وکیلانه خرداد ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای خرداد, ۱۳۹۰

راز این دو صحنه‌ی کاملاً متفاوت چیست؟

خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۰ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | ۵۳ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

۱) امام سجاد (ع) نقل می‌فرمایند که شب عاشورا در خیمه‌ام که کنار خیمه‌ی پدرم حسین بود،‌بیمار بودم و عمه‌ام زینب کبری(س) مشغول پرستاری از من. صدای پدرم حسین(ع) از خیمه‌اش به گوش می‌رسید که زمزمه می‌فرمود:”یا دهر اف لک من خلیل/ کم لک بالاشراق و الاصیل/ من صاحب او طالب قتیل/ و الدهر لا یقنع بالبدیل/ و انما الامر الى الجلیل/ و کل حى سالک سبیلى” اشعار معروفی در مزمت روزگار. وقتی عمه‌ی سادات این اشعار کنایه‌ای را شنید به شدت گریه کرد تا از هوش رفت !

۲) همین زینب (س) که تاب شنیدن کنایه‌ای مظلومیت حسین را ندارد و بی‌هوش می‌شود، در فاصله‌ی کمتر از یک روز، بعد از آنهمه مصیبتی که کمترین آنها تکه تکه شدن پسرانش است، عصر عاشورا زیر تکه پاره‌های بدن برادرش را می‌گیرد، به آسمان بلند می‌کند و با صلابت می‌فرماید:‌ اللهم فتقبل منا هذا القلیل… و آماده می‌شود برای سخنرانی‌های کوبنده!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لب دز نشسته باشی؛
غرق در فکر، که ناگهان قطرات حاصل از یک موج
، تو را از فکر بیرون بیاورد و حال
لب ساحل عشق حسین،می‌خواهم از فکر دنیا بیرون بیایم،‌ موج من می‌شوی؛ کربلا؟

امام‌خامنه‌ای ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸ + :‌
“از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى کارهائى که باید انجام بگیرد، این است که در این حوادث اخیر عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى آسیب دیدند – آسیبهاى مالى، آسیبهاى جانى، احیاناً آسیبهاى آبروئى – مسئولین کشور باید به کمک آنها بشتابند. آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدگان باید مورد حمایت قرار بگیرند”.
مثلاً با کتک زدن پدر و مادرشان در دادگاه ….

افزایش درصد دختران دانشجو نسبت به پسران مثبت یا منفی؟

خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۰ دسته اجتماعی | ۴۹ دیدگاه »

# بر اساس آمار از سال ۱۳۸۲ به بعد، تعداد متقاضیان آموزش عالی سیر نزولی داشته و البته این نه به علت عدم تمایل به آموزش عالی که بلکه معلول دو علت است. اول: افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو؛ دوم: سیر نزولی هرم سنی این گروه. بر اساس همین آمار از همان سال متناوباً دختران حدود ۱۰ درصدی بیشتر از پسران متقاضی آموزش عالی بوده و طبیعتاً در خروجی هم تعداد دختران دانشجو بیشتر از پسران شده است. البته این صرفاً یک آمار نیست و با دقت در اطراف خودمان هم به این مساله پی خواهیم برد.

# اما نکته اینجاست که باید دید آیا این افزایش دختران دانشجو مثبت و در جهت آرمان‌های دینی و انقلابی است یا برعکس؟ قطعا از نظر آیتم‌های رشد یک جامعه این افزایش نشانه‌ی پیشرفت است اما اگر بخواهیم عمقی‌تر به قضیه نگاه کنیم  باز به این نتیجه خواهیم رسید که صرف افزایش دختران دانشجو نسبت به پسران، در جهت اهداف متعالی اسلام و نقش و جایگاهی است که اسلام برای زن و مردم با توجه به تفاوت‌های آنان قرار داده و این افزایش در واقع باید تقویت؛ تشویق، گسترده تر و جهت‌دار شود و در یک جامعه‌ی اسلامی زن باید بیشتر از مردم دارای علم باشد.چرا؟ ادامه‌ی نوشته را بخوانید

# توضیح بیشتر اینکه: اکثر پسران به جهت افزایش شانس اشتغال شروع به تحصیل می‌کنند و در نهایت هدفشان مابه‌ازاء اقتصادی تحصیل است و مشاهده می‌کنیم بارها پسران می‌گویند “آخر این دانشگاه رفتن که چی؟” یعنی هدف به دست آوردن یا ارتقاء جایگاه شغلی است و هر گاه این هدف با خدشه روبرو شود دقیقا در میزان اشتیاق به تحصیل پسران موثر است. (می‌توانید اهتمام به تحصیل دانشجویان پسر شاغل که مدرک در حقوق آنان تاثیر دارد را با اهتمام به تحصیل دانشجویان بی‌کار مقایسه کنید).
از آن سو اما دختران بیشتر به جهت دست‌یابی به هویت بیشتر، به تحصیل می‌پردازند و مشخصاً تحصیل را نوعی امتیاز تلقی می‌کنند و به همین دلیل، ترس از بیکاری مانع تحصیل آنان و یا تاثیری در اهتمام آنان به تحصیل ندارد و یا خیلی کم دارد.(نمرات دانشجویان دختر و پسر را با هم مقایسه کنید)

# اما این چه ربطی به اسلام دارد ؟
ببینید در اسلام و بر اساس نقشی که خداوند برای زن در نظر گرفته، او را “رب البیت” یا خدای خانه نامیده. یعنی به نوعی شغل اول زن از منظر اسلام خدای خانه بودن و تربیت و پرورش نسل آینده و نه صرفاً خانه‌داری است! و بعد از آن اشتغال در جامعه به عنوان فرع بر اصل است و هر گاه این اشتغال به کار بیرون، زن را از وظیفه‌ی اصلی او دور کند، ناپسند تلقی می‌شود. حال اگر بناست نسل آینده تحت تربیت مستقیم زن قرار گیرد و مسولیت اصلی تربیت بر عهده‌ی زن باشد، آیا هرچه زن عالم‌تر و مشتاق‌تر به تحصیل باشد، به سود جامعه‌ی اسلامی است یا به ضرر؟ و با این حساب ضرورت تحصیل آقایان بیشتر است یا بانوان؟ علاوه‌ی بر این  هر چه مسولیت‌های کاری و اجرایی، بیشتر بر عده‌ی آقایان باشد و در مقابل فکر سازی بیشتر بر عهده‌ی زن، آیا این تکریم جایگاه واقعی زن نیست؟ البته طبیعتاً این نوشته در صورتی است که دانشجو بودن مترادف با عالم‌تر بودن باشد!

# به هر حال هدف از این نوشته این بود که باید در همه‌ی امور بدون التقاط و ارعاب از غرب،‌دقیقاً بر اساس مبانی اسلامی آیتم‌هایی که می‌تواند جایگاه جامعه‌ی اسلامی و به خصوص خانواده به عنوان رکن اصلی این جامعه را استحکام بخشد تقویت کرد و به شدت از امر به منکر (جلوگیری از تحصیل دختران) و نهی از معروف (جلوگیری از اشتغال بجای تحصیل پسران) خودداری کرد.

طلبه‌ای از سیرجان بازداشت، دختری از رفسنجان آزاد

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۰ دسته دستگیری فائزه هاشمی, وقایع اتفاقیه | ۴۰ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# خبر این است : حجت‌الاسلام علیرضا جهانشاهی، یا همان طلبه‌ی سیرجانی خودمان دوباره دستگیر شد. توسط چه کسی؟ معلوم نیست. به چه جرمی؟ باز هم مشخص نیست. تا کی و در چه مکانی؟ مشخص نیست. چه ارگانی او را دستگیر کرده ؟ باز هم لامعلوم. زمان برگزاری دادگاهش چه زمانی است؟  اصلاً به‌توچه. فضولی؟

# ظاهراً طلبه‌ای از سیرجان، شده مثل کودکی از غزه و یا دختری از بحرین که عادت‌ کرده‌ایم هر از گاهی خبرهایی بد از آن نواحی بشنویم و رگ غیرتمان هم اگر داشته باشیم البته آنقدر کلفت شده که ککش هم نمی‌گزد. من از قوه‌ی قضاییه تعجب نکردم، چرا که همه می‌دانند مدت‌هاست برخی رسماً ذلیل دخترکی از رفسنجانی شده اند؛ من فاتحه‌ی غیرت برخی‌ مسولین را مدت‌هاست که خوانده‌ام. دقیقاً از همان زمان که فهمیدم عرضه‌ی حتی برخورد با یک سایت کذاب “آینده نیوز” را هم ندارند، من می‌دانم درصد جسارت برخی‌ ذی‌شرف‌ها و ذی‌غیرت‌ها چقدر زیاد شده اما اینها مشکل نیست، مشکل این است : آنها که شنیدن نام ژیگول بچه‌ایی به اسم مهدی هاشمی مو بر بدنشان سیخ می‌کند ، برای بچه بسیجی ها شاخ شده‌اند و البته درد اینجاست که راستش را اگر بخواهی اشکال از غیرت ماست نه از جسارت آنها.

# مشکل اینجاست که برخی اشباه‌الرجال‌ها می‌خواهند خوب بودن در ایران پرهزینه باشد و در مقابل همرنگ جماعت بودن عادی و ساده. و درست  آن زمان که  سر ما گرم توهمی به نام جریان انحرافی بود، حمایت از بحرین موجب کتک خوردن و بازداشت شد، نهی از منکر به قیمت یک چشم تمام شد، ساختن “پایان‌نامه” موجب بی‌آبرویی و متهم شدن به بی‌سوادی در تلوزیون رسمی ایران گردید، “نه‌ دی” نیامده توقیف شد، قاتل شهید حسین‌کبیری، پدر و مادر و خواهر حسین را در دادگاه به باد کتک گرفت و آینده نیوز هم در شهادت‌ش تشکیک کرد و … و … و …. اکنون هم خبر آمده که طلبه‌ی سیرجانی بازداشت شد و البته دخترکی از رفسنجان همچنان مشغول ابتیاع ساندویچ است.

#
باریکلا به غیرتمان. احسنت! خوب چشم جریان انحرافی را کور کردیم! غافل از آنکه انحراف اصلی در ترویج بی‌غیرتی و هزینه دار شدن غیرت است. هم اکنون بالاترین نرخ رشد قیمت در ایران، مربوط به قیمت غیرت است و بیایید قبول کنیم “حسین” ها وظیفه‌شان را انجام دادند،‌ این ما بودیم که “زینب” نشدیم و “نه دی” را در “نه دی” باقی گذاشتیم و همه‌ی این مشکلات از عدم پیگیری برای اجرایی شدن شعار‌ها و درخواست‌های امت نه‌دی است.

افشاگری از پارتی بازی در اعتکاف

خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۰ دسته سبك زندگي اميرعلي, وقایع اتفاقیه | ۲۴ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

# ساعت حدود یک و سی دقیقه بعد از نیمه شب، و من اینجا خسته ، با قلبی شکسته، نشسته‌ام به درد و دل با این کی‌بورد. قبل از این داشتم اتاقم را مرتب می‌کردم. حدود یک ساعتی طول کشید تا اوضاع ردیف شد. و هنگامی که همه چیز مرتب شد، آن گوشه‌ی اتاق سجاده‌ام را پهن کردم، با عطر گل‌یخ مخلوط شده با هوگو آنرا معطر نمودم ولی اکنون بغض گلویم را گرفته و نم نم اشک، نزدیک است آسمان ابری چشمان را خیس کند. احساس مسافری را دارم که درست در آخرین دقایق از پرواز جا مانده و درد اینجاست که بلاشک هر که از این پرواز جابماند، مشکل از خودش است، یک کاری کرده که توفیق از او سلب شده و من اکنون همان سلب توفیق شده ام …  خدا برای هیچ کس نیاورد

# عاشق‌ها خوب می‌فهمند چه می‌گویم، برای عاشق هیچ لحظه‌‌ای بهتر از لحظه‌ی خلوت با معشوق نیست و اعتکاف، خلوتی است در انس برای به آغوش کشیدن خدا ، اما چگونه اغیار را در این می‌کده راه دهند. من ِ‌جامانده، من ِ‌ بی‌توفیق لابد یک خبطی کرده‌ام که از بوسه و بغل خدا، بی‌نصیب‌م. وقتی بنا باشد یک مهمانی بزرگ برگزار شود، میزبان معمولاً مدتی قبل‌تر یک مهمانی کوچک‌ با خودمانی‌ها می‌گیرد، و اعتکاف ؛ همان رمضان کوچک است که تا چند ساعت دیگر آغاز می‌شود. میهمانی دردانه‌های خدا. من و شاید تویی که این خطوط را می‌خوانی،‌ پشت در جامانده‌ایم ….

# اما نه! مگر اعتکاف فقط برای معتکفین است ؟‌ نه؛  از کرم کریم به دور است که میهمانی برگزار کند و ولو شده ته مانده‌ای از غذاها را به مساکین درب خانه‌ ندهد. درست است، لباس تقوایمان آنقدر فاخر نبود که درون خانه شویم، اما خدایا، یا ارحم راحمین ، من که خوب می‌دانم، آنهایی که هم داخل خانه شده‌‌اند که خودشان لباس را جور نکرده‌اند، تو به آنها بخشیدی…
خدایا؛ تو هم پارتی بازی؟‌
من که خوب می‌دانم داری پارتی بازی می‌کنی، و می‌دانم منشاء این پارتی‌بازی ها هم کجاست. بگم؟ بگم؟

اینها را که به درون خانه‌ برده‌ای برای در آغوش کشیدن، لابد در فاطمیه‌ خودی نشان داده‌اند ….
دیدی؟ دیدی درست زدم وسط خال. حالا که اینجور شد، این تو، این من و سجاده‌ام و این ایام البیض، به درون که راهی ندارم، همین پشت در؛ ببین چه کولی بازی راه می‌اندازم ….

صفحه 1 از 512345