وکیلانه فروردین ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای فروردین, ۱۳۹۰

وحید جان ! دستگیری کارگردان جنجالی شایسته‌ی تقدیر بود نه تقبیح

فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۰ دسته سایبر نوشت, وقایع اتفاقیه | ۴۴ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

خبر کوتاه است : کارگردان مستند جنجالی “ظهور بسیار نزدیک است” دستگیر شد.
صرف انتشار همین خبر و اقدام شایسته‌ی قوه‌ی قضاییه، کافی بود تا برای تشکر از  مسوولین این قوه‌، وجیزه‌ای نوشته شود. چرا که این کار در واقع لبیکی بود به دغدغه‌ی مراجع اعظام تقلید و همچنین ضرب شستی به کسانی که دانسته یا ندانسته با مقدس‌ترین اعتقادات مردم بازی می کنند.
و امیدوارم این کار، درس عبرتی باشد تا همگان بدانند خطوط قرمز اعتقادی، موضوعی  نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. توجه به روایاتی که تاکید موکد بر تکذیب تعیین‌کنندگان وقت برای ظهور دارند،‌ضرورت این اقدام بجای قوه‌ی قضاییه را نمایان‌تر می‌کند.
اما آن چیزی که مرا بر‌آن داشت تا این سطور را نگارش کنم واکنش شتابزده و سراسر اشتباه برخی از دوستان بخصوص برادر عزیزم “وحید یامین‌پور” به این خبر بود که نشان از وجود یک مبنایی می‌داد که به غلط در افکار دوستان حزب اللهی جا افتاده . تفکر مغلطه‌آمیزی که می‌گوید : چون دیگران مرتکب جرم شده‌‌اند و با آنها برخوردی صورت نگرفته، پس اگر یک حزب اللهی با دغدغه‌های انقلابی مرتکب خطایی شد، با او نیز نباید هیچ برخوردی صورت بپذیرد!
در همین خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد :‌

۱) اگر کسی بجز وحیدعزیز این حرف را می‌زد، شاید از او پذیرفتنی بود اما حقوقدان جوان ما که با مبانی حقوق آشنایی کامل دارد،‌ قطعا باید بدانند که همه در برابر قانون برابر هستند حتی امام معصوم. فلذا متهم جدای از شخصیتش مورد تعقیب قرار می‌گیرد و نهایتا اگر اهداف خیر‌خواهانه در او به اثبات رسید در برخی جرائم می‌تواند و یا باید از کیفیات مخففه‌ قضایی یا قانونی برخوردار شود و این امر ربطی به حزب‌اللهی بودن یا نبودن هم ندارد.

۲) گفته شده که چرا با بازیگران سینما و شرکت کنندگان در پارتی‌ها و سینما‌گران غرب زده و آقازاده ها برخورد نمی‌شود. من هم معتقدم که باید با هر کسی که قانون را زیر پا می‌گذارد برخورد صورت بگیرد اما قبل از آن معتقد به ضرورت برخورد بیشتر با کسانی هستم که به اسم دین مرتکب خطا می‌شوند!  دوستان اهل تفکر قطعا واقف هستند که خطای فلان بازیگر که بلوتوثش در گوشی هر جوانی پیدا می‌شود بسیار متفاوت است با کسی که با ترویج غلط مبانی ظهور به اعتقادات ضربه می‌زند!
ایکاش جناب یامین‌پور که خود اهل رسانه هستند، قبل از نوشتن این مطلب سری به سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و تلوزیونی معاند نظام می‌زدند تا ببنید که از العربیه گرفته تا بالاترین و جرس و کلمه با استناد به این مستند با دمشان چه گردویی علیه نظام می‌شکنند!
ایکاش وحید عزیز از دوستانش که در امر ساخت این مستند بودند می‌پرسید، چرا ساخت این چنین کاری را زیر نظر یکی از موسسات معتبر مهدوی، انجام نداده‌اند؟ و یا این اثر را قبل از عرضه‌ی غیر‌قانونی، به کدام عالم دینی ارائه داده و از ایشان اجازه گرفته‌اند؟ اساسا مجوز وزارت ارشاد دوستان ایشان کجاست؟ آیا به صرف اینکه کسی انگیزه‌ی خیر خواهانه دارد ، می‌تواند وارد عرصه‌ی مهم مفاهیم مهدوی آنهم در سطح اثر گذاری مثل این سی‌دی باشد؟ آیا عقل سلیم می‌پذیرد که از فردا در هر گوشه‌ی کشور چند بچه‌ مسجدی و طلبه بدون اذن، کنار هم نشسته و اثر تولید کنند؟
یعنی می‌خواهم عرض کنم ،بجهت جلوگیری از رواج این امور،  اگر بنای بر برخوردی هم باشد، برخورد با کسانی که موجب وهن جایگاه دین می‌شوند بنا به حکم عقل ضرورت بیشتری دارد.

۳) حالا که حرف از برخی مصادیق شد ،‌خوب است این را هم ذکر کنم که در خصوص تهمینه‌ی میلانی و اظهاراتش در برنامه‌ی هفت حرف‌های زیادی هست.
اما نظر شخصی بنده بر خلاف دوستان نه برخورد با این کارگردان است و نه تعطیلی برنامه‌ی هفت و نه حتی گیر دادن به مدیران سیما که چرا پخش زنده را در اختیار آنها گذاشته‌اید چرا که این را پاک کردن صورت مساله می‌دانم. تا وقتی که ما منطق داریم، چرا سکوت و یا بایکوت؟
راه حل به نظر بنده ادامه‌ی همین نوع برنامه‌ها و میدان دادن به همه‌ی کسانی است که خیال می‌کنند حرفی برای گفتن دارند امـــــــا درست در برابر آن دعوت از نیروهای ارزشی است که می‌توانند به خوبی پاسخ به شبهات مطرح شده داشته باشند! که البته بهترین میدان آن “دیروز-امروز-فردا” بود که دیگر نیست.

۴)‌ یامین‌پور عزیز در همان نوشته، مرتکب ظلم دیگری هم به دوستان حزب‌اللهی شده. ایشان عمل جوانان شیرازی معترض به زمین خواری  و طلبه‌ی سیرجانی  را با کارگردان مستند جنجالی  و نیز دیگر جریانات به اشتباه رفته‌ی اخیر،  یکی دانسته و برای همه نسخه‌ی واحد می‌پیچند.
حال آنکه  طلبه‌ی عدالت خواه سیرجانی و دوستانشان مورد تشویق مستقیم مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند و با دستور ایشان آزاد شده‌اند  در صورتی که کارگردان فوق‌الذکر ، مورد اعتراض علما و متدینین است و خود مراجع محترم از قوه‌ی قضاییه دستگیری ایشان را طلب نموده‌اند! و اشتباه ارتکابی سایر موارد ذکر شده هم که واضح است.

۵) از دیگر موارد اشتباه یامین‌پور که باز فکر می‌کنم کلاً بر اساس فکر اشتباهی است که در ذهن برخی دوستان شکل گرفته، جفایی است که در آن نوشته در حق مراجع محترم تقلید شده.
نمی‌دانم وحید یامین‌پور چگونه اینهمه واکنش علما در قبال افسادات دولت اصلاحات را براحتی نمی‌بیند و به گونه‌ای جلوه‌ می‌دهد که انگار امروز هم هر کسی نزد علما رفته و مقداری برای آنها گزارش بدهد، آنها هم فوراً واکنش نشان می‌دهند و اساساً‌ انگار اراده‌ای از خود ندارند و بر همین اساس در واکنش مراجع به این سی‌دی هم تشکیک ایجاد می‌کند. در حالی که همگان آگاهی دارند که عالمان بزرگی همچون آیت‌الله مکارم، بر اساس وظیفه‌ی دینی خود همیشه در صحنه بوده‌اند بدون اینکه کسی ایشان را تحریک (!!!) کند.

۶)
سوال بزرگ دیگری در ذهن من است و آن اینکه چرا عدم توجه به فرمایشات علما در دولت‌، اینهمه مورد انتقاد واقع می‌شود اما درست در نقطه‌ی مقابل وقتی یک قوه‌ی دیگر به دغدغه‌ی مراجع تقلید لبیک می‌گوید بجای تقدیر، نقد می‌شود! آیا این استفاده‌ی ابزاری از اسم علما نیست؟ آیا این وجود رگه‌هایی از حب و بعض شخصی در اظهار نظرات را نمی‌رساند؟

و در آخر می‌خواهم بگویم یامین‌پور دوست‌داشتنی !
جای خالی سوالات بعد از ۱۲ شب شما در برنامه‌ی دیروز امروز فردا به خوبی احساس می‌شود و صدا و سیمای امروز ما سخت محتاج جوانان متفکری همچون توست و در ظلمی که به حق شما شده هیچ شکی نمی‌باشد اما بنا نیست همه چیز شبیه هم انگاشته شود. حزب الله به قدر کافی مظلوم است ، نیازی نیست برای اثبات مظلومیت آن هر جریانی را حزب‌اللهی پنداشت!‍

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در متن وبلاگ “کیستی‌ما” چیزی نوشته نشده اما بازنشر این مطلب در فارس و رجا، حاوی فرمایشاتی از مقام معظم رهبری است مبنی بر دفاع از حقوق مستضعفین و حزب اللهی ها در قوه قضاییه.
به شدت متعجبم از این خلط مبحث و سوء برداشت از بیانات معظم له. کاملا واضح است که این فرمایشات نه برا‌ی آنهاست که کار غیر‌قانونی انجام می‌دهند بلکه  در خصوص کسانی است که همچون طلبه‌ی سیرجانی ، بدون انجام عمل غیر‌قانونی گرفتار قانون شده‌اند واِلا آنکس که حریم قانون را پایمال می‌کند هیچ بهره‌ایی از این فرمایشات ندارد چرا که مولا فرمود : ”آنکس بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند!“

القوات السعودیه او القوات اسرائیل ؟

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته یومیاتــ | بدون دیدگاه »

ان الجرائم التی ترتکبها القوات السعودیه فی البحرین
تشبه جرائم اسرائیل فی الفلسطین و الغزه

امسال فاطمیه، فاطمه بحرین است

فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای, فاطمیه نوشت | ۲۳ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

شما بهتر می‌‌دانید که با دو خط نوشته می‌توانم به راحتی اشک بگیرم. اما بگذار امروز علاوه بر اشک،‌ کمی‌ هم در بردن مشک،‌ به سقا کمک کنیم. اهل حرم در منامه تشنه‌‌اند.
بیایید با هم به پشت آن دَر برویم که همه‌ی هستی تاریخ آنجا رقم خورد. شیر‌خدا که الله به صلابتش قسم یاد کرده، با ذوالفقاری که یک تیغش حسن است و تیغ دیگرش حسین برادر عباس ایستاده و پیش روی این ارتش الله ، ناموس شیعه بر زمین ….
اما ایوب بیا ! بیا و صبر برای خدا را ببین. علی گوشش به سخن پیامبر است و اِلا مگر دست فاتح خیبر بسته می‌ماند ؟ این خانواده گل‌سرسبد مخلوقات ِ اَحسن الخالقین هستند و برای همین است که بعد از ضرب سیلی،‌ با چادری که به زیر پا کشیده می‌شود، زهرا تازه به مسجد می‌رود و در دفاع از ولایت، با صورتی نیلی، خطبه می‌خواند، به خانه‌ هم که می‌آید اول می‌گوید : علی جان دستت؟ دستت را که بسته بودند خونی نشد؟
فاطمیه به ما، درس دفاع از ولایت می‌دهد که اگر برای ولایت کبود و نیلی هم بشوی، نباید بگذاری ولی بفهمد.
ما که ندیده‌ایم،‌ اما آنها که دیده‌اند می‌گویند تا وقتی از زهرا فقط شَبَهیی باقی مانده بود هم مدافع ولی بود با روی‌گرداندن از دومی. ولی هرگز نخواست علی بفهمد در کوچه چه اتفاقی افتاده،‌ و اگر کار ِ خانه تقسیم نشده بود و شُستن فاطمه به علی نمی‌رسید، شاید علی هرگز نمی‌فهمید ….

اما حالا، منِ وبلاگ‌نویس ، درد دارم!
و از فشار این درد، دارم قالب تهی می‌کنم امـــا درد من  نه  غم کبودی دست و نیلی بودن صورت است و نه غم اشک حسنین و نه حتی غصه‌ی زینبین و نه حتی بغض نشکفته‌ی علی که اینها‌، اسوه صبرند و عهدی ازلی با خدای خود بسته‌اند که همه‌ی هستی خود را فدایش کنند.
غصه‌ی من تکرار دوباره‌ی تماشا‌چیان کوچه است!
در فاطمیه‌ی ۱۴۳۲ ، باز هم بعضی‌ها دارند فقط تماشا می‌کنند و نمی‌خواهند بفهمند که برای رسیدن به خدای زهرا، باید دنبال زهرا در کوچه‌های بحرین باشی نه در صفهای طولانی برای ثبت‌نام مکه و مدینه. پس بگذار اینگونه بغض امسالم را فریاد بزنم : حاجی حجت …. ؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچکی توی این عالم دردم رو نمی‌دونه / امشب می‌بره تابوت، عطر تو رو از خونه

حسن کنار تو بیهوشه، چراغ خونمون خاموشه /حسین داره سیاه می‌پوشه، می‌میره زینبم تا فردا

۳ دلیل کوتاه بر چرایی شدت بحران در بحرین

فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب‌های خاورمیانه, سیاست خارجی | ۲۴ دیدگاه »

همانطوری که با توجه به تصاویر و اخبار رسیده همه داریم با چشم خودمان می‌بینم، اوضاع در بحرین به نسبت دیگر انقلاب‌‌های منطقه بسیار وخیم‌تر است و سرکوب و کشتار، تصاویری را به وجود آورده که دل هر انسان آزاده‌ی را آزار می‌دهد، البته همین‌جا عرض کنم بجز آزادگان سبزپوش امثال شیرین عبادی .
خوب امــــــــا چرا در بحرین وضع به این صورت است؟
حقیقت این است که در بحرین فشار از سه جهت به مردم وارد می‌آید: امریکا، آل خلیفه، آل سعود. که به ترتیب شرح می‌دهم :

# امریکا بزرگترین شریک تجاری بحرین است و قوی ترین یگان دریایی خود را با ۵۰۰۰ نیرو در  آنجا مستقر کرده. اساسا یکی از اعتراضات مردم بحرین به همین اشغال نظامی بود و دیگر اعتراضشان اینکه این ۵۰۰۰ نیرو، نیاز به اماکن فساد داشتند و دولت آل خلیفه هتل‌هایی را در اختیار آنها قرار داده بود و یک کلام: ناموس بحرین از دست این ۵۰۰۰ نفر در آرامش نبود.
حالا که مردم قیام کرده‌‌اند ، امریکا نگران از دست دادن راهبردی‌ترین یگان دریایی‌اش در خلیج فارس است و با سکوت و بایکوت خبری،‌عملاً دست حکومت را برای نسل کشی آزاد گذاشته.
نکته‌ی کنکوری اینکه با وجود اینهمه نیرو و امکاناتی که آنها در بحرین دارند ، ایران را متهم به دخالت می‌کنند.
من البته بنا را بر صحت ادعای آنها می‌گذارم، چون در این صورت نشانه‌ای بارز از حقارت امریکا در برابر ایران است که با ۵۰۰۰ نیرو‌ی رسمی، نمی‌توانسته تاثیر گذار باشد اما ایران بدون حتی یک نیروی رسمی،‌دارد در آنجا انقلاب می‌کند!

# آل خلیفه طایفه‌ای است اصالتا غیر بحرینی که از ۴۰ سال قبل با کمک انگلستان قدرت را در دست گرفته، اقلیتی نهایتا ۲۰ درصدی که بر اکثریت ۸۰ درصدی شیعیان حکومت می کند و خوب می‌داند در صورت ایجاد "یک رای برای هر بحرینی" هیچ بهره‌ای از حاکمیت نخواهد داشت و به همین دلیل به آب و آتش زده.
البته این حکومت آنقدر دیکتاتوری را رواج داده بود  که سطح انتظارات مردم در ابتدای قیام  نه اسقاط آل خلیفه که بلکه فقط ایجاد سلطنت مشروطه بود اما شدت دئانت آنها در سرکوب به گونه‌ای است که اکنون مردم بجز کنار رفتن آنها راضی نخواهند شد.

# و عامل آخر هم اینکه :‌دیگر بر کسی پوشیده نیست که حکومت ظالم سعودی دستپاچه از قیام‌های مردمی،  نه برای کمک به آل خلیفه که بلکه برای جلوگیری از ورود قیام‌ها به عربستان یک سنگر جلوتر در منامه با خواست مردم خودش می‌جنگد! و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نیست.

یکی از دوستان خوبم "جعفر حمزه" بلاگر فعال بحرینی، دیروز می‌گفت : بیا کوچه‌های منامه را ببین تا بفهمی کوچه‌ی بنی‌هاشم یعنی چه!

صفحه 1 از 712345...قبلی »