وکیلانه اسفند ۱۳۹۱ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای اسفند, ۱۳۹۱

آقای رئیس‌جمهور! فراموش کردی؟ شما یک نوکر بیشتر نیستی

اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت | ۴۱ دیدگاه »

می‌خواستم این متن را یک مقداری ادبیاتی شروع کنم. اما “وبلاگ‌نویسی” تمام حُسن‌ش به این است که نمی‌خواهد برای بیان حرف‌ت با کلمات کلنجار بروی. اساساً وبلاگ‌نویسی را بر روزنامه‌نگاری ترجیح می‌دهم به خاطر همین “دلانه” بودن‌ش.
القصه! گزارش اعطای نشان آقای رئیس‌جمهور به مهندس مشایی را خواندم. برای اولین بار حالم از آقای رئیس‌جمهور به هم خورد. در حد عوق زدن!

امام هادی که درود خدا براو باد:
أقبل علی شأنک، فإن کثره الملق یهجم علی الظنه، و اذا حللت من أخیک فی محل الثقه فاعدل عن الملق الی حسن النیه
از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان ده.                                                         (مسند الامام الهادی، ص ۳۰۲)

آقای رئیس‌جمهور! تا حالا هرکاری انجام دادی؛ گفتیم رئیس‌جمهور ماست، منتخبِ خودِ ماست و درست یا اشتباه “قصد خدمت” دارد. من احمدی‌نژاد را دوست داشتم چون فکر می‌کردم به درستی فهمیده که رئیس‌جمهور “نوکر” مردم است و لاغیر! و خوب بالاخره “نوکر” گاهی هم اشتباه می‌کند و ارباب یعنی مردم هم چون می‌دانند که قصد نوکر خیر رساندن به ارباب بوده از او گذشت می‌کنند. قرار بود از حتی یک‌ثانیه  فرصت نوکری به مردم  هم نگذری!
اما حالا…

.

.

اگر قصدِ شما دفاع از کسی بوده؛ مطمئن باشید کسی را که خدا عزیز بخواهد، اگر کُل دنیا هم بخواهند ذلیل نخواهد شد و کسی را که خدا ذلیل بخواهد، اگر کُل دنیا بخواهند عزیز نخواهد شد.

جناب آقای محمود احمدی‌نژاد؛ محبوب‌ترین رئیس‌جمهور! تو؛ نوکر مردم بوده، هستی و اگر شایسته باشی خواهی بود. شرافتِ تو به نوکر بودن‌ت هست. اجباری در نوکر بودن‌ت نبوده و خودت با همین شعار شروع کردی؛ ایکاش یادت می‌ماند که نوکر کوچک‌ترین حقی برای القاء انتخابِ بعدی به ارباب‌ش ندارد…

× اینترنت‌ش سر‍ دانلود ‍۹۹%؛ یا! آب حموم موقعی که به سرش شامپو زده قطع بشه اگر کسی بعد از خوندن این متن بگه  بالاخره فلانی هم فهمید.

دودِ محتویات صفحه فیلترینگ به چشم چه کسی می‌رود؟

اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۱ دسته اجتماعی, سایبر نوشت, یادداشت وارده | ۱۰ دیدگاه »

استپ! این مطلب را دوستی با نام‌ کاربری “حُسن” برای انتشار در اینجا نوشته که بدون هیچ‌تغییری آورده می‌شود. اگر شما هم فکر می‌کنید حرفی برای گفتن دارید ولی جایی برای انتشارش نه، مطلب خود را به این آدرس ایمیل کنید. آزاد!

همه ی ما با سایت پیوند ها آشنا هستیم. سایتی که ممکن است روزانه چند بار با آن برخورد کنیم. در اینجا قصد بررسی نقاط ضعف یا قدرت این صفحه و سیستم فیلترینگ کشور را نداریم اما کارکرد سیستم فیلترینگ بگونه ایست که کاربر اینترنتی را از بازدید از مکانی در اینترنت به درست و در بعضی از مواقع به اشتباه (که بعد از مدتی با رفع فیلتر و … اصلاح می شود) باز می دارد و به صفحه ی پیوندها راهنمایی می کند که در آن تعداد زیادی سایت معرفی می شود.

مطمئنا برای مخاطبان این متن نیازی به توضیح نیست، اما تصور بفرمایید کاربری که در اینترنت بدنبال مطلبی می گردد، زمانی که با صفحه ی فیلترینگ مواجه می شود چه احساسی دارد؟ زمانی که سایت های معرفی شده در صفحه ی پیوندها نیاز او را برآورده نمی کنند چه احساسی دارد؟ و بدتر از همه زمانی که سایتی به اشتباه فیلتر شود و نیازی ضروری در کار باشد، کاربر چه احساسی دارد؟ بحث بر سر منطقی بودن این احساس نیست. شاید این احساس منطقی نباشد و بازدید از سایت موردنظر واقعا مضر باشد. ولی باید عکس العمل آن کاربر را هم در نظر گرفت.

در مثال دیگر ماجرای فیلتر جیمیل بدلیل توهین به پیامبر و سپس ترویج ایمیل داخلی را بیادآورید. مسلما عکس العمل عموم مثبت نبود وگرنه رفع فیلتر نمی شد.بیایید با هم صادق باشیم احساس افراد سوای منطقی بودن یا نبودن آن نسبت به صفحه ی فیلترینگ چیست؟
حال تصور بفرمایید زمانی که کاربر با این احساس وارد صفحه ی پیوندها می شود، و علاوه بر پیوندهای مفید، عمدتا با تصاویری از مناسبت های ملی و مذهبی و در یک کلام ارزش ها مواجه می شود. آیا مکانیسمی که در اینجا برای تبلیغ و معرفی ارزش ها به مخاطب معرفی کرده ایم تاثیر مثبتی بر او می گذارد؟ آیا ما دقیقا به تاثیر روش های تبلیغی خود بر مخاطب فکر کرده ایم؟

براستی اینگونه تبلیغ کردن ارزش ها چه تاثیری بر جامعه دارد؟ مسئولین مربوطه احتمالا تصور کرده اند با این کار به اصطلاح کوچک تهدیدی را به فرصت تبدیل کنند و تبلیغی کرده باشند. اما به اینکه کاربر با چه حالی با این تبلیغات مواجه می شود، توجه نکرده اند. چند وقت پیش فیلم “مشق شب” را می دیدم. فیلمی دهه شصتی که احتمالا امروزه دیدن آن بسیار جالب است و ریشه ی بعضی از مشکلات را نشان می دهد. فقط باید این نکته را گوشزد کرد که تاثیر هیچ فعل به اصطلاح کوچکی در این دنیا گم و محو نمی شود.
قضاوت با شما  و مسئولان مربوطه

عدالت مقدم است یا ولایت؟

اسفند ۵ام, ۱۳۹۱ دسته احمدی‌نژادی نوشت, از مجلسی که ما داریم!, انقلاب اسلامی, ره‌بر حکیم انقلاب, زیربنایی, سایبر نوشت | ۲۳ دیدگاه »

قبل از اختتامیه جشنواره بوی سیب نشستی برای وبلاگ‌نویسان برگزار شد. در آنجا در خصوص باید‌ها و نباید‌های فضای مجازی چند نکته‌ای را با دوستان در میان گذاشتم. از جمله  با توجه به رهنمود رهبر انقلاب در خصوص این‌که سطح معلومات خودمان را نباید وبلاگ‌ها و سایت‌ها قرار بدهیم، توضیح دادم که ما باید ورودی ذهنمان از جایی غیراز فضای مجازی باشد و خروجی‌های ذهنمان را روی صفحات اینترنت منتشر کنیم، نه اینکه ورودی و دریافت‌های ذهن‌مان از روی مرور سایت‌ها باشد.

یعنی باید معلومات‌مان را از طریق مطالعه و تحقیق و پژوهش و پای منابر و توی کلاس‌های اساتید به دست بیاوریم و بعد بر اساس آن معلومات تحلیل داشته باشیم. نه این‌که روزانه فقط توی نت بچرخیم بعد هر اتفاقی هم که افتاد بر اساس همان سطح سوادِ اندک تحلیل ارائه دهیم. چرا که یکی از بزرگترین خطرات فضای فست‌فودی مجازی این است که احساسِ اشباعِ علمی در انسان ایجاد می‌کند و بعد نتیجه‌اش می‌شود سطحی نگری!

چند روز پیش مطلبی در جایی دیدم که به نظرم مصداق همین حرف بود. بنده خدایی در خصوص اختلاف مجلس و دولت و در واکنش به نصایح رهبری نوشته بود: 

عدالت جزء اصول دین است. ولی ولایت از فروع دین. بنابراین باید به مبارزه با مفاسد ادامه داد و…

بله؛ همانگونه که مشاهده میکنید این عزیز با افاضات‌شان مرزهای دانش را جابجا فرموده و ارتقاء بخشیدن!
کسی که به خودش جرات می‌دهد در خصوص وقایع اجتماعی دست به قلم بشود حتی تعریف لغوی اصول‌دین‌ش را هم نمی‌داند. اصول دینی که باید با تحقیق برای فرد به اثبات برسد و در “یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه” اگر کسی بگوید اصول دینم را تقلیدی پذیرفته‌ام “لاریب فیه” “فی سمومِ و حمیم و ظلِ من یحموم لاباردٍ و لاکریم”!

عزیزمان به راحتی آبِ خوردن “عدلِ” اصول دین را مصادره به مطلوب فرمودن به مبارزه با فساد. حال آن‌که عدلِ اصول دین، بل به تعبیر صحیح عدلِ اصولِ مذهبِ ما شیعیان یکی از صفات خداوند است. صفتی که به تعبیری “امامت” و به تبعِ آن “ولایت” هم از آن منتج می‌شود. یعنی لازمه‌ی عدالت خداوند این است که برای بشر امامی بفرستد و از عدالت خدا به دور است که در زمانی مردمی پیشوای الاهی داشته باشند و در زمانی نه.

دقیق‌ترش می‌شود این‌که این عدل اصولِ دین هیچ ربطی به عدالت مورد نظر آقایان نداشته  و این جمله‌ی دوستان دقیقا مثل همان جمله‌ی سوفسطایانه است که “در باز است، باز پرنده است، پس در پرنده است.”

اما از این اشتباه فاحش که بگذریم از این‌ور و آن‌ور حرف‌هایی به گوش می‌رسد که نشان می‌دهد انگار واقعاً برای برخی شک ایجاد شده که “ولایت” مقدم است یا “عدالت”؟ و در تعارض میان این دو باید به کدام عمل نمود؟ مثلاً می‌شود به بهانه‌ی حفظ آرامش در جامعه‌ی مسلمین به  دستور ولی، عدالت را کنار گذاشت؟

به نظرم پاسخ خیلی ساده است. گیرم که اصلاً “عدالت” مقدم بر “ولایت” باشد در چنین حالتی هم این “ولی” است که راه‌های رسیدن به عدالت را تعیین می‌کند و این ولایت است که مشخص می‌کند چگونه باید با فساد مبارزه کرد. البته می‌شود به ولایت برای نحوه اجرای عدالت انتقاد کرد.

اما بدیهی است اگر بنا باشد هرکسی در جامعه به بهانه‌ی درست یا غلطِ مبارزه با فساد بخواهد اساس ساختارها را در هم بریزد، جامعه دچار هرج و مرج شده و آن فرد هم دچار اشتباهی بزرگ. و در نتیجه به همان عدالت هم نخواهیم رسید.

این البته فقط یک مثال بود از سطحی‌نگری در فضای مجازی. متاسفانه مثال‌های متعددی از این قبیل اظهارات که حاکی از بیسوادی است مشاهده می‌شود و چاره‌ی آن چیزی نیست بجز عمل کردن به رهنمود رهبر انقلاب که سطح معلوماتمان را فضای سایت‌ها و وبلاگ‌ها قرار ندهیم.

مطلب مرتبط:
. سخن و سکوت