وکیلانه » انقلاب اسلامی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته انقلاب اسلامی

سببِ رونقِ کفر است مسلمانی ما

دی ۱۵ام, ۱۳۹۵ دسته انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سایبر نوشت, وکیلانه نوشت | بدون دیدگاه »

در روزهای اخیر شاهد بگومگوهای مکرر بین رئیس‌جمهور و رئیس‌ قوه قضاییه هستیم. هرکدام از هر تریبونی مشغول تکه‌پرانی به یکدیگر هستند. چه گفتگوی خبری با مردم باشد، چه جلسه‌ی مسئولین قضایی و چه توییتر.

امروز اما اتفاق جالبی افتاد. سخنگوی دستگاه قضا و یکی از نمایندگان مجلس هم وارد این منازعه شدند. ظاهراً فقط ما معمولی‌ها باید اخلاق و قانون را رعایت و از انتشار تهمت پیش از اثبات در دادگاه خودداری کنیم. اما روسای قوا و معاونین آنها آزاد هستن که سنگین‌ترین اتهامات امنیتی و مالی را در ملاءعام از پربیننده‌ترین تریبون‌ها حواله یکدیگر کنند. اخلاق و قانون هم لابد چیزی‌ست که می‌شود همراه با بادمجان میل نمود!

شاید برای رسانه‌ها این دعواها به سبب کلیک‌خور بودن جذابیت داشته باشد. بحمدلله هم هرکدام از این بزرگواران لشکری از هوادار دارند که هر اتهامی را به سرعت دست‌مایه‌ی تحلیل و طنز و متلک می‌کنند. بی‌آنکه یادمان باشد شبِ اول قبری هست، و نکیر و منکری، و پل صراطی، و خدای شدید العقابی که هرگز و هرگز نخواهد پذیرفت “فلانی گفته” را. اما به یقین برای مردم، این بگومگوها مشمئز کننده است.

مردمی که صدای خُرد شدن استخوان‌هایشان زیر بار فشار‌های اقتصادی شنیده می‌شود با دیدن این فضای پراز اتهام اول ته‌مانده‌ی اعتمادشان فرو ریخته می‌شود و بعد به زبان می‌آورند آنچه را که حقِ برخی‌هاست.

مطالبه‌ی مردم حالا نه این دعواهای ایام انتخابات که رفعِ گرفتاری‌های ناشی از فقر و فساد و تبعیض است. برخی می‌گویند مطالبه‌ی شفافیت در راستای همین مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است اما در هیچ‌کجای تاریخ از رهگذرِ تسویه حساب‌های سیاسیِ پیش از انتخابات پیشرفت و عدالت حاصل نشده‌ است.

این وسط، علاوه بر آبروی نظام یک چیز دیگر هم ذبح می‌شود. چیزی که وقتی گلوی آن زخم خورد ترمیم‌ش بسیار زمان خواهد بُرد. اخلاق! اوضاع که آرام شد، چگونه می‌توان از مردمی که بزرگان‌شان به وقت تسویه‌حساب اینگونه به یکدیگر تاخته‌اند تقاضای رعایت اخلاق، و تهمت نزدن پیش از اثبات در دادگاه را داشت؟

📍 کاش یکی این روزها خاطرات شهید بهشتی در مواجهه با تهمت‌هایی که به او زده می‌شد را مرور کند.

کانال تلگرام وکیلانه :    https://telegram.me/amialisafa

منابع خبری خانم مولاوردی چیست؟

آذر ۲۸ام, ۱۳۹۵ دسته اجتماعی, انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, جنگ و جبهه, سبك زندگي اميرعلي, سیاست خارجی | بدون دیدگاه »

امروز خانم مولاوردی، معاونِ آقای رئیس‌جمهور در کانال تلگرام‌شان نگرانِ کودکان #حلب شده‌اند. چرا؟ چون یونیسف نگران شده. در کانال‌شان حلب را جستجو کردم. دوبار دیگر هم نگرانِ کودکان حلب شده بودند. دقیقا همان اوقاتی که رسانه‌های تروریست‌ها مشغولِ مظلوم‌نمایی بودند.

۳۴ سالِ پیش، درست مثل همین عصر و غروبِ پاییزِ امروز، در ۲۸ آذر ۶۱ #دزفول دوبار لرزید. نه با خشم طبیعت. زیرِ سکوت جهان و با غرش موشک‌های صدام. یک‌بار در ساعت پانزده‌وسی‌وپنج دقیقه‌ی عصر و دو ساعت بعد از آن در ساعت ۱۸٫ طی آن ۲۰۰ خانه‌ی مسکونی با خاک یکسان شد و فقط در یک عصر تا غروب بیش از ۳۴۹نفر کشته و مجروح شدند.
این اولین بار بود که صدام، از موشک زمین به زمین استفاده می‌کرد. ولی در سایه‌ی سنگین سکوتِ نهادهای حقوق بشری، زمین دزفول ۱۷۵ بار دیگر با موشک‌های فراگ و اسکاد، ۴۸۹ بار با راکت و ۵۸۲۱ بار با گلوله‌ی توپ شخم زده شد.

 تصویرِ زیر، صفحه‌ی آخر شناسنامه‌ی من است. به تصویر دقت کنید. مرگ بر اثر موشک آنقدر نزدیک بوده که برای ما متولدین سال‌های جنگ در جنوب همراه با فوت، یک گزینه‌ی اختصاصی هم قرار داده‌اند. کاش فرصتی دست می‌داد تا صفحه‌ی آخر شناسنامه‌ام را جلوی صورتِ سرکار خانم مولاوردی می‌گرفتم و به نمایندگی از هم‌سن و سالانی که از جنایات صدام جان سالم به در برده‌ایم از معاون رئیس‌جهور فقط یک سوال می‌پرسیدم:
بانو‍! اینهایی که نگرانی‌ت را با نگرانی‌شان کوک کرده‌ای، وقتی از خواهرِ کوچکم فقط یک دست و عروسک باقی مانده بود، دقیقاً کجا بودند؟

کانال تلگرامِ وکیلانه: https://telegram.me/joinchat/Bo4UbT4eC7EgXLh10nLgpg

photo_2016-12-18_20-00-18

..

۴ نکته درباره آزادسازی حلب (و یک سوپرایز!)

آذر ۲۳ام, ۱۳۹۵ دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه | بدون دیدگاه »

۱) پیروزی قریب‌الوقوع در حلب مرهونِ ایستادگی روی یک اصل است: به خطر انداختن تمامیت ارضی کشور، از سوی هرکسی که باشد تنها یک پاسخ دارد: مُشت آهنین. شاید این اصل به ظاهر بدیهی باشد، اما سوریه‌ی این‌ سالها ابتدا سیلی تسامح با تروریست‌های داخلی را خورد و بعد فریبِ راه‌حلهای دیپلماتیک و مذاکرات خارجی‌ها را.

از ژانویه ۲۰۱۱ که همراه با تظاهرات در درعا به بهانه‌ی عزل استاندار، شورشیان، بیمارستان صحرایی مجهز و پیشرفته ساختند (بی آنکه خشونتی انتظار برود!) تا هرباری که به بهانه بهار عربی تظاهرات مسلحانه‌ی خشن صورت می‌گرفت باید سوری‌ها یکپارچه خواهانِ تمامیتِ ارضی کشورشان می‌شدند.

هنگامی هم که زمان جلو رفت و برای همه روشن شد مساله در سوریه آزادی‌خواهی نیست و تروریست‌پروری‌ست، هربار تسلط ارتش “سوریه” بر “سوریه” با آتش‌بس به تعویق می‌افتاد. آتش‌بسی که در واقع تنفس مصنوعی بود برا رهایی تروریست‌ها.

اما این‌بار، تصمیم، گرفته شده بود. حق گرفتنی‌ست و در راه گرفتن‌ش نباید منتظر کسی دیگر بود. باید مقاومت کرد و سرزمین اشغال شده را پس گرفت.

۲) در خارج از سوریه‌ هم تحولات مهمی اتفاق افتاد. شاید برای اولین بار کشورهایی که منافع مشترک داشتند، برای ایستادن روی منافعشان به یکدیگر اطمینان کردند. مشخصاً ایران و روسیه. نقش حمایت‌های ایران، وتوهای روسیه و پشتیبانی هوایی از مناطق اشغال‌شده غیرقابل انکار است و این یعنی می‌شود مقابل مقابل خواستِ ایالات متحده از سازوکار‌های انحصاری خودش (وتو و تصمیم‌سازی) هم استفاده کرد.
همزمانی این اتفاق، با شروع ریاست‌جمهوری ترامپ با آن نظریاتش درباره کم کردن نقش ایالات متحده در موضوعات بین‌الملل می‌تواند قابل تامل و بحث باشد.

۳) رسانه‌ها! شاید عادی باشد که تیتر الجزیره برای پوشش اخبار آزادی حلب “حلب تحترق” باشد با پس‌زمینه‌ی کودکانِ مظلوم. لابد هم خیال می‌کنند با این کار، تصویر کودک بیمار و نیمه‌جانی که مقابل دوربین توسط‌شان ذبح شد از خاطره‌ها پاک می‌شود.

اما جالب است که رسانه‌ی مدرن و بی‌طرف بی‌بی‌سی فارسی اخبار تسلطِ ارتش سوریه بر خاک سوریه را با عنوان “سقوط حلب” منتشر می‌کند و از بیرون رانده شدن شورشیان سخن می‌گوید. رسانه‌ای که مخاطب‌ش را آنقدر ساده‌دل فرض کرده که باور می‌کند با بمباران می‌شود اکانت توییتر یک نفر حذف شود چرا دستِ خودش را در زیرورو کردن واقعیت ببندد؟

۴) از همان ابتدای وقایع سوریه، اصلاح‌طلبان ایرانی دچار اشتباه در تحلیل بودند. چه آنجا که با هسته‌ی اولیه داعش همذات‌پنداری کردند و شعار دادند، چه آنجا که معیارشان برای تحلیل سوریه، “ایران” شد. بدون نگاه به واقعیت‌های سرزمین پُر رمز و راز شام همه چیز را در رفتار جمهوری اسلامی خلاصه کردند. هرچه جمهوری اسلامی بود، آنها مقابل‌ش شدند. حتی به قیمتِ تکرارِ سخنان خطرناک‌ترین تروریست‌های قرن.

و حالا هم، اصلاح‌طلبانی که زمانی بزرگترین دلیل حرفهایشان تصاویر زنان و کودکان آوره‌ی حلب بود، ترجیح می‌دهند توقف اشغال حلب، شروع رفع سایه‌ی جنگ و بازگشت مردم را نادیده بگیرند، تا بار دیگر در جای غلطِ تاریخ ایستاده باشند. فقط یک سوال پیش می‌آید، شاید طرف‌های غربی از این سال‌های جنگ در عراق و سوریه، نفتِ مُفت نصیب‌شان شده باشد، اصلاح‌طبان فکر کرده‌اند چه گیرشان می‌آید؟

آدرس کانال تلگرامِ امیرعلی صفا! :)         https://telegram.me/amialisafa

شیطنت آمریکایی علیه ایران پسابرجام

دی ۱ام, ۱۳۹۴ دسته انقلاب اسلامی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سیاست خارجی | ۲ دیدگاه »

طرح محدودیت ورود مجدد به امریکا پس از سفر به ایران، که به تصویب مجلس سنا رسیده بود، در قالب امضای بودجه این کشور به تایید باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا رسید و اکنون به عنوان قانون رسمی ایالات متحده آمریکا محسوب می شود. بر اساس این قانون، شهروندان ۳۸ کشور (اغلب اروپایی) که به ایران، عراق، سوریه و سودان سفر کنند (یا بر اساس یک برداشت اگر در پنج سال گذشته سفر کرده باشند) یا تابعیت دوگانه این کشورها را دارا باشند، ملزم هستند برای ورود یا ورود مجدد به خاک امریکا ویزا بگیرند.

در این خصوص چند نکته به ذهن میرسد:

۱) این قانون بسیار کلی و مبهم است و معلوم نیست منظور از ویزای مجدد، گذراندن کلیه مراحل صدور ویزاست یا روال کوتاه تری باید طی شود؟ اما تا همین جای کار علاوه بر مشکلاتی که برای اتباع این کشورها به وجود می آید، تجار و گردشگران را از سفر به این کشورها منصرف یا با ریسک بالا مواجه میکند و این با توجه به برنامه ریزی های اخیر دولت ایران برای استفاده از سرمایه های خارجی در دوران پسابرجام بسیار مشکل ساز خواهد بود. چرا که در تجارت بین الملل همواره بحث هزینه های غیرتجاری مطرح است که هرچه این هزینه ها بالاتر باشد ریسک سرمایه گذاری بالاتر رفته و تمائل به سرمایه گذاری پایین تر می آید.

۲) از سوی دیگر، روابط بین کشورها بر اساس اصل اقدام متقابل است. یعنی هرکشوری در رفتار با کشور دیگر، مطابق رفتار آن کشور با خود عمل می کند. همین امر احتمالا باعث خواهد شد ۳۸ کشوری که در این قانون به آنها اشاره شده و اکثرا کشورهای اروپایی هستند، دست به اقدام متقابل بزنند و عملا سفر به ایران، سوریه، سودان و عراق موجب اختلال در سفر به سایر کشورها شود. تصوُر چنین چیزی وضعیت بسیار دشواری را پیش رو ترسیم می کند.

