وکیلانه مهر ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای مهر, ۱۳۹۰

بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

مهر ۲ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, انقلاب‌های خاورمیانه, درون گفتمانی, سایبر نوشت | ۵۵ دیدگاه »

.

با توجه به پوشش خبری گسترده‌ی مجمع عمومی سازمان ملل، استفاده‌ی بجای دکتر احمدی‌نژاد از این موقعیت، فرصتی شده که هر سال تریبونی فراهم شود برای بیان دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ایران(+). امسال هم مثل سالهای گذشته سخنرانی ۲۸ دقیقه‌ایی دکتر در نیویورک واکنش‌های زیادی داشت. از بحثِ تکراری و خسته کننده‌ی خروج دیپلمات‌های غربی ِ مدعی آزادی بیان که باز مثل هر سال فقط بازیچه‌ایی است برای کسانی که می‌خواهند همیشه چیزی برای بازی کردن (!) داشته باشند اگر بگذریم، طرح دیدگاه‌های جمهوری اسلامی (+) در قالب بیان سوالات متعدد  ابتکار بسیار جالبی بود.

اما حرف من در این نوشته، بحث دیگری است. می‌خواهم اشاره‌ایی داشته باشم به یک نمونه از اخلاق زشت رسانه‌های داخلی که روز به روز در حال گسترش است.
پوشش خبری سایت “الف” از سخنرانی ریاست جمهوری در نوع خود‌ش بسیار جالب بود! واکنشی شتابزده که همراهی‌ آن با بغض فراوان این سایت از دکتر احمدی‌نژاد منجر به ایجاد یک خبرسازی و تناقض آشکار شده بود.

تیتر اول سایت الف(+) برای پوشش این خبر، “سخنرانی رئیس جمهور بدون اشاره به بیداری اسلامی” بود. در توضیح این تیتر نوشته شده: “احمدی نژاد در این سخنرانی کمترین اشاره ای به تحولات منطقه و بیداری اسلامی نداشت. در حالی که مردم ایران و انقلابیون در کشورهای منطقه منتظر سخنان طوفانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به نفع بیداری اسلامی و انتقاد از غرب و وهابی ها در حمایت از دیکتاتورها بودند.”

۱) شدت بغض و شتابزدگی سایت “الف” در تخریب شخصیت ریس جمهور و ادعای عدم کوچکترین اشاره به بیداری اسلامی و قضایای منطقه به حدی بوده که فراموش می‌کند خودش در متن همین خبر با اشاره به بخشی از سخنرانی آورده است:

جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری شاهد بیداری گسترده در سرزمین‌های اسلامی و در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکاست و هر روز بر دامنه تحولات عدالت‌طلب و آزادیخواه افزوده می‌شود و بدین ترتیب راه به سوی آن آینده درخشان گشوده‌تر می‌شود.”
البته این تنها اشاره‌ی دکتر احمدی‌نژاد به قضایای منطقه نیست، بلکه کاملاً واضح است طرح پرسشِ :”آیا گُل دموکراسی و آزادی از موشکها و بمبهای نیروهای ناتو شکوفا خواهد شد؟” اشاره‌ی دقیق به قضایای لیبی دارد و دیگر سوالات طرح شده دقیقاً صحنه‌ی محکومیت و دادگاهی بود که رئیس جمهوری ایران مانند دادستانی شجاعانه علیه غرب در غرب برپا کرد.

جالب اینکه سایت الف که تمرکز فراوانی بر نکته گیری و دقت در کلمات دارد مدعی می‌شود مردم ایران و انقلابیون منطقه انتظار داشته‌اند رئیس جمهور به وهابیت بخاطر دفاع از دیکتاتورها انتقاد کند! من به شخصه هر چه فکر کردم متوجه نشدم این حرف “الف” که احمدی نژاد باید در سازمان ملل از وهابی‌ها انتقاد کند! در چهارچوب کدام عقل دیپلماتیک قابل طرح است؟

۲) اما قضیه به همین‌جا ختم نمی‌شود! مهم‌تر و جالب‌تر اینکه سایت الف  اکنون در حالی  داعیه دار بیداری اسلامی و نگران عدم تاکید بر آن شده که قبل از این و در شروع انقلاب‌های منطقه در چرخشی ۱۸۰ درجه ایی به صراحت تیتر زده بود :”تعبیر انقلاب اسلامی برای اعتراضات عرب نادرست است!(+)” و مقاله‌ایی مفصل در بیان دلایل  غیراسلامی بودن قیام‌های منطقه ذکر کرده بود! و اتفاقاً در پایان همان مقاله هم در تخریب دولت کم نگذاشته و شبهات بی‌سند و مدرکی را علیه دستگاه دیپلماسی بیان می‌کند.
وجه اشتراک هر دوی این مقاله‌های صدردصد متضادِ سایت “الف” فقط یک چیز است: تخریب وجهه احمدی نژاد!

پرواضح است دکتر احمدی‌نژاد نه به اعتبار احمدی‌نژاد بودن که بلکه فقط و فقط به اعتبار نماینده‌ی ملت ایران بودن است که در سازمان ملل اجازه حضور می‌یابد و به همین علت  هر کسی حق دارد از روی خیر‌خواهی انتقاد داشته باشد که چرا فلان مساله مطرح نشد یا چرا مطرح شد و رسانه‌ها بهترین ابزار برای منتقدان است که با اشاره به نکات مثبت و منفی به پیشرفت کشور کمک کنند.

اما متاسفانه در کشور ما ظاهراً قبیله گرایی در ذات اکثر رسانه‌ها نهادینه شده. هدف هر کدام نه پیشرفت کشور و نه حتی بیان دیدگاه‌های واقعی خودشان که بلکه فقط و فقط تخریب دیگری است به هر روش ممکن! کاَنه رسانه‌های ما شبنامه‌هایی هستند بی‌نام و نشان که حتی به فکر اعتبار خود هم نیستند و به راحتی حرفهای متناقض و صددرصد متضادی بیان می‌کنند بی‌آنکه به فکر جلب و نگه‌داری اعتماد مخاطبانشان باشند فقط پیش‌به سوی تخریب طرف مقابل!

انگار تنها اصلی که در رسانه‌های ما لایتغیر است دشمنی و تخریب جناح فکری مقابل است و حاضرند برای رسیدن به این هدف تمامی افکار خود را هم زیرپا بگذارند! و متاسفانه اصلاً به این فکر نمی‌کنند که دولت‌ها و اشخاص دیر یا زود رفتنی هستند اما سرمایه‌ی یک رسانه اعتماد مخاطب است که اگر از دست رفت به هیچ عنوان قابل برگشت نیست!

آرزوی شخصی من رسیدن به روزی است که هرکسی عقیده‌ی خودش را بیان کند، دقیقاً همان چیزی که در ذهنش است و به آن اعتقاد دارند، بی کم و کاست، دقیقاً همان را ! بدون توجه به اینکه این حرف، حرف کسی دیگر هم هست یا نیست!

شکوفه‌هایی که امسال بابا ندارند…

مهر ۱ام, ۱۳۹۰ دسته جنگ و جبهه, سبك زندگي اميرعلي | ۳۸ دیدگاه »

زهرای ما امسال کلاس اولی‌ ست. یک‌ماهی می‌شود که شکوفه بودن‌ش حال و هوای همه‌ی ما را عوض کرده و درگیر فضای روحی‌ش هستیم. از خریدن لوازم التحریر گرفته که هر کدام از لوازم‌ش قصه‌ایی جدا دارد تا دوختن روپوش قشنگ‌ و کفش‌های زیبای سفید‌ و کیف صورتی‌ش. سه ‌شنبه که فردای‌ش جشن شکوفه‌ها بود، راس ساعت ۱۰ شب به اجبار چراغ‌ها و تلوزیون و همه چیز را خاموش کرد که برویم بخوابیم نکند فردا خواب بمانیم. صبح علی الطلوع هم بیدار شده بود، روپوش بنفش قشنگ‌ش را پوشیده بود، مقنعه‌ی سفید‌ش با آن گل زیبای گلبه‌ایی که گوشه‌اش جا خوش کرده بود را سرش کرد و قبل از اینکه وارد اتاق بشود از پشت در ِ اتاقِ خودش داد زد: “تو رو خدا وقتی اومدم نخوریدم!“.
الحق هم که خوب هشداری داده بود. وقتی وارد اتاق شد آنقدر ناز و خواستنی شده بود که آدم از دیدن‌ش سیر نمی‌شد. به جرات می‌توانم بگویم بهترین لحظه‌ی زندگی یک پدر و مادر، دیدن دخترشان در چنین پوششی و در چنین صبحی است.

وقتی زهرا خانوم را به مدرسه رسانیدم، از دیدن چهره‌ی دیگران هم می‌شد قشنگ چنین لذتی را فهمید که چقدر همه خوشحال‌‌ که چه عرض کنم مافوق خوشحال‌ند. مادر‌ش و مادر‌م پیش زهرا خانوم ماندند.

در مسیر مدرسه‌ تا دفتر کارم داشتم خدا را شکر می‌کردم بابت چنین نعمتی که ناخودآگاه به ذهنم رسید، این روزهای اول مهر و شاید حتی همین جشن کلاس اولی‌ها، چه شکوفه‌هایی که به مدرسه می‌روند و بابا ندارند…

در ذهنم مرور می‌کردم، دختر شهید رضایی نژاد، دختر شهید محمد جعفرخانی، یا شاید پسر‌ شهید عباس عاصمی یا شهید حسین پور؛یا شهید مجتبی بابایی نژاد، یا شاید…‌؛  اینهمه پاسدارای که امسال برای مقابله با پژاک آسمانی شدند.

در فکر همین شکوفه‌های بی بابا بودم و اینکه اگر چه صدا و سیمای ما نهایت کم‌لطفی را در حق این شهدا انجام داد اما مهم نیست، خانواده‌های شهدا در ذهن مردم عزیز بوده و هستند و خواهند بود.

داشتم فکر می‌کردم سال گذشته همین موقع‌ها بود که در مراسم رژه‌ی نیروهای مسلح در مهاباد، بمب گذاری شد و آنجا هم چقدر شکوفه که بی بابا شدند و سال قبل از آن هم ترورهای ناجوانمردانه‌ی دانشمندان و سال‌ قبل از آن جنایت‌های “ریگی” و همینطور سال‌های قبل. و به طور کلی در این سی و اندی سال چقدر شکوفه که بی‌بابا شد و چقدر انسان‌های بی‌گناه که تا آخر عمر داغدار شدند.
بعد تعجبم گرفت! از کسانی که با وجود این‌همه واقعیت، هنوز ادعا می‌کنند جمهوری اسلامی توهم توطئه دارد و به دروغ دشمن‌سازی می‌کند! به نظر شما این‌گونه افراد  واقعیت‌های جامعه‌ی ما را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  تصویر اول این پست، عکسی از اپیزود سوم فیلم “خداحافظ رفیق”، به نام “گل شیشه‌ایی” (+) است. کاری فوق العاده لطیف و تاثیرگذار با یک موسیقی عالی (+)

صفحه 3 از 3123