وکیلانه » » یا حسین تو عشق بین المللی!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
یا حسین تو عشق بین المللی!
۱۶ام, آذر ۱۳۸۹| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۲۰]

به نام خدای زهراء

به نام خالق صبر و غم ها، آفریننده ی حضرت زینب کبری


اینجا بهشت مشکی پوشان،محفل غم است/ اینجا فداییان حسین، مست می شوند
برای کربلایی ها به سمت جنت، به خدا پل صراط نخ عبای حسین است و چه کنیم که جای ما تنگ است در این  دنیا برای سینه زدن به والله ایهاالناس ، وعده ی ما سینه زنان جنت العباس انشاالله، چگونه در قاب کلمات بگنجانم داغی که قد کمان کرده حضرت مادر را؟!


امروز؛ اول محرم الحرام
قافله ای در حرکت/ پر از یاس/ با نگهبانی بچه شیر سوم شیر خدا،حضرت عباس/ بوی خوش بهشت و عطر؛ از همین قافله/ و کعبه؛ حرفی ندارد، قبله نمای دل سوی حسین است/ ترافیک فرشتگان در رفت و آمد برای تبرک/ چرا که عیش فقط، عشق حسین!/ و رقیه؛ گاهی روی دوش عمو عباس، گاهی در بغل داداش اکبر/ و رقیه؛ چشمش به چشم بابا، بوسه دادن برای بابا/ برق نگاه حسین برای خاتونش/ و اصغر؛ گاهی در بغل رباب ، گاهی در آغوش زینب، سیراب از محبت/ و قاسم؛ پا در رکاب عباس، گرداگرد این قافله/ و زینب، چشمش به  شانه های حیدری عباس و لبخندی بر لب حکایت از آرامش/ و حسین، امپراطور هستی، سالار دل زینب، ذکر خدا بر لب قافله سالار این گلستان و آسمان وقف نگاه به این قافله و کربلا سجاده ی آسمان است…

۱۰ روز بعد، غروب عاشورا
قافله ای از هم پاشیده/ پر از داغ/ حضرت مادر؛ بالای سر حسینش در گودی قتلگاه/و علی؛ نگاهش به قد خمیده تر شده ی بانوی پهلو شکسته اش/و محمد؛ بالای سر حدیث پاره پاره شده ی انت منی، با ذکر نور عینی!/  و ایوب پیامبر؛ شرم از روی زینب/ و  نگهبان؛ بچه شیر سوم شیر خدا دست یک سو ، علم یک سو، مشک یک سو/ و اکبر؛ قرآن ورق ورق شده ی حسین/ هر آیه افتاده یک سو/ و اصغر؛ سری آویزان از گردن با یک پوست/ و مشکل سپاه روبرو؛ هر دم افتادن سر یک شش ماهه از روی نیزه!/ و زینب؛  ناموس علی دست بر معجر!/ و عبدالله برادر قاسم؛ بدنش دوخته شده بر بدن عمو حسین/ و سکینه؛ زانوی غم در بغل و ذکر ایکاش نمی گفتم عمو عباس عطش/ و  اما رقیه؛ نفس نفس زنان چشم دوخته به آسمان. دست دراز شده به سوی نیزه ها/ بلند است این نیزه ها/ دستم نمی رسد به سر بابا/ چرا دستم نمی رسد به سر اصغر/ چگونه بوسه دهم به بابا؟/ بازوی عمو عباس کجاست؟/ می خواهم ببوسم/ راستی عمه جان جنگ که تمام شده  چرا اینها اسبها را نعل تازه زدند؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:

۱) تقدیم به خواهر شهیدم مهدیه، که گمنام همچون مادر (س) بی مزار است ….

۲) برای اطلاع از سهیمه ی تلاوت قرآن به اولین پست وبلاگ فرص الخیر مراجعه بفرمایید. ایــــنجا
از طرف همه ی دوستان از مدیر محترم این وبلاگ که خادم قرآنی روضه هستند تشکر فراوان دارم.

۳) دوست بسیار عزیزی که پیگیر بخش ” تا عاشورا همراه باش” هستند بزرگواری فرموده و مدت هاست  هر سه شنبه، واسطه ی فیض هستند با قرائت دعای توسل در جمکران. شهید آوینی فرمود: “گمنامی تنها برای شهرت پرستان دردآور است، و گرنه همه ی  اجرها در گمنامی است.”

۴) بزم عزای ارباب ( مجلس روضه مجازی آنلاین)، ساعت ۲۳ امشب کامنتهای همین پست.



۱۲۰ دیدگاه برای “یا حسین تو عشق بین المللی!”

  1. سلام صابخونه
    چه کردید با ما؟
    این چه روضه ای بود؟

    امیرعلی: علیکم الســـلام بزرگوار
    چه کنم؟ ماه محرم است می خوام دیونه باشم ….

    [پاسخ]

  2. سلام. اول!

    امیرعلی: علیکم الســـلام بزرگوار

    [پاسخ]

  3. اگر کس دیگری اول شده تقلب کرده! عکس این پست زیباست و نوشته هم که جای خود دارد.

    امیرعلی: این طرح میثم عالی است عالی

    [پاسخ]

  4. ن.خ گفت:

    سلام
    چه کردید اقای صفا.مجنونمان کردید….

    امیرعلی: علیکم الســـلام بزرگوار

    ماه محرمه، می خوام دیونه باشم / فارغ از این دیار عبد این میخونه باشم ….

    [پاسخ]

  5. م.رضوی گفت:

    صلی الله علی الباکین علی الحسین

    راستی عمه جان جنگ که تمام شده چرا اینها اسبها را نعل تازه زدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    یا حسین…

    امیرعلی: عمه جان چه خوب شد بابا قبل از رفتن به سفر، بدن اصغر را قائم کرد…..

    [پاسخ]

  6. آذرخش گفت:

    سلام
    عالی نوشتید

    انشاالله خداوند مهدیه عزیز را با حضرت رقیه محشور کند.

    امیرعلی: علیکم الســـلام . ممنونم از شما

    [پاسخ]

  7. نوشته را خواندم زیبا نوشته بودید. بعدا نوشت را نفهمیدم.


    امیرعلی: خودم هم نفهمیدم چرا این متن را تقدیم کردم به خواهرم. مگر شهید نیاز به خیرات دارد؟ ….

    [پاسخ]

  8. م.رضوی گفت:

    یکی بود یکی نبود
    یک بابایی بود
    که سه تا علی داشت
    دوست داشت هر سه تا علی‌ها مثل صاحبِ اسم‌شان بشوند.
    نعل‌های تازه، به اوّلی امان ندادند،
    تیرِ سه‌شعبه به آخری…
    وسطی اما بیشتر از همه شبیه ‌شد به پدربزرگش؛
    دست‌هاش را که می‌بستند…

    از وبلاگ بهار نارنج (مریم روستا)
    http://baharnarenj89.persianblog.ir/post/153/


    امیرعلی: واویلا …

    [پاسخ]

  9. افق گفت:

    سلام
    .”..ماه محرمه، میخوام دیوونه باشم..”
    ما را که مجنون کردید با این نوشته، بر خودتان چه گذشته..! خدا عالم است…

    امروز؛ اول محرم الحرام
    قافله ای در حرکت/ پر از یاس

    ۱۰روز بعد، غروب عاشورا…
    قافله ای از هم پاشیده..
    .
    .
    راستی عمه جان جنگ که تمام شده چرا اینها اسبها را نعل تازه زدند؟!!!!!!!

    امیرعلی: علیکم الســــلام بزرگوار
    چرا اشک بند نمی آید …. ماه محرم چگونه به زندگیمان برسیم؟ اصلا سالگرد بابای رقیه ما زندگی هم داریم ؟

    [پاسخ]

  10. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    و امتدا این بغض تا کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تا بین الحرمین؟؟؟؟؟؟
    تا شام؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تا اربعین؟؟؟؟
    تا ظهور؟؟؟؟؟
    تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    امیرعلی: تا قیام قیامت . تا جنت العباس …

    [پاسخ]

  11. عشقستان اسماعیل گفت:

    انگار همین دیروز بود
    تو کامنت ها دیدم
    امیر علی صفا: با اجازه نوشته زیبای شما را گذاشتم توی لینکنوشت وبلاگم
    ومن
    کیست این صفا و کجاست وبلاگ
    چهار شنبه بود
    و پایم باز شد به روضه مادر
    یادت هست
    کوچه های بنی هاشم
    و خاطرات کودکی ما
    و این جمله که از ان کامنت طولانی بولد شده بود
    و ما کوچک بودیم و هیچ کاری از دستمان بر نمی آمد من و خواهر هام
    و حتی نمی توانستیم از مادرمان دفاع کنیم

    آخ اگر مادر سیلی نمی خورد
    کسی جرات نمی کرد به رقیه سر بریده تعارف کند
    آخ
    چه می شد سقیفه نمی بود در تاریخ اسلام
    چه می شد کوچه های بنی هاشم تنگ و باریک نبود
    چه میشد در کوفه ریسمان نبود
    چه می شد خیمه ها را اتش نمی زدند
    چه می شد اه بیت را به شام نمی بردند
    چه می شود همین جمعه منتقم برسد؟؟؟؟؟


    امیرعلی: چه میشد تو این شبا؛ لطفی کنه آقا؛ دست جمعی بریم ، مرقد کربلا …

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۵:۴۰:

    نمی دانی سیلی چه دردی دارد
    به خصوص اگر دختر هم باشی
    به خصوص اگر خرد سال هم باشی
    به خصوص اگر پدر بزرگت هم تازه

    به خصوص اگر پدرت را هم تازه از دست داده باشی
    سیلی خیلی درد دارد
    چه مادرت را جلوی چشمت سیلی بزنند
    چه این ارث را از مادر برده باشی
    به خصوص اگر دختر خردسالی باشی
    بی دفاع
    و بی گناه

    [پاسخ]

  12. عشقستان اسماعیل گفت:

    خدا عاقبت شما را به خیر کند آقای صفا
    ممنون این سفره هستیم

    امیرعلی: ممنون همه ی شما که این بزم را رونق می دهید. و ممنون که بنده را افتخار می دهید خادم روضه هایم کرده اید.

    [پاسخ]

  13. عشقستان اسماعیل گفت:

    در ضمن سایت از دیروز ظهر تا الان برای من باز نمی شد
    اگر امشب هم باز نشود چی؟؟؟؟؟؟؟؟

    امیرعلی: خدا لعنت کند وهابیان را…

    [پاسخ]

  14. سلام
    محرم از راه رسید
    آیا کودک خرد سال خود را برای این مهم آماده کرده اید؟
    نوجوانتان را چه طور؟
    تربیت قرانی با این موضوع به روز است


    امیرعلی: عالی . لطفا لینک وبلاگ را بدهید برای قرار دادن در پیوند ها

    [پاسخ]

    تربیت قرآنی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۵:۳۵:

    سلام
    اگر منظورتان از لینک آدرس هست که روی خود کلمه کلیک کنید به وبلاگ ارتباط می دهد. و اگر چیز دیگری است. من سواد اینترنتی کافی ندارم ببخشید
    توضیح بدهید چشم

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۴۸:

    اگر اشتباه نکنم آدرس وبلاگشان این است:
    http://omsafari.blogfa.com/

    [پاسخ]

  15. افق گفت:

    مگر زندگی ما غیر از همین اشک برای بابای رقیه است؟
    از ۱۱۰ روز مانده به عاشورا، یک روز یک روز شمردیم تا رسیدیم به امروز..
    این، همه زندگی ما نیست که اینطور روزشماری کردیم برایش؟
    چه بد میخندند بعضی به این جنون ما!!

    امیرعلی: یک روز یک روز شمردیم … یک روز یک روز … خدا را شکر محرمت رو دوباره دیدم .
    هر که می خواهد هر چه بگوید :
    اینجا بهشت مشکی پوشان محفل غم است، اینجا فداییان حسین مست می شوند …

    [پاسخ]

    فرص الخیر پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۴:۵۶:

    سلام
    جان من فدای رقیه و پدرش باد

    [پاسخ]

  16. م.رضوی گفت:

    ساعت روضه امشب تغییر نکرده؟
    بک سوال که پرسیدنش خیلی سخته، ولی با اجازه تون می پرسم: مگه امام بدن علی اصغر را بعد از شهادت دفن نکرده بودند؟ پس چطور سر از بدن طفل جدا کردند و روی نیزه…

    امیرعلی: الان بالا می نویسم در بعدانوشت بزرگوار.
    این سوال را هم اگر اجازه بفرمایید تحقیق دقیقتری داشته باشم و پاسخگو باشم. فقط اگر فراموشم شد حتما یادآوری بفرمایید

    [پاسخ]

    شیلّر پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۲۳:۲۷:

    سلام دوست خوب.با اجازه ی اقای صفا مختصر جوابی میدم امید که راضیتون کنه.
    مرحوم طبرسی در احتجاج:
    پس از شهید شدن شاهزاده علی اصغر حضرت با غلاف شمشیر زمین را حفر کرده و طفل را در گودال دفن کردند.
    مرحوم شیخ جعفر شوشتری در خصائص:
    علت اینکه حضرت بدن شاهزاده علی اصغر را دفن کردند و بقیه ی ابدان شهدا را دفن نکردند چند علت داشت:
    ۱_دفن بدن شیر خوار به تنهایی برای حضرت ممکن بود.۲_پس از اتمام جنگ سر آن طفل را مانند سر های شهدا از بدن جدا نکنند.
    ۳_بدن آن طفل مانند ابدان شهدا سه شبانه روز روی زمین نماند.
    ۴_جهت دفن این بود که بدن آن طفل زیر سم ستوران پایمال نشود.
    ۵_دلیل آخر که مبادا چشمان مبارکش برای بار دیگر به قنداقه ی خون آلود آن طفل بیفتد.

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۱:۰۲:

    تشکر.

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۱:۰۴:

    ببخشید سلام یادم رفت. سلام و ممنون.

    [پاسخ]

  17. افق گفت:

    یک سوال؟
    در جمع بچه ها، آدم معمولی هم هست؟!!!
    .
    .
    خدا انشاالله خواهر بزرگوار شما را با حضرت مادر محشور فرماید.
    یک به یک دلیل بعضی مسایل روشن میشود..
    خیلی التماس دعا

    اینجا بهشت مشکی پوشان محفل غم است، اینجا فداییان حسین مست می شوند …
    بسم الله..

    امیرعلی: ممنونم از لطف شما بزرگوار

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۴۶:

    کاش “آدم” بودم، “معمولی” بودنش پیشکش…
    مانده ام چطور راهم می دهند به این جمع…

    [پاسخ]

  18. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر مشکی پوشان محفل غم.
    محرم می رسد…عشق می رسد…شور و شعور می رسند.
    بی قراری اوج می گیرد…دل مجنون می شود…واژه ها شکست می خورند.
    کاروان به کربلا می رسد…شعله های حب و بغض دم از عاشورا می زنند…عده ای هنوز هم لبخند می زنند…عده ای هنوز هم خود به خواب می زنند.
    حزب الله دم از ارباب می گیرد…جهان خون می گرید…افلاک ناله می زنند…قرار می رود و چه خوب است این رفتن.
    مهدی(عج)…مهدی (عج) چه میکند؟؟؟
    بمیرم برایت آقا جان.
    یا حق

    امیرعلی: سلام بزرگوار .
    مهدی .. مهدی … مهدی

    [پاسخ]

  19. …………………………

    امیرعلی: مشکلی بود که مرتفع شد

    [پاسخ]

  20. عبدالله گفت:

    یا وارث
    زمان چه قدر بی تاب آمدن محرم بود.
    گهی سریع برای بیداری امت و گهی آهسته برای دل رقیه پیش می رفت.گهی هم می ایستاد تا شکوه کاروان را بنگرد.
    هر صبح را شکری واجب بود که خدایا زنده ام هنوز برای دیدن محرم.
    هر صبح را بغضی بود برای رسیدن به محرم و هر غروب می شکست این بعض از غم غروب روز دهم.
    هر صبح را ذکر یا حسین(ع) می ساخت و یاد کربلا.
    خدا را شکر این محرم هم رسید.
    خدایا ما را در خیل یاران حسین(ع) بپذیر.
    یا حق

    امیرعلی : خدا رو شکر محرمتو دوباره دیدم ارباب ….

    [پاسخ]

  21. عبدالله گفت:

    یا وارث
    به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم!
    که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه!
    بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله
    یا حق

    امیرعلی: قربون شال سیاهت آقا جون ….
    (بسیار زیبا بود، احسنت)

    [پاسخ]

  22. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام دوباره
    پذیرایی امروز با من
    یک زیارت عاشورا در حرم همسایه رئوف به نیابت از دوستان حاضر و غایب روضه امروز

    امیرعلی:از طرف همه ممنونم، آنهم خیلی زیاد . انشالله خیر دنیا و آخرت نصیبتان

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۵:۳۲:

    البته ان شاء الله
    بعد از ناهار می روم حرم

    [پاسخ]

  23. سلام صاحبخانه

    چه سر برگ زیبایی!

    اینجا بهشت مشکی پوشان محفل غم است
    اینجا فداییان حسین(ع) مست میشوند

    اجر این روضه و تلاش با خود مولا انشالله

    امیرعلی: علیکم الســـلام . دست آقا مجتبی درد نکند. خیلی آقاست .

    [پاسخ]

  24. زینب سادات گفت:

    برمشامم می رسد هرلحظه بوی کربلا
    عالی بود…
    باحسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی با حسین بودن کجا و

    یا حسین گفتن کجا ؟!
    التماس دعا

    امیرعلی: انشاالله حسینی باشیم

    [پاسخ]

  25. انصارحزب الله دزفول گفت:

    سلام خوشحال خواهیم شد تبادل لینک با هم داشته باشیم.www.pelaknews.blogfa.com

    امیرعلی: علیکم الســـلام . لینک شدی اخوی

    [پاسخ]

  26. عشقستان اسماعیل گفت:

    دانی که چرا خانه حق گته سیه پوش
    یعنی که خدا نیز عزادار حسین است

    امیرعلی: دانی که چرا آب فرات گشته گل آلود؟ شرمندگی اش از لب عطشان حسین است /
    دانی که چرا چوب شود قسمتش آتش؟ بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است …. حسین

    [پاسخ]

  27. م.طاهري گفت:

    سلام

    لعنت بر وهابی ها!

    من خیلی برای ورود به سایت مشکل دارم.
    به هر حال هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد

    خدا برکت بدهد به این قلم
    عاشورایی بود این متن
    التماس دعا

    امیرعلی: سلام بزرگوار.
    شرمنده ی همه ی دوستانی که مشکل در ورود به سایت دارند.
    ایکاش کاری از دستم برمی آمد
    ممنونم

    [پاسخ]

  28. مهاجر گفت:

    سلام . وقت بخیر
    دشمن دیرگاهیست که به هر دری می زند تا بلکه مهر ائمه را از ما بگیرد. و بازهم جهل سخیفشان است که به کام هلاکتشان میکشاند.
    ائمه واسطه فیضند و مهرشان با خون ما عجین شده. آنوقت شما ابله ها با سرور ناقص میخواهید ما را خسته کنید؟؟
    اینها میخواهند مهر فرزندان علی را از مابگیرند، غافلند که ما محب آل علی نیستیم ما مطیع آل علی هستیم. ما هر لحظه و هر ثانیه مان را با رضایت فرزندان علی منظم میکنیم و به سر می بریم .
    حال شما زحمت بیهوده به خود بدهید. عرض خود می برید و زحمت ما …….. نه زحمت نیست. نابودی دشمنان خاندان پیامبر، نابودی دشمنان خدا آرزوی دیرینه ماست. بکشانید خود را به کام مرگ….

    امیرعلی: سلام بزرگوار.
    ابتدا فکر می کردم شاید اتفاقی است اما می بینم دقیقا سه شنبه ها این کار صورت می گیرد!
    اما کور خوانده اند . ما مشکی پوشان عشقی ترین سیاهی ها، تحت علم سیدعلی تا پرچم نرسانیم به موعود از پای نخواهیم نشست.

    [پاسخ]

  29. مهاجر گفت:

    ۱۴ قرن است که نتوانسته اید در برابر خون حسین قدرتی علم کنید و عاجزانه در برابرش به خاک مذلت افتاده اید و دست به دامن اربابان کفر شده اید ای مجعولات دست جهان کفر!

    اینها عربی بلدند اما روح قرآن که عربی نیست . هنوز نفهمیده اند ” ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا” یعنی چه. خون به ناحق ریخته شده کودکان مظلوم فلسطین شده ستر معرفت اینها و تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید اسرار عالم معنا را.
    بگذار آقایمان بیاید و با یک سیلی حیدری خواب از سرتان بپراند . بگذار منتقم دردهای فاطمه بیاید و دمار از روزگار شما اولیا مفار دربیاورد ….آنوقت می فهمید که ” فان حزب الله هم الغالبون ” یعنی چه .

    امیرعلی: اندکی صبر سحر نزدیک است و البته ماشالله حزب الله ایول الله

    [پاسخ]

    مهاجر پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۳۹:

    اولیای کفار

    [پاسخ]

  30. م.رضوی گفت:

    سلام مجدد
    اینجا فداییان خسین مست می شوند…
    انگار این شعر را سروده اند برای این سایت…

    امیرعلی: علیکم الســـلام بله حسابی بیان کننده ی حس است /

    [پاسخ]

  31. م.رضوی گفت:

    چه اضطرابی دارد این روزهای اول محرم…
    دلشوره ی جا ماندن از قافله…

    امیرعلی: کربلا کربلا ما داریم می آییم …

    [پاسخ]

  32. ایمان گفت:

    بسم الله
    سلام کربلایی.
    یعنی می شود بالاخره روزی در بین الحرمین، برایش سینه زنی کنیم. آه. اللهم ارزقنا بحق رقیه.


    امیرعلی: علیکم الســـلام اخوی انشالله

    [پاسخ]

  33. شیلّر گفت:

    سلام اقای صفا.شبتون بخیر
    با نام کربلا هزار طوفان نوح در دلت گریه می کند،اندوه سرازیری چشم هایت را می پوشاند و لباست سیاه میشود.
    اقای صفا پرچم سرخ سر در حسینیه واقعا محرمی میکنه دل هر بیننده رو.اون کاسه و صحرای ترک خورده و ماهی جان داده.
    احتیاجی به رو ضه نوشت نبود.هرکس که بیتاب محرم بود با این نشانه ها بیتاب تر میشه.دستتون درد نکنه.


    امیرعلی: علیکم الســــلام بزرگوار.
    بله حقیقتا این طرح یک روضه ی کامل است .
    با اجازه شروع کنیم به نام مولا مهدی روضه را .
    زمزمه کنیم دعای فرج :
    “اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
    صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
    فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
    وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
    حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا”

    [پاسخ]

  34. سیداحمد گفت:

    بسم الله

    سلام علیکم.

    یا اباعبدالله….

    کاروان به کربلا رسید؛

    اینجا شود دریای خون
    انا الیه الراجعون…………..


    امیرعلی: علیکم الســــلام سیدجان
    فریاد یا محمدا
    حسین رسید به کربلا
    فریاد یا محمدا

    [پاسخ]

  35. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.

    تجلی ولایتی
    سرشته با دل منی
    تمام هستی منی
    تو صاحب دل منی
    آیه ی محبتی
    سوره ولایتی
    یار حق نما حسین

    می کشی مرا حسین
    می کشی مرا حسین
    حسین…حسین…حسین…

    امیرعلی:علیکم الســـلام
    حسین حسین حسین .
    ایکاش کسی بود و می گفت بچه ها امشب آب ذخیره کنید … آب آب آب آب

    [پاسخ]

  36. افق گفت:

    سلام علیکم
    اجازه هست؟

    امیرعلی: علیکم الســـلام صاحب اجازه اید

    بسم الله

    [پاسخ]

  37. وارث گفت:

    السلام علیک یا اباعبدالله
    السلام علی قلب زینب صبور
    ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود
    وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود


    امیرعلی: سلام علی قلب زینب الصبور …
    رفقا امروز یک محرم هست هااا . محرمی باید عزاداری کنیم هاا

    [پاسخ]

  38. سلام به همه
    فقط ۹ شب مونده به پایان چله
    التماس دعا

    امیرعلی: علیکم الســـلام .
    تنها نه شب دیگر رقیه بابا دارد …. واویلا

    [پاسخ]

  39. عبدالله گفت:

    یا وارث
    روضه ها میان کوچه ها زنده می شوند.
    کافی است دل را به ولی بسپاری.
    آن وقت دیگر تاب دیدن شیرخواره نداری.
    صدای دختر بچه ای تنت را می لرزاند.
    قدی خمیده چشمانت را تر می کند.
    لعن پشت لعن اما آرام نمی شوی.
    صبر کن تو هنوز قتلگاه را ندیده ای.
    صبر …صبر…صبر…
    عجب صبری خدا دارد!
    یا حق

    امیرعلی: وای قتلگاه .
    از قتلگاه تا خیمه ها زینب صدا می زد حسین … حسین حسین

    [پاسخ]

  40. عشقستان اسماعیل گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    و آیا تکلیف کودکان عاشورا
    فقط مشق آب آب بود؟(قیصر)

    امیرعلی: علیکم الســــلام . عمو عباس عطش عمو عباس عطش

    [پاسخ]

  41. مهاجر گفت:

    سلام بر عزاداران عاشورایی
    از امشب ضربانهای قلب زینب به شماره می افتد….. زمین کربلا…..سفارش مادر …….. پیراهن….خاک تفتیدهظهر عاشورا… مهلا مهلا یابن الزهرا … از امشب هر لحظه زینب با خود نجوا میکند

    امیرعلی: علیکم الســـلام .

    وای وای وای . سفارش مادر .
    گفته ام یکبار . حرمله را پرسید پیراهن کهنه چه ارزشی داشت که از تن حسین بیرون اوردی؟
    گفت :ارزش مالی نداشت فقط می خواستم دل خواهرش زینب را بسوزانم … وای وای وای

    [پاسخ]

  42. سیداحمد گفت:

    میکشی مرا حسین
    میکشی مرا حسسسسسسسسسسسسسسسین
    میکشی مرا حسین

    ز کودکی دلم شده
    اسیر و مبتلای تو
    خدا کند که جان دهم
    به یاد کربلای تو

    ذکر تو عبادتم
    تشنه شهادتم
    شاه کربلا حسین

    میکشی مرا حسین
    میکشی مرا حسین….


    امیرعلی: وای سید
    وای . الان کربلا چه خبره ؟ هاا
    خیمه ها رو دارن برپا می کنن ها؟
    وای وای وای
    الهی بمیرم تو روضه هات …

    [پاسخ]

  43. عشقستان اسماعیل گفت:

    افسوس که آن مردمان بوی یاس را نفهمیدند و مشک را سوراخ کردند و حالا عباس (ع)(ع) پس از آمدن حضرت زهرا(س) با امام حسین گفتگو می کند
    اندر کجایی یا اخا/ بیا کنارم از وفا/ برس بدادم حالیا / برادر حسین جان
    (اشعاری که از این پس می نویسم مربوط به مراسم تعزیه گردانی است) که از دوران گودکی در شرکت در این مراسم به خاطر دارم

    امیرعلی: رباب رباب رباب . تنها ۹ روز دیگر رباب طفل دارد … وای وای وای

    [پاسخ]

  44. عشقستان اسماعیل گفت:

    مشغول جنک لشگرم/ اندر غریبی ، مضطرم/ دشمن سِتاده دربَرم/ برادر ابو الفضل


    امیرعلی: وای امان از دل زینب . همه ی مصیبت ها سخته از کجا بخونیم .
    از کجا شروع کنیم . هاا

    [پاسخ]

  45. تنها نه شب دیگه زینب در جلوه حسن مصطفی علی اکبر نظر میکنه برای عشق بازی با حسین

    تنها نه شب دیگه بچه ها معنای اسارت رو نمیدونن

    تنها نه شب دیگه فرات سربلنده

    تنها نه شب دیگه……….


    امیرعلی: تنها نه شب دیگر نعل تازه می زنند به اسب ها …
    وای کسی بدن له شده دیده ؟
    هااا؟
    رقیه فقط سه سالش هست هاا؟
    بدن بابا .. وای وای وای

    [پاسخ]

    سربازةٌ پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۲۳:۳۶:

    سلام
    به آقای صفا:
    شما را به خدا نخوانید اینگونه، روضه ی عاشورا را.

    [پاسخ]

  46. آبجی زهرا گفت:

    سلااااااااااااام به همه ی دوستان.
    .
    .
    نسل امیه را همه لعنت کند خدا
    هر دست پست فتنه گری را جدا جدا
    فرزند بی مروت مرجانه را مدام
    لعنت رسد ز حضرت الله صبح و شام
    فرزند سعد، لعنت حق بر عمر بود
    اسمش همیشه باعث ننگ بشر بود
    لعنت به شمر و شعله ی دوزخ به پیکرش
    باران آتشی ز خداوند بر سرش
    آنان که اسب فاجعه را زین نموده اند
    مشمول لعنتی ز خداوند بوده اند
    آن کس که عزم دشت قتال تو نمود
    دروازه ی جهنم حق را به خود گشود

    امیرعلی: علیکم الســـلام بزرگوار

    [پاسخ]

  47. عبدالله گفت:

    یا وارث
    بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
    بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
    کربلا…کربلا…کربلا…
    یا صاحب الزمان(عج)
    شما امشب در کدام خیمه اشک می ریزید؟
    محرم آمد…آقا بیا…
    یا حق

    امیرعلی: آقای خوبی ها امشب شال عزا به سر کرده . هر کجا اسم عم عباس آمد می رود … آقا بیا یک سری هم به ما بزن /

    [پاسخ]

  48. وارث گفت:

    اگه قراره توی کربلا نمیرم کجا بمیرم؟
    اگه قراره زیر پرچم پای روضه ها نمیرم کجا بمیرم؟
    من اومدم برای تو جونمو فدا کنم حسین
    خدا منو آفریده تا تو رو صدا کنم حسین

    امیرعلی: بزم روضه ی تو کشتی نجاته … واسه کربلاییا به سمت جنت، به خدا پل صراط نخ عباته
    آقام آقام حسین آقام آقام حسین

    [پاسخ]

  49. شیلّر گفت:

    قتلگاه گودال سربلند.
    این گودال سربلند آبروی جغرافیاست،این تل خاک جاری،فردا را ورق خواهد زد،و” فرا زنی”خطبه اش ،خواب شب ها را آوار خواهد کرد.

    امیرعلی: گودال قتلگاه نتیجه ی بی توجهی به برکه ی غدیر است. و خدایا چرا از این گودال هنوز هم بوی خون می آید … وای

    [پاسخ]

  50. عبدالله گفت:

    یا وارث
    دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد
    دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرد

    ز سر گذشته اشکم
    به لب رسیده جانم
    که هر چه کرده با من
    فراق کربلا کرد

    حسین…حسین…حسین…حسین جان


    امیرعلی: حسین حسین حسین جان
    رفقا نمیشه صبر کرد تا آخر روضه همین حال بخونم
    نقل هست وقتی مولای ما حسین در گودی قتلگاه بود / هر کس با هرچی داشت میزد . نیزه دار با نیزه . شمشیر زن با شمشیر . برخی با تیر . برخی هم دامن ها را پر از سنگ … برخی که هیچ نمی توانستند هلهله و کف … وای وای وای
    امام صادق فرمود: زخم تیر آنقدر بر بدن جد ما بود کانه خارپشت … وای وای وای
    آقای ما حسین افتاده در گودی قتلگاه به این صورت …
    اما داغ بالاتر از اینهاست .. می دانی کجا ؟

    [پاسخ]

  51. سیداحمد گفت:

    عمه زینب……..

    امشب عمه جانم حسین داره،
    عباس و اکبر و عبدالله و قاسم داره؛

    وای از ظهر عاشورا……

    امیرعلی: سید می دونی کجا سخت بود .. گفتم محرمی من دیوانه میشم . نمی تونم نگم ..
    آقا افتاده . یکی با سنگ بر پیشانی ارباب ما .. پیراهن عربی بلند که خون پیشانی را پاک کنه . یکی با تیر به سینه …
    نه ! سختیش هنوز مونده …. وای وای وای
    آقا نیم خیز … چشم دیگه رمق نداره … عطش کم سو کرده .. اما آقا میبینه از اون دور …
    عده ای نا نجیب سمت خیمه های ناموس حسین … وای …. وای . … وای
    واااااااااااااااااااااااااااااااای / واااااااااااااااااااااااااااااااااای
    وااااااااااااااااااااااااای

    [پاسخ]

    سیداحمد پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۲۳:۴۲:

    نگووووووووووووووووووووووووووووووو

    [پاسخ]

  52. مهاجر گفت:

    این شبها شب قدر بود برای هر دو لشکر.
    قرانها را باید به سر می گرفتند و بک یا الله سر می دادند
    لشکر کفر یزید اما قرآن به سر نمی گیرد……اینها قرآن را بر نیزه میکنند …. و آفتاب از بالای نیزه می خواند ایات را ….. این شبها شب قدر است …. شب قدر صبوری…..شب قدر شهادت…..شب قدر اسارت…..شب قدر است این شبها

    امیرعلی: این قرآن بر نیزه بابای رقیه است … واویلا واویلا واویلا

    [پاسخ]

  53. عشقستان اسماعیل گفت:

    بازوی من گشته قَلَم/ بی صاحب افتاده علم/ ای وای بر حال دلم/ برادر حسین جان
    قربان بازویت شوم/ ای یادگار حیدرم/ ای یاور و پناه من/ برادر ابوالفضل

    امیرعلی: حسین حسین حسین حسین حسین

    [پاسخ]

  54. از کدام مصیبت اهل کسا بگویم که نام زنب در انتهایش منعکس نشود؟
    چادر خاکی؟ فرق شکافته؟ جگر پاره پاره؟
    اما در همه این مصیبتها حسین آرام جان زینب بود

    زینب و نبودن حسین؟ زینب و اسیری؟

    بانویم از عمر سعد خواست که اسرا را از دروازه خلوت وارد کند/ملعون لبخندی زد و از شلوغ ترین دروازه شهر واردشان کرد
    در میان این همه چشمان ناپاک/ درمیان این همه قلبهای پست تر از حیوان

    امان از دل زینب


    امیرعلی: وای وای وای …. زینب است این . همانکه علی می گفتم حسنم تو جلو برو و حسینم تو عقب . خواهر بین شما باشد برای عبور از کوچه ها …
    وای وای وای

    [پاسخ]

  55. عشقستان اسماعیل گفت:

    از خجلت سکینه ام/گشته کباب و سینه ام/ ای یاور دیرینه ام/ برادر حسین جان
    مانده است اینک در حرم/ چشم انتظار دخترم/ با زینبم آن خواهرم / برادر ابوالفضل

    امیرعلی: وااااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    [پاسخ]

  56. وارث گفت:

    امشب برای خاطر طفل سه ساله ام
    یک سینه ریز خوشه پروین بیاورید
    گودال، تیغ کُند، سنان های بی شمار
    یک ریگزار سفره ی چرمین بیاورید
    سرها ورق ورق هم قرآن سرمدی است
    فالی زنید و سوره یاسین بیاورید
    خاتم سوی مدینه بگو بی نگین برند !
    دست بریده جانب ام البنین برند

    امیرعلی: وای وای واااااااااااااااااااااااااااااااای . خداااااا

    [پاسخ]

  57. آذرخش گفت:

    انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
    وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

    نه روز دیگه رقیه چی می کشه بدون پدر؟ بدون عمو؟

    امیرعلی: وای خدایا این سوال دیوانه می کنه … بیچاره … بیچاره …
    رقیه جونم فدات یه دل سیر بابای غریبت رو ببین … یه دل سیر

    [پاسخ]

  58. عشقستان اسماعیل گفت:

    برادر جان نوکرت بودم/ غلام مادرت بودم/ برادر جان حسین / رفتم خداحافظ
    برادر جان امیر لشگرم/ عزیز ماردم بودی/عمدارم حاحافظ/ سپهدارم خداحافظ

    امیرعلی: علی العباس واویلا حسین تنهاست واویلا

    [پاسخ]

  59. سربازةٌ گفت:

    السلام علیک یا ابا عبدالله
    السلام علیک یا بقیه الله
    صلی الله علی الباکین علی الحسین

    مهدی فاطمه!
    ای به قربان آن نخ شال سیاهت. آقا جان، بمیرم برایت. بزرگان چقدر مواظبت کردند بر نفسشان، تا کمی درک کنند عاشورا را. به هر کسی که نشان نمی دهند گودی قتلگاه را. مهدی جان! پدر ومادرم به فدایت. الآن کجا نشسته ای واشک می ریزی؟!
    تمام وجودم به فدایت، خیمه ی غریبانه ات را در کدام صحرا بنا داشته ای؟ ای به فدای صفای وجودت. چه حالی داری؟ آقاجان.
    تو که معصومی. پسر پیغمبر. دلت خون است، می دانم امامم. تو در این ایام همه اش می بینی قتلگاه را.

    من از تحریر این غم ناتوانم، که تصویرش زده آتش به جانم.
    تو را طاقت نباشد از شنیدن، شنیدن کی بود مانند دیدن!

    ای وای ی ی. چه می کشی؟! مولا.
    آقا جان تسلیت.


    امیرعلی: چقدر عاشقانه درد و دل با مولا … مولا بیا به بزم عزای ما

    [پاسخ]

  60. عبدالله گفت:

    یا وارث
    امان از دل زینب
    چه خون شد دل زینب
    چه خون شد دل زینب
    چه خون شد دل زینب
    یا زینب(س)

    امیرعلی: زینب دختر علی … وای وای وای

    [پاسخ]

  61. عشقستان اسماعیل گفت:

    برادر جان نوکرت بودم/ غلام مادرت بودم/ برادر جان حسین / رفتم خداحافظ
    برادر جان امیر لشگرم بودی/ عزیز ماردم بودی/عمدارم خداحافظ/ سپهدارم خداحافظ

    [پاسخ]

  62. برای سوار شدن بر محمل همیشه جوانان بنی هاشم عمه را احاطه میکنن
    عباس از جلو علی اکبر یک سو عون و جعفر از سوی دیگر

    اما امان از اسارت

    بانو اول یک یک بچه ها را مینشاند.حواسش باید به امام بیمار هم باشد
    بعد تنها به سمت کجاوه میرود
    لاحول و لا قوه الا بالله

    یا زینب نظری
    ما آمده ایم که حسین را یاری کنیم
    بانو نظری

    امیرعلی: واااااااای وای وای

    [پاسخ]

    ن.خ پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۵:

    از عرش ، از میان حسینیهء خدا

    آمد صدای نالهء « حی علی العزاء »

    جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد

    گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا

    جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت :

    ” یا رب اجازه هست ، شوم فرش این عزا ”

    آدم ز جنت آمد و ناله کنان نشست

    در بزم استجابت بی قید هر دعا

    او که هزار بار به گریه نشسته بود

    یک یا حسین گفت و همان لحظه شد به پا

    آری تمام رحمت خود را خدا گرفت

    گسترد بر مُحرم این اشک و گریه ها

    آن گاه گفت روضه بخوان « ایها الرسول »

    جانم فدای تشنه لب دشت کربلا

    روضه تمام گشت ولی مادری هنوز

    آید صدای گریه اش از بین روضه ها

    رحمان نوازنی

    [پاسخ]

  63. مریم گفت:

    حزب الله حزب الله مریم
    وقتی کاروان به کربلا رسید اولین نفری ک از محل خبر دار شد خانوم زینب بود
    قلب زینب لرزید ……
    سرهای روی نی رو دید …….
    تیر فرو رفته توی چشم رو دید ……..
    قنداقه خونی رو دید …….
    دامن های آتش گرفته رو دید ………..
    حسین جان بیا برگردیم . این زمین مرا بی حسین کند ……..


    امیرعلی: این زمین مرا بی حسین می کند … اما چگونه …
    امام سجاد دید زمین کربلا به لرزه افتاده .. عمه چه شده ؟
    وای وای وای
    امام پرده ی خیمه را بالا زد … سری به نیزه بلند است … وای وای وای

    [پاسخ]

  64. م.رضوی گفت:

    نگید از عصر عاشورا و تنها شدن زینب میان حرامیان… زوده… زینب هنوز برادر داره… زینب هنوز عباس داره…

    امیرعلی: اره به خدا رقیه هنوز بابا داره … وای

    [پاسخ]

    فرص الخیر پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۸۹ ۲۳:۵۸:

    وااااااااااااااااااااای
    زینب هنوز برادر داره

    ای کاش زمان متوقف میشد
    ای کاش زمان متوقف میشد

    [پاسخ]

  65. مهاجر گفت:

    بغض تمام عالمیان را چکیده اند
    در هر دلی که نشانش “حسینی ” است
    امشب سراچه ی چشمان عاشقان
    ماوای اشکهای ز خون پروریده است

    امیرعلی: رفقا این نوا را حتما گوش کنید …. ( بخش پادکست فعلا غیر فعال شده)
    http://bachehayeghalam.ir/media/sound/karimi154(www.BGH.ir).mp3

    [پاسخ]

  66. وارث گفت:

    کرب و بلا ای کاش من مسافرت بودم
    محرمی کاش میشد که زائرت بودم
    مسافرت بودم
    مسافرت بودم
    مسافرت بودم
    ذکر حسین این شبها شده گل آهنگم
    از حرم اربابم نگو که دل تنگم
    من موج فراتم که همش در تب و تابم
    از کرب و بلا برام نگید خیلی خرابم
    دل تنگه حسینه
    بین الحرمینه
    دل تنگه حسینه
    بین الحرمینه
    حسیییییین حسیییییییین حسیییییییین


    امیرعلی: کربلا . اللهم ارزقنا ..
    دوستان دعا بفرمایند لطفا

    [پاسخ]

  67. سربازةٌ گفت:

    همه اش که می خواهم بنویسم، نمی دانم چه؟
    به هر گلی که نگاه می کنم یک بو دارد…
    می خواهم بگویم سکینه، از عطش او… می بینم رقیه سه سال بیشتر ندارد… تا می خواهم بگویم از رابطه ی دختر وپدر، می بینم که علی شیر خوار است واصغر… یادم می آید که اصغر هم اگر فدا شد، فدای پدرش شد. پس عبد الله چه؟ زینب را می بینم که نمی گذارد عبد الله برود. بمان عمه جان! من طاقت ندارم.
    نگاه می کنم می بینم آن طرف هم عباس تنهاست…
    اکبر هم که قدش بلند بود… سیمای پبغمبر…

    مهدی جان! اصلاً خودت بیا روضه بخوان که من را یارای آن نیست!


    امیرعلی: روضه با صدای مولا … مولا بیا بیا ای قرار دلهای داغدیده بیا ..
    رفقا دعا بفرمایند

    [پاسخ]

  68. بهشته گفت:

    در حسینیه دلمان، مرغهای محبت سینه می‏زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بیقراری می‏کنند.
    سینه ما تکیه‏ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه‏های درد و داغ ….

    درب آن با کلید «یا حسین» باز می‏شود….

    امیرعلی: یا حسین .. یا حسین

    [پاسخ]

  69. بيچك گفت:

    خدایا شرح غم خواندن چه سخت است

    ز داغ لاله پژمردن چه سخت است

    نمی دانی که با دست بریده

    زپشت اسب افتادن چه سخت است

    اگر تیری درون چشم باشد

    نمی دانی زمین خوردن چه سخت است

    نمی دانی که با چشمان خونین

    جمال فاطمه دیدن چه سخت است

    کنار علقمه با مشک خالی

    ببین شرمنده گردیدن چه سخت است

    (السلام علیک یا ابالفضل العباس )


    امیرعلی: دعای من این باشد امشب
    خدایا هیچ عمویی شرمنده ی دختر برادرش نشود . الهی آمین

    [پاسخ]

  70. م.رضوی گفت:

    (١) بچّه، همیشه عمرش عزیز است برای مادر، اما توی آن ماه های شیرخوارگی، انگار وصل است به جان او، این را من هم که مادرنشده ام می دانم. برای چند ساعت بنا بود موسای شیرخواره را از مادرش بگیرند، آن قدر که بگذارندش توی صندوق چوبی و بسپارندش به نیل و آسیه و فرعون او را از آب بگیرند و او از سینه هیچ زنی شیر نخورد تا کلثوم- خواهرش- مادر را به قصر معرفی کند و موسی دوباره به آغوش مادر برگردد. وحی کردند همه اینها را به مادر موسی، بعد هم قلبش را محکم نگه داشتند که ناآرامی نکند. می دانید رفقا، من این آیات سوره قصص را که می خوانم آن قدر دلم زود برای دل رباب ابری می شود که چشم هایم بی اجازه می بارند…

    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

    (٢) تشبیه کرده بودید به ماهی، به لحظات آخر ماهی که دور از آب لبهایش را تکان می دهد و چه به آب برسد و چه نرسد عمرش تمام است .چرا؟ فکر نکردید تا قیامت این دلها چطور تاب بیاورند تصور آن لحظه شما را، آن لحظه رباب را و آن لحظه علی دردانه را : یتلذی عطشاً. ای وای…
    بند مشک سقا که پاره شد انگار بند دل رباب هم پاره شده باشد، چشم های نگرانش علی را تا دستان شما بدرقه کرد، بعد چه شد آقا؟ کمی تاب به من بدهید که آن صحنه های ندیده را مرور کنم.
    آن جا که میان دست های شما و بازوان زینب- میان دو دهلیز قلب هستی- میان سر و بدن لطیف علی دردانه، تیری سه شعبه فاصله انداخت و خون او را به صورت آفرینش پاشید، آنجا که نه فقط هرمله بن کاهل اسدی، که تمام لشکر دشمن چشم انتظار ایستاده بود تا شکستن شما را تماشا کند و ضعف و تسلیم و سستی را در چهره تان ببیند، آنجا که با صلابتی بی نظیر، دست به زیر خون علی بردید و خونش را به آسمان پاشیدید، آنجا که فرشته ها تمامِ خونِ او را به تبرک به آسمان بردند، آن قدر که همه دیدند حتّی قطره ای از خون علی به زمین برنگشت، آنجا که کلامتان آرامشی آسمانی به زمین نازل کرد: هوِّن علیَّ ما نزل بی انّه بعین الله؛ نگاه خدا چقدر تحمّل این ماجرا را آسان می کند!…شما اهل کجایید آقای من؟ اهل کدام جلالستانید؟ اهل کدام مردستان؟

    سلام علیِ کوچک! سلام علیِ دردانه! سلام علیِ شش ماهه! سلام کوچکترین علی از علی های سه گانهِ حسین!
    و
    سلام رباب! سلام مادرِ علیِ کوچک! سلام بانوی من! خدا قربانی کوچک شما را بپذیرد!…ای وای بر من.

    وبلاگ برای خاطر آیه ها
    http://barayeayeha.persianblog.ir/1388/10/

    امیرعلی: یا زهرا … صبری عطا فرما …

    [پاسخ]

  71. اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم انصره و انتصر به لدینک
    اللهم احفظ سیدنا و قائدنا و مولانا سید علی الحسینی الخامنه ای
    اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک
    اللهم ارزقنا زیاره الحسن فی الدنیا و شفاعته فی الاخره


    امیرعلی: الهی آمین

    [پاسخ]

  72. عبدالله گفت:

    یا وارث
    مولای مهربون
    زمین را طاقت نیست.
    محرم بهترین بهانه است.
    عطش دیوانه کرده زمان را.
    ببخش ما را.بیا…
    شرمنده شده ایم…به آبروی حسین(ع)
    به حق زینب(س)
    بیا آقا جان…
    ای منتقم خون حسین(ع)
    دارد جوان سینه زنت پیر می شود…
    بیا آقا جان…


    امیرعلی: اللهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  73. افق گفت:

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    اللهم اجعل محیای محیا محمدا و آل محمد و مماتی ممات محمدا و آل محمد
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
    اللهم الرزقنا شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لنا قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین


    امیرعلی : الهی آمین . ممنون از همگی

    [پاسخ]

    مهاجر پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۲۶:

    الهی آمین
    اللهم صلّ علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم

    [پاسخ]

  74. آبجی زهرا گفت:

    امروز قلب شیعه ی مولا شکسته است
    بر عاشقان چه روز سیاهی گذشته است


    امیرعلی: خدایا برسان مهدی را

    [پاسخ]

  75. مریم گفت:

    الهم عجل لولیک الفرج
    بچه ها بعد از دعای فرج مریض ها رو دعا کنیم
    می دونید چقدر مریض توی بیمارستان های تهران هستن
    اونهایی ک از شهرهای دیگه میان خانواده هاشون آواره این شهر بی معرفتن
    خدا موجبات خوب شدن همه شون رو فراهم کنه انشاله
    برای امیررضای نازنین هم دعا کنید . نوزادی زود اومده . برای موندنش دعا کنید . انشاله سالم بمونه


    امیرعلی: اللهم اشف کل مریض بحق الحسین (ع)

    [پاسخ]

  76. وارث گفت:

    بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
    وندر آن حال و هوا خوش نغمه های زار داشت
    گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
    گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت
    ……..
    علی اکبر از عطش طاقت نداره
    به بابا میگه العطش
    بابا دهانش رو میاره جلوی دهان علی اکبر
    دهان بابا از عطش خشکه
    ………
    جوانان بنی هاشم بیایید علی رو بر در خیمه رسانید

    امیرعلی: یا حسین ؛ تو رو به جون جوونت علی اکبر منو عفم کن آقا جونی کردم اگر گناهی سر زده …

    [پاسخ]

  77. ن.خ گفت:

    عالم همه خاک کربلا بایدمان
    پیوسته به لب خدا خدا بایدمان
    تا پاک شود زمین ز ابنای یزید
    همواره حسین مقتدا بایدمان
    سید حسن حسینی

    دوستان از همگی قبول باشه
    التماس دعا


    امیرعلی: قبول حق انشالله .

    [پاسخ]

  78. افق گفت:

    آقای صفا
    خیلی ممنونم از شما به خاطر فرصت روضه مجازی..
    به ذهن هیچ احدی نمیرسید جز شما که باید.

    امیرعلی: تشکر بزرگوار . ممنون همه ی دوستان که رونق بخش هستید .

    [پاسخ]

  79. سربازةٌ گفت:

    خدای برسان آن عزیز غریب وقریب را…

    خدایا نگیر ازما، این اشکها را. ما را در روضه ی حسین و اهل حرم بمیران، در آن هنگامه که می خواهد کنده شود از سینه، آهمان.

    نمی دانم هر وقت که می گویید دعا بفرمایند دوستان، یکدفعه یاد یک چیزی می افتم.وهر دفعه هم تفاوت دارد.
    الآن نا خودآگاه یاد شیمیایی ها… ( ومن، خودم را می گویم هنوز درک نکرده ام این درد را) ،جانبازان.
    وهمه ی دوستانی که غایبند و ن.خ بزرگوار لیست می کردند که ایشان هم خودشان نیستند.بع علاوه کسانی که پشت در ایستادند. دلشان اینجا بود ونتوانستند داخل شوند، همچنان که خودم هم.

    پروردگارا! سیراب کن قلوب ما را از عطش دوری. کربلای با معرفت، ان شاءالله نصیب همه.


    امیرعلی: الهی آمین

    [پاسخ]

  80. افق گفت:

    دوستان حاضر برای دوستان حاضر
    دوستان حاضر برای دوستان غایب
    دوستان حاضر برای صاحب حسینیه و بانی مجلس
    دعا از صمیم قلب، دعایی که به استجابت بسیار نزدیک است..

    امیرعلی: حتما؛ همه همه

    [پاسخ]

  81. دوستان همگی برای سلامتی و عاقبت به خیری آقای صفا که بانی روضه ها هستن پنج تا صلوات بفرستین/که اگه همت ایشون نبود این فرصت ناب به دست نمیومد

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    امیرعلی: خدا رو شکر که نعمت خادمی نصیبمون شد / مممنون

    [پاسخ]

    مهاجر پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۳۶:

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۳۶:

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۴۷:

    و برای دوباره کربلایی شدن صاحبخونه و همسرشون.

    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و ال مخمد و عجل فرجهم
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

    [پاسخ]

  82. مریم گفت:

    ستاره ستاره مریم
    و همچنان قدر نفس هایمان را می دانیم و قدردان گذشتگانیم ک راه را باقی نهادند ….
    ثوابی از این مجلس هدیه ب پیامبران امامان شهدا و رفتگان
    دعاگوی ما باشند انشاله

    امیرعلی: بله انشالله . همه ی کسانی که حقی بر ما دارند

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۵۱:

    از بچه هایی ک نیستن داداش حسین و هپلی رو یادتون نره
    این دونفر حق بر ما دارند

    [پاسخ]

  83. سلام علیکم
    ایام تسلیت و عزاداری ها قبول
    متن دلنشینی بود

    این مطلب را هم بخوانید:

    مقصر وقایع سرخ کربلا کیست؟

    التماس دعا
    یاعلی

    امیرعلی: علیکم الســـلام
    تشکر از شما و ممنون از اینکه اطلاع دادید

    [پاسخ]

  84. وارث گفت:

    خدایا خدایا
    سلامت در دین
    شهادت در راهت
    شفاعت در آخرت
    نصیب همه بالاخص ستاره های گل حضرت ماه بگردان

    امیرعلی: الهی آمین .

    [پاسخ]

  85. مهاجر گفت:

    قبول باشه از همه دوستان.
    آقای صفا موید باشید با این محفل خاص .
    در ضمن بابت لینک مداحی هم بسیار سپاس.


    امیرعلی: از همه قبول انشالله . ممنونم بزرگوار .
    فقط اشاره کنم اینکه هفته ی آینده شب تاسوعا می شود مجلس ما …
    (دوستان عفو بفرمایند اگر یهویی رفتم امشب چون لب تاب بنده از عصری در حال ترکیدن است!)

    [پاسخ]

  86. م.رضوی گفت:

    ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب

    خدایا… هرچه می خواهی بگیر اما ولایت را مگیر…

    امیرعلی: بهترین دعا / الهی آمین

    [پاسخ]

  87. م.رضوی گفت:

    دوستانی که نیستند
    آذرخش
    بیچک
    سارا و دوستشون
    شیلر
    چوب خدا
    مسعود ساس
    بی ترمز
    علی شکیبا
    سیم خاردار دل

    اگه کسی رو جا انداختم دوستان اضافه کنند.


    امیرعلی: ممنون که اسم آوردید

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۴۳:

    نمی دونم چرا آقا مسعود رو دو بار نوشتم؟!! لابد خیلی در روضه بودند!

    [پاسخ]

    م.رضوی پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۰۰:۴۴:

    و گمنام

    [پاسخ]

  88. سربازةٌ گفت:

    اگر چه در این حسینیه، اکنون، تمام شد روضه.
    امّا در این ایام انگار در دل هایمان، روضه تمامی ندارد…
    و از برای این است که هیچکس دل روشن کردن چراغ را ندارد…

    و مارا در تاریکی عزا خانه چه غم است؟ وقتی نوری چو حسین داریم…

    نور حسین هوایی می کند این دل را از نور های زمینی.

    التماس دعا از همه ی دوستان. آقای صفا اجرتان با ابی عیدالله و به امید آنکه زنده باشیم و در خدمت آقا. هفته ی آینده شب عباس.

    یا علی.


    امیرعلی: قبول باشد
    انشالله . یا علی

    [پاسخ]

  89. وارث گفت:

    شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است
    لب تشنه اگر آب نبیند سخت است
    ما نوکر و ارباب توئی مهدی جان
    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
    ……
    مهدی فاطمه ای منتقم خون حسین بیش از این تاب غیبتت برایمان سخت است. چند عاشورای دیگر را باید بی رویت جمالت بگذرانیم؟ تا کی تو به تنهایی اشک بریزی بر ماتم جدت حسین تا آنجا که خون از دیده بباری؟
    آقا به خاطر دل رقیه ظهور کن

    امیرعلی: اللهم عجل لولیک الفرچ

    [پاسخ]

  90. م.رضوی گفت:

    با اجازه صاحبخونه مرخص می شیم. اجرتون با مادر.

    امیرعلی: قبول باشه. یا علی

    [پاسخ]

  91. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    دیشب وسط روضه برق منزل ما قطع شد.لذا نتوانستم سفارش دعایی را که داشتم بدهم. یک خانواده ۵ نفره که پدر جانباز شیمیایی و پسر کوچک بیماری قلبی و دختر یکی یه دونه سرطان
    لطفا این شبها این خانواده را که از سلاله سادات نیز هستند فراموش نکنید

    امیرعلی: علیکم الســـلام بزرگوار
    دعاگو بودیم و رفقا هم حتما دعا می فرمایند

    [پاسخ]

  92. فطرس ملک گفت:

    سلام آقای صفا

    دیروز هئیت بودم
    داشتم فکر می کردم به گفته های مداحمون حاج محمود بزرگوار با این مضمون که از امشب دیگه هر کاری کنی دلت بیقراره
    دلت تنگ اربابه
    خنده ات نمیاد
    یه غمی تو دلته
    دلت میخواد همش زار بزنی، گریه کنی
    به غریبی حسین به مظلومی حسین
    یعنی میشه آقا یه نامه هم برای ما بده که توش نوشته باشه
    “من الغریب الی الحبیت”
    یعنی میشه ماهم حبیب حسین باشیم
    خدایا شکر که دوباره محرم دیدم
    خدایا کمک کن تا عاشورا یه شب تو روضه های ارباب بالاخره جون بدم
    وقتی تو این شبا دست بلند میکنم و یا حسین میگم هیچی نمیخوام جز مردن برای حسین و جون دادن تو مجلسش

    یا حسین زهرا

    امیرعلی: سلام بزرگوار
    حس مشترکی است بین همه ی فدائیان حسین که یا حسین الهی بمیرم برات …

    [پاسخ]

  93. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    برای شما ایمیلی ارسال خواهم کرد. شرمنده که باعث زحمت شدیم دوباره.ضمنا دیشب پشت پنجره فولا هوا به شدت سرد بود و حرم خلوت ویژه به یاد شما و والدینتان و سید احمدو حسین قدیانی بودم

    امیرعلی: سلام
    در خدمت هستم و بسیار ممنونم که دعاگو بودید.

    [پاسخ]

  94. امير احمدي گفت:

    سلام فکر نکنم منو دیگه یادت بیاد ولی اون قدیما (وبلاگیتون) یه موقعهایی به ما سر می زدی و چه خوشخالمون می کردی ای که وجودت و حضورت امیرٍ صفاست. دوستون داریم و دعاگوتون هستیم

    امیرعلی: علیکم الســـلام
    مگه میشه دوستان قدیمی و عزیز را فراموش کرد.
    خیلی ممنونم از شما

    [پاسخ]

  95. عشقستان اسماعیل گفت:

    الهی یا قدیم الاحسان به حق الحسین
    قلبی مقلوب
    وهوایی قالب
    معصیتی کثیر
    و طاعتی قلیل
    یا رب الحسین
    من لی غیرک
    خذ بیدک و برحمتک

    امیرعلی: الهی آمین

    [پاسخ]

  96. سلام بر صبح گفت:

    سلام
    با مطلبی در خصوص عبرت های عاشورا در خدمتیم
    ۳۱۳nafar.mihanblog.com

    [پاسخ]

  97. سلام
    خیلی کارتون عالیه و خیلی خوشحالم که با روحانی فعالی مثل شما آشنا شده ام….
    مدتیه که به سایت شما و دیگر دوستان سر میزنم و بالاخره تصمیم گرفتم وبلاگی رو در حد بضاعتم ایجاد کنم تا به اندازه خودم پیگیر مطالبات مولایم باشم.شما را با افتخار لینک میکنم و اگر دوست داشتید مرا با همین نام لینک بفرمایید…
    یا علی

    امیرعلی: علیکم الســـلام .
    تشکر رزمنده . لینک شدید

    [پاسخ]

  98. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    التماس دعا
    دیشب روضه بود نشد عرض کنم.. هدر سایت بسیار عالیست..حال و هوای محرم را همراه دارد و ما را نیز با محرم حسین (علیه السلام) همراه میکند..ممنون از اینهمه همت و توجه شما..
    و مجددا التماس دعا

    امیرعلی:‌تشکر از شما که همیشه باعث دلگرمی می شوید

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: