وکیلانه اسفند ۱۳۸۹ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای اسفند, ۱۳۸۹

سونامی ژاپن، قصابی قذافی؛ آیا خون آدمیان فرق دارد ؟؟؟

اسفند ۲۱ام, ۱۳۸۹ دسته سیاست خارجی | ۱۳۶ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۱) دیروز زلزله‌ای بزرگ  و به دنبال آن سونامی‌، ژاپن را به لرزه در‌آورد.
تمامی شبکه‌های خبری پخش برنامه‌های عادی خود را متوقف کرده و خبر به صورت بسیار گسترده پوشش داده شد. در کمتر از ۱۲ ساعت تمامی دولت‌های غربی بعلاوه امریکا واکنش نشان داده و ضمن دردناک خواندن آن، اعلام آمادگی جهت هر کمکی را ابراز داشتند! هواپیما‌ها و کلیه‌ی امکانات در حال ارسال به ژاپن است/
خبرگزاری فرانسه: تا امروز، مرگ دست‌کم ۷۰۳ نفر(!!!) بر اثر زلزله ۸٫۹ ریشتری و سونامی ناشی از آن در ژاپن تایید شده است ++

۲) ۱۸ روز است دیوانه‌ای به نام معمر قذافی در لیبی، قصابی به راه انداخته است.
موشک، توپ، تانک، مسلسل کمترین سلاح‌هایی هستند که بر روی مردم بیگناه کشیده شده است. بیشتر واکنش غرب بعلاوه‌ی امریکا و نیز شورای کشک!‌ ببخشید امنیت : در حال بررسی موضوع هستیم!
کمیته حقوق بشر لیبی در گزارشی اعلام کرد: تعداد کشته شدگان قیام مردم لیبی علیه قذافی به بیش از ۶ هزار نفر (!!!) رسیده است! ++

سوال : با توجه به بزرگ‌تر بودن ۶ هزار از ۷۰۳ ؛ لطفا حقوق بشر را تعریف کنید ؟!

رونوشت به تمامی آقایان و بانوانی که ورد زبانشان به‌به غرب؛ چه‌چه غرب است!

مطالب مرتبط

ملک عبدالله یا لوک خوش شانس؟

فائزه ! دیشب باباتو دیدم …

اسفند ۱۸ام, ۱۳۸۹ دسته انقلاب اسلامی | ۵۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

اشاره‌ای شاید مهمتر از متن :

جایگاه رفیع و دمکراتیک مجلس خبرگان رهبری بر هیچ کس پوشیده نیست. قانون اساسی مترقی نظام جمهوری اسلامی که بلاشک مردم‌سالار‌ترین قانون جهان است بر این مجلس نظر ویژه‌ای دارد. هم مقبولیت و هم مشروعیت‌ِ رکن رکین انقلاب یعنی “ولایت فقیه” با استفاده از جایگاه این مجلس است که به منصه‌ی ظهور گذاشته می‌شود. و البته کاملا واضح است که تصمیم‌گیری‌های این مجلس بر اساس انتخاب نیست، بلکه کَشف است!
و از این رو جایگاه رفیع این مجلس به دور از هرگونه بازی‌های سیاسی و یا هیاهوهای رسانه‌ای می‌باشد.


در همین راستا و با توجه به تصمیم دیروز مجلس خبرگان چند مطلب به ذهنم می‌رسد :

۱) برای هر ایرانی، تصمیم‌گیری‌های مجلس خبرگان از بالاترین درجه‌ی اعتبار و اهمیت برخوردار است. برای نمایش میزان اهمیت نظر ملت هم در تصمیم‌گیری‌های این مجلس همین بس که فریاد‌ بغض آلود ملت ، برخواسته از قلب جریحه‌دارش، که از ۲۲خرداد ۸۸ به این طرف، بارها در ۹ دی و ۲۲ بهمن و غیره، رسا گفته شده بود را دیروز عملی کردند!‌

دیروز بیشتر از آنکه مجاهد نستوه “آیت الله العظمی مهدوی کنی” آمده باشد ، هاشمی رفسنجانی رفت! و  به دنیا نمایش داده شد که  یک سیستم موفق به افراد بند نیست، بلکه به مبانی بند است، ‌ همانگونه که حکومت رسول خدا به ابابکر و سیف الاسلام و طلحه الخیر بند نبود! انسان ها امکان لغزش دارند ولی مهم این است که لغزش هر کسی ولو اَبراستوانه‌ای چون ابابکر هم باعث نشود که سیستم از مسیر خود منحرف شود. کاری که مسلمین صدر اسلام از عهده‌ی آن عاجز بودند اما مردم و جوانان این مرز و بوم زیر بیرق سیدعلی محکم ایستاده اند.

۲) بدون هیچگونه شبیه‌سازی در شخصیت و جایگاه؛ عزل دیروز هاشمی رفسنجانی، برای من تداعی کننده‌ی عزل منتظری بود! سکوت و حمایت‌های منتظری از بیت‌ش باعث سقوط او شد و سکوت و حمایت‌های هاشمی از اهل‌بیت‌ش باعث سقوطش!
البته هاشمی رفسنجانی  مدت‌هاست که در سراشیبی سقوط است. بیش از ۵ انتخابات متوالی است که مردم به او پشت کرده‌اند و موضع‌گیری او بعد از انتخابات ۸۸ او را مقابل ملت و آرمان‌های ملت قرار داد و هر کسی مقابل آرمان‌های ملت قرار بگیرد به زباله‌دان تاریخ خواهد افتاد!

۳) و حالا این خشم مقدس من است که می‌خواهم در سطور زیر متبلورش کنم. بغضی فروخفته که مدت‌هاست در گلو مانده! داغی است برخواسته از یک قلب جریحه دار و هر کجا از حد خارج شد لطفا تذکر بدهید :‌

من اگر حقوق‌دان نباشم، اما حقوق‌خوان هستم، و اگر حقوق‌خوان هم نمی‌بودم، غیرتم ایجاب می‌کردم که لااقل حقوق‌بان باشم! به حکم وظیفه در این سطور آمده‌ام تا یقه‌ی تو را بگیرم، جناب آقای علی‌اکبر هاشمی بهرمانی!
یقه‌ی تو پیش ما ملت البته بیشتر از این‌ها گیر است، به خاطر سرشکسته‌ی سید شهاب واجدی،‌ برای دل داغ‌دار پدر صانع ژاله، به دلیل سوز جگر مادر حسین کبیری، برای خیمه‌های آتش گرفته‌ی مولایم در عاشورای ۸۸، برای زمینه‌سازی جهت اینهمه گستاخی رسانه‌های معارض، به دلیل تک‌تک شیشه‌‌های شکسته‌ شده‌ی خیابان انقلاب، و حتی به دلیل تمام پابرهنگانی که دهه‌ی ۷۰ زیر چرخ اقتصادی تو له شدند!

من آمده‌ام یقه‌ی تو را بگیرم. شاید تو یادت رفته باشد اما هاشم معتاد محله‌ی ما خوب یادش هست.اوائل دهه ۷۰ آنگاه که غلام‌انگلیس‌زاده‌های تو مار می‌خوردند تا سال ۸۸ افعی شوند به جان ملت، هاشم نوجوانی بیش نبود که که سیاست‌های غلط تو او را اکنون معتاد کرده!
و همه‌ی غلط‌های اقتصادی تو را که کنار بگذاریم با زخم انداختنت بر قلب مولایمان چه کنیم؟
مگر نه این که ما منتقم بغض ۲۹ خرداد هستیم؟ و مگر غیر از این است که اَبر تکیه‌گاه فتنه‌‌گران تو بودی؟
اگر در احزاب، رسول خدا با دست خود خندق می‌کند و دستان مبارکش زخم برداشت، این تو بودی که باعث شدی در احزاب ۸۸ هم مولای مطهر ما با دستان مبارکش خندق بکند دور ما ملت مظلوم را، تا گرگ‌ها به ایران آسیب نرسانند. و این‌بار نه دست که بلکه قلب یکی دیگر  از عزیزان زهرا بود که زخم برمی‌داشت. نامردیم اگر این زخم را جبران نکنیم!
هاشمی … هاشمی … هاشمی ….
اما نگران تو هستم! من چون همه چیز را با عینک ظهور می‌نگرم دارم به جایگاه تو در عصر حضور فکر می‌کنم. دیر نیست آن‌زمان که یوسف‌زهرا، در آغوش بگیرد عزیز‌ زهرا خامنه‌ای را در همین حسینه‌ی امام و آنگاه تو کجا ایستاده‌ای!؟ کنار دست نتانیاهو‌ ؟
هاشمی … هاشمی … هاشمی …
تو زخم انداختی. ۸۸ بر قلب تکاتک ما زخم انداختی. خانوادگی زخم انداختید.

اما فائزه !
دیشب باباتو دیدم …. تلوتلو می‌خورد. صورتش سرخ شده بود از سیلی خبرگان ملت. این است سزای نامردی. این است سزای ابراستوانه‌ی نفاق بودن. فتبارک الله ای خبرگان ملت. ممنون شما هستیم. قلب ما اندکی آرام گرفت !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

# رفقای ناز، عزیز، دوست‌داشتنی و تپل مپلی که می‌خواهند تذکر رعایت اخلاق سیاسی به بنده بدهند بابت این پست؛ لطف فرموده قبل از تذکر، این لینک را مطالعه بفرمایند:

سلام بر همه ! الا اخلاق فروش

احکام نیت

اسفند ۱۷ام, ۱۳۸۹ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای, فاطمیه نوشت | ۸۶ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

۳۵ روز تا فاطمیه

برای جنین :‌ به پشت در می‌روم/ لگد می‌خورم/ به جماعت/ به امامت مادرم زهرا/ برای دفاع از علی/ بر من واجب/ قربه الی الله/ الله اکبر….

برای ۱۸ ساله‌ها: یک عدد سیلی می‌خورم/ برای دفاع از علی/ به فرادا/ بر من واجب/ قربه الی الله/ الله اکبر …


تبصره: در تکبیره الاحرام،‌لازم است دست‌ها تا نزدیک گوش بالا بیاید، اما اگر کبود و پر از درد بودند، نیازی نیست ….

استفتاء:
محمد علی “فاطمه” حسن حسین
یک خانم… / دوتا مرد این طرف / دوتا مرد اون طرف/ پس چرا می‌زنندش؟ ….

حب و بغض شخصی ، شایع‌ترین عامل سقوط

اسفند ۱۴ام, ۱۳۸۹ دسته اندر احوالات جنبش سبز, سایبر نوشت | ۱۶۴ دیدگاه »

به نام خدای زهراء

نقل است که “ورود شرک‌خفی به قلب، همانند حرکت مورچه‌ای سیاه، روی سنگی سیاه، در سیاهی شب است!‌“. حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم همین تشبیه ‌را در ورود حب و بغض شخصی، در اظهار نظر‌های سیاسیون، صاحب‌نظران، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان و به طور کلی خواص می‌شود مشاهده کرد.
عامیانه‌اش می‌شود این‌ : “از بغض علی، به عُمر پیوستن”.

واقعیت این است که بغض‌ ِ از سرباز ولایت دکتر احمدی‌نژاد عزیز، بسیاری را به بیراهه‌های خطرناک برده و یا دارد می‌برد. هر چند این یک تحلیل به‌شدت خوش‌بینانه است اما در تحلیل سکوت سال قبل برخی خواص در مقابل فتنه هم می‌شود این امر را رَصد کرد. برخی خواص بی‌بصیرت چون عقل‌شان به شدت دنیا زده شده بود و چشمشان کور، خیال می‌کردند فتنه۸۸ جریانی است در مقابل دولت، و برای همین از بغض علی به عُمر پیوستند و یا لاقل سکوت کردند.
علل زیادی برای خروج هاشمی از صراط مستقیم قابل ذکر است اما نباید از تاثیر بغض وی  در مقابل احمدی‌نژاد غافل بود. همانگونه که نباید از تاثیر عشق ابن‌ملجم به قطام در قتل علی غافل بود!
(نکته‌ی دوم در انتهای همین متن دقیقا درمان همین‌درد است)
اما
هنوز هم هستند کسانی که دارند از ناحیه‌ی بغضی که از احمدی‌نژاد دارند، به حیثیت خودشان ضربه می‌زنند. نامه‌ای که اخیراً‌ دکتر توکلی خطاب به رئیس جمهور نوشته مصداق بارز همین امر است. نماینده‌ی اقتصاد‌دان مجلس که هم‌اکنون باید در تب و تاب تصویب بودجه‌ی مملکت باشد، می‌نشیند و از گفتگوی تلوزیونی رئیس جمهور ایراد بنی‌اسرائیلی می‌گیرد که چرا ۴۵ بار واژه‌ی ایران را تکرار کرده‌اید و این نشان از همان مکتب ایرانی دارد! و یا مشائی را تُنبان عثمان کرده و با تمسک به آن رئیس جمهور را می‌کوبد.
غرض از نوشتن این پست، نقد نامه‌ی احمد توکلی نیست، که دانشطلب در اینــــجا این کار را انجام داده، بلکه هدف من از این نوشته تذکر جدی است به همه‌ی صاحب‌نظران به‌ویژه خود ما وبلاگ‌نویسان است که نقد در همه جا، حتی همین فضای سایبر  هم عامل پیشرفت است اما حب و بغض شخصی در کمین ما نشسته‌ است تا از کوچک‌ترین فرصتی استفاده کرده و به اظهار‌نظرهای ما رسوخ کند و حُب کسی، ما را از نوشتن اشکالش منع کند و گرفتار افراط شویم و یا بغض کسی باعث شود یک‌اشکال را علم یزید کرده و بکوبیم بر سرش و از وادی تفریط بیفتیم.
جنگ سختی‌است این جنگ نرم. لازمه‌ی هر جهادی این است که تو اول از سیم‌خاردار نَفست عبور کنی، اما در جنگ نرم تو بیشتر در خلوت‌ می‌جنگی و چه چیزی بهتر از خلوت برای جولان دادن شیطان.
اندکی به هوای نفس مهلت بدهی کار خودش را کرده و تو را به هلاکت می‌رساند. شیطان است، دشمن قسم‌خورده‌ی ما، شوخی که با کسی ندارد.

و برای همین است که مولای مطهرمان، اولین خط قرمز ورود ما به فضای سیاسی را اینگونه تشریح می‌فرمایند:”بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسى کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیرى شما استفاده کند. این، اصل اول و یک “خط قرمز” است.

یک باری گفتم که ای خاک بر سر آن قلمی که تعداد نوشته‌‌هایش درباره‌ی مشایی بیشتر از نوشته‌هایش در بیان فضایل دولت باشد و حالا هم می‌گویم ای خاک بر سر آن کیبوردی که نوشته‌هایش در بیان غیرت عباسی و دفاع از فضایل بی‌شمار حزب‌الله  لااقل صد‌برابر نوشته‌هایش در نقد برخی‌ اشکالات نباشد!
من نمی‌خواهم الان به وادی مصداق یابی بیفتم، فلذا پایان ببرم این نوشته را با ذکر دو راه‌کار جهت جلوگیری از ورود حب و بغض شخصی در موضع‌گیری‌ها:

اول: تقویت روزانه‌ی اصلی‌ترین فرع دین یعنی تولی و تبری!
یعنی روزانه چک‌کنیم دوست‌داشتن‌هایمان و دشمن‌داشتن‌هایمان را که آیا برای خداست یا برای هواست؟! (قطعا منظورم از دشمنی، دشمنی با امریکا نیست و یا حتی مثلا سران فتنه ، بلکه همین دوست و دشمنی‌های ریز را می‌گویم!)

دوم: خلاص شدن از خامی!
هر کس روزانه مدتی در برابر خورشید بایستد بلاشک پخته خواهد شد. چرا اینهمه تاکید بر زیارت معصومین با آن سلام‌های گاها طولانی شده؟ آیا جز این است که ما مدت بیشتری در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار بگیریم؟
و البته کیست که نداند زیارت  روزانه‌ی فرمایشات و فرامین مولای مطهرمان خامنه‌ای اگر بالاتر از زیارت حرم معصومین نباشد هرگز کمتر از آن نیست!

صفحه 4 از 6« بعدی...23456