وکیلانه بهمن ۱۳۹۰ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای بهمن, ۱۳۹۰

نماز جمعه ایی با طعم انقلاب

بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی, انقلاب‌های خاورمیانه, برای بحرین, ره‌بر حکیم انقلاب, قبله‌ی اولمان! | ۴۴ دیدگاه »

از زبان بسیاری از کسانی که به مقتضای سن‌شان فضای زمان انقلاب و پیش از آن را درک کرده‌اند راجع به مهارت آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی حرف‌هایی شنیده ام حتی کسانی که مخالفِ کلیت نظام هم بوده اند به این امر صحه گذاشته اند. بعد از شهادت استاد مطهری هم گروه‌هایی به حضرت امام مراجعه می‌کنند برای جایگزین کسی که جای خالی شهید مطهری را پر کند و امام به دانشگاهیان آیت الله خامنه ای را معرفی می‌کنند. در موارد متعددی هم در صحیفه، حضرت امام خمینی(ره) تعبیراتی در خصوص ایشان دارند. از جمله :

شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقاى خامنه ‏اى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى‏‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى‏ کنید. ایشان را من سالهاى طولانى مى‏ شناسم، و در آن زمانى که اوّل نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیامها تشریف مى‏ بردند، و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. یک نعمت خدا به ما، این است که داده .. 
صحیفه امام، ج‏۱۷، ص:
۲۷۳

به نظرم دو ویژگی بارز ره‌بر انقلاب در سخنرانی‌ها بخصوص خطبه‌های نماز جمعه، یکی لحن بیان شیوا و صریح و دیگری بیان مفاهیم مهم در قالب کلمات ساده است. در مورد ویژگی اول خوب شاید کسانی دیگر هم باشند که سخنانشان چنین خصوصیتی داشته باشند اما معمولاً صراحت و شیوایی ممکن است باعث شود مفاهیم سطح پایین‌تری بیان شود. اما سخنرانی‌های آیت الله خامنه ای در عین شیوایی و صراحت دارای عمق هست. به طوری که معمولاً بعد از سخنرانی‌های نماز‌جمعه بسیاری از گره‌های مبهم مطرح شده باز شده و خط و مشی شفافی عرضه می‌شود و در عین حال پیام‌های مهمی به دشمنان رسانده می‌شود.

همانطوری که انتظار هم می‌رفت خطبه‌‌های امروز جمعه ۹۰/۱۱/۱۴ (+) هم دارای تمامی این خصوصیات بود و البته بعلاوه‌ی ویژگی‌ همیشگی ره‌بر ایران یعنی طراوت و نشاط ! از خدا پنهان نیست از شما هم چه پنهان بعد از اجلاس بیداری اسلامی و جوانان به حال و هوای جوانان انقلابی دیگر کشورهای اسلامی غبطه می‌خوردم. اما امروز به خوبی فهمیدم اگر ما جوانان، مسولین، و تمامی سخنرانان و ائمه‌ی جمعه در حال و هوای فکری نشاط آور ره‌بر انقلاب قرار بگیریم دیگر شاهد چنین غبطه‌هایی نخواهم بود!
در چند جا در همین خطبه‌ها هم ره‌بر انقلاب اشاره داشتند به عدم توجه به اتحاد و همدلی و مشغول شدن به فرعیات، و گله کردند از اینکه برخی مسائل که نشان از پیشرفت دارد مطرح نمی‌شود. به نظرم بسیاری از ما و مسولین و خطباء مدت‌هاست به این آفات گرفتار شده‌ایم و این است که احساس نشاطی که باید بشود، نمی‌شود. امیدوارم از ما جوانان گرفته تا روزنامه نگاران تا سیاسیون و خطباء با الگو گیری از ایشان سعی کنیم بیشتر فضای نشاط و امید را گسترش دهیم.

نماز جمعه تهران

اما در مورد محتوای بیانات ره‌برمان حرف‌های گفتنی زیاد است. از اینکه ایشان برای دومین بار علاوه بر پیشرفت‌ها به ضعف‌ها هم اشاره داشتند و تاکید کردند نباید ضعف‌ها را انکار کرد که این کار به "نهادینه شدن" ضعف‌ها خواهد انجامید.  از اینکه صراحتاً به دنیا طلبی مسولین اشاره داشتند و از عدم رسیدن به عدالت مد نظر اسلام گله کردند. از نامه‌ی "اوباما" و پاسخ به آن سخن گفتند. در خصوص انتخابات هم درباره ردصلاحیت‌‌ و تایید صلاحیت‌ها اشاراتی داشتند که آنرا قبلاً هم بارها به شورای محترم نگهبان تذکر داده بودند و البته در آخر هم تاکید دوباره بر اینکه "قانون" حرف آخر را می‌زند. 

اشاره به این نکته‌ی مهم که مسولین ضعف‌ها را گردن هم نیاندازند و این تواضعِ البته عین واقعیت که ره‌بری هم اگر اشتباهی داشت می‌پذیرید و بیان آن که الگویی برای سایر مسولین باشد. در مورد تحریم‌ها و تاثیر آن بر افکار عمومی هم نکته‌ی جالبی بود اینکه وقتی آنرا در بوق و کرنا کنند که می‌خواهیم ایران را وادار به عقب‌نشینی کنیم و ایران هم که عقب‌نشینی نمی‌کند، باعث تحقیر در چشم ملت‌های خودشان می‌شوند.

و به نظرم اوج سخنان آنجایی بود که به قضیه‌ی بحرین اشاره فرمودند:

"ایران هرجا دخالت کند صریحاً اعلام می‌کند. برای مثال ما در ضدیت رژیم صهیونیستی دخالت کردیم که نتیجه آن هم پیروزی در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه شد. بعد از اینهم هر کس با رژیم صهیونیستی مخالفت کند پشتیبان او هستیم و کمکش می‌کنیم.  اینکه حاکم جزیره بحرین اعلام میکند که ما در این کشور دخالت می‌کنیم حرف نادرستی است  چرا که اگر در قضیه بحرین دخالت می‌کردیم ماجرا جور دیگری می‌شد."

بیان چنین سخنان و تهدید صریحی را باید در چارچوب فضای کنونی جهان و در مقابل تهدیدات مضحک اسرائیل تحلیل کرد. فی‌الواقع وقتی ره‌بر انقلاب چنین صریح از نابودی اسرائیل سخن می‌گویند و رسماً اعلام می‌کنند ما حمایت می‌کنیم از مبارزان با اسرائیل یعنی رشته شدن تمام پنبه‌های رسانه‌های آنان و اینکه این هم ته حرفی که شما می‌خواهیید بگویید را خودمان گفتیم، حالا هرکاری می‌توانید بکنید، بکنید! و این نشان از اشراف ره‌بر انقلاب از اوضاع و احوال و بلوف زنی‌های کودک زشت منطقه دارد که قطعاً در چند روز آینده شاهد گسترش بازتاب‌های وسیعی که از همین‌حالا هم شروع شده خواهیم بود. و البته "آل خلیفه" را هم یکی با کاردک از روی زمین جمع کند لطفاً :)‌

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 • عکس، تصویری است که خبرگزاری رویترز برای بازتاب بیانات ره‌بر انقلاب استفاده کرده است و مربوط به همین جمعه می‌باشد(+) از رویترز بعید بود چنین عکس گویا و پر از مفهومی را قرار بدهد. ولی خوب دمش گرم؛ عکس عالیه!

دو پرده از یک روزِ کاری

بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۰ دسته سبك زندگي اميرعلي, وکیلانه نوشت | ۱۰۵ دیدگاه »

ـ …و چند ساله؟
ـ ۵۳

ـ مگر نه اینکه برای "کنترل بازار"، "جلوگیری از احتکار و سوءاستفاده‌های احتمالی"، "پیشبینی برای کمبود‌ها" و "تنظیم واردات"،  مدت‌هاست قانوناً ابلاغ شده عمده فروشان موظف هستند موجودی انبارشون رو به صورت دقیق به صنف مربوطه اعلام کنن؟ چرا شما دو ماه چنین کاری نکردید؟
ـ والا!… خوب، قرار بود بدم ولی وقت نمی‌شد. نه که قصد پنهان‌کاری داشته باشم ها! وقت نمی‌شد. بالاخره کار میوه هم دردسرهای خودش رو داره.

ـ دو ماه؛ یعنی ۶۰ روز؛ وقت نشد؟! بنا به گزارش بازرسان موجودی انبار شما تو این دو ماه غیرطبیعی و بسیار زیادتر از ماه های قبل بوده؟ چرا؟ چه توضیحی دارید؟
ـ خوب، خوب بازار کشش داشت، ما هم افزایش دادیم.

ـ شما که به بازار ارائه نکردید،‌ تو انبار نگه داشتید که!
ـ خودتون که باید بدونید. من (…) هستم. تمام استان رو من تامین می‌کنم. سرم شلوغه. حالا شما تازه تشریف آوردید. یه بار تشریف بیارید حجره در خدمت باشیم!! خودتون از نزدیک مشاهده بفرمایید. یه چایی در خدمت باشیم!!
اونجا هم بیشتر حرف می‌زنیم. اونم اوکی. (اندکی مکث با خنده، با دست زنجیر طلای گردن‌ش رو اینور اونور می‌کنه به نحوی که انگار دادگاه دایورت هست به یه نقطه از بدنش) حالا سعی می‌کنم از این ماه ارائه بدم.

ـ امیدوارم این آخرین بار باشه. ولی اگر کاری هم بود شما تشریف میارید، بنده جایی تشریف نمی‌برم! مفهومه که؟ بعد شما "سعی" می‌کنید؟! دلبخواهیه؟
ـ ای آقا، جناب قاضی! با اونایی که ۳۰۰۰ هزار میلیارد رو هاپولی کردن کسی اینجوری برخورد نکرده که شما با من برخورد می‌کنی. اونا رو باید گرفت. باید به اونا…

ـ شما می‌شناسید اونهایی که ۳۰۰۰ هزار میلیارد رو هاپولی کردن؟ یا در جلسه رسیدگی‌شون بودید که اطلاع دارید چجوری باهاشون برخورد شده؟
ـ نه. نبودم. ولی خوب معلومه دیگه. (با لبخند ملیح) دوستان شما با اونا که کاری ندارن، حالا شما با ما اینجوری…

ـ دختر دارید؟
ـ چی؟
ـ عرض کردم فرزندِ دختر دارید؟
ـ دختر؟ بله. چطور مگه؟
ـ چند ماه قبل که گفته شد ۱۴ نفر تجاوز گروهی انجام دادن، اگر دخترتون می‌ومد خونه و خدای نکرده می‌گفت بابا تو کوچه فلان پسر مزاحم من شد، می‌گفتید بروبابا! اونایی که ۱۴ نفری تجاوز کردند فلان، حالا تو اومدی می‌گی یه پسر مزاحمم شد؟ اینجوری می‌گفتید به دخترتون؟
ـ اون دختر منه جناب قاضی!

ـ اینایی هم که شما با احتکار می‌خواستید بهشون ضرر بزنید ملتِ من هستند. هوطنانم!
و سکوت…

(مستنداً به ماده ۷۴و…، ۵۲ میلیون ریال جزای نقدی و بازرسی موکد از انباری ایشان، در صورت تکرارِ عدم ارائه‌ی موجودیِ انبار مراتب جهت پلمپ به اطلاع خواهد رسید!)

×××××××××

ـ …و چند ساله؟
ـ ۲۸

ـ چرا قیمت رو روی اجناس و میوه‌ها درج نکردی؟
ـ آقای قاضی، به خدا یه تابلو وایت‌برد داشتم که روش می‌نوشتم، از چند روز قبل از اون روزی که بازرسان تشریف بیارن ماژیک تموم شده بود. وقت نکرده بودم برم ماژیک بخرم.

ـ مگه چقدر طول می‌کشه یه ماژیک خریدن؟
ـ حاج آقا! به خدا من یکساله ازدواج کردم.چند ماه دنبال کار گشتم. پیدا نشد. حالا ۷،۶ ماهه که تازه این مغازه رو زدم. چند وقته میوه سخت گیر میاد.  به خدا صبح هنوز هوا روشن نشده با موتور باید برم میدون بار، میوه ها رو بیارم. بعد بچینم و هی دلم آشوب باشه که آیا فروش می‌رن یا نه، تا هنوز هم غروب نشده اون میوه‌هایی که خراب شدنی هستند اگر فروش نرفتن باید ببرم بدم به یه دوستی که اون دست فروشی و ارزون‌تر سر مسیر ماشین‌ها بفروشه. بعد سریع برگردم مغازه این میوه های باقی‌مونده رو مرتب کنم که خراب نشه. خیلی روزها فروش ندارم. مغازم جای خوبی نیست.

ـ خوب! عزیزم این چیزا که گفتی درست. اما ربطی به مشتری داره؟ اون باید قیمت‌ها رو بدونه که چی می‌خره. باید قیمت مشخص باشه که پایین بالا نشه. نمی‌شه که همینجوری. حالا شما این ۴۰ تومون رو که جریمه شدی، از این به بعد بیشتر مراقب درج قیمت‌ها خواهی بود.
ـ نه! (با بغض) حاج آقا من تازه مغازه رو زدم، اینقدر فروش ندارم که بتونم جریمه بدم…

(مستنداً به ماده ۷۴ و….، ۴۰۰۰۰۰ هزار ریال جزای نقدی، و به جهت رعایت حال متهم بلحاظِ تازه تاسیس بودن چهار پنجم تخفیف، تبدیل به ۸۰۰۰۰ ریال.)  مقتضی‌ است علاوه بر برگ رسیدِ پرداخت بانکی یک بسته ماژیک هم روئت شود!

چهار پیشنهاد برای استقبال از بازرسان آژانس

بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ دسته انقلاب اسلامی | ۳۴ دیدگاه »

اگر چنانچه به مجموعه‌ى دشمن به چشم یک جبهه‌ى مستمرى که وظائف را تقسیم کردند، نگاه کنیم، آن وقت احساس مسئولیت ما در هر قضیه‌اى شکل تازه‌اى به خودش میگیرد. حالا در همین قضیه‌ى این ترورها، من عقیده‌ام این است که بچه‌هاى تشکلهاى دانشجوئى در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنى کم‌عملى نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید – چون خودش بزرگ است – همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّى ندیدیم تشکلهاى ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکى نیست.
مقام معظم رهبری ۹۰/۵/۱۹

تجربه‌ی شخصی و برداشت من از این دنیا می‌گوید در این روزگار اگر شخص یا گروه یا جامعه‌ای حساب‌ش پاک باشد و بخواهد در مواجهه با اتهامات از موضع انفعال برخورد کند، کلاهش پس معرکه خواهد بود! تا قیام قیامت اتهام به او زده می‌شود و تا قیام قیامت هم باید پاسخگوی اتهامات باشد و این یک تسلسل نامتناهی خواهد شد. بنابراین چه در موارد شخصی چه در موارد جمعی بهترین دفاع حمله است! البته حمله‌ی معقولانه.

همانطور که شاید بدانید بامداد فردا هیات عالی‌رتبه ایی از بازرسان آژانس انرژی اتمی به ریاست "هرمان ناکارتس" وارد ایران می‌شوند.(+) در رابطه با این سفر چند پیشنهاد در راستای دیپلماسی عمومی با اذهان مردم جهان به ذهن می‌رسد:

۱) می‌شود خانواده، بخصوص فرزندان شُهدای هسته ای، به عنوان نماینده‌ی مردم ایران با دسته گل و عکس شهدایشان با نوشته‌ ترجمه‌ شده‌ی "به کدامین گناه کشته شده اند؟" و "قاتل پدرانمان کیست؟" یا نوشته هایی با این مضمون به استقبال رسمی این هیات بروند!! طبیعتاً نیاز به هیچ سخن دیگری نیست و پخش چنین تصاویری از شبکه های خبری کاملاً گویا خواهد بود.

۲) می‌شود دانشجویان ایرانی پلاکاردهایی حاوی نوشته‌های مفهومی و عکس شهدای هسته ای و واکنش مقامات خارجی در دست داشته باشند و بسیار محترمانه و برنامه ریزی شده درب محل اقامت این بازرسان تجمعی آرام صورت بدهند.

۳) در ایامی که این بازرسان در ایران حضور دارند می‌شود دانشجویان زنجیره‌های انسانی دورتادور برخی‌ نیروگاه‌های هسته ای داشته باشند. بازتاب این نوع حرکت در گذشته در رسانه های مختلف نشان از تاثیرگذار بودن این کار دارد.

۴) گروه‌های دانشجویی می‌توانند به صورت رسمی نامه هایی حاوی دعوت از این بازرسان برای شرکت در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با دانشجویان  ارائه بدهند. جلساتی که در آن سوالات متعددی باید پاسخ داده شوند. در صورت عدم پاسخ به چنین دعوت‌هایی که کاملاً قابل پیش‌بینی هم هست، می‌توان لیستی از سوالات دانشجویان را در نامه ای سرگشاده از طریق مقامات به دست هیات بازرسی کننده ارائه کرد.

شاید مقداری دیر شده باشد و تصور اجرایی برخی از این گزاره‌ها دور از ذهن باشد. اما می‌توانیم با نوشتن در وبلاگ‌هایمان یا بازنشر چنین مطالب و خواسته‌هایی مشابه آن در شبکه‌های اجتماعی، به جهان و مسولین کشورمان بگوییم ما چنین درخواستی داریم و انتظار داریم از این فرصت‌ها به بهترین نحو استفاده بشود.

# ایده‌ی اولیه‌ی  این کار توسط برادر خوبم مجید بذرافکن ارائه شد.(اینجا)

“شریعتمداری” ، “توکلی” پیوندتان مبارک !!

بهمن ۵ام, ۱۳۹۰ دسته احمدی‌نژادی نوشت, درون گفتمانی | ۴۶ دیدگاه »

جناب آقای توکلی و بخصوص حاج حسین شریعتمداری را به عنوان کسانی که دلشان برای انقلاب می‌تپد و دلسوز هستند قبول دارم و منکر فعالیت‌ها و تلاش هیچیک از این بزرگواران نمی‌شوم. در عین حال ذهنم به گونه‌ایی پروش یافته که هیچ‌کس را وحی منزل نداند و حرف حق را از گوینده‌ی "زشت" بپذیرد و نسبت به حرف ناحق از گوینده‌ی "زیبا" اِرور بدهد.  امیدوارم همین دو خط و اطلاع از سوابق تفکراتی من، این نوشته را بی‌نیاز کند از مقدمه‌ایی طولانی‌ برای توضیح اینکه تذکر اشتباه یکسری افراد انکار سایر فعالیت‌هایشان نیست.

اما قصه چیست؟‌
امروز جناب آقای شریعتمداری در یادداشت روز کیهان(+)، و تیم جناب آقای توکلی در مطلبی در سایت‌ منصوب به ایشان،(+) در واکنش به افزایش نرخ سکه و ارز مشترکاً نتیجه ایی را به خواننده القاء کردند که به نظر شخصی من به عنوان یک مخاطب به شعبده‌بازی شبیه است تا تحلیل!!

چیکده‌ی این دو مطلب این‌ است که: "جریان انحرافی معتقد است کشور در شرایط "شعب ابی‌طالب" قرار دارد و باید با امریکا مذاکره کند به همین دلیل تعمداً با بالابردن ناگهانی نرخ سکه و ارز قصد دارد تا نظام را وادار به مذاکره با امریکا کند!!"

در این خصوص چند نکته به ذهنم می‌رسد:
۱) علی‌القاعده برای بیان هر اتهام و یا فرضیه‌ایی باید مستندات یا اِلمان‌هایی لااقل برای اقناع ذهن مخاطب بیان شود. اما ظاهراً برادارن توکلی و شریعتمداری در بستن اتهام به ریشِ سفیدِ ریس جمهور قانونی این مملکت خود را بی‌نیاز از هر دلیل می‌بینند و همین‌که در ذهن ایشان فرضیه‌ایی مطرح شود آنرا به عنوان اصل به مخاطب خود قالب می‌کنند. بدون توجه به اینکه خود همین دوستان تا پیش از این دولت را به خاطر بیان امریکا در حال فروپاشی است و ایران در حال رشد در نیویورک، متهم به توهم می‌کردند!

۲) آقای حسین شریعتمداری دلیلشان را گفته‌ی آقای بهمنی می‌دانند که قبل از فرمایشات ره‌بر انقلاب گفته بود. "باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم گویا در شعب ابیطالب گرفتار شده ایم"(+) و به راحتی یک آب خوردن ره‌بر انقلاب را مصادره به مطلوب کرده و فرمایش ایشان که صراحتاً بیانی است در تقابل با "روسیاهان بدمحاسبه‌گر" مبتنی بر بدر و خیبری بودن شرایط را تقابل و واکنش ره‌بر انقلاب به این تفکر  در دولت (!) می‌انگارند و باقی ماجرا را تا تعمدی بودن بالابردن نرخ ارز و سکه کش می‌دهند.  اگر بنا به این دودوتاهشت‌تای آقای شریعتمداری باشد که بارها و بارها از زبان بسیاری از دلسوزان نظام از جمله آقای جنتی در واکنش به تحریم‌ها یادآوری سختی‌های "شعب ابی‌طالب" مطرح بوده است! پس همگی آن دلسوزان در بالابردن نرخ سکه و ارز دستی دارند لابد؟! (+)

۳) تیم جناب آقای توکلی هم سکوت(!) دولت را دستمایه قرار داده و نتیجه گرفته اند گروه انحرافی تعمداً قیمت‌ها را بالا برده. از اینکه آقایان سکوت رسانه ایی را با عدم فعالیت برای کاهش قیمت یکی دانسته اند اگر بگذریم، من هم به عنوان یک شهروند سکوت رسانه ایی را عامل نگرانی بیشتر مردم می‌دانم. اما در عین حال درصدی در ذهن خود احتمالی را فرض می‌کنم مبنی بر اینکه دولت تمام تلاش خود را دارد انجام می‌دهد (+)(+) اما به دلیل مظلومیت مطلق دولت در رسانه های  داخل و خارج، شاید هرگونه بیانی به تشنج بیشتر بیانجامد. و از این‌هم اگر بگذریم بنا بر چه اساسی آقایان معتقدند هرکس در مورد کاری سکوت کرده باشد پس نتیجه می‌گیریم خودش آنرا انجام داده؟

۴) فرض اینکه دولت از افزایش نرخ طلا و ارز سود می‌کند درست مثل این است که بازپرس یک قتل به عنوان یک فرضیه مطرح کند چون پدر از کشته شدن پسر کاملاً عزیزش مقداری ناچیز دیه از بیمه نصیب‌ش می‌شود پس لابد پدر قاتل است!!
آقایان چگونه چشم خود را می‌بندند بر تضرر هزاران برابر بیشتری دولت از این افزایش؟ ضربه به تولید کنندگان، جنبه‌ی روانی این افزایش قیمت‌ها نزد مردم، کاهش سرمایه گذاری‌ها، افزایش هزینه‌ی واردات و.. و.. و (بحث تخصصی عدم این ارتباط را در اینجا بخوانید)

۵) در حالی که همه‌ی ناظران منتظر ادامه‌ی افزایش شدید قیمت‌ها در روز چهارشنبه بودند، نه تنها افزایشی در کار نبود، بلکه قیمت سکه به سرعت در حال پایین آمدن است(+) و جناب آقای بهمنی هم وعده‌ی تک نرخی شدن دلار در ۴۸ ساعت آینده را داده اند.(+). من فکر نمی‌کنم اوضاع گل و بلبل شده فقط می‌دانم رشته‌های آقایان پنبه شد!! واکنش امروز کیهان و الف من را یاد یادداشت آن روزنامه‌ایی انداخت که چند سال قبل سخنرانی انجام نشده‌ی دکتر احمدی نژاد را نقد کرده بود! لابد آقایان به فکرشان هم خطور نمی‌کرد که علیرغم همه‌ی پیش‌بینی‌ها مبنی بر ادامه‌ی روند افزایش قیمت‌ها، چهارشنبه چنین اتفاقی بیفتد.

۶) حدیثی هست که "دوست داشتن بیش از حد یک چیز انسان را کر و کور می‌کند" حتماً برعکس آن هم صادق است که دشمنی بیش از حد هم کور و کر می‌کند.  خدایی هست!! قیامتی هست، سوال و جوابی هست. ایکاش برخی‌ها این را بفهمند.

۷) تیتر؛ مقابله به مثلی است به سبک خود آقایان. بازنشر این مطلب در رسانه‌های پاک کننده‌ی آقای مشایی حرام است!

مطالب مرتبط :
پاسخ به ۵ سوال مرتبط با تحریم نفت ایران
  بغضی که باز هم سایت “الف” را وادار به بی‌اخلاقی رسانه‌ایی کرد

صفحه 2 از 3123