وکیلانه آبان ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای آبان, ۱۳۸۹

سران فتنه گُشادِ فکری شده اند !

آبان ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۶۹ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۱۰ روز تا عرفه /۱۹ روز تا غدیر /۳۱روز تا محرم / ۵۴ روز تا نه دی


به گمان تیتر به تنهایی ، یک مینی مال تمام عیار و با مفهوم است که نیازی به هیچ توضیحی نداشته باشد.
اما مختصراً اینکه
بلاشک هر افراطی ، به دنبالش تفریط و یا افراط مجدد در جهت عکس افراط اولی را دارد. یعنی چه ؟
یعنی اینکه برخی ها ،  مغزشان همچون مردمک چشمشان گاهی تنگ و گاهی گشاد می شود. به عبارت ساده تر عروسکی هستند برای خیمه شب بازی که نخ آنرا هر کس در دست بگیرد به رقصشان می آورد !
و یا اینکه دچار جو زدگی شدید  می شوند و در آن حال با دیدن سایرین و جوی که در آن قرار دارند تنگ فکری ، گرفته و به اصطلاح کاسه ی داغ تر از آش می شوند.و چون اعمالشان از روی نفاق و نه از روی تفکری بوده پس از مدتی از جوزدگی خارج و در این حال ” صم بکم عمی فهم لایرجعون” ، در چرخشی ۱۸۰ درجه ای گشادفکری می شوند و با سرعت نور به دره ی ضلالت سقوط می کنند .
کسانی که از “دستور برای منع پوشیدن آستین کوتاه “به رقاصی با دخترکان بزک کرده در ایام تبلیغات انتخاباتی می رسند! کسانی که از “دستور خود سرانه و خشک مغزانه در ایام حج برای حمله به اسرائیل”، به نه غزه نه لبنان می رسند و می شوند غلام حلقه به گوش تل آویو. کسانی که از “توبه ی نصوح” به “سکس و فلسفه” می رسند. کسانی که از گفتن “اشهد ان روح الله خمینی عبدالله صالح” در تشهد نماز به “سکوت در برابر پاره کردن عکس امام” می رسند.
البته در این میان باید حساب برخی را جدا کرد !!! کسانی که هیچ گاه سابقه انقلابی نداشته و هیچ کار افراط گرایانه ای هم  نکرده اند تا مشمول این قاعده شوند، بلکه  همیشه به نوعی فقط بوده اند !
إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَهِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا”
حضوری منافق گرایانه.حضوری که به دنبال فرصت است . حضوری که ، زمین کج است والا رقاص خوبی است !  آب نیست والا شناگر خوبی است . به دنبا موقعیت هستند.
که  این ها را باید گفت منافقان طراح ! مصداق بارزش  می شود پدرسوخته ی  لپ قرمزی افسادات، که خزیده در پستو.
یا منافقی همچون خاتمی که خیال می کند مردم همانند خودشان دارای گوش های مخملی هستند که با سکوت چند روزه ی آنها، فراموش کنند خیانت هایشان را. که کله ی مرده های متحرکی  امثال خاتمی  ، اگر هنوز بر سرش زیادی می کند از کرامت و کیاست آقای ماست. و الا  والله  جوانان داغداری هستند که جز با اعدام این لکه های ننگ ، داغ دلشان تسلی پیدا نمی کند .
این همه را گفتم که بگویم : سران فتنه گُشادِ فکری شده اند!
اصحاب فتنه از ابتدا هم با تفکر این راه را انتخاب نکرده بودند ، که حال از آن برگشته باشند  بلکه آن زمان تنها ، چشمشان به برخی مسائل نیفتاده بود و چند صباحی که چشمشان به غربِ رنگ و لعاب دار افتاد ، دختر آرزوهایشان را یافتند و همچون گاو بر ارزشها تاختند!
اما این از حیوان پست تر ها  بدانند که اگر صد سال هم سکوت کنند باز ملت فراموش نخواهد کرد خباثت هایشان را. و دیر نیست زمانی که
« فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ * وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ * لا بارِدٍ وَ لا کَرِیمٍ * إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفِینَ * وَ کانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ *»

* این لینک را ویژه بخوانید :  مرد خاکستری اصلاحات را بشناسید با تمام ریزه کاری ها !

_____________________________________________________

* حزب اللهی های  عزیز توجه  توجه
فرشتگان آسمان در حال عکسبرداری از شما هستند ، لطفا لبخند بزنید !

رزمنده ای که روحش به شهادت رسیده

آبان ۱۴ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۸۵ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

حدود سی دقیقه پیش اذان صبح را گفته اند ، و هم اکنون سحر است و سکوت ، و ماه  آخرین لحظات حضورش را می گذراند .  و من ، نشسته ام اینجا به دلنوشت. و عجب  لذتی دارد نوشتن در دل یک شب پاییزی و نم نم باران.  و چه جالب که این نوشته یکصد و دهمین پست “آینده از آن حزب الله” هم  هست .
شوق نوشتن دارم اگر صدای جیرجیرک ، این بلبل شب بگذارد.  فی الحال فقط می خواهم بنویسم و برای اولین بار می خواهم بی خیال قواعد وبلاگ نویسی شوم و فقط  بنویسم .
خدا می داند از آن روزی که خبرمسافر کربلا شدن را دریافت کرده ام هر شب خواب حرم حسین می بینم .  رویای بین الحرمین ، دستانم از لرزش باز نمی ایستد که می خواهد لمس کند این دست شش گوشه را.  بی نیاز از گوش مسلح می توان صدای تپش های قلبم را شنید . کم نیست مسافر کربلا شدن . کربلا حرم حق است و تو می شوی حاجی عاشقی که به دنبال بلا به کربلا می رود. و چه زیباست اگر همزمان شود با عرفه . کربلای عرفه و ماادارک ما کربلای عرفه…
صبح دیروز تنها نشسته بودم در خانه و غرق در رویای شیرین بین الحرمین . در این فکر بودم که چه زیباست اولین نگاه به حرم حسین.  رقص پرچم ، میدان مشک ، کف العباس ، بین الحریم ، تل زینبیه ، مقام اکبر و  امیری حسین و نعم الامیر ، که زنگ تلفن به صدا درآمد. گوشی را برداشتم. یکی از آشنایان بود که از قضا همسر یک جانباز اعصاب و روان است. می دانم که وضعیت خوبی ندارند . دورادور از اوضاع و احوال نامساعدش باخبرم . چند باری که میهمانشان بودم از عمق وجود درک کردم که  جانباز اعصاب و روان از شیمیایی هم بالاتر است . اعصاب و روان یعنی عاشقی که روحش به شهادت رسیده و مردمان این دیار چه بد تا می کنند با این شهیدان زنده . همسرش با صدایی خسته بعد از سلام ، احوال اهل منزل را پرسید که گفتم  چند روزی است به دیار استعمارپیر سفر کرده اند. با همان صدای خسته از حال خودم جویا شد که گفتم مسافر کربلایم انشالله .
تا اسم کربلا را بردم ، نمی دانم چه شد که دیگر اشک امانش نداد. با اینکه زیاد اهل ناله نیست اما حسابی افتاد به درد و دل کردن و اینکه این روزها اوضاع حسین آقا حسابی به هم ریخته و گفت و گفت که دل سنگ آب می شد از شنیدن این حرف هایش. از اینکه در خیابان او را دیوانه صدا کرده اند . از اینکه کسی به خواستگاری دخترها نمی آید . از اینکه وسایل خانه همه خورد و خاک شیر شده اند از اینکه بدن بچه ها کبود است از کتک ها و … و … و
و من می دانستم همین حسین آقا چه یلی بوده برای خودش و چه برو و بیایی داشته قبل از جنگ اما عشق خمینی   او را به جنگ کشاند و موج انفجار روحش را به شهادت رساند.
اواخر صحبت ها، همسرش اما  چیزی گفت که نمی دانم چرا همچون پتکی به سرم کوبیده شد .” دکترها گفته اند حسین آقا برای بهبودی ،  بسیار نیاز دارد به یک سفر !!!!”
مکالمه تمام شد اما من ، امیرعلی صفا، نابود شده بودم . نمی دانم چرا ، اما از همان لحظه ، تمام ذهنم  درگیر این حرف شد . جانباز جنگ که همه ی فامیل با او قطع رابطه کرده اند ، کسی که وقتی فشار اعصاب بر او زیاد میشود فقط باید فریاد بزند تا آرام شود .و .. و … و … محتاج یک سفر است . محتاج یک سفر . محتاج یک سفر
ای خاک بر سر دلی که تصمیمش را نگیرد ….
کربلا زیباست اما کربلایی شدن زیباتر. حرم حسین زیباست اما حسینی شدن زیباتر . کف العباس دلرباست اما عباسی شدن دلربا تر. مقام اکبر رویایی است اما اکبری شدن آرمانی تر ،  ای دل  تو چه می کنی ؟مسافر ساده ی عراق می شوی یا یک کربلایی عاشق !؟
داشتم نابود می شدم از این افکار. یک تماس با شرکت مسافرتی و جواب مثبت آنها مبنی بر امکان تغییر مسافر کافی بود  که تصمیم تلخ ولی شیرین خودم را بگیرم!
هر چند اگر راهی می شدم هیچ حرفی نمی بود و اساسا انتظاری نبود از من ، اما مگر نه  “لن تنال البر حتّى تنفقوا مما تحبّون.” و چه چیز محبوب تر از کربلا . و چه چیز دوست داشتنی تر از دیدن رقص پرچم سرخ حسین  ، و چه  چیز محبوب تر از نشستن در بین الحرمین . و چه چیز دلربا تر از اینکه یک چشم به میدان  مشک سقا  باشد و یک چشم به دعای عرفه.  و چه چیز عزیزتر از مسافرت کربلا،  اما نه ،  انفاق کن عشقت را ،  تا به نیکی برسی
می گویند حسین آقا  روانی شده ، دیوانه است ، جانباز اعصاب و روان است و  هوشش سر جایش نیست ، خُل شده ،/ اما نه ، من قبول ندارم !
اگر حسین آقا  هوش و حواسش سر جایش نبود،اگر روانی است ،  اگر دیوانه است ، پس  چرا وقتی دو برات کربلا را به او دادم رو به قبله کرد و گفت  :
خدایا  کربلای خود و همسرش رابه من و همسرم داد و ما را میهمان حسین کرد ، جوری شهیدش کن که حسین بیاید و سرش را به دامان بگیرد ….

