وکیلانه اسفند ۱۳۹۲ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای اسفند, ۱۳۹۲

یادداشت وارده: سوالی درباره ی سید حسن خمینی

اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۲ دسته یادداشت وارده | ۱۸ دیدگاه »

استُپ! این مطلب را دوستی با نام‌ کاربری “علی” برای انتشار در وبلاگ ایمیل کرده  که بدون هیچ‌تغییری آورده می‌شود. اگر شما هم فکر می‌کنید حرفی برای گفتن دارید ولی جایی برای انتشارش نه، مطلب خود را به این آدرس ایمیل کنید. بدیهی است نظرات وارده الزاماً با نظر من یکی نیست. آزاد!

در جامعه ی ما روزانه سوال ها و چراهای ریز و درشت بسیاری برای انسان به وجود می آید که فکر کردن یا پاسخ به آن ها شاید در حوصله ی هیچ کس نگنجد. امروز دوباره با عکسی روبرو شدم که سوالی چندساله را برایم زنده کرد: در سال های اخیر تقریبا در هر مراسم سطح اولی که با حضور مسئولین عالی رتبه صورت گرفته، عادت داریم که جناب سید حسن خمینی را هم در صف اول و مسئولین سطح اول نظام ببینیم.
سوالی که همیشه برایم مطرح بوده این است که ایشان در نظام شایسته سالار جمهوری اسلامی ایران با چه کارنامه و با چه فعالیت هایی و در کل به چه دلیلی به این جایگاه رسیده اند که تقریبا در همه ی مراسم های مهم در کنار مسئولین مهم و سران قوا بنشینند و …؟ احتمالا از خود می پرسید چرا ایشان؟ در جواب می گویم چون ایشان بزرگترین مثال از این دست است.

.

.

سبزها باز هم سوتی دادند

اسفند ۴ام, ۱۳۹۲ دسته اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, بریده‌های روزنومه‌ایی | ۴۳ دیدگاه »

حوادث اخیر اوکراین، یکی از باحال ترین اتفاقاتی بود که در چند سال اخیر شاهدش بودیم. بله. می دانم. “باحال” لفظ سخیفی است برای یک تحلیل در وبلاگ. اما باور کنید کلمه ی دیگری به ذهنم نمی رسد.
اینکه در کشوری انتخابات برگزار شود و یک عده معترض به نتایج باشند طبیعی است. حتی این که این عده به خیابان بیایند، حالا یا سرکوب شوند یا بتوانند دولت منتخب را ساقط کنند باز هم طبیعی است. حتی این که کشورهای خارجی از یک گروه حمایت کنند هم طبیعی است، حتی تر این که سفارت خانه های خارجی در بحران در این کشورها فعالتر بشوند هم طبیعی است، اما انصافاً نوبر است که وزیر امور خارجه و مسولان کشورهای دیگر بیاییند داخل کشور بحران زده و  همراه دیگر سفرای کشورهای خارجی در صف اول تظاهرات  باشند! این یعنی “تف کردن” به دمکراسی. بله. “تف کردن” هم لفظ سخیفی است. اما مثلاً بنویسم پایمال کردن دمکراسی؟ حق مطلب ادا می شود؟
حالا اگر عربستان و اردن و… که حتی یک انتخابات ندارند و زنان شان از اولیه ترین حقوق محروم هستند نیروی نظامی می فرستند به سوریه برای “آزادی” و “دمکراسی” مضحک است اما “باحال” نیست. چون عربستان و یمن و قطر ادعای مدرن بودن و دفاع از حقوق بشر که ندارند. اما “باحال” است اروپا و امریکایی که برای دفاع از قاتل ۲۶ کودک، آنچنان نمایش های مدرن و مترقیانه برگزار می کنند، حالا از یک سو کشوری را که با آن ها نیست آنقدر تحت تحریم و فشار قرار بدهند تا مردم ش “برای زندگی بهتر” بریزند توی خیابان و آنها هم خودشان با پررویی تمام بیایند وسط خیابان ها تا دولتی را که با آنها همراه نیست ساقط کنند. این عریان ترین چهره ای است که می شود از غرب دید. 

البته من ماجرایی از این “باحالتر” را هم از دیروز شاهد بودم. اگر یادتان باشد قبل از حوادثِ تلخِ سال ۸۸، در اوکراین اعتراضاتی به انتخابات رخ داد که به انقلاب رنگی و مخملی معروف شد. بعد از اعتراضات سال ۸۸، بسیاری می گفتند این مشابه اتفاقات اوکراین است و جنسِ این اعتراضات “مخملی” و رنگی است. همیشه هم “سبزها” علیه اینکه با “نارنجی ها” مقایسه می شوند گارد می گرفتند که نه اینچنین نیست و از این حرفها. اما از دیروز که سرکارِ خانم “تیموشنکو” رهبر مخالفان از “حصر” آزاد شده، توی شبکه های مجازی دوستان ذوق زده شده اند! انگار یادشان رفته که چند سال پیش از چنین مقایسه ای چقدر برآشفته می شدند. انگار یادشان رفته از نشان دادن همزمان تصویر “تیموشنکو ” و “میرحسین موسوی” در بیست و سی چگونه ناراحت شده بودند.

من تصور می کردم این مشابهت سازی فقط در فضای مجازی است. اما صبح امروز شوک شدم وقتی دیدم روزنامه های اصلاح طلب هم ذوق زده شده اند. بخصوص وقتی  “آفتاب” را دیدم که یکسره نارنجی شده بود! :)

.

.

حالا خودتان حق بدهید. بجز “باحال” چه کلمه ای می توان برای توصیف حالت غربی ها و سبزهای وطنی در قبال حوادث اوکراین نوشت؟

لکسوس‌سواران اصلاح‌طلب

اسفند ۱ام, ۱۳۹۲ دسته از مجلسی که ما داریم!, اندر احوالات جنبش سبز, انقلاب اسلامی, سایبر نوشت | ۸ دیدگاه »

روزنامه تازه‌ تاسیس “آسمان” که جنابِ آقای خاتمی برای انتشارش یک همچین پیامی داده بود در آخرین شماره‌اش گزارشی تهیه کرده درباره یکی از اعضای شورای شهر تهران. گزارش آسمان درباره خانم فاطمه دانشور، مواردِ‌ جالبی از زندگی شخصی‌ این عضو اصلاح‌طلب شورای شهر  را بیان می‌کند. دانشور در این گزارش از خانه ۵۰۰ متری‌ش در نیاوران می‌گوید و از مخارج ۳ میلیونی ماهیانه فرزندان‌ش و ۴ خدمتکار و پرستار خانگی‌ش که هرکدام ماهی یک‌میلیون و ۲۰۰ هزارتومان حقوق می‌گیرند و از این‌که حقوق ماهانه شورای شهر حتی کفاف شیرخشک، لباس‌ها و اسباب‌بازی‌های کودکانش را هم نمی‌دهد.  خانم دانشور به آسمان می‌گوید:

 «همسرم خیلی به ماشین علاقه دارد. هم بنز دارد، هم لکسوس و پرادو اما خب من به ماشین‌های زمخت و بزرگ علاقه ندارم. جلسه‌های اول شورا به خاطر شرایطم و چون محل کارمان نزدیک بود، با او می‌رفتم و خب صدایش در آمد که من با لکسوس سرکار می‌روم. خودم یک رنو فلورانس قرمز دارم و ترجیح می‌دهم ماشین‌هایم هم مثل لباس‌هایم رنگ شاد داشته باشند.» 

در نگاهِ‌ اول، آدم وقتی این گزارش را می‌خواند یاد ساده زیستی و این‌ حرف‌ها می‌افتد و افسوس می‌خورد از مقایسه‌ی همچین زندگی‌هایی با زندگی اکثریت مردم. ولی من بنا ندارم درباره تعارض این نوع زندگی با ساده‌زیستی بنویسم. چرا که با این گزارش مشخص است خانم دانشور و روزنامه‌ی آسمان اساساً اعتقادی به این حرف‌ها که ندارند هیچ، از جای جای این گزارش می‌شود فهمید مخالف این حرف‌های هم هستند.

حتی به نظرم با کمی تسامح می‌شود گفت ایرادی هم به نحوه‌ی زندگی سرکار خانم دانشور نیست. چرا که ایشان اساساً مسئولیت حکومتی و دولتی در جمهوری اسلامی ندارند که توقع داشته باشم رعایت سایر مردمی را که در قبالشان مسئول هستند را داشته باشند. ایشان یک انسان فعال در عرصه‌ی اقتصاد بوده‌اند که بنابر اصل برائت با تلاش فردی ثروتمند شده‌اند  و اگر آنگونه که خودشان در مصاحبه‌ای دیگر گفته‌اند هدفشان از ثروت بخشش به دیگران و کارآفرینی بوده باشه که پسندیده هم هست. از آنجایی که مسئولیت دولتی هم ندارند مختارند هرگونه دلشان بخواهند زندگی کنند. اتفاقاً طبیعی است که شورای شهر از هر گروهی یک نفر نماینده داشته باشد و چه اشکالی دارد ایشان نمایند‌ه‌ی مثلاً تهرانی‌هایی با یک همچین سبک‌زندگی در امورات شهرداری باشند؟‌

تنها چیزی که این میان به نظرم قابل توجه است این‌که ایشان اصلاح‌طلب هستند و روزنامه‌ایی هم که با ایشان همچین مصاحبه‌ای گرفته اصلاح‌طلب است و لابد دل‌ش می‌خواهد مروج یک همچین سبک زندگی باشد. بنابراین خوب است در اینگونه موارد اصلاح‌طلبانِ فضای مجازی که به فراخور هر مناسبتی دایه‌ی عزیزتر از مادر می‌شوند برای مشکلاتِ مردم ستمدیده و فقیر و زجرکشیده‌ی ایران، یادشان باشد شخصیت‌های شاخص‌شان که خانم دانشور اولین و آخرین‌ش هم نیست، نماینده‌ و مروج چه سبک زندگی هستند و چه نوع زندگی‌های رویایی دارند. یادشان باشد اصلاح‌طلبان در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر مرفهان بی‌درد نباشند دردمندان مرفه‌اند!