وکیلانه » » حاجیان جمعند دور هم همه ، پس کجا رفته حاجی فاطمه ؟
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
حاجیان جمعند دور هم همه ، پس کجا رفته حاجی فاطمه ؟
۲۵ام, آبان ۱۳۸۹| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۹۷]

به نام خدای زهراء


چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند / و تماشای تو زیباست اگر بگذارند
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم  /عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

عرفه است امروز و من سجاده ام را پهن کرده ام  بسوی قبله عاشقی الی الابد ، و مگر نه این است که بصیرت قلم از صفای دل می آید و لا غیر ؛  می خواهم صفا کنم امروز با معشوقم ، می خواهم سعی کنم بین صفای سرخ حسین تا مروه ی سبز مهدی ، می خواهم احرام خون ببندم ،  می خواهم دیده ام را بدوزم به جبل النور قامت قیامت خامنه ای، می خواهم طواف کنم روی دل آرای عباس نگه دار را ،  می خواهم رمی کنم جمرات پرطمطراق نفاق را ، می خواهم قربانی کنم به پای عشق نفسم را ، می خواهم سر ببرم به پای یار هوسم را . می خواهم بنوشم از آب زمزم.
اما ،  نه ! نه !  حوالی آب زمزم این روزها بوی گنداب شیوخ نفت خور سعودی می آید ! … می خواهند آب زمزمی به بازار عرضه کنند با طعم دلنچسب خون کودکان غزه! … من از روی زرد کودکان غزه شرم دارم که آب زمزم بنوشم .

نه …  نه ، نخواهم نوشید از آب زمزم. یک علی اصغر برای کل تاریخ کافی بود !هیهات من الذله . من آب زمزم نمی نوشم چرا که  زمزم من کنار نهر علقم است و این روزها  می نوشم آب حیات زمزم را  با طعم گوارای ولایت.  از کجا ؟  آبسردکن های بیت رهبری/ عشق است این بیت رهبری ، نور است این سید علی ،  مثله کمثل النور ، یمشی به الظلمات . و مگر ندیدی هر کس پُف کرد ، ریشش  ، نه ، ریشّش بسوخت / این نور الهی است ، این شور خدایی است ،  این عشق الهی ست ،  حق لا یتناهی است ،  خامنه ای عشق علی است.

پس رهسپار شرهانی می شوم تا آنجا از شر نفس برهم / ای شرهانی ای که شرح تو بهتر از هر چه آنی . برسان مرا به مولایم …


******************

دو کلام روضه :

کسی می داند  در کعبه ی  کوچه ،   مقام محسن کجاست ؟

آری رفقا حاجیان جمعند دور هم همه ، پس کجا رفته حاجی فاطمه ؟
بیایید روضه ی مادر بخوانیم  و نوای دلمان باشد صدای ضرب سیلی ! تا شاید بیاید مهدی .
مادر جان  !
ای مادر تمام بچه بسیجی ها ! دنیا دنیا عطش تشنه ی تو هستم. تشنه ی مادری تو ، تشنه ی محبت تو . دستان نوازش تو را طلب می کند این دل .
یا زهرا !
ای صفای من، ای مروه ی من  . ای که  هروله ی تو از درب سوخته بود تا دست مولا و سعی تو باز شدن گره دستان علی. بیا ، بیا و امروز مادری کن برای ما .
حسین این شاه بیت غزل تو یا زهرا ، امروز عزم کرب و بلا می کند !
حسین  امروز عزم کرب و بلا می کند و ۳۱روز دیگر سیمرغ عرش بی سر می شود .


_____________________________________________
_______________

* بهشت اگر به شفاعت رسد نخواهم رفت / به زور گریه و طاعت رسد نخواهم رفت
بدون کشته شدن سرنوشت بیهوده است / شهید اگر نتوان شد بهشت بیهوده است !

* دعام کنید دوستان که دعا گوی همه هستم در فکه و شرهانی . انشالله غروب  که برمی گردم برنگشته باشم !



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: