وکیلانه دی ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای دی, ۱۳۸۹

انقلاب در انقلاب برای حفظ انقلاب !

دی ۲۹ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۲۲۶ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

” ای شاه خائن آواره گشتی، خاک وطن را ویرانه کردی، کشتی جوانان وطن، الله اکبر، کردی هزاران تن کفن، الله اکبر، مرگ بر شاه، مرگ بر شاه مـــــــــرگ بر شاه” سه روز است که دیو دَر رفته. “شاه فراری شده ، سوار گاری شده”. سه روز است که نفرت مردم شاه را فراری داده. ” مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است! ، گول نخورید نهضت ما اساسی است” سه روز است که بعد از ۲۵۰۰ سال برای اولین بار  لبخند بر روی لب پیر و جوان این مملکت نشسته.” برو تو ای بیگانه،  مگو دگر افسانه، که رهبر ما باشد، خمینی فرزانه، بود به مهدی مرید و نایب، شود بزودی امیر و غالب” سه روز است که کبری خانم دارد شیرینی پخش می کند و کربلایی حسن گل هدیه می‌دهد.سه روز است شعارها بلندتر شده ” خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم” سه روز است که دل حزب الله حسابی هوای روح الله کرده.” از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم،یا مرگ یا خمینی”.


به گزارش مرکز جاده‌ای بصیرت نیوز؛ ترافیک سنگینی است در جاده‌ی حق و باطل. دیوها یک به یک در حال خروج از کشور صاحب الزمان هستند و فرشتها در حال ورود. خبرنگار اعزامی بصیرت نیوز به عمق تاریخ نیز همچنین گزارش می‌دهد به علت این ترافیک سنگین جنایات زیادی رخ داده است و تعداد ۳۱۶۴ فرشته به بهشت منتقل شده اند. البته اطلاع دقیقی از دیوهایی که به قعر دوزخ منتقل شده اند هنوز در دسترس نیست!

سه روز است که دیو دَر رفته و درست ۱۳ روز دیگر مانده تا فرشته درآید. رهبر محبوب خلق عزم دیار کرده.  بچه های گروه سرود دارند تمرین می کنند : “خمینی ای امام، خمینی ای امام، ای مجاهد ای مظهر شرف، ای گذشته ز جان در ره هدف. این تویی این تویی پاسدار حق، خصم اهریمنان، دوست دار حق” دل حزب اللهی ها این روزها بیشتر از همیشه روح اللهی شده. همه منتظر آمدن فرشته هستند. ولی امسال امام باید کمی زودتر بیاید!
بیاید ببیند شکوه اقتدار انقلابش را. خمینی کجایی که ببینی انقلابت سی سال جوان شده. بیا امام، با همان لبخند زیبا بیا. میلیون میلیون علی اکبر آماده‌ هستند تا دست تو را بگیرند. روی پله های هواپیما آرام و متین بیا. بیا و ببین این ما جوانان دلداده‌ی دلبرمان خامنه‌ای امیرحزب الله را ….

کدام انقلاب ماندگار است؟

هر نظام حکومتی با هر شیوه‌ای که بر سر کار بیاید، هیچ تضمینی وجود ندارد برای ماندگاری آن الا به دو شرط . ابتدا اتصال آن به آسمان و در ثانی تداوم روج انقلابی گری در ملت. اتصال به آسمان یعنی همان ولایت مطلقه‌ی فقیه، که متضمن عدم استبداد است و اما روح انقلابی گری یعنی آرمانی بودن و چشم داشتن به یک افق مشخص و تلاش و پالایش روزانه‌ی انقلاب ایجاد شده. یعنی انقلاب در انقلاب برای حفظ انقلاب!

یعنی چشم به رهبر آسمانی داشتن و خروش هر روزه علیه هر شخص، شخصیت و یا گروهی که دنیا زده شده  و بخواهد آرمان انقلاب ایجاد شده را نقض نماید. یعنی زمینه سازی برای حکومت جهانی. یعنی بالش نرم زیر سر نگذاشتن. یعنی دیگر نباید خفت. یعنی خروش هر روزه‌ی حزب الله بر حزب شیطان. یعنی خروش پابرهنه ها بر مرفهین بی درد . آری بگذار راحت تر بگویم. انقلابی انقلاب خواهد ماند که هر روز در آن دیوها مجبور به خروج باشند و فرشته رویش پیدا کنند تا انقلاب پالایش شود و  بگذار باز هم صریح تر بگویم،‌ یعنی هر گاه جریانی مرفه بی درد هموچون موسویین در آن ایجاد شد، با خروش امت محکوم به خروج باشد، و در این اخراج فرشته های خونین بالی همچون حسین غلام کبیری ها رویش پیدا کنند تا خونشان  حیات تازه بدهد به نهضت و انقلاب!

آری ای امام، ما ایستاده ایم در راه تو. محکم هم ایستاده ایم، گوش به فرمان حضرت سیدعلی هستیم تا بصیرت پیدا کنیم و با یک یا اباالفضل بریزیم خون از سر هر چه حرمله هست در هر کجای گیتی.
آن انقلابی تونسی هم برادر من است. اگر بگذارند او تنها با حکومت جمهوری اسلامی دلش آرام می‌شود. او هم طعم نظام مبتنی بر ولایت فقیه را بچشد شیفته‌ی سیدعلی خواهد شد.
این سرنوشت مختوم بشریت است “و لو کره المشرکون”. دیر یا زود بشر به این راه می‌رسد و اگر اهل تحلیل باشی شاید این زمزمه‌های ظهور باشد. و این شاید که گفتم از دل شکاک من است که برآمد و الا اهل یقین حرفی دیگر دارند …..

آری ای امام، ما شاگردان آخر الزمانی مکتب علی اکبریم. دستمان به قلم بیشتر آشناست تا به سلاح اما اگر موقعیت فراهم شود دیر زمانی است منتظر نبردیم . ای امام، ما تا آخر ایستاده ایم در راهی که تو برای ما ترسیم کرده ای،‌محکم هم ایستاده ایم، منتظر نبرد جهانی هستیم. ما زیر پرچم سیدعلی در امانیم و فقط فرمانده کل قوا را کم داریم آماده نبردیم اگر بدمد لشکر عشق ….

داداش اصغرم

دی ۲۸ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۰۹ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

داداش اصغرم ، منم خواهرم ، می‌خوام زیر گلوت‌ ُ ببوسم …..


گوش کن :
دلم به حال دلم سوخت، بس که هر شب و روز گرفته این دل غرق به خون بهانه‌ی تو …

آهای اصلاح طلب ،‌ ما منتقم بغض ۲۹ خرداد هستیم

دی ۲۵ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۶۹ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

اول نوشت:

من از سران فتنه بی‌زارم/ من از خواص بی‌بصیرت متنفرم/ من هیچ نسبتی با آن وبلاگ نویسانی که اخیرا قلمشان، زبان دیپلماسی شده ندارم./ من از دیپلماسی بازی بدم می آید.

من تشنه‌ی زبان رک پابرهنه هایم./ من خودم یک پابرهنه‌ی مستضعفم./ من کف پایم تاول زده از بس هروله کرده ام به عشق مولایم حسین./ من قلمم قلمه زده شده از رگ‌های خونین بازوان قلم عباس./ ابر غیرت بالای قلمم گریه می کند./ ادعایی ندارم /اما آنقدر مادر مادر مادر گفته‌ام که بوی خوش یاس گرفته‌ام./ علی اصغر قبول کند وبلاگم شده است شعبه‌ای از نهر علقمه/ و هدفش رسانیدن آب است به رقیه./ قلم که می‌زنم به هیچ چیز فکر نمی کنم الا چشمان منتظر رقیه./ ای اُف بر آنکسی که دکمه‌های کیبورد را بفشرد بدون نگاه به چهره‌ی منتظر آب رباب …..

تودهنی نوشت :

من رک هستم. حرفم را دندان نمی‌زنم. خاتمی و هر مفسد طلب بل هم اضل دیگری غلط کرده برای ما شرط می گذارد. اصلاح‌طلب به قبر گور به گور شده‌ی صدام خندیده که حرف از حق حضور در انتخابات آتی می‌زند. هرزه‌های وطن فروشی اصلاح طلب نام و مفسدطلب مسلک هیچ حقی در این مملکت ندارند. آنها حتی حق انتخاب نوع اعدام خویش را هم ندارند. چوبه‌ی طناب دار، تنها میز مذاکره‌ی ما با آنان است. من کاری به کار خواص بی‌بصیرت ندارم. به من ربطی ندارد آن وبلاگ نویسانی که اخیر دیپلمات شده‌اند و  آهسته آهسته خط قرمز‌ها را رد می کنند برای خود چه نوع تحلیل آبدوغ خیارکی می کنند. من به عنوان ارگان رسمی غیرتم و به نمایندگی از نهاد شرافتم خوب می دانم جواب این هرزه‌های سیاسی را بدهم. اگر بنای به مذاکره‌ای هم باشد اصلا طرف مذاکره کننده ما ملت هستیم نه یک مشت خواص بی‌بصیرت. شلاق‌های برخی‌ها را باد مصلحت آورده و اشتباهی بجای کمر رقاصه‌های سیاسی به کمر بچه‌های بسیجی خوابانده.

اما بدون عرض پوزش این یک قلم توفیر دارد. اگر بنای بر مذاکره باشد، بدون اجازه طرف مذاکره کننده ما ملت هستیم. فقط ما ملت. آخر ما ملت حسابی بدهکار این اصلاح طلب‌ها هستیم. نفری یک سیلی حیدری بیخ گوش اصلاح طلبان بدهکاری داریم. زشت است بیش از این وقفه افتد در وصول طلب. دست ما باید به صورت تک تک آنها آشنا شود. از مفسده‌ جویی های ۸ ساله‌ی آنان به اندازه‌ی سانت به سانت مانتوهای کوتاه شده‌ی دختران نجیب وطنم، ما به شخص محمد خاتمی سیلی بدهکاریم. به دلیل خوش رقاصی‌های سیاسی آنها نزد هیلاری نیز ما به آنها سیلی بدهکاریم. ما خیلی بدهکاریم. خیلی. من نشسته ام و همه را یکی یکی محاسبه کرده ام. من حقوق دان نیستم اما یک دهه از عمرم را حقوق خوانده ام. مجموع این سیلی ها روی هم فقط یک کلام است: اعدام با طناب دار. والســـلام.

آقایی که فردا میخواهی وبلاگ من را فیلتر کنی، قبل از فیلتر کردن به دوستان حقوقدانت بگو نگاهی به مواد ۵۱۳ تا ۵۱۸ قانون مجازات اسلامی، جرایم علیه امنیت ملی، بیاندازند. من به عنوان یکی از شاکیان این مفسدین فی الارض تنها تقاضای اشد مجازات کرده ام. البته اشد مجازات از منظر ما اعدام نیست. اعدام تنها پلی است که این خائنین را به آن دنیا نزد عمو عباس می فرستد! تنها دست حیدری عباس می تواند حساب آنها را تصفیه کند. این دنیا ظرفیت مجازات آنها را ندارد. من چون قلمم وصل است به صاحبان اصلی این انقلاب،  زاغه نشینان پابرهنه البته این را هم باید بگویم که اصلاح طلبان علاوه بر همه‌ی مفاسدشان به تک تک رقیه‌هایی که پا برهنه در صحرای فقر دویده اند هم باید جوابگو باشند!

آری محمد خاتمی و شرکا، این است وضعیت شما نزد ما ملت. شما چه بخواهید و چه نخواهید منفورترین اپوزسیون این نظام هستید. چندش آور ترین منافقانی که انقلاب به خود دیده.آیا باز هم هوس بازگشت به نظام را کرده اید؟‌ کدام نظام؟ همانی که طاغوت خواندیدش؟ کدام قانون اساسی؟ همانی که جُفت جُفت به آن جُفتک انداختید؟ کدام مردم؟ همانی که داغ جوانانشان را بر دلشان گذاشتید؟ کدام انتخابات؟‌ همانی که لجن مالش کردید؟ کدام رقابت؟ همان رقاصی های شما در ایام قبل از انتخابات؟ کدام سلامت انتخابات؟ کدام دموکراسی؟  همان نوع اعتراض شما به نتایج انتخابات که بیشتر به بربریت های عصر حجر و غارنشینی می ماند؟

نه آقای منافق، نه خانوم فتنه!
حقیقت این است که شما خیلی عقب هستید. شما ظاهرا از سگ اصحاب کهف هم بیشتر خوابیده اید. البته بلانسبت این حیوان نجیب که چند روزی پی آدم گرفت و آدم شد. شما اما هنوز قصد ندارید آدم شوید. خواب مانده اید و خبر ندارید که در انتخابات بعدی رقابت بین خادمان به این ملت است نه بین خائینان به ملت!‌ شما را چه به انتخابات مقدس نظام جمهوری اسلامی. شما جایگاه خود را در مزبله های تهوع آور اپوزوسیون مقدس ترین حکومت دنیا جستجو کنید. شاید کنار دست گوگوش و سروش جایی هم برای شما پیدا شد. آقای نفهم بفهم!  شما در هیچ کجای این انقلاب جایی ندارید. تنها جایگاه شما در این نظام بالای طناب دار است. ما عجله‌ای نداریم چون می‌گویند مصلحت نیست. اما هر موقع اراده کردید طناب دار ما آماده است، بسم الله …..

من وبلاگ نویس دیپلمات نیستم.من داغ خطبه‌های نائب المهدی به دل دارم. من منتقم بغض ۲۹ خردادم!‌ سوز روضه‌ی ۲۹ خرداد هنوز در گوشم هست. مادر من مادر یک شهید است. من منتقم اشک های مادرم هستم که ۲۹ خرداد ۸۸  همزمان با صدای مظلومیت نائب المهدی بر گونه هایش جاری شد.  پدر من بابای یک شهید است. بابای خواهرم مهدیه که گمنام و مظلوم به شهادت رسید. محال است فراموش کنم حال پدرم را  وقتی که مولا می فرمود: “ ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.
سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛صاحب این کشور توئی، صاحب این انقلاب توئی، پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.
“همین زمان مادرم اشک می ریخت و بابای مهدیه با دست به پیشانی می‌زد.  من آمده ام انتقام اصابت آن دست به پیشانی را بگیرم.  برای ما دم از بازگشت به نظام می‌زنید؟ زهی خیال باطل.  خیلی عقب هستید، خیلی. من  تا انتقام بغض ۲۹ خرداد را از تکاتک شما نستانم مرگ را هم برای شما آرزو نمی کنم . شما باید زجر کش بشوید. موسویین! خاتمی، و سایر شرکاء، ما این انتقام را از تکاتک شما خواهیم ستاند. اما تو ای کروبی،‌تو چندش آورترین انسانی هستی که من دیده ام. حالم از تو بهم میخورد.  تو حتی لایق خشم مقدس ما هم نیستی. تو تنها حق داری دلقک ما باشی. حرف بزن تا ما بخندیم. البته پشت این خنده ها نقره داغت می کنیم با بی توجهی!‌

تمامی اصلاح طلبان عرض تاریخ!‌به اندازه‌ی دکمه‌ی کاپشن دکتر احمدی نژاد عزیز هم به این ملت خدمت نکرده اند. دکمه‌ی کاپشن زیبای دکتر عزیز بیش از ۸۰ سفر پربرکت  استانی در کارنامه‌ی خود دارد اما نخ عبای وطن فروش شما چند سفر خائنانه‌ به مقصد جرج سورس و رفقا را در کارنامه دارد؟‌ برای ما دم از انتخابات نزنید که دندان تان را خُرد می کنیم.

حرف آخر یک کلام، تنها مذاکره‌ی ما ملت با آنکه قلب رهبرمان را شکسته این است که گردنش را خُرد کنیم. ما عجله‌ای برای این کار نداریم اما هر موقع شما اراده‌ی بازگشت به نظام کنید بازوان عباسی ما آماده است …. بسم الله ….

خامنه ای فرمانده کل قوای دل ما

دی ۲۴ام, ۱۳۸۹ دسته دسته‌بندی نشده | ۱۲۲ دیدگاه »

به نام خدای زهرا

رهبرم ای آبروی کشورم، لختی بخند. لبخند تو خلاصه‌ی خوبی هاست. بیمار لبخند توایم یا مولا. نه فقط از آن جهت که شکوفه‌‌ی لبخند گلستان چهره ات را زیباتر می کند و بر حسن صورتت می افزاید که الحق به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره‌ی تو ای قمربنی انقلاب حجت موجه ماست. بلکه به این جهت که لبخند تو نشان از رضایت مادرمان زهرا دارد. پشت لبخندهای تو چهره ی خندان رسول خدا را می توان دید. پشت لبخند تو، رضایت علی نهفته است. لبخند تو برای ما، سفیر خشنودی حسین است از ما ملت. حُسن لبخند تو، حکایت از رضایتمندی مولا حَسن از بصیرت ما ملت دارد. پشت لبخند تو،‌می توان آرامش عمه‌ی سادات زینب را دید. پشتبند لبخند تو دستان قَدر قُدرت عباس است که ایستاده به تماشا.

خامنه ای …. خامنه ای …. ای سید و سالار با لبخندت چه می کنی با دل ما؟


ضربان قلب ماست لبخند تو . لبخند تو جذبه‌ی کل کهکشان را دارد. نژاد و طایفه نمی شناسد. همه‌ی مستضعفین مست تو اند. تو همان لیلایی که با لبخندت تپش قلب از کنترل خارج می شود. تو همان عشقی که شب و روز فکر به ذکر تو طواف دارد. نافله ام تمنای نگاه توست و ذکرم تماشای لبخند تو. تو فرمانده کل قوای دل مایی … تو به ما جرات طوفان دادی.

من اینگونه رهبرم را با صدای رسا مدح می کنم تا خُرد شود “بالاترین” دندان صهیونیسم. تا عالم بداند دنیا و آخرت من خامنه ای است. من دلم در گرو گیسوی نخ عبای سیدعلی است . آفریده شده ام تا فدای یک گردش چشم سیدعلی شوم .  علت خلقتم فدا شدن به پای راه  خامنه ای ست . بالای سرم عکس او را نصب نمودم یعنی که سر من به فدای قدم او …

در  این دنیا سرباز سرافراز خامنه ای هستم به این امید که در آن دنیا نیز فرمانده ام نائب المهدی خامنه ای عزیز باشد .

هر کس خامنه ای را آزار دهد زهرا را آزرده و هرکس او را خشنود کند زهرا را خشنود ساخته.
هر کس هر چه می خواهد بگوید ، حقیقت که تغیر نمی کند ، حقیقت محض این است : بی عشق خامنه ای نتوان عاشق مهدی شد.
اساسا بی عشق خامنه ای، دروغی بیش نیست منتظر مهدی بودن.ندبه‌ی بی عشق به خامنه ای ارضاء نفس است و عهد بستن صبحگاهی با مهدی بدون عشق به خامنه ای قطعا هنگامه‌ی ظهور گسسته می شود. ای مدعی، گوش به فرمان خامنه ای بودن شرط ادعای سرباز مهدی بودن است که یاوران خامنه ای پیشقراولان ظهورند. نه ! اولین شرط حضور در قافله‌ی ظهور، در رکاب خامنه ای بودن است.
لشکر عشق خیز برداشته برای ظهور و خامنه ای سپه سالار این لشکر است، تا عشق یک قدم بیش باقی نمانده. من این را از نگاه مظلوم اما مقتدر رهبرم فهمیده ام . چشمان خامنه ای آینه ی تمام نمای ظهور است و کلام خامنه ای صحیفه‌ی حضور. این نور جلوه ای از آفتاب است. شب پرستان کور شوند اگر آن را نمی بینند. کتابهایی که حجابشان شده بر سرشان کوبیده شود اگر نمی فهمند.
ما مستضعفان جهان که وارثان زمین هستیم می فهمیم این را . ما خوشی زیر دلمان نزده . ما محرم راز دل ماه هستیم. به وضوح در چهره‌ی ماه می توان فهمید نزدیک بودن طلوع خورشید را .
پدران غیورمان و مادران صبورمان اسقامت داشتند همچون یاسر و عمار برای محمد در راه خمینی و ثمره ی برکت این استقامتشان عمارهای جوانی همچون ما شد برای خامنه ای همچون عمار برای علی.
رسول خدا فرموده بود که عمار به دست قومی ستمگر کشته می شود. عمار تا بود روشنگر بود و  در صفین آنقدر عاشق علی بود که رفتنش؛ که خونش نیز روشنگر راه علی شد و رسوا کننده ی معاویه .
حسین کبیری و امیرحسام ذوعلی نیز تا بودند روشنگر راه بودند وقتی که رفتند خونشان نیز رسوا کننده ی موسوی و شرکا شد.
و اینک این ما هستیم که هنوز مانده ایم . جوانانی غیور از نسل ظهور. دلاورانی که هنوز بغض جمکرانی  ۲۹ خرداد در گوششان مانده. جوانانی که هنوز هم سوزانکترین روضه برای آنها روضه ی ۲۹ خرداد است .
ای خدای زهرا
شانه های لرزان در تهجدهای شبانه‌ی مولا گواهی می دهد که عشق در یک قدمیست. تو را به حق حنجره‌ی خونین سیدعلی قسم که  ما را عمار او بگردان که بود و نبودمان روشنگر و مددکار راه او باشد …..

صفحه 1 از 41234