وکیلانه آذر ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای آذر, ۱۳۹۰

سالگرد قمری ۹ دی و گوهری مهمتر از پهپاد امریکایی !

آذر ۱۸ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی | ۶۳ دیدگاه »

۱) جالبه؛ درست در زمانی که "عرف بین الملل" و "قوانین بین المللی" و یک همچین واژگان دهن پرکنی ورد زبان همه شده بود، پهپاد فوق مدرن امریکایی حماقت می‌کند و وارد مرز‌های جغرافیایی سرزمین ما شده و رسماً به خاک ایران تجاوز می‌کند. اگر از کنار سکوت مرگبار همان‌هایی که تا دیروز قوانین بین المللی را روی نیزه کرده بودند بگذریم، اگر از کنار سکوت رذیلانه‌ی شورای مضحکی به نام شورای امنیت سازمان ملل که در حادثه‌ایی بسیار کم اهمیت، کم‌تر از ۴۸ ساعت تشکیل جلسه داده و بیانیه صادر می‌کند هم بگذریم، به آیه‌ایی از قرآن می‌رسیم که می‌فرماید: "و مکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین". 

۲) دیروز به همراه پدر، با یکی از متخصصین صحبت می‌کردیم. می‌گفت، اگر به لحاظ فنی بدانید RQ-170 چه عظمتی‌ است و اگر بدانید فقط رصد آن به چه حد از دانش و تکنولوژی نیاز دارد(+)،(بماند رهگیری و به دست گرفتن کنترل آن) شک نمی‌کنید که این غنیمت اعجاز بزرگ خداوند بوده است. اعجازی که بار دیگر در همان صحرای طبس به وقوع پیوست!
می‌گفت، این پهپاد در واقع در واکنش به سرنگونی نسل‌های قبلی پهپاد توسط روس‌ها بوده و  امریکایی‌ها مدت‌هاست به این که حتی دست روس‌ها هم به آن نمی‌رسد می‌نازند، اما حالا  اول باید بنشینند ببیند چه بر سرشان آمده و ایران چگونه به آن نفوذ کرده و بعد
اگر وضع وخیم اقتصادی‌شان اجازه بدهد و بتوانند، فکری برای جایگزینی آن بکنند(باز هم بماند اطلاعاتی که به دست ایران رسیده). و اینجا  کارشناسان اقتصادی باید نظر بدهند که به لحاظ مالی، چه ضربه‌ی سنگینی به قوای نظامی کشوری وارد شده که تمام تلاش‌ش را برای تحریم ایران به کار می‌برده. می‌گفت، مهم‌تر از خود پهپاد و اطلاعات آن، رخنه‌ایی است که به سیستم امنیتی ایالات متحده وارد آمده است.
می‌گفت، روسیه و چین در قبال فقط یک‌بار بازدید از این هواپیما و اطلاع از نحوه‌ی نفوذ به آن، حاضرند هرکاری برای ایران بکنند. می‌گفت S300 هایشان دیگر مفت هم نمی‌ارزد، بیخ ریش خودشان! می‌گفت، دیگر به همه ثابت شده که ایالات متحده فقط حرف می‌زند، و ایران در سکوت فقط عمل می‌کند! و می‌گفت: جای حسن خالی…

۳) در همان حال و هوای حرفهای ایشان بود که داشتم با خودم فکر می‌کردم، اگر چه این موضوع بسیار مهم است اما قدرت ایران اسلامی نه وابسته به، به دام انداختن هواپیمای فوق مدرن امریکایی است و نه وابسته به دانش و تکنولوژی و نه وابسته به هیچ چیز دیگر. بلکه به نظرم قدرت ایران را اگر بخواهیم ارزیابی کنیم فقط و فقط باید مردمان‌ش را مورد بررسی و مداقّه قرار بدهیم. مردمانی که فهمیده‌اند عزت دنیا و آخرت در گرو ایستادگی و پیروی محض از اسلام ناب محمدی است. مردمانی که فهمیده‌اند "ان مع العسر یسرا" و فهمیده‌اند: "و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی". مردمانی که خوب می‌دانند: "ان ربک لبلمرصاد" و مردمانی که چشیده اند طعم سُکر آورِ "ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم" را. 
آری مردمانی که در ۳۳ سال گذشته بارها و بارها ثابت کرده اند که تا پای جان، پای این اعتقاداتشان ایستاده اند. مردمانی که از هر گوهری گران‌بها تر هستند. مردمانی از جنس ۴۰ میلیونی ۲۲ خرداد. مردمانی از جنس سه روز بعد از عاشورا. مردمانی از جنس نهم دی‌ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت…

آیا ساختمان انگلیس در تهران یک سفارت‌خانه بود؟ اسناد غیرقابل انکار !

آذر ۱۰ام, ۱۳۹۰ دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۸۱ دیدگاه »

در دو روز گذشته در خصوص اعتراض شدید دانشجویان ایرانی به موجودیت روابط با دولت بریتانیا، در پست قبلی وبلاگم و بخش نظرات آن و جاهای دیگر به تفصیل گفتگو کردیم. اما جدای از آن اقدام در این نوشته قصد دارم بررسی کنیم که آیا اَعمال و رفتار دیپلمات‌های انگلستان در قبال ایران رفتار‌های دیپلماتیک بوده؟ آیا دیپلمات‌های انگلیس در تهران در چارچوپ همان کنوانسیون‌های بین‌المللی که دو روز است وِرد زبان همه شده، مشغول به فعالیت بوده‌اند؟ یا این ساختمان در واقع پایگاهی امن در پوشش دیپلماتیک، ولی در جهت دست‌اندازی صریح به منافع ملی ایران است؟

خوشبختانه(!) برای بررسی این موضوع نیازی نیست از جای خود کوچک‌ترین تکانی بخورید. با هم همراه می‌شویم و فقط برای نمونه با هم گشتی در وب‌سایت سفارت بریتانیا در ایران می‌زنیم! فقط در حین مطالعه توجه داشته باشید که این یک صفحه‌ نه یک‌وسایت خبری تحلیلی، نه یک صفحه‌ی شخصی، و نه یک محل برای تهیه‌ی گزارش که بلکه صفحه‌ی رسمی و علنی  دیپلمات‌هایی است که چارچوب وظایف‌ محدودشان به صراحت در قوانین ذکر شده و فقط مجاز به ابراز رفتار‌های دیپلماتیک در حدود مشخص‌ شده بین دو کشور هست که به شدت از خروج از این محدوده هم نهی شده‌اند:

۱) اگر اینجا کلیک کنید در مانی‌فست و اساس رفتاری و اولین معرفی، بخش "روابط بریتانیا با ایران" در پاراگراف سوم به صراحت می‌خوانید:
"بریتانیا و بسیاری کشورهای دیگر نگرانیهایی جدی درباره رفتار حکومت ایران دارند: بلندپروازیهای اتمی آن، حمایت از تروریزم و تلاش برای بی ثبات ساختن منطقه، برعلاوه نقض دوامدار حقوق شهروندان خود"
نمی‌دانم در قبال این گستاخی علنی و رسمی چه باید گفت!

۲) اگر لطف کنید و اینجا کلیک بفرمایید  در بخش سیاست‌های بریتانیا در قبال ایران، بخش حقوق بشر! ضمن مشاهده‌ی یک تصویر زیبا می‌بینید که در یک متن کوتاه به صراحت نوشته شده :
"وضعیت حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۰۹ بدنبال پاسخ توام با خشونت دولت به اعتراضات گسترده بعد از انتخابات قابل بحث ریاست جمهوری مورد توجه خاص قرار گرفت.  آزادی اجتماع کاهش یافت و شرکت کنندگان در اعتراضات مسالمت آمیز و فعالان سیاسی در معرض بد رفتاری های مکرر و به اثبات رسیده قرار گرفتند.  با وجود گذشت یکسال بعد از آن، دولت کماکان محدودیت های شدیدی بر آزادی بیان و اجتماع اعمال می نماید."

البته این متن ادامه دارد و حتما بخوانید‌ش ولی سعی کنید آنرا با "بالاترین و جرس" اشتباه نگیرید!

خیلی روشن است که  بحث، بحثِ  تایید تا تکذیب هیچ‌کدام از این موارد نیست بلکه بحث وقاحت پوشیده شده در زرورق دیپلماتیک یک کشور است که علناً از حدود وظایف قانونی خود بسیار فراتر رفته و صراحتاً اتهامات بسیار خطرناک و کاملاً دروغی  به کشور میزبان وارده کرده، به دخالت مستقیم در امور داخلی کشور میزبان پرداخته و رسماً در نقش اپوزسیون کشور میزبان ظاهر می‌شوند در حالی که عرف و قوانین بین‌المللی هیچ جای دنیا چنین چیزی را نمی‌پذیرد و امکان ندارد آنرا تحمل کند!

لازم می‌دانم  بازم هم تاکید کنم که بیان این موضوعات فرای از اصل‌ آنها، از طرف یک سایت رسمی دیپلماتیک  دهن‌کجی کامل و زیرسوال بردن استقلال یک کشور است.  به نظرم همین دو نمونه که صراحتاً در مانی‌فست و معرفی این مکان، ذکر شده برای آزاداندیشانی که دنبال حقیقت هستند کافی است و البته اینها اسناد کاملاً علنی و رسمی است و اینکه در خفا چه می‌گذشته و چه روابطی وجود داشته را باید بعدها تاریخ مشخص کند.

در عین حال این سفارت‌خانه به این دو مورد اکتفا نکرده و پا را فراتر از این‌ها گذاشته و مکرراً، تاکید می‌کنم مکراراً حتی به صورت مصداقی هم در امور داخلی کشور میزبان دخالت نموده است. از جمله اقدامات صورت‌گرفته توسط این به اصطلاح دیپلمات‌ها حتی به دخالت در امور داخلی قوه‌ی قضایه  که برای هر کشوری یکی از خطوط قرمز بسیار مهم تلقی می‌شود هم می‌توان اشاره کرد. برای نمونه می‌توانید اینجا(+) و اینجا(+) را کلیک کنید که به صراحت درخواست آزادی مجرمان محکوم شده‌ی دادگاه‌های ایران را می‌نمایند! 

و البته موردی دیگر از دخالت در امور داخلی ایران (+)

مطالب مرتبط :
حمله به سفارت انگلیس یعنی: هرکس باد کاشت طوفان درو می‌کند !
سیلی محکمی که اروپا “از همین حسینیه” خورد !
ِ
  ماجرای قطع رابطه ایران و انگلیس در سال ۳۱
حمله به سفارت انگلیس، آری یا خیر؟!
روشهای غیرمرسوم و غیردیپلماتیک
نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن(شک نکنید از این کامل‌تر پیدا نمی‌کنید)

حمله به سفارت انگلیس یعنی: هرکس باد کاشت طوفان درو می‌کند !

آذر ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, سیاست خارجی | ۱۳۲ دیدگاه »

حادثه‌ایی که عصر امروز اتفاق افتاد و به موجب آن سفارت‌خانه‌ی بریتانیای کبیر مورد حمله‌ی دانشجویان قرار گرفت، حادثه‌ایی بسیار وسیع و بزرگ‌تر از آن است که بشود در قالب یک نوشته‌ی وبلاگی به طور کامل به آن پرداخت. نوشتن از پیش‌زمینه‌های این اتفاق، شروع آن، چرایی اتفاق آن در این زمان، افرادی که این عمل را انجام دادند، نحوه‌ی انجام عمل، حواشی و حوادثی که داخل سفارت اتفاق افتاد، بررسی واکنش‌ها و عکس‌العمل‌ تک تک مجموعه‌ها از دوست و دشمن گرفته تا مقامات سیاسی و غیره، کاری است به شدت مهم و البته دشوار!

به خوبی هم می‌دانم که نوشتن در خصوص این موضوع در وبلاگ به این سرعت و بدون اینکه واکنش‌ها به آن مشخص شود، یک کار کاملاً غیرحرفه‌ای است اما در خصوص کلیت‌ آن چند نکته به ذهنم می‌رسد که لازم است ذکر کنم:

۱- به عنوان یک تحصیل‌کرده‌ی رشته‌ی حقوق به خوبی و کامل به خلاف عرف و قوانین دیپلماتیک بودن این کار واقف هستم. اما بیایید به دور از تعصب دو موضوع را مورد بررسی قرار بدهیم:

الف) اظهرُ من الشمس است که  قوانین بین‌المللی و بخصوص دیپلماتیک بلحاظ چیستی و چرایی، به شدت متفاوت هستند با قوانین داخلی یک کشور. قوانین داخلی یک کشور علی‌القاعده باید‌ها و نباید‌هایی هستند که توسط منتخبین مردم همان کشور تعبیه شده‌اند و فراتر از چرایی آنها، ماهیتاً خطوط اکثریت هستند که باید اقلیت هم آنها را بپذیرد ولو با آنها مشکل داشته باشد یا آن قوانین برای او دردسر ساز باشد و یا حتی در صورتی که این قوانین بخشی از حق‌ش را هم سلب کند! یعنی ضمانت‌ اجرایی درونی هر فرد برای پذیرش قوانین داخلی، تابعیت از اکثریت هست. و متخلف از قوانین داخلی یک‌ کشور در مرحله‌ی اول متهم است به عدم رعایت حقوق اکثریت!
از اصول اولیه‌ی پذیرفته شده در قوانین تمام کشورها هم، این است که هیچ‌کس حق ندارد شخصاً قوانین را به اجرا بگذارد و به هیچ عنوان پذیرفته نمی‌شود که کسی بخاطر تخلف دیگری یا برای احقاق حق خویش، شخصاً وارد عمل شود. چرا که دادگاهی وجود دارد و باید به آن رجوع کرد. یعنی در‌ آنجا مردم به صورت عرضی با هم طرف نیستند بلکه در طول هم با دادگاه طرف هستند!
اما یک چنین ضمانت‌اجرایی و چیسیتی فلسفی برای قوانین بین‌الملل به هیچ‌عنوان مطرح نیست. قوانین بین‌المللی و دیپلماتیک حاصل خواست اکثریت نیست، چرا که اکثریت مطلق در دنیای خط کشی‌شده‌ی هزاررنگ معنا ندارد. اکثریت صرفاً در داخل مرزهاست(جغرافیایی و غیره) که معنا پیدا می‌کند! و قوانین دیپلماتیک صرفاً برای تسریع در همزیستی مسالمت آمیز است و تا زمانی ارزش دارد که طرفین به آن پایبند باشند و لاغیر!

ب) بنابر موارد فوق‌الذکر، هرگاه هریک از طرفین عدم پایبندی خود را به قانونی مکرراً به اثبات برساند و فی‌الواقع قوانین بجای تسریع همزیستی مسالمت آمیز در سایه‌ی احترام کامل به حقوق هر ملت، وسیله‌ای شود برای اضرار به دیگری و ستم، مصداق بارز بی‌عدالتی شده و نه تنها نیازی به پایبندی به آن نیست که بلکه پایبندی یک‌جانبه به اینگونه قانونی عین حماقت و پذیرش ظلم است!

حالا بیاییم سر بحث خودمان:
منطق غرب در مقابل ملت ایران این است: "تمام دنیا مال ما و برای ماست و ما تنها حق مطلق هستیم و فقط وقتی ما به شما لطف کنیم و صلاح بدانیم حق دارید از حق خودتان استفاده بکنید".

ما خودمان سلاح هسته‌ای داریم و هر سال به آنها اضافه می‌کنیم و با هم معامله‌ی کلاهک هسته ای می‌کنیم، ما حتی اگر صلاح بدانیم از سلاح هسته ای استفاده می‌کنیم و کرده ایم، اما شما حق ندارید به دانش هسته ای هم فکر کنید حتی! (+) و (+)
ما رسماً و علناً دور هم می‌نشینیم و افرادی از شما را به ترور تهدید می‌کنیم و حتی هرکدام از متفکرین شما را هم صلاح بدانیم ترور می‌کنیم و کرده ایم، اما شما باید به عرف دیپماتیک کاملاً پایبند باشید! (+)
ما ۳۳ نفری(بخوانید کشوری) به یک نفر(بخوانید عراق) کمک می‌کنیم و تجهیزات کشتار جمعی و سلاح شیمیایی در اختیارش می‌گذاریم تا به ملت شما حمله کند اما شما باید به عرف دیپماتیک پایبند باشید!
منتقدان شما در کشورهای ما حق دارند به سفارت‌خانه‌ی منفور شما حمله کنند و شیشه‌های آنرا بشکنند و تخریب کنند و آتش بزنند، اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید! (+) و (+)

• ما حق داریم در اردیبهشت ۵۹ به سفارت شما حمله کنیم. گروگان بگیریم و دو نفر کاردار شما را بکشیم! اما شما باید به عرف دیپلماتیک پایبند باشید! (+)
• ما حق داریم در عراق، وارد ساختمان دیپلماتیک شما شده و ۵ نفر را بازداشت کرده با خود ببریم، اما شما باید به عرف دیپلماتیک پایبند باشید! (+)
ما حق داریم هواپیمای مسافربری شما در هوا را بزنیم و زن و بچه بکشیم، اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید!

خلاصه؛ ما از ۲۸ مرداد وماقبل آن تا کنون هرکاری که صلاح بدانیم در کشور شما انجام می‌دهیم اما شما باید به عرف دیپلماتیک کاملاً پایبند باشید!

حالا با چنین شرایطی آیا چند هزار جوان دانشجوی ایرانی ( جدای از حاکمیت و به صورت خودجوش ) که صاحب فکر می‌باشند و نماینده بخش بسیار بزرگی از یک ملت بسیار متمدن هستند، حق ندارند کمی به قلدران جهانی طعم تحقیر را بچشانند!؟ حق ندارند مقداری خشم خود را از ظلم به کشورشان نشان بدهند؟ به چه علت حق ندارند؟ مگر قلدران چه کاره‌ی دنیا هستند که هر وقت دوست داشته باشند هرکاری می‌توانند بکند ولی ما نه؟  مگر آنها قوم برترند و آقابالاسرِ دنیا؟ آیا نمی‌شود در مقابل آنها حتی واکنش طبیعی هم نشان داد؟ (توجه به تفاوت قوانین داخلی با قوانین خارجی فراموش نشود!)

۲- به عنوان کسی که با دست کبود شده و بدن کوفته‌ شده از نوازش نیروی عزیز انتظامی دارد می‌نویسد باید عرض کنم، عقلاً کاملاً قابل پذیرش است که در اینگونه حوادث هرکس جایگاهی داشته باشد. نیروی انتظامی وظیفه‌ی برخورد، دیپلمات‌ها و وزارت امور خارجه وظیفه‌ی ابراز تاسف، صداوسیما وظیفه‌ی عدم پوشش بسیار زیاد و ما جوانان هم وظیفه‌ و حق نشان دادن خشم ناشی از پایمال شدن منافع ملی‌مان. هیچ کس هم حق ندارد دیگری را به خاطر انجام وظیفه‌اش در چارچوب این ماجرا که مانند پازل تکمیل کنند‌ه‌ی هم هستند بازخواست کنند.

۳- لااقل فعلاً، مقایسه‌ی این حرکت با تسخیر لانه‌ی جاسوسی امریکا در ۱۳ آبان، اشتباه است. هرچیز جای خود دارد و این عدم مقایسه نه این را بالا می‌برد، نه آنرا پایین می‌آورد.

۴- خیلی محترمانه از دوستان می‌خواهم از بحث با کسانی که سال۸۸ همین‌ مکان تنها دربِ بازِ روی آنها بود، خودداری کنند!

۵ـ  دلم برای حاج احمد متوسلیان می‌سوزد….. زمانی که او و رفقای‌ش را دزدیدند، "عرف دیپلماتیک" خواب بود…

مطالب مرتبط :
سیلی محکمی که اروپا “از همین حسینیه” خورد !
آیا ساختمان انگلیس در تهران یک سفارت‌خانه بود؟ اسناد غیرقابل انکار !
نگاهی به همه اتفاقات تسخیر سفارت انگلستان توسط دانشجویان و حواشی آن(شک نکنید از این کامل‌تر پیدا نمی‌کنید)

سفر تصویری به ۳۳ سال قبل؛ وقتی می‌خواستند انقلاب ایران را مثل این‌روزهای مصر بدزدند !

آذر ۶ام, ۱۳۹۰ دسته احوالات مصر, انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, بریده‌های روزنومه‌ایی | ۵۲ دیدگاه »

اگر بخواهیم خیلی سریع اوضاع و احوال این روزهای مصر را تحلیل کنیم تا برسیم به اصل موضوع، باید بگوییم بسیار غم‌انگیز است که انقلاب یک ملت را بدزدند! مردمی با وجود تمام سختی‌های غیرقابل وصف به میدان التحریر آمده بودند تا آزاد شوند. حتی بهای سنگین و خونین بیرون انداختن دیکتاتورشان را هم نقداً پرداخت کردند و دیکتاتور هم خلع شد امــــا بیش از ۹ ماه است که یک گروه نظامی با پشتیبانی کامل غرب، انقلاب را به گروگان گرفته اند و هیچ باکی هم  ندارند از اینکه همان حمام خون را در التحریر به راه بیندازند.
حالا هم بعد از ۹ ماه کشت و کشتار، به مردم وعده می‌دهند! می‌خواهیم برایتان نخست وزیر تعیین کنیم! چه کسی؟ پیرمرد سالخورده‌ ایی که سال‌های سال در مقام‌ معاون وزیر، وزیر و حتی نخست‌وزیر  دیکتاتور بوده. یعنی دور زدن کامل مردم بیچاره، و این درد کمی نیست! و البته این تنها درد هم نیست. قصه ی مصر حکایت پرغصه‌ و پراز رمز و رازی شده.
بگذریم. نوشته‌ی حاضر را با وجود تمام سختی‌ش و اینکه بیش از ۹ ساعت کار مفید برده، آماده کردم تا نشان دهم ۳۳ سال پیش که مردمِ غیور و آگاه ایران در جایی از تاریخ ایستاده بودند که اکنون کشورهای عربی تازه می‌خواهند به آن برسند، باز هم چنین حکایتی بود. قصه‌ی دزدی انقلاب! اما خدا را شکر یک مرد ایرانی بود به نام خمینی و یک ملتِ ایران بود گوش به فرمان خمینی! و مگر کسی را یارای دزدی انقلاب ازاین امت و امام بود؟

همراه هم نگاهی می‌اندازیم به حکایت شکست دزدی انقلاب ۵۷ مردم ایران!
(برای مشاهده تصاویر در کیفیت بهتر و اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید)

ادامه‌ی مطلب

ادامه این مطلب را بخوانید »

صفحه 2 از 3123