وکیلانه » انقلاب‌های خاورمیانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته انقلاب‌های خاورمیانه

خانم دکتر رایس، چه خبر از درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید؟!

اکتبر 24th, 2011 دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی, لبخند امیرعلی‌‌, وقایع اتفاقیه | 116 دیدگاه »

.1) کمتر از دو سال قبل، وقتی در ادامه‌ی 9 سال تلاش بی‌وقفه‌ی غرب برای اسلام ستیزی و اسلام هراسی، تری‌جونز اعلام کرد که می‌‌خواهد به قرآن، کتاب مقدس مسلمانان اهانت کند، اکثر قریب به اتفاق سیاست‌مداران غربی نه به دلیل زشت بودن نفس کار، بلکه با این استدلال که این عمل، جان سربازان امریکایی و متحدانش را به خطر می‌اندازد با آن مخالفت کردند. حالا بماند که  اینهمه سیاست‌مدار نتوانستند(!!!) جلوی او را بگیرند و سرانجام در 20 مارچ 2011 اقدامش را عملی کرد.
آن زمان فهمیدند که اقدام عملی برای توهین به مسلمانان، نتیجه‌اش به خطر افتادن جان سربازانشان می‌شود ولی زیرک‌ترین و بدبین‌ترین سیاست‌مدار غربی هم نمی‌توانست پیش‌بینی کند تلاش‌های 10 ساله برای اسلام ستیزی، سرکوب و تحقیر مسلمانان برعکس جواب بدهد و باعث به خطر افتادن منافع ایالات متحده در خاورمیانه بشود.

عشق نافرجام! (روی تصویر کلیک کنید)

2) اوائل انقلاب‌های منطقه برخی‌ها نخواستند با حقیقت مواجه شوند و اسلامی بودن آنها را به شدت رد می‌کردند و یا به سخره می‌گرفتند. اما دیروز رئیس شورای انتقالی لیبی صراحتاً اعلام کرد که:‌ "اسلام مبنای قوانین در لیبی خواهد بود و همه‌ی قوانینِ ضد شریعت لغو خواهند شد". (+) همزمان دیروز اولین انتخابات آزاد در تونس اولین کشور آزاد‌شده‌ی بهار عربی برگزار شد و نتایج اولیه تا این لحظه خبر از پیروزی قاطع حزب اسلام‌گرای النهضه دارد!(+) به زودی انتخابات در مصر هم برگزار می‌شود و اکثر ناظران پیش‌بینی می‌کنند آنجا هم پیروزی با اخوان المسلمین باشد. (بماند سایر تحولات این چند ماهه که همه به ضرر امریکا بوده)

در عراق هم سرانجام ایالات متحده مجبور به کوتاه آمدن شد و تا دو ماه و نیم دیگر باید عراق را ترک کند. صحنه‌ی سیاسی کنونی عراق به هیچ عنوان آن چیزی نیست که امریکا انتظار داشت و در مقابل کاملاً مطلوب ایران است.  شاید این حرف در عمل زیاد معنایی نداشته باشد اما اینکه حامد کرزای گفته: "در ماجراجويي هاي آمريكا، كنار برادران پاكستاني مان خواهيم بود و در صورت جنگ پاکستان با آمریکا، افغانستان از پاکستان حمایت خواهد کرد." (+) برای امریکایی‌ها پیام بزرگی دارد.

همزمان با این اتفاقات، بحران اقتصادی در امریکا ابعاد جدیدی به خود گرفته و کسری بودجه‌ به مرز وحشتناک 1/3 ترلیون دلار رسیده (+). وضعیت در اتحادیه‌ی اروپا هم بهتر از این نیست به گونه‌ایی که امروز نخست وزیر انگلستان تلویحاً خواستار خروج کشورش از اتحادیه‌ی اروپا شد که این درخواست با واکنش بسیار شدید مواجه گردید. (+)

3) سال 85 خانم دکتر کاندولیزا رایس که در خواب‌ش هم چنین روزهایی را نمی‌دید در سفر به خاورمیانه و در ادامه‌ی نظریه‌ی خاورمیانه‌ی جدیدی که مطلوب امریکا باشد گفت: "جنگ حزب الله با اسرائیل درد زایمان خاورمیانه‌ی جدید است"(+)  حالا همه‌ی این گزاره‌ها را که کنار هم قرار می‌دهم با خودم می‌گویم ایکاش می‌شد پرسید: خانم دکتر! چه خبر از نوزاد خاورمیانه‌ی جدید؟! سقط شد؟! :)

بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

سپتامبر 24th, 2011 دسته احمدی‌نژادی نوشت, انقلاب‌های خاورمیانه, درون گفتمانی, سایبر نوشت | 55 دیدگاه »

.

با توجه به پوشش خبری گسترده‌ی مجمع عمومی سازمان ملل، استفاده‌ی بجای دکتر احمدی‌نژاد از این موقعیت، فرصتی شده که هر سال تریبونی فراهم شود برای بیان دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ایران(+). امسال هم مثل سالهای گذشته سخنرانی 28 دقیقه‌ایی دکتر در نیویورک واکنش‌های زیادی داشت. از بحثِ تکراری و خسته کننده‌ی خروج دیپلمات‌های غربی ِ مدعی آزادی بیان که باز مثل هر سال فقط بازیچه‌ایی است برای کسانی که می‌خواهند همیشه چیزی برای بازی کردن (!) داشته باشند اگر بگذریم، طرح دیدگاه‌های جمهوری اسلامی (+) در قالب بیان سوالات متعدد  ابتکار بسیار جالبی بود.

اما حرف من در این نوشته، بحث دیگری است. می‌خواهم اشاره‌ایی داشته باشم به یک نمونه از اخلاق زشت رسانه‌های داخلی که روز به روز در حال گسترش است.
پوشش خبری سایت “الف” از سخنرانی ریاست جمهوری در نوع خود‌ش بسیار جالب بود! واکنشی شتابزده که همراهی‌ آن با بغض فراوان این سایت از دکتر احمدی‌نژاد منجر به ایجاد یک خبرسازی و تناقض آشکار شده بود.

تیتر اول سایت الف(+) برای پوشش این خبر، “سخنرانی رئیس جمهور بدون اشاره به بیداری اسلامی” بود. در توضیح این تیتر نوشته شده: “احمدی نژاد در این سخنرانی کمترین اشاره ای به تحولات منطقه و بیداری اسلامی نداشت. در حالی که مردم ایران و انقلابیون در کشورهای منطقه منتظر سخنان طوفانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به نفع بیداری اسلامی و انتقاد از غرب و وهابی ها در حمایت از دیکتاتورها بودند.”

1) شدت بغض و شتابزدگی سایت “الف” در تخریب شخصیت ریس جمهور و ادعای عدم کوچکترین اشاره به بیداری اسلامی و قضایای منطقه به حدی بوده که فراموش می‌کند خودش در متن همین خبر با اشاره به بخشی از سخنرانی آورده است:

جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری شاهد بیداری گسترده در سرزمین‌های اسلامی و در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکاست و هر روز بر دامنه تحولات عدالت‌طلب و آزادیخواه افزوده می‌شود و بدین ترتیب راه به سوی آن آینده درخشان گشوده‌تر می‌شود.”
البته این تنها اشاره‌ی دکتر احمدی‌نژاد به قضایای منطقه نیست، بلکه کاملاً واضح است طرح پرسشِ :”آيا گُل دموکراسي و آزادي از موشکها و بمبهاي نيروهاي ناتو شکوفا خواهد شد؟” اشاره‌ی دقیق به قضایای لیبی دارد و دیگر سوالات طرح شده دقیقاً صحنه‌ی محکومیت و دادگاهی بود که رئیس جمهوری ایران مانند دادستانی شجاعانه علیه غرب در غرب برپا کرد.

جالب اینکه سایت الف که تمرکز فراوانی بر نکته گیری و دقت در کلمات دارد مدعی می‌شود مردم ایران و انقلابیون منطقه انتظار داشته‌اند رئیس جمهور به وهابیت بخاطر دفاع از دیکتاتورها انتقاد کند! من به شخصه هر چه فکر کردم متوجه نشدم این حرف “الف” که احمدی نژاد باید در سازمان ملل از وهابی‌ها انتقاد کند! در چهارچوب کدام عقل دیپلماتیک قابل طرح است؟

2) اما قضیه به همین‌جا ختم نمی‌شود! مهم‌تر و جالب‌تر اینکه سایت الف  اکنون در حالی  داعیه دار بیداری اسلامی و نگران عدم تاکید بر آن شده که قبل از این و در شروع انقلاب‌های منطقه در چرخشی 180 درجه ایی به صراحت تیتر زده بود :”تعبیر انقلاب اسلامی برای اعتراضات عرب نادرست است!(+)” و مقاله‌ایی مفصل در بیان دلایل  غیراسلامی بودن قیام‌های منطقه ذکر کرده بود! و اتفاقاً در پایان همان مقاله هم در تخریب دولت کم نگذاشته و شبهات بی‌سند و مدرکی را علیه دستگاه دیپلماسی بیان می‌کند.
وجه اشتراک هر دوی این مقاله‌های صدردصد متضادِ سایت “الف” فقط یک چیز است: تخریب وجهه احمدی نژاد!

پرواضح است دکتر احمدی‌نژاد نه به اعتبار احمدی‌نژاد بودن که بلکه فقط و فقط به اعتبار نماینده‌ی ملت ایران بودن است که در سازمان ملل اجازه حضور می‌یابد و به همین علت  هر کسی حق دارد از روی خیر‌خواهی انتقاد داشته باشد که چرا فلان مساله مطرح نشد یا چرا مطرح شد و رسانه‌ها بهترین ابزار برای منتقدان است که با اشاره به نکات مثبت و منفی به پیشرفت کشور کمک کنند.

اما متاسفانه در کشور ما ظاهراً قبیله گرایی در ذات اکثر رسانه‌ها نهادینه شده. هدف هر کدام نه پیشرفت کشور و نه حتی بیان دیدگاه‌های واقعی خودشان که بلکه فقط و فقط تخریب دیگری است به هر روش ممکن! کاَنه رسانه‌های ما شبنامه‌هایی هستند بی‌نام و نشان که حتی به فکر اعتبار خود هم نیستند و به راحتی حرفهای متناقض و صددرصد متضادی بیان می‌کنند بی‌آنکه به فکر جلب و نگه‌داری اعتماد مخاطبانشان باشند فقط پیش‌به سوی تخریب طرف مقابل!

انگار تنها اصلی که در رسانه‌های ما لایتغیر است دشمنی و تخریب جناح فکری مقابل است و حاضرند برای رسیدن به این هدف تمامی افکار خود را هم زیرپا بگذارند! و متاسفانه اصلاً به این فکر نمی‌کنند که دولت‌ها و اشخاص دیر یا زود رفتنی هستند اما سرمایه‌ی یک رسانه اعتماد مخاطب است که اگر از دست رفت به هیچ عنوان قابل برگشت نیست!

آرزوی شخصی من رسیدن به روزی است که هرکسی عقیده‌ی خودش را بیان کند، دقیقاً همان چیزی که در ذهنش است و به آن اعتقاد دارند، بی کم و کاست، دقیقاً همان را ! بدون توجه به اینکه این حرف، حرف کسی دیگر هم هست یا نیست!

ترکیه بهشت سبزهای ایرانی است نه الگوی انقلابیون منطقه !

سپتامبر 6th, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی, وقایع اتفاقیه | 74 دیدگاه »

خدا را شکر بالاخره برخی‌ها که تا قبل از این ریشه‌های قوی اسلامی بودن انقلاب‌های منطقه را انکار می‌کردند، حالا پذیرفته‌اند اسلام و نگاه به انقلاب ایران جزء لاینفک انقلاب‌های منطقه‌ است (+) (+) و اینک به صرافت افتاده اند که مردم انقلابی منطقه اسلام را می‌خواهند اما نه مدل ایرانی بلکه مدل ترکیه‌ایی آنرا !

خوب، حرجی بر برخی‌ها نیست، سال‌های سال است فکر می‌کنند هرچیزی که خودشان از آن خوششان بیاید، الزاماً همان مورد ِ پسند همه‌ی مردم است. البته تا قبل از این، این خود همه پنداری‌شان، جنبه‌ی داخلی داشت، ولی این روزها بُعد بین المللی هم پیدا کرده :)

برخی سبزهای ایرانی، خیال می‌کنند چون افکار لیبرالی، سکولاری و ملی گرایانه‌ی افراطی آنها به چیزی که در ترکیه وجود دارد نزدیک‌تر است، و از سال  76 تا حالا هم آرزوی ترکیه‌سازی ایران را داشته‌اند، پس اکنون مردمان به‌پاخواسته‌ی منطقه هم لابد همین را می‌خواهند. اما عرض کردم حرجی بر آنها نیست، متاسفانه خود را در یک حباب فکری اسیر کرده اند و جهان را فقط درون همان حباب می‌انگارند. وقتی جناب آقای موسوی به عنوان نماد تفکر سبز، با استدلالی از جنس استدلال‌های تقلب در انتخابات، انقلاب‌های منطقه را منبعث از جنبش سبز دانسته بود، چرا سبزها نتوانند با چشم بستن روی تمام واقعیت‌ها، آرزوی دیرینه‌ی خود را به عنوان خواست مردمان منطقه جا بزنند!

البته سالها قبل از سبزها، جناب رضاشاه در سفری که به ترکیه داشت، با الگو برداری از مصطفی کمال آتاترک، به فکر افتاد تا سرتاپای ایران را غربی کند! که اگر موفق می‌شد هم اکنون زبان رسمی من و شما بجای فارسی فینگیلیش می‌بود! اما برخی‌ها نباید در زمان متوقف شده و هنوز در دهه‌ی 40 سیر کنند، بالاخره این روزها مردمان پابرهنه‌ی شمال افریقا هم تکانی به خود داده اند، شما هنوز نمی‌خواهید تکانی به افکار خود بدهید؟‌

در خصوص ادعای الگو بودن ترکیه برای انقلاب‌های منطقه، قبل از هرچیز باید بدانیم اینگونه مسائل دغدغه‌ی ذهن ماهاست که از دور نظاره گریم نه مردمان منطقه. آنها مشکلات اساسی و بسیار مهمتری همچون امنیت، نان شب، کشته‌های انقلاب و بسیاری مشکلات دیگر دارند. پس با این نوع دید چند نکته قابل ذکر است :‌

1) با نگاهی به واقعیت‌های انقلاب‌های منطقه، قبل از اسلام یک موضوع دیگر به چشم می‌آید و آن خواست عمومی ملت‌ها برای رهایی از چنگال غرب است! همان شعار 30 سال قبل ما که نه شرقی نه غربی، حالا شده  “لا شرقیه لا غربیه” و خواست قاطع و مشترک تمام مردمان منطقه است که می‌خواهند خوب یا بد روی پای خودشان باشند!
حتی در لیبی که غرب با حضور ناتو همه چیز را بهم ریخت تا بگوید من کمک کردم و بعد سهم خواهی کند هم، شعار غالب “لاشرقیه، لاغربیه، اللیبیه وحده وحده” ورد زبان مردم است. پس استقلال‌خواهی خصوصیت بارز انقلابیون است،
حالا آیا کسی می‌تواند ادعا کند ترکیه استقلال از غرب دارد؟‌ (+) غرب به کنار، با وجود تمام شانتاژهای تبلیغاتی ترکیه، چه کسی می‌تواند چشم روی میلیاردها دلار قرارداد‌های نظامی و اقتصادی ترکیه با تل‌آویو که گلوله می‌شوند و می‌نشینند بر گلوی کودکان سرزمین‌های اشغالی، ببندد؟
خنده دار نیست که برخی‌ها با مشاهده اخراج سفیر اسرائیل از ترکیه، که آنهم در واقع به دلیل حمایت اسرائیل از پ‌ک‌ک بوده، ترکیه را مفیدتر از ایران برای غزه می‌دانند؟‌ آیا جز این است که همین‌ها، آنهایی هستند که شعار “نه غزه،‌ نه لبنان” سر می‌دادند و حالا به اسم دلسوزی برای غزه، با این استدلال‌های مسخره می‌خواهند دق دلی خود را بر سر حکومت ایران خالی کنند!

2) موضوع بعدی اینکه دولت ترکیه شاید اسلام گرا باشد، اما هرگز اسلامی نبوده و نیست! اولویت این کشور قبل از هرچیز منفعت گرایی در پرتو غرب است. در زمینه‌ی بین الملل علاوه بر روابط با اسرائیل همین امروز برخلاف تمام ژست‌ها، میزبان دیکتاتور خون‌ریز بحرین شد و در امور داخلی هم  لازم باشد مثل حالا علی‌رغم اکثریت 98درصدی مسلمان بودن مردمانش، حجاب را ممنوع می‌کند، بی‌خیال ملت! (+)
در صورتی که مردمان انقلابی منطقه، نشان داده اند علاوه بر آبادانی کشورشان، اولاً به آرمان قدس پایبندی کامل دارند و در ثانی اسلام را طلب می‌کنند و در اولین فرصت‌های به دست آمده، این اسلامخواهی را به تصویر می‌کشند. چگونه الگوی آنها ترکیه‌ایی باشد که دست در دست صهونیسم‌ها دارد و به مردمان مسلمان خودش اجازه‌ی حجاب نمی‌دهد؟ راستی! “آنتالیا” که معرف حضور دوستان هست انشالله

3) واقعیت این است که علی‌رغم تبلیغات گسترده، ترکیه در زمینه‌ی مبانی و ساختار با مشکلات جدی روبروست و اگر امروز اسمی در کرده فقط به‌خاطر اقتصاد موفقی است که دارد و اِلا در زمینه‌های زیرساخت‌های فرهنگی اجتماعی عقب‌افتادگی‌های فراوانی دارد. به عنوان نمونه اقلیت‌های دینی این کشور به تازگی و بعد از سالها اعتراض در هفته‌ی گذشته، از حق مالکیت زمین برخوردار شده اند. (+)

حرف من این است که اولاً ترکیه تا جایی پای مستضعفین است که به خودش ضرر نرسد و از این بالاتر هرکجا سود‌ی برای‌ش وجود داشته باشد برعلیه مستضعفین هم خواهد بود،‌ در ثانی ترکیه دارای ساختار خاصی نیست که صرفاً در پرتو آن به موفقیتی دست‌یافته باشد. آنها که مدعی الگو بودن ترکیه هستند، باید بگویند دقیقاً منظور الگو برداری از چه چیز ترکیه است؟ آیا امکان دارد یک کشور با مقتضیات اقتصادی و فرهنگی و هزاران مورد خاص خود، از کشوری دیگر الگو برداری کند؟‌ و آیا غیر از این است که اساساً بحث الگو برداری یک بحث محدود به آرمان‌هاست نه شکل‌ها!
و از آنجا که “اسلام خواهی”، “دارا بودن قوانینی بر اساس اسلام”، “استقلال خواهی”، “غربگریزی” و “آرمان یاری رسانی به مردمان سرزمین‌های اشغالی”، از بدیهیات خواسته‌های مردمان انقلابی منطقه است، اگر قرار باشد مردمان منطقه به جایی چشم دوخته باشند‌، آنجا تنها افق آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران است نه هیچ چیز دیگر!
و در همین‌باره هم منظور آرمان‌های انقلابی است که شاید خود ایران هم هنوز به برخی‌ از آنها نرسیده باشد، و به هیچ عنوان هم فرض نگرفته ایم که ایران کنونی را بهشت موعودی می‌دانند که برای رسیدن به آن له‌له بزنند. منظور آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران است.

پرانتز باز ـ همین دوستان سبز در عین این حال و با دارا بودن همین افکار سکولار لیبرالی، مدعی بازگشت به آرمان‌های امام راحل و اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستند، پیدا کنید دُم خروس و قسم حضرت عباس را ـ پرانتز بسته.

جنبش سبز؛ دروغ و دیگر هیچ (سوریه)

جولای 10th, 2011 دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب‌های خاورمیانه, پاسخ به شبهات, سایبر نوشت, مناظره وبلاگی | 60 دیدگاه »

حدود 10 روز پیش در یکی از شبکه‌های اجتمای، دوست مخالفی از من برای مناظره وبلاگی در خصوص قضایای سوریه دعوت کرد. منتظر متن ایشان ماندم، اما خبری نشد. فلذا پیش قدم می‌شوم:

1) ایکاش جنبش سبز متولد یک دروغ نمی‌بود و حیات آن هم وابسته به دروغ نمی‌‌شد تا بشود از ظرفیت‌های انتقادی موجود در آن، جهت پیشرفت کشور استفاده کرد. چون معتقدم یکی از لوازم اساسی برای پیشرفت هر جامعه تقویت منتقدان واقعی است، اما وقتی منتقدی با آسیب‌های انتقاد ممزوج شد، دیگر کارآیی خود را ندارد و “انتقادی که باید مروج واقع اندیشی” باشد، جای خود را به “انتقام همراه با توهم” می‌دهد.

2) شاید جوک معروف را شنیده باشید که یارو یه پارچه می‌بره خیاطی میگه واسم کت بدوز، خیاط میگه باشه. بعد از تحویل پارچه به خیاط تاکید می‌کنه که در روز مقرر حتما کت رو تحویلش بده و میگه: نکنه وقتی اومدم بگی سرم شلوغ بود نشد، خیاط میگه باشه؛ میگه نکنه بگی سوزنم شکست نشد، خیاط میگه باشه؛ میگه نکنه بگی وقت نداشتم، برق رفت، چرخم خراب بود، شاگردم نبود، “اصلاً نخواستیم پارچه رو بده ببرم!
حالا حکایت جنبش سبز هم همین است، خودش می‌برد و می‌دوزد.  روی یک قضیه فرضی جنجال درست می‌کند و تا انتهای آن می‌رود و حکم هم صادر می‌کند و متاسفانه اکثر سبزها هم که چشم به دهان و قلم دیگران دارند و نگاهی به واقعیت نمی‌کنند که آیا چنین چیزی اساساً وجود دارد یا خیر؟ و به دور از جوزدگی به اصل ماجرا دقت نمی‌کند. در حالی که اگر به منشاء حرف دقت شود، تمام رشته‌های جنجال‌آفرینی پنبه شده و حقیقت آشکار می‌شود!

3) تمام آن چیزی که راه‌بر حکیم انقلاب در خصوص سوریه فرموده اینجاست. منظور هم کاملاً واضح است: تببین تفاوت‌های آشکاری که میان انقلاب‌های منطقه با قضایای سوریه وجود دارد. همین.
امــــا جنبشک سراسر دروغ سبز اعتقاد به تفاوت میان قضایای سوریه با دیگر وقایع را تعبیر به حمایت از سرکوب‌ها در سوریه می‌کند و جنجال آفرینی و نهایتاً  هم “نخواستیم اصلاً بده پارچه رو ببریم!” یعنی “اعتقاد به تفاوت” را به راحتی تعبیر به “حمایت از سرکوب” می‌کنند و توجه ندارند که ما از افغانستان و عراق هم دفاع می‌کنیم، اما آیا این به معنی دفاع از عملیات‌های تروریستی و انتحاری آنجاست؟
و البته جالب‌ترین بخش قصه هم اینکه این مغلطه را کسانی انجام می‌دهند که اسناد حمایت مستقیم دیکتاتورهای خونریز منطقه، در سال 88 از آنها موجود است.
آیا اینان خیال می‌کنند ملت فراموش می‌کند دفاع مستقیم صهیونیسم‌های کودک کش، و حسنی مبارک دیکتاتور را از میرحسین موسوی؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
•  معمولاً‌ بعد از بازنشر برخی از نوشته‌هایم، ایمیل‌های زیادی از فحش و تهدید تا گاهاً حرف منطقی به دستم می‌رسد. اما این یکی(+) در نوع خودش جالب بود، به ذهنم رسید کافر همه را به کیش خود پندارد :)

صفحه 4 از 6« بعدی...23456