______________________________________________________

دو خط سرخ و سبز

آبان ۱۳ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۵۹ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۱۲ روز تا عرفه
۲۱ روز تا غدیر
۳۳روز تا محرم

۵۶ روز تا نه دی


دیر زمانی است که عطر لطیف ظفر در کوچه پس کوچه های جهان ، به مشام می رسد. غرب آرزوهای لجن بارش به غروب رسیده و دنیا نظاره گر افول این ابرقدرت نماهاست. در باتلاق فرهنگش دست و پا میزند و اقتصاد غیر الهی او هم ، ناگزیر از پذیرش شکست است .
از این سو اما ، پیشرفت روزافزون تفکرات انقلاب اسلامی است. نگاهی به آخرین آمار مشارکت مردم در دمکراسی  در ایران یعنی ۸۰% و نگاهی به آخرین آمار مشارکت مردم در دمکراسی در ایالات متحده که حتی حاضر به ارائه ی آمار آن نیستند ، این را بیشتر می نمایاند .
در تحلیل این اوضاع باید نظاره کرد به زیربنای تفکرات شیعه/ شیعه مکتبی است که شکست برایش معنا ندارد ! شیعه را دو خط است.
خط سرخ حسینی و شهادت طلبی در پشت سر و خط سبز انتظار و مهدویت در پیش رو ، به شیعه اگر فشار بیاورند نگاهی به سال ۶۱ هجری می کند، حسین (ع) ، عزیز زهرا ، همه ی هستی خود را فدای آرمان هایش کرد ، پس چه باک که ما هم در راه خدا تکه تکه  شویم که در آن صورت  هر ذره ی بدنمان نام زیبای ” خ ا م ن ه ا ی” را فریاد می زند. پس شیعه را از آرزویش نمی توان هراساند.
از این سو ،بچه شیعه ها را اما اگر آزاد بگذارند ، نگاهی به پیش رو می کند و در افق دیدش مردی است خدایی که آمدنی است و در انتظار این مرد نمی نشینند ، بلکه می ایستند! و این است رمز پیروزی .
این دو خط سرخ و سبز ، به مثابه دو بال است برای شیعه که اوج پرواز او را دور از دسترس مکاران روزگار قرار می دهد. و هر کس از این دو خط به هر بهانه ای دوری کند، قطعا به ورطه ی انحراف می افتد. که فرمود : “هر مسلمانی که  در دلش آرزوی شهادت نباشد به شعبه ای از نفاق مرده!” و چیزی که عیان است چه حاجت به بیان ،که انتظار شالوده ی تفکر نهضت است.
پس باید در این روزگار ، تعجیل کنیم در خودسازی که بلاشک عشق در یک قدمیست!

____________________________________________

* در خیابان که قدم می زنم با خودم می اندیشم ، شاید برخی بی فرهنگ ها ، پاچه های خود را تعمداً بالا زده اند تا از خون شهدا رنگی نشود ! و خشم مقدس من از این است که  برای ندیدن آنها ، چشم ها را باید بست و با چشم بسته راه رفت تا مبادا متهم به خشونت شویم.
دوست عزیزی از اوضاع حجاب در یکی از نقاط تهران برایم می گفت و من لحظه ای به فکر فرو رفتم که
قدس نه آن قبله ی اول مسلمانان بلکه در غربی ترین نقطه پایتخت ام القرای مسلمین قرار دارد. اینجا غیرت در غربت غوطه می خورد و قدس در گمنامی، خون می گرید و افسوس که هیچ رگه ای از انتفاضه ی ارزش ها در این نقطه از جغرافیای شیعه نمی بینی. ایکاش آنجا بودیم تا غرب تهران را هم همچون قدس ، مقدس می کردیم !

قدیانی و تسخیر لانه های جاسوسی

آبان ۱۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۸۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

با پیروزی انقلاب ، باران توطئه ها باریدن گرفت و  شیطان بزرگ  از هیچ کاری در جهت مقابله با این نهضت فروگذار نبود. تا آن که بذر رهنمودهای باغبان پیر و هوشیار نهضت در ضمیر پاک فرزندان دلیر امت جوانه زد و در قلب خزان در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸، به شکوفه نشست. گروهی از پاک ترین و آگاه ترن فرزندان امام با رهنمود ولایت امر، اسماعیل وار با عزم شهادت ابراهیم گونه تبر را نه بر شانه، که بر فرق « بت اعظم» کوبیدند.

دانشجویان پیرو خط امام شیشه ی عمر « دیو کاخ سفید» « غول امریکا» را بر سنگ اراده ی الهی کوبیده و لانه ی جاسوسی امریکا را فتح کرده و حماسه ی عظیمی را می آفرینند که پیر جماران(قدس سره)  آن را به حق « انقلاب دوم» و انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول می نامند و فریاد بر می آورند:
« شما می بینید که الان مرکز فساد  امریکا را جوان ها  رفته اند، گرفته اند و امریکایی ها هم  که  در آن جا بودند، گرفتند و آن لانه ی فساد را به دست آوردند و امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوان ها، مطمئن باشند که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.»


سخن اینجاست که بعد از این واقعه گرگ زخم خورده ی استکبار، بیش از پیش اما اینبار مخفیانه به توطئه ، علیه کشور امام زمان پرداخت و بلاشک ، اگر آن سالها فقط یک لانه ی جاسوسی بود ، اکنون لانه های جاسوسی  و ایضاً جاسوسکی ! فراوانی در جای جای قلوب ناپاک بی بصیرتان قرار گرفته.
اینبار اما باز هم بسیجیان خط خامنه ای هستند که بی مهابا به قلب دشمن زده اند. و با اسلحه ی قلم ، از دیوار  جاسوس خانه ها بالا می روند و یک به یک آنها را رسوا می کنند!
متوسلیان اگر هست یا نیست ، جگر نترس حیدریش را در نزد عمارهای سیدعلی به  ودیعه نهاده .
حسن باقری هوش بی بدیلش را به یادگار نزد خط شکن های جبهه ی نرم گذاشته و همت صفا و خلوصش را  در اختیار گذاشته و آوینی بصیرت  و طراوت قلمش را و چمران تاکتیکهای چریکیش را . همه و همه در نزد رزمندگان جبهه ی جنگ نرم است. علی اکبرهای آسدعلی عشق شهادت را از قاسم بن الحسن به ارث برده اند و نفوذ بصیرت را از عباس به یادگار و  تمام قد به میدان مبارزه با کفر آمده اند .
خط شکن دلاور این نبرد بویژه در سایبر ، شیر بچه ای است از نسل عباس دوران ها. وچه زیباست این اسم عباس دوران !
قدیانی نه به عنوان یک نویسنده که بلکه به مثابه یک رزمنده ی چریکی یک تنه کار یک لشکر را می کند این روزها .
قطعه ۲۶ نه یک  وبلاگ که بلکه به مثابه یک توپخانه آتشباری  سنگینی را به دشمن متحمل کرده .  هدف موشک های کلمات این فرزند شهید گاهی سران موش صفت فتنه است و گاهی سران موزی  کاخ سفید ، تفاوتی نمی کند هر دو را نیازمند پوشک کرده . ایزی لایف لازم شده اند از شلیک رگبار کلمات!
سنگر به سنگر فتح کرده افکار ناپاک و فریبنده ی دشمن را . قلمش را بر حلقوم های ناپاک می فشارد به گونه ای که  پنج + یک + کل دنیای استکبار ، لازم نکرده برای ایران شاخ و شانه بکشد ، لطف فرموده بیاییند جواب قلم این تربیت یافته ی مکتب امام خامنه ای را بدهند.
ستایش از قلم قدیانی نه تعریف از یک شخص که مدح یک تفکر است. قدیانی نماینده و نمایاننده ی تفکری است که رابطه ی  ولی و امت را آنگونه که هست بیان می کند.رابطه ای از جنس عشق  ، و عشق یعنی احساس مالک به علی !

این روزها ، جبهه های نبرد  چه در سایبر و چه غیره تشنه ی این تفکرات است. تفکری بصیر با چاشنی  شجاعت و لطافت! قدر باید دانست بنیان گذار این تفکر را که شکر نعمت نعمتت افزون کند

دعای خیر امت حزب الله بدرقه ی قلمت حسین قدیانی تا تحت ولایت سیدعلی پرچم برسانیم به موعود

_____________________________________________

* دلخوش به آنیم که بسیجی مزدش را تنها از مادر پهلو شکسته طلب می کند اما بارها گفته ام و اکنون دوباره می گویم که جبهه ی کفر اگر یک قدیانی داشت ، بلاشک سرتا پایش را طلا می گرفت.
طلا گرفتن پیش کش ، آقایان خوابالو اگر لطف فرموده و صدای خر و پف خود را اندکی پایین بیاورند صدای گام های دشمن و شمشیرهای آنان را خواهند شنید و آنگاه به جای اینکه در این هفت ماه که توپخانه ی قطعه ۲۶ به روی دشمن فعال است هر دو روز یکبار مشکلی به وجود بیاورند ، همراه امت به حمایت می آیند، اینکه حدود ده روز وقتی قدیانی را در برخی موتورهای جستجوگر سرچ کنی فیلتر باشد !!!! نه یک مشکل فنی که یک شیطنت حماقت آمیز است. آقایان خودشان را به تسمخر گرفته اند یا روح شیخ بیسواد در وجودشان متجلی شده ؟
اکنون که این مشکل حل شده اما آقایان از آن سو در صفحه ی فیلترینگ ، بخش فرهنگ و مقاومت،  قطعه ۲۶ را معرفی کنند و از این سو اینگونه شیطنت ها را انجام دهند ،  راهی باقی نمی گذارد برای ما الا اینکه بگوییم قلم هایی که بینی کفر را به خاک مالیده اند  برایشان  کاری ندارد برخی ها را لخت مادر زاد فکری کنند !
این اولین و آخرین هشدار است ،  جدی بگیرند لطفا

صفحه 5 از 8« بعدی...34567...قبلی »