۳) این قانون از دو جهتِ کاملا مجزا باید بررسی شود. اینکه فردی با علم و تشخیص خودش به یکی از این چهار کشور سفر کرده که حالا مشکل با مواجه خواهد شد. و دیگری کسانی که هرگز به این کشورها سفر نکرده اند و حتی متولد این کشورها هم نیستند و صرفا تابعیت این ۴ کشور را دارند. در مورد گروه اول هرچند قرار گرفتن نام ایران در میان این ۴ کشور با بند ۲۹ توافق نامه ی پر سروصدای برجام که بر مبنای حل و فصل مشکلات فی مابین و حرکت در مسیر تعامل بوده، کاملا معارض است؛ اما مساله از منظر حقوق داخلی ایالات متحده قانونی به نظر می رسد. چون افراد با اراده و تشخیص خود به این کشورها سفر کرده اند.

اما آنجایی که افراد به سبب عنصر غیرارادی زاده شدن از اتباع یکی از این کشورها، مورد تبعیض قانون قرار میگرند کاملا غیراخلاقی و به دور از همه‌ی ادعاهای سران ایالات متحده است. اینکه فردی صرفاً به خاطر نژادش متهم به تروریست بودن باشد با هیچکدام از مفاهیمی که سران ایالات متحده همواره از آن دم می زنند، قابل جمع نیست.

۴) نکته‌ی مهم این‌که این قانون به نظر میرسد با متمم پنجم و چهاردهم قانون اساسی ایالات متحده هم در تضاد باشد. اصلاحیه پنجم بیان میکند که هیچ شخصی به سبب جرم نامعین مسئول شناخته نخواهد شد. ( + ) هرچند قانونِ مورد بحث صراحتا اتباع این چهار کشور را مجرم ندانسته اما همین که افراد را در مظان اتهام قرار داده و آنها را از بخشی از حقوق خود محروم کرده میتواند با این اصلاحیه در تعارض باشد.

همچنین و مهمتر از آن، بخش اول اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی امریکاست. (+) به نظر می رسد این بخش صراحتا با قانون مزبور در تعارض باشد. بخش اول اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی ایالات متحده بیان میکند که : “هیچ ایالتی قانونی را وضع یا اعمال نخواهد کرد که امتیازات یا مصونیت‌های اتباع ایالات متحده را کاهش دهد. هیچ ایالتی بدون طی مراحل قانونی مقتضی، فردی را از حق زندگی، آزادی، و یا مالکیت، و نیز، برخورداری از حمایت مساوی قانون محروم نمی‌کند. “. همانگونه که مشاهده میکنید قانون مورد بحث که به امضای رئیس جمهور ایالات متحده رسیده است به طور واضح اتباع امریکایی را به سبب دارا بودن تابعیت چهار کشور ایران، سودان، سوریه و عراق از برخورداری از حمایت مساوی قانون منع کرده و امتیازات این افراد را به سبب دارا بودن یک ویژگی غیرارادی کاهش می دهد.

۵) از سوی دیگر، یکی از اصول سازمان تجارت جهانی (WTO) اصل عدم تبعیض و دولت کامله الوداد یا most favored nation است. بر اساس این اصل کشورها ملزم هستند رفتار یکسانی در قبال همه کشورها داشته باشند و در تجارت میان آنها با امتیاز خاصی تبعیض قائل نشوند. به نظر می رسد با اعمال قانونِ صدور روادید مجدد میان بازرگانان به جهت امری غیرارادی تفکیک و تبعیض ایجاد شده است.

*****************

به هر حال هدف از نگارش این مطلب، نشان دادن عدم اعتقاد دولتمردان ایالات متحده به مفاهیمی که همواره از آن دم میزنند نیست چرا که عیان بودن این مطلب مدت هاست در پیش روی همگان قرار دارد. همچنین مطلب به دنبال بررسی تخصصی قوانین ایالات متحده هم نیست؛ بلکه هدف یادآوری اهمیت سخنان رهبرِ دوراندیش انقلاب اسلامی است که همواره به عدم اعتماد به مستکبران و اتکاء بر توان داخلی تاکید دارند. هدف یادآوری کلام خمینی کبیر است که امریکا را شیطان بزرگ نامید و حالا به وضوح می شود دید که این شیطان از یک سو دست دوستی دراز میکند و از سوی دیگر با هر بهانه ای تلاش میکند بیشترین فشار و بالاترین حد از دشمنی را حتی نسبت به اتباع امریکایی که تابعیت ایرانی هم دارند اجرا کند. واقعیت این است که آرمان های انقلاب اسلامی با اهداف ایالات متحده تعارض جدی دارد و نه تنها هرگز نباید به امید امریکا بود بلکه باید خود را برای فشارهای سخت تر آماده کرد و واقعیت دشمن بودن ایالات متحده را پذیرفت.

#این مطلب برای سایت الف نوشته شده است (+)

صفحه 1 از 2612345...1020...قبلی »