وکیلانه » سیاست خارجی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته سیاست خارجی

فراموش نکنیم؛ کدخدا لخت است!

آوریل 4th, 2015 دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | 11 دیدگاه »

این نوشتار به دنبال مخالفت با اصل مذاکرات هسته ای نیست. همچنین تحلیلی برای رسیدن به یک هدف سیاسی هم نیست؛ و نیز به علت رعایت اصل انصاف و عدم قضاوت زودهنگام به دنبال تقبیح یا تقدیس ماحصل مذاکرات هم نیست. این نوشتار، صرفاً یک‌ یادآوری است. یک تذکر.

1) هرچند سخت است در این روزها از این زاویه بخواهیم به مذاکرات هسته‌ای نگاه کنیم. در روزهایی که اکثر فضای رسانه‌ای کشور به دو قطب تقسیم شده است. گروهی صرفاً به دفاع از “هرآنچه ” مربوط به مذاکرات هسته‌ای است می‌پردازند و گروهی دیگر به مخالفت با “هرآنچه ” مربوط به مذاکرات است؛ و جالب این‌که در بسیاری اوقات، خودِ مذاکرات هم دیگر مهم نیست و این دو گروه صرفاً مشغول تبادل آتش فی‌مابین هم هستند.
البته این فضا یک فرصت هم هست. فرصتی برای محک زدن “تقوای سیاسی ” یا سنجش میزان “وطن دوستی “. همه‌ی ما می‌توانیم در چنین فضا و چنین روزهایی به عمق قلبمان مراجعه کنیم و با وجدانمان به قضاوت بنشینیم که علی‌رغم تفاوت نظرات با دولت، آیا یک توافق مثبت به سود مردمان کشورمان، ما را آزرده خاطر می‌کند؟ چون توسط این دولت به دست آمده؟ یا اینکه ببینیم علی‌رغم وابستگی فکری به دولت و مذاکره‌کننده‌گان راضی به هر توافقی ولو به ضرر مردمان کشورمان می‌شویم؟ در کل آیا حاضریم واقعیت را بپذیریم یا از همان قبل از اعلام نتایج، بر اساس قبیله‌گرایی تصمیمان را گرفته‌ایم؟

2) نکته‌ی دیگری که ذکر آن در ایام فروردین و سالگردِ رأی به جمهوری اسلامی خالی از لطف نیست مقایسه‌ی این روزهای برخی افراد بین مذاکره‌ کنندگان فعلی و دوره‌ی قبل است. فرای از ماهیتِ این مقایسه، نفس این تفاوت بیانگر عمق “جمهوریت ” نظام اسلامی ایران است. عمق نفوذ آرای مردم در نظام اسلامی ایران تا مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، کاربرد دارد؛ و هرکسی آرای مردم را داشته باشد با حمایت قاطع رهبر انقلاب قادر به تصمیم‌گیری در هر زمینه‌ای‌ست.

3) اما از این‌ها گذشته، حالا که با تدبیر رهبر انقلاب این فضای دو قطبی به شدت تعدیل شده است، موقعیت خوبی است برای تذکّر برخی نکات. بهترین موقعیت است برای اینکه زیر بمباران خبرهای ریز و درشتی که می‌رود واضح‌ترین مسائل را نه تنها در افکار عمومی جهان، بلکه در کشور خودمان هم زیر آواری از “خبر و تحلیل ” مدفون کند بشویم کودک قصه‌ی معروف “کریستیان آندرسن ” و فریاد بزنیم: “پادشاه لخت است “!

چرا که واقعیت همین است. ما هرگز نباید فراموش کنیم، ایرانِ فاقد سلاح هسته‌ای در حال مذاکره با دولت‌های دارنده و استفاده کننده از سلاح هسته‌ای است، برای اینکه به این دولت‌ها اطمینان بدهد هرگز خطرِ هسته‌ای برای اسرائیلی که از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کند نیست. دارندگان و استفاده کنندگان از بمب اتم دارند با ما مذاکره می‌کنند برای اطمینان خاطر عربستانی که دارد شبیه‌تر از هر زمان به همتای عبری خود می‌شود و بی‌هیچگونه حیایی اردوگاه آوارگان را هدف قرار می‌دهد.

رسانه‌های ما باید قوی‌تر از هر زمان فریاد بزنند: “کدخدای خودخوانده‌ی جهان، لخت است!” کدخدای خودخوانده رسواست وقتی رئیس‌جمهورش واضح و روشن می‌گوید ما برای خاطر صلح جهانی از ایران خواسته‌ایم پروتکل الحاقی را امضاء کند تا من بتوانم با نخست‌وزیر اسرائیلی (که هرگز حاضر به پیوستن حتی به ان‌پی‌تی هم نیست) تماس تلفنی برقرار کنم و به او اطمینان خاطر بدهم ایران خطری برای صلح خاورمیانه نیست.

آری، ما هرگز نباید فراموش کنیم که علی‌رغم اقتدار، مظلومانه در حال مذاکره با ظالمان عالم هستیم. ظالمانی که اگر توان کاری غیر از مذاکره و تحریم را داشتند در نابودی ما حتی لحظه‌ای هم تردید به خود راه نمی‌دادند.

این مطلب برای سایت الف نوشته شده است (اینجا)

جناب آقاي سيدمحمد خاتمي؛ شما لطفا ساكت !

اکتبر 1st, 2013 دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سیاست خارجی | 131 دیدگاه »

اول) من به آقاي روحاني راي نداده‌ام. فاصله‌ي تفكراتي من با هسته‌ي اصلي هوادارانِ پيش از انتخاباتِ آقاي روحاني هم اگر به اندازه پرواز مستقيم  “انقلاب” ” فيفث اونيو” نباشد كمتر نيست. تا پيش از اولين نشست خبري آقاي رئيس‌جمهور هم فكر مي‌كردم بعد از 8 سال پوزسيون، حالا اپوزسيون مي‌شوم و مي‌نشينم يك‌كنار، نفس راحت مي‌كشم. چايي نبات نعنايي سرمي‌كشم و دولت هركاري كرد انتقاد مي‌كنم. نيازي هم نيست براي تك تك كارهاي انجام داده و انجام نداده دولت‌ي كه هوادارش هستم پاسخگوي مخاطبم در بين اقوام و دوستان و محل كار و فضاي مجازي باشم. اما اين‌گونه نشد.

خوشبختانه يا متاسفانه آقاي روحاني نه كه بگويم فراتر از چيزي كه تصور مي‌كردم بلكه بسيار متفاوت از چيزي كه گمان مي‌كردم ظاهر شد و دقيقاً به همين خاطر براي چندين و چندمين بار، و آخرين بار همين تماس تلفني موضعم دفاع از ايشان شد. و اين دفاع، نه يك برگشت از تفكراتِ قبلي، نه يك اجبار، نه يك خسته شدن و نه هيچ چيز ديگري نبود. بلكه واقعاً به نظرم كارهايي كه از آنها دفاع كرده‌ام درست بوده است. اما اين وسط يك مشكل بزرگ وجود دارد!
همان‌كه دقيقا فرداي بعد از انتخابات نوشتم از آن مي‌ترسم. (نكته‌ي 7 اين مطلب) اينكه گاهي آقاي روحاني كارهاي درستي انجام دهد و يك حزب‌الهي موضعِ دفاع‌ش از كارِ درستِ رئيس‌جمهور با موضع اصلاح‌طلبان يكي شود. آن‌وقت است كه آوارِ تهمت و “از تو انتظار نمي‌رفت” و ” امير!عوض شدي” و “تو ديگه چرا؟”‌ست كه بر سر آدم خراب مي‌شود. و بر اثر اين‌همه “تذكراتِ دوستانه!”‌  چه شب‌ها و دم صبح‌هايي كه با خودت مي‌گويي نكند واقعاً من دارم اشتباه مي‌كنم؟ بعد كه  احساسات را مي‌بوسي و مي‌گذاري كنار  و با خودت دودوتا چهارتا مي‌كني مي‌بيني واقعاً براي حرف‌ت منطق داري و اگر بخواهي حرفي را كه اكثرِ‌ طيفِ فكري نزديك به تو مي‌زنند را بزني، منطقي جز تكرار دلايلِ‌ ديگران نداري. به اين نتيجه مي‌رسي كه بگويي بي‌خيال ديگران!
بگذار حرف خودم را بزنم. اگر در درست يا غلط بودن‌ش قدري ترديد داريم مهم نيست، مهم اين است كه مطمئن هستم اين حرف، حرفِ خودم هست. حرفي كه با منطق و فكرِ خودم به آن رسيده‌ام نه به خاطر همرنگ شدن با جماعت. يعني مي‌خواهم بگويم در كل دفاعِ منِ نوعي از آقاي روحاني، دفاع از تفكراتِ اصلاح‌طلبي و اينها نيست. دفاع از يك عملكرد است نه يك عقب‌گرد. پس دقيقاً به همين خاطر بايد گاهي با پشت دست كه نه با نوك خودكارهم كه قديمي شده با فشار دادن دكمه‌هاي كيبرد زد توي دهن برخي‌ها!

دوم)‌

“وجود اين جريانات  خشن نشانه آزادي بيان و آزادي فكر نيست، نشانه تخريب و دهن كجي به آراي ملت و تصميمات رهبري است”.

به نظرتان جمله بالا را چه كسي گفته؟  آقاي صفار هرندي بعد از پرتاب لنگه كفش به ايشان در دانشگاه در سال 89؟ امام جمعه محترم تهران بعد از آتش‌زدن مسجد لولاگر توسط معترضانِ سال 88؟ فرمانده سپاه پاسداران در واكنش به حمله به حوزه بسيج عاشورا در سال 88؟ رئيس‌ دفتر آقاي احمدي‌نژاد در واكنش به آتش‌زدن عكس رئيس‌جمهورِ قانوني مملكت در دانشگاه جلوي چشمان رئيس‌جمهور؟  يا… نه. اشتباه نكنيد! اينها جملات جنابِ آقاي سيدمحمدِ‌ خاتمي است در واكنش به حوادث فرودگاه مهرآباد و اعتراض به آقاي روحاني!

  كارتونِ ساعتِ برناد يادتان هست؟  همان پسركي كه هر وقت دل‌ش مي‌خواست دكمه را مي‌زد و ساعت را نگه مي‌داشت يا عقب و جلو مي‌كرد؟‌ ايكاش يكي از آن‌ها را داشتيم. مي‌رفتيم جلوي آقاي سيدمحمد خاتمي. يواشكي دستمان را مي‌گذاشتيم توي جيبمان روي دكمه‌ي ساعت. به آقاي خاتمي مي‌گفتيم. مستر!‌ شما اين جملات را فرموده‌ايد؟‌ و تا مي‌گفت بله! دكمه را فشار مي‌داديم. تاريخ را 4 سال مي‌كشيدم عقب، مي‌رفتيم وسط آشوب‌هاي سال 88، مثلاً زير پل مديريت، بعد دوباره دكمه ساعت را مي‌زديم و رو به آقاي خاتمي مي‌گفتيم: حاج آقا! دوباره همين جمله را تكرار مي‌كنيد لطفاً؟‌! 

تماس تلفنی گرگ و میش در دقیقه ۹۰!

سپتامبر 28th, 2013 دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | 55 دیدگاه »

اولين نشست خبري آقاي روحاني شايد اولين حركتي بود كه نگاه‌ها را نسبت به رئيس‌جمهور يازدهم تغيير داد يا بهتر بگويم تعديل كرد. در پاسخگويي به سوالات،  تندگويي و تندرويي كه نيروهاي ارزشي از روحاني انتظار داشتند ديده نمي‌شد و در عين حال اصلاح‌طلبان هم از اولين نشست خبري راضي بودند. همين رويه در ادامه‌ي كار بيشتر و بيشتر ديده مي‌شد. رضايت نسبي همه‌ي طرف‌ها از روحاني بيشتر از هرچيز حكايت از تميزكار كردن آقاي رئيس‌جمهور داشت. ريس‌جمهوري كه بالاتر از تصورها ظاهر شد.

در قضيه‌ي سفر به نيويورك اين تميزكاري به اوج خود رسيد. رضايت همزمان رجانيوز و اعتماد! اما در دقيقه‌‌ي نود اتفاقي رخ داد كه قطعاً سبب حرف‌ و حديث‌هاي متفاوتي خواهد شد. تماس تلفني شيطان بزرگ با محور شرارت! اتفاقي كه حالا مي‌گوييم حرف‌ها و حديث‌هاي متفاوتي ايجاد مي‌كند در واقع زلزله و طوفاني است كه واقعاً معلوم نيست چگونه اينقدر خفيف شد. اتفاقي كه نوشتن‌ پيرامون‌ش سخت است.

در حالي كه حتي حرف‌زدن درباره رابطه با امريكا تا همين شش ماه پيش يك تابوي بزرگ محسوب مي‌شد، حالا به گونه‌اي‌ست كه انگار همه منتظر آن بوده‌اند!‌ چرا؟ نياز هر دو طرف به مذاكره؟ بي‌فايده بودن اين قطع رابطه؟ رسيدن هر دو طرف به كفي از مطالباتشان و تثبيت آن؟‌ يا اساساً اشتباه استراتژيكي يكي از دو طرف؟!‌  

علت هرچه كه بوده به نظرم آقاي روحاني تصميم درستي گرفته است. مي‌گويم  روحاني تصميم گرفته چون اطمينان ندارم اگر كسي ديگر رئيس‌جمهور مي‌شد باز همين اتفاق مي‌افتاد. هرچند قطعاً تصميمِ بزرگ‌ آقاي روحاني با اجازه و رضايت رهبري بوده. رضايتي از سر تدبير و نه اجبار.

كاخ سفيد مي‌گويد اين تصوير در زمان مكالمه گرفته شده

كاخ سفيد مي‌گويد اين تصوير در زمان مكالمه گرفته شده

تصميمِ آقاي روحاني در زمان درستي هم اتفاق افتاد. همه انتظار داشتند رئيس‌جمهور ايران در سفر به نيويورك ديدارِ كوتاهي در حد و اندازه‌ي يك دست‌دادن داشته باشد. اما اين كار انجام نشد. حتي كاخ سفيد رسماً بيانيه داد كه طرفِ ايراني پيشنهاد ديدار را نپذيرفته!‌ در ادامه طرفِ امريكايي در دقايق آخر سفر تماس برقرار مي‌كند. يعني جاي كوچك‌ترين شك و شبهه‌اي باقي نمي‌ماند كه اصرار فراوان از سوي امريكا بوده است و اين را همه مي‌فهمند. همه مي‌فهمند كه ايران كوتاه نيامده. ايران به عجز نيفتاده. و حالا به راستي اگر اصل رابطه‌ي داشتن يا نداشتن با امريكا را كنار بگذاريم و بنا را بگذاريم كه روزي قرار بود اين رابطه دوباره شكل بگيرد، شروعي بهتر از اين مي‌شد داشته باشد؟ شروعي كاملاً به سود ايران.

البته نبايد تصور كنيم با اين تماس كار تمام شده است. بين ما و امريكا ديوارهاي بلندي است. ديوارهايي به بلنداي مظلوميت هميشگي ايران. از جنازه‌هاي روي آب‌هاي خليچ‌فارس تا خس‌خس نفس‌هاي جانبازان شيميايي (كه البته نبايد اين وسط دست‌آويز مخالفان با رابطه بشوند). از سرمايه‌هاي بلوكه شده‌ي ايران تا 17هزار قرباني تروريست، تا آرميتايي كه امسال موقع نوشتن بابا آب داد، بابا نان داد چشمان‌ش خيس خواهند شد.  از آن طرف هم امريكا از ايران كم متضرر نشده است و كم منافع‌ش در خطر نبوده است. از سوريه و لبنان گرفته تا افغانستان و عراق.

 اما هر چه كه هست در اين رابطه ايران ميشِ قضيه است. ميشي كه هرچند قدرتمند شده اما همان ميش است و در رابطه با گرگ بايد هميشه بدبين باشد. 

* صبح ديدم دوستانِ معتدلِ حزب الهي‌ها هم در شبكه‌هاي اجتماعي خشمگين هستند از اين اتفاق. به نظرم حق است اين خشمگين بودن به دليل رفتار‌هاي گذشته امريكا. اما به اين فكر كنيد كه اين كاري نيست كه بدون نظر رهبري انجام شود.البته واقعاً قابل تحمل نيستند دوستاني كه فرياد غربت رهبري و ما يار تو هستيم و تنها نيستي سر مي‌دهند. بي‌خيال بابا! 

هر روغن ريخته‌اي را نذر امام حسن نكنيم!

سپتامبر 19th, 2013 دسته ائمه, انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | 16 دیدگاه »

حوالي سال‌هاي انقلاب آقاي خامنه‌اي چند كتاب از انقلابيون جهان اسلام را ترجمه كرده‌اند. ظاهراً  از جمله‌ي اين كتاب‌ها يكي از جزواتِ شيخ راضي آل يس بوده كه ترجمه‌ي آن در سال 84 منتشر شده است به اسم “صلح امام حسن پرشكوه‌ترين نرمش قهرمانانه تاريخ”. متن اين كتاب را مي‌توانيد از اين‌جا دانلود كنيد. حدود 17 سال پيش هم آيت‌الله خامنه اي در جمع مسولان وزارت امور خارجه از تعبيرِ “نرمش قهرمانانه” استفاده كرده است. متن اين سخنراني كوتاه را از اين‌جا مي‌توانيد بخوانيد. در روزهاي اخير  مجدداً اين عبارت توسط ايشان استفاده شده و بحث‌هاي بسياري را به وجود آورده است. در اين خصوص چند نكته به ذهن‌م مي‌رسد. 

.

.

1) ” نه امریكا و نه بزرگتر از امریكا- اگر در قدرتهای مادّی باشد- قادر نیستند حادثه ای مثل حادثه صلح امام حسن (ع) را بر دنیای اسلام تحمیل كنند. این جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه كربلا اتّفاق خواهد افتاد. ” (+) اين جمله را آيت الله خامنه اي ارديبهشت 79 گفته است. در نگاه اول “نرمش قهرمانانه” در تعارض با جمله‌ي بالاست. اما براي چه كساني؟

2) در نگاه برخي ولايت فقيه چيزي است از جنس مثلاً رهبران گروه‌هاي تندروي النصره يا نهايتاً القاعده كه ماهيت‌شان با جنگ تعريف شده و كاري جز درگيري بلد نيستند و هدف‌شان هم  فقط نابودي استكبار است و حالا دست بر قضا حاكميت يك كشور را به دست آورده‌اند. با چنين نگاهي هربار ولي فقيه از كلماتي بجز مقابله استفاده كند تعبير به عقب‌نشيني مي‌شود. در حالي كه  ولي فقيه كارش هدايت كُلي جامعه است در مسير اسلام تا هنگامي كه مردم بخواهند. يعني ماهيت‌ش با هدايت جامعه‌ تعريف مي‌شود نه در مقابله با استكبار. هرچند كشورهاي زورگو عموماً در مواجهه با چنين جرياني هستند.

3) از سوي ديگر افرادي فكر مي‌كنند در اسلام دو راه بيشتر وجود ندارد يا صلح امام حسن يا جنگ امام حسين! و متاسفانه خيال مي‌كنند اين دو مقابل هم هستند. دو تاكتيك كاملاً متفاوت در وقتي كه قدرت داريم و وقتي كه ضعيف‌يم. دو تاكتيك عرضي نه طولي! در حالي كه اين نگاه هم كاملاً اشتباه هست چرا كه اگر قرار باشد رفتارهاي كنوني را با رفتارهاي ائمه مقايسه كنيم علاوه بر تطبيق دقيق شرايط بهتر است كُل جريان امامان شيعه را به عنوان يك انسان 250 ساله تصور كنيم. انساني كه در مواقع مختلف تصميمات مختلف اتخاذ مي‌كند(همان روشي كه در كتاب انسان 250 ساله استفاده شده است) و لزوماً تا اسم نرمش آمد نياز نيست سراغ صلح امام حسن برويم. چرا كه  در خود رفتارهاي ائمه هم مثلاً پذيرش ولايتعهدي توسط امام هشتم هيچ ربطي به صلح امام دوم ندارد.

4) به نظرم قدم اول در تحليل “نرمشي” كه رهبر انقلاب از آن نام بردند تصحيح نگاه به ولايت فقيه است. ولي فقيه‌ي كه اولاً ماهيت‌ش حفظ منافع مردم كشورش هست نه نابودي كشورهاي زورگو. در ثاني مثل امامان شيعه تابعِ دمكراسي مردم‌ش هست. هم اگر اصلِ ولايت‌ش را نخواستند چه مثل امام اول حكومت حقه‌ش را رها مي‌كند چه مثل امام دوم بعد از رسيدن به قدرت  از حكومت كنار مي‌كشد. (خودش خودش را بركنار مي‌كند). همان بحث مقبوليت و مشروعيت. هم‌اينكه در تصميم‌گيري‌ها تا جايي كه اصول زيرسوال نرود تابع مردم هستند. مثل جنگ جمل يا رفتار‌هاي سياسي امام صادق  و امام رضا. به هر حال قبل از اين‌كه كسي بگويد اين حرف يك عقب‌نشيني است بهتر است نگاه‌ش به ولايت فقيه را تصحيح كند.

5) جالب اينجاست كساني كه تا ديروز ولي فقيه را انعطاف ناپذير مي‌دانستند حالا استفاده از تعبير نرمش را شماتت مي‌كند. ذهن‌هاي ساده‌اي كه نزديك‌ترين و ساده‌ترين تحليل را فوراً بر زبان مي‌آورند. هرچند تفاوتي هم نمي‌كند. چون رهبرانقلاب نشان داده‌اند هروقت پاي منافع كشور در ميان باشد كار خودشان را مي‌كنند. لا يخافون لومة لائم! 

+ از آزادي برخي زندانيان سياسي بخصوص نسرين ستوده خيلي خوشحال شدم. اميدوارم روزي برسد كه هيچ زنداني سياسي نداشته باشيم

صفحه 3 از 1312345...10...قبلی »