وکیلانه » اجتماعی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

بایگانی برای دسته اجتماعی

وقتی برای تخریب احمدی‌نژاد می‌شود دنبال خواهر و مادر مردم افتاد

آوریل 19th, 2013 دسته اجتماعی, احمدی‌نژادی نوشت, وقایع اتفاقیه | 34 دیدگاه »

مراسمی که دیروز در ورزشگاه آزادی برگزار شد‌ و اخبار و تحلیل‌های منتشر شده‌ی قبل و بعد از آن می‌تواند نمونه‌ای کوچک باشد از جریاناتی که در دو سال اخیر در کشور اتفاق می‌افتد. هیاهو بر سر هیچ!

بلافاصله با اعلام خبر برگزاری این برنامه، سایت‌ها و نشریات به اصطلاح اصول‌گرا و مخالفین دولت شروع به تحلیل‌های متنوعی کردند و با بزرگ‌نمایی بسیار  آنرا به مهم‌ترین حادثه‌ی هفته‌ی گذشته‌ی عرصه‌ی رسانه‌ای کشور تبدیل نمودند. در مقابل دولت اصرار داشت که این کار هیچ ارتباطی به انتخابات ندارد و تنها مراسمی است برای تقدیر از دست‌اندرکاران سفرهای نوروزی. اصرار و تحلیل‌های مخالفین دولت هر روز بیشتر و بیشتر شد و از پیش‌بینی‌های عجیب رسید به تحلیل اینکه قرار است دولت در صورت استقبال از مراسم، از نامزد انتخاباتی‌ش رونمایی کند و در صورت عدم استقبال دست به اغتشاش و مظلوم‌نمایی بزند!

پس از برگزاری مراسم معلوم شد دولتی‌ها دست‌کم در ظاهر صادقانه عمل کرده‌اند  و فعالیت انتخاباتی در این برنامه صورت نگرفته است.  حتی دکتر احمدی‌نژاد زنده بهار معروف‌ش را هم در پایان سخنرانی نگفت تا هیچ حرف و حدیثی باقی نماند. در چنین وضعی سایت‌های مخالف دولت دست‌شان در حنا ماند! و تحلیل‌ها و شبهه خبرهای ویژه‌ و محرمانه‌‌شان از درون اتاق فکر جریان انحرافی تو زرد از آب درآمد. 

در خصوص این موضوع چند نکته به ذهنم می‌رسد:

میتینگ آزادی

..

1-  بزرگترین انتقاد مخالفین دولت و رسانه‌های اصول‌گرا به این برنامه هزینه‌ی برگزاری آن از جیب بیت‌المال بود. طبق گفته‌ی دولتی‌ها این برنامه اسپانسر خصوصی داشته و البته اگر مساله چیز دیگری بود حتماً کاراگاهانی که خودروهای دولتی پلاک‌قرمز این مراسم را کشف کرده‌اند هزینه‌های مراسم را هم کشف و اعلام می‌کردند! اما گیریم اعتراض مخالفین دولت به‌جا و درست. پس بر همین اساس لابد آقایان از پول شخصی‌ خودشان پیامک‌های حاوی اخبار ویژه‌‌ی (!) مراسم دیروز ارسال کرده‌اند.  از قبیل: جواد هاشمی و خانم آزادی مجری مراسم.  اجرای موسیقی شاد.  عدم توزیع مناسب غذا !!
و لابد هزینه‌ی سایت‌های به اصطلاح اصول‌گرا و فعالیت‌های انتخاباتی آنها ابداً از پول بیت‌المال و یک نهاد خاص نیست!!

2- ایراد بعدی سایت‌ها و نشریات مخالف دولت به این مراسم برگزاری آن در آستانه‌ی انتخابات و بهره‌برداری انتخاباتی از آن بود. همانگونه که پیش‌تر گفته شد فعالیت انتخاباتی در این مراسم صورت‌ نگرفت. اما کافی است فردا صبح شما سری به سایت جار بزنید و روزنامه‌های صبح کشور را مرور کنید. وابستگان به شهرداری تهران برایشان از شیرمادر حلال‌تر است که از آقای شهردار تیتر و خبر انتخاباتی بزنند و فلان روزنامه‌ هم کاملاً آزاد است از تئوری‌های آقای دیپلمات اسبق بنویسد. آن یکی روزنامه‌ی دیگر هم می‌تواند هر روز از بای‌دیفالت (!)  همه‌ی انتخابات کشور مطلب بنویسد و در عین حال همه‌ی اینها با هم به دولتی که  کار انتخاباتی برای فرد مشخصی نمی‌کند اعتراض داشته باشند چرا از جیب بیت‌المال هزینه‌ی انتخاباتی زودهنگام می‌کنی؟!؟

3- نکته‌ی جالب بعدی این بود که قبل از مراسم جار و جنجال به راه انداختند که قرار است فعالیت انتخاباتی انجام بگیرید. در مقابل دولتی‌ها انکار کردند. بعد از مراسم وقتی فعالیت انتخاباتی صورت نگرفت بجای سکوت در برابر غلط از آب درآمدن تحلیل‌هایشان، نوشتند: “شکست احمدی‌نژاد‌ی‌ها!” یعنی خودشان شایعه ساختند. خودشان باور کردند و خودشان بر اساس آن، تحلیل. حالا هم نوشته‌اند آقای احمدی‌نژاد چرا نگفته زنده باد بهار؟ به چه حقی؟ :))

4- اما برای من تاسف‌بارترین اتفاق دیروز چیز دیگری بود. خاله‌زنک نیوزهای اصول‌گرا خیلی دلشان می‌خواست یک اتفاقات دیگری در مراسم بیوفتد و به همین خاطر عکاسان خبری خود را روانه‌ی استادیوم آزادی کردند. اما هنگامی که هیچ اتفاق خاصی نیفتاد عکاسانِ سایت‌های سوپر حزب اللهی شروع می‌کنند به چشم‌چرانی و هر کجا مویی از سر بیرون می‌بینند و یا دخترکی در حال تکان دادن پرچمی…  چیلیک! چیلیک! تا فردا سایت‌هایشان خالی نباشد.
برای من خیلی درد آور بود وقتی حاصل کار آنها را می‌دیدم. به طرز بی‌نهایت شنیعی می‌شد دید بجای اینکه اگر اتفاق خلاف شرعی در مراسم دیروز افتاده باشد را روایت کنند دنبال سوژه گشته‌اند و به زور هم که شده سوژه پیدا کرده‌اند و در این میان عکاس محترم خبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامی (!) الحق البته از همه موفق‌تر عمل می‌کند…

از مدعیان اصول‌گرایی انتظاری هم نیست که غیر از این عمل کنند وقتی که پربیننده‌ترین مطالبشان اغلب از همین چیزهاست و کلیک‌خور سایت‌هایشان وابسته به: (+عکس). و از آقایان مدعی رزمندگی هم انتظاری نیست وقتی تقوا را اینگونه (+) پای منافع سیاسی ذبح می‌کنند. اما درد دارد سازمان متولی تبلیغات اسلامی کشور اینگونه بی‌تقوایی به خرج دهد و بودجه‌ی سازمان را که باید صرف اعتلای فرهنگ کشور بشود  هزینه‌ی منافع سیاسی کند.

ایکاش آقایان “إن لم یکن لکم دین فکونوا أحراراً فی دنیاکم…” را نصب عین‌شان قرار می‌دادند.  ایکاش در این ماه‌های پایانی بجای “این حرفهای هیچ‌وپوچ” قدری به فکر نقد‌های دقیق اقتصادی و فرهنگی دولت می‌افتادند. چرا که بیشتر به کارشان خواهد آمد.  آقایان هرچه قدر در تخریب دولت پیش بروند تازه در اول راهی قرار خواهند گرفت که سال 88 آقای میرحسین موسوی و اطرافیان‌ش انجام می‌دادند و از آن هیچ سودی نبردند.

وقتي اصلاح‌طلبان مي‌گويند “انتخابات”، دقيقاً از چه چيزي حرف مي‌زنند؟

آوریل 17th, 2013 دسته اجتماعی, احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی | 11 دیدگاه »

 1- به نظرم يكي از مهمترين علل بقاي نامِ اصلاح‌طلبان در ايران “متلوّن” (!) بودن آنهاست. بنا به گفته خود‍ِ اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبي تعريف خاص و مشخصي ندارد و همين امر باعث مي‌شود بنا به اقتضاي شرايط حدودِ آرمان‌ها، اهداف و رفتارهاي اطلاح‌طلبان تنگ و گشاد شود. گاهي كفِ خواسته‌هاي آنان مي‌شود تغيير بنيادين در مسائلي مثل اختيارات ولايت فقيه و حذف شوراي نگهبان و گاهي سقفِ خواسته‌هاي آنان مي‌شود تاييد يك نامزد در انتخابات!
اما جالب‌ اينجاست كه شعار تغييرات بنيادين در قانون اساسي را همزمان با “اجراي بدون تنازل قانون اساسي” مطرح مي‌كنند و تقاضا براي حضور در انتخابات را همزمان با كودتا، دزدي آراء و مهندسي انتخابات خواندنِ انتخابات قبلي.

..

..

2- حالا که برای حضور در انتخابات شرطی گفته نشده است. ولی “شروط خاتمي براي شركت در انتخابات” اين تيتر يادتان مي‌آيد؟ و قبل‌تر از آن هم عدم شركت در هيچ انتخاباتي و كمي قبل‌تر از آن‌هم ديگر اصلاحات در ايران به بن‌بست رسيده  و بايد با نافرماني مدني كاري كرد.

3- من از سران و نامداران اصلاحات تعجب نمي‌كنم چرا كه لازمه‌ي بقاي آنان چنين متغير بودني‌ست.  اما برايم عجيب است وبلاگ‌نويسان و جوانانِ‌ هوادار اصلاحات با وجود چنين نظریاتی درباره کلیت حاکمیت و مثلاً وجود پُست‌هاي آموزش نافرماني مدني در وبلاگ‌هایشان چگونه از حضور در انتخابات دم مي‌زننند و آنرا بديهي(!) مي‌دانند؟ مگر اين همان حكومتی نيست كه از شما دزدي كرد؟ و مگر سازوكار انتخابات همان ساز و كار قبلي نيست؟ مگر این انتخابات را دولت کودتا برگزار نمی‌کند؟ و مگر “ميرِ اسير” شما هنوز در بند نيست؟ و مگر قرار نبود ايران قيامت بشود؟ قيامت نشد؟ اشكال ندارد ولي همزمان حضور در انتخابات خيانت به خون  امثالِ‌ “ندا” و “سهراب” نيست؟ 

4- بارها با دوستان مخالف نظام كه گفتگو كرده‌ام در آخرين جمله گفته‌ام هرگاه در يكي از انتخابات‌ مجلس يا رياست جمهوري فقط يك‌درصد كمتر از 50‌درصد مردم شركت كردند من ديگر ضرورتي براي ادامه چنين نظامي نميبینم و آنرا غيرمردمي تلقي مي‌كنم. چرا اصلاح طلبان و هواداران آنها چنين راهي را نمي‌روند؟ مثلاً فكر كنيد در انتخابات آتي فقط 40 درصد مردم شركت كنند. آن‌وقت حرفي براي گفتن باقي مي‌ماند؟
آيا اين راه كم‌هزينه‌تر، واقعي‌تر و سهل‌الوصول‌تر نيست؟ پس چرا دنبال نمي‌شود؟ 

5- در پاسخ گفته مي‌شود شما از حق حضور مردم در انتخابات مي‌ترسيد و مي‌خواهيد مردم را پس بزنيد. اولاً‌ كه اصلا‌حات مردم نيست! در ثاني عزيزِ من؛ عقلاً پذيرفته نيست شما پول‌هاي خود را در شركتي سرمايه‌گذاري كنيد كه آنرا دزد و جنايتكار مي‌دانيد. سرمايه‌گذاري شما در چنين شركتي متناقض با ادعاهاي شماست نه درخواستِ‌ ما !

پنج و نیم- اگر تا اینجای متن فرصت نکردید روی لینک‌های موجود کلیک کنید برای نمونه دست کم این دو را از یک وبلاگ‌نویس سبز باز کنید.:
قبلاً : ترویج و آموزش نافرمانی مدنی از جمله تحریم انتخابات (+)
حالا:  “این بدیهیات ساده که همچنان درگیرشان هستیم” (+) منظور شرکت در انتخابات. به همین سادگی به همین خوشمزگی :)
بعداً: ؟!

ایکاش اقدامِ آقای پاپ در تک تک ما اثر کند

مارس 29th, 2013 دسته ائمه, اجتماعی, طلبه نوشتنی ها | 3 دیدگاه »

من یک مسلمان‌م. شاید به اجبارِ ژنتیک اگر نمی‌خواستم‌ هم باز یک مسلمان می‌بودم، اما همیشه سعی کرده‌ام بجز اجبارِ سجلی‌م دلیل دیگری برای اعتقاداتم به دین رسولِ مهربانی حضرت محمد (صل‌الله علیه و آله و سلم) داشته باشم. حالا هم که مرور می‌کنم دلایل بسیاری برای ترجیح اسلام بر سایر ادیان دارم.

امروز خبری را خواندم که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد و به فکر فرو برد:

پاپ فرانسيس رهبر جديد کاتوليکهاي جهان در روز مذهبي پاشويان با چند نوجوان بزهکار در يکي از زندانهاي ايتاليا ديدار کرد. پاپ در اين مراسم پاي دوازده زنداني را در مراسمي آئيني شست و بوسيد. از جلمه پای یک دختر مسلمان را. می‌گویند در مراسم شام آخر حضرت عیسی مسیح پای حواریون‌ش را شسته و بوسیده است.

یکی دو جایی دیگر را هم دیدم. خبرِ خاصی یا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ ندیدم که  باعث شود از خوبی کارِ این مرد ننویسم. به لحاظِ اسلامی هم فکر نمی‌کنم ستودنِ کار خوبِ دیگران ولو رهبر مذهبی یک دین دیگر اشکالی داشته باشد. فکر نمی‌کنم اینکه بگویم این کارِ پاپ من را تحت تاثیر قرار داده هم نادیده گرفتنِ اشکالات دیگر سیستمی باشد که آقای پاپ رهبر آن است.

.

.

این خبر را که شنیدم یادِ قضایایی افتادم که از تواضع فراوان پیامبر اسلام شنیده بودم. یاد تواضع فراوانِ حضرتِ امام سجادمان. ماجراها و موضوعات فراوانی که نمونه‌ی آنها را در بین ائمه‌ی مذهبی دینمان کم نداریم.
ولی در عین حال در دلم افسوس خوردم از اینکه نمونه‌ی امروزی چنین تواضع‌هایی کجاست؟‌ همه‌ی ما شنیده‌ایم قصه‌ی مردی را که در بازار به پدر و مادرِ امامِ مجتبا اهانت کرد و آن بزرگوار در مقابل با مهربانی از او پرسید که مشکل‌ت چیست؟ گرسنه‌ای‌؟ سیرت کنم و الی آخر. اما هرگز توجه نکردیم که آن مرد به مادرِ حضرت، یعنی مقدس‌ترین نامِ دین‌مان حضرت زهرا (س) اهانت کرده بود. و امامِ مجتبا هم می‌توانست مثل بسیاری از افراد که وقتی به آن‌ها بی‌احترامی می‌شود می‌گویند بحثِ من نیست، به لباس روحانیت‌(!) توهین شده و باید پیگیری کرد عمل کند اما…
ما توجه نداریم مهربانی و گذشت راه سریعتری است برای رسیدن به بزرگی و مجد؛ بلکه فکر می‌کنیم مجازات و ترس همیشه باید باشد. ترسی که شاهِ پهلوی قطعاً بیشتر از آن را داشت. اما عاقبت‌ش؟

شاید آنقدری که منِ نوعی تحت تاثیر قرار گرفته‌ام خودِ آن زندانی‌ها تحت تاثیر قرار نگرفته باشند. کلاً کارهایی از این قیبل معمولاً برای دیگران جالب توجه است. همانگونه که دیدار‌های ساده و صمیمانه‌ی رهبر انقلاب با خانواده‌های شهدا از جمله خانواده‌های شهدای مسیحی برای دیگران جالب توجه‌تر از خودِ ماست. اما به هر حال ایکاش اقدامِ آقای پاپ روی تک تک ما تاثیر بگذارد. روی رفتارمان با اطرافیانمان. روی رفتارمان در همین فضای مجازی و در مقابله با مخالفین فکریمان.
من یک مسلمان‌م. اما به اجبارِ ژنتیک مسلمان باقی نمانده‌ام بلکه این دین را بهتر از دین‌های دیگر یافته‌ام و دقیقاً به همین علت است که وقتی مصادیقِ عملیِ آموزه‌های دینم را در جایی دیگر می‌بینم به فکر فرو می‌روم.

من اگر یک روحانی بودم شبهای زیادی را تا صبح بیدار می‌ماندم به فکر کردن. به فکر کردن به این‌که چه بایدکرد؟ چون می‌دانستم خبر این ماجرا روی مسلمانانِ نوجوانِ شناسنامه‌ای بی‌تاثیر نخواهد بود.

دودِ محتویات صفحه فیلترینگ به چشم چه کسی می‌رود؟

مارس 7th, 2013 دسته اجتماعی, سایبر نوشت, یادداشت وارده | 10 دیدگاه »

استپ! این مطلب را دوستی با نام‌ کاربری “حُسن” برای انتشار در اینجا نوشته که بدون هیچ‌تغییری آورده می‌شود. اگر شما هم فکر می‌کنید حرفی برای گفتن دارید ولی جایی برای انتشارش نه، مطلب خود را به این آدرس ایمیل کنید. آزاد!

همه ی ما با سایت پیوند ها آشنا هستیم. سایتی که ممکن است روزانه چند بار با آن برخورد کنیم. در اینجا قصد بررسی نقاط ضعف یا قدرت این صفحه و سیستم فیلترینگ کشور را نداریم اما کارکرد سیستم فیلترینگ بگونه ایست که کاربر اینترنتی را از بازدید از مکانی در اینترنت به درست و در بعضی از مواقع به اشتباه (که بعد از مدتی با رفع فیلتر و … اصلاح می شود) باز می دارد و به صفحه ی پیوندها راهنمایی می کند که در آن تعداد زیادی سایت معرفی می شود.

مطمئنا برای مخاطبان این متن نیازی به توضیح نیست، اما تصور بفرمایید کاربری که در اینترنت بدنبال مطلبی می گردد، زمانی که با صفحه ی فیلترینگ مواجه می شود چه احساسی دارد؟ زمانی که سایت های معرفی شده در صفحه ی پیوندها نیاز او را برآورده نمی کنند چه احساسی دارد؟ و بدتر از همه زمانی که سایتی به اشتباه فیلتر شود و نیازی ضروری در کار باشد، کاربر چه احساسی دارد؟ بحث بر سر منطقی بودن این احساس نیست. شاید این احساس منطقی نباشد و بازدید از سایت موردنظر واقعا مضر باشد. ولی باید عکس العمل آن کاربر را هم در نظر گرفت.

در مثال دیگر ماجرای فیلتر جیمیل بدلیل توهین به پیامبر و سپس ترویج ایمیل داخلی را بیادآورید. مسلما عکس العمل عموم مثبت نبود وگرنه رفع فیلتر نمی شد.بیایید با هم صادق باشیم احساس افراد سوای منطقی بودن یا نبودن آن نسبت به صفحه ی فیلترینگ چیست؟
حال تصور بفرمایید زمانی که کاربر با این احساس وارد صفحه ی پیوندها می شود، و علاوه بر پیوندهای مفید، عمدتا با تصاویری از مناسبت های ملی و مذهبی و در یک کلام ارزش ها مواجه می شود. آیا مکانیسمی که در اینجا برای تبلیغ و معرفی ارزش ها به مخاطب معرفی کرده ایم تاثیر مثبتی بر او می گذارد؟ آیا ما دقیقا به تاثیر روش های تبلیغی خود بر مخاطب فکر کرده ایم؟

براستی اینگونه تبلیغ کردن ارزش ها چه تاثیری بر جامعه دارد؟ مسئولین مربوطه احتمالا تصور کرده اند با این کار به اصطلاح کوچک تهدیدی را به فرصت تبدیل کنند و تبلیغی کرده باشند. اما به اینکه کاربر با چه حالی با این تبلیغات مواجه می شود، توجه نکرده اند. چند وقت پیش فیلم “مشق شب” را می دیدم. فیلمی دهه شصتی که احتمالا امروزه دیدن آن بسیار جالب است و ریشه ی بعضی از مشکلات را نشان می دهد. فقط باید این نکته را گوشزد کرد که تاثیر هیچ فعل به اصطلاح کوچکی در این دنیا گم و محو نمی شود.
قضاوت با شما  و مسئولان مربوطه

صفحه 10 از 21« بعدی...89101112...20...قبلی »