وکیلانه بهمن ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای بهمن, ۱۳۸۹

آیا سکولاریسم خفیف شده گرفته‌ایم ؟!

بهمن ۱۹ام, ۱۳۸۹ دسته احوالات مصر, دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | ۱۲۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

در این روزهای پر تب و تاب‌‌ ِ قیام اخیر ملت‌های مستضعف، زیاد گفته‌ام و نوشته‌ام. اینجا ؛ اینجا ؛ اینجا ؛ اینجا و اینجا

اما گاهی آنقدر غرق در نوشتن و گفتن می‌شوی که اصل  موضوع (!) را فراموش می‌کنی! گاهی پاسخ دادن به شُبَهات زمینی‌ ‌آنقدر تو را سرگرم می‌کند که از یاد می‌بری آسمانی هم هست !!!!‌ گاهی وسیله‌ می‌شود هدفت! گاهی آنقدر غرق دلایل زمین می‌شوی که علت‌های آسمان را از یاد می‌بری.
گاهی …. گاهی …. گاهی ….
نه! اکنون نگاهی … و هم اینک آهی ….
آه از نسیان ما آدم‌ها . آه که در وسط زمان، زمین‌گیر شده‌ایم و آسمان را از یاد برده‌ایم. برای تحلیل وقایع اخیر قیام ملت‌ها هر چیزی را می‌گوییم و هر شبهه‌ای را پاسخ می‌دهیم اما فراموش می‌کنیم یا شاید ارتجاع می‌دانیم این را بگوییم که مردی هزار و اندی سال است که منتظر است !!!  منتظر همین فریاد‌های نجات خواهانه . منتظر همین فریاد:‌ “کجاست منجی؟”منتظر همین ناامیدی مردمان از ظالمان. منتظر همین قیام‌ها، منتظر همین خیزش‌ها.
منتظر است تا مردمان تکانی بخورند.

آری حقیقت این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم اندکی سکولار شده‌ایم.
صبح جمعه با سوز و گداز، شعار اشتباهِ “مهدی بیا” را سر می‌دهیم. ولی در تحلیل علل قیام، عقب‌ماندگی می‌دانیم که بگوییم این‌ها صدای پای ظهور است!
آری “مهدی بیا” اشتباه است. مهدی جایی نیست که بیاید. ما باید برویم . ما باید بخواهیم. ما باید بشویم . آری باید بشویم آن اُمَتی که از همه دل بریده و  فقط رستگاری را در ظهور منجی می‌بیند .

نمی‌خواهم ادبیاتی حرف بزنم. نمی‌خواهم شعار بدهم. می‌خواهم از شُعورم استفاده کنم. مگر نه اصلی‌ترین رُکن ظهور، خواست عمومی مردمان برای یک منجی است؟‌
آیا این قیام تونس و مصر و یمن گوشه‌ای از همان خواست عمومی نیست؟ آیا مردمان عقل کلی را طلب نمی‌کنند که بتواند همه‌ی خواست‌های آنان را در بهترین وجه ممکن برآورده کند؟‌
آیا واقعیت این نیست که  مردم، از مدیریت امپریالیسم بر جهان خسته شده‌اند و مدیریتی نو را طلب می‌کنند؟
آیا جز این است که ثمره‌ی مدیران قبلی این جهان چیزی جز فساد و تباهی و فقر نبوده و اکنون مصلح کل باید بیاید تا راه‌گشا باشد؟
والله علت اینکه غرب نمی‌خواهد قیام‌های اخیر با انقلاب ایران پیوند بخورد این است که مقابل خود رقیبی می‌بینید برای مدیریت جهان! غرب از پایان مدیریتش بر زمین نگران است.

پس چرا ما سکولاریسم خفیف شده گرفته‌ایم و این واقعیت را نمی‌گوییم؟ اصلا این واقعیت را می‌بینم؟
نکند اصلا فراموش کرده‌ایم وعده‌ی الهی “و نرید انمن علی الذین استضعفوا فیالارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین” را.
آری به‌خدا این مهدی است که منتظر ماست. موعود منتظر است تا ما به وعده‌ی انسانیت خود عمل کنیم. موعود منتظر ماست. منتظر خواست عمومی ما ….
سنی و شیعه،  عرب و عجم و مسیحی و زردشتتی همه و همه از مستکبران جهان به فغان آمده‌اند. و اینک آیا هنگامه‌ی آن نیست که بچه شیعه به وظیفه‌اش عمل کند و منجی را نشان مردمان مستضعف بدهد؟

آهای بچه شیعه!‌
اندکی گوش دل را باز کن . نمی‌شنوی صدای ناله‌ی مادر غریبی را که :‌
پدرم کاری را شروع کرد. همسر و تمام فرزندانم برای به ثمر رسیدن آن به شهادت رسیدند. یکی تیغ فرقش را شکافت و دیگری جنازه‌اش تیرباران شد. یکی سرش به نیزه رفت و دیگری مسموم شد. برای اینکه  راه نجات بخش رسول خدا جهانی شود. اکنون تنها یک پسر دارم . آواره‌ی بیابان‌هاست …  والله بس است بیابان‌گردی. کمک نمی‌کنید ؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ــــبعداز نوشتـــــ
× اعتراف می‌کنم از ابتدای روزی که پا به دنیای سایبر گذاشته‌ام تا کنون، عاشقانه‌ای زیباتر از متن زیر نخوانده ام!‌
البته قطعا مفهوم  لینک زیر را فقط عاشقان خواهند فهمید، دیگران زحمت فکر‌ کردن به خودشان ندهند ….

پای من چه کم داشت از دندان اویس؟

هر قیامی برضد استکبار، اسلامی است آنهم از نوع ایرانی! + ۸ دلیل

بهمن ۱۷ام, ۱۳۸۹ دسته احوالات مصر, پاسخ به شبهات, ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۱۲۸ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

چند جرعه دلنوشت:

خمینی نه اسم است، نه ایسم!(خمینیسم).
خمینی یک مکتب است که خُم و نی بر دست و بازوی پیروان غیرتی آن بوسه زده‌اند. خمینی شخص نیست، خمینی یک دنیاست که نه فقط متدینین بلکه آزادگان عالم مقیم آن هستند.
و دهه‌ی فجر آغاز زجر شیطان است. شروع طوفان عصر خمینی.
هنگامه‌ی بعث رسول خدا شیطان سه بار شیون و واویلا سر داد و هنگام بعثت امام روح الله، ایالات متحده‌ی امریکا جیغ بنفش کشید!
و دشمن چه می‌داند که این طوفان نسل خامنه‌ای در عصر خمینی تازه نبرد تاسوعا است، عشق که بَردَمَد نبرد عاشورا آغاز می‌شود به سپهسالاری مولای مطهرمان سیدعلی.
ای عشق منتظریم العجل …


۸ دلیل قاطع بر وقوع انقلاب اسلامی به نفع ایران در مصر

۱) اساس این نوشته بر‌آن استوار است که هم اکنون جهان دارای دو قطب است!در یک طرف امپریالیسم ایالات متحده‌ی امریکا و در سوی دیگر انقلاب اسلامی ملت ایران!
و اوضاع جهان روز به روز به سمت هر چه مشخص‌تر شدن این مرزبندی‌ها پیش می‌رود. خدا لعنت کند جرج دبیلو بوش را اما دوران حکومتش  به حکم دشمن احمق نافع است، بسیار برای ما مفید بود. حرف‌هایی می‌زد رک و شفاف. از جمله اینکه در سال ۲۰۰۱ گفته بود “هر کس با ما نیست برعلیه ماست”! و این یعنی همان دو قطبی بودن جهان. ملت‌ها یا اسیر دست استکبار هستند و یا همچون ملت ایران آزاده. راهی جز این نیست.
پس درمیابیم که هر قیامی علیه استکبار با هر شعاری، اسلامی است آنهم به نفع ایران!

۲) این روزها، آنچه قطعی و مسلم است اینکه ملت مصر مبارک را نمی‌خواهد!. مبارک مدل امریکایی و عامل استکبار است. هر مرگ بر مبارک و اسقاط الریس که مصری ها می‌گویند یک مرگ بر امریکا را در دل خود دارد! و مرگ بر امریکا شعار اصلی انقلاب اسلامی ایران است!

