وکیلانه » سایبر نوشت
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته سایبر نوشت

برای هزارمین بار : لطفا مشائی و حواشی را رها کنید

فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۰ دسته پاسخ به شبهات, ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | ۵۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

بعد از شنیدن کنفرانس خبری مجبوب‌ترین رئیس جمهور
می‌خواهم با صدای رسا فریاد بزنم :

افتخار می‌کنم که همچنان یک احمدی‌نژادی دو آتشه هستم !

اولین مطلب بر روی سرور جدید که انشالله تا ۱۳۹۱/۱/۷ هیچ‌گونه قطعی نخواهد داشت!


# خوب بی‌مقدمه برویم سر اصل مطلب. تصور محال که محال نیست، پس بیایید زمانی را تصور کنیم که ما هیچ دشمنی نداشته باشیم! یعنی امریکا و ایادی داخلی و خارجی آن از این بیشتر به ذلت بیفتند و هیج کس هم هیچ معارضه‌ای با ما نداشته باشد. از تمامی جهات  بدون مشکل باشیم. از همه‌ لحاظ ،  ها! یعنی از سیاست گرفته تا اقتصاد ؛ کاملا اوضاع ردیف باشد.

# حالا سوال: در آن اوضاع گل و بلبل، تکلیف ما حزب اللهی ها چیست؟ یعنی آن وقت که دیگر هیچ مشکل و معضلی نباشد، ما چکاره باید باشیم؟ آیا باید کرکره مبارزه و وبلاگ نویسی را پایین بکشیم و لالا ؟!

استپ ! دینگ دینگ دینگ ….
پیام بازرگانی(با لحن اون دوبلور مشهوره) : به رویاهات فکر کن، فقط به رویاهات …. و اصلاً‌ هم نمی‌خواهد نگران این باشی که امام علی(ع) راجع به آرزو چه نظری دارند. حالا هم برو بگیر بخواب که هیچ نیازی نیست فردا بری دنبال تلاش و کوشش برای رزق حلال، فقط کافیه یه حساب توی بانک ما باز کنی. دینگ دینگ دینگ

# خوب، با ادامه‌ی بحث در خدمت شما هستیم. منتظر پاسخم. شما چه جوابی دارید؟
در زمانی که ما هیچ معارضی نداشته باشیم، تکلیف چیست؟
پاسخ من اما، این است:
ببنید؛ ما مبارزه نمی‌کنیم که صرفا مبارزه کرده باشیم! یعنی می‌دانی؛ مبارزه برای ما هدف نیست، بلکه وسیله است. اصلا بگذار از قبل‌تر توضیح بدهم. ببین؛ این ما بودیم که از بهمن ۵۷ به این سو نشان دادیم که حرف‌های زیادی برای گفتن داریم. آرمان‌ها و الگو‌هایی در تمامی زمینه‌ها. و درست همین‌جا بود که غرب احساس کرد: اولا؛ گوش‌های زیادی برای شنیدن ندای آرمان‌های انقلاب ما وجود دارد و در ثانی؛ اگر این نوا به آن گوش‌های تشنه(!) برسد، یعنی پایان مدیریت غرب بر جهان!
فلذا غرب،  دقیقا از همان موقع شروع کرد به سنگ اندازی جلوی پای ما، تا این صدای حق را خاموش کند یا لااقل آنرا مشغول کرده و نگذارد به گوش مستضعفان برسد.

# حالا اصل حرف من اینجاست؛ ما نباید هیچ‌گاه از یاد ببریم که هدف از این مبارزه چیست.
هرگز نباید فراموش کنیم که این مبارزه با غرب از آن جهت است که راه برای بسط و گسترش آرمان‌های ما باز شود.و به خودی خود، مبارزه و جهاد، هدف نیست! ، بلکه وسیله‌ای است برای رسیدن به هدف!
چیزی که ناگزیر هستیم از آن و البته ناگزیر بودنی  از جنس “فیاسیوف خزینی!”.
ما نباید فکر کنیم که اصل کار ما همین مبارزه با دشمن است، بلکه باید  در ذهن داشته باشیم این نکته‌ی کلیدی را که بهترین دفاع، حمله است و همیشه هدفمان از مبارزه  ؛ ایجاد فضایی برای ترویج آرمان‌ها و ارزشهایمان باشد.

# کل حرف من در این خلاصه می‌شود که حتی خود جمهوری اسلامی هم هدف نیست. بلکه راه و وسیله‌ است!
بیایید بیشتر به مفهوم انقلابی بودن توجه داشته باشیم. بیاید بیشتر از اینکه وقت صرف مثلا مبارزه می‌‌کنیم، وقت صرف گسترش و ترویج این‌همه آرمان ناب کنیم، ما خیلی وقت نداریم، صدای پای آقای بشریت می‌آید و بشر تشنه‌ی حرف حق است، ما باید تحت لوای سیدعلی، راه را برای آمدن مولای سید‌علی آماده کنیم.
رفقا ! وقت به‌شدت تنگ است. نگذاریم هیچ چیز ما را به خود مشغول کند. ما نسل حضورییم؛ همان‌ نسلی که وظیفه‌ی هدایت جهان را به سوی ظهور بر عهده دارد.
حی علی الجهاد ….

ـــــــــبعدازنوشتـــــــــ

۱) حالا خودتان پیدا کنید جایگاه پرداختن به موضوعاتی همچون مشایی را! یقین دارم که برخی به عمد و در جایگاه مثلا دلسوزی، مشایی را بزرگ می‌کنند تا ما را مشغول کنند. با عرض پوزش این را می‌گویم کم مانده برخی‌ها دستشویی رفتن مشایی را هم تیتر کنند!
در دو جا خیلی حرصم درمی‌آید، یکی وقتی در کیهان مکرر از بالاترین مطلب نقل می‌شود و دوم وقتی که کسی از مشائی نقل قول می‌کند و بعد آنرا نقد می‌نماید!

۲) ما آنقدر حرف‌های نگفته داریم که حد ندارد.  از ارزشهایی همچون عدالت‌اسلامی، تبین دمکراتیک‌ترین مردم سالاری دینی بر پایه‌ی  ولی فقیه، نشان دادن جلوه‌های بی‌نظیر قانون اساسی، راه‌کارهای ما برای تحکیم بنیان خانواده، ریز‌کاری‌های اقتصادی اسلام و هزار و یک آرمان و ارزش دیگر گرفته تا ارزشهایی همچون اردوهای جهادی، راهیان نور، جلسات قرآن مساجد، جهاد علمی و …. /
حالا اگر ما اینهمه را درست و به زبان جذاب نقل کنیم، آیا باز هم جایی برای جولان دادن این حواشی پیدا می‌شود!

۳) این مطلب را از دست ندهید : حزب‌اللهی این است؛ یا بازخوانی حزب الله

حب و بغض شخصی ، شایع‌ترین عامل سقوط

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۶۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

نقل است که “ورود شرک‌خفی به قلب، همانند حرکت مورچه‌ای سیاه، روی سنگی سیاه، در سیاهی شب است!‌“. حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم همین تشبیه ‌را در ورود حب و بغض شخصی، در اظهار نظر‌های سیاسیون، صاحب‌نظران، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان و به طور کلی خواص می‌شود مشاهده کرد.
عامیانه‌اش می‌شود این‌ : “از بغض علی، به عُمر پیوستن”.

واقعیت این است که بغض‌ ِ از سرباز ولایت دکتر احمدی‌نژاد عزیز، بسیاری را به بیراهه‌های خطرناک برده و یا دارد می‌برد. هر چند این یک تحلیل به‌شدت خوش‌بینانه است اما در تحلیل سکوت سال قبل برخی خواص در مقابل فتنه هم می‌شود این امر را رَصد کرد. برخی خواص بی‌بصیرت چون عقل‌شان به شدت دنیا زده شده بود و چشمشان کور، خیال می‌کردند فتنه۸۸ جریانی است در مقابل دولت، و برای همین از بغض علی به عُمر پیوستند و یا لاقل سکوت کردند.
علل زیادی برای خروج هاشمی از صراط مستقیم قابل ذکر است اما نباید از تاثیر بغض وی  در مقابل احمدی‌نژاد غافل بود. همانگونه که نباید از تاثیر عشق ابن‌ملجم به قطام در قتل علی غافل بود!
(نکته‌ی دوم در انتهای همین متن دقیقا درمان همین‌درد است)
اما
هنوز هم هستند کسانی که دارند از ناحیه‌ی بغضی که از احمدی‌نژاد دارند، به حیثیت خودشان ضربه می‌زنند. نامه‌ای که اخیراً‌ دکتر توکلی خطاب به رئیس جمهور نوشته مصداق بارز همین امر است. نماینده‌ی اقتصاد‌دان مجلس که هم‌اکنون باید در تب و تاب تصویب بودجه‌ی مملکت باشد، می‌نشیند و از گفتگوی تلوزیونی رئیس جمهور ایراد بنی‌اسرائیلی می‌گیرد که چرا ۴۵ بار واژه‌ی ایران را تکرار کرده‌اید و این نشان از همان مکتب ایرانی دارد! و یا مشائی را تُنبان عثمان کرده و با تمسک به آن رئیس جمهور را می‌کوبد.
غرض از نوشتن این پست، نقد نامه‌ی احمد توکلی نیست، که دانشطلب در اینــــجا این کار را انجام داده، بلکه هدف من از این نوشته تذکر جدی است به همه‌ی صاحب‌نظران به‌ویژه خود ما وبلاگ‌نویسان است که نقد در همه جا، حتی همین فضای سایبر  هم عامل پیشرفت است اما حب و بغض شخصی در کمین ما نشسته‌ است تا از کوچک‌ترین فرصتی استفاده کرده و به اظهار‌نظرهای ما رسوخ کند و حُب کسی، ما را از نوشتن اشکالش منع کند و گرفتار افراط شویم و یا بغض کسی باعث شود یک‌اشکال را علم یزید کرده و بکوبیم بر سرش و از وادی تفریط بیفتیم.
جنگ سختی‌است این جنگ نرم. لازمه‌ی هر جهادی این است که تو اول از سیم‌خاردار نَفست عبور کنی، اما در جنگ نرم تو بیشتر در خلوت‌ می‌جنگی و چه چیزی بهتر از خلوت برای جولان دادن شیطان.
اندکی به هوای نفس مهلت بدهی کار خودش را کرده و تو را به هلاکت می‌رساند. شیطان است، دشمن قسم‌خورده‌ی ما، شوخی که با کسی ندارد.

و برای همین است که مولای مطهرمان، اولین خط قرمز ورود ما به فضای سیاسی را اینگونه تشریح می‌فرمایند:”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

یک باری گفتم که ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش درباره‌ی مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد و حالا هم می‌گویم ای خاک بر سر آن کیبوردی که نوشته‌هایش در بیان غیرت عباسی و دفاع از فضایل بی‌شمار حزب‌الله  لااقل صد‌برابر نوشته‌هایش در نقد برخی‌ اشکالات نباشد!
من نمی‌خواهم الان به وادی مصداق یابی بیفتم، فلذا پایان ببرم این نوشته را با ذکر دو راه‌کار جهت جلوگیری از ورود حب و بغض شخصی در موضع‌گیری‌ها:

اول: تقویت روزانه‌ی اصلی‌ترین فرع دین یعنی تولی و تبری!
یعنی روزانه چک‌کنیم دوست‌داشتن‌هایمان و دشمن‌داشتن‌هایمان را که آیا برای خداست یا برای هواست؟! (قطعا منظورم از دشمنی، دشمنی با امریکا نیست و یا حتی مثلا سران فتنه ، بلکه همین دوست و دشمنی‌های ریز را می‌گویم!)

دوم: خلاص شدن از خامی!
هر کس روزانه مدتی در برابر خورشید بایستد بلاشک پخته خواهد شد. چرا اینهمه تاکید بر زیارت معصومین با آن سلام‌های گاها طولانی شده؟ آیا جز این است که ما مدت بیشتری در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار بگیریم؟
و البته کیست که نداند زیارت  روزانه‌ی فرمایشات و فرامین مولای مطهرمان خامنه‌ای اگر بالاتر از زیارت حرم معصومین نباشد هرگز کمتر از آن نیست!

خودعمار پندار گرامی، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

دی ۲۲ام, ۱۳۸۹ دسته پاسخ به شبهات, سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۹۵ دیدگاه »

 

به نام خدای زهرا

معتقدم در این زمانه ، به هیچ عنوان صرف داشتن نیت خوب منجر به اعمال نیکو و شایسته نمی‌شود بلکه بی‌گمان این روزها تیزبینی و مداقّه، چاشنی بصیرت است. پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: “المؤمن کیّس فطن حذر”؛ مؤمن هوشیار و دقیق و محتاط است!
مولای مطهر ما نیز در جمع دانشجویان به یک نکته‌ی کلیدی اشاره فرمودند که :”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.”

با توجه به این امور دو گروه زیر، چه بخواهند و چه نخواهند حتی با نیت صالح، جزء‌ بی بصیرت ها محسوب خواهند شد.

اول) آنانکه دیر تصمیم بگیرند !
در فتنه های پیچیده؛ مسئله‌ی زمان و وقت، بسیار کلیدی است. برخی با هر زحمتی حق را بالاخره تشخیص می دهند امّا دیر! اینگونه افراد مصداق “نوشدارو بعد از مرگ سهراب” می شوند و “حنایشان برای ملت رنگی ندارد” چرا که حق را تشخیص داده و وارد عمل می شوند اما زمانی که سر مولایشان بالای نیزه ها رفته! و کار از کار گذشته.
این توابین حتی اگر در راه حسین شهید شده و جانشان را هم تقدیم کنند فایده ندارد و تا همیشه‌ی تاریخ چوب بی بصیرتی بر سر آنهاست.
گفتم فدا شدن جان تا برخی بدانند که باارزش ترین متاع خود را هم که تقدیم کنی باز ننگ بی بصیرتی از دامان تو پاک نمی شود،‌چه رسد به کسی که انتظار دارد با یک موضعگیری و یا سخنرانی ملت فراموش کنند سکوت او را در هنگامه‌‌ی فتنه.

با توجه به اینکه با اینهمه بینه و دلیل و نیز  سیل خروشان ملت هیچ عذری جهت تصمیم گیری دیر پذیرفته شده نیست! نکته ی مهمی به ذهن متبادر می شود و آن اینکه گاهی سکوت برخی ناشی از آن است که ایستاده اند تا ببینند ورق بر کدامین سو برمیگردد تا  هم رنگ آن شوند!

دوم) کسانی که فاصله‌ی میان بد و بدتر را تشخیص نمی دهند.

تشخیص زشت از زیبا، کار شاقی نیست. بلکه هنر آن است که بین دو بد بدانی کدام در اولویت  نهی از منکر است. با توجه به معنی کلمه‌ی “عدل” یعنی “قرار دادن هر چیزی در جای خودش”‌ به گمانم مورد نظر مولایمان از اصلی و فرعی کردن مسائل نیز همین گفتن هر حرف در جا و مکان خودش باشد. نه سکوت!
دکترین هر ملتی نهفته شده در ضرب المثل های آن. می‌گویند: ” جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.” و یا “هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.”
تشخیص اینکه “آقای دکتر اگر تهمت و گفتن حرفی که در دادگاه معلوم نشده بد است، چرا خودتان مرتکب شدید” و یا اینکه مثلا “فساد اقتصادی بد است در هر کجا که می خواهد باشد”‌ نیاز به هنرمندی و تیزبینی زیادی ندارد.
بلکه بصیرت اینجاست که بدانی گفتن این حرف در شرایط موجود منافع چه کسی را تامین می کند؟! و آب در آسیاب کدامین فتنه گر می ریزد؟! و قبح زدایی از کار کدام دسیسه ساز است؟‍!

جناب آقای احمد توکلی و سایت منصوب به ایشان و نیز ایضا دوستان وبلاگ نویسی که آهسته آهسته!  خط قرمز ها را رد کرده و به سمت این پرتگاه می روند خوب است مروری بر بیانات مقام معظم رهبری داشته باشند/.

معظم له فرمودند:‌” گاهى اوقات، دشمن کار را به گونه‏اى ترتیب مى‏دهد که حرف حقى، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را کامل کند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعه‏اش هم همین حرف حقى است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را کامل نباید کرد. در این حد هوشیارى لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

به حکم “المومن یکفی بالاشاره” فکر نمی کنم حرفی نگفته باقی مانده باشد! اگر در خانه کس است یک حرف بس است. البته آن حرف لزوما “الف” نیست!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعدانوشت:>
۱)
در همین خصوص مقداری صریح تر بخوانید :
از “الف فتنه” تا “فتنه الف”

این نوع تفکرات رمز پیروزی است

مهر ۲۰ام, ۱۳۸۹ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | ۹۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

هنگام ثبت نام در یک سامانه ی سایبری معمولا صفحه ای وجود دارد ، به عنوان مانیفست آن سایت که باید آنرا بپذیری تا مراحل ثبت نام تو تکمیل شود . اگر بر عهده ی من بود  دلنوشت   زیر  از علیرضا کیانی را به عنوان مانیفست وبلاگ نویسان ارزشی قرار می دادم !

مناسبت این متن گذشته ، زمان انتشار آن هم گذشته ،خیلی وقت پیش خوانده بودمش  اما مهم نیست . مهم  این است که  تاریخ مصرف خواندش  هیچ گاه کهنه نمیشود/ دلم گفت اینک قرارش بده … چون پای  خواندن آن اشک ریخته بودم .
آری این حرف حقی است که بی شک تفاوت بین مدعیان و مبارزان را نمایان می کند …

بودن یا نبودن مساله حق است !

نوشته شده توسط علیرضا کیانی
۰۳ مهر

پیش نوشت: دامان کدامین مادر برای من جز شما بستر گریه و مویه است… به کدام چادر پناه ببرم یا زهرا… ای مادر خوبی ها… میان آتش عشقت و وجود سردم تو فاطمه ای … وگرنه بشریت را وجودی نمی بود اگر تو نگاهی بر پهنه خاک تا خاک جسم تیره مان نمی کردی … ای تجلی “کن فیکن” … دستم بگیر که دام هلاکت به نیزه های دشمنان و خنجرهای رفیق نماها وجودم را فرا گرفته است… کویر اراده ام چند بوته ای که داشت را با اشک شور کم سعادتی از دست داده است… و تنها مانده ام من، همان ریگی از ریگهای بشریت… که در سکوتش هزار سخن نهفته است و نیست کس را که بشنود درد دل سنگ کوچک را…

دلنوشت: این روزها هر روز خون گریه می کنم و انگار برایم عادی شده است… خون گریه کردن… هفته دفاع مقدس هیچ ننوشتم که خیلی ها می نویسند… مرد آن است که در کشاکش درد سنگ زیرین آسیاب باشد… و من با اینکه خود را به مردی یلانی چون همت نمی بینم… اما دل خوشم به نوشتن از شهدا… میان شفق غروب التماس مهدی…

از نظر نویسنده این وبلاگ… زندگی تنها کیبرد و مانیتور و کیس نیست… زندگی مسافرکشی با موتور هم هست… زندگی کاهگل مالی پشت بام رفیقان نیز هست… زندگی نفس کشیدن میان قبور شهدا هم هست… و اگر سهراب گفت که: تا شقایق هست زندگی باید کرد؛ من نیز می گویم … چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید، تا شهادت هست زندگی جاری است…

من هستم یا نیستم، مساله حق است… حق است که نباید تنها بماند… حقی که همراه است با میلیونها انسانی که در ایران حتی نمی دانند اینترنت چیست… فاصله وبلاگنویس ارزشی و وبلاگنویس حرفه ای همین است… هفته دفاع مقدس باید نون و انگور صبحانه مادران شهدا را خورد… ۳۵۸ روز دیگر حق این نمک خوردن را ادا کرد… بیزارم از کسانی که هفته دفاع مقدس شهید پرست می شوند و ۳۵۸ روز دیگر این و آن پرست… نه … واژه شهید برای ما مقدس است… هر روز … به تعداد تکرار عاشورا… و به مساحت میلیونها کیلومتر کربلا… شهید ، عشق شیفتی نیست… جبهه فقط اردوگاه راهیان نور نیست… جبهه همینجاست درب قوه قضاییه که مادران شهدا به خونخواهی شهیدانشان آمده اند… جبهه همین جمعیت عظیم راهپیمایی هاست… کربلا برای اهل بصر همین نه دی بود و هست… مساله زنده نگاه داشتن ندای حق است… حال اگر حنجره ات را به نا اهلان قرض نداده ای … حق را فریاد کن… خیلی گوشها هستند که منتظر دریده شدن مانده اند…

______________________________________________

حاج حسین قدیانی همانند همیشه  مشغول مبارزه است.  این روزها البته بیشتر در دانشگاه ها از جمله اینجــــا

صفحه 15 از 15« بعدی...1112131415