وکیلانه آذر ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای آذر, ۱۳۸۹

امشب ، شب رقیه است

آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۷۳ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

شب سوم محرم، بیچاره عاشقان رقیه ….

“رقیه های غزه و پاکستان سردشان است؛ بابای خوب رقیه به مهدی بگو بیاید”

می‌گویند رقیّه‌ ، یعنی کسی که جهتش به سوی تعالی و ترقی  است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شده بود؛  دختر تو شده بود و تو بابای  خوب او،  رفعت گرفته بود  و بال ‌و پر برای پرواز در آورده بود. و برای عروج آماده شد. اکنون بابا جان می‌خواهد مانند علی‎اصغر، نزد  رسول خدا حاضر شود و بگوید به بابا بزرگش علی که  دشمنان  با بابا  حسین و عمو عباس چه کرده‌اند…
بابا رقیه را ببر بابا
امشب اما هیچ کس هیچ کاری نمی تواند بکند.امشب به هیج دردی نمی خوریم. امشب فقط باید درب خیمه ی مولا بنشینیم و خاک عزا بر سر بریزم . آخر رقیه فقط بابایش را میخواهد. بابایی بابایی بابایی/ غیر از بابای خوب رقیه کاری از هیچ کس برنمی آید. رقیه آخرین سرباز حسین بود/. تنها کسی که هم داغ اسارت کشید هم شهید شد. شهید؟ مگر کسی می داند علت فوت رقیه را؟
رقیه تنها دختری که سر بابا در دامن/ یه جورایی نازش می کرد انگار که مادرش بود/ بابا بابا بابا/”ببین بابایی منم مثل تو گل سر دارم . گُل سر منم سُرخه … “‌ لخته های خون را دیده بود که اینگونه می گفت….

رقیه اما دق کرد.سه ساله ی نازنین ارباب دق کرد.  اگر دق نمی کرد دلش می خواست وقتی سر را دید از خرابه بیرون بزند:‌”آی مردم بیایید ببینید من بابا دارم. من بی کس و کار نیستم. بابای من قشنگترین بابای دنیاست….”‌
اما نه! قبل از همه چیز وقتی سر بابا را دید شاید گفت: “بابا عجب خواهری داری! بابایی از بس به خاطر من غصه خورده پیر شده.  بابا همه اش من را از زیر دست و پای دشمن بیرون می کشید. هر جایی می خواستند من را بزنند عمه جلو می آمد ؛ منو بزنید این دختر تاب سیلی نداره. من دختر سیلی خورده ی پهلو کبودم. منو بزنید. رقیه تاب ندارد….
بابای خوب رقیه، یا حسین. تو از همه بیشتر رقیه ات رو دوست داری. نشانه اش اینجا که تاب دوری نیاوردی، از بهشت آمدی و بردی خاتون را ….. شاید هم اصغر دلتنگش شده بود. نمی دانم. شاید هم عمو عباس دلتنگش …

اما حرف بعدی رقیه با بابا چه بود؟
هر خواهری عاشق داداش کوچک ترش است. مخصوصا اگر تازه به دنیا آمده باشد. اگر دیده باشی وقتی مهمان می آید فوری همه را سراغ گهواره می برد. ببینید این داداش من است. همیشه با داداش کوچک تر بازی می کند. معمولا دخترهای سه چهار ساله وقتی با بچه شیرخواره ها زیاد بازی کنند روی صورتشان جای ناخوان بچه شیرخواره هست.
وقتی سر بابا را دید شاید گفته باشد: بابا این جای خراش های روی صورتم جای دست علی نیست ها؟ بابا دست عدو از صورت من بزرگ تر بود…

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعدانوشت»:
۱)
اگر لایق باشم دهه را عزاداری می کنیم هر روز با یک پست و البته تلفیق روضه ی کربلا و روضه ی امروز بشریت!

یا حسین تو عشق بین المللی!

آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۰ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

به نام خالق صبر و غم ها، آفریننده ی حضرت زینب کبری


اینجا بهشت مشکی پوشان،محفل غم است/ اینجا فداییان حسین، مست می شوند
برای کربلایی ها به سمت جنت، به خدا پل صراط نخ عبای حسین است و چه کنیم که جای ما تنگ است در این  دنیا برای سینه زدن به والله ایهاالناس ، وعده ی ما سینه زنان جنت العباس انشاالله، چگونه در قاب کلمات بگنجانم داغی که قد کمان کرده حضرت مادر را؟!


امروز؛ اول محرم الحرام
قافله ای در حرکت/ پر از یاس/ با نگهبانی بچه شیر سوم شیر خدا،حضرت عباس/ بوی خوش بهشت و عطر؛ از همین قافله/ و کعبه؛ حرفی ندارد، قبله نمای دل سوی حسین است/ ترافیک فرشتگان در رفت و آمد برای تبرک/ چرا که عیش فقط، عشق حسین!/ و رقیه؛ گاهی روی دوش عمو عباس، گاهی در بغل داداش اکبر/ و رقیه؛ چشمش به چشم بابا، بوسه دادن برای بابا/ برق نگاه حسین برای خاتونش/ و اصغر؛ گاهی در بغل رباب ، گاهی در آغوش زینب، سیراب از محبت/ و قاسم؛ پا در رکاب عباس، گرداگرد این قافله/ و زینب، چشمش به  شانه های حیدری عباس و لبخندی بر لب حکایت از آرامش/ و حسین، امپراطور هستی، سالار دل زینب، ذکر خدا بر لب قافله سالار این گلستان و آسمان وقف نگاه به این قافله و کربلا سجاده ی آسمان است…

۱۰ روز بعد، غروب عاشورا
قافله ای از هم پاشیده/ پر از داغ/ حضرت مادر؛ بالای سر حسینش در گودی قتلگاه/و علی؛ نگاهش به قد خمیده تر شده ی بانوی پهلو شکسته اش/و محمد؛ بالای سر حدیث پاره پاره شده ی انت منی، با ذکر نور عینی!/  و ایوب پیامبر؛ شرم از روی زینب/ و  نگهبان؛ بچه شیر سوم شیر خدا دست یک سو ، علم یک سو، مشک یک سو/ و اکبر؛ قرآن ورق ورق شده ی حسین/ هر آیه افتاده یک سو/ و اصغر؛ سری آویزان از گردن با یک پوست/ و مشکل سپاه روبرو؛ هر دم افتادن سر یک شش ماهه از روی نیزه!/ و زینب؛  ناموس علی دست بر معجر!/ و عبدالله برادر قاسم؛ بدنش دوخته شده بر بدن عمو حسین/ و سکینه؛ زانوی غم در بغل و ذکر ایکاش نمی گفتم عمو عباس عطش/ و  اما رقیه؛ نفس نفس زنان چشم دوخته به آسمان. دست دراز شده به سوی نیزه ها/ بلند است این نیزه ها/ دستم نمی رسد به سر بابا/ چرا دستم نمی رسد به سر اصغر/ چگونه بوسه دهم به بابا؟/ بازوی عمو عباس کجاست؟/ می خواهم ببوسم/ راستی عمه جان جنگ که تمام شده  چرا اینها اسبها را نعل تازه زدند؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:

۱) تقدیم به خواهر شهیدم مهدیه، که گمنام همچون مادر (س) بی مزار است ….

۲) برای اطلاع از سهیمه ی تلاوت قرآن به اولین پست وبلاگ فرص الخیر مراجعه بفرمایید. ایــــنجا
از طرف همه ی دوستان از مدیر محترم این وبلاگ که خادم قرآنی روضه هستند تشکر فراوان دارم.

۳) دوست بسیار عزیزی که پیگیر بخش ” تا عاشورا همراه باش” هستند بزرگواری فرموده و مدت هاست  هر سه شنبه، واسطه ی فیض هستند با قرائت دعای توسل در جمکران. شهید آوینی فرمود: “گمنامی تنها برای شهرت پرستان دردآور است، و گرنه همه ی  اجرها در گمنامی است.”

۴) بزم عزای ارباب ( مجلس روضه مجازی آنلاین)، ساعت ۲۳ امشب کامنتهای همین پست.

عزاداری؛ کدام انحراف؟ کدام آسیب؟!

آذر ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۳۷ دیدگاه »

و خدا را اسماء زیبای است؛ به نام خدای زهراء

بگذار آخرش را همین اول بگویم، اُف بر آن آخوند،روشنفکر، مسؤل هیئت، بانی روضه،مداح یا هر بنی بشر دیگری که به عزادار حسین زهرا بگویید:” چرا با این تیپ آمده ای عزاداری” و یا هر جمله ای شبیه به این!

در عجبم که پروار کردن گوسفند هم تجربه و هنر و سواد می خواهد اما برخی خیال می کنند امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی، این اصل فروع دین، آنقدر کشکی است که هر بی ریشه ای، به صرف اینکه ریش دارد، می تواند در آن وارد شود. نه عزیز من، نه برادرم، نه خواهرم، این اصل فروع دین از قضا هنرمندانه ترین و ریزبینانه ترین واجب الهی است. کار هر کسی نیست و بر هر کسی هم واجب نمی شود. به قولی؛ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

تو به چه حقی به خود اجازه می دهی؛ به عزادار حسین زهراء، آنکه بال جبرئیل فرش راهش است، صرفا به خاطر آنکه،خط ریشش آن طور است و این طور نیست، تهمت بزنی؟! از کجا معلوم عباس خاطر خواه آن جوان نشده باشد که او را آورده مجلس حسین؟ و تویی که ۴۰ سال است بانی هیأتی، اعمالت مُفت نیرزد چرا که همه اش خودنمایی بوده با نام حسین!

آری اینچنین است که باید در خصوص دستگاه اباعبدالله حسین(ع) دقت کرد و با ظرافت پیش رفت. فرق است بین انحرافات در عزاداری و آسیب های عزاداری! انحراف آن چیزی است که در عزاداری نبود و وارد شده و چه بسا کار دشمنان عزاداری است که از عزای حسین سیلی ها خورده اند، همانند قمه زدن و تمثال های دروغین. اما آسیب ناشی از ضعف خود ماست که از ظرفیت عظیمی به نام محرم استفاده نمی کنیم و اجازه می دهیم  این فرصت عظیم با مسائلی همانند اختلاط محرم و نامحرم و یا بدحجابی و یا قضا شدن نماز و یا غیره از بین برود! و دشمن شاد شود.

باید دانست که حسین (ع) در روضه هایش بسیاری را با خدا آشتی داده، می دهد و خواهد داد ، و این ما مبلغین هستیم که وظیفه داریم با زبانی لئین و با کمال احترام این نکته را جا بیندازیم که تفکر شیعه در خصوص حسین(ع)، همانند تفکر مسیحیان در خصوص عیسی نیست که به دروغ می گویند او رفت تا ما پاک شویم!

خیر عزیز، حسین ما فدا شد تا ما حسینی بشویم. ثارالله خون به ناحق ریخته شده ی حسینی است که مُحَرَمش دانشگاه انسان سازی است و لرزه می اندازد بر اندام کفر و ستم.
ما منتظریم تا مُحرم گردد، نه  به این معنی است که منتظر ابتدای سال قمری هستیم. خیر، بلکه یعنی هر گاه دشمن زیاد فشار بیاورد حادثه ای همچون کربلا اتفاق خواهد افتاد که البته چون یاوران حسین بی شمارند، مادر شمر را به عزایش خواهیم نشاند و ابن مرجانه های بی پدر را  هزار بار از دم تیغ خواهیم گذراند قبل از آنکه فکر حمله به حسین به ذهنشان برسد!
و تو فقط کافی است حسینیان و یزیدیان را نشان بدهی، آنوقت این  نوع دفاع از ولی، می شود تفکر یک جوان عزادار ایرانی با هر تیپ و قیافه ای و تو به این شک نداشته باش!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ • بعداً نوشت »:
۱)
لطفا کسی خیال نکند ما بیخیال برخی مسائل هستیم که وارد در عزاداری ها شده. همه را می دانیم اما تفاوت قائلیم بین آنکه جاهل است و باید در دانشگاه مُحَرَم آموزش ببیند و آنکه عامد است !

۲) با نوای لک لبیک یا حسین عزیز زهراء، مُحرم می شویم به عشقی ترین مشکی ها! هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله، ایول الله حسین حسین حسین حسین

تو اصل مذهب منی، یا امام خامنه ای

آذر ۱۲ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۰ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

ضربان قلبم را به روی لبخندهای تو تنظیم کرده ام یا مولا؛ ای پسر زهرا ، ای آخرین نگار یار؛ چون که  ولایت تو اصل مذهب من است. همانگونه که ولایت علی رکن رکین دین محمد است!

یا خلف صالح گل نرگس؛ من نیک می دانم که شیعه ی بی ولایت فقیه بی معنی است همانگونه که اسلامِ بی ولایت علی ناقص!

من قبل از آنکه یک ایرانی باشم تا بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، مولای مطهر رهبرم باشد؛ یک مسلمانم و بر اساس حکم قرآن، سوره ی نساء آیه ی ۵۹؛ مولای مطهرم ولی من است. و این است و جز این نیست که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. آری بگذار دوباره تاکید کنم که ولایت سیدعلی عین ولایت علی است. “ذکر علی عباده” و بگذار یکبار دیگر هم ذکر بگویم، ولایت سیدعلی عین ولایت علی است.
من هر گاه می خواهم در وبلاگم چیزی بنویسم ، قبل از آن فکر کنم به اینکه از علی می نویسم یا از سیدعلی؛ به این می اندیشم که دارم از ولی می نویسم. و این اندیشه که نکند کم بگذارم در حمایت از ولی که آن دنیا چگونه جواب خون حسین کبیری را بدهم؟ که او جوانیش را و عمرش را نثار راه ولی اش نمود و من؟ او به پیروی از زهرای اطهر فدای امامش شد و من؟ او همچون عباس نثار راه یارش شد و من؟

محرم نزدیک است و نوای یا لیتنی کنت معک سر داده می شود و زیارت عاشورا خوانده می شود اما من زیارت عاشورایم هم ناقص می ماند اگر صد لعن به سران فتنه ی ۸۸ نگویم! که در این کوفه ی دنیا، در این روزگار پر از ننگ، در این  وقت پر از رنگ؛ حسین همان حسین است و تو بنگر که یزید کجاست؟ و تو در کدامین سپاهی؟ آقای ساکت، از بدن پاره پاره ی اکبر شرم کن اگر که  بعد از گذشت یکسال هنوز هم تنها نظاره گری! خواص بی بصیرت که جای خود، ما آقایان ساکت را نیز لعنت می گوییم. آری صد بار لعنت به آنکه صدای هل من ناصری حسین را می شنود و از روی تپه های روزمرگی تنها نظاره گر است!

سعادت ابدی را  تنها دو شرط لازم است، یکی حب فاطمه است که من این درس را از حر گرفتم و شرط دیگری بغض دشمنان علی، که باز هم استاد این درسم حضرت مادر زهرای اطهر است.

هر کس هر چه می خواهد بگوید، من یک وبلاگ نویس با دلی پر از کینه هستم! دل من لبریز از کینه است. و  مگر  می شود صدای ضرب سیلی آهنگ گوشت شده باشد و تصویر درب سوخته جلوی رویت و  دلت بی کینه؟ من بجز مهر حسین، کینه ی دشمنان حسین را هم با شیر و از مادر گرفتم. و فقط منتظر سرانگشت اشاره ی مولای مطهرم تا نابود کنم هست و نیست  ابن مرجانه های بی پدر روزگار را!

دل ما بچه شیعه ها خون است، خون! و دیگر تاب ندارد دیدن برخی صحنه ها را. تاریخ هرگز نخواهد دید دوباره دستان بسته ی علی را. هرگز! هیهات که زینب دوباره به اسارت برود، هیهات. قسم به خونی که در رگهای غیرتم می جوشد و  قسم به قلم که دیگر هرگز علی اصغر تشنه نخواهد ماند؛ هرگز.

تو هم آرام بگیر و بی تابی نکن ای رقیه جان. ای خاتون دل ارباب بی تابی نکن برای بابای غریبت که  ما نسل نه دی هستیم. جوانانی غیور  با صبری بیشتر از صبر مادران داغدارمان و شوری بیشتر از شور پدران غیرتمندمان؛ نه سازش نه تسلیم سیدعلی ماهستم. آری ای نازدانه ی حسین ما هستیم برای یاری بابایت. عمو عباس رسم رزم آموخته به ما  و  با دستان از تن جدایش  پیغام داده  که ای بسیجیان خط خامنه ای چشمانتان دوخته شده باشد به افق و گوش به فرمان صدای دلربای سیدعلی باشید که دیر نیست زمانی که  ندا سر دهد: ایها الناس مهدی آمد بیاید برویم برای بیعت…
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:
۱)
دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست. بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست

صفحه 1 از 3123