وکیلانه » » فرصت تاریخی برای خلع سلاحِ لباس شخصی‌های دهکده‌ی جهانی را از دست ندهید !
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
فرصت تاریخی برای خلع سلاحِ لباس شخصی‌های دهکده‌ی جهانی را از دست ندهید !
۲۳ام, مهر ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۱۰]

.

خداوند بر درجات متفکر شهید مرتضی آوینی بیفزاید. روزگاری مقاله‌ایی استثنایی نوشت‌(+) و گفت این حقیقت که ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ غرب را بشدت به اضطراب می اندازد!

البته این سخن مربوط به اوائل دهه‌ی ۹۰ میلادی است. روزگاری که شاید غرب در اوج قدرت‌ش بود و یکه‌تازی می‌کرد و به واقع دهکده‌ایی تشکیل داده بود و روزهایی مثل امروز را در خواب هم نمی‌دید. تنها مشکلش این بود که یک دهه‌ایی می‌شد که در یکی از خیابان‌های مهم این دهکده‌ عده‌ایی از اهالی دهکده‌ی جهانی شورش کرده بودند که به خیالش آنهم حل می‌شود.

جای سید خالی! کجاست حالا که ببینید نافرمانی مدنی فقط محدود به ایران نشده و  در گوشه به گوشه‌ی این دهکده‌ی جهانی از یمن و تونس و مصر و لیبی و بحرین گرفته تا یونان و ایتالیا و بریتانیا حتی قلب خانه‌ی کدخدا “وال استریت” هر کس مبتنی بر گذاره‌های وطنی خودش دارد شورش می‌کند. نافرمانی‌های مدنی روز به روز گسترده‌تر می‌شود(+) و دهکده‌ی جهانی در متزلزل‌ترین زمان واقع شده.

گستردگی جنبش وال‌استریت

حالا اما یک نکته‌ی مهم در این زمان تاریخی(+) وجود دارد:
سال‌های سال بود که برخی‌ها دانسته یا ندانسته در نقش لباس‌شخصی‌های دهکده‌ی جهانی  باطوم‌هایی را بلند کرده بودند و بر سر هرکسی که قصد شورش در این دهکده را داشت فرود می‌آورند. لباس‌شخصی‌هایی که به خودشان لقب “روشنفکر” داده بودند و باطوم‌هایشان عبارات موهومی بود به اسم “دمکراسی” “آزادی بیان” “سکولاریسم” “حقوق بشر” “پیشرفت غرب” “جامعه‌ی باز” “گفتگوی‌تمدن‌ها” و….

کلماتی که در عین نامشخص بودن و یا قلب معنایشان، مافوق‌مقدس محسوب می‌شدند و می‌شوند.
به طور مثال اواخر سال ۷۹ یک مطالعه برایم روشن کرد که در غرب “دمکراسی” حدااقل ۹ تعریف کاملاً متفاوت در مفهوم و لااقل ۱۹ شکل مختلف در اجرا دارد که بسیاری از آنها علاوه بر تفاوت حتی ناقض هم هستند اما در همان سال‌ها و حتی حالا در ایران “دمکراسی” یک امر مقدس محسوب می‌شود و مگر کسی جرات می‌کند علیه “دمکراسی” حرفی بزند؟ بلافاصله لباس‌شخصی‌های دهکده وارد عمل شده و با باطوم‌های خود چنان بر ملاج گوینده می‌زنند که تا مدت‌ها توان برخواستن نداشته باشد!

آری آزادی مطلوب است، اما کدام آزادی؟ حقوق بشر زیباست اما طبق کدام تعریف؟ جامعه‌ی باز لازم است اما “باز” به چه چیزی اطلاق می‌شود؟ چرا “دمکراسی” و لاغیر؟! چه کسی گفته هر چه بجز دمکراسی است استبداد است؟‌

در زمینه‌ی اقتصاد چرا “کاپیتالیسم” آخرین راه بشر فرض می‌شود؟ چرا اقتصاد فقط و فقط باید بر پایه‌ی بانک باشد؟‌ چرا “پول” حرف اول و آخر را می‌زند؟ در حقوق همین‌طور، در علوم سیاسی همچنین، در روانشناسی و جامعه شناسی و تمام علوم انسانی دیگر هم.

سال‌های سال است که در خود غرب این کلمات مقدس محسوب نمی‌شوند اما در کشورهای بدبختی مثل ما وضع بر عکس است!‌ بدبخت به لحاظ دانشکده‌های علوم انسانی. شما ببینید در همین قضیه‌ی اختلاس اخیر از همه‌جا صدا بلند شد، الا دانشکده‌‌های اقتصاد ما‍! چرا؟ والله علت‌ش عدم آزادی بیان نیست، علتش مریض بودن این دانشکده‌هاست.
و به نظرم حالا بهترین زمان برای علاج این مریض بدحال است. حالاست که باید گذاره‌های بسیار زیادی که سال‌هاست در دانشکده‌های علوم انسانی ما نشخوار می‌شوند و دانشکده‌های ما را تبدیل به دارالترجمه‌هایی بر پایه‌ی مکتب شناسی تاریخِ علم کرده، به چالش کشیده شوند. بدون ترس از لباس‌شخصی‌های دهکده‌ی جهانی! البته حتماً به محض حتی نزدیک شدن به نقد این کلمات، آنها وارد عمل خواهند شد، ولی نباید ترسید! باید یک‌بار برای همیشه این لباس‌شخصی‌های دهکده‌ی جهانی را خلع سلاح کرد و به آنها فهماند چیزی که در خواست‌گاهش هم تام فرض نمی‌شود نباید اینجا مقدس‌ و آرمانی فرض شود.



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: