وکیلانه » » سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !
۲۹ام, مهر ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۲۷]

 

در اولین روز از سفر ره‌بر‌ انقلاب به کرمانشاه روی یکی از عکس‌های استقبال مردمی نوشتم : "تمام مشکل سبزها اینه که فکر می‌کنن بیشتر از این مردم می‌فهمن، بیشتر از این مردم ایرانی هستن، بیشتر از این مردم در جریان امورن، این مردم نمی‌دونن، بی‌اطلاع‌ن و…"

آقای ضرغامی‌درست می‌گفت، میزان استقبال‌ها در قاب هیچ تصویری نمی‌گنجد اما کلیک روی تصویر زیر توصیه می‌شود!

اینکه کسی مخالف یک نظام باشد یا حتی در قالب اپوزسیون آن فعالیت منطقی داشته باشد هیچ اشکالی ندارد. اینکه کسی مدعی غیردمکراتیک بودن یک نظام هم باشد هیچ مشکلی ندارد. اما مشکل دقیقاً از آنجایی شروع می‌شود که یک گروه فکری یا افرادی از یک گروه فکری خود را "مردم" ب‌انگارند و یا خود را نماینده‌ی دائم و غیرقابل عزل مردم بدانند.

اتفاقی که بعد از دوم خرداد ۷۶ برای طیف فکری اصلاح‌طلبان افتاد! در آن زمان مردم به آنها رای دادند و آنها را انتخاب کردند ولی آنان خیال کردند که مردم آنها را به عنوان کسانی که بیشتر می‌فهمند! برای سرپرستی و آقابالاسری دائم العمر خود برگزیده‌اند و از این رو اولاً همیشه از موضع بالا و برتر به مردم نگاه کردند(+) و در ثانی به هیچ عنوان "نــه"ِ مردم را تاب نمی‌آوردند(+). از همان انتخابات شورای شهر که مردم به آنها نه گفتند شروع به جرزنی‌های بچه‌گانه کردند و هر چه پیش رفت و آنها با نه بزرگ‌تر مردم مواجه می‌شدند بیشتر برآشفته شدند تا در خرداد ۸۸ عملاً وارد مقابله مستقیم با رای مردم شدند.

با این وجود در میان این‌ها باز هم می‌شد و می‌شود افرادی را پیدا کرد که واقعاً‌ تصور می‌کنند حرفشان بر حق است و اکثریت مردم هم با آنها هستند و در راه احقاق حقی که آنرا متصورند تلاش می‌کنند.

اما افرادی وجود دارد که خودشان بهتر از همه می‌دانند در راه باطل و خلاف جهت مردم هستند و به همین دلیل، معمولا در نوشته‌های‌شان "گاف‌های" عجیب و بزرگی می‌دهند که اگر اعتقاد و باور قلبی به آن چیزی که ادعا می‌کنند، وجود داشت، هرگز و هرگز چنین گافهایی نمی‌توانستند بدهند! چون از کوزه برون همان تراود که در اوست…

نمونه‌ی بارز این افراد آقای دکتر "مهدی خزعلی‌" است. بدون هیچ توضیح بیشتری با هم نوشته‌ی اخیر ایشان‌(+) را می‌خوانیم:

از چرچیل می پرسند: " چرا تا آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت استعماری هند شرقی را درست می کنید! اما بیخ گوشتان، ایرلند شمالی را نمی توانید تحت سلطه درآورید؟"

چرچیل می گوید: " ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم! "

می گویند آن دو چیست؟

چرچیل پاسخ می دهد: " اکثریت نادان و اقلیت خائن! "

* بحمدلله ما هر دو را داریم……!

۱۳۹۰/۷/۲۵٫ مهدی خزعلی (+)

با این نوشته ایشان علاوه بر توهین به ایرانیان، هم به در اقلیت بودن خودشان اقرار کرده‌اند، هم به خائن بودن دوستانشان و هم به خیلی چیزهای دیگر.

مطالب مرتبط:

افکار سبزها خنده‌دارتر است یا جوک‌های راجع به سن آقای جنتی؟

 



۱۲۷ دیدگاه برای “سرانجام دکتر “خ” ضمن توهین به ایرانیان اعتراف هم کرد !”

  1. آذرخش گفت:

    باز خوبه حداقل تو سوتی هاشون اعتراف می کنن.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۴:

    اول آیا؟؟
    خوشحالم که دوباره پر رنگ هستید و اول و….
    ارادت داریم هاااااااا

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶:

    سلام
    ممنون از شما
    ما بیشتر ارادت داریم.
    باعث افتخاره در کناره عزیزانی چون شما باشم.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۱۵:

    خوبه همدیگه تحسین کنید

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۸:

    چیه اینم خار شده رفته تو چشم شما؟
    خوب اینم خدا رو شکر.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۲:

    خار؟
    اصلا می گم همدیگرو آنقدر ستایش کنید و ببرید اون بالا تا فرشته شید
    شاید هم امام،شاید هم پیغمبر

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۲:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    قل یا ایهاالکافرون
    لا اعبد ما تعبدون
    و لا انتم عابدون ما اعبد
    و لا انا عابد ما عبدتم… صدق الله العلی العظیم

    بی شک مهری که بین ماست برای شما قابل درک نیست
    خرسندیم به این مهر

    بچه ها به قول یه دوست قدیمی از امروز بیشتر قدر همدیگر را بدانیم:)

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۰۳:

    فرشته که هستیم.
    پیغمبر هم یه دونه داریم رو سر می ذاریمش. مثل شما نیستیم که هر ننه قمری مثل موسوی و کروبی رو تا حد پیغمبر بالا ببریم.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱:

    عادت کردید توهین کنید
    نهایتا به ننه قمر شما هم توهین می شود

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۵:

    “عادت کردید توهین کنید”
    عجیب روتون زیاده. یه نگاه به کامنت های دوستات تو همین پست بنداز متوجه می شی توهین یعنی چی.

    نمی دونم چرا تا یکیشون کم میاره یهو یه اسم دیگه مثل زورو وارد عمل می شه تا تعداد زیاد شه!!!
    حداقل مرورگرتون رو عوش کنید یا یه فیلترشکنی چیزی استفاده کنید آی پیتون عوض شه!!!

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۳:

    توهین می کنی بعد می گی برو اونای دیگرو نگاه کن
    آفرین به مکتبی که دارید

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۴:

    نه مکتب شما خوبه که ننه قمر رو با حرومزاده و حروم لقمه و … یکی می دونید.
    دیگه اینقدرم ضایع کار نکنید دیگه. یه کم حرفه ای تر باشید.
    فکر کنم پول هایی که بهتون می دن ته کشیده که اینجوری قاطی کردید.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۵:

    iهمینکه شما به توهین کردن افتادی و درد ننه قمر گرفتی خوبه :-)

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۹:

    همین که شما حرفه ای هستید و پی کشف پول خوبه
    پس جاسوس تشریف دارین

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۲۹:

    فکر نمی کنی هر دو تا کامنت یه خورده شبیه هم شد؟
    همینه می گم پولاتون ته کشیده قاطی کردید ها.

    [پاسخ]

    جلال پاسخ در تاريخ آبان ۳ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۰۰:

    ظاهرا پول شما زیاده و بیت المال در اختیارتان
    پس تا آنجا که می توانید خیانت کنید
    فقط یادتان باشد صبر ما زیاد است
    ضمنا ما پولی از کسی نگرفتیم و بیت المال دست ما نیست
    شما باید جواب گوی ۶۰۰ میلیارد دلار در آمد از نفت باشید
    فعلا ۳۰۰۰ میلیارد تومان را وردید وسط تا بقیه هبلی هبو کنید

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲:

    ما کسی رو پیغمبر نمی کنیم
    فعلا شما دارید تبلیغ می کنید و با بیت المال برا خودتون پیغمبر درست کردین

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۵۹:

    من براتون وان یکاد میخونم که چشم نخورید :))

    [پاسخ]

  2. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    هم از عکس بینظیر پر از حرف ممنونم. هم از متن از هم لینکها که مثل همیشه متن را مستند کرد.

    در مورد نوشته ها هم چیزی ندارم که بگویم. احتمالا ایشان در اکثریت نادان، جماعت بیشمار!!!! را عرض! کرده اند و در اقلیت خائن هم دوستانشان که از ترس حمایتشان نکردند!!
    وگرنه ایران که بخاطر مردم آگاهش همچنان مستقل و استوار ایستاده است.

    مهم تصویر حضور مردم است در حمایت از ولی فقیه. چه فقیر چه پولدار، چه باسواد و چه بی سواد و بامعرفت، چه کارفرما و چه کارگر، چه زن چه مرد، چه پیر چه جوان همگی عاشق رهبرند و به گفته خودشان جانشان را فدای رهبر میکنند. چون رهبر را یک شخص نمیدانند. رهبر برای آنها راهبر است به سمت آرمانها و اعتقاداتشان. اعتقاداتی که برایش خون دادند.

    خداقوت آقای صفا

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۸:

    سلام
    به شدت با شما موافقم
    پس دیگه همین حرف رو تکرار نمی کنم:)

    خیلی خوبه که انقدر قشنگ اعتراف می کنن به چیزی که هستن

    [پاسخ]

  3. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای حزب الله.
    خدا قوت.
    تشکر برای لینک های ناب و بسی جالب.
    و اما ایشون
    همون اقرار به خیلی چیزهای دیگر!!!
    یا حق

    [پاسخ]

  4. ناشناس گفت:

    اینکه کسی بر اساس قضاوتش درباره چند نفر، بگوید “همه سبزها” هم کمی اشکال دار است.

    [پاسخ]

  5. م.طاهري گفت:

    سلام

    گاهی یک حرف هایی می زنند که آدم شک می کند نکند طرف نفوذیه؟!

    [پاسخ]

  6. ناشناس گفت:

    هومن هنوز نیومده؟! کجایی هومن خان؟! بیا یه کم جو بده سر کیف بشیم!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۳:

    این کامنت شما بسیار زشت بود.
    رعایت اخلاق و ادب در مقابل کسی که تمام تفکرات‌ش مثل ماست هیچ هنری نیست، هنر رعایت اخلاق در برابر مخالفه….

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶:

    آفرین به شما آقای صفا
    بار دیگر نشان دادید که این فضای مقدس هر وقت لازم باشد تحمل می کند و …

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹:

    به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

    آقای صفای بزرگوار
    قطعا برای شما کاری نداره همین طور که توی متن ها حرفتون رو میزنین توی کامنتها هم بحث کنین و از این طریق جلوی خیلی از حرف ها رو بگیرید
    شخصا از شما ممنونم که با سعه صدر جلو میرید و ادامه میدید

    خداقوت

    [پاسخ]

  7. اصلاح طلب گفت:

    این جمله “یک گروه فکری یا افرادی از یک گروه فکری خود را “مردم” ب‌انگارند و یا خود را نماینده‌ی دائم و غیرقابل عزل مردم بدانند.” شما رو یاد خودتون نمیندازه؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۴:

    نه به هیچ عنوان :)

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶:

    :mrgreen:

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۵:

    پس می تونیم امیدوار باشیم که یک روز رهبر شما هم عزل بشه، به امید آن روز.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۱:

    یعنی شما تا حالا فکر می کردی رهبری مادام‌العمره و غیرقابل عزل؟

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵:

    آقای صفا ما رو گرفتی یا واقعا فکر میکنی میشه رهبر رو عزل کرد؟ تو همین وب سایت جرات داری از رهبر نقد کن تا بفهمی یه من ماست چقدر کره داره.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۵:

    میشه چرا نمیشه؟ اصل ۱۱۱ قانون اساسی هم تصریح به این کار داره و هم مشخص کرده در چه زمانی و طی چه پروسه‌ایی. اما مهم اینه که اون پروسه باید طی بشه نه اینکه چون یه عده دلشون نمی‌خواد پس رای مردم رو بی‌خیال و باقی ماجرا. الان تو همین مجلس خبرگان فعلی یه آقایی هست که حرف داره. اگر مردم در کل ایران قبول داشته باشند همچین افکاری رو در دوره بعدی به امثال ایشون رای می‌تونن بدن و پروسه‌ رو انجام بدن.
    فعلاً که اصلاً چنین چیزی نیست پس بهتره هیچ کس خودش رو مردم خیال نکنه! و رای و نظر و اقبال مردم رو باور داشته باشه.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۰۶:

    قدم اول عزل، نقد هست و هر وقت یک روزنامه یا وب سایت تونست از رهبر انتقاد کنه و یا به رهبر نامه سرگشاده بنویسه و مورد آزار و اذیت قرار نگرفت به اجرای اصل ۱۱۱ هم میشه امیدوار بود.
    خود شما هم بهتر از من میدونید که انتقاد از رهبری مساوی هست با توبیخ و زندان، بهتر هست که موقع بحث کردن تا حد امکان به شعور مخاطب احترام بذارید. ممنون میشم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۲۶:

    کی گفته قدم اول عزل، نقد هست؟ اصلاً این دو تا دو مقوله‌ی کاملاً‌ جدا از هم هستند. عزل رهبری توسط مجلس خبرگان یه تصمیمی هست مثل تصمیمات مجلس شورای اسلامی. مردم نماینده انتخاب می‌کنن و نمایندگان مردم کار خودشون رو انجام می‌دن.
    بارها تجربه کردم. معمولاً بحث مجلس خبرگان و رای مردم و نسبت اینها با رهبری که پیش میاد فوری افراد تفره می‌رن و بحث انتقاد از رهبری رو پیش می‌کشن. یعنی همین خود را مردم خیال کردن. مهم اینه که ما از رهبری انتقاد داریم و چون ما می‌گیم باید عزل بشه. نه آقا! اصلاً هم اینجوری نیست. مردم هرچیزی رو خواستن انجام می‌دن.
    من برای شما به بهترین نحو ممکن مثال آقای دستغیب رو زدم. اگر واقعاً مردم چیزی رو می‌خوان، بجای نامه سرگشاده و اینها، همونجوری که ایشون وارد مجلس خبرگان شدن دیگرانی رو هم وارد کنن و رهبری فعلی رو عزل کنن. خیلی کار سختیه؟ این حرف، خیلی حرف غیرقابل درکیه؟‌

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۱۹:

    قبلا جواب شما به این سوال که چرا هزینه نقد رهبر اینقدرسنگینه این بودکه این موضوع رو رد کنید. یکبار گفتیدجرم آقای نوریزاد هم نامه نوشتن نبوده (که البته بعد توضیح ندادیدچی بوده چون من هنوز نمی دونم). ولی به نظر میاد دیگه چون تعطیلی وبلاگ ها و تاب نیاوردن کوچکترین انتقادی باعث شده برادران و خواهران حزب الهی هم تحت تاثیر قرار بگیرن روش سوال عوض شده.

    می شه بگین کجای قانون اساسی نوشته اگر کسی به آقای خامنه ای انتقاد کرد کار غیر قانونی کرده که افراد دارن این هزینه ها رو براش می دن؟

    من اصلا سوالم عزل و نصب نیست. به نظر من انتقاد باعث بهبود عملکرد افراده. و لزوما هر نقدی معنیش این نیست که فرد منتقد می خواد طرف رو عزل کنه. همونطوری که من فکر نمی کنم این آقایون و خانم هایی که از حرفهای رهبر درباره برگشت نخست ویزیری انتقاد کردن هدفشون عزل ایشون بوده باشه. و رهبر این کشور هم یه آدمیه مثل بقیه، همونطوری که خودش اذعان می کنه، و برای من سواله که چرا نباید بشه براش نامه سرگشاده نوشت و در تلویزیون و روزنامه و وبلاگ عملکردش رو نقد کرد. یعنی در واقع سوالم اینه که بر اساس کدوم اصل قانون اساسی چنین رفتارهایی با مردم منتقد صورت می گیره.

    محلس خبرگان کارش مثلا قراره نظارت باشه، این چه جوری حق رو از مردم می گیره؟
    رهبر هم وظیفه اش نظارت بر مجلسه. ولی شما به خودت حق می دی از مجلس انتقاد کنی.
    چرا همین روند رو در مورد بقیه اجازه نداریم پیاده کنیم؟

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۲:

    متاسفانه افرادی هستن که دارن این کارهای اشتباه رو انجام میدن و برخورد سلبی میکنن.
    یه بار آقای صفا درمورد اینها نوشت:
    http://24tir.ir/?p=7657

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۳:

    خوشحالم شما با این مسئله مخالفین. و اون نوشته آقای صفا رو هم قبلا نخونده بودم و ممنون که فرستادین.

    ولی قضیه اینه که به نظر من این افراد یه سری افراد کم تعداد خود سر (اونجوری که معمولا گفته می شه) نیستن. این اتفاق اونقدر افتاده و مردم چنان هزینه هایی براش دادن که به نظر من کمی ساده انگاریه که فکر کنیم اشتباه بوده. بخصوص که با این همه حکم زندان و تبعید، من تا بحال ندیدم رهبر به این برخورد ها اعتراض کنه. یا جواب نامه هایی رو که مردم در انتقاد براش می نویسن بده. یا حتی اشاره ای به این ماجرا بکنه. در حالیکه در ۲ سال گذشته ایشون درباره اکثر مسائل ریز و درشت کشور یا صحبت کردن یا اظهار نظر رسمی کردن یا روند قضیه رو تغییر دادن.

    قوه قضاییه از این تصمیم ها دفاع می کنه و همچنان هر انتقادی رو به اسم توهین مجازات می کنه.

    و به نظر شدت این برخورد ها با روحانیون، که خیلی وقتها ما حتی خبرش رو هم نمی شنویم، ضربه شدیدی به روحانیت زده و به شدت ترکیب مجلس خبرگان و حوزه علمیه رو تحت تاثیر گذاشته. این ماجرا چیزی نیست که آدم به عنوان یه اشتباه از کنارش بگذره.

    اینکه راهی برای انتقاد از شخص اول کشور نباشه، به خودی خود فساد آوره. به شدت هم فساد آوره. در کشورهایی با سابقه های خیلی طلانی دموکراسی هم آدم می بینه که خیلی وقتها اگه مطبوعات آزاد نبودن، خیلی مسائل در فساد داخلی سیاست گم می شه. اجازه اظهار نظر و آزادی بیان مهمترین اصل سلامت یه جامعه است. نمی شه راحت از کنارش رد شد.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۲:

    آقای عزیز وقتی نمیشه یک نفر رو نقد کرد چطور میشه حرف از عزلش زد. چرا برای این که یک چیز واضحی رو قبول نکنید باقی واضحات رو هم دارید نفی می کنید.
    شما که دارید سید علی محمد دستغیب رو برای من مثال می زنید می دونید که بعد از انتقاد از رهبری یه مشت بی ناموس که به خاطر پول حاضر هستن ناموس خودشون رو هم بفروشن ریخت بیت و کلاس درس ایشون و با شعار و فحش بهش فهموندن که انتقاد از رهبر یعنی چی. تازه آقای سید علی محمد دستغیب که مجتهد و مرجع بود و انتقاد از رهبری وظیفه قانونی و شرعی اش.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۳:

    بازم انگار عصبانی شدی ها. نگو این کلمات زشت رو. باور کن حرفهای خوبی میزنی. جای این کلمات زشت توی حرفهای تو نیست. اینا مال کسانیه که اصلا نمیفهمن منطق یعنی چی.

    اما درباره این سید. مردم از حق مدنی خودشون استفاده کردن و رفتن دم در مسجد آتشیها که اعتراض کنن به ایشون با شعار فقط. همون حقی که شما ازش دم می‌ زنید همیشه.
    در مقابل اما این طرفداران سید چیکار کردند:
    این تصاویر رو دیدید: اینها فقط بخشی از وحشی بازی اونهاست
    http://rajanews.com/detail.asp?id=60604

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۵:

    با ادب. اونایی که فقط با شعار رفتن جلو و فقط اعتراض کردن مثل همه جای دنیا، جوابشون قمه و آجر و سنگ بود؟
    اونقدر مجتهده که چهارتا مثل اینها رو تربیت کرده لابد.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳:

    عجب!

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹:

    در سالهای اخیر به کرات افرادی تند رو را دیدم که به روحانیون با سلیقه متفاوت سیاسی توهین می کنند .و این وقتی اتفاق می افتد که تفکر سیاسی ضعیف انها به گل می نشیند .
    و همانطور که بارها گفتم این تفکر ضعیف و غلط قادر به دادن تحلیل و اتخاذ مواضع مناسب نیست .پس باید توهین کند به روحانی .
    روحانی که در شیعه همیشه مستقل از دولت و قدرت دنیوی کنار مردم درد کشیده بوده و مبارزه می کرده .
    همین روحانی که امروز به منافع پشت می کند باید مورد توهین این ابر ایدولوژی ها قرار بگیرند .
    وقتی به یک روحانی عبارت ضد انقلاب را می چسبانند چه نیتی در کار است ؟چگونه مردمی که خودشان انقلاب کردند ضد انقلاب می شوند و مورد توهین عده ای فرصت طلب قرار می گیرند .
    همین ها مردم را نسبت به مذهب بد بین می کنند .مردم از خود می پرسند چگونه کسی که بینیش از چادر بیرون است دهان به ابرو بردن یک روحانی که عبادت می کند و برای عقایدش استقامت می کند …باز می کند ؟

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰:

    چی شد؟ حالا “روحانی” خوب شد؟
    چطور مال شما باشه “روحانیه” و باید محترم شمرده بشه ولی بقیه شون “آخوند” هستن.
    خیلی به خدا رو دارید. خیلی.
    نمی دونم چطوری روت می شه این جمله ها رو بکار ببری.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۵۴:

    درباره اینکه گفتین مردم اگه خواستن دفعه دیگه رای بدن به امثال آقای دستغیب.
    من با یه چیزی که به نظرم پس زمینه حرف شماس موافقم. اینکه خیلی ها تا این اواخر اهمیتی رو که باید به انتخابات مجلس خبرگان نمی دادن. من خودم هم از همین افراد بودم. ولی چند سال پیش به این نتیجه رسیدم که این کار اشتباهه و در انتخابات قبلی شروع کردم تحقیق کردن درباره آدمها. ولی متاسفانه دیگه کاندیداها خیلی فرقی با هم نمی کردن. در خیلی از حوزه ها.
    انتخابات مجلس خبرگان هم مثل همه انتخابات های دیگه در ایران نظارت استصوابی داره. و یه سری آدم که از طرف رهبر انتخاب شدن تصمیم می گیرن کی می تونه وارد انتخابات بشه کی نه. که این یعنی یه دور باطل. آقای دستغیب بخاطر مرتبه علمی و پایگاه اجتماعی که داره مورد خاصیه. و از این موارد خاص زیاد نیست. در انتخابات قبلی در اکثر حوزه ها تفاوت های خیلی کمی بین کاندیدا ها بود.
    روحانیون منتقد خیلی هاشون خودشون تو زندانن. وارد مجلس خبرگان شدن که بماند.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۴:

    حرفهای خیلی خوبی مطرح کردید.
    ببینید خوبی مجلس خبرگان اینه که تقریباً علما و روحانیون برجسته‌ در تمام استان‌ها دارای جایگاه مردمی بسیار قوی هستند که هیج‌کسی نمی‌تونه اونها رو از مردم جدا کنه مگر اینکه خودشون از مردم جدا بشن. اگر فرصت بود من تک تک اسم می‌بردم. الان به طور قطع و یقین کسانی که در حال حاضر در مجلس خبرگان هستند منتخب و محبوب بلامنازع هر استان هستند.
    الان شما مشکلتون اینه که می‌فرمایید کسی که همفکر شما باشه یا نزدیک به شما باشه رو پیدا نمی‌کنید. خوب آیا این دلیل‌ش به قول شما نظارت استصوابی هست؟ یعنی کسی هست که نزدیک‌به فکر شما باشه و در اون حد هم سرآمد باشه ولی حکومت بهش اجازه نداده باشه و ردصلاحیت‌ش کرده باشه؟ (نه فقط در حوزه‌ی انتخابیه‌ی شما بلکه فراگیر بودن این امر در تمام کشور رو می‌گم).
    یا نه دلیل‌ش اینه که اجماع بسیار قوی بین علمای کشور در خصوص تایید رهبری وجود داره؟ آیا در تمام کشور و در دیگر استان‌ها کسی هم‌طراز و در حد آقای دستغیب نیست یا نه هست ولی مخالفتی با رهبری ندارن؟

    ببخشید که این مثال رو می‌زنم. فقط قصدم مثال هست نه خدای نکرده جسارت به شمای بزرگوار.
    الان کسی اگر در روسیه باشه و افکار همجنس‌گرایانه داشته باشه و بخواد از طریق رای به نمایندگانی که این فکر رو دارن این رو قانونی کنه با مشکل مواجه می‌شه که کسی نزدیک به فکرش پیدا نمی‌کنه. آیا مشکل از فکر اونه یا از نمایندگان و مردم روسیه که به همجنس‌گرایی علاقه ندارن؟

    پاسخ به شبهه‌ی بسیار مهم دور رو هم که فرمودید تو یه کامنت مستقل پایین جواب می‌دم. حتما مطالعه کنید و اگر باز سوالی بود بفرمایید.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵:

    صفا :ببخشید که این مثال رو می‌زنم. فقط قصدم مثال هست نه خدای نکرده جسارت به شمای بزرگوار.
    الان کسی اگر در روسیه باشه و افکار همجنس‌گرایانه داشته باشه و بخواد از طریق رای به نمایندگانی که این فکر رو دارن این رو قانونی کنه با مشکل مواجه می‌شه که کسی نزدیک به فکرش پیدا نمی‌کنه. آیا مشکل از فکر اونه یا از نمایندگان و مردم روسیه که به همجنس‌گرایی علاقه ندارن؟ ………………………………………..
    نظر هومن :
    خیلی برایم جالب است …. شخصی که می پرسد چرا ترکیب تفکر مسولین با نظریات سیاسی ما اینقدر در ایران متفاوت است ؟
    و ما پاسخ دهیم این ایرادی ندارد .در روسیه مسولین هم همجنس باز نیستند و این در حالی است که در میان مردم همجنس باز وجود دارد !
    اقای صفا این مغلطه نیست ؟ببخشید باید عذر خواهی کنم از به کاربردن این عبارت .

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۵۴:

    تعداد اعضای مجلس خبرگان ۸۶ نفره. حدااقل شما باید ۸۷ نفر عالم و مجتهد در حد مجلس خبرگان اسم ببرید که تو زندان باشن تا بشه قبول کرد اکثریت با اینایی که الان تو مجلس خبرگان هستند،‌نیست.
    اما نمی‌ خواد اونقدر رو بگید. شما لطفاً یه لیستی چیزی بدید که توش یه بیست تا نه ۱۵ تا اسم از این مجتهدین توی زندان که میگید باشه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۷:

    بله روحانیونی هستند که منتقد باشن ولی همونطور که گفتم خیلی هاشون در زندانن. مثلا شاگردان آقای منتظری در حوزه نجف اباد و حتی اصفهان (که من بیشتر باهاش آشنا هستم) می تونستن راحت انتخاب بشن ولی نمی تونن کاندیدا بشن.

    به نظر من اگه یه سیستم قبول داشته باشه که رای مردم و اجماع نظر اونا نتیجه درست رو می ده، نظارت استصوابی نباید باشه. نه در مجلس نه در مجلس خبرگان.

    و در آخر اینکه ، اینکه لازم باشه مخالفین در قد و اندازه آقای دستغیب باشن تا بتونن آزادنه کاندیدا بشن و انتخاب بشن اشتباهه.

    تا وقتی نظارت استصوابی وجود داره و یه سریا قبل اینکه فرصت کاندیدا شدن داشته باشن رد می شن از صحنه، این ادعا که اگه بودن هم انتخاب نمی شدن ادعای ناحقیه. چون مثل اینه که کل آدم بگه من می دونم مردم چه تصمیمی خواهند گرفت و خودم از الان اون تصمیم رو می گیرم. یه نفس انتخابات رو از بین می بره به نظر من.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴:

    آقای کروبی رو فعلا می ذارم کنار که دعوای جدید پیش نیاد.
    از روحانیونی که بابت نظراتشون زندان رفتن یا حبس شدن یا تبعید شدن آقایون منتظری، قابل، اشکوری، بروجردی، کدیور معروفترین هاشون هستن.
    یه کم غیر معروفاشون و شاید تازه کار تراشون آرش هنرور شجاعی و محمدرضا نواللهیان، محمد تقی خلجی.

    تا جایی که سواد من از حوزه قدر می ده هم دادگاه ویژه روحانیت به شدت روی روحانیون از ابتدا حساسه. یعنی اصلا فرصت رشد به طرف داده نمی شه که حالا بعدا بخواد به مجلس خبرگان برسه.

    و در آخر هم اینکه، اگه یه روند اشتباهی وجود داشته باشه، تا اون روند درست نشه نمی شه فهمید چند نفر تحت تاثیرش بودن. وقتی اظهار عقیده برای یه عده هزینه داره برای یه عده نه، قاعدتا کسانی که آزاد ترن فرصت های بیشتری برای بالارفتن از پله های سیستم پیدا می کنن.
    مثل اینکه شما نزارین مخالفینتون برن دانشگاه، بعد شرط گرفتن یه کاری رو بکنین داشتن مدرک لیسانس، بعدم بگین خب از اونا هیچکی لیسانس نداره واسه همین ما مجبوریم کار رو بدیم به طرفداران خودمون.

    اینکه شما بشینین بشمرین که بازم اینا ۸۷ تا نمی شه چیزی رو اثبات نمی کنه.

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۹:

    بیتای عزیز بابت جوابهای عالی و سنجیده تون از شما تشکر می کنم و امیدوارم بعد از یه مدت مثل من ناامید و خسته نشید.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۶:

    لااله الا الله. همینها رو که میگی اکثراً در خود سایت جرس با عنوان طلبه!!!! اسمشون رو میآوردن حالا یک شبه چطوری شدن مجتهد؟
    http://www.teribon.ir/archives/75236

    یه خورده مطالعه بفرمایید لطفا. آقای قابل روحانیه اصلاً ؟
    چرا به این راحتی عقلانیت رو زیرپا می‌ زارید….. واقعاً متاسفم.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۰:

    آقای محترم، من نگفتم همه اینا مجتهدن. خودم بعضی هاش رو نوشتم تازه کار. چرا نمی خونین کامنت رو؟ زیرش هم توضیح دادم چرا به نظرم اینا مهمه. چون راه پیشرفت روحانیون منتقد در حوزه بسته اس.

    آقای قابل هم روحانی بودن قبل اینکه بخاطر عقایدشون در دادگاه ویژه خلع لباس بشن. قبل اینکه به دیگران تهمت بی مطالعگی بزنین حداقل ادعاهاتون رو چک کنین.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۳:

    در آن زمان مردم به آنها رای دادند و آنها را انتخاب کردند ولی آنان خیال کردند که مردم آنها را به عنوان کسانی که بیشتر می‌فهمند! برای سرپرستی و آقابالاسری دائم العمر خود برگزیده‌اند و از این رو اولاً همیشه از موضع بالا و برتر به مردم نگاه کردند
    ……………………………………………………………….
    تحلیل بنده تفاوت دارد .در ان زمان مردم مجال یافتند به طیف اقتدار گرا نه بزرگی بگویند .و با انتخاب اقای خاتمی در دو دوره به کاندیدی که اقتدار گرایان معرفی کردند نه گفتند .ولی حقیقت این بود که اقای خاتمی توانست وضع معیشت را بهتر کند و اینهم ربطی به تخصص و مدیریت ایشان نداشت بلکه این خاصیت طیفی است که با دنیا کنار می اید و دیگران را تهدید نمی کند .خوب می دانید که با خاتمه شرایط تقابل خارجی و بیگانه تورم هم پایین می اید .و خاصیت دیگر اصلاح طلبان شفافیت انهاست .و اینکه فساد و سفارش ها کمتر است .نمی گوییم نیست و لی از انجایکه خود منتقد اقتدار گرایی هستند اهل سفارش نیستند . و کارهای بزرگ فراقانونی در ان دوره کمتر دیده می شود .
    ولی یک اصول گرای تندرو مطمن شده است که عاقلترین و مومن ترین و وافادارترین فرد است .و لذا اگر ادعایی بالاتر از قانون نماید تعجب نکنید .
    مهمترین مسله در انزمان غافلگیری بود که متوجه اصول گرایان و حیدر گویان شد انها نتوانستند جلوی انتخاب اقای خاتمی را بگیرند .ولی موانع بسیار بزرگی در مسیر ایشان درست کردند .
    من باید این مورد را بگویم که خیلی از مردمی که به ایشان رای داده بودند خواستار برچیده شدن بساط تندروها و اقتدار گرایان توسط او بودند و این امید در مردم رفته رفته به یاس تبدیل شد .و امروز اگر انتقادی میان مردم بر علیه اقای خاتمی ابراز می شود همین است .ولی دوستان بیداری از انتقاد یاد می کنند ولی نمی گویند ریشه انتقاد برخورد نکردن با خودشان از سوی خاتمی بوده !!!!
    هر چند مردم وضعی اقتصادی بهتری را داشتند و لی مایوس شدند پس در انتخابات شوراها و مجلس مردم مخالف بیداری ها سرد شدند و در غیاب انها مردم همیشه در صحنه موتور سوار با عیال دو ترکه به پای صندوق رای رفتند .ان موقع مردم می گفتند رای دادن و ندادن …خاتمی و غیر خاتمی یکی است .خود من هم رای ندادم .
    بیداری های تندرو موفق شده بودند .انقدر با اصلاحطلبان اصطکاک داشتند که شاهد بودید .
    در انتخابات ریاست جمهوری و در پایان دو دوره اصلاح طلبان ..اقای احمدی نژاد سرو کله اش پیدا شد .دقیقا یادم است که چگونه بسیج در مساجد شده بود ستاد انتخابی او .در اینجا مردمی که احمدی نژاد را نمی شناختند نظاره می کردند .برخی از خدا بی خبران بین مردم این را انتشار داده بودند که ایشان روحانی نیست و می تواند به مملکت خدمت کند .و با این وسیله سعی می کردند که برای او در مقابل روحانی سیاستمداری مانند اقای رفسنجانی رای جمع کنند .
    این انتخابات هم جندان بدون مشکل نبود و به هر حال بیداری ها به خود امدند و تصمیم گرفتند که دیگر اجازه ندهند به هر قیمتی کسی که بیداری نیست وارد سنگر ریاست جمهوری شود .
    چهار سال اول ریاست جمهوری اقای احمدی حاصلش گرانی مسکن و دشمن تراشی در دنیا بود .گرانی و بیکاری هم که هدیه ان .شعارهای ایشان رنگ باخت .
    بیداری ها در مقابل مردم صف کشیدند .شعارهای انقلاب دوباره زنده شد .
    دور بعدی انتخابات مردمی که پس از اقای خاتمی سرد شده بودند و نا امیدانه به اوضاع نگاه می کردند به پای صندوق امدند .افرادی مثل بنده فکر می کردند که با مشارکت بالا امکان جابجا کردن ارا نیست .
    اینبار مردم قاطعانه تصمیم داشتند به نحوی قانونی به اقتدار گرایان نه بگویند .
    قافل از اینکه انها کار خود را تمرین کرده و به سرانجام رساندند .
    چنانچه ما سیستم امار گیری واقعی داشتیم …ابتدا درصد مخالف اقتدار گرایان مشخص می شد .و بر اساس ان سند داشتیم که ۲۰ میلیون نفری که در ایران به اقتدار گرایان نه گفتند در این انتخابات کجا رفتند ؟انتخاباتی که حکم مرگ و زندگی برای مردم داشت .
    ولی خوب می دانیم که در ایران چنانچه موسسه ای اقدام به نظر خواهی از مردم و ثبت ان نماید مورد تعقیب قرار می گیرد و مارک عامل بیگانه به ان می چسبانند .
    در این فضا اقای صفا فقط باید برای دوستان خودش مطلب بنویسد .زیرا انها برنامه ریزی شده اند که این مسایل را نبینند .
    الان هم که بانوان بیداری بدور اقای صفا جمع شده اند و برای هم تعارف تیکه پاره می کنند .
    اقای صفا می نویسد انها هم تایید می کنند .
    امروز مردی ۵۴ ساله را در میدان امام دیدم او کاسب همانجا بود … داشت عنواین خبری صفحه اول روزنامه های ورزشی را می خواند …به کسانی که برای سودجویی به ورزش امده اند انتقاد می کرد …
    جمله ای گفت که من سالها دنبالش می گردم .

    می گفت :

    هر روز نگاهی به خیابان لاله زار می کنم … به اطراف ..به مغازه ها و خیلی چیزهایی که قبلا وجود داشت و الان نیست …
    باور نمی کنم که از دست داده باشیم این همه موارد را .برای همین هاج و واج می گویم نکنه مرده ام و به دنیای دیگر رفته ام ؟باورش سخته ..
    او اضافه کرد که تعجب می کنم از دیدن کسانی که پس از انقلاب به دنیا امدند و امروز فکر می کنند که زندگی باید همین باشد و هیچ ذهنیتی ندارند که فضای زندگی ایرانیان می توانسته چه باشد و برای دیدن زندگی و نمونه های پیشرفته به خارج از کشور می روند و پذیرفته اند که ما باید همینطور باشیم .

    باور کنید کسی که زندگی سابق را حتی در زمان نوجوانی دیده باشد الان مثل دیوانه هاست .افسرده و نا امید .هاج و واج …
    چرا زندگی به این شکل شد ؟
    اصلاح طلبان روشنایی بودند که در تاریکی می توانست امیدها را زنده کنند .با معرفی جامعه مذهبی که با دمکراسی هم کنار می اید و ارتباط با دولتهای دیگر را هراس انگیز معرفی نمی کنند .
    انها به انقلاب معتقدند و خیلی از انها در زندان رژیم سابق بودند .

    [پاسخ]

  8. سلام.
    از کجا فهمیدید که این مطلب مربوط به سفر آقاست؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۶:

    ادعا نکردم مربوط به سفر به کرمانشاه هست. حتی می‌خواستم عکس رو پایین مطلب ایشون بزارم گفتم شاید کسی خیال کنه عکس جزء مطلب ایشونه و این کار رو نکردم.
    اما تاریخ نگارش مطلب مال ۵ روز پیشه.

    [پاسخ]

  9. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام آقای صفا
    ممنون
    یاد دوران زندان امام کاظم علیه السلام افتادم و اینکه هارون از هر دری ایشون رو شکنجه داد نتیجه نگرفت تا اینکه یک نادانی را با ایشان هم سلول کرد….

    [پاسخ]

  10. مهاجر گفت:

    سلام بر اهالی خوب حزب الله : ) ما چون اهل انصافیم رسما” اعتراف میکنیم که این جناب دکتر به روشنی اقدامات و فعالیتهایشان را سخیف و مبتنی بر بدترین ها معرفی کرده اند. حرکتی که ابزار موفقیتش، جهل باشد و خیانت; نزد هر عقل سلیمی محکوم به سفاهت و شکست است. بماند که باز هم شدت بغض چنان بود که به نیت هجو، ناخواسته به مدح اکثریت ملت عزیز ایران پرداخته اند: دی

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹:

    عرض کردم اعتراف به خیلی چیزهای دیگه…

    [پاسخ]

    مهاجر پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۵:

    مانده ام که با این پشتوانه نظری، خواهان مدیریت یک ملت هستند؟؟؟؟ خبرها حاکی از ورشکستگی کارخانه سنگ پای قزوین است:))))

    [پاسخ]

  11. امیر گفت:

    اگر طول هر ماشین برابر ۳ متر باشد می توان تقریبا عرض کادر را بر حسب متر محاسبه نمود تقریبا ۱۰ تا ماشین می شود یعنی عرض کادر ۳۰ متر و طول کادر ۶۰ متر می باشد برای اینکه دید حداکثری داشته باشیم می توان بجای ابعاد ۳۰در ۶۰ فرض کنیم ۵۰ در ۱۲۰ باشد یعنی کادر را دو برابر فعلی در نظر بگیریم در اینصورت ۶۰۰۰ متر مربع توسط کادر اشغال شده است اگر منصفانه محاسبه کنیم در هر متر مربع بطور میانگین ۵ نفر قرار بگیرند در اینصورت کل ادم هایی که در این کادر هستند برابر ۳۰ هزار نفر می باشد فرض کنیم یکی از شما به من گیر بدهد که اشتباه می کنی من میگم ۵۰ هزار نفر ببینید تعداد افراد استقبال کننده کمتر از تماشاچیان یک داربی هستند.
    هرچند حزب الهی ها مخلس (mokh less: withouth any mokh) هستند من از باسواداشون که آمار خوندن و ریاضی و فیزیکشون از ما دانشگاه ازادی ها بهتر هستش مثلا یه بسیجی دانشگاه شریف بیاد برای من بطور علمی تعداد این افراد رو تخمین بزنه من میگم اون به عدد ۱۵ هزار خواهد رسید.
    من شما خواهش می کنم شماها برادر ما هستید دوباره خواهش می کنم احساسی فکر نکنین شما مرد هستید و بعضی هاتون درس خوندین و بعضی هاتون دکتر مهندس این مملکتین با دیدن یه عکس دل و دینتونو از دست ندین به نظر من بهترین را برای مشخص نمودن تعداد هواداران یه نفر استفاده از همه پرسی هستش اگر یک حاکم شجاعانه همه پرسی کرد بدونین طرفدار داره اگر از انتخابات ترسید و سعی کرد جمعش کنه بدونید که هیچ طرفدار نداره و همین ۱۵ هزارتای قاب عکسو هم براش جمع آوری کردن. مرسی که پست رو حذف نکردین از داشتن تحمل عقیده مخالف شما ممنونم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۴:

    امیرجان، عزیزم کلیک کردی روی عکس؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۴۴:

    اگه از افراد سمت راستی انتگرال بگیری بعد با مجذور افراد سمت چپی جمع بزنی و بهش سه برابر افراد پشت سری رو اضافه کنی و در نهایت با تعداد افراد جلویی جمع کنی، جواب حاصل اثبات یک جمله است:
    مـــــــــــــــــــــــــــــــا بیشماریم

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۳۲:

    معلومه مجبور شدی مجذورش کنی تا زیاد بشه

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰:

    ببین جناب
    بی خیال
    اوکی؟

    خیلی بده با این حرفها خودت رو مضحکه کنی

    اصن فک کن این عکسو تو سایه گرفتن خلوت بوده/ اوکی؟

    مهندس..شریف رفته…با سواد
    بی خیال

    آبروی خودت رو بیش از این نبر

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۱:

    درست حرف بزن

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۳:

    این ها همه نتیجه نبودن میون مردمه.
    اگه فقط برای یکبار تعصب کور رو کنار می گذاشتین و توی این تجمع ها و استقبال ها شرکت می کردین، نه اصلا از دور یا از پنجره خونتون نگاه می کردین حساب کار دستتون میومد.
    با اینجور انکار کردن ها فقط خودتون رو مضحکه می کنید.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۳:

    فردی که خود شستشوی مغزی شده از مابقی دعوت می کند که در تجمعات استقبال از مسولین شرکت نمایند تا حساب کار دستشان بیاید !!!!
    یک مسافر کش اظهار نظر می کرد .او تعجب می کند که کردهای محلی اغلب کشاورز و صورت انها مقابل افتاب سوخته …این صورت سرخ و سفیدها که کردی می رقصیدند از کجا امدند ؟
    من شما را دعوت می کنم به میان مردم بروید و گوشهایتان رااز زیر چادر ضخیم بیرون کنید تا بشنود حرفهای مردم .
    این که شما فکر کنید جماعت موافق بزرگی دارید ادعایی عجیب است .زیرا بسیاری از مردم ازرده هستند از اقتصاد و نداشتن ازادی .این درکش ساده است .
    ااقای صفا می گوید که پدرش دو خانه در زمان اقای احمدی نژاد خریده !!
    باید تصور کنیم حتما جناب طلبه درست می گویند .در این صورت در
    وضعیت بد اقتصادی که مردم خانه شان را از دست می دهند و قادر نیستند اجاره خانه بدهند من از ایشان خواستم توضیح بیشتری دهند که چگونه توانستند دو خانه بخرند و در این صورت اقای صفا برای حمایت از وضعیت فعلی دلیل محکمی دارد .
    از چند نفر امروز بعد از ظهر در محل شرکت از وضعیت مسکن انها پرسیدم .
    نفر اول خیاطی بود که ۵۶ سال داشت ولی سه سال پیش در اثر کسادی و نپرداختن دست مزدها از سوی بنکدار های لباس مغازه را بسته و چرخ هایش را می گذارد در انبار و به شغل نگهبانی مشغول می شود .
    او ۱۰ روز پیش مازاد تشخیص داده شد و اخراج گردید .ولی با اصرار کردن او مجبورش کردند که زمین طی بکشد و خدمتکاری کند .
    از او در مورد وضعیت مسکن پرسیدم .
    می گفت در منزل پدرش اتاقی دارد و با بچه هایش زندگی می کند .
    انهم یک مرد ۵۶ ساله !!!!!!!!!!!!!!
    پسر ۲۳ ساله اش ازدواج کرده .پرسیدم او خانه اش کجاست .گفت در طبقه پایین منزل پردم اتاقی هم به او داده ایم .
    دو نسل انقلاب در منزل پدر !!
    از بخش خدمات شرکت به جز یکنفر که مستاجر بود در حاشیه شهر مابقی در منزل پدر سکونت دارند با همسرشان .
    از سه راننده دو نفر در منزل پدر زندگی می کنند و متاهل هستند .
    یکی زیرزمینی در اطراف کرج اجاره کرده .
    دو همکار فنی با سابقه و مو سفید شده هردو مستاجر هستند و بسختی زندگی می کنند .
    فرزند هر دو مستاجر هستند و ازدواج هم کرده اند .
    انها دیگر اطاقی در منزل پدر ندارند .
    همکار فنی دیگر با سن ۵۲ سال اتاقی در منزل پدرش دارد .و با دختر و همسرش انجا زندگی می کند .
    فقط یکی از همکاران فنی با فروختن خانه پدری اپارتمان ۴۵ متری خریده .
    اقای صفا حقوق این افراد بین ۳۵۰ تا ۸۰۰ هزار تومان است .
    حرفهای من را اگر باور نکردید حاظرم تشریف بیاورید و این نمونه جمعیتی را در یک شرکت خصوصی اسم ورسم دار ببینید .
    چرا هموطن من باید امروز حقایق اجتماع را تحریف کند .اینجا کسی سند ندارد
    ولی افراد حضور دارند .بذبختی و فقر هم وجود دارد .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۵۷:

    هومن جان، من اون بار هم برای شما عرض کردم، مثال زدم من دو تا خونه دارم. مثال

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰:

    همونقدر که گوش های نوامیس شما از روسری های یک وجبی بیرون افتاده برای ما کافیه.
    وضع هر کسی ممکنه در هر دوره ای بالا و پایین بشه.
    اما چرا چشم خودتون رو می بندید؟ فعلا که همه بساز و بفروش ها از قیمت پایین مسکن دارن می نالند. باید از شما پرسید چرا واقعیت ها رو تحریف می کنید.
    من نمی دونم چطور شما یه روز خارج از کشور هستید و از همه اوضاع خیلی دقیق خبر دارید. یه روز تو ایران سوار مترو می شید. یه روز بین کردها سوار تاکسی می شید.
    عجیب طی الارض می کنید شما.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹:

    من نمی دونم چطور شما یه روز خارج از کشور هستید و از همه اوضاع خیلی دقیق خبر دارید. یه روز تو ایران سوار مترو می شید. یه روز بین کردها سوار تاکسی می شید.
    عجیب طی الارض می کنید شما.
    …………………………………………………………….
    لازم به استفاده از کلمات عربی نیست .شما احتمالا قاطی کرده اید همان چیزی که بنده معتقدم بیداری ها گرفتار ان هستند .لطفا خانه داری کنید و فرزندان را بزرگ کنید .انها را تربیت کنید و ان هم به گونه ای که مقابل اراده مردم درد کشیده نا یستند
    بارها در همین جا نوشتم که فرزندان بیداری در محیطی یکسویه بزرگ می شوند .هر گز انها اجازه پیدا نمی کنند که با حقایق اشنا شوند .
    گذشت انزمانی که با خواندن کتابهای دکتر شریعتی فرد انقلابی می شد .الان داستان سر سفره پدر تمامیت خواه نشستن است داستان عقده خالی کردن است .بیماری است .

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۴:

    وقتی برای یه موضوع جوابی ندارید مجبورید به چرت و پرت گویی رو بیارید.
    زیادی احترامت کردن اینجا خیلی روت زیاد شده.
    چرا جواب حرف منو ندادی؟ شما رو چه به سیاست. برو رستوران های خارج جونت رو طی بکش.
    اونم متوجه شدم معنی طی الارض رو نفهمیدی. برو یه سرچ بزن پیدا می کنی.
    شدیدا به عربی آلرژی داری ها. نمیری.

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۴:

    عزیزم این هومن خان عادتشونه
    زیاد پرت و پلا میگه
    میشناسیش که همیشه مخالف همه چیه
    نمیدونم چرا جواب این بی ادبای هم قماش خودشو نمیده
    چرا واسه “اصلاح طلب” که اینهمه بی حرمتی میکنه یه کامنت نمیذاره؟

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲:

    دوباره این آقا هومن افاضه فضل فرمودند با چندغلط املایی
    :mrgreen:

    [پاسخ]

    روان نويس پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۰۸:

    واقعا این شیوه محاسبه رو کى باب کرده؟!

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵:

    این شیوه محاسبه فقط نوبت ما که می شه خوبه.
    وگرنه برای تظاهرات خود سبزها که اینجوری نبود. کیلویی بود.
    یکی نیست بگه خوب اینجوری حساب کنیم که شما دو نفر بودید کلا.
    .
    .
    .
    راستی، آندروئیدت منو کشته. :wink:

    [پاسخ]

    روان نويس سابق پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۳۱:

    سلام.
    اى بابا ما خودمان معذب شده ایم با نمایش اندرویید شما دیگه بیشترش نکن. قابل شما رو داره البته! :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۰۴:

    چرا سابق اونوقت؟ :mrgreen:

    [پاسخ]

    روان نویس سابق پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶:

    چون من فعلا در کسوت روان نویسی حاضر نیستم. من الآن گل نازم! :P

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۴:

    عجب:)
    با این حساب؛ خوشبختم گل ناز :)

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶:

    شما محبت کنید جمعیت این دو تا عکس رو متری محاسبه کنید ببینیم کدوم بیشتره. سوادمون قد نمی ده!

    http://www2.bazinama.com/img/download.php?file=el0twucmzjmbk7v1v0u5.jpg

    و

    http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=photo&albumId=248&img=3378_562.jpg

    [پاسخ]

  12. امیرعلی صفا گفت:

    به بیتا:

    رسیدیم به همان شبهه ی معروف دور. که شورای نگهبان سروصل حلقه محسوب میشه.
    پاسخ های متعددی وجود داره. اما به اختصار:
    شما به انتخابات در دیگر کشورها (هر سه مدل لیرال دمکراسی) توجه کنید :
    آمریکا:
    بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، پس از انجام مبارزه انتخاباتی و تعیین نامزدهای هر یک از احزاب برای «هیئت انتخاب کنندگان»، مردم هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهوری را بر می گزینند. نظارت قانونی بر این روند به وسیله وزارت کشور صورت می گیرد و وزیر کشور هم به وسیله رئیس جمهور تعیین می شود:
    هیئت انتخاب کنندگان —–> وزیر کشور —–> رئیس جمهور—–> وزیر کشور

    فرانسه:
    مطابق قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه پس از اصلاحات ۱۹۶۲، رئیس جمهور، با رأی مستقیم مردم برگزیده می شود و وی با یک واسطه (نخست وزیر)، وزیر کشور را تعیین می کند و از آنجایی که وزارت کشور، نظارت بر بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری و هم چنین نامزدهای نمایندگی مجلس را بر عهده دارد، کسانی به انتخابات راه پیدا می کنند که وزارت کشور در نهایت صلاحیت آن ها را تأیید کند و از میان همین نامزدها است که نمایندگان مجلس و رئیس جمهور تعیین خواهند شد.

    انگلستان:
    نخست وزیر، وزیر کشور را تعیین می کند، وزارت کشور نیز، طبق قانون، مسؤولیت نظارت بر برسی صلاحیت های نامزدهای نمایندگان مجلس را بر عهده دارد و بر تأیید و رد صلاحیت آن ها نظارت عالی دارد. از طرفی این نامزدها نیز پس از پیروزی در انتخابات، نخست وزیر را تعیین می کنند و همچنین پس از معرفی وزیر کشور از سوی نخست وزیر به مجلس نیز به وی رأی اعتماد می دهند.
    نمایندگان پارلمان —–> وزیر کشور —–> نخست وزیر —–> نمایندگان پارلمان

    هرچیزی یک نقطه ی شروع داره و شما مشاهده میکنید در سایر کشورها هم میشه این اشکال رو مطرح کرد!

    اکنون باید دید مطلب ادعا شده که می‌فرمایید دور هست دقیقاً چه وضعیتی داره؟ اگر نسبت شورای نگهبان و خبرگان همان نسبتی بود که خبرگان با رهبری دارد، ادعای چنین دوری قابل قبول بود؛ یعنی، به این شکل که تمام گزینه ‏های زیر بدون استثنا درست باشد:
    ۱- خبرگان تعیین و نصب رهبر کند؛
    ۲- رهبر تعیین و نصب شورای نگهبان نماید؛
    ۳- شورای نگهبان تعیین و نصب مجلس خبرگان کند؛
    در حالی که واقعیت چنین نیست؛ زیرا
    اولاً نسبت مجلس خبرگان و شورای نگهبان با نسبت دیگر اعضای مجموعه، متفاوت است. زیرا شورای نگهبان هیچ کس را نصب نمی کند! بلکه عنصر چهارمی وجود دارد که نقش عمده را ایفا می‏کند و در دور ادعایی لحاظ نشده است و آن انتخاب مردم است (اصل مشکل همین‌جاست که دقت نمیشه)!
    یعنی، شورای نگهبان به هیچ وجه تعیین کننده(!) اعضای خبرگان نیست؛ بلکه اعضای خبرگان با میل خود برای نمایندگی، نامزد می‏شوند و کار شورای نگهبان، صرفاً نقش کارشناختی از نظر تشخیص صلاحیت‏های مصرّح در قانون اساسی و اعلام آن به مردم است و هیچ گونه حق نصب ندارد. سپس مردم هستند که در میان افراد ذی‏صلاح به نامزدهای مورد نظر خود رأی می‏دهند، و این انتخاب مردم و رأی دادن آنان به کاندیداهای خبرگان کاملا آزادانه و با اختیار کامل می باشد و واقعا اگر آنها چنین افرادی را قبول نداشته باشند در انتخابات حضور پیدا نمی کنند.

    نکته‌ی بسیار مهم اینه که در بطلان دوری که فرض شده، کافیه به این موضوع توجه بشه که مجلس خبرگان طبق مصوبه خودش، امر تشخیص صلاحیت رو به اعضای فقهای شورای نگهبان سپرده و چنانچه بخواد هر زمانی می‌تونه اون رو به گروه دیگری بسپاره یا حتی خودش انجامش بده و این امر مطابق قانون اساسیه.
    در اصل یکصد و هشتم قانون اساسی صراحتاً این حق به مجلس خبرگان داده شده . بنابراین انتخاب رهبری با مجلس خبرگانه و تعیین صلاحیت خبرگان با گروهی است که خودشون انتخاب می‏کنن نه رهبری !
    پس به هیچ عنوان اصلاً دوری تشکیل نمیشه.

    ببخشید اگر طولانی شد

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۲:

    درباره آمریکا:
    وزارت کشور هیچ حق قانونی برای تایید یا رد نماینده ها نداره. هرکس که بخواد می تونه کاندیدا بشه و در انتخابات شرکت کنه. اگه کسی بخواد از طرف یه حزب نماینده بشه، باید عضو اون حزب باشه. همونطوری که مثلا اصولگرا ها در ایران روند انتخاب لیستشون ربطی به وزارت کشور نداره و یه فرایند درون حزبیه.
    کار وزارت کشور در آمریکا مثل وزارت کشور ایرانه در برگزاری انتخابات. نمایندگان تمام کاندیدا ها در تمام مراحل همه جا حضور دارن. اگه کسی اعتراضی به چیزی داشته باشه، قضیه می ره به سیستم قضایی و چیزی مثل شورای نگهبان وجود نداره.

    درباره فرانسه:

    من تنها چیزی که پیدا کردم درباره اینکه یه نفر نتونه توی فرانسه کاندیدا بشه اینه که سابقه کیفری داشته باشه. وزارت کشور تحت هیچ عنوان دیگه ای نمی تونه کسی رو رد صلاحیت کنه. ممنون می شم اگه من دارم اشتباه می کنم منبع این توضیحی رو که دادید بفرستید.

    درباره انگلستان:

    در سیستم های پارلمانی، اولا نخست وزیر رییس حزبیه که در انتخابات پارلمان برنده می شه. یعنی مردم وقتی دارن به نماینده های مجلس رای می دن می دونن که کی قراره نخست وزیر بشه.

    ثانیا در این مورد هم من باز ندیدم که وزیر کشور غیر از کسانی رو که سابقه کیفری دارن بتونه از کاندیدا شدن منع کنه. یعنی درواقع نظارتش فقط چک کردن سابقه مجرم بودن آدماس. باز هم ممنون می شم اگه منبع دیگه ای اگه دارین بگین.

    داشتن یا نداشتن سابقه کیفری یه کاندیدا هم زمین تا آسمون با نظارت استصوابی که عقاید و نظرات طرف رو قضاوت می کنه فرق می کنه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱:

    من به عنوان یه دانش‌آموخته حقوق به شما عرض می‌کنم. در مورد امریکا اصلا اینجوری نیست که می‌فرمایید. در فرانسه به هیچ عنوان و در بریتانیا ابداً اینجوری نیست.
    چون از فرمایشات شما متوجه شدم با مبانی و تعریفات اولیه هم آشنایی ندارید (که البته منظور آشنایی تخصصی هست و هیچ ایرادی به شما نیست) توصیه می‌کنم از یه منبعی روش‌های انتخابات در ایالات متحده رو مطالعه بفرمایید بخصوص اینها رو مطالعه کنید تا بعد در مورد تطبیق‌ش با ایران هم بشه گفتگو کرد:
    مفهوم و مکانیزم کالج های انتخاباتی، آرایی به اسم الکترا، اصلاحیه ۱۲ قانون اساسی امریکا، عدم لحاظ رای حزب بازنده در هر ایالت و یکهویی رفتن همه‌ی آراء اقلیت برای اکثریت یا همون “اصل برنده همه چیز را می‌برد”.

    در خصوص فرانسه هم “شورای قانون اساسی” رو مورد مطالعه قرار بدید. در مورد بریتانیا هم عمق فاجعه خیلی زیادتر از اینه که بتونم توضیح بدم. حتی برای اخذ تابعیت هم باید سوگند وفاداری به ملکه رو خورد. بگذریم. اگر وقت کردم قول می‌دم با ذکر منابع در این خصوص چیزهایی بنویسم. اما اصل حرف من این بود که در اونجا هم سیستم برگزار کننده جزیی از دولت هست و میشه این ایراد دور رو مطرح کرد. بازم بگذریم نسبت به دو جواب بعدی من حرفی ندارید؟ اونها به نظرم قانع کننده هستند.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۴:۳۰:

    من اتفاقا با سیستم آمریکا خیلی آشنام چون توی انتخاباتش کار کردم.
    درباره آمریکا اینکه “اصل برنده همه چیز رو می برد” بر اساس اصل فدرالیسم تعریف شده. در انتخابات های مختلف هم فرق می کنه. هر ایالتی هم خودش تصمیم می گیره چه جوری پیاده اش کنه. این اصل یعنی که در خود کشور ایالتها به عنوان موجودات نسبتا خود مختار به حساب می آن و در مواجهه با سیستم فدرال یک کل رو نشون می دن نه مجموعه اجزا رو. در هر ایالتی دولت ایالتی مستقیما از طرف مردم انتخاب می شه و بیشتر تصمیماتی که به زندگی روزمره مردم ربط داره رو دولت ایالتی می گیره.
    و این فدرالیسم در تک تک اجزا سیستم قضایی و اجرایی آمریکا رعایت شده. سیستم انتخابات نماینده های سنا و اختیاراتی که احزاب اقلیت در سنا دارن هم بخاطر رعایت اصول فدرالیسمه.

    این ربطی به نظارت استصوابی نداره.

    الکترورال کالج در آمریکا یه فرایند فرمالیته اس و نماینده ها مجبورن که رای مردم رو اعلام کنن و هیچ قدرت تصمیم گیری ندارن.چون فرایند های قانونی اضافه شده که این قدرت رو ازشون گرفته. مردم هم در صندوق رای به رییس جمهور رای می دن.

    شما این فرایند های فرمالیته کشور ها رو که همه اشون روند های قانونی برای پیشگیری از احتمال سواستفاده رو دارن بر می دارین با روال عادی ایران مقایسه می کنید. که به نظر من مقایسه بسیار غلطیه.

    مثال سوگند به ملکه هم دقیقا همینه.
    در هیچکدوم این کشور ها هیچ کس از نظر قانونی نمی تونه حق کاندیدا شدن رو از کسی بگیره، مگر اینکه کاندیدا سابقه کیفری داشته باشه.

    در هر سه این سیستم ها حرف نهایی رو سیستم قضایی می زنه نه مثل ایران شورای نگهبان انتخاب رهبر. در نتیجه دوری که من دارم در ایران بهش اعتراض می کنم در هیچکدوم این دوتا وجود نداره.
    مسئله اینه که شما نظارت بر فرایند انتخابات رو با نظارت بر کاندیداها قاطی می کنید. همونطور که من گفتم کاری که وزارت کشور های این کشور ها می کنن مثل کاریه که وزارت کشور ایران می کنه نه مثل اختیارات شورای نگهبان.

    این حرفی که شما می زنین که مجلس خبرگان خودش تعیین صلاحیت رو به شورای نگهبان داده، دقیقا مثل اتفاقیه که در مجلس شورای اسلامی با طرح نظارت بر نمایندگان گذاشته شده. یعنی یه اکثریتی یه بار که مجلس رو گرفتن، یه فرایند فراقانونی بزارن که از اون به بعد هیچ وقت اون اکثریت از دست نره. یعنی یه مجلس خبرگانی که وظیفه اش نظارت بر رهبری بوده، یه موقعی که اکثریتش با انتقاد از رهبر مخالف بودن، اختیارات خودش رو داده به یه گروه که انتصابی رهبرن و از اون به بعد گروه مخالف هیچ جوری نمی تونن وارد سیستم بشن.

    این کار در یه سیستم سالم که استقلال قوا توش رعایت بشه خلاف قانون اساسیه.

    و حالا که بحث جواب ندادن به سوال ها مطرح شد، من باز هم می پرسم. کجای قانون نوشته شهروندان نباید بتونن انتقاد کنن به رهبر؟ اینکه مجلس خبرگان وظیفه نظارت داره، حق رو از دیگران سلب نمی کنه. مثالش رو هم زدم. ممنون می شم اگه بگین کجای قانون اومده که انتقاد از رهبر مجازات داره و بر اساس کدوم اصل؟

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۲:

    شما اشتباه می کنید اقای صفا در مورد انتخابات امریکا اطلاعاتش بیشتر است !
    ببخشید از اینکه رک و راست گفتم !

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۵۹:

    من واقعا برام سواله شما که هر سوالی رو بخواین جواب می دین هر کدوم رو بخواین نه، چرا هی در مورد اینکه کی سوال ها رو بی جواب گذاشته حرف می زنین؟
    آدم همینجوری بخواد جواب می ده نخواد نمی ده. ولی وقتی در عین انتخابی عمل کردن، هی به دیگران می گین آها پس جواب نداری، یه خورده عجیب می شه.

    اون خانم یا آقایی که کنتر جواب دستشونه تو هر بحثی یه بار به ما می گن جواب نمی دین ممنون می شم حداقل این سه تا بحث اخیر رو که آقایون و خانمها درست بعد اینکه به من می گن چرا جواب نمی دی، خودشون سوالهارو بی جواب گذاشتن هم تو حساب کتاباشون وارد کنن.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۳۰:

    بزرگوار من کجا ادعا کردم در قانون گفته شده نقد رهبری جرمه که شما حالا از من این سوال رو می‌پرسید و بعد می گید چرا جواب نمی‌دی.

    ضمناً مهمتر از اینکه شما من رو قانع کنید یا من شما رو قانع کنم اینه که این حرفها گفته بشه و دیگران بخونن و هرکس برداشت خودش رو انجام بده. مهم شنیدن حرف مخالفه. شاید بعضی از نظرات من اشتباه باشه که با گفتن شما به اون پی ببرم و شاید حرفهایی رو شما بگید که درست نباشه و با گفتن من به اون پی ببرید. همین‌جور در بحث بین سایر دوستان.
    اگر قرار به جواب دادن باشه من مطمئن هستم هم شما حرف برای گفتن دارید و هم من. اما نیازی نیست هر کامنت‌ همدیگر رو جواب بدیم. بخصوص اینکه بحث مرتبط با متن هم نباشه.
    (البته این نظر شخصی منه)

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۹:

    من نگفتم به همه چی جواب بدین. به نظر من هم هر کسی حق داره انتخاب کنه چی رو می خواد جواب بده چی رو نه. فقط نمی فهمم چرا شما و دوستانتون،هی به ما ایراد می گیرید که چرا جواب نمی دین. یا وقتی به هر جمله ای جواب نمی دیم نتیجه گیری اینه که “پس حرفی ندارین”.

    طبق معمول، خواستم بگم اگه ممکنه برای خودتون و ما از یه قانون و منطق استفاده کنین.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۴:

    حرف شما درسته، اینکه جواب ندادن نباید به جواب نداشتن تعبیر بشه

    [پاسخ]

  13. عشقستان اسماعیل گفت:

    به اصلاح طلب
    میشه رهبر رو انتقاد کرد البته اگر صادقانه باشه و بدون غرض و مرض و….
    من خودم سال ۶۹ وقتی یه الف بچه بودم از ایشون طی نامه ای انتقاد کردم
    نتیجه اش هم دستگیری و … نبود والا

    [پاسخ]

    اصلاح طلب پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۷:

    حالا میشه بفرمایید کدوم مرجع قانونی تشخیص میده که انتقاد از رهبر صادقانه، بدون غرض و مرض هست یا نیست.
    اون حرومزاده ای که پشت موتور میشینه و با حیدر حیدر گفتن میره کوی دانشگاه و پنج تا دانشجو رو میکشه.
    اون بی ناموسی که میره حمله میکنه به بیت عضو مجلس خبرگان.
    اون حروم لقمه ای که محمد نوریزاد رو میندازه زندان به جرم نامه نوشتن به رهبر.
    اون پست فطرتی که احمدی زیدآبادی رو میندازه انفرادی به خاطر این که از رهبر انتقاد میکنه.
    کدوم بی شرف مسئول رسیدگی به صادقانه بودن انتقاد از رهبر هست، لطفا اسمش رو به ما هم بگید تا بدونیم.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶:

    می بینی چه قشنگ هویت واقعی خودتون رو کم کم رو می کنید.
    اول به اسم آدم با فرهنگ و منطقی میاید جلو اما زیاد دوام نمارید. نهایت شعورتون رو بالاخره نشون می دید.
    همه این القابی هم که گفتی ما تو روز عاشورا و بقیه وقتا تو دار و دسته شما دیدیم که بی ادبانه فریاد میزدن. اینه ته ادعای مدنیت و گفتگو و اینهایی که همیشه میگید.
    ولی دمت گرم. همین کامنت برای تمام دوستان مدعی ادب و فرهنگتون کافی بود.

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰:

    ما تو روز عاشورا و بقیه وقتا تو دار و دسته شما دیدیم که بی ادبانه فریاد میزدن. اینه ته ادعای مدنیت و گفتگو و اینهایی که همیشه میگید.
    ……………………………………………………………..
    شما نیاز داشتید که در مراسم عزاداری عاشورا …سناریوی بی ادبی را از جوانان ازادیخواه ایران بسازید .
    تمام دنیا می دانند که فرزندان خانواده های ایرانی که نرمال هستند و تظاهرات مذهبی شما را ندارند ….اتفاقا در مورد ایام عزاداری سختگیر تر هستند .شما می بینید که هیچ جوانی صدای دستگاه صوتیش را در ایام عزاداری بلند نمی کند و اصلا روشن نمی کند .و اتفاقا سی دی های نوحه می گذارند .این یک فرهنگ است و شما با این دروغ ها فقط افرادی مثل خودتان را تحت تاثیر می گذارید نه کسی دیگر را .
    ولی دستتان در مقابل انهمه کثافتکاری که اتفاق افتاد …در دفاع کوتاه بود لذا با یک برنامه ریزی و مهندسی منتظر امدن ایام عزادری شدید .
    ولی همین هم ابروی خودتان را در دروغ گویی می برد .

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸:

    یه حرف درست زدی.
    خانواده های ایرانی نرمال هستن. نیازی به وحشی بازی و آتیش زدن سطل آشغال و توهین به عاشورا و امام حسین (ع) ندارن.
    اما اونهایی که این کارا رو کردن که جزو خانواده های ایرانی محسوب نمی شن. یه مشت خود فروخته بدبخت بودن.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۷:

    آقای اصلاح طلب این چه طرز حرف زدنه؟ اینه اینهمه ادعا؟
    نکنه انتظار داری با این وضع حرف زدن جواب هم بگیری ها؟

    [پاسخ]

  14. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
    فردا دحو الارض است
    «شیخ طوسى» فرمود: مستحب است در این روز، این دعا را بخوانید:
    اَللّـهُمَّ داحِىَ الْکَعْبَهِ، وَفـالِقَ الْحَـبَّهِ، وَصارِفَ اللَّزْبَهِ، وَکاشِفَ کُـلِّ کُـرْبَـه، اَسْئَلُکَ فى هذَا الْیَوْمِ مِنْ اَیّامِکَ الَّتى اَعْظَمْتَ حَقَّها، وَاَقْدَمْتَ سَبْقَها، وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنینَ وَدیعَهً، وَ اِلَیْکَ ذَریعَهً، وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسیعَهِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ، فِى الْمیثاقِ الْقَریبِ یَوْمَ التَّلاقِ، فاتِقِ کُلِّ رَتْق، وَداع اِلى کُلِّ حَقٍّ، وَعَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْطْهارِ الْهُداهِ الْمَنارِ، دَعائِمِ الْجَبّارِ، وَوُلاهِ الْجَنَّهِ وَالنّارِ، وَاَعْطِنا فى یَوْمِنا هذا مِنْ عَطآئِکَ الْمَخْزُونِ، غَیْرَ مَقْطوُع وَلا مَمْنوُن، تَجْمَعُ لَنا بِهِ التَّوْبَهَ، وَحُسْنَ الاَْوْبَهِ، یا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَاَکْرَمَ مَرْجُوٍّ، یا کَفِىُّ یا وَفِىُّ، یا مَنْ لُطْف خَفِىٌّ، اُلْطُفْ لى بِلُطْفِکَ، وَاَسْعِدْنى بِعَفْوِکَ، وَاَیِّدْنى بِنَصْرِکَ، وَلا تُنْسِنى کَریمَ ذِکْرِکَ، بِوُلاهِ اَمْرِکَ، وَحَفَظَهِ سِرِّکَ، وَ احْفَظْنى مِنْ شَوائِبِ الدَّهْرِ، اِلى یَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ، وَاَشْهِدْنى اَوْلِیآئَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسى، وَحُلُولِ رَمْسى، وَانْقِطاعِ عَمَلى، وَانْقِضآءِ اَجَلى، اَللّهُمَّ وَاذْکُرْنى عَلى طُولِ الْبِلى، اِذا حَلَلْتُ بَیْنَ اَطْباقِ الثَّرى، وَنَسِیَنِى النّاسُونَ مِنَ الْوَرى، وَاَحْلِلْنى دارَ الْمُقامَهِ، وَ بَوِّئْنى مَنْزِلَ الْکَرامَهِ، وَاجْعَلْنى مِنْ مُرافِقى اَوْلِیآئِکَ، وَاَهْلِ اجْتِبآئِکَ وَأصْفِیائِکَ، وَبارِکْ لى فى لِقآئِکَ، وَارْزُقْنى حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الاَْجَلِ، بَریئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسُوءِ الْخَطَلِ، اَللّـهُمَّ وَ اَوْرِدْنى حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَاسْقِنى مِنْهُ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنیئاً، لا اَظْمَأُ بَعْدَهُ، وَلا اُحَلاَُّ وِرْدَهُ، وَ لا عَنْهُ اُذادُ، وَاجْعَلْهُ لى خَیْرَ زاد، وَ اَوْفى میعاد، یَوْمَ یَقُومُ الاَْشْهادُ، اَللّهُمَّ وَالْعَنْ جَبابِرَهَ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ، وَبِحُقُوقِ اَوْلِیآئِکَ الْمُسْتَاْثِرینَ، اَللّـهُمَّ وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ، وَاَهْلِکْ اَشْیاعَهُمْ وَ عامِلَهُمْ، وَ عَجِّلْ مَهالِکَهُمْ، وَاسْلُبْهُمْ مَمالِکَهُمْ، وَضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسالِکَهُمْ، وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ وَمُشارِکَهُمْ، اَللّـهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ اَوْلِیآئِکَ، وَارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظالِمَهُمْ، وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قآئِمَهُمْ، وَاجْعَلْهُ لِدینِکَ مُنْتَصِراً، وَبِاَمْرِکَ فى اَعْدآئِکَ مُؤْتَمِراً، اَللّـهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَهِ النَّصْرِ، وَبِما اَلْقَیْتَ اِلَیْهِ مِنَ الاَْمْرِ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ، مُنْتَقِماً لَکَ حَتّى تَرْضى، وَیَعُودَ دینُکَ بِهِ وَعَلى یَدَیْهِ جَدیداً غَضّاً، وَیَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضاً، وَیَرْفِضَ الْباطِلَ رَفْضاً، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلى جَمیعِ آبائِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ، وَابْعَثْنا فى کَرَّتِهِ، حَتّى نَکُونَ فى زَمانِهِ مِنْ اَعْوانِهِ، اَللّهُمَّ اَدْرِکْ بِنا قِیامَهُ، وَاَشْهِدْنا اَیّامَهُ، وَصَلِّ عَلَیْهِ، وَعَلَیْهِ السَّلامُ، وَارْدُدْ اِلَیْنا سَلامَهُ، وَرَحْمَـهُ اللهِ وَبَرَکـاتُهُ

    یا حق

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    چه قدر زیباست که تلویزیون را که روشن می کنی زیرنویس اعمال فردا باشد.حدیث و اعمال فردا را بین برنامه ها بگذارند.از مدینه برایمان دحوالارض را تعریف کنند.گویی تلویزیون بیدار شده!
    اول باری که این روز را شناختم چند سال پیش بود.سر کلاس دینی معلم اعلام کرد پاشیم بریم نماز دحوالارض بخونیم.کلاس ما رفت.کم کم بقیه معلم ها هم تعطیل کردند و آمدند.کار به جایی رسید که نزدیک نماز ظهر ناظم پشت بلندگو می گفت:بچه ها اگه کسی نماز امروز رو نخونده بشتابد.
    از اون به بعد هم ساعتی در این روز مدرسه جماعتا به نمازخانه می روند!!!
    یا حق

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۸:

    شکر اینهمه نعمت. شکر

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۸:۰۱:

    سلام
    واقعا امروز صبح به این شکر واجب خیلی فکر میکردم
    بعد از نماز صبح لباس پوشیده و آماده دم در بودم که همراه همیشگی بیاد تا بریم حرم
    پیامک داد من نمیام
    من هم تنهایی و با توکل به خدا راه افتادم
    هوا تاریک بود
    کمی که رفتم سر کوچه یه خانم سرش رو از شیشه ماشینش در آورد و گفت: حرم میری؟
    گفتم : آره
    گفت: بیا با هم بریم
    تشکر کردم و گفتم: خیر . ممنونم برنامه هر روزمه پیاده میرم
    خانمه که رفت چون تاریک بود کمی ترسیدم
    بعد از یک ساعت هوا آرام آرام روشن شد
    تا اون موقع رسیده بودم حرم جای همتون خالی
    ولی تمام مدت به این فکر میکردم که کجایی دنیا یه خانم اون موقع صبح می تونه تنها مسیری به این طولانی رو بره و این همه هم امنیت داشته باشه
    خدا رو شکر
    کاش ببینید آن هایی که خفاش وار خودشون رو به کوری زدن

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۱۵:

    یا وارث
    الحمدلله رب العالمین
    به عدد آنچه علم تو به آن احاطه دارد معبود من.
    یا حق

    [پاسخ]

    هومن پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۲:

    خیلی خوبه که مدارس در فرهنگ سازی اعمال مذهبی موفق بوده .ولی چرا جامعه به این شکل است ؟

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۱۷:

    ای بابا
    بحث سر امنیت جامعه است
    چه ربطی به فرهنگ سازی داشت الان
    تو رو به هر کی اعتقاد داری حرف ها رو بخوان بعد نظر بده
    گمانم زیر هر کامنتی یه حرفی باید بزنی شما وگر نه …..

    [پاسخ]

  16. عبدالله گفت:

    یا وارث
    لینک ها مثل همیشه خیلی جالب بودند.
    خدا خیرتان دهد کثیر.
    نام اسلام جهانی می شود و نامردان روزگار یک به یک از صحنه محو می شوند.
    ما منتظر بعدی هاش هستیم!
    یا حق

    [پاسخ]

  17. افق گفت:

    سلام
    خداقوت

    میگم تا کی قراره بعضیا آدمها رو متری حساب کنن؟!

    [پاسخ]

  18. افق گفت:

    چقدر جریان این خانم شهرزاد میرقلی خان در آمریکا دردناکه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۵:

    قابل توجه سبزهایی که پارسال همین موقع‌ها گلوی خودشون رو جردادن واسه دو تاجانی بالفطره به اسم محمد و عبدالله فتحی ولی حالا جیک نمی‌زنن…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۹:

    واقعا..واقعا
    بعضی ها برای اعتراض کردن هم استصوابی برخورد میکنند و از ما توقع دارند که…

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۴:

    خوب شما گلوتونو جر بدین ببینیم چه می شود

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱:

    ما گلو پاره می کنیم برای آزادی یک زدن بی گناه زندانی شده در امریکا که بدون تشکیل دادگاه زندانی شده
    شما هم همچنان ادامه بده حمایت از یه مشت کانگستر که در روز روشن طلافروشی رو سرقت مسلحانه کردن و فیلمش هم موجوده و اینهمه آدم رو کشتن و زخمی کردن و هزار تا جنایت دیگه….
    ۵ سال تمام فجیع ترین جنایات رو انجام دادن در کرج و اراک و ….
    از گروگان گیری گرفته تا سرقت مسلحانه ماشین و خونه و مغازه و هزار جرم دیگه.
    بعد شما اونها رو اعضای جنبش سبز معرفی کردید. هنوز تو سایت جرس موجوده دفاع از این آدم کشها.
    چرا شما حتی به اولیه ترین اصول انسانی هم پایبند نیستید؟

    [پاسخ]

  19. امیر گفت:

    من فقط یه چیزی میخام: یه بچه مخلس دانشجوی شریف برای من این محاسبه رو انجام بده و بگه این افراد حداقل و حداکثرش چقدر میشه بحث سبزو سفید وقرمز رو هم نادیده بگیرن حتی ضریب تشویق (ساندیس) و ضریب ارعاب(باتون) را هم لازم نیس توی محاسبات بیاره .لطفا خارج از تعصبات برامون محاسبه کنه جمعیت مردم رو از میدون راه اهن تا تجریش و یا مردم رو از امام حسین تا آزادی در ضمن جمعیت موجود در این لینک رو هم محاسبه کنن حتی خالی بودن وسط میدون انقلابم نادیده میگیریم چون عینک ته استکانی برادران مخلس ممکنه چاله وسط انقلاب رو توی ۹ دی ندیدن
    http://bi-pelack.blogfa.com/post-13.aspx

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۰۷:

    شما مطمئنی نسبتی با هخا نداری؟
    اونم همینجوری بود اوضاعش

    راستی کجاست الان؟

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۱:

    هر دم از این باغ بری میرسد.. با ادب تر از با ادب تری میرسد…
    چقدر بعضی کلمه های این نوشته “امیر” آشناست..

    [پاسخ]

  20. مسعودساس گفت:

    سلام
    خوبی داداش؟
    دو روز!!!!!!! نبودما!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹:

    سلام
    آره فقط دو روز :)

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰:

    سلام آقا مسعود
    فکر کردیم شهید شدید شما و نا محسوس شده کامنتاتون

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۱۱:

    احتمالا الان هفتاد سال بعده :mrgreen:
    و البته سلام علیکم

    گفته بودم بی ترمز برید یحتمل با شیشه جلو برخورد می کنین:) شاید برای همین کم پیدا شدید

    موفق و موید باشید انشاء الله

    [پاسخ]

  21. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا

    چند روز در جوار امام رئوف دعاگویتان بودم

    متن خیلی عالی بود
    چه جالبه اینهمه محبوبیت رهبر عزیزمون داره چشمو چال بعضیارو درمیاره

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۱:

    خبر میدادید خب :cry: :evil: :(
    گاو نداشتیم
    گوسفند نداشتیم
    مرغ و خروس که داشتیم بکشیم والا

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۳۹:

    وااااااای باور میکنی تازه الان یادم افتاد اونجایی
    انقدر که محو جمال شمس الشموس بودم که همه چی یادم رفت
    خوش به سعادتت که زود زود میری حرم

    یکی از خادما تو حرم میگفت وقتی میخوای وارد حرم بشی چادرتو بو کن وقتی هم که میخوای برگردی بود کن
    بوی ملائک میده
    امتحان کردم
    راست میگفت
    هنوز چادرم بوی ملائک میده

    دلم تنگ شده
    دعا یادت نره دوست جونم :wink:

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۷:

    چشم
    ما هر روز دعا می کنیم همه رو
    ان شا ء الله مورد قبول باشه
    شما هم ما رو دعا کنید
    ولی بابت این خبر ندادن نبخشیدمت ها
    منم بیام تهران به شما خبر نمیدم والا:)
    اگر چه مجبورم به دانشگاهتون سر بزنم خود به خود خبر دار میشی
    آخه نه که پرچم اینا برام می نویسن:)

    [پاسخ]

    فطرس ملک پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۲:

    تشریف بیارید قدمتون روی چشم

    [پاسخ]

  22. آذرخش گفت:

    آقای صفا ممنون بابت لینک شعر.
    واقعا عالی بود.

    [پاسخ]

  23. یه ایرانی گفت:

    جناب صفا مواضع غیر عادلانه ای مطرح میکنید.
    شمارا به مواضع عادلانه و انسانی مهندس موسوی ارجاع میدهم .
    درود بر ایشان و مواضع معتدلشان که تمامی طیفهای کشورمان از معتقد مذهبی تا روشنفکران و معتقدان به جدایی دین و سیاست را در بر میگیرد.
    این شخض نه اعدام میخواهد نه کشتار مخالفینش، این شخص در عین این که هنرمند و هنردوست هست، مذهب مدار و مجدّ به ارزشهای جامعه هم هست و دقیقاً به همین دلیل استعمار و استبداد هر دو با او مشکل دارند و حمایتش نمیکنند.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۳۱:

    به همین دلیل هوادارانش به مردم می‌گن اکثریت شما نادان هستید و اقلیت شما خائن؟

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۱۵:

    اولّاً:
    همه هواداران هر کس تضمین شده با منش خاص نیستند، هستند؟ یعنی شما میتونین تضمین کنید که حتماً همه هواداران جناب خامنه ای یک دست و دارای منش، طرز فکر و ادبیّات یکسان هستند؟
    ثانیاً:
    این واژه مردم که همه هم سعی میکنن ازش سوء استفاده کنند باز یکدست نیست، بعضی از این مردم هوادار موسوی هستند برخی دیگر هوادار احمدی نژاد و آن دیگران طرفداران خامنه ای و گروه دیگر هیچکدام…
    تعدادی از مردم دزد، قاتل، متجاوز، اختلاسگر، رانتخوار، معتاد، هرزه و … هستند و تعدادی دیگر خیّر، خادم، متفکّر، ادیب، هنرمند، پرهیزگار، چشم پاک و …
    این مردم همشون خوب یا همشون بد نیستن، سر دزدیها و تجاوزها و نامرادیها که میشه میگیم ای خدا این مردم چقدر بد شدن…
    از طرف دیگه بحث هواداران و یا منافع گروهی که پیش میاد همه دم از مردم میزنیم که آگاهترینند و مقدّس.
    در فوتبال هم همینه علی پروین و علی دایی اختلاف داشتن و دعوا میکردند و هر کدوم هم مدّعی بود که مردم پشت اون هستند، ولی واقعیّت اینه که بعضی مردم پشت اینند و بعضی پشت آن یکی و بعضی هم از هردو دلخور…
    مردم بسیار رنگارنگ هستند و به هیچ وجه یک دست نیستند و نمیشه در غالبی جاشون داد.
    نمی خوام بحث طولانی بشه حالا شما هم نظرتو بفرما

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: