وکیلانه خرداد ۱۳۹۲ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای خرداد, ۱۳۹۲

تلک الایام نُداولها بین الناس

خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی, ريس‌جمهوري كه وكيل بوده | ۳۹ دیدگاه »

۱- و ما این روزها[ى شکست و پیروزى‌] را میان مردم به نوبت مى‌گردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانى را که [واقعاً] ایمان آورده‌اند معلوم بدارد، و از میان شما گواهانى بگیرد، و خداوند ستمکاران را دوست نمى‌دارد. (قرآن کریم. آل‌عمران. ۱۴۰)

۲-  این حسِ خوبی که حالا من به‌ آقای روحانی دارم اگر چیز خوبی نباشد قطعاً چیز بدی هم نیست. انکار نمی‌کنم که الان و در این لحظه آقای روحانی را دوست دارم. دلیل‌ش می‌تواند رئیس ‌جمهورِ جمهوری اسلامی بودن‌ش باشد، یا خوشحالی مردم کشورم از آمدن ایشان و یا هرچیز دیگری. می‌دانم که انسان‌ها را با اعمال‌شان باید سنجید نه با حرف‌هایشان اما اولین کنفرانس‌ خبری آقای رئیس‌جمهور هم در این موضوع بی‌تاثیر نیست. شخصیت من هم متاسفانه این‌جوری است که حقوق‌خوان، وکیل و طلبه بودنِ آقای رئیس‌جمهور‍ِ جدید هم بی‌تاثیر نیست. چه می‌دانم! شاید هم ته دلم دوست دارد، دوست‌ش داشته باشم تا بعداً اگر نقدی کردم بگویم من به شما علاقه‌مند بودم!

۳- خوب یا بد. به دلیلی که من و شما از شنیدن آن خوشحال بشویم یا ناراحت یا اساساً آن دلیل را قبول داشته باشیم یا نه. دیدگاه اکثر غیرایرانی‌ها این است که پیروز این انتخابات رهبر ایران بوده! دست‌ِ کم به این دلیل که توانسته اوضاعی را که آنها وخیم فکر می‌کرده‌اند را این‌گونه سروسامان بدهد.

۴- گذشته‌ها گذشته ولی عمیقاً معتقدم کسانی که کاسه‌کوزه‌ی درآمدنِ روحانی را سرِ جلیلی و پایداری‌ها می‌شکنند اشتباه می‌کنند. می‌دانم آمدن جلیلی به مثابه‌ی نماد تحریم‌ها شد و جلیلی هراسی رای شد برای آقای روحانی ولی اصل آراء روحانی را عملکرد اقتصادی ۴ سال گذشته به دست آورد.

۵- بی‌سواد کمترین صفتی است برای کسانی که آراء آقای روحانی را مصادره می‌کنند. چه آن‌ها که خون پاک آریایی‌شان به غلیان (قلیان؟) آمده و کفِ مطالبات‌شان از رئیس‌جمهور جدید رفعِ حصرِ آقای موسوی است و چه آنان‌که فریاد واسلاما و وانقلابا سر می‌دهند باید بالانس شوند و متوجه باشند در بدترین حالت یک هاشمیِ‌ کوچک با کُلی صفات انقلابی‌تر رئیس‌جمهور شده است نه مثلاً محمدرضا خاتمی.

.

.

۶- شعارِ آقای روحانی دولت اعتدال و امید است. امید که آرزوی ماست ولی اعتدال متاسفانه مثل بسیاری از  واژگان مظلوم است. مثل آزادی، مثل تمدن، مثل فرهنگ مثل دمکراسی مثل اسلام و حتی مثل حزب الله و حزب‌الهی! که اکثر استفاده کنندگان از این کلمات فقط ظاهرش را می‌خواهند و باطناً دنبالِ همان معنی به شدت دستمالی شده‌‌ی مورد نظرِ خودشان هستند. اما در واقع اعتدال علاوه بر مسائل سیاسی در همه‌جا کاربرد دارد. اعتدال یک‌بخشش هم می‌شود ساده‌زیستی و ترویج آن. اعتدال یعنی مشکلات ساکنان روستای “شیخ‌شبان” از توابعِ‌ بخش “بن” در نزدیکی شهر “سامان” بیست‌کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهارمحال بختیاری همان‌قدر برای آقای رئیس‌جمهور مهم باشند که  مشکلات ساکنانِ محله‌ی جماران در تهران. حتی همانقدر دسترسی داشته باشند به آقای رئیس‌جمهور که ساکنان محله جماران. اعتدال یعنی برخورد با هر تند رَوی چه پشت سر اسم حزب الله باشد چه پشت سر سبزالله. پس اگر خوب نگاه کنیم اعتدال هم در کنار امید، آرزوی ماست.

۷- من به دولت جدید امیدوارم. خیلی امیدوار و از اول با دید نقد نگاه نمی‌کنم.  اما یکی از نگرانی‌های من این است که همه‌ی حرف‌های آقای روحانی غلط نیست و دقیقاً به همین خاطر هرکجا نقد‌های ما با نقد‌ها و مواضع درست دولت یکی شد فوراً متهم بشویم به مرعوب شدن دربرابر جوجامعه، کوتاه آمدن از ارزش‌ها، سطحی‌نگری و غیره…

۸-  کاهش یک‌هویی قیمت‌ها و روبه‌راه شدنِ اقتصاد در کوتاه مدت به معنی این است که آقای رئیس‌جمهور قبلی سوءمدیریت نداشته بلکه برای اداره‌ی کشور با موانع جدی روبه‌رو بوده است! این کوتاه مدت که می‌گویم چیزی نزدیک به یک‌سال‌ونیم دو سال است.  

صفر- اگر اسمِ سه‌نفر را بشود گروه گذاشت. با سه نفر از دوستان گروهی را تشکیل داده‌ایم برای مطالعه‌ی “اشتباهاتِ گفتمانِ انقلاب در مواجه با دولتِ اصلاحات”. هدف؟ این‌که بدانیم در ۴ سال آینده چه چیزی از طرف خودی‌ها آسیب می‌زند و سعی کنیم مانع آن بشویم تا رفتار بهتر و موثر‌تری داشته باشیم. تا ۴۰ روز آینده که آقای روحانی دولت را تحویل خواهد گرفت قرار شده نفری روزی یک ساعت روی این موضوع به صورت مصداقی کار کنیم و در انتها نتیجه را جمع‌بندی کنیم. اگر کاری از دست‌تان برمی‌آید و یا در این زمینه نظری دارید قدمِ‌تان روی ایمیل‌م! 

برای یک انتخابات پُر معنا

خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی | ۶۴ دیدگاه »

 ۱- اولین پیروز انتخابات دیروز ملت ایران بودند. و اولین شکست‌خورده‌ی انتخابات دشمنان ایرانِ عزیز. جای تبریک دارد به همه‌ی ایرانی‌هایی که نشان دادند هرچقدر هم مشکل داشته باشند خودشان بلدند چگونه مشکلاتشان را حل کنند. مطمئن باشید این رای خیلی از معادلات جهانی را درباره ایران تغییر می‌دهد و تعدیل می‌کند. (به سبک مجریان صداوسیما دست و جیغ و هورا برای ایران )

۲- ما به خرداد پر از حادثه عادت داشتیم. اما به خرداد پر از عقلانیت خیر! انتخابات دیروز مهمترین ویژگی‌ش عقلانیت بود. به قول یک نفری هیجانات ۸۸ جای خود را به عقلانیت ۹۲ داده بود. برای این عقلانیت دو دلیل به ذهنم می‌رسد. اول این‌که مشکلات اقتصادی فراوان جایی برای هیجانات نگذاشته بود. دوم این‌که تَعَدُد اصول‌گرایان آنها را مشغول خود کرده بود و اجازه نداد هیجانات حاصل از دو قطبی کردن به انتخابات پمپاژ شود.

۳- روند نتایج از صندوق‌های دو سه هزارتایی همین بود. چیزی حدود ۸۰۰ نفر روحانی و بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ تقسیم شده بین اول آقای قالیباف و بعد جلیلی بعد با چیزی حدود ۱۵۰ برای رضایی و… . آمار ده هزارتایی هم چنین اختلافی حفظ شد. آمار‌های صدهزارتایی همچنین.  اکنون با اعلام نتایج اولیه آمار یک میلیونی هم چنین چیزی را می‌گوید. اگر این شمارش از صندوق‌هایی باشد که آقای روحانی کمتر رای دارد (یعنی روستاها و شهرهای کوچک) همین آمار حفظ  خواهد شد. زمان آقای احمدی‌نژاد هم چنین چیزی از صندوق‌های هزارتایی شروع و تا انتها حفظ شد. برای همین ادعای تقلب خیلی غیر منتظره بود!

۴- روند شمارش آراء امسال در خود حوزه‌ها هم خیلی کند بود. به علت انتخابات شورای شهر که سیستم را خیلی زیاد مشغول کرده است. مثلاً در دزفول ۱۳۹ نفر نامزد شورای شهر بودند. و ۱۳ نفر باید انتخاب می‌شد. در هر صندوق چیزی نزدیک به بیست نفر باید هر برگ رای را می‌خواندند! تا الان که ساعت ۷ صبح هست شمارش در محل‌های اخذ رای ادامه دارد! (مدعیان تقلب در انتخابات به تک تک این‌ مردمی که کار شمارش آراء را با این سختی انجام می‌دهند بدهکارند !!) 

۵- قول داده بودم و جایی هم نوشته بودم با اعلام نتایج “دیدید گفتم” بازی درنیاوریم. اما اگر این را نگویم بیخ گلویم می‌ماند: 

 روحانی اصول‌گرایان را تحقیر کرد! نوش جان‌شان. حقشان هست. همین! اولین شرط‍‌ رسیدن به آرمان، پذیرفتن واقعیت جامعه هست. وقتی کسانی آرزو‌هایشان را به واقعیات جامعه ترجیح می‌دهند همین حقشان و حقمان است. تعارف که نداریم. 

۶- احتمال رئیس‌جمهور شدن آقای روحانی در دور اول بسیار بالاست. ولی ایکاش به دور دوم بکشد نه به خاطر این‌که دور دوم تغییری در نتیجه اصلی کند بلکه به خاطر این‌که ریئس‌جمهور هرکس که می‌شود با رای قاطع باشد.

۷- هیچکس نمی‌تواند و نباید آراء را  غیر از شعارهای نامزد‌ها تعبیر کند. یعنی مثلآً‌ رای به روحانی الزاماً رای به “تغییر” می‌تواند تعبیر بشود ولی “نه” به جمهوری اسلامی خیر. چون کسی از نیت رای‌دهندگان خبر ندارد. اما در خصوص تعبیر نتایج چیزهایی به ذهنم می‌رسد که صراحتاً باید گفت. و انشالله بعد از اعلام قطعی می‌گویم.

۸- جر زنی یعنی هروقع نامزد خودت از صندوق بیرون نیامد بزنی زیر میز بازی ولی هر وقت نامزد خودت از صندوق بیرون آمد تعابیر فخرفروشانه ارائه کنی. 

۹- رهبر انقلاب:  همواره شنبه‌ پس‌از انتخابات، باید روز مهربانی باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه دیگران،‌از هر گفتار بدگمانانه پرهیز کنند (۸۸/۳/۲۳)

در انتخابات نمی‌شود بدون نگاه به نتیجه به تکلیف عمل کرد

خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, درون گفتمانی | ۴۹ دیدگاه »

۱- چندین بار خواستم دلایل خودم را برای رای دادن به آقای قالیباف بنویسم. طبیعتاً بنویسم که شاید نظر دوستی تغییر پیدا کند. اما با مشاهده بحث‌های دوستان در شبکه‌های اجتماعی به این نتیجه رسیدم که نوشتنِ دلایل برای رای دادن به یک نامزد به چیزی بجز جدل نمی‌انجامد. بی خیال شدم. حالا دلایل هم آنقدر پیچیده و مبهم نیست. 

۲-  مهمترین دلیلم برای رای دادن به آقای قالیباف این است که به نظرم الان مشکلات اقتصادی مهم‌ترین مساله‌ی ممکلت است و ایشان بهتر از بقیه می‌توانند این مشکلات را حل کنند که اگر مشکلات اقتصادی حل شده بود جریان‌های منتقد انقلاب این روزها اینقدر مجال ماهبگیری از آب گل‌آلود اقتصادی را نداشتند. 

.

.

۳- اما حالا  که کمتر از ۲۴ ساعت به آغاز رای گیری باقی مانده دیگر حرف روی رای به جلیلی یا قالیباف نیست. این دو روز آخر دوباره انتخابات دو قطبی شده است. یک طرف افرادی معتقد به ارزشهای انقلاب اسلامی و یک طرف اصلاح‌طلبان. اصلاح‌طلبان و جریان‌های منتقد انقلاب حاضر شده‌اند برای رای آوردن معاون اول دوران اصلاحات را رها کرده و پشتِ سر‍‌ یک آخوندِ جناح راستی با سابقه‌ی امنیتی جمع بشوند.
 اگر به نظرسنجی‌ها هم اعتنایی نکنیم همین جَوّ جامعه نشان می‌دهد که احتمال رای آوردن یک نفر در دور اول بسیار پایین است. و  غیرقابل پیش‌بینی نیست که اگر وضعیت همین‌جور پیش برود نه دو اصول‌گرا بلکه یک اصول‌گرا و یک اصلاح‌طلب به دور دوم خواهند رفت. البته این حاصل برتری اصلاح‌طلبان نیست. بلکه اصلاح‌طلبان این شانس را به لطف افتراق اصول‌گرایان به دست آورده‌اند. یعنی نیروهای معتقد به ارزش‌های انقلاب در دقیقه‌ی نود یک شانس خوب به اصلاح‌طلبان داده‌اند و اصلاح‌طلبان هم خیلی خوب و عالی از این شانس استفاده برده‌اند.

۴- حالا این نیروهای معتقد به ارزش‌های انقلاب هستند که می‌توانند خودشان تصمیم بگیرند در همان دور اول با اتحاد کار را تمام کنند یا وضع را به اما و اگر‌های دور دوم بکشانند.  راست‌ش من از بسیاری از دوستان تعجبم گرفته بود که می‌خواستند رای خودشان را برای آقای حداد به صندوق بیاندازند. چرا که آقای حداد رای آوری نداشت. و عملاً دوستان داشتند با رای به حداد به یک کاندیدای اصلاح‌طلب فرصت بیشتر می‌دادند.  منظور این‌که در انتخابات نمی‌شود بی‌خیال نتیجه شد. چون رای دادن بدون توجه به عاقبت رای، می‌شود فرصت دادن به رقیب. و این‌جا رقیب دیگر کسی نیست که برخی انتقادات جزیی اجرایی یا گفتمانی به او داشته باشیم بلکه  رقیب کسی است که اگر بر سر کار بیایید فرصت برای پیشبرد ارزش‌های انقلاب اسلامی به طور کامل از بین می‌رود.

۵-  من خیلی وقت است تصمیم گرفته‌ام  به دلایل فراوانِ ایجابی به آقای قالی‌باف رای بدهم و به دلایل سلبی به آقای جلیلی رای ندهم. اما حالا مهمتر از این‌ حرف‌ها به این فکر می‌کنم که اگر آقایان نامزد‌ها به عاقب کارشان فکر نمی‌کنند دستِ‌کم من به این فکر کنم که رای‌م منجر به رای آوردن یک نفر اصلاح‌طلب نشود!

در این روز آخر توصیه من به دوستانم این است که کمی احساسات را کنار بگذاریم و رای را به کسی بدهیم که منجر به پیروزی نامزد‍  آقای هاشمی رفسنجانی و خاتمی نشود. من مطئمنم همه‌ی رای دهندگان به آقای جلیلی و آقای قالی‌باف رای آوردنِ‌ یکی از این دو را به رای آوردن روحانی ترجیح می‌دهند پس چرا فرصت را از دست بدهیم؟ 

شخصیتِ واقعیِ نامزدها

خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۲ دسته اجتماعی | ۴۵ دیدگاه »

۱) خیلی از ما ایرانی‌ها برای هوش ارزش زیادی قائل نیستیم. نمونه‌اش؟ همین انتخاب همسر مثلاً. خیلی از ماها در پاسخ به ملاک‌های انتخابِ هم‌سر به ظاهر، اعتقادات، خانواده، تحصیلات، هماهنگی فرهنگی و غیره اشاره می‌کنیم. اما چقدر برایمان هوشِ طرفِ مقابل مهم است؟ در صورتی که هوش می‌تواند به دنبال خودش بسیاری از چیزها مثل تحصیلات، فرهنگ، ثروت و غیره را به همراه بیاورد و جای خالی خیلی از چیزهای دیگر را هم پر کند. اما، کمتر کسی از ما به هوش در طرف مقابل فکر می‌کنیم.

۲) مناظره‌های تلوزیونی امروز برگزار شد. تَعَدُدِ نامزدها یکی از مشکلاتِ جدی پیش‌روی مناظره‌ها بود. اگر قرار بود رودررو برگزار شود به چیزی نزدیک به ۲۸ مناظره نیاز بود و بیست‌وهشت مناظره حتی اگر وقت هم بود باز زیاد می‌شد. مُدلی که امروز از مناظره‌ها دیدیم علی‌رغم برخی اشکالات یک ویژگی بزرگ داشت. بسیار سعی شده بود نامزد‌ها واقعیتِ درونی خودشان را بروز بدهند نه آنچه را که دوست دارند از خودشان نشان داده شود!

و اساساً مناظره یعنی همین. یعنی بفهمیم هر نامزد در واکنش به موقعیت‌های مختلف چه می‌کند و به قول معروف چند مرده حلاج است. در بسیاری از کشورهای دنیا هم واکنش‌های کوچکِ نامزدها در مناظره‌ها مهمتر از حرف‌هایشان می‌شود. در همین مناظره‌ی معروفِ موسوی؛ احمدی‌نژاد هم اکثراً روی واکنش‌هایی که بجز ارائه‌ی برنامه بود حرف زده می‌شد.

..

..

مناظره یعنی به چالش افتادن نامزد. واِلا وقت برای اعلام برنامه که فراوان هست. گاهی این چالش با رودررو شدن با نامزدِ دیگر ایجاد می‌شود و گاهی با رودرو شدن با کارشناسان. روددررو شدن با هم‌دیگر که به دلیل تَعَدُدِ نامزدها امکان‌پذیر نبود. روددررو شدن با کارشناسان هم حرف و حدیث زیادی به همراه دارد که از ظرفیت کشور ما خارج است! پس چاره‌ای نمی‌ماند جز قرار دادن نامزد‌ها در یک محیطی که مجبور بشوند منِ واقعی‌شان را به نمایش بگذارند. وقتی شعار، وعده، تخریب می‌شوند سه ضلعِ‌ اصلی تبلیغات نامزد‌ها؛ چه خوب شد که صداوسیما نامزد‌ها را مجبور به نشان دادنِ خودِ واقعی‌شان کرد.
محدودیتِ زمانی باعث می‌شود صراحت و صداقت بالا برود. (چیزی شبیه به شبکه‌ی اجتماعی توییتر که بیشتر از ۱۴۰ کارکتر نمی‌شود نوشت و همین باعث می‌شود این شبکه صریح‌ترین و واقعی‌ترین بازخود از کاربر را به نمایش بگذارد). مثلاً عمراً آقای روحانی اینچنین صریح مواضع‌ش را می‌گفت.  هرچند به نظرم اگر واحد‌های زمانی به ۱۰ دقیقه یا بیشتر تغییر پیدا می‌کرد بهتر بود.
به نظرم همین مدتِ‌دار بودن باعث می‌شد مشخص شود دقیقا یک نامزد برنامه دارد یا هی حرف‌های قبلی‌ش را تکرار می‌کند.

۳) چیز دیگری که صدای خیلی‌ها را درآورده قسمت‌های آخرِ مناظره بود. پاسخ‌های کوتاه و عکس. دوباره به پاراگرافِ اولِ نوشته برمی‌گردیم. عنصرِ هوش! ما طی تبلیغاتِ‌ انتخاباتی چقدر با میزانِ هوش یک نامزد آشنا می‌شویم؟ تقریباً هیچ! اما این دو بخشِ آخر به نظرم اساساً ایجاد شده بود برای نشان داده شدنِ شخصیتِ‌ واقعی نامزد‌ها  و میزانِ هوش‌شان. این‌که یک نفر چقدر منفی یا مثبت‌اندیش است؟ یک نفر چقدر امیدوار است و چقدر ناامید؟ واکنش هر نامزد بخصوص به هر عکس؛ از منظرِ‌ علمِ روان‌شناسی هزار حرفِ نگفته داشت. خیلی از این حرف‌ها را مردم عادی هم می‌توانستند بهفمند. این‌که یک نامزد در برابر هر عکس آیه‌ی یاس می‌خواند؛ ولی در جمع‌بندی‌های آخر می‌گفت من به آینده امیدوارم! حتی واکنشِ آقای عارف به نوع سوالات جای تامل دارد. این‌که مثلاً بعداً در کشور وقتی در مقابل یک عملِ اشتباهِ قرار گرفت چه برخوردی می‌کند. 

این‌که فلان نامزد با هر عکس شروع می‌کرد به تخریبِ دولت قبلی یا شهرداری و غیره. این‌که طرفِ فرقِ بین معدن و دره‌ی توریستی را نمی‌دانست. این‌که یک نامزد در واکنش به چندین و چند عکس فوراً به عنصرِ‌ تکنولوژی اشاره می‌کرد!  این‌که نامزدی به خود‌ش زیادی غره‌ است و به همین خاطر بر اساسِ هیچ و پوچ می‌گفت این معدن احتمالاً برای سمنان است و خیلی حرف‌های دیگر.

۴) شاید این مناظره‌ها خیلی بهتر از این هم می‌شد انجام شود. بهتر بود که از قبل با نامزد‌ها در میان گذاشته شود. مجری نباید می‌گفت سوال‌های تستی تا حساسیت ایجاد نکند و… اما خوب بود. ما نیاز داریم به این‌که نامزد‌ها را واقعی بشناسیم. منِ واقعی نامزد‌ها را بشناسیم نه آن چیزی را که آن‌ها می‌خواهند از خودشان به نمایش بگذارند.

۵) دوست عزیزی نوشته بود رئیسِ جمهور شئنی بجز خدمت‌گذاری ندارد که آقایان این‌گونه شاکی شده‌اند از پایین‌ آمدنِ‌ شإنشان. 

۶)‌  چقدر جای تفکرِ احمدی‌نژادی خالی بود…

صفحه 1 از 212