وکیلانه » انقلاب اسلامی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته انقلاب اسلامی

آیا سفارت امریکا را یک مشت جوانِ جوگیر تسخیر کردند ؟!

آبان ۱۲ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, بریده‌های روزنومه‌ایی, سیاست خارجی | ۹۴ دیدگاه »

 

چه بخواهیم چه نخواهیم،  اتفاقی که در ۱۳ آبان ۵۸ افتاد، تاثیر بسیار زیادی در سرنوشت ما ایرانی‌‌ها داشت و دارد و به نظر شخص من اگر این اتفاق نمی‌افتاد و پای امریکایی‌ها از ایران کنده نمی‌شد، چه بسا سرنوشت انقلاب ۵۷ هم به گونه‌ایی دیگر رقم می‌خورد. در خصوص "13 آبان" حرفهای کلیشه‌ایی فراوانی گفته شده و متاسفانه این اتفاق هم به‌مانند خیلی اتفاق‌های دیگر، سال‌های سال است که خلاصه شده در یک‌سری تصاویر و سرودهای تکراری(البته بجز "یاردبستانی من+" که هرگز تکراری نمی‌شود!)  و بنر‌های بی‌خاصیت و مقداری زیر‌نویس، اما دریغ از یک فیلم فاخر! یک مستند جوندار یا… بگذریم.

به دلیل همین سهل‌انگاری‌ها این اتفاق با ۲ تحریف بسیار بزرگ مواجه شده. اولاً اینکه بسیاری خیال می‌کنند اشغال سفارتِ سوپر اَبر قدرتی به نام ایالات متحده، کار یک مشت جوان جوگیر بوده و ناشی از عصبانیت و احساسات که نظام را در یک کار انجام شده قرار داده. در ثانی این‌گونه انگاشته می‌شود که آن جوانان هم یک عده‌ی محدود و انگشت شماری  بوده‌‌اند که نماد دختران آنها خانم "معصومه ابتکار" است و نماد پسران آنها هم آقای "ابراهیم اصغر زاده"، که خوب همین ها هم امروز پشیمان از آن کار هستند،‌ پس هیچی به هیچی!‌

تصویری بسیار گویا و بدون شرح از ۱۳ آبان ۵۸ :)

اول پاسخی به تحریف دوم، برای اطلاع از لیست نسبتاً کاملی از اسامی و عکس پسران دانشجوی پیرو خط امام به اینجا رجوع کنید و برای اطلاع از اسامی و عکس دختران دانشجوی پیرو خط امام به اینجا رجوع کنید. آنگاه خود حساب و کتاب کنید عده‌ی پشیمانان را به نسبت تعداد کل افراد! به اسامی ۳۱ شهید+ و افرادی همچون سردار جعفری یا آقای ضرغامی و… توجه کنید.

اما، آیا همین جوانان، یک‌هویی جوگیر شده و از دیوار سفارت بالا رفته‌اند؟‌ یا نه؛ این کار در واقع انفجار بغض فروخفته‌ی ملت بود و دارای پیشینه‌ی قوی؟ واقعه‌ی تسخیر سفارت امریکا، ۹ ماه بعد از پیروزی انقلاب ایران اتفاق افتاد، اما در این نه ماه چه چیزی روی داده بود که منجر به تسخیر سفارت شد؟

واقعیت این است که هم ملت و هم رهبرِ انقلاب ۵۷ ایران، شاه را تنها یک آلت دست می‌دانستند و مشکل اصلی آنها با امریکا بود و بغض فروخفته‌ی بزرگی از امریکایی‌ها به دل داشتند.  و به همین دلیل بود که تنها ۳ روز پس از پیروزی انقلاب و ۹ ماه قبل از ۱۳ آبان یعنی درصبح  25 بهمن ۵۷ عده ایی از انقلابیون به صورت مسلحانه به خیابان تخت جمشید و سفارت امریکا حمله کردند. سفیر امریکا ویلیام سالیوان به تفنگداران دریایی محافظ سفارتخانه دستور می‌دهد تا تیراندازی کنند و برای پراکنده کردن چریک‌هایی که اقدام به بالا رفتن از دیوارها کرده بودند، از گاز اشک‌آور استفاده نمایند.

ظاهراً با وخیم تر شدن اوضاع، سالیوان با دولت موقت تماس حاصل کرده و از آنها کمک می‌خواهد. کارکنان سفارت سپس همگی خود را در اتاق گنبدی شکل مخابره خبر حبس کرده و اقدام به از بین بردن اسناد می‌کنند.  پس از آنکه مهاجمان، کارکنان سفارت را به مرگ و آتش زدن اتاق مخابره خبر تهدید کردند، به دستور سالیوان، آنان همگی تسلیم می‌شوند و پس از گذشت ساعاتی، نیروهای کمیته انقلاب وارد درگیری شده و موفق می‌شوند چریک‌ها را به ترک سفارت ترغیب کنند، به این ترتیب در ساعت دوازده ظهر ۲۵ بهمن ۵۷ یعنی ۹ ماه قبل از ۱۳ آبان ۵۸، کنترل سفارت آمریکا به دست مقامات دولت موقت می‌افتد.شرح ماجرا در اطلاعات+ (البته بعد از مدت کوتاهی دوباره سفارت شروع به کار می‌کند)

برای مشاهده‌ی تصاویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر روی آنها کلیک کنید

کمتر از دو هفته‌ی بعد در ۱۰ اسفند ۵۷  اتفاق مهم  دیگری می‌افتد و کمیته‌ی انقلاب موفق به کشف و اشغال یک پایگاه جاسوسی امریکا در شمال ایران می‌شود. +

شاید همین دو اتفاق و البته تسخیر چند پایگاه دیگر در سایر شهرهای ایران باعث می‌شود که تنها ۶ روز بعد امریکا به فکر بیفتد، و به همین دلیل تحرکاتی را ۱۶ اسفند ۵۷ در خلیج فارس جهت ارعاب انقلابیون آغاز می‌کند.

این امر باعث واکنش شدید مردم انقلابی شده و دانشجویانِ گوش به فرمان هشدار‌های رهبر انقلاب در اکثر شهرهای ایران و تهران دست به راهپیمایی گسترده می‌زنند.

رهبر انقلاب ایران در همان روزها با ذکاوت نسبت به تحریکات تفرقه برانگیز عُمال امریکا هشدار داده بودند و زمان زیادی نگذشت که فردی به نام "شان‌من" توسط انقلابیون کشف و از ایران اخراج شد. شانمن کسی بود که سال‌ها بر روی کار در جهت منافع امریکا در کشورهای تازه انقلاب شده کار کرده بود.+

این‌ها تنها گوشه‌ایی از حوادثِ یک‌ماه از آن ۹ ماهِ قبل از ۱۳ آبان بود که به خوبی نحوه‌ی فعالیت و واکنش‌های متقابل و بسیار شدید ملتی که در حیات خلوت امن امریکا انقلاب کرده بودند را نشان می‌دهد. در این نه ماهِ قبل از ۱۳ آبان،  بسیار فراوان از این دست حوادث می‌‌توان مشاهده کرد که حکایت از رویارویی انقلابیون و امریکایی‌ها دارد.

نتیجه‌ایی که از مرور این حوادث می‌توان گرفت اینکه ۱۳ آبان ۵۸ نه یک عمل احساساتی و محدود به چند نفر، که بلکه در واقع انفجار بغض فروخفته‌ی یک ملت بود  در واکنش به دخالت‌ها و ایستادگی امریکا در مقابل انقلابشان که جرقه‌ی آن پذیرش شاه توسط امریکا بود و البته هنوز خیلی مانده تا ما بفهمیم پدران انقلابی‌مان چه کار بزرگی کردند و چگونه سوپر اَبر قدرتی به نام ایالات متحده امریکا را به تمام معنا تحقیر کردند!

بعد از اینها و پس از شکست حمله طبس اما دیگر نوبت آن بود که امریکا حداقل برای حفظ  پرستیژ خود رابطه اش را در ۱۹ فروردین سال ۵۹ به طور رسمی قطع کند. در مقابل حضرت امام(ره) ضمن صدور پیامی از این اتفاق مبارک چنین یاد می‌کند:
((اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح این ملت مظلوم است همین قطع رابطه با ایران است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می‌گیریم، چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه، یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده اگر جشن بگیرد حق دارد.))

خانم دکتر رایس، چه خبر از درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید؟!

آبان ۲ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی, لبخند امیرعلی‌‌, وقایع اتفاقیه | ۱۱۶ دیدگاه »

.۱) کمتر از دو سال قبل، وقتی در ادامه‌ی ۹ سال تلاش بی‌وقفه‌ی غرب برای اسلام ستیزی و اسلام هراسی، تری‌جونز اعلام کرد که می‌‌خواهد به قرآن، کتاب مقدس مسلمانان اهانت کند، اکثر قریب به اتفاق سیاست‌مداران غربی نه به دلیل زشت بودن نفس کار، بلکه با این استدلال که این عمل، جان سربازان امریکایی و متحدانش را به خطر می‌اندازد با آن مخالفت کردند. حالا بماند که  اینهمه سیاست‌مدار نتوانستند(!!!) جلوی او را بگیرند و سرانجام در ۲۰ مارچ ۲۰۱۱ اقدامش را عملی کرد.
آن زمان فهمیدند که اقدام عملی برای توهین به مسلمانان، نتیجه‌اش به خطر افتادن جان سربازانشان می‌شود ولی زیرک‌ترین و بدبین‌ترین سیاست‌مدار غربی هم نمی‌توانست پیش‌بینی کند تلاش‌های ۱۰ ساله برای اسلام ستیزی، سرکوب و تحقیر مسلمانان برعکس جواب بدهد و باعث به خطر افتادن منافع ایالات متحده در خاورمیانه بشود.

عشق نافرجام! (روی تصویر کلیک کنید)

۲) اوائل انقلاب‌های منطقه برخی‌ها نخواستند با حقیقت مواجه شوند و اسلامی بودن آنها را به شدت رد می‌کردند و یا به سخره می‌گرفتند. اما دیروز رئیس شورای انتقالی لیبی صراحتاً اعلام کرد که:‌ "اسلام مبنای قوانین در لیبی خواهد بود و همه‌ی قوانینِ ضد شریعت لغو خواهند شد". (+) همزمان دیروز اولین انتخابات آزاد در تونس اولین کشور آزاد‌شده‌ی بهار عربی برگزار شد و نتایج اولیه تا این لحظه خبر از پیروزی قاطع حزب اسلام‌گرای النهضه دارد!(+) به زودی انتخابات در مصر هم برگزار می‌شود و اکثر ناظران پیش‌بینی می‌کنند آنجا هم پیروزی با اخوان المسلمین باشد. (بماند سایر تحولات این چند ماهه که همه به ضرر امریکا بوده)

در عراق هم سرانجام ایالات متحده مجبور به کوتاه آمدن شد و تا دو ماه و نیم دیگر باید عراق را ترک کند. صحنه‌ی سیاسی کنونی عراق به هیچ عنوان آن چیزی نیست که امریکا انتظار داشت و در مقابل کاملاً مطلوب ایران است.  شاید این حرف در عمل زیاد معنایی نداشته باشد اما اینکه حامد کرزای گفته: "در ماجراجویی های آمریکا، کنار برادران پاکستانی مان خواهیم بود و در صورت جنگ پاکستان با آمریکا، افغانستان از پاکستان حمایت خواهد کرد." (+) برای امریکایی‌ها پیام بزرگی دارد.

همزمان با این اتفاقات، بحران اقتصادی در امریکا ابعاد جدیدی به خود گرفته و کسری بودجه‌ به مرز وحشتناک ۱/۳ ترلیون دلار رسیده (+). وضعیت در اتحادیه‌ی اروپا هم بهتر از این نیست به گونه‌ایی که امروز نخست وزیر انگلستان تلویحاً خواستار خروج کشورش از اتحادیه‌ی اروپا شد که این درخواست با واکنش بسیار شدید مواجه گردید. (+)

