وکیلانه خرداد ۱۳۹۳ - وکیلانه
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات

آرشیو برای خرداد, ۱۳۹۳

کاملاً بی ربط بابحث‌های اخیر دوستان پیرامون فلان خبرنگار

خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ دسته اجتماعی, درون گفتمانی | ۱۲ دیدگاه »

خدا رحمتش کنه. امروز چهارمین سالگردش هست. پدربزرگم می‌گفت: اگر دیدی یه بچه ای یه جایی تو یه ظرفی خرابکاری کرد، اگر عُرضه نداشتی پاکش کنی، طرف اون ظرف نرو، چون ممکنه ظرف رو به نیت نظافت بلند کنی، ولی به همه بپاشی و پخشش کنی… 

.

.

.

.

چهارم خردادِ امسال با طعم ماشین‌های پلاک اروند

خرداد ۴ام, ۱۳۹۳ دسته اجتماعی, انقلاب اسلامی, وقایع اتفاقیه | ۲۵ دیدگاه »

اختلاف طبقاتی یکی از جدی‌ترین علل وقوع جرم است. انگیزه بسیاری از مجرمان ارتقای سطح زندگی‌شان به سطح زندگی افرادی است که در طبقه‌ی اقتصادی بالاتری هستند. به نظرم اختلاف طبقاتی در جامعه به دو صورت می‌شود وجود داشته باشد.

گاهی یک قشرِ خاصی هستند که درصدِ ناچیزی از جامعه را شامل می‌شوند ولی از امکانات فوق‌العاده رویایی نسبت به سایرین برخوردارند. تقریباً شبیه اتفاقی که در زمان حکومت پهلوی وجود داشت و اکثر جامعه می‌دانستند که آن افراد “خاصه خور” هستند و رسیدن به آنها جز از طریقِ کانال خودشان غیرممکن است. گاهی هم اینجور نیست که درصدِ ناچیزی از امکانات رویایی برخوردار باشند بلکه درصدِ بالاتری از جامعه از امکاناتی برخوردار می‌شوند که بیشتر نمود ظاهری و تشریفاتی دارد و درصدِ بالاتری از جامعه که از آن امکانات برخوردار نیستند احساس می‌کنند با تلاش (بخوانید به آب و آتش زدن) می‌توانند به آن امکانات ظاهری دسترسی پیدا کنند. و این نوع دوم به نظرم بسیار خطرناک‌تر از نوع اول است. حالت دوم جرم خیزتر است. و متاسفانه جامعه‌ای که من در آن زندگی می‌کنم گرفتار چنین بلایی است.

.

چاله ای که بر اثر اختلاف طبقاتی در جامعه ایجاد می‌شود یا باید توسط دولت با اخذ مالیات از ثروتمندان و توزیع سطح نسبی از رفاه برای همه‌ی مردم پر شود یا توسط افرادی از طبقات پایین‌تر به وسیله جرم پر خواهد شد! یکی از دلایلی که در برخی کشورهایی که نظام حقوقی پیشرفته ای دارند و به بحث پیشگیری از جرم توجه کرده اند قوانین مالیاتی سختی وجود دارد همین است. چون دولت به خوبی درک کرده اگر جلوی ایجاد چاله‌ی اقتصادی بین مردم را نگیرد هزینه‌ای بسیار بالاتر از آن را باید برای دستگیری و مجازات و اصلاح مجرمان بپردازد!

خوب! کمی از بحثِ نظری دور شویم. بیاییم توی خیابان های شهرمان. مثلاً همین شهر دزفول. که امروز چهارم خرداد به مناسبت مقاومت‌ش در زمان جنگ روزی را به نام‌ش کرده اند. متاسفانه یک قانون کاملاً اشتباه و خطرناک (+) دو هفته ای می‌شود چهره‌ی خیابان های دزفول را تغییر داده. یکی از ویژگی‌های مناطق آزاد برداشته شدن گمرگ ماشین‌های وارداتی به آن است. و ظاهراً قانونِ جدید، محدوده‌ی استفاده از ماشین‌های مناطق آزاد را تا ۱۲۰ کیلومترِ هوایی وسعت داده است. این مقدار اجازه می‌دهد ماشین‌های پلاکِ منطقه‌ی آزاد اروند نزدیک آبادان، تا اهواز اجازه‌ی تردد داشته باشند و مشخص نیست دقیقاً به چه دلیلی قانون دو روزِ انتهایی هفته تردد در تمام سطحِ استان خوزستان را مجاز اعلام نموده است.

من این قانون را شنیده بودم، اما وقتی پنجشنبه همین هفته ای که گذشت مانور ماشین‌های آنچنانی پلاک اروند در شهر را دیدم احساسِ خطر کردم. ناخودآگاه احساس کردم مارتُن عجیبی که بین مردم شهر برای خرید ماشین‌های شاسی‌بلند و باغ‌های آنچنانی اطراف شهر به وجود آمده حالا احتمالاً به سمت خرید ماشین‌های پلاک اروند هم کشیده خواهد شد. و اینجاست که قانون خود با دستِ خودش نه تنها فکری برای پُر کردن چاله‌های اختلاف طبقاتی نمی‌کند بلکه آنها را عمیق‌تر هم می‌نماید.

همه جا وقتی اسم جنگ می‌آید، ذهن به سمت رزمندگان سوق داده می‌شود، اما وقتی اسم دزفول و جنگ کنار هم می‌آید، حکایت مردمان عادی را باید شنید که در خانه‌ی خود وسط میدان جنگ بودند. اسم‌ش پُشت جبهه بوده اما رسماً وسط جنگ را باید تصور کرد.

 خیلی دوست داشتم مثل سال گذشته بنویسم ““خرمشهر” را خدا آزاد کرد؛ “دزفول” را خدا نگه داشت” یا مثل دو سالِ پیش  “برای زادگاهم؛ پایتخت مقاومت ایران، دزفولِ قهرمان” بنویسم، یا مثل سه سالِ پیش از موشک‌بارانها بگویم اما به نظرم گرامی‌داشت گذشته برای ساختن آینده است، و وقتی داریم به دستِ‌ خودمان تیشه به ریشه صبوری و مقاومت می‌زنیم چگونه حال را بی‌خیال شده از گذشته بنویسم؟

ظاهراً در راستای اقتصادِ مقاومتی اول از همه مقاومت شهرهای پیروز در زمان جنگ نشانه گرفته شده است.