وکیلانه » سایبر نوشت
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته سایبر نوشت

ژن آنها که پیشرفت کرده‌اند برتر نیست!

دی ۲۳ام, ۱۳۹۵ دسته ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سایبر نوشت, سیاست خارجی | بدون دیدگاه »

برخی حس‌ها را می‌شود رها کرد، برخی دیگر را نه. از کنار برخی اخبار می‌توان ساده گذشت، برخی دیگر نه. برخی واکنش‌ها پیرامون یک خبر به آدم مربوط است، برخی دیگر نه. اما گاهی آدم واکنش‌هایی به برخی اخبار می‌بیند که اگر حس‌ش نسبت به این واکنش‌ها را نگوید، خفه می‌شود!

ایران طی مذاکراتی خوب یا بد، معامله‌ای لازم یا غیرضروری انجام داده و تعدادی هواپیما خریده است. روی تک تک این‌ گزاره‌ها می‌شود بحث کرد و به نتیجه رسید که آیا این خرید به سود کشور بوده یا خیر؟ اما به گمانم روی این نمی‌شود تردید کرد که واکنش‌ها پیرامون تحویلِ یک کالا نباید همراه با “حقارت” باشد!

در بهترین حالت، ایران با مذاکراتی موفق توانسته بعد از سه دهه طی یک معامله‌ هواپیما بخرد. واکنش برخی‌ها به این خبر اما در سطحِ واکنش برادران رایت است بعد از اولین پرواز، یا واکنش مرحوم ادیسون پس از اختراع برق یا آقای گراهام‌بل پس از شنیدنِ اولین الو.

چنان آبی از لب و لوچه‌‌شان راه افتاده و ثانیه به ثانیه‌ی تحویلِ اولین هواپیما را با کلماتی آنچنانی پوشش می‌دهند که گویی تا کنون در ایران هرگز پروازی صورت نگرفته و وسیله‌ی نقلیه‌ی عادی مردم شُتر است! همان تصویری که سال‌های سال‌ است شبکه‌ها‌ی فاکس‌نیوز و سی‌بی‌اس و ان‌بی‌سی و غیره می‌خواهند از ایران به دنیا نشان دهند. کشوری حقیر و عقب افتاده، بی‌‌بهره از هرگونه تکنولوژی.

بسیار پسندیده و ارزشمند است که آدم با هر نوع تفکری از پیشرفت و آسایش کشورش خوشحال باشد، اما باید تناسبی هم باشد میان پیشرفت و خوشحالی و البته تفاوتی هم هست میان پیشرفت و رفع یک تحریم!

📌 من ترجیح می‌دهم وقتی یک تحریم رفع می‌شود، ضمن احترام و تقدیر، ابتدا به این فکر کنم که چگونه انحصار علم، قدرت و ثروت می‌تواند موجب ظلم شود و سپس، اگر به کسی برنمی‌خورد، دور از جان، خدای ناکرده، روی‌م به دیوار به اینکه چرا خودمان به سطحی از پیشرفت نرسیم که بی‌نیاز باشیم؟
دوباره تیتر را بخوانید.

کانال تلگرام وکیلانه :    https://telegram.me/amialisafa

سببِ رونقِ کفر است مسلمانی ما

دی ۱۵ام, ۱۳۹۵ دسته انقلاب اسلامی, درون گفتمانی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده, سایبر نوشت, وکیلانه نوشت | بدون دیدگاه »

در روزهای اخیر شاهد بگومگوهای مکرر بین رئیس‌جمهور و رئیس‌ قوه قضاییه هستیم. هرکدام از هر تریبونی مشغول تکه‌پرانی به یکدیگر هستند. چه گفتگوی خبری با مردم باشد، چه جلسه‌ی مسئولین قضایی و چه توییتر.

امروز اما اتفاق جالبی افتاد. سخنگوی دستگاه قضا و یکی از نمایندگان مجلس هم وارد این منازعه شدند. ظاهراً فقط ما معمولی‌ها باید اخلاق و قانون را رعایت و از انتشار تهمت پیش از اثبات در دادگاه خودداری کنیم. اما روسای قوا و معاونین آنها آزاد هستن که سنگین‌ترین اتهامات امنیتی و مالی را در ملاءعام از پربیننده‌ترین تریبون‌ها حواله یکدیگر کنند. اخلاق و قانون هم لابد چیزی‌ست که می‌شود همراه با بادمجان میل نمود!

شاید برای رسانه‌ها این دعواها به سبب کلیک‌خور بودن جذابیت داشته باشد. بحمدلله هم هرکدام از این بزرگواران لشکری از هوادار دارند که هر اتهامی را به سرعت دست‌مایه‌ی تحلیل و طنز و متلک می‌کنند. بی‌آنکه یادمان باشد شبِ اول قبری هست، و نکیر و منکری، و پل صراطی، و خدای شدید العقابی که هرگز و هرگز نخواهد پذیرفت “فلانی گفته” را. اما به یقین برای مردم، این بگومگوها مشمئز کننده است.

مردمی که صدای خُرد شدن استخوان‌هایشان زیر بار فشار‌های اقتصادی شنیده می‌شود با دیدن این فضای پراز اتهام اول ته‌مانده‌ی اعتمادشان فرو ریخته می‌شود و بعد به زبان می‌آورند آنچه را که حقِ برخی‌هاست.

مطالبه‌ی مردم حالا نه این دعواهای ایام انتخابات که رفعِ گرفتاری‌های ناشی از فقر و فساد و تبعیض است. برخی می‌گویند مطالبه‌ی شفافیت در راستای همین مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است اما در هیچ‌کجای تاریخ از رهگذرِ تسویه حساب‌های سیاسیِ پیش از انتخابات پیشرفت و عدالت حاصل نشده‌ است.

این وسط، علاوه بر آبروی نظام یک چیز دیگر هم ذبح می‌شود. چیزی که وقتی گلوی آن زخم خورد ترمیم‌ش بسیار زمان خواهد بُرد. اخلاق! اوضاع که آرام شد، چگونه می‌توان از مردمی که بزرگان‌شان به وقت تسویه‌حساب اینگونه به یکدیگر تاخته‌اند تقاضای رعایت اخلاق، و تهمت نزدن پیش از اثبات در دادگاه را داشت؟

📍 کاش یکی این روزها خاطرات شهید بهشتی در مواجهه با تهمت‌هایی که به او زده می‌شد را مرور کند.

کانال تلگرام وکیلانه :    https://telegram.me/amialisafa

نوازشِ دست یتیم یا اسکرول موس؟

دی ۱۵ام, ۱۳۹۵ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای, سایبر نوشت, سبك زندگي اميرعلي, طلبه نوشتنی ها | بدون دیدگاه »

تصاویر گور خواب های قبرستان نصیرآباد شهریار را که دیدیم، همه‌مان غیرتی شدیم. خیلی زیاد. قلب‌مان مچاله شد. فوری لپ‌تاپ و گوشی و تبلت‌مان را باز کردیم. در کانالها و شبکه های اجتماعی‌مان آنلاین شدیم. می‌شد جملات خیلی خوبی درآورد. اما قبلش باید یک نوشیدنی شیرین می‌خوردیم. آخر موقع نوشتن، گولکزِ خونِ آدم نباید پایین باشد.

می‌شد کپشن های خیلی خوبی از آب درآورد. می‌شد عکس ها را با عکسِ کاخی که خمینی ها، پیرجماران را زیر آن دفن کرده اند میکس کرد و جملاتِ جگرسوزی ذیلش نوشت. می‌شد سراغ نهج البلاغه رفت. می‌شد غرب گراها را زد. می‌شد عدالت خواهی را فریاد کشید. سراغ صحیفه نور رفتیم. باید عجله می‌کردیم. فرصت زیاد نبود. نباید این صحنه ناب را از دست می دادیم.

اما یک لحظه صبر کنید. بیایید با خودمان صادق باشیم. چند نفرمان بعد از دیدن تصاویر، پیش و بیش از جرقه ای برای نوشتن های لعنتی، به پتویی و فلاکسی چای و کمی خوراکی برای رفتن به قبرستان شهریار فکر کردیم؟ چند نفرمان فوری ذهنش رفت سراغِ آسمان جُل های اطرافمان؟ اصلا فقرای اطرافمان را می شناسیم؟

بیایید با خودمان صادق باشیم. به قبل‌تر از این ماجرا برگردیم. دخل و خرج رسیدگی به فقرا و محرومینِ چند نفرمان به مخارجِ اینترنت و تجهیزات آنلاین ماهیانه اش می‌چربد؟ دستِ چند نفرمان بیشتر از موس و کیبرد با نوازش یتیمان آشناست؟ چند نفرمان دغدغه‌ی پیدا کردنِ خانواده‌ی بی بضاعتش از دغدغه ی اینترنتِ پُرسرعتش فراتر رفته است؟

بیایید قبول کنیم برادران و خواهرانم. ما آمده بودیم راه رفتن کبک یاد بگیریم راه رفتن خودمان از یادمان رفت. زیستِ مسلمانی‌مان ته کشید. بیایید قبول کنیم برادران و خواهرانم. ما مرده ایم. خیلی وقت است که مرده ایم. این تصاویر که تکان‌مان می‌دهد فقط بوی تعفن‌مان پخش می‌شود. یکی لطف کند ما را دفن کرده فاتحه ای نثارمان کند… .

کانال تلگرام وکیلانه :

https://telegram.me/joinchat/Bo4UbT4eC7EgXLh10nLgpg

عوام‌گرایی در اوج!

مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۵ دسته سایبر نوشت | بدون دیدگاه »

دیده‌اید چقدر سرمایه‌ی سرگردانِ کوچک و بزرگ در جامعه هست که هر روز یک جایی سرریز می‌شود؟ یک‌بار سودِ بانکی، یک‌بار سکه، یک‌بار مسکن و… .  به همان ترتیب احساسات سرگردان و رها در فضای مجازی هست که هربار یک‌جایی تخلیه می‌شود. یک‌بار با فحش یک‌بار با رای‌دادن یک‌بار هم با هشتگ. اجازه بدهید به صراحت بگویم دل‌م به حال چنین مردمی می‌سوزد. مردمِ تنبلِ عاشقِ خودنمایی شوآف‌بازی که بیشتر از هرچیز دلمان می‌خواهد زیرکولر با یک لیوان آب پرتقال در دست راحت‌طلبانه یا به افتخارات دیگران پُز بدهیم یا به دیگری فحش و هدف هم صرفاً همرنگ شدن با جماعت باشد.

البته قصه به همین‌جا ختم نمی‌شود. اکانت منتسب به رئیس‌جمهور گرای اکانتِ فدراسیون جهانی را می‌دهد، روزنامه سپاه ملیت داور را تیتر یک می‌کند (ملیتی که جوانان‌ش هم‌پای جوانانِ ما در جهاد هستند) ؛ روزنامه “گل” ملخ خور را برای تیتر یک انتخاب می‌کند و طراح هم صحنه‌ی اهدای مدال توسط معصوم به #بهدادـسلیمی را می‌کشد.
حق بدهید نگرانِ مردمی بود که با دست فرمان مسئولین و رسانه‌ها خوشحال‌ند به هکِ سایت جهانی و درج دروغ و دستکاری در ویکیپدیا و شواف.

بهداد سلیمی

.

صفحه 1 از 1612345...10...قبلی »