۳) سال ۸۵ خانم دکتر کاندولیزا رایس که در خواب‌ش هم چنین روزهایی را نمی‌دید در سفر به خاورمیانه و در ادامه‌ی نظریه‌ی خاورمیانه‌ی جدیدی که مطلوب امریکا باشد گفت: "جنگ حزب الله با اسرائیل درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید است"(+)  حالا همه‌ی این گزاره‌ها را که کنار هم قرار می‌دهم با خودم می‌گویم ایکاش می‌شد پرسید: خانم دکتر! چه خبر از نوزاد خاورمیانه‌ی جدید؟! سقط شد؟! :)

اتهام ایالات متحده به ایران مردم جهان را به خنده واداشت ! + سند

مهر ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, سایبر نوشت, سیاست خارجی, وقایع اتفاقیه | ۱۰۲ دیدگاه »

دیشب به وقت تهران، مقامات پلیس و وزارت دادگستری ایالات متحده ادعای جالبی را مطرح کردند! در این اقدام که به طور زنده از چند شبکه خبری هم پخش شد(+) ایالات متحده مدعی شد که توطئه‌ی ایران علیه سفیر عربستان سعودی در خاک امریکا را خنثی کرده و در سایت رسمی FBI  نوشته شد(+) که دو ایرانی به نام‌های "منصور ارباب سیار" 56 ساله و "غلام شکوهی" از اعضای سپاه قدس ایران! در رابطه با بمب گذاری و سوءقصد به جان سفیر عربستان سعودی (عادل الجبیر) دستگیر شده‌اند. در عین حال خبرگزاری‌های مختلف به نقل از "وزارت دادگستری ایالات متحده" گزارش دادند که یکی از این دو (غلام شکوهی)  توانسته به ایران فرار کنند و هم اکنون در ایران است!

این خبر انتشار فراوانی در خبرگزاری‌های بین المللی داشت و واکنش‌های فراوانی را به دنبال داشت. از واکنش‌های رسمی‌(+) و دیپلماتیک و تحلیلی(+) که بگذریم نوع نگاه اولیه‌ی مردم جهان بویژه مردمان ایالات متحده به این خبر بسیار جالب توجه بود! این برداشت شخصی من است که اکثر قریب به اتفاق افراد ابتدا با حیرت و سپس با لبخند و تمسخرِ سازندگان (!) این خبر، به آن واکنش نشان دادند.
این برداشت من حاصل  گذشت و گذار حدود ۳ ساعته در شبکه‌های اجتماعی مختلف و کامنت‌‌دونی‌ سایت‌های خبری‌ست. از جمله در ذیل این خبر در سی‌ان‌ان(+) تا این لحظه که در حال نگارش هستم بیش از یک‌هزار و ششصد و چهل کامنت توسط افراد مختلف قرار گرفته. تعدادی از کاربران از این اتفاق حیرت‌زده شدند که ایران چه نیازی به ترور سفیر عربستان دارد؟!؟ آنهم در خاک ایالات متحده؟
و تعداد بسیار بسیار زیادی هدف این خبر را منحرف کردن اذهان از اتفاقات اقتصادی و قضایای وال‌استریت می‌دانستند و به انواع مختلف به تمسخر این خبر پرداختند، تعدادی دیگر بیان می‌کردند که دولت‌مردان دوباره به دنبال جنگ افروزی هستند و جالب اینکه در جواب آنها گفته می‌شد با کدام پول؟ همه‌ی پول‌ها صرف عراق و افغانستان شد! تقریباً‌ اکثر افرادی هم که با باور این خبر خواستار مقابله با ایران شده بودند مورد انتقاد فراوان دیگران قرار گرفته که چرا این حرفها را می‌زنند، البته تناقضات فراوان موجود در اطلاع‌رسانی هم مورد توجه قرار گرفته شده بود.

شاید برای شما هم مروری بر برخی از این کامنت‌ها  جالب باشد:

# سرمایه داران با انتشار این خبر می‌خواهند از زیر فشار وال‌استریت خارج شده و تا آخرین قطره‌ی خون مردم را بچکانند!
# بله! اتفاق بزرگی افتاده. اتفاق این است: بانکداران و سیاستمداران کج رفتار، دولت ناشنوا به ناامیدی مردم  و خشم آشکار  مردم آمریکا. شما می‌خواهید با این خبر، ذهن‌ها را منحرف کنید.

# دوباره دولت امریکا و ایران با هم تبانی کردند برای جنگ افروزی بین هم و منحرف کردن ذهن مردم هر دو کشور از مشکلات داخلی! دوباره یک جک بائر دیگر؟
# می‌خواهید حواس‌ها را از جنبش اعتراضی پرت کنید. اما این خنده دار است! ما یا باید احمق‌ترین مردم باشیم که به شما گوش بدهیم یا شستشوی مغزی شده باشیم!

# من شرط می‌بندم می‌خواهند بین دو کشور مهم خاورمیانه جنگ به پا کنند!
# فقط بهانه ایی برای تلاش و جنگ دیگری است. می‌خواهند باز ایران را پسر بد معرفی کنند. سود این خبر فقط برای بانکداران و اسرائیل است!
#‌ به نظر می‌رسد این یک تبلیغات صهیونیستی است. مگر ایران دیوانه است سفیر عربستان در امریکا را بکشد؟، چرا سفیر در تهران را نکشد؟!

# در نتایج جدید به دست آمده از سیا، معلوم شده ایران در حال برنامه‌ریزی با مریخی‌هاست برای حمله به ایالات متحده!‌ آقای اوباما ما را نجات بده : )
# هی عربستان! آماده باش برای امضاء چندین میلیارد قرارداد تسلیحاتی با امریکا! (اووووه، این و قبلی‌ش محشر بودن )
# استراتژی مبارزات انتخاباتی کلاسیک! یکی با پسر بد معرفی کردن ایران! آن یکی با آوردن مردم در وال استریت! (خداییش دمش گرم. این یکی خیلی جالب بود : ) )

# من شرط می‌بندم این هم مثل قضیه وجود سلاح کشتار جمعی در عراق است! ما نمی‌خواهیم پولهایمان خرج جنگ شود. اگر جنگ بدون سرباز و پول مالیات‌های ماست، بروید بجنگید!
# stupid zionist owned media. (مکرر تکرار شده بود البته با مخلفات بیشتر و طبیعتاً بدون شرح!)
# آخرین اخبار: ایران سوار بر یک ستاره‌ی دنباله دار دارد می‌آید برای حمله به ایالات متحده! (یکی جواب‌ش رو داده بود چرا اینها فکر می‌کنن ما احمق هستیم؟)

# ما همچنان منتظر پیدا شدن سلاح‌های کشتار جمعی در عراق هستیم. پیدا نشد؟ ( عجب متلکی انداخته ها)
# این منجر به یک جنگ می‌شود. درست است؟ یکی جواب داده بود نه! منجر به پُر شدن حساب بانکی ما از پول‌های وعده داده شده توسط اوباما! (ببین پ ن پ تا کجا رفته !)

دمکراسی؟ تئوکراسی ؟ مردم سالاری دینی؟ همه اما هیچکدام

تیر ۱۷ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, زیربنایی | ۲۸ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

نمی‌دانم رشته یا درسی به اسم “ادبیات سیاسی” وجود دارد یا خیر؛ اما به نظر می‌رسد بنا به اهمیت و کارکرد‌های ویژه کلمات در سیاست، می‌توان حتی یک گرایش از کارشناسی ارشد را هم به این امر اختصاص داد، البته نه به طریق ترمینولوژی؛ بلکه با هدف تولید محتوا.

یکی از مشکلات مهم، چه در اقتصاد چه در سیاست و چه به طور کلی در علوم انسانی این است که متاسفانه می‌خواهیم ظرف غرب را بگیرم و مظروف خودمان را در آن بریزیم،‌ خوب طبیعتاً نمی‌شود و اگر هم به ظاهر بشود، نهایتاً یک امر ناقصی بوجود می‌آید که تازه ما را در اول راهی قرار می‌دهد که غربی‌‌ها به آخر آن رسیده‌اند.

پس چاره تنها در یک چیز است :
بازگشت به مبانی دینی و ملی و تدوین پروسه‌هایی نوین بدور از قالب‌های از پیش تعیین شده. بگذارید مثالی بزنم،
آیا بهتر نیست بجای امتحان کردن معجونی از نظریه‌های اقتصادی که لاجرم باید گوشه‌هایی از آن را هم بزنیم، بنشینیم و یک اقتصاد بومی برنامه ریزی کنیم؟ مثلا “اقتصاد برکت محور” را تبیین کنیم؟ اقتصادی که در آن “سود” جای خود را به “برکت” بدهد. باور کنید اینها رویا و روی هوا حرف زدن نیست، بلکه کاملاً اجرایی است و در ضرورت آن همین بس که “سود محوری” اگر دقیق هم اجرا شود انتهایش می‌شود همان بحران باتلاق گونه کنونی غرب، اما آیا کسی “اقتصاد برکت محور” را تجربه کرده و به مزایای آن فکر کرده است؟

برمی‌گردیم به سیاست.
واقعیت این است که بسیاری از مشکلات فکری، ناشی از تصور غلطی است که از “حکومت ایران اسلامی” در اذهان ساخته شده، چرا که نظام جمهوری اسلامی مردمی است اما به هیچ عنوان “دمکراسی” به معنی غربی آن نیست، حتی تئوکراسی (دمکراسی الهی) به معنی مسیحی آن هم نیست. و اگر بخواهیم برای پز و فیس، آنرا به یکی از این قالب‌ها بچسبانیم آن وقت تصورات اشتباهی بوجود می‌آید که خلاف واقع است و موجب ابهام می‌شود.
و به همین خاطر است که شهید بهشتی می‌گوید :” نظام سیاسی جمهوری اسلامی نظام امت و امامت است و حق این است که با هیچ یک از عناوینی که در کتابهای حقوق سیاسی و حقوق اساسی آمده قابل تطبیق نیست

پس به نظام جمهوری اسلامی فقط و فقط می‌توان لقب ” نظام امام و امت” داد. نظامی که بر پایه ۲ رکن بنا شده: “امامت” و “امت” و این دو، هر کدام تعریف خاص خود را دارد که گرچه امتزاجی زیبا از “شاخصه‌های مثبت قالب‌های غربی” و “سنت” است اما کارکرد مخصوص به خود را دارد!
بحث شیرین و مفصلی در این خصوص وجود دارد که به نظرم راه‌گشاست و موضوع “مصلحت اندیشی” که شاید برخی با آن مشکل دارند در درون همین بحث قابل طرح است.
فقط برای آشنا شدن با بحث، تعریف دو واژه امام و امت را از زبان دکتر علی شریعتی میخوانیم:

ایشان در خصوص تعریف “امت” معتقد است :
همه افرادی که در یک هدف مشترک گرد هم آمده‌اند تا بر اساس یک رهبری مشترک (امام) به سوی ایده آل خویش حرکت کنند“.
و سپس در تعریف “امام” می‌افزاید :
امامت عبارت‌است از هدایت این امت به طرف آن هدف … از این نظر در خود اصطلاح امت وجوب و ضرورت امامت صددرصد نهفته است… امت بی امامت نمی‌شود.”

در این خصوص بحث جذابی وجود دارد به خصوص برای کسانی که علاقه‌مند به آثار دکتر شریعتی هستند و البته این خطر وجود دارد که بعد از خواندن این کتب از علاقه آنها  کاسته شود :)
بسیار دوست داشتم مباحث را اینجا مطرح کنم اما به نظرم فرصت بحث آن نیست،‌ چرا که بسیار طولانی می‌شود اما مطالعه این کتاب‌ها به ترتیب ذکر شده، موضوع را به طور کامل تبیین خواهد کرد:

۱- امام و امت ؛دکتر علی شریعتی

۲- سه گفتار؛ شهید بهشتی

۳- پیرامون جمهوری اسلامی؛ استاد شهید مطهری

۴- ولایت فقیه؛ حضرت امام خمینی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
•  به نظرم زیباترین بخش بحث آنجاست که با توجه به این تعریف، “امام” و “امت” لازم و ملزوم همدیگر محسوب می‌شوند و عدم وجود هرکدام موجب سقوط دیگری خواهد شد و این یعنی همان پاسخ به بخش اعظمی از شبهات پیرامون جمهوری اسلامی.

صفحه 20 از 25« بعدی...10...1819202122...قبلی »