وکیلانه » » یک سوال ساده از برخی مدافعان حقوق زن ایرانی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
یک سوال ساده از برخی مدافعان حقوق زن ایرانی
۱۸ام, دی ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۶]

# به نظرم یکی از لوازم پیشرفت در هر جامعه وجود "خبرنگار" به معنی عام آن است. یعنی در کنار افرادی که شغلشان خبرنگاری است حضور شهروندانی که در کنار کار و زندگی روزانه ی خود به فراخور دغدغه ایی که دارند و در همان زمینه؛ "زشتی ها" یا "زیبایی هایی" را که می بینند به طریقی به اطلاع جامعه برسانند. به این طریق یک همپوشانی ایجاد می شود که هیچ چیز از دیده شدن دور نماند.

اجازه بدهید کمی جسارت به خرج بدهم و بگویم به نظرم حتی خبرنگاران یا شهروند خبرنگارانی که با سوء نیت هم به مخابره ی خبر می پردازند؛ این کارشان باز در نهایت به سود جامعه تمام می شود. به دلیل همان کمک به دیده شدنِ هر چه تمام ترِ "زشتی ها" یا "زیبایی ها" و از این جهت است که با مفهومی که به "سیاه نمایی" معروف شده زیاد موافق نیستم و نمی پذیرم با موسع تفسیر کردن این مفهوم و چسباندن این انگ؛ کسی را تخطئه کنیم.
به نظرم مفهوم خبرنگار چیزی است مثل پزشک!! وقتی ما از خبرنگار حرف می زنیم باید در مرحله ی اول مراجعه به پزشک به ذهنمان متبادر بشود. معمولاً وقتی به پزشک مراجعه می کنیم انتظار نداریم در مورد آن ۹۹ درصدِ سالم بدنمان صحبت کند بلکه می خواهیم با دقت و سخت گیری؛ آن یک درصدِ معیوب را یافته و به ما هشدارهای لازم را در مورد آن بدهد و خنده دار است اگر کسی به پزشکِ دلسوز بگوید چرا آن ۹۹ درصد سالم را رها کرده ایی و به آن یک درصدِ معیوب چسبیده ایی؟ تو قصد سیاه نمایی داری!!

البته پرواضح است وقتی خبر به دروغ آغشته شد به درد لای جرز دیوار هم نمی خورد و کارکردی به شدت برعکس آن چیزی که گفته شد را پیدا می کند و یکی از آفات جامعه می شود همان خبرنگاری که دروغ قاطی کارش شده یا کارش به حب و بعض شخصی گره خورده باشد. و فکر می کنم اتفاق نظر داشته باشیم که عدم بیان تمام واقعیت؛ تفاوتی با دروغ ندارد.

# به تناسب تحصیلات و شغلم معمولا اخبار مربوط به "زنان" و "خانواده" را پیگیری می کنم. تا آنجایی که من دیده ام خبرهای خیلی کوچک هم از منظر فعالین عرصه ی زنان دور نمی ماند. علاوه بر این بارها و بارها وقتی کسی به اسم اسلام یا حکومت حرفی می زند که فعالان این عرصه احساس می کنند این حرف درستی نیست آن را در بوق و کرنا کرده که فلانی این حرف را زد و ببینید وضع زن ایرانی را!

حالا برایم سوال شده کسانی که اینچنین خبرهای مربوط به زنان و سخنانی را که افراد منسوب به حاکمیت در مورد زنان می زنند را زیر ذره بین می برند چرا نسبت به اتفاق بسیار مهمی که در روزهای گذشته در این کشور افتاد سکوت محض اختیار کرده اند؟!؟

شخصیت اول این مملکت؛ در دومین گام از سری نشست های اندیشه های راهبردی ایران؛ بعد از مقدمه ی "الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت" و پس از موضوع عدالت؛ موضوع حقوق زنان و خانواده را در دستور کار قرار می دهد و صراحتاً اعلام می کنند :"مسئله‌ى زن و خانواده براى کشور، جزو مسائل درجه‌ى یک است."

فراتر از اینکه در این جلسه چه گفته شد(+)؛ مهم این بود که نشانه ایی کاملاً واضح و صریح  از سطح دغدغه ی ره بر جامعه ی اسلامی و حاکمیت  نسبت به موضوع زنان ارسال گردید و مشخص شد موضوع زن در ایران از چه جایگاه والایی برخوردار است.

اما چرا برخی مدافعان حقوق زن ایرانی که گاهی برای کوچیک ترین اظهار نظر فلان سخنران گریبان چاک می دهند؛ در برابر این مساله سکوت کامل اختیار کرده اند؟

نوشته ی من تمام شد و سوالی را مطرح کردم که امیدوارم حداقل ذهن یک نفر را درگیر کند و نسبت به راست یا دروغ بودن ادعای دفاع از حقوق زنان توسط برخی ها  به تفکر وا دارد؛ اما در مقام پاسخ به این سوال چیزی که به نظرم می رسد این است. فمینیست ها یا شبه فمینیست های ایرانی یا برخی مثلاً مدافعان حقوق زن ایرانی؛ از حقوق زن برداشتی دارند که به هیچ عنوان با نظر متعالی اسلام راجع به زن سازگار نیست و از منظر آنها "حقوق زن" در این چارچوب نمی گنجد. کدام چارچوب؟ اسلام!! و از این رو اساساً برایشان مهم نیست که یک ره بر اسلامی از جایگاه حکومت اسلامی چنین (+) دغدغه ی مهمی داشته باشد. چرا که مشکل اینها همین اسلام و مسلمانی است و نه چیزی دیگر. به نظر من البته.



۳۶ دیدگاه برای “یک سوال ساده از برخی مدافعان حقوق زن ایرانی”

  1. سلام
    به نظرم یک علتش اینه که انقدر در عوالم خودشون غرقن دیگه اصن گوش نمیدن که ره بری چی میگن و چه می کنن

    [پاسخ]

  2. بیتا گفت:

    به عنوان یه آدمی که این موضوع رو دنبال می کنه، علت اینکه این حرف برای من اهمیتی نداره اینه که مملکت با “دغدغه” نمی چرخه. با عمل می چرخه. و در عمل وقتی اتفاق به ضرر زنان بیشتره، وقتی اونایی که دارن برای بهبود اوضاع تلاش می کنن هی احضار به دادگاه می شن و یا اصلا حکم اقدام علیه امنیت ملی براشون صادر می شه، آدم بیشتر و بیشتر به این نتیجه می رسه که این جور سخنرانی ها فقط حرفه.

    ایشون درباره اهمیت خیلی چیزا از این جمله های معلم وار می گن. اینکه به شکایات مردم رسیدگی باید بشه، اینکه دولت باید به مجلس احترام بزاره، اینکه قانون باید رعایت بشه، و هزار و یک چیز دیگه. ولی خب بالاخره آدم از رو تجربه های گذشته اش نتیجه گیری می کنه. وقتی می بینه این همه از این حرفها بوده که به جایی نرسیده، خب دیگه توجهی نمی کنه.

    دیگه اینکه حرف از ایشون و مسئولین خیلی زیاد هست. مهم اینه که ببینی واقعا منظورشون چیه و در عمل می خوان چی کار کنن.
    کسانی که به آزاد شدن چند همسری رای دادن هم سخنرانیشون این بودکه این به نفع زنانه. در نیتجه صرفا اینکه یکی بگه زنا مهمن خیلی مشخص نمی کنه دقیقا موضعش چیه. یکی ممکنه بگه زنا خیلی مهمن، ولی منظورش این باشه که واسه همین باید بمونن خونه و سر کا نرن. قاعدتا منی که مسئله اشتغال زنان برام مهمه نمی تونم از این سخنرانی خوشحال بشم، چون می دونم که نتیجه اش در خلاف جهت خواسته های منه. من تمام سخنرانی ایشون رو خوندم. هیچ جا نگفتن منظورشون اینه که حالا چی؟ یبشتر حرف درباره خانواده بود که دیگه بعد از لایحه حمایت از خانواده یه کمی آدم رو می ترسونه.

    خلاصه که یه کم به نظر من بی انصافیه انتظار داشته باشین آدم بعد از این همه تجربه در اتفاقاتی که در حوزه زنان، بخصوص این چند سال افتاده، از یه همچین حرفهای تکراری خوشحال بشه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۳۷:

    سلام
    ممنونم از اینکه با این پاسخ کمک کردید یه جواب دیگه هم برای این سوال که ذهنم رو مشغول کرده بود به وجود بیاد . فقط در مورد نظر رهبری در خصوص اشتغال زنان و حضور زن در جامعه و همچنین بحث قانون جدید حمایت از خانواده یه سری حرف دارم که متاسفانه چون دسترسی به شدت سختی به نت دارم امکانش نیست الان بیان کنم. (چون دوست دارم مستند به لینک باشه). امیدوارم تا قبل از اینکه از فضای این بحث دور بشیم بتونم دسترسی راحت تری داشته باشم و حرف هام رو بگم.

    [پاسخ]

    روان نويس پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۷:

    سلام.
    ببخشید. ولى من کمى تا قسمتى, به اندازه ى ۵ درصد با بیتا موافقم.
    بیشتر اوقات در حد حرف چیزهایى گفته مى شود.
    یادم هست برنامه ى اردیبهشت سرى قدیمش که یک خانمى اومده بود که درباره ى منشور حقوق زن صحبت کنه. کلى کش و قوس اومد و با آب و تاب منشور منشور کرد که فکر کردم لابد چیز مهمیه. اما متاسفانه این طور نبود. این خانم چنان داشت موارد منشور رو مى خوند و از حق زنان براى تحصیل و بهداشت حرف مى زد که انگار الآن اینها خیلى لطف کردن به خانم ها که درس بخوانند و یا بهداشتشان مهم باشد! به عبارتى خیلى لطف کرده اند که زن ها را آدم حساب کرده اند!
    البته این مشکل فقط ایران نیست و تقریبا همه ى جاى دنیا به نحوى درگیرش هستند.

    [پاسخ]

  3. آذرخش گفت:

    سلام
    چیزی به اسم فمینیسم و فردی به اسم فمینیست در ایران وجود نداره.
    همه مدعیان فمینیسم، روشنفکرنماهای جوگیری هستن که خیال می کنن بیشتر از خود ملت ایران نگران این مردم هستن.
    بعلاوه به قول رهرو اونقدر توی توهمات خودشون غرق شدن که نمی دونن ارزش زن در ایران و یا از دید اسلام چقدر والاست.
    خرجش فقط مطاله یه کتاب یا چند سوره از قرآنه.
    ولی همینم حاضر نیستن انجام بدن.

    [پاسخ]

  4. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    با نوشته شما موافقم. فقط یه تفاوت کوچیکی بین وظیفه خبرنگار و پزشک قائلم که بعدا اگر لازم شد می نویسم.
    اما اینکه بعضی ها بعضی چیزا رو میبینن و در موردش حرفی نمیزنن فکر میکنم اغلبش مغرضانه و با هدفه.
    البته بعضی هاشون هم واقعا یه چیزهایی رو نمیبینن. به خاطر همون حباب معروفه که دور خودشون درست کردن.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۰:

    سلام
    حتماً اون تفاوت رو هم بفرمایید؛ چون به نظر خودم هم دقیقاً همون کارکرد پزشک رو نداره.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۲۴:

    من هم سلام
    کلا این مقایسه برام جالب بود و حالا مشتاقم نظر شما رو هم بدونم
    @ افق

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵:

    پزشک محرمه.شاید منظورش این بوده.
    می تونیم زوج و فردش کنیم.
    چی گفتم.
    خبرنگار اخبار اقایون.خبرنگار اخبار بانوان.

    [پاسخ]

  5. خادم گفت:

    بسم رب الحسین
    چند روزی دیگر به اربعین حسینی نمانده است
    با خاطره ای از شهید بزرگوار برونسی که حضرت زینب(س) به ایشان عنایت داشته اند وبلاگ ما بروز شده است
    ضمنا فایلی صوتی از روضه خوانی مرحوم کافی نیز جهت دانلود ضمیمه این پست می باشد
    منتظر حضور شما و نظرات ارزشمندتان هستیم
    جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات با عجل فرجهم
    التماس دعای خیر
    یا علی مدد

    [پاسخ]

  6. جام نیوز گفت:

    با سلام.مطلب شما در سرویس جام بلاگ سایت جام نیوز منتشر گردید.
    کد لینک خبر :
    http://www.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=48231&Serv=37

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    به نظر من اولا معمولا پزشک زمانی به بیماری میپردازه که بیماری وجود داره. یعنی ما عموما زمانی پیش پزشک میریم که بیماری وجود داره. به همین خاطره که صرفا به بیماری میپردازه و به قسمتهای سالم کاری نداره. چون حرفه اش اینه که فقط بیماری رو شناسایی کنه و اون رو اعلام کنه و بهش رسیدگی کنه.

    در ثانی پزشک بعد از شناسایی بیماری و اعلام اون یا راه درمانش رو معرفی میکنه یا در راه درمانش تلاش مفید انجام میده.

    اما خبرنگار نه. راه درمانی نشون نمیده. فقط مشکل رو بیان میکنه. به همین خاطر هم هست که باید هم به خوبیها بپردازه هم به بدیها.

    اما درکل من فکر میکنم اگر هم ماجایی میگیم سیاه نمایی به این خاطرهست که عده ای بدون اینکه رسما خبرنگار باشند و وظیفه بیان خوبیها یا بدیها رو داشته باشند، صرفا به گفتن بدی ها میپردازند. حالا اگر ما این عده رو هم با دید خوشبینانه، دلسوز بپنداریم و بیان بدی ها رو از روی دلسوزی بدونیم، بازهم کار پزشک رو انجام نمی دن، چون نه راه درمانی نشون میدن، نه کاری برای درمان انجام میدن. فقط و فقط و فقط از مشکلات صحبت میکنن. و چون این انتقاد(بازهم خوشبینانه میگم انتقاد) صرفا به بیان بدی میپردازه و راه درمانی نداره، در کنار عدم دیدن خوبیها، موج دلسردی و دلمردگی و عدم رضایت رو در بین مردم ایجاد میکنه. و این با ایجاد روحیه امید و تزریق اعتماد به نفس که مد نظر رهبر هست متفاوته.
    حالا اگر این انتقاد با دروغ و تهمت و بزرگنمایی و کوچک نمایی همراه باشه که دیگه هیچی.

    [پاسخ]

    sajjad پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۲۴:

    سلام دوستان عزیز
    درباره تفاوت های پزشک و خبرنگار تا حدودی با افق موافقم.
    اما درباره صحبت های رهبری به عنوان کسی که شاید نزدیک به۶ ساله اکثر قریب به اتفاق متن صحبت های ایشون رو از طریق وبسایت دفترشون میگرم و مطالعه و برای خودم آنالیز میکنم عرض میکنم نظرات ایشون در مورد مسئله زنان در ایران واقعا بی نظیره و به دور از هر افراط و تفریطی به این مسئله پرداخته اند و اگر مسئولین مختلف نظام به این نظرات ایشون درباره زنان توجه میکردند وضعیت زنان در ایران یک وضعیت عالی بود که البته متاسفانه این طور نیست.
    ومن فکر میکنم این عدم توجه برخی افراد که ادعای دفاع از حقوق زنان را دارند به این صحبت ها چند دلیل می تونه داشته باشه.یکیش تا حدودی همون دلیلی هست که آقای صفا بیان کردند و دلیل دیگه میتونه حب و بغض های شخصی افراد باشه یا بهتر بگم چون تو برخی از جاها نظر ایشون رو اشتباه می دونند یا به برخی از کارهای ایشون انتقاد دارند از شنیدن حرفای دیگه ایشون هم امتناع می کنند(متاسفانه همون سیاه و سفید دیدن افراد)

    [پاسخ]

  8. عابر گفت:

    هومن کجاست؟

    [پاسخ]

  9. فطرس ملک گفت:

    سلام و خدا قوت

    سخنان ره بری در مورد نقش زنان چه در خانه و چه در جامعه بسیار جای تامل دارد
    برای زنانی که هم شاغلند و هم خانه دار
    توجه به همسر و فرزند و مدیریت خانه و خانواده و در عین حال در بطن جامعه بودن
    عالی بود

    اللهم احفظ قاعدنا امام الخامنه ای

    [پاسخ]

  10. Amir گفت:

    بسیاری از سکولارهای اسرائیل می‌گویند که وضعیتی بدتر از قم در ایران بر بسیاری از شهرهای اسرائیل حاکم شده‌است و آنها این روزها مرتب نام جمهوری اسلامی ایران را در مقایسه‌های خود عنوان می‌کنند…
    http://www.radiofarda.com/content/f12_islamic_republic_of_israel/24445466.html

    [پاسخ]

  11. سلام
    صبح بخیر

    شاید ربطی به این متن نداشته باشد اما من هم سوالی دارم
    چگونه است که این روزها بساط نامه نوشتن به ره بری داغ است و هر کس از هر جا که می رسد چیزی می نویسد که اغلب پر از توهین و حتی دروغ است و بعد هنوز ادعای عدم آزادی بیان مطرح می شود؟
    آنهایی که این گونه می گویند یا از اختناق و ترس پیش از انقلاب بی خبرند یا فراموشش کرده اند یا به باد فراموشی سپرده اندش
    بزرگترهای ما که می گویند حتی به عزیزانتان هم نمی توانستید اطمینان کنید. گوش ساواک هر جایی بود….و بعد از دستگیری هم فقط شکنجه بود و شکنجه
    هر چند حالا هم با اینترنتی که کند می شود و اینها بنده های خدا شکنجه می شوند…

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۲۱:۱۲:

    این نوشته آقای حسین علایی به نظرم بسیار بسیار خواندنی بود. حالا که قرار است وضعمان را با زمان پهلوی مقایسه کنیم:
    http://www.khabaronline.ir/detail/193286/weblog/alaei-hosein

    بخصوص این دو نکته که آقای علایی به عنوان سوالهایی که شاه بعد ار رفتن از ایران احتمالا از خودش پرسیده مطرح کردن:
    – آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز می کردم کار به فرار من از کشور می انجامید؟
    ۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی ها پناه ببرم؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۴۱:

    http://www.ahestan.ir/?p=9915

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۴:

    به آقای آهستان بگید، این یه تجربه تاریخی مشترک در کشور هاییه که انتقاد از کسی که اون بالا نشسته سخت می شه، کسانی که که می خوان چیزی بنویسن شروع می کنن خطاب رو به آدمهای دیگه نوشتن. در زمان صدام هم همینطور شده بود. حتی جامعه شناس ها حرفهاشون درباره جامعه عراق رو در قالب کشورهای دیگه می زدن. در شوروی هم. و در آمریکای لاتین قبل از انقلاب ها هم.

    یه کم کوته بینیه که آدم یه تشبیه رو با بحثی شبیه ایشون رد کنه.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۴:

    هر چند که به نظرم ایشون (نویسنده آهستان) تو همون جمله اول نوشته اشون، و با “کور” خوندن طرف صحبتشون، نشون دادن سطح بحث رو تا کجا آوردن پایین.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۲۲:

    @ بیتا
    سلام
    البته معمولا وقتی سوالی مطرح میشه همه با هم جواب میدن، ولی چون در جواب نظر من این لینک رو قرار دادید باید عرض کنم که جوابی که در لینک ذکر شده توسط آقای صفا دقیقا جواب من هم هست
    بگذریم که اگر شاه آموخته بود که چنین سوالاتی از خودش بپرسه وضعیتش در زمان حیات سیاسی خیلی خیلی بهتر بود:)
    به هر حال ممنونم از لینکی که گذاشتید/ البته برای من به درستی باز نشد و من از لینکی که در آهستان بود به نامه رسیدم

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۱:

    منم پس دوباره جواب نمی دم:) چون جوابم همونه.
    بابت لینک هم معذرت می خوام. این لینک اصل مقاله توی روزنامه اطلاعاته (می دونم شما دیگه لازم ندارین ولی فقط خواستم اصلاح کنم):

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۰۳:۰۸:

    این هم جواب جالبی است به نوشته آهستان:
    http://divanesara2.blogspot.com/2012/01/blog-post_10.html

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۳:

    :)
    بیتای خوب
    نگفتم که بشنوم عذر میخواید و اینا:)
    صرفا جهت اطلاع بود
    بعله

    فکر کنم این خیلی خوبه که اینجوری با آرامش با هم صحبت کنیم
    متشکرم

    [پاسخ]

  12. علی گفت:

    حالا من از سیاست بدم میاد :x .هی تو بیا پست سیاسی از خودت در کن :evil: .
    ولی حالا ما هم یه چیزی بگیم دلت نسوزه. :mrgreen:
    به قول برادر ww استیون هاوکینگ : زن بزرگترین راز هستی است. :oops:
    سعی کن باهاشون درگیر نشی :!: .
    خطرناکه. :-)

    [پاسخ]

  13. بیتا گفت:

    شاید “آنهایی که اینگونه می گویند” امیدوار بودند ۳۲ سال بعد انقلاب لازم نباشد وضع کشور را با اختناق پهلوی مقایسه کنیم و کمی استانداردهایمان بالاتر باشد.

    بعضی از “آنهایی که اینگونه می گویند” هم هم زندانی ساواک بوده اند، هم زندانی جمهوری اسلامی. گفته های آنها از “بعد از دستگیری” حکایت دیگری دارد از “آزادی بیان” در جمهوری اسلامی.

    [پاسخ]

  14. م.طاهري گفت:

    سلام

    کاش ذره ای انصاف داشتند، همین

    [پاسخ]

  15. سرباز گفت:

    سلام خدا قوت اگه از با افتخار لینکتون کردم http://sarbazegomnam90.mihanblog.com/

    [پاسخ]

  16. افق گفت:

    سلام
    نامه اقای علایی رو خوندم.
    جالب بود. در اینکه هنرمندانه سعی کرده اتفاقات یکسال آخر منتهی به انقلاب رو با جریان فتنه ۸۸ شبیه سازی کنه، حرفی نیست. کاریه که در سال ۸۸ و بعد از اون تا کنون، اون جریان فکری خیلی زیاد تلاش کرد انجام بده. مثل پروژه ۷۲ شهید سازی، یا مصادره روزهایی مثل ۱۶ آذر، ۱۳ آبان و .. به نفع خودشون و برگزاری تجمعات در اونروزها برای شبیه سازی جنبش نافرجامشون با انقلاب مردمی اسلامی ایران.
    و اینها همه به این دلیله که اصرار دارند که ثابت کنند که حکومت اسلامی ایران یک دیکتاتوریه و دقیقا شبیه دیکتاتوری پهلویه و الان هم مردم مثل همون موقع از دست حکومت خسته شدند و قیام انقلابی کردند.
    البته ما نفهمیدیم چرا وقتی ما میگیم اون جنبش به قصد براندازی بود ناراحت میشن و میگن نه صرفا یک نوع اعتراض به نتیجه انتخابات بوده. ولی خیلی زیاد سعی میکنند این جریان رو با انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ که موجب براندازی رژیم پهلوی و برقراری حکومت اسلامی شد شبیه کنند.

    و مورد دوم اینه که به قول آقای امید حسینی در آهستان، آقای علایی خیلی زیاد تاریخ رو تغییر دادند. کلا جریان حرکتی امام از سال ۴۲ رو نادیده گرفتند و انقلاب رو محدود به ۱۹ دی ۵۶ به بعد کردند.

    نکته خنده دار بعدی اجازه راهپیمایی مسالمت آمیزه. آقای حسینی خوب توی کامنتهای وبلاگشون جواب دادند. فکر کنید مثلا اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز میداد، بعد مردم انقلابی تشکرکنان از شاه تقدیر میکردند و امام هم یه نامه تقدیر برای شاه میفرستادند که از اینکه به مردم اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز دادید سپاسگزاریم!!! و بعد همه میرفتند خونشون و شاه سرجاش بود و همه چیز گل و بلبل میشد!! الان چجوری به این بند نامه بخندم خوبه؟!!

    تحریف قشنگ دیگه تاریخی اینه که کی شاه به مردم گفت شما از خارج از کشور هدایت میشید؟ من یادمه توی تاریخ خوندم گفتن اینا نواره. صدای مردم نیست ضبط شده است. اما مثلا مردم باید از سوی کدوم کشور خارجی هدایت میشدند؟ البته منکر توده ای ها نمیشم. اما این خیلی فرق میکنه با جریان عظیم رسانه ای سیاسی که آقای علایی سعی کردند در لفافه مقایسه کنند باهم.

    یا مثلا فکر کنید اگر به جای تبعید امام به خارج از کشور یا تبعید افرادی مثل آقای خامنه ای به شهرهای دیگه به اونها اجازه بحث میداد مثلا شاه میموند؟!! اگر امام فرصت حرف زدن پیدا میکردند آیا حرفی غیر از چیزی که در اعلامیه ها نوشته بودند میگفتند؟ آیا نتیجه ای غیر از این نتیجه ای که برای شاه داشت میداشت؟!

    نامه خنده داری بود. موجبات انبساط خاطر رو فراهم کرد. دستشون درد نکنه.

    [پاسخ]

  17. دیده ور گفت:

    سلام علیکم
    در نظر سنجی سایت دیده ور شرکت کنید .
    didevar.ir

    [پاسخ]

    شهروند پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۰۰:

    امکان دارد دقایقی به عرایض بنده گوش دهید ؟
    سوالی وجود دارد برای چی انقلاب کردیم ؟
    پاسخ :برای اینکه حصاری بلند به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی به دور کشور کشیده شود .و ازادی و حقوق ابتدایی مردم هر لحظه بیشتر محدود و پایمال شود .هر ایرانی که عاشق میهن خود و خواستار اصلاحات است اگر حرفی بزند به عنوان اب در اسیاب دشمن ریختن خاموش می گردد .
    مگر انسان چند بار به دنیا می اید که یک عمر کوتاه را در چنین فشارهای سنگینی به سر کند ؟
    ایا شاه این همه سختی به مردم داد که ما در خیابان به او مرده باد گفتیم ؟
    چرا گروهی از مردم زمانی که در انتخابات شک می کنند از ایرانی بودن اخراج می شوند و حقوق انها پایمال می شود ؟چرا انها را فتنه می خوانیم ؟
    چرا دادگاهی بی طرفانه یک ماه به ماجرای انتخابات نپرداخت ولی عده ای تا ابد نیرو صرف می کنند که بگویند در اکثریتند و بر علیه انها توطئه شده و طرف مقابل اقلیت است و فتنه کرده !!!
    چگونه امکان دارد ۲۰ میلیون شهروند در دو نوبت بدون تردید به اصلاحطلبی مانند خاتمی رای بدهد و سپس ۱۳ میلیون انها به سمت افکار احمدی نژاد پس از ان ۴ سال جهنمی دور اول ریاست جمهوری ایشان …..رفته باشند ؟با ۸۲ درصد مشارکت اقای احمدی نژاد بیش از ۸ میلیون رای نمی اورد .یادتان نرود که او فضای نا امیدی و یاس را بر مردم مسلط نمود .مسکن را گران کرد .تورم در یک اندازه عجیب .
    چرا به جای نوشتن مطالب بر علیه شهروندان گرفتار این مملکت از رهبر نمی خواهید اجازه دهند تمام گروهای سیاسی رقابت کنند ؟دنیا چه قضاوتی در مورد حذف اصلاح طلبان دارد ؟باید تمام دنیا را فتنه بخوانید .

    [پاسخ]

  18. سلام
    با عرض تسلیت اربعین حسینی
    یادواره شهدای شیمیائی بهبهان در خرمشهر
    ۹۰/۱۰/۲۳

    [پاسخ]

  19. حزب الله گفت:

    سلام

    هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله…

    ثبت نام برای عملیات استشهادی ضد اسرائیل.

    http://irhezbollah.blogfa.com/post-135.aspx

    یا علی مدد.

    [پاسخ]

  20. سلام
    مطلب شما در سرویس فضای مجازی زنان‌پرس منتشرشد.
    موفق باشید

    [پاسخ]

  21. سلام
    آقا ایول
    بیشتر مطالبتون رو خوندم
    فقط خواستم بتشکرم از اینکه هنوز حامی عدالتید
    درود بر دکتر
    و همه حامیانش
    فقط دکتر…

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: