وکیلانه تیر ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای تیر, ۱۳۹۰

۵ دلیل برای “نه” گفتن به ورود بازرس حقوق بشر به ایران

تیر ۱۱ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, پاسخ به شبهات, سیاست خارجی | ۲۲ دیدگاه »

پس از آنکه در سال گذشته مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ، مصادیق نقض حقوق بشر در امریکا را منتشر کرد (+) و این سلسله گزارش‌ها از شبکه پرس‌تی‌وی پخش شد، رئیس جمهور هم در مقر سازمان ملل اعلام کرد که قرار است سال آینده جمهوری اسلامی ایران، میزبان اجلاسی با حضور مقامات عالی بیش از ۶۰ کشور باشد در خصوص مبارزه با تروریسم (+).
این دو گزاره که در راستای دیپلماسی "حمله‌، بهترین دفاع است" صورت گرفته بود، بلاشک خشم مدعیان رسوا شده حقوق بشر یا همان "خود کدخداپندارهای" جهان را برانگیخت. اما در مقابل این حرکت جمهوری اسلامی، آنها عملاً در موضع انفعال قرار داشتند و ناچار باز به سمت تنها اهرم‌های خود رفتند و با فشار بر شورای حقوق بشر سازمان ملل با اقلیت آراء قطعنامه ای تصویب کردند که بازرسی به ایران بیاید(+) و با توجه به حسابی که روی کمک لباس شخصی‌های خودشان در ایران، یا همان سبزها کشیده بودند فکر می‌کردند می‌شود با انحراف افکار عمومی به سمت این موضوع  فشار از روی آنها برداشته شود و البته آگاه بودند چه ایران اجازه ورود بدهد چه ندهد، پیاده نظام آنها لااقل برای چند روزی موضوعی دارند تا روی آن مانور دهند و همین جور هم شد. حال برای روشن شدن موضوع به ذکر فقط ۵ دلیل از چرایی عدم اجازه ورود  "احمد شهید" به ایران اکتفا می‌کنم.


۱ـ  قرآن اجازه نمی‌دهد
"ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا". این آیه که به آیه نفی سبیل مشهور است (+) صراحتاً تاکید دارد که خداوند مومنان را نهی کرده از اینکه اجازه بدهند در امری، کافران را بر خودشان سلطه دهند. ممکن است برای افرادی که متوجه تفاوت‌های ذاتی علوم انسانی با علوم فنی نیستند این سوال پیش بیاید که پس چرا به بازرسان انرژی هسته‌ای اجازه داده می‌شود؟ پاسخ روشن است. علوم فنی دارای تعریف دقیق، معیار دقیق و میزان محاسبه معین است، بر خلاف علوم انسانی (مثل حقوق بشر) که حتی تعریف مشخصی هم ندارد و کاملاً تابع نوع جهانبینی است!

۲ـ عدم معین بودن موضوع بازرسی
با توجه به سابقه بسیار افتضاح و رسوایی دو بازرس قبلی یعنی : رینالدو گالیندوپل (۱۳۶۵ تا ۱۳۷۳) (+) و موریس کاپیتورن (۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰) (+) که به ایران آمده بودند، پروسه تعیین بازرس حدود یک ماه به طول انجامید و سرانجام "احمد شهید" وزیر امور خارجه سابق مالدیو که وجهه مسلمان و شرقی داشت انتخاب شد. اما کیست که نداند شخص مهم نیست، بلکه معیار و میزان قضاوت مهم است. بر چه اساسی می‌خواهند موضوع بسیار گسترده "حقوق بشر" را مورد بازرسی قرار دهند؟ ملاک در اینجا چیست؟ غرب کلاهبردار و فریبکار بجای انتخاب یک مسلمان، آیا حاضر است اسلام را میزان و ملاک قرار دهد؟ ایران بارها و بارها حضور بازرس موضوعی را پیشنهاد داده، اگر ریگی در کفششان نیست، چرا غرب و همین شوراء پیشنهاد بازرس موضوعی را نمی‌پذیرند؟

۳ـ حفظ استقلال، اقتدار و تمامیت ارضی ایران
بر اساس اصل نهم قانون اساسی،"هیچ فرد، گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌ای وارد کند". در خصوص این موضوع کاملاً بدیهی است که بنابر عرف حقوق بین الملل، پذیرش بازرس در هر زمینه غیرفنی به معنی قبول ضمنی ۲ امر است. اول قبول وجود موارد حادی از مشکل در آن موضوع، دوم پذیرش اینکه خود آن کشور صلاحیت؛ توانایی و صداقت حل آن مشکلات را ندارد.
مورد اول که دقیقا مخالف روح استقلال و اقتدار کشور است، مورد دوم هم در راستای همان سیاست " بی اعتبار سازی روایات تهران" است که غرب صراحتاً آنرا یکی از اهدافش می‌شمرد.

۴ـ عدم صلاحیت مرجع بازرسی
مرکزی که، از کشتار زنان و کودکان خردسال در غزه، فلسطین (+) ، جنوب لبنان، پاراچنار پاکستان (+)، عراق، افغانستان، شمال افریقا و غیره حمایت می‌کند، شکنجه‌های مادون حیوانی در گوانتانامو (+) و ابوغریب (+) را استثناء میداند، کشتار غیرنظامیان و سرکوب در بحرین (+)، تونس (+)؛ لیبی(+) و غیره را نمی‌بیند ، حمله اسرائیل به کاروان کمک‌رسانی غزه (+) را دفاع از خود می‌شمرد، به هیچ عنوان صلاحیت و توانایی اظهار نظر در خصوص ایران اسلامی را ندارد.

۵- تعیین شرط متقابل
هر گاه غرب اجازه داد، نماینده ی کنفرانس اسلامی یا لااقل همین بازرسان، از غزه و بیت المقدس، زندان های گوانتانامو و تل آویو، آژانس بین‌المللی صهیونیزم و بیش از ده گروه مشابه دیگر، فاجعه‌ی "دیریاسین" (+)، و تاسیسات هسته‌ای اسرائیل، شکنجه گاه های امریکا در سواحل دریای مدیترانه، جنایات بلک واتر (+) و هزاران هزار مورد دیگر بازرسی کند، آنگاه می‌توان ادعای مستقل بودن گزارشگرانشان را پذیرفت! و تا زمانی که تکلیف ترور هفده هزار و صد و پنجاه و نه نفر (+) ایرانی مظلوم توسط  غرب، که فقط یک قلم آن مربوط به پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر و ناو وینسنس (+) است مشخص نشده، هیچ گونه ادعایی از غرب مسموع نخواهد بود!

لطفاً این متن را در هوای خنک نخوانید

تیر ۱۰ام, ۱۳۹۰ دسته سبك زندگي اميرعلي | ۵۶ دیدگاه »

 

به نام خدای زهراء

ماشین را زیر سایه یک درخت پارک کرده بودم، اما باز هم فایده‌ای نداشت؛ از دادگاه که بیرون آمدم مجبور شدم یک ربع کولر ماشین  را در جا روشن کنم و بعد از آن هم تازه لُنگ را روی فرمان بگذارم تا هنگام رانندگی دستم نسوزد!
دیروزهم با رفقا جهت انجام کاری رفته بودیم تا نزدیکی‌های فکه، از ظهر گذشته بود که دیگر گرسنگی حسابی داشت قلقلکمان می‌داد. اول قصد داشتیم برویم رستوانی چیزی، اما سعید گفت: “گشتم نبود، نگردید نیست”. به این نتیجه رسیدیم که غذا را بی‌خیال شده، به مقداری هله هوله(!) اکتفا کنیم. درب همان مغازه‌ایی که نگه داشتیم تا هله هوله بخریم، سعید  گفت بگذار یک چیزی نشانتان بدهم. یک حلبی تر و تمیز پیدا کرد انداخت کف زمین زیر آفتاب، ۱۵ دقیقه بیشتر نگذشته بود که یک تختم مرغ خرید و روی همان حلبی سرخ کرد! عالی :)

اینها را گفتم که بگویم هوای این دور و اطراف گرم نیست، بلکه داغ است، داغ! هر چند وقتی گرد و خاک باشد به میزان قابل توجهی از گرما کاسته می‌شود اما اینجا از هر کسی بپرسی می‌گوید حاضریم گرم‌تر از این را هم تحمل کنیم ولی خاک نیاید! آقای مسول با تو هستم ، حواست به من است؟ اگر صدا نمی‌رسد بگو کولر اتاقت را کمی روی دور کند‌تر قرار دهند، تا صدای نوازش باد خنک، بگذارد صدای من به تو برسد. حیف که کولرهای ما و شما مدت‌هاست از گازی به اسپلیت تغییر پیدا کرده و الا توصیه می‌کردم بروی بیرون از اتاقت، پشت باد کولر گازی بایستی و این متن را بخوانی تا بهتر برایت جا بیفتد!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستی دارم که راننده اتوبوس است. اوائل در بالای شهر کار می‌کرد. هر وقت تماس می‌گرفتم در حال عجله بود برای به موقع رسیدن سر ایستگاه ها. دو روز پیش اما وقتی تماس گرفت، اصلا عجله نداشت، گفتم چی شده؟ جریان چیه؟ دیگه عجله نمی‌کنی. گفت کارم منتقل شده به پایین شهر. گفتم خوب؛ چه فرقی می‌کنه؟ گفت اون بالا اگر ۵ دقیقه دیرتر به ایستگاه می‌رسیدم ده نفر با سازمان اتوبوسرانی تماس می‌گرفتن شکایت می‌کردند، اینجا اما بعد از یک ربع تاخیر که می‌رسم همه قربان صدقه ام هم می‌روند!

عکس‌های بیشتر از “دز زیبا” در فتوبلاگم (+)

ساق پاهایش …

تیر ۶ام, ۱۳۹۰ دسته دلتنگی‌های سه‌ شنبه‌‌ای | ۲۰ دیدگاه »

 

 

اللهم صل علی المعذب فی قعر السجون
و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض بحق القیود ؛ و الجنازه المنادی علیها بذل

خدایا درود بفرست بر آن کسی که در قعر زندان‌ها و تاریکی چاه‌ها شکنجه می‌شد.
ساق پاهایش ؛ بر اثر حلقه‌های زنجیر کوبیده شده بود و بر جنازه اش منادی به خفّت صدا می زد….

 

روشنگری یا اشاعه فحشا و تجاوز به حریم شخصی ؟!

تیر ۶ام, ۱۳۹۰ دسته درون گفتمانی, سایبر نوشت | ۴۰ دیدگاه »

# در درستی چیزی که می‌خواهم نگارش کنم، تردید ندارم و مدت‌هاست که فکر نوشتن در مورد این موضوع، یکی از دغدغه‌های ذهنم شده بود، اما صبر کردم تا موقعیت مناسبی پیش بیاید؛ چون به نظرم گاهی یک موضوع فی‌نفسه حق است اما بیان آن در شرایط خاصی، ناحق می‌شود.
موضوع این است : به خوبی دریافته‌ایم که نقادی دقیق و صریح و حتی گاهی هم مچ‌گیری، عاملی است لازم برای پیشرفت جامعه، اما متاسفانه چیزی را که یا بلد نیستیم و یا به شدت بدآموخته‌ایمش، روش نقد است! اگر نقد را در راستای امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، باید هم شرایط این فریضه (مثل عدم ایجاد مفسده) را رعایت کنیم و هم مراتب آن را. قبلا در مورد تفاوت‌های نق با انتقاد اینجا (+) چیزی نوشتم، اما الان منظورم مشخصاً روی یک مورد خاص است.

# می‌خواهند نسبت به وضع حجاب جامعه تذکر بدهند، برمی‌دارند یک مشت عکس از بدحجاب‌ها می گیرند و با تیتری آنچنانی در سایبر منتشر می‌کنند که وااسلاما؛ واانقلابا؛ واگشت‌ ارشادا؛ در همان دقایق اول، می‌شود پربازدیدترین مطلب سایت، و در اسرع وقت در سایر سایت‌های وابسته یکی یکی بازنشر می‌شود و یکی دو روز بعد همین عکس‌ها سر از سایت‌های پورنو درمی‌آورد! نیاز است توضیح بدهم دیگر جزئیات مفاسد اینگونه عکس‌ها را؟
از آن بدتر، طبیعتاً اکثر این عکس‌ها به صورت مخفی تهیه شده و با اندکی تار کردن و بعضاً حتی بدون همان اندکی تار‌کردن، روی نت پخش می‌شود و افسوس که یک نفر نیست، گوش این آقایان را بگیرد که چرا به حریم شخصی افراد تجاوز می‌کنید؟! جالب اینجاست که دلیل می‌آوردند کدام حریم شخصی؟، اینها که در خیابان و انظار عمومی بوده. مسالهُ! اجازه هست از خانواده‌ی خودتان که در خیابان تردد می‌کنند هم عکس تهیه شود و روی نت قرار بگیرد؟

# آری اینچنین است وضعیت نقادهای ما، می‌خواهند ابرو را درست کنند، می‌زنند چشم را هم کور می‌کنند. البته این فقط مخصوص به این عکس‌ها نیست، بلکه دایره‌ی وسیعی را شامل می‌شود، مثلا گاهی اسمی از فردی برده می‌شود و فعلی به اون نسبت داده می‌شود در حالی که هیچ اطمینان قاطعی وجود ندارد که آن عمل از چنبن فردی صادر شده باشد؛ یا چه نیازی است مطلبی که در مورد هاشمی می‌نویسی حتما مزین به عکس‌ آن دختران باشد که هاشمی ۲۰۰۷ را حمل می‌کنند؟ یا آیا لازم است برای نقد یک قضیه که اتفاق افتاده به تمامی جزئیات آن پرداخت؟
به هر حال به نظرم باید کمی بیشتر به این مسائل توجه کنیم تا اگر کاری از پیش نمی‌بریم لااقل گل به خودی هم نزنیم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز آخر ماه شد و کمبود پهنای باند، امیدوارم سایت داون نشه، اما اگر شد طبیعتاً تا پنجشنبه که اول ماه هست و خود به خود شارژ میشه، ادامه خواهد داشت.

صفحه 4 از 512345