وکیلانه فروردین ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای فروردین, ۱۳۹۰

لطفا ؛ خواهش می‌کنم از ولایت دفاع نکنید !

فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۰ دسته ره‌بر حکیم انقلاب, سایبر نوشت | ۵۱ دیدگاه »

# پیشتر در یکی از نوشته‌های وبلاگم اشاره کردم که تمام فرمایشات رَه‌برمان ، بر اساس آینده نگری استوار شده است. اما افسوس و صد افسوس که هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم و شعار زدگی همچنان یکی از بزرگترین‌ مشکلات ماست.
بعد از هر توصیه‌ی حکیمانه‌‌ی ایشان،‌ کلی هو و جنجال راه می‌اندازیم و آنقدر شعار‌های زیبا سر می‌دهیم که خودمان هم مدهوش این شعار‌ها می‌شویم اما در عمل ؟!

# اول بار به طور روشن فرمودند : واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست./ بعد از این فرمایش هم کُلی شعار دادیم اما در عمل ؟

# در آخرین آسیب‌شناسی انقلاب، دو عامل درونی و بیرونی را موثر دانستند و البته افزودند اگر عامل درونی را مراقبت کنیم،‌ خداوند عامل بیرونی را خنثی خواهد کرد و فرمودند : “در درجه‌ى اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفکران و دانشمندان و علما و کسانى که محیطِ تأثیر دارند، از رفتارهاى خودشان مراقبت کنند. همان طور که عرض کردیم، قدرت‌طلبى است، دنیاطلبى است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست کردن است،  خلاف اخلاق حرکت کردن است؛ که من در اینجا میخواهم روى این مسئله‌ى خلاف اخلاق حرکت کردن تکیه کنم.””فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت: هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است.انتقاد، مخالفت، بیان عقاید با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها.همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه: فضا را آشفته میکند،و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد،– که امروز احتیاج به این آرامش هست خداى متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن کسانى که یا حرف میزنند، یا مینویسند.

# و این پدر مهربان امت، از ما درخواستی داشتند : “من بخصوص از جوانها میخواهم که نگذارند این فضاى غیبت و تهمت و فحاشى و هتاکى و شکستن حرمتها ادامه پیدا کند.
اما ما چه کردیم؟ آیا برای رفع این فضا قدمی برداشتیم؟  یا دست روی دست گذاشتیم تا هر روز دشمن، با استناد به فیلم و صوت ساده لوحان، بلوایی تازه درست کند؟

# در دو سال گذشته، به شخصه تجربه کرده ام که هر گاه در کشور گره‌ای ایجاد شود راه حل آن در رجوع به اولین سخنرانی سال معظم له  در مشهد  است. حالا هم وقتی به این فرمایشات رجوع می‌کنیم می‌بینیم امسال در تبین الزامات و زمینه‌های جهاد اقتصادی ۴ نکته را لازم دانستند:
۱ـ داشتن روحیه‌جهادی؛ ۲ ـ
استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه؛ ۳ـ عدم ابتلا به حواشی ۴ـ حفظ اتحاد و انسجام ملى.
اما ما برای هر یک از این ۴ مورد چه کاری کرده‌ایم؟ کدام روحیه‌ی جهادی را تعریف کرده ایم؟ کدام معنویت را ترویج داده‌ایم؟ کدام سخن را به خاطر حفظ اتحاد و پرهیز از حواشی، اصلی و فرعی کرده‌ایم؟
آیا هر عقل سالمی از اینهمه توصیه این برداشت را نمی‌کند که کشور نیاز به آرامش دارد و باید به شدت مراقب اعمال و گفتار‌مان باشیم؟

حالا خودتان پیدا کنید جایگاه اعمالی از این قبیل را :
ـ شروع زودهنگام فعالیت‌های انتخاباتی که اولویت‌های اصلی نظام را به حاشیه می‌برد.
– نادیده گرفتن تلاش‌های شبانه روزی دولت و هجوم سیل آسای نقد‌های غیر منصفانه.
– حرف‌های نسنجیده‌ی افرادی همچون حاج‌آقای سعیدی امام جمعه‌ی موقت قم و نقل حکایتی که معلوم نیست از کجا آورده‌اند.
ـ صحبت‌های بی ادبانه‌ی سعید حدادیان نسبت به دولت؛ و عدم رعایت طهارت کلامی یک مداح
ـ مصاحبه‌ی زشت و شرم‌آور اخیر سعید تاجیک که امیدوارم قوه‌ قضاییه هرچه زودتر او را بازداشت کند.
و …

لینک‌های مرتبط :
•  ما به بعضى از گناه‌ها عادت کرده‌ایم
سخنی با حجت الاسلام و المسلمین سعیدی
آقای حدادیان! بداخلاقی و ولایت ناپذیری، دلها را به کجا می برد؟!!
هنرمندان دفاع از ولایت

منتصرون البحرینی

فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۰ دسته یومیاتــ | ۲ دیدگاه »

یا ابنا‌ء الشعب البحرینی
انشاء الله منتصرون و ان سالت دماؤکم فما انتصر الحسین
الا بعد ان انتصر الدم علی السیف

سوف تنتصرون

فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۰ دسته یومیاتــ | بدون دیدگاه »

قلوبنا تعتصر الما و حزنا
یا اخواننا فی البحرین

لا نملک الا الدعاء بالنصر لکم
سوف تنتصرون لان آل البیت معکم

از همین حالا، دلم برایت تنگ شده، احمدی نژاد مظلوم

فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, پاسخ به شبهات, سبك زندگي اميرعلي | ۱۳۲ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

و نائب مهدی فرمود :
فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارات علیه دولت چیزی نیست که خدای متعال به آسانی از آن بگذرد …..

# هم سن و سال‌های من خوب یادشان هست. حتما آنها هم مثل من، شروع فعالیت‌های سیاسی‌شان، همزمان بوده با دوران افسادات به اسم اصلاحات خاتمی. روز‌های پرالتهابی که هر روز صبح‌ش حتما همراه بود با یک خبر تاسف برانگیز. از مواضع مشمئز کننده و تحقیرآمیز در مقابل بیگانگان گرفته تا اهانت‌های شرم‌آور به مقدسات. از ۷ تیر گرفته تا کنفرانس برلین . البته حالا که فکرش را می‌کنم در زمینه‌ی اقتصادی اساسا هیچ کاری صورت نگرفته بود تا بخواهیم آنرا نقد کنیم.

# یادم هست اواخر سال ۸۳ که دکتر احمدی‌نژاد برای سفرهای تبلیغاتی آمده بود، بعد از سخنرانی در اینجا، با دوستان ستاد رایحه خوش خدمت همراه اتوبوس ایشان شدیم. مسوؤل استانی ستاد ضمن معرفی دوستان به دکتر اشاره کرد که این‌ها بچه‌های ستاد هستند. دکتر همان خنده‌ای شیرین همیشگی‌ به لبش آمد  و گفت : اینها ستاد نیستند اینها چهل‌تاند. :)
همه خندیدم ولی من از همان لحظه به ذهنم آمد که این موجود ۵۲ کیلویی تنهایی چیزی که در ذهنش نیست ؛ قواعد روزمره‌ی این دنیایی است. و حالا می‌بینم چه دقیق. این مرد رای هر دو دوره‌اش ، نه از حتی همین ستاد‌های انتخاباتی کاملا مردمی که بلکه از  درون عمق سینه‌ی مردم پابرهنه به دست آمد.

# حدود دو‌ سال قبل که هنوز دفترم در مناطق جنوبی شهر بود، هر روز صبح از دم در یک میوه‌فروشی که خیلی هم مشتری زیاد داشت رد می‌شدم. یکی از کارهایش این بود که صبح خیلی زود، گونی‌های بزرگ میوه را درون سینی‌های درب مغازه خالی می‌کرد. طبعاً‌ به علت اینکه همه‌ی میوه‌ها در آن سینی‌ها جا نمی‌شدند، هنگام خالی کردن گونی‌ها تعدادی میوه روی زمین پخش می‌شد. معمولا هم میوه‌های گندیده و خراب. امــــا چیزی که همیشه جلب توجهم می‌کرد زنانی بودند که معلوم بود گدا نیستند ولی با یک حرص و ولع خاصی این میوه‌ها را جمع می‌کردند تا شاید صاحب مغازه یا رایگان و یا به قیمت خیلی کم‌تر آنها را بفروشد.

# دیروز برای کاری اتفاقی از درب همان مغازه رد شدم. باز ، داشت گونی‌های میوه را خالی می‌کرد. اما خبری از زن‌ها نبود. توی دلم گفتم ایول سوژه‌ی وبلاگم جور شد :) و تند و فرض رو به مشهدی عزیز کردم که : پس کجا رفتن اون زنها ؟

# مشهدی عزیز گفت : ای بابا کجای کاری حاج آقا. از اون وقتی که سر ماه عائله‌مندی (پول یارانه‌های) اینها را می‌دهند،‌ با بچه‌هایشان با کلی ذوق می‌آیند و بهترین میوه را می‌خرند! نگاهی به داخل مغازه‌اش کردم. هنوز همان عکس مردی از جنس مردم حاج محمود ما، کنار عکس آقا بود!

# نمونه‌ی دیگری از این اتفاق را هم در اینجا گفته ام : ” اردوی جهادی امسال با سال‌های قبل خیلی فرق داشت

# همیشه با خودم می‌گویم ما کلاً عادت نداریم کسی را با اسم کوچک مورد خطاب قرار دهیم بجز آنها که واقعا در دل ما جای دارند. پدرم می‌گفت زمان ریاست جمهوری برخی از ما هم به حضرت آقا ،‌ آسد‌علی می‌گفتیم!

نتیجه گیری از این‌همه منبر رفتن :

۱) احمدی نژاد تو مظلومی،‌خیلی مظلوم. تنها کسی هستی که در مقر کفر‌جهانی “عجل لولیک‌الفرج” می‌گویی اما به تو اَنگ مکتب ایرانی  می زنند! البته دیر نیست زمانی که داغ یک “عطر گُل نرگس” در سازمان ملل بماند به دل آنها که تو را متهم می‌کنند !

۲) تو تنها کسی هستی که سعادت بالاترین حمایت‌های رهبری نصیب حالت شده و مبتکر نظریه‌ی رابطه‌ی پدر و فرزندی بین رئیس جمهور و ولایت هستی،‌ آنگاه جاهلان تو را به دوری از ولایت متهم می کنند و چقدر خنده‌دار است که خشک مغز‌ها، خودشان تو را سر دوراهی ولایت و مشایی می‌گذراند، آنگاه برای آینده تو نگران می‌شوند!

۳) اساسا بزرگترین مشکل تو البته  “خوشکل نبودن” توست. قیافه‌ات را نمی‌گویم ها. روش برخوردت را می‌گویم. بلد نیستی خوشکل برخورد کنی تا کمی از شدت مخالفانت کم شود. یک خورده به آنها توجه کنی ولو به حد پاسخ دادن به نقد‌های غیر منصفانه  مثل پیش‌بینی تورم ۷۰ درصدیشان؛  همه‌ی مشکلات حل می‌شود، به جان خودم!

۴) هدفندی یارانه‌ها که به بهترین نحو دارد اجرا می‌شود، دشمن هم از دست احمدی نژاد که ذله شده. پس چکار کنیم؟ آها ، رابه‌را مکتب ایرانی را می‌زنیم به سرش! آخه ما کلاً‌ از احمدی‌نژاد طلبکاریم ! ضمنا گور بابای وحدت ! و اصلا به من چه ربطی دارد که تضعیف احمدی‌نژاد ، در سطح جهانی چه انعکاسی دارد.

۵) اولا من جلوی روی همه‌ی شما حاضرم قسم بخورم که نه مشایی و نه بقایی کاندید ریاست جمهوری نمی‌شوند. اما حالا به فرض هم که شدند آیا بجز اهالی سیاست زده، کسی آنها را می‌شناسد؟ پس نگران چه هستید ؟
کمی به دور و بر خود نگاه کنید، کمی به روستا‌ها و شهرها و میان مردم بروید. آیا این نوع نگاه تفرقه افکنانه که شما دارید آنها هم دارند؟
آیا به آن مردم کوچه و بازار وقتی بگویی احمدی نژاد ، مکتب ایرانی و مشایی به یادش می‌آید یا رایحه خوش خدمت معطر می‌کند مشامش را؟
اما حقیقت این است که شما به دنبال چیز دیگری هستید و بسیاری هم  اشتباهی به دنبال شما. شما دنبال انتخابات بعدی هستید و از همین حالا، می‌خواهید حق مسلم بهترین رئیس جمهور تاریخ ایران را در دفاع از کاندیدایی که راهش را ادامه دهد سلب کنید. اما کور خوانده‌اید ما هنوز هم همان احمدی نژادی‌هایی هستیم که بودیم و منتخب بعدی ما “احمدی‌نژادی‌ترین” نامزد است. پس بهتر است بجای این کارها به  فکر خدمت به مردم باشید تا شانس بیشتری در جلب آراء داشته باشید !

تذکری مهم، یعنی خیلی مهم ها :
نقد منصفانه و بجا هیچ اشکالی ندارد اما خیلی فرق دارد با کوبیدن !

لینک مرتبط :

تاملات :تمام مقصد ما احمدی نژادی بودن ماست !

صفحه 2 از 712345...قبلی »