وکیلانه » » امشب ، شب رقيه است
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
امشب ، شب رقیه است
۱۷ام, آذر ۱۳۸۹| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۷۳]

به نام خدای زهراء

شب سوم محرم، بیچاره عاشقان رقیه ….

“رقیه های غزه و پاکستان سردشان است؛ بابای خوب رقیه به مهدی بگو بیاید”

می‌گویند رقیّه‌ ، یعنی کسی که جهتش به سوی تعالی و ترقی  است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شده بود؛  دختر تو شده بود و تو بابای  خوب او،  رفعت گرفته بود  و بال ‌و پر برای پرواز در آورده بود. و برای عروج آماده شد. اکنون بابا جان می‌خواهد مانند علی‎اصغر، نزد  رسول خدا حاضر شود و بگوید به بابا بزرگش علی که  دشمنان  با بابا  حسین و عمو عباس چه کرده‌اند…
بابا رقیه را ببر بابا
امشب اما هیچ کس هیچ کاری نمی تواند بکند.امشب به هیج دردی نمی خوریم. امشب فقط باید درب خیمه ی مولا بنشینیم و خاک عزا بر سر بریزم . آخر رقیه فقط بابایش را میخواهد. بابایی بابایی بابایی/ غیر از بابای خوب رقیه کاری از هیچ کس برنمی آید. رقیه آخرین سرباز حسین بود/. تنها کسی که هم داغ اسارت کشید هم شهید شد. شهید؟ مگر کسی می داند علت فوت رقیه را؟
رقیه تنها دختری که سر بابا در دامن/ یه جورایی نازش می کرد انگار که مادرش بود/ بابا بابا بابا/”ببین بابایی منم مثل تو گل سر دارم . گُل سر منم سُرخه … “‌ لخته های خون را دیده بود که اینگونه می گفت….

رقیه اما دق کرد.سه ساله ی نازنین ارباب دق کرد.  اگر دق نمی کرد دلش می خواست وقتی سر را دید از خرابه بیرون بزند:‌”آی مردم بیایید ببینید من بابا دارم. من بی کس و کار نیستم. بابای من قشنگترین بابای دنیاست….”‌
اما نه! قبل از همه چیز وقتی سر بابا را دید شاید گفت: “بابا عجب خواهری داری! بابایی از بس به خاطر من غصه خورده پیر شده.  بابا همه اش من را از زیر دست و پای دشمن بیرون می کشید. هر جایی می خواستند من را بزنند عمه جلو می آمد ؛ منو بزنید این دختر تاب سیلی نداره. من دختر سیلی خورده ی پهلو کبودم. منو بزنید. رقیه تاب ندارد….
بابای خوب رقیه، یا حسین. تو از همه بیشتر رقیه ات رو دوست داری. نشانه اش اینجا که تاب دوری نیاوردی، از بهشت آمدی و بردی خاتون را ….. شاید هم اصغر دلتنگش شده بود. نمی دانم. شاید هم عمو عباس دلتنگش …

اما حرف بعدی رقیه با بابا چه بود؟
هر خواهری عاشق داداش کوچک ترش است. مخصوصا اگر تازه به دنیا آمده باشد. اگر دیده باشی وقتی مهمان می آید فوری همه را سراغ گهواره می برد. ببینید این داداش من است. همیشه با داداش کوچک تر بازی می کند. معمولا دخترهای سه چهار ساله وقتی با بچه شیرخواره ها زیاد بازی کنند روی صورتشان جای ناخوان بچه شیرخواره هست.
وقتی سر بابا را دید شاید گفته باشد: بابا این جای خراش های روی صورتم جای دست علی نیست ها؟ بابا دست عدو از صورت من بزرگ تر بود…

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بعدانوشت»:
۱)
اگر لایق باشم دهه را عزاداری می کنیم هر روز با یک پست و البته تلفیق روضه ی کربلا و روضه ی امروز بشریت!



۷۳ دیدگاه برای “امشب ، شب رقیه است”

  1. سلام برادر بزرگوار. عجب متنی! عجیب به دل نشست! عزاداری ها قبول.

    امیرعلی: علیکم الســـلام
    آب شدم …..

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    فقط خط آخر کافی بود که جان هر آدم بی خیالی را با آتش بکشد چه رسد به کسانی که از سه ماه پیش روز شمرده بودند تا حالا
    التماس دعا
    امشب یکی کهنه پیراهن گم کرده دلم

    امیرعلی: علیکم الســـلام ……….
    بابای خوب رقیه تنها حضور مهدی ما را به آرامش می رساند …

    [پاسخ]

  3. عشقستان اسماعیل گفت:

    مداح روحانی در حال احتضار بود . اطرافیان همه غمگین دور وبرش ناگهان گفت: عمامه و عبایم را بیاورید
    اطرافیان گفتند: عمامه و عبا می خواهی چه کنی؟
    گفت: حسین (ع) تشریف اوردند. می خواهم لباس رسمی بپوشم و مودب باشم
    حسین (ع) حواسش به خیلی چیز ها هست.
    امید وارم دیدارش را تجربه کنید آقا صفا . دیدار خود خودش را (یاد سفر کربلا افتادم) ولی ان شا ء الله شما به زیارت خودش نایل شوید. به خاطر این میزبانی

    امیرعلی: جوری آدم را شرمنده می فرمایی که نمی دانم چه بگویم. ممنونم از بزرگواری شما . آنهم خیلی زیاد ….

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۰۳:

    شکسته شاخه های قرارم دعا کنید
    دگر چاره ندارم دعا کنید
    ضمنا مطلب بالا که گفتم خاطره بود. خاطره ای از دوران نوجوانی.
    هنوز صدایی که می گوید عمامه و عبای مرا بیاورید که حسین (ع) تشریف آوردند در گوشم است

    [پاسخ]

  4. سلام
    نمیدانم چه بگویم
    میشه توی روضه زبان معیار رو رها کنیم؟ روضه حرف دله و حرف دل بی تکلف

    هیچ حرفی به ذهنم نمیاد
    چه میشه گفت در مصیبت دختر سه ساله؟

    امیرعلی: سلام . می گویند هر وقت به کسی مصیبت بزرگی وارد شود به زبان مادری اش سخن می گوید حتی اگر سال ها ترکش کرده باشد
    بسم الله …

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۱۷:

    سلام دوست جون
    راحت باش
    اینجا خونه حسین ابن عشق است…
    حرف دلت را بزن . ماهم استفاده میکنیم

    [پاسخ]

    فرص الخیر پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۸۹ ۱۹:۳۱:

    سلام خانوم معلم

    بنا به وظیفه شاگردی هم که شده چشم بی تکلف میگم

    اما در برابر بزرگواری شما سکوت بهتر است

    خیلی خیلی خیلی دعام کنین لطفا

    [پاسخ]

  5. عشقستان اسماعیل گفت:

    بابایی دلم خیلی برات تنگ شده بود
    دیشب چرا نیامدی؟
    مگه دوباره تو کربلا جنگ شده بود؟

    امیرعلی: بابایی بابایی بابایی . لالایی زینب برای رقیه …

    [پاسخ]

  6. شیلّر گفت:

    سلام اقای صفا.شب خوش
    ویژگی های رزم و رزمگاه عاشورائیان
    رزم در گستره ای حدود ۶ کیلومتر و در طول ۸ ساعت حماسه ی بی بدیل حسینی رخ می دهد.ویژگیهای میدان را این گونه برشمرد:
    _زمین،خار زار ،با پستی و بلندی
    _هوا،صاف،آفتابی و داغ
    _طول محور عملیات،حدود ۳۶۰ متر و طول جبهه دفاعی ۱۸۰ متر
    _تعداد خیمه های جبهه اباعبدالله حدود ۶۰ خیمه و فاصله ی هر یک دو متر
    _تعداد نیروهای امام حدود ۲۰۰ نفر،تعداد سواره ها کمتر از ۴۰ نفر
    _فرمانده ی نیرو های اباعبدالله خود امام،پرچمدار،ابوالفضل العباس،فرمانده ی جناح راست،زهیر بن القین و فرمانده ی چپ ،حبیب بن مظاهر اسدی
    وضعیت دشمن:
    حدود ۳۳ هزار نفر سواره و پیاده.
    فرمانده ی لشکر عمر بن سعد،پرچمدار لشکر غلام عمر سعد،فرمانده ی پیاده نظام شبث بن ربعی،فرمانده سواره نظام عمروه بن قیس احمصی،فرمانده جناح راست عمرو بن حجاج ،فرمانده جناح چپ،شمر بن ذی الجوشن.
    در محاصره فاصله ی با آب حدود ۵۰۰ متر،از نظر گاه موازنه قوا(تقریبا ۴۰۰ نفر مقابل یک نفر)

    [پاسخ]

  7. تشریف آوردید. خوب چیزی برای گفتن ندارم و بیشتر نظرها را می خوانم. با کمال افتخار بنده پیروز کسب جایگاه اولی هستم!

    [پاسخ]

  8. عشقستان اسماعیل گفت:

    برای نازدانه سه ساله (س)
    یه دختری تو خیمه ها /خواب اسیری می بینه/خواب می بینه رو صورتش / اشک یتیمی می شینه / خواب می بینه کهواره رو / دارن به غارت می برن/ بچه هارو تو قتل گه/ دارن اسارت می برن/
    خواب می بینه تنگ غروب/ خیمه ها ور می سوزونن/ راه فرار بسته شده / بچه ها رو می سوزونن/ خواب می بینه که نیمه شب / گمشده تو بیابونا/ یه بانوی قد خمیده/ میگه بیا بیا بیا/
    خواب می بینه سر بابا / رو نیزه قرآن می خونه/ می خواد لباشو ببوسه/ نمی تونه نمی تونه /
    خواب می بینه که روی ماه / جوهر نیلی می زنن/ نا نجیبا تو قتلگاه / عمه رو سیلی می زنن/
    یه دختری تو خیمه ها /خواب اسیری می بینه/
    خواب می بینه محاسن / بابا تو دست دشمنه/ به زیر دشنه عدو / چه دست و پایی میزنه/
    خواب می بینه سواره ها/ گوشواره ها رو می برن/ خواب می بینه جلو چشاش/ سر بابا رو می بُرن/
    *****************

    [پاسخ]

  9. عشقستان اسماعیل گفت:

    خواب می بینه تنگ غروب/ خیمه ها ور می سوزونن/ راه فرار بسته شده / بچه ها رو می سوزونن/ خواب می بینه که نیمه شب / گمشده تو بیابونا/ یه بانوی قد خمیده/ میگه بیا بیا بیا/
    خواب می بینه سر بابا / رو نیزه قرآن می خونه/ می خواد لباشو ببوسه/ نمی تونه نمی تونه /
    خواب می بینه که روی ماه / جوهر نیلی می زنن/ نا نجیبا تو قتلگاه / عمه رو سیلی می زنن/
    یه دختری تو خیمه ها /خواب اسیری می بینه/
    خواب می بینه محاسن / بابا تو دست دشمنه/ به زیر دشنه عدو / چه دست و پایی میزنه/
    خواب می بینه سواره ها/ گوشواره ها رو می برن/ خواب می بینه جلو چشاش/ سر بابا رو می بُرن/
    *****************

    [پاسخ]

  10. من تازه توانستم بعد از مدتها تحقیق و بررسی یکی از عکس ها را بزرگ کنم و جمله ای که زیرش بود را کشف کنم! هوررااا!

    [پاسخ]

  11. عشقستان اسماعیل گفت:

    برای ناز دانه سه ساله
    با با توی خرابه ها / خواب چشاتو می دیدم / قرار گذاشتم که بیام/ سر قرارم رسیدم
    دیشب چرا نیومدی؟ / دلم برات تنگ شده بود/ مگه بازم کنار آب/ با دشمنا جنگ شده بود؟
    از وقتی تو رفتی سفر / یه لحظه آروم ندارم/ پر پر و پژمرده شده /گلای سرخ بهارم/
    رفتی و من تنهایی مو/فقط به عمه ها می گم/ تو گریه های سَحرم/ از تو واسه خدا می گم/
    دیروز قلب کوچولوم/ می خواست که برگردی بابا/ ولی حالا خوب می دونم/ دیگه محال به خدا
    ************

    [پاسخ]

  12. مهاجر گفت:

    سلام.وقت بخیر.التماس دعا

    [پاسخ]

  13. شیلّر گفت:

    سلام اقای صفا
    برای قسمت تا عاشورا همراه باش:
    کرب و بلا ایستگاه آغازین تمام مسافرانی است که به مقصد خدا
    جاری اند.هر چند دلهایشان را در عاشورا جای بگذارند.
    کربلا سرزمینی که رگ هایش عطشانی می نوشند،و ذره ذره خاکش بهشت را برابر است.
    کربلا سرچشمه ی تمام گرد باد های مقدس،تمام توفان های زهد و
    خاستگاه پرندگانی است که حداقل پروازشان از خاک،از خود تا خداست.

    [پاسخ]

  14. عشقستان اسماعیل گفت:

    بابا یک دست به پهلو و یک دست به روی خود
    من هم این میراث را
    بلکه از مادر گرفتم
    .
    .
    آه این حادثه سخت است که ظلم
    ضربه بر فرق عدالت می زد
    آه افسوس نمی فهمدیند
    کشتن عشق خطایی است یزرگ (یکی از شاعران همشهری که اسمشان یادم نیست)
    اری اگر ریسمان در کوچه های بنی هاشم به دست علی نبسته بودند و اگر به مادر سیلی نزده بودند. جرات نمیکردند
    اسب بدوانند به بدن های …………..
    یا صاحب الزمان اجرک الله فی مصبیت جده
    .
    .
    خدایا قراری به دل بی قرار عاشقان بده

    [پاسخ]

  15. deleted گفت:

    دشمن خرابه را به تو آسان گرفته بود

    از من هزار بار ولی جان گرفته بود

    سر بر اطاعت دل ِ مجنون گرفته بود

    پایم اگر که راه ِ بیابان گرفته بود

    حتی توان ِ سینه زدن هم نداشتم

    این سینه حال ِ شام ِ غریبان گرفته بود

    در پای ِ نیزه ، عطر ِ تلاوت شنیده ام

    دستم صفای ِ صفحۀ قرآن گرفته بود

    در کوفه خطبه می شکند دیدن ِ سرت

    پیشانی ات توانِ سخنران گرفته بود

    پایم شتاب را به صف ِ بوته های ِ خار

    از تازیانه هایِ شتابان گرفته بود

    اینجا به انتظار دلم طعنه می زند

    چوبی که بوسه از لب و دندان گرفته بود

    عمرم به قد سورۀ کوثر مجال داشت

    آری سه آیه بود که پایان گرفته بود

    رؤیای وصل بر سر ِ دختر خراب شد

    آن شب خرابه ، جلوۀ باران گرفته بود

    [پاسخ]

  16. والفجر گفت:

    دشمن خرابه را به تو آسان گرفته بود

    از من هزار بار ولی جان گرفته بود

    سر بر اطاعت دل ِ مجنون گرفته بود

    پایم اگر که راه ِ بیابان گرفته بود

    حتی توان ِ سینه زدن هم نداشتم

    این سینه حال ِ شام ِ غریبان گرفته بود

    در پای ِ نیزه ، عطر ِ تلاوت شنیده ام

    دستم صفای ِ صفحۀ قرآن گرفته بود

    در کوفه خطبه می شکند دیدن ِ سرت

    پیشانی ات توانِ سخنران گرفته بود

    پایم شتاب را به صف ِ بوته های ِ خار

    از تازیانه هایِ شتابان گرفته بود

    اینجا به انتظار دلم طعنه می زند

    چوبی که بوسه از لب و دندان گرفته بود

    عمرم به قد سورۀ کوثر مجال داشت

    آری سه آیه بود که پایان گرفته بود

    رؤیای وصل بر سر ِ دختر خراب شد

    آن شب خرابه ، جلوۀ باران گرفته بود

    [پاسخ]

  17. والفجر گفت:

    هوالحق
    با”چرا امام حسین(ع)با اینکه میدانستند به شهادت میرسند به مکه بازنگشتند؟”بروزم.
    “یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهوره الحجه”

    یا علی

    [پاسخ]

  18. وارث گفت:

    سلام همسنگر
    عزاداری ها قبول باشه ان شاء الله
    واقعا که باید رقیه های غزه و پاکستان رو دریابیم. حداقل رقیه پدری مثل امام حسین و عمویی مثل حضرت عباس داشت ولی اینها که همچین عزیزانی ندارند.
    راستی امروز شنیدم که کاروان صلح آسیایی به زاهدان رسیده. پس باید بشتابیم برای کمک به مردم غزه. پاکستان هم که اصلا یادمون نمیره.
    فرموده بودید که هر وقت متن وبلاگم آماده شد شما رو مطلع کنم. خواستم بگم که اگه دوست داشتید میتونید متن رو بخونید ولی میدونم که نتونستم به خوبی خون دل خوردنم رو تو متنم به نمایش بکشم. این هم آدرس وبلاگم:
    http://www.vares.persianblog.ir

    [پاسخ]

  19. م.رضوی گفت:

    سلام بر اهالی حزب الله

    این جمله تون که در روضه های قبلی هم گفته بودید: “امشب اما هیچ کس هیچ کاری نمی تواند بکند.” تمام امشب در یادم بود.
    و آن جمله ی آقای قدیانی که اگر مختار شمر را بکشد، برای رقیه بابا نمی شود…

    کاش جا نمونیم از قافله…

    [پاسخ]

  20. م.رضوی گفت:

    یکی بود، یکی نبود…
    و اما قصه ی ما، از آن کوچه ی باریک شروع می شود…

    [پاسخ]

  21. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    عزاداری ها قبول.
    و اما دخترکی تنها.نه مگر زینب (س) نبود؟
    مگر دل بی قراری عمه نبود؟عمه خوب امانت داری است.
    سال هاست دختر بچه ها در فراق عمه ای مهربان می گریند و هر شب می میرند و روز کنج خرابه می نشینند.
    اینجا زمین است و نامردی به اوج رسیده…اینجا هنوز رد خون کمر تاریخ را می شکند…اینجا زمین در حسرت یار است…اینجا…
    یا حق

    [پاسخ]

  22. عبدالله گفت:

    یا وارث
    استاد شهید
    محرم آمد.امسال شما نیستید.کنار بیرق جایتان خالی است.
    امشب از آن رقیه است.شما در کدام خیمه ی عالم اشک می ریزید؟
    این شب ها که غم فریاد می زند ضرب آهنگ خشم استکبار از عروج شما نیز به گوش می رسد.
    استاد شهید
    رفتنتان که همان خط سرخ عاشورا بود.تلاشتان خط سبز ظهور.
    کاش برایمان از یار بگویید؟
    محتشم از این شب های آسمان چه می گفت؟
    عالم چه خبر است؟؟؟؟
    یا حق

    [پاسخ]

  23. عبدالله گفت:

    یا وارث

    السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و الاصحاب الحسین و علی عباس اخ الحسین(ع)

    یا حق

    [پاسخ]

  24. عبدالله گفت:

    یا وارث
    عمه جان
    اینان که طبل خاتمه ی جنگ می زنند
    دیگر چرا به خیمه ها سنگ می زنند؟
    عمه جان
    عمه جان
    عمه جان

    یا حق

    [پاسخ]

  25. amir گفت:

    صورتم را ببین ای پدر گردیده نیلی

    گشته رُخساره ی من سیه از ضرب سیلی

    مانده بر پیکرم بابا نشانه

    جای سیلی و نقش تازیانه

    [پاسخ]

  26. amir گفت:

    زینب، نهال غم، چه به ویرانه می نشاند

    می ریخت خاک و آب هم از دیده می فشاند

    آن کوه استقامت و، آن معدن وقار

    در ماتم رقیه، دگر طاقتش نماند

    زینب که تا سحر، همه شب در قیام بود

    آن شب دگر، نماز شبش را نشسته خواند

    شاعر:حبیب چایچیان

    [پاسخ]

  27. سلام
    اگر امکانش هست وبلاگمو در سایتتون لینک کنبد
    وبلاگم در مورد ترویج نماز است
    خوشحال میشم شما و همسنگراتون بهش سر بزنید
    salat.blogfa.com

    [پاسخ]

  28. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    روز سوم محرم
    و هفه دیگر صبح عاشوراست
    تنها یک هفته مانده
    تا بیچاره مان کنند
    خودت را برسان
    مولای منتظَر

    [پاسخ]

  29. اینجا چرا هنوز هشت تا نظره؟ نگران کننده شده. (شکلک تشویش)

    [پاسخ]

  30. سلام خدا قوت عزاداریها قبول
    متن زیبایی بود ان شا الله خدا به شما توفیق بیشتری بده
    راستی دو سه روز بود که سرویس شما در دست رس نبود چرا ؟

    [پاسخ]

  31. السلام علیک یاابا عبدالله

    خیز وجام نیلی کن روزگار ماتم شد

    دورعاشقان آمد نوبت محرم شد

    با قطعه ای دیگر(تقدیم به اباعبدالله) به روزم

    منتظر حضور پرمهرتان

    یاحسین گفتن چقدر زیباست با حسین بودن زیباتر

    [پاسخ]

  32. آقای صفا؟! من واقعا نگرانم. چی شده؟ کسی صدای منو می شنوه؟!

    [پاسخ]

  33. شیلّر گفت:

    سلام اقای صفا ظهر تون بخیر
    کجایین اقای صفا.نظرات دیشب هم که تایید نشده.
    امیدوارم هرجا هستین و مشغول به هر کاری سالم و سرحال و عزادار امام حسین باشید.

    [پاسخ]

  34. افق گفت:

    سلام
    عزاداریتان قبول درگاه حق.
    التماس دعا.

    [پاسخ]

  35. مهاجر گفت:

    سلام . وقت بخیر
    دیشب نبودم و کلی دلم گیر اینجا بود. گیر روضه های شما و اشکهایتان که بی نصیب مانده بودم.
    اما انگار اشکهای همه در کنج خلوت دلشان مانده و خبری نیست که نیست.
    انشاءالله که مشکلی نبوده باشد.

    [پاسخ]

  36. خط شكن گفت:

    سلام داداش
    حاجی این شب ها منو فراموش نکنی ها!!!…

    دعا کن حسینی بمونیم، حسینی بمیریم و حسینی محشور بشیم
    یا حق

    [پاسخ]

  37. چوب خدا گفت:

    تمام می شوم امشب در آخر قصه

    بخواب بانوی احساس! دختر قصه!

    یکی نبود و یکی بود و آن یکی هم رفت

    یکی یکی همه رفتند از در قصه

    ببند چشم خودت را! فقط تجسم کن!

    میان شعله ی آتش سراسر قصه…

    خیال کن که لبت تشنه است و از لب آب

    بدون آب بیاید دل آور قصه

    بده امانت شش ماهه را به دست پدر

    که پر بگیرد از اینجا کبوتر قصه

    نپرس از پدرت او هنوز هم اینجاست

    نپرس از تن در خون شناور قصه

    بلند شو!،و بدو! پا برهنه تا خود صبح

    نخواب تا برسی سمت دیگر قصه

    و گوشواره ی خود را در آر! میترسم-

    پری بماند و دیو ستمگرقصه

    بخواب! نیمه ی شب شد، خرابه هم خوابید

    بخواب کودک تنها! قلندر قصه!

    بگیر گوش خودت را سه ساله ی خوبم!

    که پیر می شوی امشب از آخر قصه:

    بگیر روی دو پایت سر پدر را، آه…

    بگیر اگرچه که سخت است باور قصه
    حسن اسحاقی

    [پاسخ]

  38. افق گفت:

    سلام مجدد
    بی هیچ مقدمه.. ما یک کمی نگران شدم..

    [پاسخ]

  39. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    آقای غریب…مولای مظلوم…
    ارباب زمین…فرزند فاطمه(س)…
    وساطت کن سینه زنانت را.
    دلتنگ امامیم.
    چشمانمان به وسعت تاریخ تر گشته.
    مولا نظری…

    یا حق

    [پاسخ]

    مهاجر پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۱۱:

    یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه……………….

    رقیه جان …امشب همه چشم انتظار توایم …
    دست ما را بگیر ..که درمانده ایم .بیچاره ایم .بی بی جان برای ما دعا کن …. التماس دعا

    [پاسخ]

  40. خاکریز گفت:

    سلام

    فوق العاده بود …..

    [پاسخ]

  41. amin گفت:

    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=77655&musicID=79113

    به روی لینک بالا کلیک نمائید. نظرات خودرا ذیل همین پست یا ذیل فیلم عنایت فرمائید.قبل از دیدن کلیپ از اینکه به خاطر قابل پخش بودن این فیلم با کیفیتی پائین ترفیلم ارائه می گردد عذرخواهی می نمایم.

    نظر شما در مورد این فیلم چیست؟بدون تعارف بفرمائید:

    ادامه مطلب را ببینید

    [پاسخ]

  42. چی شده؟ :-( این جا چقدر سوت و کور شده!

    [پاسخ]

  43. یک سوال گفت:

    گلی به گوشه جمال کوفیان که ندونسته خون به دل پیامبر کردن.
    امروز تو شهر و محله های ما دونسته خون به دل پیامبر می کنن.
    بنویس از تلفیق عاشورا حسینی تا عاشورا ۸۸
    بنویس از خط نفاق

    [پاسخ]

  44. شقایق گفت:

    سلام
    ای وای………
    سر رو که گرفت تو دستاش شروع کرد زبون گرفتن دیگه هیچ کس نمیتونست بیاد جلو فقط رقیه بود و بابا…..
    یهو سر بابا افتاد رباب سر رو بغل کرد ای وای…..سر رو بغل کرد چون لحظه اخر نشد بغل کرد به خاطر دوری……..ای وای….
    آخ…..رقیه…..کجایی بابا؟؟؟

    [پاسخ]

  45. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    صبح و هوایی سرد.در کناره های جاده کودکانی شاید هفت یا هشت ساله.کنار آتش هایی از شاخه های خشک.گل نمی خواهید؟
    اینجا مسیرش ختم می شود به بهشت و باید نظاره کنی دستان کوچک و صورت ترک خورده را.گل نمی خواهید؟
    مسیر بهشت از دنیا می گذرد.از همین چهره ها.از میان غم و غصه ها.گل نمی خواهید؟
    ندبه و مزار شهدا.حضور شهدا و دم از ذکر ارباب گرفتن.هوا هنوز سرد.هوا شاکی.هوا اما در بالای این مزارها پاک.در کدام مصیبت بایدگریست و کجا العجل سر داد؟هنوز ایستاده اند آنها.گل نمی خواهید؟
    یا حق

    [پاسخ]

  46. مهاجر گفت:

    سلام
    امروز سومین روزی هست که نیستید. واقعا امیدوارم که مشکلی وجود نداشته باشد. چون فرموده بودید که هر روز روضه خواهیم داشت طی دهه.

    [پاسخ]

  47. عبدالله گفت:

    یا وارث
    صاحب حسینیه هنوز نیامده اما صدای نوحه و سینه زنی می آید.
    غروب جمعه و غصه ی فراق یار و غربت کربلا می آید.
    در این خطوط پر هیاهوی نت صدای ناله از خرابه می آید.
    دمی نشسته و روضه بخوان که صاحب عزا می آید.
    اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج
    یا حق

    [پاسخ]

  48. امیرعلی جان سلام و خداقوت-
    این شب ها خیلی محتاجم به دعا.

    #خلاصه‌ى عنصر «منطق و عقل» در حرکت أبی عبدالله(ع) این است که وقتى شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفه‌ى مسلمان، «اقدام» است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالى‌ترین مراحل، یا نداشته باشد… انسان باید اقدام کند و دنیا نباید جلوى انسان را بگیرد… اگر حرکت نکرد، ارکان ایمان و اسلام او بر جا نیست. (دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم؛ ۵/ بهمن ماه ۱۳۸۴)

    [پاسخ]

  49. امیرعلی جان سلام و خداقوت-
    این شب ها خیلی محتاجم به دعا.

    #امام خامنه ای(جانها فدایش):
    خلاصه‌ى عنصر «منطق و عقل» در حرکت أبی عبدالله(ع) این است که وقتى شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفه‌ى مسلمان، «اقدام» است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالى‌ترین مراحل، یا نداشته باشد… انسان باید اقدام کند و دنیا نباید جلوى انسان را بگیرد… اگر حرکت نکرد، ارکان ایمان و اسلام او بر جا نیست. (دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم؛ ۵/ بهمن ماه ۱۳۸۴)

    [پاسخ]

  50. زینب سادات گفت:

    امان ای دل
    زندگی همه ی بچه حزب اللهی ها “روضه ی کربلا و روضه ی امروز بشریت” هست،
    بخون ای دل

    دلم مست و لبم مست و سرم مست
    بخون ای دل که صبرم رفته از دست
    بخون ای دل محرم اومد از راه
    بخون اجر تو با عباس بی دست

    [پاسخ]

  51. افق گفت:

    سلام
    …اول به جهت اینکه طبق گزارشات واصله در پیشخوان قطعه رویت شدید..و هم اینکه فرص الخیر عزیز فرمودند آذرخش بزرگوار فرمودند شما خوب هستید، پس ما نگران نیستیم.

    التماس دعا

    [پاسخ]

  52. ص گفت:

    آیت الله بهاءالدینی (ره) :

    الحمد لله! ما به حرف این سید (آیت الله خامنه‌ای) گوش کردیم، آقا (امام زمان عج) آمد ملاقات ما

    + فایل صوتی

    http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=84&catid=42

    [پاسخ]

  53. عرفان دانشمند گفت:

    السلام علیکم و رحمه الله . سلام بر بر و بچه های با غیرت بسیجی . غیرت غیرت غیرت . اگه این باشه دنیا میشه گلستون . به خدا هر چی سرمون میاد از دست بی غیرتی نامردهاست .
    خاک پای بسیجی های با غیرت .
    راستی حتما به مداحی های کریمی گوش کنید مخصوصا شب دومش رو قسمت های آخرش .
    نام حسین امد و از خود به در شدم … گویی از این جهان به جهان دگر شدم
    نام حسین آمد و چشمم وضو گرفت … آب از سرم گذشت و دلم ابرو گرفت
    ما می رویم او هو الباقی السلام
    دنیا به نام ال حسین است والسلام

    سینه زنیم و سینه برای تو می زنیم
    شکر خدا که سینه ی ما هست جای تو

    تایید گشته ی نظر مادر تو ایم
    اصلا خریده فاطمه ما را برای تو ……حظ نمی کنید ؟

    ماشاالله حزب الله
    یا زهرا
    التماس دعا

    [پاسخ]

  54. ایمان گفت:

    بسم الله
    ما رسما دیگر اعلام نگرانی می کنیم از غیبت چند روزه. تا حالا هم خیلی صبر کردیم ولی انشاالله که خیر است. اخوی دعاگو هستیم.

    [پاسخ]

  55. م.رضوی گفت:

    سلام
    یعنی سه روزه سر نزدین؟! امیدوارم فقط به دلیل عزاداری ها و مشغله هاتون باشه…
    برای سلامتی صاحبخونه:
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد

    [پاسخ]

  56. عرفان دانشمند گفت:

    اصلا خریده فاطمه ما را برای تو ….

    [پاسخ]

  57. خادم الشهدا گفت:

    سلام بر اهالی خوب حزب الله و

    داداش بزرگه بزرگوار

    احسنت به این قلم

    تشکر فراووون از صابخونه که با قلم دلش هیچ وقت اجازه نمیده چراغ این خونه خاموش بشه

    تنها چند خط از این نوشته کافیه که همه رو هوایی کنه.

    [پاسخ]

  58. خادم الشهدا گفت:

    میدونم ما این روزا خیییییییلی کم سعادتیم که کمتر داریم به این خونه سر میزنیم،انشاالله وقت یاری کنه که بیشتر برسیم بیایم.

    همه ی اهالی،خصوصا داداش بزرگه

    خیییییلی دعامون کنید

    کوری چششششم دشمنات داداش،ایشالا قلمت هر روز محکم تر از روز قبل

    ولایی که هستین؛موفق باشین انشاالله

    یاعلی

    [پاسخ]

  59. چوب خدا گفت:

    ((بعدانوشت»:
    ۱) اگر لایق باشم دهه را عزاداری می کنیم هر روز با یک پست و البته تلفیق روضه ی کربلا و روضه ی امروز بشریت! ))

    این رو مینویسید بعد غیبتون می زنه!
    نمی گید بچه ها نگران میشن؟

    می دونم این شبها هیئت خیلی وقتتون رو میگیره ولی یعنی قد نوشتن یه نصف خط که از خودتون یه خبری بدید هم وقت ندارید؟ این دلواپس شدن بچه ها حق الناس نیست پس چیه؟
    لا اله الا الله…

    [پاسخ]

  60. بنام خدا
    با سلام و تسلیت ایام انقلابی و سرنوشت ساز محرم. در راستای مقابله با تخریب دولت ولایتمدار و ارزشی توسط جریان فتنه و سایتهای خواص بی بصیرت همچون لاریجانی و قالیباف، حرکت وبلاگی هماهنگ و منسجم و پایداری را با موضوعی درباره ۹دی آغاز کرده و خط فتنه جدید با حمایت قالیباف و لاریجانی و اصول نمایان را رسوا می کنیم. در این طرح همراه شوید و دیگر دوستان را نیز همراه کنید. ولایتمداران دورغین و ابن الوقت را رسوا کنیم. با درج هر مطلب به اینجانب اطلاع دهید. زنجیره را گسترش دهید. التماس دعا

    [پاسخ]

  61. مهاجر گفت:

    سلام . وقت بخیر
    نمیدانم وقتی در سالهای جنگ رزمنده ای یکهو ناپدید میشد بقیه چه حالی بودند. چقدر نگران بودند و چگونه برای سلامتی همسنگرشان دعا می کردند نمی دانم.
    ولی وقتی همه شواهد دال بر این است که نبرد نرم ما همان مولفه های ۸ سال دفاع مقدس را دارد در بعد فکری، و وقتی که این چند روزه فکر همه بچه های حزب الله مشغول و نگرانِ نبود شماست و دعا برای سلامتی خود و خانواده تان؛ می فهمم حس انروزهای رزمندگان را در شرایط مشابه.
    امیدوارم غیبتها فقط به خاطر عزاداری باشد.

    [پاسخ]

  62. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    این بار سلام همراه انتظار.سلام و کمی نگرانی.سلام بر صفحه ی سوم عزاداری.سلام بر لحظه هایی که حزب الله غریبانه در نت روضه می خواند.سلام بر حلاوت اشک ها.
    سلام بر کامنت های گیر کرده.سلام بر بچه های باصفای پشت خط.سلام بر نوحه های حسینی.
    سلام بر صاحب این خانه. سلام بر رزمندگان سایبر.
    عزاداری ها قبول.
    یا حق

    [پاسخ]

  63. ص گفت:

    آیت الله بهاءالدینی (ره) :

    الحمد لله! ما به حرف این سید (آیت الله خامنه‌ای) گوش کردیم، آقا (امام زمان عج) آمد ملاقات ما…

    +صوت

    http://salehat.ir/

    [پاسخ]

  64. خادم الشهدا گفت:

    عجب!!!!!!

    کامنتهای ظهر هنوز تایید نشدن؟

    نگران شدیم خداییش

    انشااله که داداش بزرگه در سلامتی محض به سر میبرن دیگه.

    ایشالا

    [پاسخ]

  65. خادم الشهدا گفت:

    برا سلامتی و موفقیت روز افزون داداش بزرگه صلوات

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    [پاسخ]

  66. چهارنما گفت:

    سلام

    بسیار به دل نشست.

    بسیار و بسیار به دل من نشست

    التماس دعا

    [پاسخ]

  67. فطرس ملک گفت:

    سلام آقای صفا

    عجب روضه ای برپا شده اینجا

    خونابه های لبتو میشورم با اشکام، بابا
    خاکسترای سرتو میگیرم با دستام، بابا

    خدانگهداره عمه رو اگه نبود میمردم
    سپر برای تنم میشد وقتی کتک می خوردم

    ای بابا حکایتی شده مویم
    ای بابا شکستگی بازویم
    ای بابا ببین کبوده بازویم

    این لینک شب سوم محرمه حاج محمود کریمی و حاج مهدی میرداماد
    http://www.4shared.com/video/Ky3ZkspC/Shab3Moharram138901.html

    خیلی التماس دعا تو این شبا فراموش نکنید دوستان را

    [پاسخ]

  68. فطرس ملک گفت:

    شبی ساکت و دلگیر
    خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر
    و هنگام اذان بود
    که پیچید در آفاق
    همه نغمه تکبیر … نوشتند
    که هنگام اذان دست به دامان خدا باش
    و مشغول دعا باش
    و گفتم به خدا بین دعایم
    که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

    [پاسخ]

  69. سیداحمد گفت:

    سلام علیکم.
    آقا خدا رو شکر که رفع مسدودست شد.
    خدا رو شکر.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: