدند. انگار همه داشته باشند به دردِ مشترکی فکر کنند. بابا، سرِ حرف را شروع کرد. انگار ته دلِ‌ همه را دیده باشد. وقتی گفت: “درست یادِ روزی افتادم که خبرِ حمید را آوردند.” دوباره همه به حرف آمدند. با حسرتی بزرگ.
مادر از شبِ “بیرق زنون” دایی حمید گفت. اینجا رسم است شب عیدِ قربان، همه منزل حاجی جمع می‌شوند به شادی و “بیرق زنون”. بیرق، پرچم‌های کوچکِ سبزرنگی است که به تعدادِ‌ اعضای خانواده‌ی حاجی روی پشتِ بام منزل‌ش با کلی شادی و کِل‌کشیدن نصب می‌شود. می‌گویند برای این است که بعد از آن فقرا بدانند باید درب کدام خانه را بزنند. مادرم داشت از شب “بیرق‌زنونِ” دایی حمید می‌گفت، که چقدر همه شاد بوده‌اند و چقدر خوشحال. تعریف میکرد که نزدیکانِ حاجی، شبِ بیرق‌زنون حنا می‌بندند. بعد مادرم آرام شد.

پدر، ادامه‌ی حرف‌ش را داد که فردا صبح یکی از آشنایان محکم و با عجله درب خانه را می‌زده. وقتی دم در رفته‌اند به گمانِ‌ این‌که از ماجرای کشتارِ‌ حاجیان توسط سعودی‌ها خبر داریم مدام جویای حالِ دایی شده. پدر می‌گفت شوکه شده‌ام. داداش دومی که کوچیک بوده یادِ سیم‌تلفنی می‌افتد که از خانه‌ی همسایه تا منزل دایی کشیده‌اند و از روزی که تا شب داداش بزرگه پای تلفن بوده برای کسب خبر.

مادر یکهو یادِ مراسم تشییع دایی می‌افتد که زن‌ها به دست‌های حنا بسته‌ برای بیرق‌زنونِ دایی‌حمید اشاره می‌کرده‌اند و می‌گفته‌اند کاش می‌شده این دست‌ها را برید. آخه کی تو مراسم تشییع عزیزش دست‌هاش حنا بسته‌ست؟

پدرم از شبی تعریف می‌کند که حاج صادق آهنگران و چندنفر دیگر منزل دایی حمید رفته‌اند و برای مادر و پدرش واقعه را تعریف کرده‌اند. که بعد از بهم خوردن مراسمِ برائت، حجاج سمت هتل‌ها می‌روند. اما سعودی‌‌ها راه را می‌بندند. حجاج فرار می‌کنند. هرکسی هر دری را باز می‌بیند وارد آنجا می‌شود. دایی‌حمید هم وارد یکی از این ساختمان‌ها می‌شود. اما وقتی صدای زن‌های ایرانی گرفتار دست سعودی‌ها را می‌شنود طاقت نمی‌آورد. می‌رود بیرون و برای رها شدن زنان با سعودی‌ها درگیر می‌شود. روی پل “حجون” دایی حمید را محاصره می‌کنند. یکی از سعودی‌ها اسلحه‌اش را بیرون می‌کشد و به سمت دایی شلیک می‌کند. احتمالا پایش مجروح میشود. دایی روی زمین می‌افتد. کشان کشان او را می‌برند می‌اندازد داخل یک کمپرسی و درب بزرگ و آهنین کمپرسی را روی دست‌های دایی می‌بندند.

بابا ادامه می‌دهد حرف که به این‌جا می‌رسد، مادرِ حاج حمید می‌گوید پس شما بودید و پسرم را بردند؟ بابا می‌گوید حاضرین در مجلس چیزی نمی‌گویند اما بیرون که می‌آیند کبودی‌های بدن‌شان را نشان می‌دهند که همه غرق خون بوده‌اند و کاری از دست‌شان برنمی‌آمده. راوی اصلی که میگوید از شدت جراحات وسط همان خیابانی که دایی شهید شده بیهوش می‌شود.

مادر انگار دوباره داغش تازه شده‌ باشد. می‌گوید تا هفته‌ها سرِ مزار هربار زنی شیون‌کنان می‌آمده و می‌گفته این من را از دست سعودی‌ها نجات داد. بعد اما مادرم یکهو ساکت می‌شود و آرام می‌گوید دوچرخه!
همه تا انتهای ماجرا را می‌خوانیم. قصه این است که دایی حمید شب قبل از شهادت‌ش با یکی از هم‌کاروانان از دوچرخه‌ای می‌گوید که قول داده برای “محمد” پسرش بخرد. رفیقِ دایی دوچرخه را می‌خرد. سوغاتی که هیچ‌وقت دایی ندید برای پسری که هیچ‌وقت دیگر پدرش را ندید.

تا این‌جای کار همه گرم حرف زدن بودند. بجز داداش بزرگه. تمام مدت ساکت بود. داداش دومی می‌گه داداش بزرگه یکی از تنها کسانی بوده که جنازه‌ی دایی حمید را دیده. دست‌های ورم کرده و بدن کبود و… .

عصر که از منزل داداش بزرگه برمی‌گردیم. تنها چیزی که آرام‌م می‌کند سخنان خمینی کبیر است. همین یک جمله‌اش که :”اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذريم، نمى توانيم از مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يک باب ديگرى است…”

#محمد جان، از پسردایی عزیزتر، منو ببخش اگر اینجا رو خوندی… .

250000000

چرا مذاکرات هسته ای کش می آید؟

مه 15th, 2015 دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | 1 دیدگاه »

منافع اقتصادی، تنها گزاره‌ای‌ست که همه‌ی کشورها اتفاق‌نظر دارند باید رعایت شود. اقتصاد، مثل “دمکراسی “، “آزادی “، “حقوق بشر ” و دیگر واژگان به شدت دستمالی شده نیست که نتوان مصداقی را که همه‌ی روی آن اجماع داشته باشند برایش یافت؛ و حالا در مذاکرات هسته‌ای دست‌ِ‌کم پنج‌ کشور از هفت‌ کشور مذاکره‌ کننده، به طور قاطع نمی‌توانند بگویند منافعشان در توافق است یا در عدم توافق؟

*****

از روسیه شروع کنیم. برخلاف مذاکرات سال ۹۲ که وزیر امورخارجه‌ی روسیه نقش و حضور فعالانه‌ای داشت، در دور اخیر مذاکرات بیشتر نقش او، خنثی بود. تا آنجا که معاون وزیر امورخارجه‌اش برای مذاکرات حاضر شد؛ و در روز قرائت بیانیه‌، نه حتی همین معاون وزیر امورخارجه که یکی از مدیران سیاسی وزارت امورخارجه‌ی روسیه در کنار پرچم روسیه ایستاد. این‌ها البته نه اتفاقی که حاوی پیام‌های مشخصی است.
علت را می‌توان در بحران اوکراین جست‌جو کرد. سال ۹۲ هنوز بحران اوکراین شروع نشده بود و روابط غرب و روسیه اینچنین تیره نبود! همچنین در مذاکرات سال ۹۲ بحث خروج احتمالی مواد غنی‌سازی شده از ایران مطرح بود و روسیه امید داشت نقش شبه‌محوری ایفا کند اما با رد این احتمال از سوی ایران، روسیه‌ی ناامید، منافع خود را بیشتر از همه نه در توافق و نه در عدم توافق بلکه بر ادامه‌ی همین روند دید.

کشور بعدی چین است. ادامه رشد اقتصادی مهم‌ترین موضوع برای این کشور است و چین از یک سو برای ادامه‌ی پیشرفت اقتصادی به خاورمیانه‌ای آرام نیاز دارد، پس توافق برایش بهتر است؛ اما از سوی دیگر حل و فصل مشکلات بین ایران و ایالات متحده، باعث خواهد شد که امریکا فرصت بیشتری برای سرک کشیدن به حیات‌خلوت چین یعنی خاور دور داشته باشد و چین نمی‌خواهد بازار آرام و مطمئن خاور دور را از دست بدهد یا برای آن رقیب پیدا بشود؛ بنابراین در حال حاضر بیشتر منافع برای چین هم نه در توافق نه در عدم توافق، بلکه بر ادامه‌ی همین روندِ کش‌دار استوار است.

اما فرانسه، شاید در عالم رسانه فرانسه غلیظ‌تر از همه و بیشتر نماینده‌ی اسرائیل و تندروهای ایالات متحده باشد و اگر نگرانی بابت وجه‌ و آینده سیاسی نبود، فابیوس که اصالتاً یهودی‌زاده است دوباره میز مذاکره را بهم می‌ریخت.

اما در واقع فرانسه از یک‌سو روابط اقتصادی قوی با کشورهای عربی دارد و به طور میانگین در سال ۲۰۱۳ صادرات این کشور به کشورهای عربی ۴۰ درصد افزایش داشته و از سوی دیگر بزرگ‌ترین شرکت خودروسازی فرانسه یعنی پژو سال‌های سال است که به جهت خیال آسوده از بازار ایران زحمت بازاریابی در دیگر کشورها را به خود نداده و قطع روابط اخیر پژو با ایران باعث ضربه‌ی شدید به دومین شرکت خودروسازی اروپا شده است. هرچند فرانسه ادعا می‌کند این ضربه آنچنان نیست که پژو را ورشکست کند اما نگاهی به آمار این سؤال را ایجاد می‌کند که فرانسه ۴۰۰ هزار خودرویی را که سالیانه به ایران می‌فروخته، می‌خواهد در کدام بازار و چگونه در رقابت با خودروسازی‌های امریکا و سایر کشورها آب کند؟

شاید تصور شود سود فروش پژو با سود صادرات به کشورهای عربی دَر! اما اولاً حجم بالایی از این صادرات، تسلیحاتی است و تا زمانی ادامه خواهد داشت که ایران‌هراسی برای کشورهای عربی وجود داشته باشد، در ثانی شاید در ظاهر این دو نوع صادرات، صادرات فرانسه باشد اما در واقع پول را روانه‌ی جیب دو گروهِ مجزا خواهد کرد و این دو گروه هرکدام اهرم‌های خود را برای فشار بر دولت دارند!

تعارضِ نظرِ داخلی دو بازیگر اصلی مذاکرات یعنی ایران و ایالات متحده‌، برای مذاکرات هم این روزها آنچنان واضح و روشن است که بی‌نیاز از توضیح باشد. سنا به شدت با دولت اوباما مخالفت می‌کند و این مخالفت قطعاً نه از سر نگرانی برای آرامش خاورمیانه که محصول روابط پیچیده‌ی ثروت و قدرت است.
در ایران نیز به طور واضح دولت منتظر امضا‌ی توافق‌نامه برای رفع جدی مشکلات اقتصادی است و مجلس به فرضِ حلِ مشکلات اقتصادی بعد از امضای توافق، نگران بعدعهدی و “دبه ” درآوردن طرف مقابل است؛ و در این میان البته رهبر انقلاب بارها تذکر داده‌اند که رفع مشکلات اقتصادی، با نگاه به داخل کشور مقدور است.

در خصوص انگلستان و آلمان هم مواردی وجود دارد. هرچند انگلستان با انتخابات اخیر می‌تواند با خیالی آسوده‌تر در مذاکرات باشد، اما در آلمان دولت ائتلافی سیاه و سفید بر سرِ کار است؛ یعنی “مرکل ” از آنجایی که نتوانسته با احزاب هم‌پیمان خود دولت تشکیل دهد مجبور به ائتلاف با متعارض‌ترین حزب شده و این میان وزارت امورخارجه به رقیب انتخاباتی “مرکل ” یعنی “اشتاین مایر ” رسیده است؛ اما علی‌رغم این اختلافات، آلمان آنچنان مقهور و زیر سلطه‌ی صهیونیست‌هاست که حتی فکر مخالفت با اسرائیل به مخیله‌ی کسی هم نمی‌رسد.

*****

در مجموع اولاً باید دانست که هر وجه از منافعِ اقتصادی یاد شده در کشورهای مختلف، افراد مختلفی را به ثروت خواهد رساند و این افراد حتماً از اهرم‌های خود برای فشار به دولت‌ها استفاده خواهند کرد و در ثانی باید نقش مهم نفت را به این معادله افزود که آنرا بسیار پیچیده‌تر می‌کند؛ و این گمان را قوی‌تر که منافعِ اکثر کشورها در ادامه‌ی همین روند کج‌دارومریز است.

به‌ هر روی مناقشه‌ی اتمی ایران هرچه که هست، مذاکره برای رفع نگرانی‌های “صلح ” و “آرامش ” نیست؛ بلکه مشخصاً مذاکره برای منفعت است و در این میان جمهوری اسلامی باید بیشتر از “اعتماد سازی ” که دروغی بیش نیست، به این منفعت فکر کند.

* این مطلب برای وب‌سایت “الف” نوشته شده است (+)

گاهی فقط 14 روز!

آوریل 22nd, 2015 دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | 7 دیدگاه »

سه سال قبل وقتی آقای خامنه ای حساب اتفاقات سوریه را از بقیه ی کشورهای عربی جدا کرد، تقریباً تک تک وبلاگنویسان مخالف، انتقاد کردند و به نظرشان این “سیاه نمایی ماست در روز روشن” آمد. اما حالا که اژدهای “داعش” از دل “دمکراسی‌خواهی ـ انگاری ـ ها”ی دوستان بیرون آمده و دارد تتمه‌ی انسانیتِ مصون مانده از دست بشر را نشخوار می کند، همه از آن انزجار می‌جویند. هیچ‌ کسی هم حاضر نیست بپذیرد داعشِ حالا، همان گرگی است که سه سال پیش هسته‌ی اولیه‌اش لباس میش پوشیده بود و بسیاری گول‌ش را خوردند و به افتخار “گذار به سمت دمکراسی”ش کف مرتب می‌زدند.

×××××

هنگامی که دارندگان و استفاده کنندگان از بمب اتم با ایرانِ فاقد سلاح هسته‌ای پیرامون اطمینان از صلح جهانی در حال مذاکره بودند، خبر رسید عربستان به یمن حمله کرده است. خبر کوتاه بود اما باور چرایی آن دشوار!

 عربستان که تنها دارای انتخابات شورای شهر آنهم با مشارکتِ 400‌هزار نفر از جمعیت 27 میلیونی‌ست (+) و در فرهنگ لغات‌ سیاسی‌ش ” انتخابات ریاست جمهوری” واژه‌ای بی‌معناست، به دلیل عدم پذیرش مذاکرات پیرامون اختلافات سیاسی انتخاباتی توسط حوثی‌ها به یمن حمله کرده است. دنیای عجیبی است، نه؟

عربستان ثروتمند‌ترین کشور عرب، با ارتشی تا بُن‌دندان مسلح به سلاح‌های امریکایی و تحت حمایت کامل جامعه‌ی جهانی (!) بود و حوثی‌های یمن گروهی با کمترین امکانات از فقیرترین کشور عرب. نتیجه‌ی چنین حمله‌ای از قبل مشخص است. آنقدر مشخص که حتی روزنامه‌های ایران مهمترین رقیب عربستان در آخرین روز حمله هم از طولانی بودن جنگ و تغیرات ژئوپلتیک در منطقه نوشته بودند. اما شبی که این تحلیل‌ها زیر چاپ بود، خبر آمد عربستان بعد از 27 روز پایان حملات خود به یمن را اعلام کرده. بدون هیچ نتیجه ای. منصور هادی به قدرت بازنگشت، انصارالله هم نابود که نشدند هیچ به تنگه‌ی استراتژیک باب المندب هم نفوذ کردند.

.

.

اما جالب‌ترین اتفاق این بود که معاون وزارت امور خارجه‌ی ایران، پیش از عربستان خبر توقف تجاوزات را اعلام کرد! (+) این اعلام خود بزرگترین نشانه از وزن ایران در معادلات منطقه‌ایست. وزن و اندازه‌ای که ناشی از یک هوش سیاسی و پیش‌بینی‌های دقیق است. پیش‌بینی‌های رهبری (+) که گاهی سه سال طول می‌کشد تا به تحقق برسد، گاهی 33 روز و گاهی هم فقط 14 روز!

صفحه 2 از 1312345...10...قبلی »