وکیلانه اردیبهشت ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۹۰

کیش و مات کردن سکولاریسم فقط در یک دقیقه

اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, پاسخ به شبهات | ۵۸ دیدگاه »

 

به نام خدای‌ زهراء

نظریه‌ایی خوش آب و رنگ به نام “سکولاریسم” بلاشک محال عقلی است و تصور “جدایی دین از سیاست” دقیقا مانند تصور ” آتش گرفتن یخ” غیرممکن است!

ببنید؛ می‌گویند “دین” به عنوان یک جهان‌بینی مبتنی بر مجموعه‌ای از ارزش‌ها و آرمان‌ها، نباید در سیاست و حکومت دخالت داشته باشد. بلافاصله بعد از این سخن، این سوال پیش روی طرفداران سکولاریسم به وجود می‌آید که :

آیا امکان دارد یک سیاست‌مدار  یا مجموعه‌ای از سیاست‌مداران که کشوری را اداره می‌کنند، دارای نوعی (خوب یا بد) از ارزش‌ها ، آرمان‌ها و جهان‌بینی نباشند؟
اگر جواب آری بدهیم یعنی حکومت‌ حیوان بر انسان را پذیرفته‌ایم! چون هر انسانی ولو با پایین‌ترین سطح از عقل دارای یک نوع جهان‌بینی است که قطعا در تمامی اعمالش متجلی می‌شود.
اگر پاسخ منفی بدهیم، پذیرفته‌ایم ناگزیر بودن دخالت یک نوع جهانبینی در سیاست و حکومت را. و این یعنی نقض “جدایی دین از سیاست” و اینجاست که نمایان می‌شود بن‌بست و غیر ممکنی  پوچ به نام “سکولاریسم”. کیش و مات!
توضیح بیشتر اینکه،
مثلا قبول کنیم که اسلام در سیاست ایران دخالت نکند، در این حال بین دو گزینه محصور می‌شویم: یا اینکه برویم یک مجموعه انسان‌های دیوانه که فاقد عقل و شعور و جهان‌بینی باشند را از تیمارستان بیاوریم بر ایران حکومت کنند و یا اینکه مجموعه‌ایی عاقل با اهداف، آرمان‌ها و ارزشهای مبتنی بر یک جهانبینی را حاکم کنیم، که در این صورت باز می‌شود همان پذیرش دخالت دین در سیاست !
پس بهتر است پیروان جدایی دین از سیاست، اندکی شجاع باشند و با صراحت اعلام کنند ما نمی‌خواهیم صرفاً اسلام در سیاست دخالت داشته باشد، واِلا دخالت دین در سیاست که ناگزیر است و با اسلام هم مخالفیم چون این اسلام برنامه‌های کاملاً مدونی دارد که می‌تواند مدیریت بر کل جهان داشته باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنها که با اسلام مشکل دارند و “سکولاریسم” را بهانه قرار می‌دهند که حسابشان مشخص است، اما “دروغ‌گوترین” یا با تسامح “جاهل‌ترین” انسان‌های جهان، آنهایی هستند که بدون اعتقاد و دفاع جدی از جمهوری اسلامی ادعای منتظر مهدی بودن می‌‌کنند !

در کجای قرآن اسم “چادر” آمده ؟

اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی, پاسخ به شبهات | ۵۷ دیدگاه »

پاسخ کوتاه :‌
آیات قرآن در خصوص حجاب به دو بخش تقسیم می‌شوند.
در بخش اول و حداقلی "روسری و مانتو" (خُمر) بیان شده و در بخش دوم و توصیه به حجاب اکمل چادر (جلباب) بیان شده است.

قدری مفصل‌تر:
اول : بیان حد حجاب واجب و حداقلی (مانتو) :
این بخش در سوره‌ی نور آیه ۳۱ بیان شده.
"و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا ….. آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏‌دارند معلوم گردد…".
با توجه به این آیه، و تفسیر آن، پوشاندن زینت‌ها بوسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده.
در اینجا"خمر" جمع خمار و به معنای روسری و سرپوش است. و "جیوب" از واژه "جیب" به معنای قلب و سینه و گریبان است که لازم است پوشانده شود.
در تفسیر "مجمع" هم آمده است: "زنان مدینه اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه و گردن و گوش‏های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیه موظف شدند اطراف روسری‌های خود را به گریبان‏‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد".

دوم : بیان و توصیه به حجاب کامل‌ (چادر) :
در این بخش حجاب توسعه داده شده . در سوره‌ی احزاب آیه‌ی ۶۰ می‌فرماید :
"اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو جلباب خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است".

در این آیه دو مطلب قابل توجه است:
۱- جلباب چیست؟
در مفهوم "جلباب"  آن چه با توجه به کتب لغت و گفتار مفسّران شیعه مانند "علامه طباطبایی" و "فیض کاشانی" و اهل سنّت مانند " قرطبی" وجود دارد ، آن است که "جلباب"، ملحفه و پوششی چادر مانند است، نه روسری و "خمار" ! و از ابن عباس و ابن مسعود روایت شده که منظور "عبا" است.
پس "جلباب" لباس گشاد و پارچه‏‌ای است که سرتاسر بدن را بپوشاند؛

۲- نزدیک کردن آن یعنی چه؟
نکته‌ی بعدی که معلوم می‌شود "جلباب" دقیقاً اشاره به چیزی شبیه به چادر امروزی است دستور قرآن به نزدیک ساختن جلباب ، می‌باشد. معلوم است جلوی جلباب باز بوده مانند همان قسمت جلویی چادر که باز است. دستور داده می‌شود که آن جلو را به هم نزدیک کنند و حجاب خود را آزاد و رها نگذارند.

توضیح آخر ؛ همان طور که مفسّران بزرگ مانند "شیخ طوسی" و "طبرسی" فرموده‏ اند، در گذشته ۲ نوع روسری برای زنان معمول بوده است:
ـ روسری‌های کوچک که آن را "خمار" یا مقنعه می‌نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده میکردند؛
– روسری‌های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می‌آمد. زنان با روسری بزرگ که "جلباب" خوانده می‌شد و از مقنعه بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‌پوشاندند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی در هیاهوی اخبار، حرف‌های گفته می‌شود که ممکن است باعث ایجاد شبهه شود. معمولا اصل خبر بعد از مدتی از یاد می‌رود ولی در نهانخانه‌ی ذهن آن شبهه‌ی ایجاد شده باقی می‌ماند و برای یک مومن شبهه توقفگاه خوبی است اما بد منزل‌گاهی‌ است. به همین جهت سوال تیتر باعث شد روحیه‌ی طلبگی اینجانب قلقک شود تا پاسخی بسیار بسیار کوتاه و صریح به آن گفته شود.
مضاف بر اینکه متاسفانه در ذهن برخی مذهبی‌ها هم به اشتباه جا افتاده که چادر حجاب صرفاً ایرانی‌ است و برای اثبات آن به تاریخ ایران مراجعه می‌کنند.

شاید زیباترین پست این وبلاگ

اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۰ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | ۹۳ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

سوره‌ی غم داره یه آیه/ لعن الله بنی امیه/ هر کس رو بهر کاری ساختن/ کار ما گریه به رقیه.
کوثر بابایی / خَلقاً و خُلقاً شبیه زهرایی/ با دل دریایی/ میوه‌ی دل، ریحانه‌ی بابایی.
به ابالفضل نور عینی/ چش روشنی حسینی/ با همون دستای کوچیکت/ کلید بین الحرمینی.
گوهر نایابی/ تو اولین روضه‌خوان اربابی/ نگین مه‌تابی/ کی گفته تشنه ؟‌ تو دختر آبی.
تشنه‌ی اشک چشات دریا/ خجل ز آبله‌هات صحرا/ تا چادرت رو سر می‌کنی/ زینب میگه جانم زهرا. رشک ملک داری/ فاطمه‌ای اما نه فدک داری/ با سر بابایت، قباله‌ی کل این فلک داری.
سه ساله‌ی شهره‌ی ارباب/ زهرایی و زهره‌ی ارباب/ نمک سفره‌ی خدا حسین/ تو نمک سفره‌ی ارباب.
لاله‌ترین یاسی/ ای که برادر‌زاده‌ی عباسی/ گریه‌ات نه از تَرسه/ به ناسزا بر پدرت حساسی …

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلیک جهت دانلود فایل صوتی همین نوشته/ با کیفیت متوسط (یک مگ)
کلیک جهت دانلود فایل صوتی همین نوشته/ با کیفیت بالا ( ۵ مگ)

قابل توجه جناب توکلی و سایر شرکا در سایت الف :
هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‌اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح میشود، تلقى‌هاى نادرست در جامعه به وجود مى‌آید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى میفهمند.
۲۹ خرداد ۸۸/ رهبر انقلاب

سخن و سکوت !

اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۰ دسته پاسخ به شبهات, ره‌بر حکیم انقلاب | ۳۱ دیدگاه »


حضرت علی (ع) می‌فرمایند : “ نه سکوت دانشمند سودی دارد؛ و نه سخن گفتن جاهل!

# توضیح اینکه خدای متعال از آنها که می‌دانند و آگاهی دارند پیمان گرفته که در برابر انحرافات و کج‌روی ها، ستم‌ها، حق کشی‌ها و سمپاشی‌های دشمن سکوت نکنند و با منطق و بیان گرم و مستدل خویش، به روشنگری بپردازند. حتی در روایات، تعابیر بسیار تندی در حد “لعنت الهی” به علمایی شده که هنگام ظهور بدعت‌ها سکوت اختیار کنند. :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله علیه و آله ) : ” إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ ، فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ

# در مقابل اما ،گاهی دستور به سکوت داده شده. قرآن کریم تصریح دارد : چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد!

# از روایت و آیه‌ی فوق استفاده می‌شود که نه “سکوت” برای “همه کس” و “همه جا” ارزش محسوب می‌شود و نه سخن گفتن برای “همگان” در “همه مکان”. بلکه “سخن گفتن” و “دم فرو بستن” از امور نسبی هستند که نسبت به “افراد” و “زمان‌ها” و “مکان‌ها” سنجیده می‌شود.
چه بسا سخن گفتن شخصی از مهمترین واجبات و سخن گفتن دیگری از بدترین محرمات باشد! و چه بسا سکوت انسانی در مکانی عبادت و سخن گفتن همان انسان در مکانی دیگر گناه شمرده شود !

# بنابراین مومنِ عاقل و هوشیار کسی است که اولا در هر موضوعی که قصد سخن گفتن دارد اطلاعات کافی کسب کند و ثانیاً موقعیت شناس باشد. در غیر این صورت سکوت کند !  البته بچه‌های بالا (!) که این روزها الاماشالله تعدادشان در نت رو به فزونی است و از اخبار پشت پرده خبر دارند طبیعتاً از این قاعده مستثنا می‌باشند :)

# در این روزها که بازار ولایت‌مدارن ِ ورژن ۹۰ بسیار داغ است ، می‌توانستم این پست را (که برگرفته از تقریرات درسِ استاد عزیزی است) بسیار واضح‌تر و عینی‌تر بنویسم، اما اینگونه بهتر است چون بجای مصداق می‌تواند ملاک باشد!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام خامنه ای: “ایشون(آقای مطیعی) از برکات و رویش های انقلاب هستند. اون چیزی که ما از مداحی سراغ داریم دقیقا همین چیزی بود که ایشون امروز اجرا کرد”.

صفحه 2 از 512345