۳)‌ آزادی، استقلال، برابری، حق تعیین سرنوشت و غیره همه شعارهایی هستند که در اسلام وجود دارد و با حکومت اسلامی محقق خواهد شد! بنابراین هر کس این شعارها را سر دهد خواسته یا ناخواسته اسلام را طلب کرده. حال در نظر بگیرید وقتی این شعارها را ملتی سر دهد که بیش از ۸۰ درصد آن مسلمان هستند! وقتی ملتی مسلمان شعار اسلام خواهانه سر دهد، آیا قیامشان جز اسلامی بودن چیز دیگری است؟!
حالا بوق‌چی‌های استکبار هی بیایند دمکراسی را در مقابل اسلام قرار دهند و سوال را اینگونه مطرح کنند که مردم مصر دمکراسی را می‌خواهند یا اسلام را؟! کیست که نداند این ترفند‌ها قدیمی شده…
در تایید این حرف به جدیدترین بیانه‌ی اخوان المسلمین می‌‌توان اشاره کرد که آورده شده “خواست انقلابیون منطبق با اسلام است” اینــــجا+(العالم)

۴) دقیقا مخالف آن چیزی که بوق‌چی‌های غرب فریاد می‌زنند بر اساس نظرسنجی موسسه‌ی جامعه‌ی امنیت‌ی ایالات متحده که مهمترین  و دقیق‌ترین مشاور امنیت امریکاست. در سال ۲۰۰۵ بیش از ۹۵ درصد جمعیت ۸۰ میلیونی مصر خواستار این بودند که اسلام نقش نمایانتری در حکومت و قوانین آنها داشته باشد! و حال همین مردم قیام کرده‌اند! نتیجه چه می‌شود؟

۵) نه تنها قیام مردم مصر فقط اقتصادی نیست. که بلکه اساسا مسائل اقتصادی کم‌رنگترین انگیزه‌های قیام هست! به این دلیل که مصر از معدود کشورهایی بوده که در این سالها رشد اقتصادی مثبت و رو به بالا داشته!حقیقت این است که بحث بر سر رها شدن از نوکری غرب است که ملت مصر نیز می‌دانند سعادت دنیا و آخرت در آن است. مردم مصر علیه حکومت دیکتاتوری و وابسته به غرب برخواسته‌اند و این است که هیج وعده‌ی اصلاحاتی آنها را قانع نمی‌کند. فقط اسقاط الرئیس را طلب می‌کنند.

۶) دکترین و انگیزه‌های هر انقلابی نهفته در شعار‌های انقلابیون است. به گوشه‌ای از شعار‌های برادران مصری توجه کنید:‌
– لا مبارک لا سلیمان، الاثنین، عملاء الامریکان (نه مبارک و نه سلیمان، هر دو مزدور آمریکا هستند)/– ارحل ارحل یا جبان یا عمیل الامریکان (برو برو ای ترسو، ای مزدور آمریکا) /• An antique dictator 4 sale• Down with the US• Down with the Israel• NO to US• NO Mubarak No Suleiman• Mubarak just leave • Mubarak must leave & fall• Mubarak you are retired• Mubarak must go• Down with the US – Mubarak• Life, health, well-being•life, health, strength• Game over Mubarak

و البته همه‌ی اینها بجز فریاد الله اکبر و دیگر شعارهای اسلامی است. و اینکه مردم بلافاصله بعد از فضا پیدا کردن نماز جماعت برپا می‌کنند و شعایر اسلامی را تعظیم می‌کنند.
شعارهای بسیاری نیز گفته شده که کاملا منطبق بر شعارهای سال ۵۷ ایران است. برای بیشتر دانستن در این خصوص اینـــــجا را ببینید+

۷) آنچه که دیروز در مطلب قبلی گفتم محقق شد! بر اساس فرمایش مولای مطهر همانند قضایای هسته‌ای باز مکرشان به خودشان بازگشت. آنها که تا قبل از این  نقش اخوان المسلمین را ضعیف می‌شمردند  تا توانستند فریاد زدند که اخوان المسلمین بیانیه داده و گفته انقلاب ما اسلامی نیست. اما صبح امروز اخوان المسلمین ضمن تکذیب این خبر (اینـــــجا+) مکرر بیانیه می‌دهد که خواسته ما برپایی یک حکومت دموکرات مدنی ‘مبتنی بر اصول اسلامی’ است

اینــــجا و اینـــجا

و تاکید می‌کند که انگیزه ما اسلام خواهی و وطن دوستی است(اینجا)

آری این است تحقق وعده‌ی الهی: و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین
و این روزها جوانان مصری در حال پخش گسترده و خود جوش خطبه‌ی عربی امام خامنه‌ای در بین خود هستند. اینجا عکسهایی از آن را ببنید+

۸ ) و واقعیت این است که همانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این روزها اتحاد کشورهای نوکر امریکا نیز در حال فروپاشی است و این اول از همه به سود ملت های منطقه و در مرحله‌ی بعد به سود انقلاب شکوهمند اسلامی ایران است.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ـــبعدازنوشتـــ :
روز گذشته در اقدامی عجیب، سایت باشگاه خبرنگاران جوان، عکسهایی منتشر کرده که آنرا منصوب به “نرگس موسوی” دختر میرحسین موسوی دانسته است. بنده به عنوان یک جوان متعهد این اقدام بچه‌گانه و خلاف شرع را محکوم می‌کنم و تاکید می‌دارم اینگونه حرکات چیزی جز ریختن آب به آسیاب دشمن را در پی ندارد!

چند نکته از هزار (پیرامون خطبه‌ی امروز “حضرت آقا”)

بهمن ۱۵ام, ۱۳۸۹ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سیاست خارجی | ۱۱۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

دلم شاد شاد است. سرشار از غرور. و چرا شاد نباشد که رهبری دارم از جنس نور، از تبار ظهور، و به قداست حضور. ودیعه الله است که خدا برای امت آخر الزمان نگه داشته. سلام بر تو ای خامنه‌ای.
ای هدیه‌ی خدا به ما. فدای سه ذکر کامل رکوعت مولا جان. خدا تو را نه فقط برای ما که برای مستضعفین جهان نگه داشته بود و تو چه خوش می‌درخشی ای خورشید آخر الزمان.
وقتی تو که نائبی این همه دلربایی و با دیدنت دل بیقرار اشک می‌بارد، چه می‌کند با دل ما ظهور منتقم زهراء

این روزها چقدر تشنه‌ی این خطبه‌ بودیم.
شکر که  آب حیات به ما لب تشنگان رسید. خدایا تو را هزاران بار شکر که راه‌بر داریم./



در خصوص خطبه‌ی امروز گفتنی‌ها زیاد است اما چند نکته‌ به ذهنم می‌رسد که عرض می‌کنم:‌

۱) اول از همه یک حرفی را می‌خواهم بگویم. آن اینکه بلاشک مولای مطهر ما فصیح‌ترین بیان و سدید‌ترین قول را دارند. از قبل از ولایتش اینگونه بود. حتی از پیش از انقلاب. همه ‌می‌دانند سخنران بلامناضع انقلاب آسیدعلی خامنه‌ای ، این عزیز دل خمینی بود. روشن، واضح، جامع و مانع سخن می‌فرماید. اما نکته‌ی شگفت انگیز امروز، اشراف و فصاحت بیان مولا در خطبه‌ی عربی بود. یاللعجب! هر کس به ادبیات عرب آشنایی دارد، می‌داند چه می‌گویم. بیان عربی مولا، شگفت انگیز بود و چه شیوا و بلیغ همچون جدش اسدالله الغالب سخن می‌راند. استفاده از بلیغ‌ترین کلمات و چینش آنها در کنار هم و ممزوج شدن این امر با ادای شیوای حروف و لغات دلبری می‌کرد.  این نکته بسیار برایم جالب بود.و خدا  چه خوب می‌داند ودیعه‌اش را در سینه‌ی پر سکینه‌ی چه کسی قرار دهد.

۲) مدتی قبل دکتر کوشکی در سایت الف حرفی را بیان کردند (اینجا) که به گمانم بیشتر از همه توهین به ملت‌های قیام کرده بود و ماحصل آن این جمله‌ی غلط که “مردم مصر و غیره می‌دانند چه نمی‌خواهند ولی نمی‌دانند چه می‌خواهند!” در حالی که ما می‌دیدیم که اول بار که مردم فضا پیدا کردند، نماز برپا کردند، حجاب استفاده کردند، شعار الله اکبر سر دادند. اصلی‌ترین مبارزان هم که  اسلام‌گرایان هستند.
امروز هم در جای جای فرمایشات، بویژه در بخش عربی، مولای مطهر تاکید فراوان داشتند بر انگیز‌های مقدس قیام ملت‌های عربی بویژه مصر. که این قیام‌ها،‌ انفجاری‌ست  در پاسخ به تحقیر شدن‌ها. و لایه‌های اسلامی آنرا نشان داده و فرمودند که از مساجد شروع شده. حتی در جایی به صراحت اشاره فرمودند که  برخی می‌خواهند آنرا محدود به مسائل اقتصادی کنند. و فرمودند :”
در تحلیلهای جهانی سعی می کنند عامل اصلی این قیامها ندیده گرفته شود…انگیزه اصلی اسلام خواهی ست…
خواستم بگویم ایکاش برخی‌ها از ژست دیپلماتیک خارج شده و به آرمان‌های انقلاب بازگردند نه اینکه خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزند.

۳) بنا به مقتضیات؛ غالب فرمایشات معطوف به مسائل بین الملل بود. اما هر کجا از مسائل داخلی سخن به میان آمد و از ویژگی‌های انقلاب فرمودند،‌ می‌شد به وضوح جای پای دولت خدمتگزار را پیدا کرد. از خودکفایی در بنزین گرفته تا قضایای هسته‌ای و سهام عدالت و ساده زیستی مسولین و هدفمندکردن یارانه‌ ها.
خواستم عرض کنم به برخی‌ها که ایکاش بجای نقطه‌های ناچیز و غیرمهم، همچون مولا ، این  نکته‌ی مهمِ در راه ولایت  و آرمان‌های انقلاب بودن ِ دولت را ببینند. و اینکه این دولت و شخص دکتر احمدی‌نژاد عزیز، جان برکف‌ترین و مطیع‌ترین و کارآمدترین سرباز پابرهنه‌ی آقاست. برخی‌ها بیخودی رجز نخوانند که دلمان برای حمایت‌های آقا از دولت تنگ شده! لطف فرموده از مرکب غرور پایین آمده و  دلتان برای بصیرت و تواضع خودتان تنگ شود! تا شاید توفیق دفاع از ولایی ترین دولت انقلاب نصبیتان شود.

۴)‌ عادت همیشگی تبلیغات‌چی‌های دشمن است که با دست و پا زدن و تمسک بر هر مستمسکی حرف خود را جایگزین واقعیت کنند. و جالب اینجاست که گاهی آنقدر دستپاچه می‌شوند که تمام آبروی رسانه‌ای خود را مصروف می‌کنند.
سخنان روشنگرانه‌ی دیروز مقام معظم رهبری بسیار مورد توجه قرار گرفت. بخصوص بخش‌هایی که در مورد تغیر موضع کشورها‌ی غربی و امریکا در قبال دیکتاتورها بود. از جمله در ایـــــــنجا+
اما تبلیغات‌چی‌ها با بزرگ جلوه دادن موضوعاتی، کاری می‌کنند که بخش‌های اصلی سخنان دیده نشود.
قضیه‌ی دروغین بیانه‌ی اخوان المسلمین هم از این جمله است. نیم خط خبری که در یکی از سایت‌های وابسته به اخوان المسلمین بدون ذکر نقل کننده‌ی آن بیان شده ایــــــنجا+ را ترجمه‌ی دروغی کرده و در بوق و کرنا می‌کنند!
غافل از اینکه دیگر این حنای آنها رنگی ندارد. و کسی اسیر این ترفند‌ها نمی‌شود.
و
اکنون دیگر کیست که نداد این خبرسازی ها نشان دهنده عمق نگرانی آمریکا و صهیونیست ها از تاثیر تعیین کننده‌ی حمایت قاطع ایران اسلامی از انتفاضه مصر و در حکم آخرین ترفندهای عملیات روانی آنها برای حفظ مبارک است. اما نمی‌دانند که جا الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا…./ و قطعا این مکر آنها همانگونه که مولای مطهر اشاره فرمودند مانند قضایای هسته‌ای و غیره به خودشان باز خواهد گشت. و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین…

چرا بعد از ۳۲ سال رفراندم برگزار نمی‌شود؟

بهمن ۱۳ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز, پاسخ به شبهات | ۹۷ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

باورم این است که ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بهترین زمان است برای تبین برخی حقایق. هر وقت هم ما در تبین این آرمانها کوتاهی کنیم از آن سو دشمنان شروع به شبهه پراکنی می‌کنند و به راحتی نوشیدن یک ساندیس! حقایق را وارانه جلوه می‌دهند. یعنی دقیقا حق را ناحق و ناحق را حق می نمایانند.

سخنرانی حضرت امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا یکی از بارزترین مصادیق این موضوع است که به دلیل کم کاری در جهت تبین آن با هجمه‌ی بالای تبلیغات دشمن مواجه شده و هر از گاهی با استناد ناقص (!) به یکی از فرازهای این بیانات شروع به شبهه پراکنی می‌کنند.

از جمله‌ی آنها این موضوع است :

در بخش آغازین فرمایشات، حضرت امام فرمودند:
فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست.”

قاعدتاً با توجه به این بیانات ممکن است این سوال پیش بیاید که در خصوص انقلاب اسلامی هم این قاعده جاریست. و آیا پدران ما ۳۱ سال پیش حق تعیین سرنوشت ما را داشته‌اند؟ آنها ۹۹ درصد به حکومت جمهوری اسلامی آری گفته اند. قبول. به ما چه ربطی دارد؟ شاید ما اکنون نخواهیم آنرا؟! اصلا چرا رفراندم برگزار نمی‌شود؟

پاسخ به سوال اما بسیار ساده است و در چند مورد زیر به خوبی روشن می‌شود:

۱) اولا بر اساس همین فرمایشات حضرت امام، می‌توان عمق اعتقاد ایشان را به دمکراسی و مردم سالاری فهمید. و این شبهه قبل از اینکه انتقاد از نظام اسلامی باشد، اعتراف به دمکراتیک بودن اسلامی‌ترین حکومت است!

۲) بر اساس همین اعتقاد اساسی به حق مردم برای تعیین سرنوشتشان بود که اتقلاب اسلامی به عنوان بی‌نظیر ترین مورد تنها بعد از یک و ماه و نیم از سرگونی رژیم قبل اقدام به برگزاری انتخابات برای تعیین نوع حکومت در ۱۲ فروردین نمود. در صورتی که بلاشک، به دلیل رهبری و کاریزمای بلامناضع حضرت امام، ایشان می‌توانستند بدون هیچ مشکلی شخصا نوع حکومت را تعیین کنند.

۳) باز هم بر اساس همین روح دمکراتیک بود که باز برای اولین بار در انقلاب‌های جهان(!)، تنها در کمتر از شش ماه انتخابات تعیین مجلس خبرگان قانون اساسی برگزار شد! و باز هم به صورت بی‌نظیر بعد از تعیین قانون اساسی، کل قانون اساسی به رای گذاشته شد. و کل قانون اساسی از جمله  اصل ۱۱۰ آن (ولایت فقیه) مورد پذیرش قاطع قاطبه‌ی ملت واقع شد.

۴) پس در اصل آن هیچ بحثی نیست. اما آیا این خواست عمومی تداوم داشته یا نه؟ پاسخ بسیار واضح است: حکومت اسلامی ایران تنها نظامی است در جهان که  به صورت میانگین هر سال یک انتخابات برگزار می‌کند! و در هر انتخابات بالای ۵۰ درصد شرکت کننده وجود دارد/. و این یعنی همان رای به کلیت نظام!‌به عبارت دیگر سالی یک رفراندم برگزار شده است!

۵) علاوه‌ی بر انتخابات در نظام جمهوری اسلامی مردم هر سال در چندین راهپیمایی شرکت پرشور کرده که این نیز بی‌نظیر بوده و همان تداوم رای مردم است به کلیت نظام! و باز علاوه بر اینها  مسولین ارشد نظام سفرهایی به مناطق مختلف کشور دارند که باز به صورت بی‌نظیر(!)مورد استقبال قرار می‌گیرند و این هم یعنی همان رای به نظام اسلامی!

۶) شاید کسی بگوید عین رفراندم سال ۵۸را می‌خواهیم! پاسخ اینکه اگر کسی دو کلاس سواد سیاسی داشته باشد می‌داند که رفراندم  و همه پرسی تنها در شرایط انقلاب برگزار می‌شود. باید مرحله به مرحله اعتراض به یک نظام پیش برود تا ظن از رای مردم افتادن شکل بگیرد و آنگاه رفراندم برگزار شود! اگر مردم واقعا معترض باشند ابتدا در انتخابات شرکت نمی‌کنند. بعد درخواست رفراندم می‌شود نه اینکه در ۳۰ سالگی انقلاب بالای ۸۹ درصد شرکت داشته باشند!

صفحه 2 از 41234