وکیلانه » » یا حسین تو عشق بین المللی!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
یا حسین تو عشق بین المللی!
۱۶ام, آذر ۱۳۸۹| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۲۰]

به نام خدای زهراء

به نام خالق صبر و غم ها، آفریننده ی حضرت زینب کبری


اینجا بهشت مشکی پوشان،محفل غم است/ اینجا فداییان حسین، مست می شوند
برای کربلایی ها به سمت جنت، به خدا پل صراط نخ عبای حسین است و چه کنیم که جای ما تنگ است در این  دنیا برای سینه زدن به والله ایهاالناس ، وعده ی ما سینه زنان جنت العباس انشاالله، چگونه در قاب کلمات بگنجانم داغی که قد کمان کرده حضرت مادر را؟!


امروز؛ اول محرم الحرام
قافله ای در حرکت/ پر از یاس/ با نگهبانی بچه شیر سوم شیر خدا،حضرت عباس/ بوی خوش بهشت و عطر؛ از همین قافله/ و کعبه؛ حرفی ندارد، قبله نمای دل سوی حسین است/ ترافیک فرشتگان در رفت و آمد برای تبرک/ چرا که عیش فقط، عشق حسین!/ و رقیه؛ گاهی روی دوش عمو عباس، گاهی در بغل داداش اکبر/ و رقیه؛ چشمش به چشم بابا، بوسه دادن برای بابا/ برق نگاه حسین برای خاتونش/ و اصغر؛ گاهی در بغل رباب ، گاهی در آغوش زینب، سیراب از محبت/ و قاسم؛ پا در رکاب عباس، گرداگرد این قافله/ و زینب، چشمش به  شانه های حیدری عباس و لبخندی بر لب حکایت از آرامش/ و حسین، امپراطور هستی، سالار دل زینب، ذکر خدا بر لب قافله سالار این گلستان و آسمان وقف نگاه به این قافله و کربلا سجاده ی آسمان است…

۱۰ روز بعد، غروب عاشورا
قافله ای از هم پاشیده/ پر از داغ/ حضرت مادر؛ بالای سر حسینش در گودی قتلگاه/و علی؛ نگاهش به قد خمیده تر شده ی بانوی پهلو شکسته اش/و محمد؛ بالای سر حدیث پاره پاره شده ی انت منی، با ذکر نور عینی!/  و ایوب پیامبر؛ شرم از روی زینب/ و  نگهبان؛ بچه شیر سوم شیر خدا دست یک سو ، علم یک سو، مشک یک سو/ و اکبر؛ قرآن ورق ورق شده ی حسین/ هر آیه افتاده یک سو/ و اصغر؛ سری آویزان از گردن با یک پوست/ و مشکل سپاه روبرو؛ هر دم افتادن سر یک شش ماهه از روی نیزه!/ و زینب؛  ناموس علی دست بر معجر!/ و عبدالله برادر قاسم؛ بدنش دوخته شده بر بدن عمو حسین/ و سکینه؛ زانوی غم در بغل و ذکر ایکاش نمی گفتم عمو عباس عطش/ و  اما رقیه؛ نفس نفس زنان چشم دوخته به آسمان. دست دراز شده به سوی نیزه ها/ بلند است این نیزه ها/ دستم نمی رسد به سر بابا/ چرا دستم نمی رسد به سر اصغر/ چگونه بوسه دهم به بابا؟/ بازوی عمو عباس کجاست؟/ می خواهم ببوسم/ راستی عمه جان جنگ که تمام شده  چرا اینها اسبها را نعل تازه زدند؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

• بعداً نوشت »:

۱) تقدیم به خواهر شهیدم مهدیه، که گمنام همچون مادر (س) بی مزار است ….

۲) برای اطلاع از سهیمه ی تلاوت قرآن به اولین پست وبلاگ فرص الخیر مراجعه بفرمایید. ایــــنجا
از طرف همه ی دوستان از مدیر محترم این وبلاگ که خادم قرآنی روضه هستند تشکر فراوان دارم.

۳) دوست بسیار عزیزی که پیگیر بخش ” تا عاشورا همراه باش” هستند بزرگواری فرموده و مدت هاست  هر سه شنبه، واسطه ی فیض هستند با قرائت دعای توسل در جمکران. شهید آوینی فرمود: “گمنامی تنها برای شهرت پرستان دردآور است، و گرنه همه ی  اجرها در گمنامی است.”

۴) بزم عزای ارباب ( مجلس روضه مجازی آنلاین)، ساعت ۲۳ امشب کامنتهای همین پست.



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: