وکیلانه آبان ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای آبان, ۱۳۸۹

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته فوتوبلاگ | بدون دیدگاه »

چند نکته ی مهم

آبان ۱۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۶۱ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۱- کلمه به کلمه ی کلام مولای مطهر را باید بصیرانه موشکافی کنیم تا دریابیم راه را از چاه و اصلی را از فرعی . تاکید مکرر معظم له ، بر ” پشت پرده ی فتنه ۸۸” را علتی است !
بلاشک مدت هاست که چشم فتنه درآمده و جنبشک مزبور مرده ی متحرکی بیش نیست. اما چرا تاکید آنهم بر پشت پرده فتنه ؟ علت را باید در همان کلام جستجو کرد که فرمود اگر ریشه ی  فتنه ۷۸ خشکانده می شد ، فتنه ی ۸۸ بوجود نمی آمد. یعنی همان پیشگیری !
بنابراین با وجود اینکه خطری وجود ندارد اما ریشه ی فتنه  هنوز خشکانیده نشده است.  و باید به  این امر توجه کافی کرد که خط انحرافی مشخص شود. باید انگیزه ، شیوه ها ، حامیان، و دروغگویی های خائنانه ی فتنه گران و بویژه اتصال آنها با غرب مکرر در مکرر بیان  شود تا کسانی که احیانا هنوز در سر سودای فتنه دارند ،دست سنگین ملت را بیخ گوش خود احساس کنند!

۲- قبل و در حین انتخابات سال گذشته کاملا واضح بود ، جریانی که خود به عینه می داند  شکست خورده ی اراده ی ملت است و هیچ شانسی در کسب آراء ندارد بعد از انتخابات  القای تقلب را در سر می پروراند. اساسا پیش بینی اهداف و کارکردهای دشمنان  انقلاب  بسیار ساده است. و هم اکنون کیست که نداند به محض اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها بمباران تبلیغاتی دشمن آغاز می شود . به عبارتی هر چه این طرح بهتر اجرا شود ، زخم کاری تری بر پیکر مفسدان اقتصادی وارد خواهد آمد و اینجاست که  همین گرگ های زخم خورده طعمه ی خوبی می شوند برای بازار شایعه ی دشمن.
امــــا از دشمن باکی نیست ! متصدیان امر اطلاع رسانی خودمان را بگیریم !
سخن اینجاست که متصدیان امر اطلاع رسانی در جامعه ی ما  همیشه می گذارند ابتدا هجمه صورت پذیرد و بعد در مقام دفاع کار می کنند . به عبارتی یک گل دریافت می کنند و بعد به فکر جبران می افتند. چقدر کارها که می توانستند با توجه به پیشبینی واقعه ی پس از انتخابات ، قبل از انتخابات انجام دهند تا نیازی به اینهمه هزینه نباشد !  به هر حال همانند همیشه فریاد می زنم . آقای عزیز بهترین دفاع ، حمله است .
اگر کش تنبان مش غلام بقال سر کوچه  پاره شود ! رسانه های غربی از آن یک جنگ تمام عیار علیه ما می سازند اما  اساسا در این روزها که  کش تبنان آبروی غرب در رفته  و غرب به زمین گرم نشسته چه کاری می کنند متولیان امر اطلاع رسانی  ؟
بحران فرانسه حتی ایفل را هم کج کرده ،  مادر انگلستان به عزایش نشسته  به گونه ای که آگاهان می دانند، تغییر دکور بی بی سی فارسی نه تغییر عادی در رسانه ها که بلکه حاصل اعتصابات کارمندان شبکه های مختلف بی بی سی در انگلستان، و در پی آن تعطیلی ساختمان قبلی و قدیمی آن است ، پر هزینه ترین انتخابات جهان در ینگه جهان با افتضاح تمام با مشارکت تنها ۹% از جوانان آنهم با نتیجه ای ضد دولت حاکم انجام شده ، اما آقایان در بهترین ساعت پخش برنامه ها می آیند و فلان حرف مفت برنامه ی فلان شبکه ی خارجی را پاسخ می دهند . چقدر در مقام انفعال ؟ یک بار هم که شده بیایید شما آغاز گر نبرد رسانه ای باشید ! فتنه گران اقتصادی را از هم اکنون رسوا کنید …

۳ – بوی خون می آید و محرم نزدیک است ، من غم مهر حسین با شیر و از مادر گرفتم میدانی یعنی چه ؟ یعنی اشک های مادرانمان در روضه ی حسین شده است اسانس خونمان تا ریخته شود به پای راه حسین ؛ و این کارِ دل  معادنگر است نه  عقل معاش نگر ! پس یک نکته ی ظریف  اینکه از قضا محرم و صفر زیباییش به همین شور و حال و پرچم و کتل و علم و پیرهن مشکی و شال است . نکند کسی به بهانه ی زیربنایی کار کردن کودکی را از تکیه درست کردن با چادر سیاه مادرش منع کند که مثلا برو کتاب بخوان برای حسین بهتر است . نه عزیزان ، مبارزه با انحرافات در عزاداری ها جای خود اما حسین با دل و جان ما کار دارد ، قصه ی پر غصه ی کربلا  حدیث عشق است و شور . هر دست  و زنجیری  قبل از اینکه نوازشگر سینه و شانه ی ما عزادران پسر زهرا باشد ، مشتی است بر دهان یاوه گویان! و همین عشق و شور است که کمر دشمن را خم کرده !

وقتی که چشمام روی هم بسته می شه/ وقتی دلم از زمونه خسته می شه / چشمامو دریا می کنم /عقده هامو وا می کنم /یادِ قدیما می کنم / یادش به خیر با بچه های کوچمون / با چادرای مادرامون / گوشه ی یک پیاده رو / یادِ محرم کرده بودیم، / خیمه علم کرده بودیم / همه پیرهن مشکی به تن / سینه و زنجیر می زدن / یه قلب کوچیک تو سینه / مست و خریدار حسین / نوشته بود رو پرچما
عباس علمدار حسین

_________________________________________________
*
این لینک را هم ویژه بخوانید »»» سفرنامه ی حج از سید شهیدان اهل قلم ، سیدمرتضی آوینی

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۹ دسته دسته فوتوبلاگ | بدون دیدگاه »

اگر مولا علی یک وبلاگنویس بود !

آبان ۱۶ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۷۵ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

سه سالی از بعث می گذشت که آیه نازل شد : “وأنذر عشیرتک الاقربین” . و رسول الله  خویشان و نزدیکان خود را دعوت فرمود تا امر رسالت خویش را بر آنان آشکار کند. غذایی تهیه شده بود که بعد از صرف غذا پیامبر طی فرمایشاتی ، امر رسالت را علنی فرمودند ،  تا آنجا که سخن رسید به اینکه : “کدامیک از شما مرا در این کار یارى خواهید کرد، تا برادر من و وصى و جانشین من باشید؟”
در بسیاری از روایات و تفاسیر از جمله مجمع البیان آمده که تمام مجلس سکوت کردند و تنها جوانی ۱۵ ساله از میان برخواست و نوای رسول الله را لبیک گفت. آری کسی نبود جز اسدالله الغالب علی بن ابیطالب.
نکته ی حرف من اینجاست که بسیاری ذکر کرده اند که این امر تا سه بار تکرار شد/.
هر بار پیامبر به علی (ع) ، دستور می دانند که بنشین. تا بار سوم که پیامبر فرمودند : ” ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوه”
حال اصل حرف اینجاست که فرض محال که محال نیست بیاییم تصویر کنیم که در آن زمان پدیده ی وبلاگ نویسی رایج بوده باشد و علی (ع) ، همانند عماری بصیرت بخش  برای پیامبر بوده باشد . و همین قضیه را در وبلاگش نه به صورت یک جا که بلکه به صورت تدریجی ذکر می کردند. یعنی پیامبر (ص) علنی می فرمود کسی هست که دعوت مرا لبیک گوید تا جانشین من هم باشد و علی (ع) ضمن اعلام لبیک به پیامبر در وبلاگش هم ذکر می کرد این قضیه را. و بعد می شنیدیم که پیامبر دستور داده بنشین. و بعد دوباره پیامبر هل من ناصر می فرمود و علی برای بار دوم لبیک می فرمود و باز در وبلاگش ذکر می کرد. و باز این حرف که پیامبر دستور داده بنشین . حــــــــالا :
به نظر شما در این حالت واکنش خودعمار پندار ها  چه می بود ؟؟؟؟؟

از نظر بنده  در این حالت درصد بسیار بالایی از  خواص و باقی می گفتند : ای بابا ،علی مگر نمی بینی پیامبر دستور می دهد بنشین.چرادوباره سر حرف رسول خدا حرف می زنی!!!
شاید  برخی دیگر هم در می آمدند که : چرا با خدا مخالفت می کنی ! رسول خدا دارد با کنایه به تو می گوید تو حرف نزن ! ای تندرو، چرا جلو تر از ولی خدا راه می روی!  تو باید پشت سر ولی باشی !!!!
آن دیگری می گفت : اساسا مشکلات کشور از همین امثال علی است . ۱۵ سال بیشتر ندارد و آمده در همه چیز دخالت می کند. ببین خود رسول خدا هم از او شاکی است !!!!! منظور رسول خدا از این بنشین یعنی تو کاری نداشته باش! دوبار هم تکرار کرده باز نمی خواهی متوجه شوی !!!!
شاید برخی ها هم وبلاگ علی (ع) را از بیخ و بن فیلتر می کردند !

آری اینچنین است بصیرت برخی ها . درک نمی کنند که وظیفه ی هر علی ، لبیک به نوای ولی است! اصل را رها کرده و سر خود کلاه می گذارند و فقط به کنایه ها فکر می کنند. چرا که می خواهند بار خود را سبک تر کنند.

اما هیهات من الذله،  اینجا  که کوفه نیست . در این روزگار علی زمان ، هزاران مالک دارد.  اشتر نخعی ها با شمشیرهای از نیام بیرون آمده دور تا دور علی  به حفاظت ایستاده اند.
به درب خیمه ی معاویه ها می رسند اما اینبار هیچ دستور بازگشتی درکار نیست ! چرا  که هیچ باکی از خوارج نیست. اشتر نخعی ها یکی دو تا نیستند میلیون میلیون علی اکبر دور حسین زمان است. از او به یک اشارت از ما به سر دویدن. زیر سایه ی خامنه ای ، دست خدا بر سرماست.  سیدعلی  سروی است که ما ملت  زیر سایه ی قدش ایستاده ایم و بی نیاز از مادیات شده ایم . و  ما روسفیدان جاودانه ی تاریخ هستیم که بحمد الله و المنه بُتی لشکرشکن داریم که آشفته کرده خواب دشمنان را  این سید علوی تبارکه مولای ماست خامنه ای .
با بصیرت ایستاده ایم زیر علم ولایت  که اسم اعظم تک یل ام البنین  تجلی شده در جبل النور قامت قیامت خامنه ای.
ما نسل ظهوریم و دلتنگ عبور!
عبور از  کوچه ی فاطمیه  که  انتهای خیابان فلسطین است .عبای آسید علی
بافته شده بر دار درب سوخته  که تارش ازچادر خاکی  است و پودش از رگ های بریده ی دست عباس ،
اما هیهات که بگذاریم این بار عبایی خاکی شود ، دست قنفذها را از کتف قطع خواهیم کرد اگر در کوچه ی انقلاب به خیانت بلند شوند.  ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما یک نخ ز عبای رهبری اگر کم گردد.
با بصیرت علوی ایستاده ایم در زیر پرچم ولی !
برادران ناتنی پت و مت که شپش در مغزشان با تارعنکبوت والیبال ساحلی بازی می کند بدانند . اشباه الرجالی که در پستو خزیده اند و جفت های ماده شان را فرستاده اند در آغوش صدای آمریکا و بی بی سی بدانند .  بی بصیرتان انس بن مالک صفت بدانند که ما اهل کوفه نیستیم و هیهات که  علی در هیچ کجای عالم تنها بماند .  نه سازش نه تسلیم سیدعلی ما هستیم . ما  در خیابان انقلاب  کوچه باز کرده ایم تا سیلی بزنیم و  انتقام روی نیلی بگیریم!
ما  به نهر علقمه زده ایم تا جرعه ای آب برای اصغر ببریم . اصغر اما اینبار ،  تشنه ی آب نیست ، تشنه ی لبیک  به هل من ناصری  بابایش حسین است و ما در زیر عبای رهبری لبیک گویان آمده ایم به انتقام صورت نیلی رقیه . رقیه و اسیری؟ ، مگه ما مرده باشیم .
این بار اما علم از دست علمدار زمین نخواهد افتاد. خامنه ای  با دستان مجروح اما پر مهرش مردانه ایستاده به علمداری انقلاب . و ما هم پشتیبانش هستیم و اساسا ما پشتیبان سید علی هستیم تا ولایت فقیه پشتیبان ما ملت باشد .
در طوفان بلا های غیبت ، ما سوار کشتی انقلاب شده ایم که ناخدایی باخدا دارد. و جا برای هفتاد میلیون ایرانی و نه …  بالاتر ،  جا برای تمامی آزادگان چشم انتظار ظهور/

کشتی نوح  انقلاب پر از مهر است اما با عرض پوزش  حَیَوان سوار نمی کند ! به خصوص بصورت جفت جفت و بویژه بل هم اضل هایی که نرانشان در پستو خزیده و همسرانشان را به آغوش رسانه های بی ناموس غرب می فرستند!

در کشتی نوح انقلاب ورود هر گونه آلات نفاق ممنوع. این کشتی مطهر است به خون ۳۰۰ هزار شهیدو مزمین است به نام ماه لطفا با وضو وارد شوید /

شستشوی کن و آنگه قدم نه به خرابات.

در بغل رباب آرام بخواب  ای طفل رباب  ، که ما بسیجیان خط خامنه ای بیداریم و لبیک گویان به هل من ناصری حسین ایستاده ایم به تماشای جبل النور قامت خامنه ای …

و حالا تو ای کافر و ای منافق  بسوز که رهبر ما از جنس نور است و از تبار نگار ظهور .

وعده ی ما یک صبح جمعه کنار نهر علقمه … بجنگ تا بجنگیم

صفحه 4 از 8« بعدی...23456...قبلی »