وکیلانه » » پیدا و پنهانِ جایزه گرفتن “جدایی نادر از سیمین”
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
پیدا و پنهانِ جایزه گرفتن “جدایی نادر از سیمین”
۲۷ام, دی ۱۳۹۰| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۷۵]

۱ خیلی بدیهی است که به عنوان یک ایرانی خوشحال باشیم از اینکه نماینده‌ی رسمی جمهوری اسلامی ایران در یک میدانِ رقابت بین‌المللیِ مهم موفقیت کسب کرده و توانسته جایزه‌ی "گلدن گلوپ" را کسب کند.(+)

۲- علاوه بر آن جای خوشحالی مضاعف دارد که آقای اصغر فرهادی در آن موقعیت یاد مردم کشورش بوده و از مساله‌ی مهمی"صلح دوست" بودن ایرانی‌ها سخن می‌گوید. چیزی که سال‌هاست می‌خواهند آنرا معکوس جلوه دهند.(+)

۳- شما را نمی‌دانم اما زمین به آسمان بیاید، یا آسمان به زمین بیاید من نمی‌توانم بپذیرم میهن‌دوست بودن کسانی را که برای ترور شهید احمدی روشن کوچک‌ترین واکنشی نشان ندادند اما حالا برای برنده‌ شدن "جدایی نادر از سیمین" یک‌هو عرق ایرانیتشان قلمبه شده است.!!

۴- اگر کمی هم از احساسات عبور کنیم و تامل بیشتری در جایزه گرفتن جدایی نادر از سیمین داشته باشیم به یک نتیجه‌ی مهم خواهیم رسید. دِرو کردن جایزه توسط این فیلم به معنی هر چه بیشتر دیده شدن آن برای غیرایرانی‌هاست. من یک آزمایش ساده را لااقل سه بار انجام دادم. به شما هم توصیه می‌کنم اگر دسترسی دارید این کار را بکنید. به یک غیرایرانی که ذهنیت خاصی هم نسبت به ایران ندارد پیشنهاد بدهید این فیلم را ببیند. بعد از تماشای فیلم از او بخواهیید تَصوری را که از ایران پیدا کرده برایتان شرح دهد. آن وقت دودوتاچارتا کنید خوشحالی جایزه‌ گرفتنِ‌ این فیلم بیشتر است یا تلخی تصویر سیاهی که در ذهن آن غیرایرانی از ایران ایجاد شده؟

۵- من مسلمان هستم. ایرانی مسلمان!! این دو صفت چنان عظمتِ حقیقی و ملموسی به من می‌دهد که تا اوج می‌روم. شأن من بسیار بسیار بالاتر از آن است که مثل یک افغان*، دیگران برایم دل‌بسوزانند و از اینکه کسی سیاهی دروغینی را به بهترین نحو ممکنه به تصویر کشیده و کسانی دیگر از تصویر دروغین او تقدیر کرده اند، خوشحال نمی‌شوم. فکر نمی‌کنم خوشحال نشدن بابت چنین ماجرایی هم جرم باشد.

۶- آرمان من تحسین ایران توسط مستضعفانِ دنیاست.

*هدف از ذکر کلمه‌ی افغان فقط یک مقایسه بود نه خدای نکرده  توهین به هم‌زبانان عزیزمان.

لینک مرتبط:
 نادر، سیمین! ما متهم‌ایم



۷۵ دیدگاه برای “پیدا و پنهانِ جایزه گرفتن “جدایی نادر از سیمین””

  1. عابر گفت:

    آرمان من تحسین ایران توسط مستضعفانِ دنیاست… احسنت

    [پاسخ]

  2. بیتا گفت:

    من این فیلم رو با دوستان غیر ایرانی دیدم. کسی حرفی از سیاه بودن تصویر ایران نزد. بعضی هاشون گفتن یه لحظه هایی یادشون می رفت زیرنویس رو بخونن اینقدر درگیر داستان شده بودن و فراموش کرده بودن این فیلم خارجیه.
    بعد فیلم درباره این حرف می زدن که چقدر درگیری انسان برای خوب بودن و کار درست کردن رو خوب و واقعی نشون داده. درباره اینکه انگار درک تلخی و پیچیدگی روابط آدمها در جدایی مرز و کشور نمی شناسه. درباره اینکه چقدر حس نگهداری از پدری که کم کم ازت دور می شه همه جای دنیا انگار یکیه. و چقدر فرهادی همه اینا رو خوب نشون داده.

    جالبترین نکته برای یکی از دوستای من این بود که اون زن مذهبی، با وجود اون همه نیاز حاضر نشد رو قران دروغ بگه. به نظر شما این تصویر از اسلام سیاه نماییه؟ اینکه تصویر اسلام در ذهن یه آمریکایی بشه سرسختی یه آدم به راستگویی در عین احتیاج؟

    چرا اینقدر راحت نتیجه گیری می کنین سیاه نمایی شده؟ چرا اینقدر پیچیدگی های اخلاقی فیلم رو ندیده می گیرین؟ کاری که این فیلم در انسانی کردن تصویر ایرانی در دنیا کرد کم چیزی نیست. اینکه دنیا ایران رو از دریچه مسائل انسانی که همه مردم همه جا دارن دید. راستی و دروغی. پیری. جدایی. پدر مادر بودن. ایمان و اعتقاد.

    راه دور هم لازم نیست برین برای اینکه واقعا ببینین دیگران این فیلم رو چجوری دیدن. حتی لازم نیست بشینین با یه خارجی فیلم رو ببینین. کافیه نقد هایی که بر این فیلم نوشته شده بخونین. برای شروع هم می تونین یه سر یه وبسایت IMDB بزنین که از همه جای دنیا اعضائش نقد می نویسن. شبکه خبری هم نیست که بخواد از چیزی سوئ استفاده کنه. برین ببینین بیشتر مردم چی گفتن.
    بیشترین حرفی که زده شده درباره این فیلم اینه که چقدر سوالهای اخلاقی رو خوب نشون داده. سوالهای اخلاقی که انسانی ان و ربطی به کشور خاصی ندارن. و نشانه نزدیکی آدمها به همه ان.

    [پاسخ]

    روان نويس پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۵۹:

    بیتا جان. حرفهاى شما درست است اما همه چیز به این خوبى و قشنگى که شما فکر مى کنید نیست. چیزى باعث برنده شدن این فیلم در بخش بهترین فیلم خارجى زبان شده است این هایى که شما گفتید نیست.

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۴۳:

    نمی شه یه سوال بکنین، بعد مستقل از جوابش حرف خودتون رو بزنین. آقای صفا گفتن با خارجی ها ببینین که ثابت بشه سیاه نماییه. منم گفتم دیدم و اینطوری نیست. نقد هاشون رو هم خوندم بازم اینطوری نیست. حتی برای خیلی از ایرانی ها هم اینطوری نیست.
    به نظر شخص من، این فیلم اتفاقا خیلی خیلی روشن تر از جامعه امروز ایران بود. اینکه یک سری آدمی که بر اثر اتفاق کنار هم جمع شدن همه اینقدر آدمهای سالمی باشن و پابند به اصول و اخلاق به این راحتی دیگه گیر نمیاد.

    شما با پیش فرض خودتون قضاوت می کنین، بعد هم که آدم جواب سوالی رو که فرضیه اتون رو زیر سوال می بره می ده، به هر حال همونیه که ما می گیم. پس دیگه حداقل سعی نکنین از عکس العمل دیگران به عنوان اثبات استفاده کنین.

    [پاسخ]

  3. سلام
    من البته فیلم رو ندیدم
    اما به عنوان یک ایرانی مسلمان متاسفم که فضا چه در داخل و چه در خارج به سمتی رفته که شائبه ای مبنی بر هدف دار بودن این ” دیده شدن ها” در ذهن خیلی ها هست
    برام جالب بود اظهار نظر یکی از همکارهام که چندان هم عقیده من هم نیست در خیلی مسائل و می گفت فیلم رو دوست دارم ولی انقدر فیلم خوبی نیست که بخواد این همه جایزه بگیره: )
    باز هم میگم بحث من بر سر این فیلم نیست و این جایزه…ولی در ذهن بسیارند فیلم هایی که تصویری روشن ( حتی با بیان انتقادات) از کشورم ارائه دادند و در جشنواره های خارجی دیده نشدند

    اما این رو صمیمانه از ته قلبم میگم که امیدورام فضایی سالم برای معرفی فیلمهای ایرانی در بازارها و نه فقط جشنواره های خارجی فراهم بشه تا همه مردم دنیا بتونن لذت دیدن فیلمهای پاک رو تجربه کنن…درسته که من شخصا از خیلی جهات به پوشش و برخورد برخی فیلمهای سینمای خودمون نقد دارم اما مطمئنم سوای مفاهیمی که شاید به سن و سال مربوط بشه، فیلمهای ایرانی طوری است که یک خانواده می تونن بی دغدغه با هم تماشا کنن و مثلا پدر خانواده جیزی رو زمین نندازه که پسرش دولا بشه برای برداشتن و صحنه ای رو نبینه( این خاطره ای بود از یکی از هنرمندان درباره سینما رفتن در کودکی با خانواده که متاسفانه اسمشون الان در ذهن نیست)
    =====
    در مورد بند پنجم و ششم: افتخار آمیز و غرورآفرین بودند

    [پاسخ]

  4. “بنده مخالف شرکت در جشنواره های جهانی و دعوت از منتقدان بی المللی نیستم ، امّا مخالف آنم که به ارزیابی جشنواره ها و داوری منتقدان بین المللی ایمان بیاوریم..”

    شهید سید مرتضی آوینی

    [پاسخ]

  5. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    من هم بالاخره بعد از مدتها این فیلم رو دیدم. نمی تونم بگم این فیلم سعی در القای فکر یا عقیده ای به بیننده نداشت. کلماتی که به کار میبرد، یا تصاویری که به عنوان باور مردم ایران نمایش می داد یا اینکه مثلا برای در ایران بودن و زندگی کردن باید دروغگویی رو یادگرفت،.. اینها مسائلی بود که به نظر من این فیلم قصد القاء اون رو به بیننده داشت. اما از طرفی اینکه اون زن با ظاهر مذهبی حاضر نشد پول حروم وارد زندگیش کنه خواسته یا ناخواسته حرف دیگری میزد. در کل فیلم طولانی و برای من خسته کننده ای بود.
    از طرفی نمی تونم فراموش کنم قرار گرفتن این فیلم در مقابل اخراجی ها توسط رسانه های غرب و رسانه های متصل به اونها در داخل. این خودش حتا اگر بخواهیم خیلی سعی کنیم این فیلم رو خیلی خیلی”هنر برای هنر” تصور کنیم بازهم نشدنیه. لذا آن جنابانی که در برنامه هفت شال آبی میندازن گردنشون و در عین حال و همزمان با هویج فرض کردن بیننده ژانرهای سینمایی رو از سیاست جدا میکنند!! اگر میتونند بیان جوابگوی این مساله باشند.
    من حتا ساخت این فیلم رو در کنار کار دیگر جناب فرهادی که قرار میدم” درباره الی” اون فیلم رو بیشتر می پسندم. جذابیتهای تصویری، نحوه حرکت داستان، خط فیلم، ساخت و خیلی مسائل دیگه در اون فیلم خیلی بهتر بود. من اون فیلم رو بدون پلک زدن تا آخر دیدم ولی این یکی واقعا طولانی و خسته کننده بود. حتا به لحاظ سینمایی هم به نظر من حرفی برای گفتن نداشت.
    من خارجی دم دستم نیست، ولی همین دور و بریهای خودم با تفکرهای مختلف و البته سن های مختلف حقیقتا این فیلم رو نپسندیدند.

    با بند پنجم متن شما به شدت موافقم و به بند ششم بی نهایت افتخار میکنم.

    در کل هیچ حسی نسبت به جایزه گرفتن این فیلم ندارم. نه خوشحالم نه ناراحت. سالهاست ما توقع نداریم همونهایی که برای تصور اقدام به ترور یک سفیر عربستان در آمریکا که هرگز ثابت نشد، سریع بیانیه صادر میکنند، برای ورود هواپیمای جاسوسی به خاک یک کشور بیانیه صادر کنند. سالهاست ما توقع نداریم کسانی که برای اشغال سفارت توسط دانشجویان به سرعت نور قطعنامه و بیانیه صادر میکنند، برای ورود جاسوس آمریکا به خاک یک کشور بیانیه صادر کنند. و همینطور ما سالهاست توقع نداریم کسانی که ترور دانشمندان ما رو یک کار پسندیده میدونند و به اون افتخار میکنند و برای تبلیغات انتخاباتیشون این رو یک امتیاز میدونند به فیلم ۳۳ روز و شکارچی شنبه ما جایزه فلان و بهمان بدن!!
    من از این جایزه نه خوشحالم نه ناراحت. خیلی وقته این چیزها برای ما عادی شده.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۳۴:

    با نظر شما در مورد “درباره الی” بسیار موافقم و از خیلی‌های دیگه هم همین حرف رو شنیدم.

    [پاسخ]

  6. رضا گفت:

    به نظرم زشتی و سیاهی که در این فیلم نشون میده خیلی بیشتر از اون چیزی هست که بهش پرداخته شده.
    اوجش جایی که نادر دخترش رو مجبور به دروغ گویی میکنه. و میشه گفت معصومیتش رو از بین می‌بره. اما مهمتر اینه که چرا معصومیت‌ش رو از بین می‌بره و ارزشی مثل صداقت رو قربانی میکنه؟
    این زندگی به سبک کجاست؟
    در جایی دیگه که داره تمرین درسی انجام میده بهش میگه بجای گارانتی چی باید گفت؟ میگه ضمانت. میگه نه! پشتوانه. میگه خانوممون گفته میگه گفته باشه همینه که من میگم!
    اینها همه نماد هست. خود پدری که آلزایمر داره نماد ایران هست. و هر کدوم از شخصیت ها به همین ترتیب. نادر نماد شرقی ها که چاره ای ندارند بجز تغییر زندگی و یا فرار. تازه با اون وضعیت که دست به زن داره، به راحتی تهمت میزنه.
    از همه اینها گذشته کلاً در آثار فرهادی زن مقصر همه چیز نشون داده میشه.
    به نظرم اونقدر این فیلم سیاست زده هست که بخواییم جای جای اون رو باز کنیم قشنگ متوجه میشیم چرا جایزه میگیره.
    به لحاظ جاذبه داستانی هم من خودم درباره الی رو بارها دیدم ولی این رو واقعاً ندیدم بلکه تحمل کردم!‍

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۴۱:

    به نظر من یکی از بهترین نوع تحلیل فیلم، بررسی نمادهاست. نمادها خیلی خوب میتونند روشن کنند خط فکری یک فیلم رو. بررسی و تحلیل نمادها خیلی راحت “هنر برای هنر” رو زیر سوال می بره. یک فیلمی مثل ماتریکس یا کنستانتین شاهد این امرهست.
    خیلی تحلیل جالبی داشتید آقا رضا. پدر و آلزایمرش جالب بود. این فیلم قطعا نه بی منظور و بی نماد ساخته شده و نه بی منظور و بی دلیل جایزه گرفته.

    [پاسخ]

  7. حزب اله حزب اله مهره
    سلام رفقا (:
    امیدوارم خوب و سلامت و موفق و موید باشید (:
    من ک میگم سلام گرگ بی طمع نیست … سروصدای هر فیلمی اون ور آب و جایزه دادنش توسط بعضیا !!! یعنی فیلمش بو داره !!!
    یکی نیس صورت تو صورت کارگردان محترم بگه ” اصغر آقا با این فیلمت نماینده شرف و عزت مردمت بودی ؟؟؟” بعدم با یه نیشخد و نگاه عاقل اندر … ادامه بده ” مبارکت باشه اصغر آقا ”
    :|
    .
    .
    .
    خیلی تشکرم ک هستین (:

    [پاسخ]

  8. پایگاه اطلاع رسانی ” هیئت محبان الحسین عشاق العباس ”
    “پایگاه اینترنتی قافله “آماده تبادل لینک و لوگو با سایت های ارزشی می باشد.
    سایت ما را لینک بفرمایید و یا لوگو ما را قرار دهید. تا در کمترین زمان لینک و لوگو شما در این پایگاه ثبت شود.
    با تشکر از همکاری شما.التماس دعا
    پایگاه اینترنتی قافله
    http://www.ghafeleh.info

    [پاسخ]

  9. بیچک گفت:

    سلام
    این دوستانی که میگن تو فیلم سیاه نمایی نشده
    پس اون جایی که سیمین تو دادگاه به قاضی اصرار میکنه که نمیخواد دخترش توی همچین شرایطی!! بزرگ بشه میشه چی؟

    یا اونوقتی که نادر با سیمین دعوا میکنه که تو چون از مشکلات و این حرفا میترسی میخوای از کشور بری و ………

    جدای اینها
    آقای فرهادی گفتن که این فیلم رو برای ایرانیا ساختن دیگه
    من کاری به غیر ایرانیا ندارم
    ولی وقتی خودم این فیلم رو دیدم از حس کردم این سیاه نمایی رو

    یا حق

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۸:

    سلام
    در مورد اون قضیه‌ی عبدالکورش نظر من به نظر هادی خیلی نزدیک‌تره. می‌خواستم چیزی بنویسم اما دیدم جناب سجادی پور حق مطلب رو ادا کرده.
    http://sajadipoor.ir/?p=1105

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۵:۵۰:

    اینکه شما به شخصه چه حسی کردین بسیار محترمه. اینکه همه اتون این حستون رو تبدیل می کنین به یه تئوری درباره قصد و غرض کارگردان و عکس العمل خارجی ها و تصمیم گیری مسابقات یه کم غیر منطقیه.
    به نظر من اینکه یه سری آدم دلشون می خواد از ایران برن سیاه نمایی نیست. واقعیت جامعه ایرانه. راه فهمیدنش هم یه سر زدن به دم در سفارتخونه های مهاجر پذیر و صف ها رو دیدنه.

    ولی اینکه یه کارگردان یه همچین مسئله اینقدر فراگیری رو وارد فیلمش کرده، طرف رو گذاشته در مقابل کسی که می خواد بمونه، آخرم هیچ قضاوتی نکرده پرداختن ببسیار پیچیده و بیطرفانه به قضیه اس به نظر من.

    اینکه شما ناراحتی چرا تو فیلم گفته تو کشور مشکل هست، و اسمش رو می زاری سیاه نمایی یعنی تو کشور مشکل نیست؟ یعنی واقعیات یه جامعه رو توی سینما نشون دادن سیاه نماییه؟ پس فیلم ایرانی به چه درد می خوره اگه قراره به مسائل خود ما نپردازه؟ سیاه نمایی معنی داره. معنیش هم دروغ یا اغراقه. همچین چیزی تو این فیلم درباره شرایط ایران دیدین؟

    بعدشم اینکه می گن برای خارجی ها سیاه نمایی می شه، اتفاقا خیلی از اونا چون خیلی از ریزه کاریهای فیلم رو نمی فهمن خیلی از تلخی هاش رو هم نمی فهمن. برای همینه که به آدمهای فیلم اینقدر توجه می کنن. و به مسئله اخلاق. و به چیزهایی که تو زندگی هر روز خودشون هست.

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۳۸:

    کدوم سیاه نمایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اتفاقا بخشی از فیلم به نظر من سفیدنمایی دروغینی داشت که من اصلا خوشم نیومد. اونجایی که کلفت خونه به شدت روی راستگویی تاکید داشت و به هیچ وجه حاضر نبود دروغ بگه. همه ی ما میدونیم که در فرهنگ ایرانی مفهوم دروغ مصلحتی یک مفهوم جاافتاده هست و همه ی ایرانیها با توسل به این مفهوم هر روز دروغ میگن. نه تنها در عرصه ی عمومی که حتی در تریبونهای رسمی هم دروغگویی مرسوم و معمول هست. اصلا مشخصه ی یک ایرانی دروغگو بودنش هست. برای من جالبه که بعضی از شما فیلم رو ندیدید ولی حدس میزنید که سیاه نمایی بوده.

    اگر آقای فرهای از جعفر پناهی حمایت نمیکرد اگر از حامیان میرحسین موسوی نبود مسلما امروز بزرگان شما از این فیلم حمایت میکردن. این قدر مثل طوطی زندگی نکنید و فقط چیزی که بهتون میگن رو تکرار نکنید. :( :( :( :( :( :(

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷:

    اصلا مشخصه ی یک ایرانی دروغگو بودنش هست!!!!
    کافر همه را به کیش خود پندارد..

    [پاسخ]

  10. دلتنگ کربلا گفت:

    سلام و عرض ادب
    خداقوت
    یه سؤال داشتم ازتون…
    من این فیلم رو ندیدم اما با تعریف هایی که شنیدم به فیلمی بود که چهره ی جالبی از نظام مقدس ما نشون نداده بود.
    میخوام بدونم گرفتن این جایزه نشان از این نداره که این فیلم خواسته یا ناخواسته اهدافی رو دنبال کرده که زیاد به نفع مملکت و ملت ما نبوده و گرفتن این جایزه به این معنی که به این هدف رسیده….
    من بازم میگم واقعا نمیدونم فقط یه سؤال بود که برام پیش اومد…چون تو رسانه ی ملی خودمون هم تبریک میگن به خاطر گرفتن این جایزه….

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲:

    خوب منم خودم تبریک گفتم چون به هر حال این فیلم نماینده‌ی رسمی جمهوری اسلامی ایران بوده که البته منم فکر نمی‌کنم صرفاً به خاطر مسائل فنی جایزه گرفته باشه

    [پاسخ]

  11. بیتا گفت:

    این کامنت ربطی به این پست نداره ولی در راستای بحث های قبلی درباره آزادی بیانه.

    سه روزنامه نگار دیگه در این یک هفته بازداشت شدن :خانم رسولی، خانم دوکوهکی، و آقای بورقانی.

    [پاسخ]

  12. بابک گفت:

    بظنر من بسیار فیلم جالبی بود و یکی از بهترین فیلم های ایرانی بود که تاحالا دیدم
    تصویر درستی هم از ایران نشون می داد
    چیزی جامعه رو پر کرده فقط دروغ ریا ست
    دروغ ریا خیلی زیاد شده نمی دونم شما کجا زندگی می کنید ولی فقط میشه با دروغ ریا تو این جامعه رشد کرد
    کافیه من یه ریش بزارم و صف اول نماز به ایستم به خیلی جا ها می تونم برسم
    و خیلی جا ها خود من دروغ گفتم تا کارم پیش بره و اگر راست می گفتم کارم پیش نمی رفت و رد می شدم.
    ————————
    شما ها هم برین اخراجی ها تونو ببینین :)):)):))

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۱۵:

    نمی‌دونم کدوم آدمی این فضای دو قطبی گری شدید رو در ایران ایجاد کرد. انگار ما جوون‌ها مجبوریم و عاشق این کار هستیم که در مقابل هر پدیده‌ایی یک پدیده‌ی دیگه رو قرار بدیم. لزوماً جوری جلوه بدیم که هر کس مخالف فلان چیز بود موافق فلان چیز هست و بالعکس.
    و بدتر از اون یک چیزی رو نماد کنیم. هرکس طرفدار فلان چیز بود پس فلان فکر رو داره و هرکس فلان فکر رو داشت طرفدار فلان چیز هست لابد.
    ببخشید اگر یه خورده لحنم تند هست ولی به والله گاهی اونقدر از این فضا بدم میاد که دوست دارم قید همه چیز رو بزنم. بعد از دیدن چنین فضاهایی با اکراه لب‌تابم رو باز می‌کنم. به خاطر هم دیگه هم که شده قدری از این فضای سنگین کم کنیم. :)

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

    سلام
    به عنوان یه کسی که به حزب اللهی بودنش افتخار می کنه عرض می کنم که نه از اخراجی های ۱ خوشم اومد، نه اخراجی های ۲، نه اخراجی های ۳
    :)
    جدایی نادر از سیمین رو هم ندیدم ولی جدای از سیاه نمایانه بودن یا نبودن قطعا فیلم تلخی است…ترجیح میدم اگر قراره برای تفریح با خانواده به سینما میرم ، فیلمی ببینم که تهش حال بهتری داشته باشم:)
    اما به هر حال اشکالی نداره….شما هم حال کنید با فیلم جدایی نادر از سیمین:)

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۳۷:

    من نمی فهمم؟؟؟ واقعا نمی فهمم؟؟؟؟
    آخه شما فیلم رو ندیدید چطور میگید قظعا فیلم تلخی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شاید فیلم کمدی باشه، شاید فیلم جنایی باشه….بابا یا اظهار نظر نکن یا برو فیلم رو ببین بعد اظهار نظر کن….. آخه شما چقدر مغزتون بسته است.
    اونهایی که میگن این فیلم سیاه نمایی هست افرادی هستن که به دلایل سیاسی از فرهادی خوششون نمیاد….آخه چقدر مغزتون بسته است. چقدر چشم بسته حرفهای دیگران رو تکرار میکنید. بابا چند سال دیگه سرتون رو میذارید زمین می میرید بدون این که با فکر خودتون زندگی کرده باشید. کاش مزدور بودید. من مطمئن هستم که یه مشت ساده لوح هستید. کاش مزدور بودید، به خدا کمتر ناراحت میشدم.

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۰۲:۳۷:

    باشه باشه!!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۳۶:

    میدونی چیه مستر جواد؟
    اشکال شما و رفقای شما اینه که حاضرید حتی حقیقت رو وارونه جلوه بدید تا حرفی زده باشید:)
    تلخ بودن این فیلم چیزیه که همه بهش معترفند. به نظرم شما هم مثل من ندیدید فیلم رو

    من اگر ذهنم بسته هم باشه برده نیست:) طوطی رسانه های خارجی مزدور هم نیست….

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۲۵:

    این جوابی که دادی شاهکاره…..
    حقیقت رو دارم وارونه جلوه میدم؟؟؟ کدوم حقیقت؟؟؟ اون حقیقتی که تو حتی ازش خبر نداری؟؟؟ یعنی این اعتماد به نفست منو کشته…. فیلم رو ندیدی بعد برای من که فیلم رو دیدم، در موردش نقد خوندم، همه ی اتفاقاتی که براش افتاده رو تا الان دنبال کردم میگی که دارم حقیقت رو وارونه جلوه میدم. ماشاءلله به این اعتماد به نفس…
    بنده هم این فیلم رو دیدم هم درباره ی الی رو و اتفاقا از این فیلم خوشم نیومد چون کلفت خونه به شکل اغراق آمیزی روی راستگویی پافشاری میکرد در حالی که در فرهنگ ایرانی دروغگویی کاملا جاافتاده است….
    باز هم به خاطر اعتماد به نفسی که داری بهت تبریک میگم ….

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳:

    ایول
    منم بابت این تبریک شما بهت تبریک میگم
    بالاخره یه کلمه مثبت در این کلام شما یافت شد
    بعله

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۱:۴۷:

    یه توضیحی بدم…
    منظور من این نیست که این فیلم ناراحت کننده نیست. من بیشتر رو این موضوع که شما و بعضی از دوستان شما در اینجا فیلم رو ندیدید و تنها با تکیه به حرفهای دیگران قضاوت می کنید تاکید دارم.
    کل حرف بنده اینه که برید فیلم رو ببینید بعد نظرتون رو بگید و فقط نظرات دیگران رو تکرار نکنید.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۲:

    خب جناب
    من شخصا اصلا راجع به ارزشهای فیلم صحبتی نکردم
    موضوع بحث ما هم بیش از اینکه یک فیلم خاص باشه، روند جایزه گرفتن فیلمهایی است که تلخی نمایش میده و جایزه می گیره. مخصوصا این فیلم با این احوالات خاص

    [پاسخ]

  13. رضا گفت:

    دوستان این رو دارند؟
    http://twurl.nl/1hwhmm
    تبریک دولت امریکا به اصغر فرهادی!
    امریکا برای همه فیلم هایی که جایزه ببرن تبریک میفرسته؟ :)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۵:

    آقا رضا!
    آخه این فیلم اصلا سیاسی نبوده، جایزه گرفتنش که اصصصصلا تر سیاسی نبوده!

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۳:

    اوباما نوروز رو هم تبریک گفته بود. بقیه جشن های سال نو رو هم تبریک نگفته. معلومه نوروز هم زیرزیرکی داره کار سیاسی می کنه باید مواظب باشیم.

    یه تفاوتی هست بین استفاده سیاسی از یه چیز، و اینکه اون چیز خودش سیاسیه یا نه.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۴۴:

    نوروز هم قطعا سیاسی نبود! فقط نمی دونم چرا تا حالا تبریک نمی گفت از ۸۸ یادش افتاد تبریک بگه؟
    ضمن اینکه نوروز یه چیز مشخص هست؛ ولی آیا امریکا برای هر فیلمی که برنده می شه پیام تبریک صادر می کنه؟
    حالا اینها به کنار در پیامش نوشته “این نشانه ایی از انعطاف در ایران” هست. حالا چطور به این نتیجه رسیده الله اعلم :)))

    [پاسخ]

  14. بیتا گفت:

    شاید علت اینکه اوباما ۸۸ یادش افتاد تبریک بگه این بود که قبلش رییس جمهور نبود. البته شما طبق معمول بهتر می دونی تو کله افراد چی می گذره!

    اینکه پیام یک نفر در مورد یک اتفاق سیاسیه یا نه، فرق داره با اینکه خود اون اتفاق سیاسیه یا نه. اینکه پیام اوباما در تبریک نوروز سیاسی بوده، معنیش این نیست که خود نوروز یه واقعه سیاسیه. همونطور که وقتی کسی بگه پیام اوباما در تبریک به فرهادی سیاسی بوده، معنیش این نیست که فرهادی هدف سیاسی از ساختن فیلمش داشته.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۰:۵۹:

    حداقل از نظر من بحث این نیست که جناب فرهادی قصد سیاسی از ساختن این فیلم داشته:) مسئله رو میشه اینجوری عنوان کرد که این همه توجه به این فیلم میتونه سیاسی باشه
    بگذریم که گویا آقای اصغر فرهادی جلای وطن کرده و حضورش با چنین شرایطی در این جشنواره ها میتونه سیاسی باشه:) و فرضا دست دادن با خانومهای حاضر در مجلس عملی خلاف دستورات دین هست که به قولی می تواند نافرمانی مدنی باشد نسبت به قواعد یک کشوری که ایشون به عنوان نماینده رسمی اون حاضر شدند. ( گیرم خارج از مرزهای یک کشور باشد و البته ما به آزادی عمل و اختیار همه انسانها به عنوان یه سنت الهی معتقد باشیم)
    ایشون طبعا آزادند که انتخاب کنند، اما من به عنوان یک ناظر آموخته ام که کسانی که چنین واکنشهایی نشون میدن دیگه به ایران به عنوان محیط کار نگاه نمی کنن( دقت کنین نمیگم وطن)..قصد دارن در جای دیگه و با قواعد دیگه به مسائل نگاه کنن…و من فقط تنها نگرانی م اینه که هر جای دنیا که هم باشند همواره خارجی به حساب بیان و روزی دلشون برای محبوبیتی که اینجا داشتن تنگ بشه

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۲:۰۸:

    چند تا نکته:
    ۱٫ من به شخصه قبول ندارم که موفقیت آقای فرهادی در این مسابقات سیاسیه. چون اونقدر نقد سینمایی درباره فیلم از آدمهایی که تو این کار خبره هستند خوندم که به این نتیجه برسم که اونها ارزش هنری این فیلم رو فهمیدن. این فکر هم که همه هیات های داوران یه جوری با هم توطئه کردن به نظرم راستش فکر معقولی نیست. ولی به هر حال این بحث ربطی به کاری که آفای فرهادی کرده نداره. که به نظر من یه خدمت بسیار با ارزش به سینمای ایران بوده فقط باساختن این فیلم و نه حتی با جایزه هاش. اونم تو این شرایط که حکومت و دولت دست به دست هم دادن که سینمای ایران رو رسما از بین ببرن و آدمهایی مثل آقای سلحشور رو بکنن سخنگوش.

    ۲٫ تنها جایی که فیلم آقای فرهادی نماینده رسمی کشوره مراسم اسکاره که دولتها بهش فیلم معرفی کردن. غیر از اون، در مسابقات دیگه، اقای فرهادی صرفا یه کارگردانه و حکومت ایران هم نه کمکی نه حمایتی ازش کرده که بخواد اونو نماینده “رسمی” بدونه. در نتیجه دست دادن یا دست ندادن ایشون یه تصمیم شخصیه و بستگی به اصول و عقاید خودشون داره. ربطی هم به عرف دیپلماتیک نداره چون ایشون دیپلمات نیست، و ربطی به قوانین داخل ایران نداره چون کسی که داخل ایران نیست مشمول این قوانین هم نمی شه.

    ۳٫ آقای فرهادی جلای وطن نکرده (هرچند که اگه کرده بود هم به نظر من اشکالی نداشت). هیچوقت هم نگفته همچین قصدی داره. موقعیتش رو هم داشته اما ایران موندن رو انتخاب کرده و برگشته. دی نتیجه به نظرم استفاده از این لفظ یه کم بی انصافیه. تمام فیلم های آقای فرهادی نشان دهنده دغدغه ایشون نسبت به مسائل کشوره. به نظر شخص من، فیلمی ایرانی تر از این نمی تونه باشه که اینقدر دقیق به مسائل ایران بپردازه و زندگی آدمهای ایران رو نشون بده اونجوری که هست.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۲۳:۴۹:

    حالا من هم چند تا نکته بگم:
    یک: این که من و خیلی از دوستانم میگیم که سیاسی بازی در کار است در واقع تا حدودی به رفتار خود عوامل این فیلم هم بر میگرده. اینکه با خوشحالی این فیلم رو در مقابل فیلمی مثل اخراجی ها قرار بدن و …/ خواهشا و لطفا نگید که چنین فضایی ایجاد کردند که نمی پذیرم..اگر این دخالت سیاست و سیاسی بازی رو دوست نداشتند، عنوان می کردند در حالیکه پذیرفتند…گیرم به طلب فروش بیشتر… و حالا هم نباید راجع به این موضع گیری ها ایشون و دوستان شون یعنی کسانی مثل شما آرامش بیشتری از خود نشون بدن:)
    دوم: زمانی من خیلی نسبت به رفتار شیرین عبادی که کشف حجاب کرد و با آن وضع جایزه صلح نوبل رو دریافت کرد ناراحت بودم. با کسی که اصلا از جهت اعتقادی شبیه من نیست و من البته بسیار قبولش دارم( در بسیاری از زمینه ها که ربطی به عقیده نداره) در این باره صحبت می کردم. یادمه بهش گفتم که من ناراحتم که این خانوم به عنوان نماینده من ایرانی چنین برخوردی کرده( کاری الان اصلا و ابدا به وجهه سیاسی مطلب ندارم) و این رفیق شفیق من حرف کاملا درستی زد..به من گفت که این خانوم به عنوان نماینده تو( یعنی من با همه عقایدی که دارم) روی سکو نرفته…حالا هم با کمال افتخار و با صدای بلند میگم که هر چند برای همه اونهایی که کارشون رو به درستی انجام میدن احترام عمیقی قائلم( من در اینجا دارم با احترام به عقیده شما درباره مهارت ایشون صحبت ی کنم—-> بر فرض اینکه خودم ندیدم فیلم رو و نظری درباره ش ندارم) اما به نظر من کارگردانی که روی سن با بانویی ( هر چند متشخص اصلا) دست میده نماینده من نوعی نیست:) اما این مانع نمیشه از اینکه خوشحال نباشم از بلندآوزاه شدن نام کشورم در گوشه ای از این جهان. چون چیزی رو در این مورد خوب فهمیدم و اون اینکه برای معرفی یک کشور به دنیا راه های بسیاری هست…گاهی موفقیت ورزشی..گاهی موفقیت هنری…گاهی موفقیت علمی و حتی گاهی بیداری اسلامی
    هر کدام در واقع بخشی از جمعیت کثیر مردم دنیا رو هدف قرار میدن و با این حساب باید ممنون باشیم از کسی که نام ایران رو در محفلی مطرح کرد که شاید تنها در فیلمهای ضدتروریستی ش اسمی از ایران برده میشه تازه اون هم به عنوان هدفی برای نابودی
    سوم اگر میگم جلای وطن کردن اینه دوستان خود شما مهاجرت ایشون و خانواده شون رو در بوق و کرنا کردن و متاسفانه خبر بازگشت ایشون رو که شما میفرمایید بازتابی ندادن…انگار تنها بخشی از این ماجرا براشون جذاب بوده
    و آخر هم اینکه
    امیدوارم خوب باشید و سرحال…همین

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰:

    اصلاح می کنم
    و حالا هم *نباید راجع به این موضع گیری ها ایشون و دوستان شون یعنی کسانی مثل شما آرامش بیشتری از خود نشون بدن:)
    * باید

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۵:

    من کاملا می فهمم که شما به نظرت فرهادی نماینده شما نباشه. واقعیتش منم احساس نمی کنم ایشون نماینده منه. به نظر من اساسا کسی که مستقیما از طرف یه عده به عنوان نماینده معرفی نشده باشه نماینده نیست. من ایشون رو یه هموطن می دونم که یه کار با ارزش انجام داده. و این برای من اهمیت داره. دقیقا حرف منم این بود که ایشون یه کارگردانه که داره برای کارش تقدیر می شه. ادعای سخنگویی و نمایندگی هم نکرده.

    درباره اینکه با آرامش برخورد کنم هم راستش من به نظرم بدون آرامش برخوردی نکردم. اینکه دیدن این فیلم به عنوان یه کنش سیاسی هم در مقابل اخراجی ها قرار داده شد، اولا که من باهاش مخالف بودم، دوما دست اندر کاران فیلم ندیدم هیچ جا از همچین چیزی حمایت کنن، و ثالثا و شاید مهمتر از همه، این روش برخورد روشیه که دولت و حکومت ب وجود آوردن با نام گذاری هایی مثل کارگردان متعهد و فیلم متعهد و هزار و یک اصطلاح دیگه. اگه بخوایم برگردیم عقب، سیستمی که خودش سینما رو سیاسی کرده هم نمی شه از این سیاسی شدن انتقاد کنه.

    درباره جلای وطن هم من تاحالا جایی ندیدم این خبر رو. بعدم اینکه یه سری آدم یه چیزی می گن معنیش این نیست که اون حرف درسته. چه اون یه سری همفکرای من باشن چه همفکرای شما.
    ولی به هر حال اگه واقعا این اتفاق افتاده باشه و من خبر ندارم بابت این قسمت کامنت قبلی معذرت می خوام.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳:

    اهممم
    هر چی فکر می کنم حرفی برای زدن ندارم به جز یک تکه کوچولو
    حتما شما هم پیام تبریک جناب آقای شمقدری به آقای فرهادی رو دیدید/ این نشون میده که شما کمی غیرمنصفانه برخورد کردید وقتی گفتید این صف بندی ها کار دولت و حکوت هست. یادمه که در زمان اکران این دو فیلم هم تبلیغ هر دو فیلم رو در رسانه ملی دیدم:)
    با این جمله هم موافقم:”سیستمی که خودش سینما رو سیاسی کرده هم نمی شه از این سیاسی شدن انتقاد کنه.”
    به نظرم این سیستم در بدنه خود سینما باشه. حداقل با شنیدن حرفهای خود ساکنین این منزل:) مبنی بر ساخت فیلم برای گیشه به این نتیجه میرسم

    اهان راستی
    منظورم از برخورد با آرامش هم این نبود که شم فرضا جیغ زدید اینجا، منظورم پذیرش این امر بود و مخصوصا خطاب به دوستانی گفتم که اینجا و این موضوع رو مجالی برای توهین و …میدونن

    جمعه خوبی داشته باشید انشاء الله

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۶:۴۸:

    راستش هی بحث ما داره به اینجا می رسه که یه سری یه چیزی گفتن و معلوم نمی شه کی بودن و متوقف می شه. بازم من نمی فهمم ساکنین این منزل یعنی چی و دقیقا چی گفتن.
    ولی حالا منم حرف آخرم رو می زنم.
    راستش بعد از این همه فحش و بی احترامی از طرف آقایون، بستن خانه سینما، مجوز کار رو وسط کار گرفتن از کارگردان ها بخاطر حرفهاشون (از جمله همین نادر از سیمین)، اجازه کار ندادن به کسایی که دوست ندارن، و اجازه ساخت ندادن به فیلمایی که خوششون نمی آد، یه کم اینکه شما بیاید بگید فلانی تشکر کرد و انتظار داشته باشین ما خوشحال باشیم عجیبه برای من.

    شما اینقدر از اون طرف ماجرا رو نگاه می کنید که تبلیغ یه فیلم توی تلویزیون به نظرتون نشانه مساوی بودنه. و ندیده می گیرین که اخراجی ها چه حمایتی پشتش بود و جدایی نادر از سیمین با چه بدبختی ساخته شده.

    آقای شمقدری واقعا می خواست تبریک نگه به اولین فیلمی که در تاریخ سینمای ایران همچین جایزه ای برده؟ بعضی وقتها یه کارایی کردنش بدیهیه. نمی شه بابت انجامش هم امتیاز داد به کسی.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۷:۲۰:

    به جان خودم
    من در موقعیتی نیستم که از کسی دفاع کنم و یا بکوبمش:)
    و البته در این شرایطی که خیلی فیلمها به خاطر نبود تبلیغات به هدر میرن و دیده نمیشن همین فرصت تبلیغات در رسانه ملی اون هم در شرایط خاص اون زمان معناداره
    و حقیقتش
    بعله…..آقای شمقدری به سادگی می تونست این اتفاق رو نادیده بگیره و تبریک نگه و خدا رو شکر که این کار رو نکرد:)

    و شما هم اتفاقا همون قدر از اون لحاظ به مسئله نگاه می کنی که من از این لحاظ…باور کن بیتای خوب که این عین حقیقته…در این مدت دیدم که شما از همه گلایه می کنی که چرا به دیدگاه بقیه نزدیک نمیشن در حالی که خودت هم به دیدگاه ما نزدیک نمیشی

    موافقی این بحث رو اینجوری تمومش کنیم که برای همه اونایی که دغدغه من هستند و به دنبال بیان حقیقت آرزوی موفقیت کنیم؟
    :)

    [پاسخ]

    بیتا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۵۳:

    راستش من از کسی بابت نزدیک نشدن به دیدگاه خودم گلایه نکردم. من صرفا بابت اینکه خیلی راحت جوابهام رو ندیده گرفتن گلایه کردم. شایدم قصدم این بوده و به قول شما درست نمی تونم کار خودم رو قضاوت کنم. ولی در عین حال نمونه های معذرت خواهی من رو وقتی احساس کردم اشتباه کردم، یا موافقتم رو با حرف یه نفر دیگه، به نظرم راحت می تونین تو کامنت های قبلی پیدا کنین.

    ولی چشم. بحث رو همینجا تموم می کنیم. شما هم موفق باشین.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۹:۰۰:

    :)
    ما همه خوبیم اصن

    ممنون از همراهیت

    [پاسخ]

  15. افق گفت:

    خوش به حال علی رضا

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۳:

    این دختر
    http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=18637#148043
    و این پسر
    http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=18638#148082
    چندین روز بود که بابا رو بغل نکرده بودند…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۶:

    آقای صفا

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۰۰:۱۷:

    ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
    ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

    [پاسخ]

  16. ن.خ گفت:

    ز من پرسید فرزند شهیدی
    که بابای شهیدم را ندیدی؟

    [پاسخ]

  17. یه ایرانی گفت:

    ۱٫خیلی برای افرادی که این فیلم رو ندیدن و اظهار نظر کردند متاسفم.
    مگه تکلیف الهی هستش که آدم خودش رو نخود هر آش بکنه؟
    یا نکنه فکر می کنن با دیدن این فیلم نجس خواهند شد؟
    برادران اگر فیلم رو ندیدین به خدا هیچ اجباری در اظهار فضل نیست، من به شخصه تمام گناهش رو به گردن می گیرم اگر بدین خاطر در آخرت بازخواست شدید.

    ۲٫آقا صفا غرض ورزانه نظر دادی.

    ۳٫من ساکن دیار کفرم (آق صفا از رو آی پی مستحضره) این فیلم رو چند بار در ایران و خارج دیدم، عکس العملهای مردم عادی غیر قابل تصور بود به طوری که به زعم بعضی از یک فیلم هالیوودی بیشتر دچار هیجان شده بودن و بعدش به منحصر به فرد بودن و غیر قابل تصور بودن ایرانیها اذعان می کردن و از همه جالب تر با هنرپیشه ها همزاد پنداری جالبی داشتن،
    مثلآً دخترای جوونتر با ساره بیات، پسرای جوونتر با سارینا فرهادی و جوونهای پخته تر به فراخور با پیمان معادی یا لیلا حاتمی…
    اصن انقدر روایت فیلم جذب می کرد افراد رو که کسی به کشور یا دین یا مذهب خیلی کاری نداشت، تازه بعد از فیلم همه تو حال و هوای حدث زدن پایان کار بودن که ترمه چه جوابی داده …
    بعضی افراد اعتراف می کردن که تا به حال فکر می کردن کشوری مثل ایران کلن سینما نداره چه برسه به همچین فیلم قوی و حرفه ای…

    ۴٫ ای کسانی که ایمان آورده اید لطفاً بدون حبّ و بغض و در نهایت بی طرفی این فیلم رو ببینید، بدون فکر به این که فرهادی به موسوی رای داده یا نه، بدون فکر به اینکه با آنجلینا جولی دست داده یا نه، بدون فکر به اینکه تو مراسم کراوات زده یا نه، بدون فکر به اینکه از امریکا جایزه برده یا نه… اصن فکر کنید کانال تلویزیون رو عوض کردید و یه دفعه داره یه فیلم سینمایی میده (اگرچه لذّت دیدنش در سینما رو بهتون توصیه می کنم و قرار هم هست دوباره یک هفته تو سینما آزادی نمایشش بدن، امیدوارم نریزید آتیش بزنید) ببینید بدون پیش قضاوت و نظر دهید.

    ۵٫ برادران حزب اللهی به زعمای خود بگویید دست از سر خانه سینما بردارند و باز گشایندش، به علی به مولا، زشته بده کراهت داره، اگر دین ندارند آزاده باشند لا اقل.

    ۶٫ قربون آق ضفا که با ایجاد چنین موضوعاتی تلنگری به بعضی از “همفکران تنیده در پیله خود”ش می زنه.

    ۷٫ خدا بسوزونه خانمان و همفکرای اونایی رو که احمدی روشن و بقیه دانشمندان ایرانی رو به قتل می رسونن و یا دستور این جنایتها رو میدن.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳:

    هزاران لایک برای مورد ۷

    [پاسخ]

    عابر پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۴:

    ۷ رو خوب اومدی ایرانی

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۳:۵۰:

    مورد ۷ که الهی آمین
    والا بنده فیلم رو دیدم و نظر دادم. از اون گذشته گمونم “درباره الی” رو هم همین آقا ساخته بود و ما تعریف کردیم. پس دیدی قضاوت کردی اونم غلط جناب.
    در ضمن شما به زعماتون بگید به خانه سینما بگن دست از سر مردم بردارند.
    آهان یه مورد دیگه اینکه کی گفت بازیگراش بد بازی کردند؟ والا حتا اون پیرمرد آلزایمری هم خوب بازی کرد. من ندیدم کسی بگه بازیگرا بد بازی کردند. فیلمش کش دار و خسته کننده و طولانی بود. همین! بازم قضاوت غلط! جناب ایرانی..

    بعد تر از همه اینا من برای شما خیلی متاسفم که فکر میکنی بچه هایی که فیلم رو ندیدن به خاطر گناهش بوده. شما نمی خواد گناه کسی رو گردن بگیری، همین گناه تهمت زدن و سوءظن رو که دنبال خودت میکشی خودش خیلی سنگینه.

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۳۴:

    جناب افق،
    غیراز این جملت “در ضمن شما به زعماتون بگید به خانه سینما بگن دست از سر مردم بردارند.” بقیه جمله ها مربوط به پست من نبود، شما مجدّداً مرور کنید پست من رو لطفاً. من اصلاً نه در مورد بازیگرا حرفی زدم نه اینکه به کسی تهمتی زدم.
    مورد ۲ و ۶ که خطاب به آقا صفاست. مورد ۳ هم که مربوط به بینندگان خارجیه مورد ۷ هم که ربطی به فیلم نداره. مورد ۱ و ۴ هم خطاب به کسانی هست که هنوز فیلم رو ندیدن.
    .
    و امّا در مورد خانه سینما، این خانه صنفی به مردم چه کاری داشت؟ داشت کارشو می کرد و از همه طیف فیلمساز و بازیگر هم عضوش بودن، از حاتمی کیا و میر کریمی ارزشی تا بیضائی و تقوایی با دیدهای خاص فلسفی… به جای برخوردهای چکشی و بدوی یه کم سعّه صدر و دید فرا منفعتی به خرج می دادن همچین تصمیم عجولانه ای نمی گرفتن.
    بعدشم والّا بنده زعمایی ندارم که بتونم حرفی رو بهشون انتقال بدم فقط ناظرم که دایرهه هر روز تنگتر از دیروز میشه…
    فقط خدا آخرعاقبتمون رو به خیر کنه…

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۸:۵۵:

    حالا در مورد موضوع و نکات فنّی فیلم فارغ از حواشی به وجود اومده می تونیم بحث کنیم و تبادل نظر کنیم اگه خواستی.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۹:۱۰:

    این جمله من : از اون گذشته گمونم “درباره الی” رو هم همین آقا ساخته بود و ما تعریف کردیم. پس دیدی قضاوت کردی اونم غلط جناب. مربوط بود به این پاراگراف شما : ای کسانی که ایمان آورده اید لطفاً بدون حبّ و بغض و در نهایت بی طرفی این فیلم رو ببینید، بدون فکر به این که فرهادی به موسوی رای داده یا نه، بدون فکر به اینکه با آنجلینا جولی دست داده یا نه، بدون فکر به اینکه تو مراسم کراوات زده یا نه، بدون فکر به اینکه از امریکا جایزه برده یا نه… اصن فکر کنید کانال تلویزیون رو عوض کردید و یه دفعه داره یه فیلم سینمایی میده (اگرچه لذّت دیدنش در سینما رو بهتون توصیه می کنم و قرار هم هست دوباره یک هفته تو سینما آزادی نمایشش بدن، امیدوارم نریزید آتیش بزنید) ببینید بدون پیش قضاوت و نظر دهید.

    این جمله من :آهان یه مورد دیگه اینکه کی گفت بازیگراش بد بازی کردند؟ والا حتا اون پیرمرد آلزایمری هم خوب بازی کرد. من ندیدم کسی بگه بازیگرا بد بازی کردند. فیلمش کش دار و خسته کننده و طولانی بود. همین! بازم قضاوت غلط! جناب ایرانی.. مربوط بود به پاراگراف ۳ شما و اینکه بیننده با بازیگر همذات پنداری میکرد.

    منم با ۲ و ۶ کاری نداشتم.
    مورد ۷ هم که تایید کردم.

    این جمله من هم : بعد تر از همه اینا من برای شما خیلی متاسفم که فکر میکنی بچه هایی که فیلم رو ندیدن به خاطر گناهش بوده. شما نمی خواد گناه کسی رو گردن بگیری، همین گناه تهمت زدن و سوءظن رو که دنبال خودت میکشی خودش خیلی سنگینه. مربوط بود به این جملات شما : یا نکنه فکر می کنن با دیدن این فیلم نجس خواهند شد؟
    برادران اگر فیلم رو ندیدین به خدا هیچ اجباری در اظهار فضل نیست، من به شخصه تمام گناهش رو به گردن می گیرم اگر بدین خاطر در آخرت بازخواست شدید.

    آیا مربوط به کامنت شما بود یا نه جناب ایرانی؟

    در مورد نکات فنی فیلم هم من صاحبنظر نیستم که بتونم بحث کنم. من فقط بعنوان یک بیننده معمولی نظرم رو گفتم. همین.

    [پاسخ]

    یه ایرانی پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۰ ۰۵:۲۷:

    “”این جمله من هم : بعد تر از همه اینا من برای شما خیلی متاسفم که فکر میکنی بچه هایی که فیلم رو ندیدن به خاطر گناهش بوده. شما نمی خواد گناه کسی رو گردن بگیری، همین گناه تهمت زدن و سوءظن رو که دنبال خودت میکشی خودش خیلی سنگینه. مربوط بود به این جملات شما : یا نکنه فکر می کنن با دیدن این فیلم نجس خواهند شد؟
    برادران اگر فیلم رو ندیدین به خدا هیچ اجباری در اظهار فضل نیست، من به شخصه تمام گناهش رو به گردن می گیرم اگر بدین خاطر در آخرت بازخواست شدید.””
    اینجا شم دچار سوء تفاهم شدی از جمله من، منظور من این نبود که گناه فیلم ندیدنشون با من، منظورم این بود که کسایی که فیلم رو ندیدن مجبور نیستن اظهار نظر کنن اگه از اظهار نظر نکردنشون مترتّب گناهی قراره بشن گناهش گردن من.
    در بقیه موارد هم فرض شما اینه که روی صحبت من با شماست در صورتی که شمایی که این فیلم رو دیدی ۱۰۰ درصد حقّ اظهار نظر داری و روی صحبتم با اونهایی بود که ندیده نظر دادن، یا فقط چون مطالبی رو که گفتم راجع به فیلم شنیدن نمی خوان این فیلم رو ببینن.
    حالا به هر حال بگذریم، مقصود نهایی این بود که دوستان بدون پیش داوری فیلم رو ببینن بعد نظر بدن.
    در مورد روند فیلم هم که نظر شخصی شماست به نظر من تعویض صحنه ها و روند فیلم خیلی تندتر از سینمای ایران بود ولی خوب به هر حال هنوز هم می تونست به استانداردهای بالاتری برسه.
    حالا جدا از روند سرعت بحث شخصیت های داستان شاید جالبتر باشه برای بحث کردن، آیا سیاه نمایی شده؟ یا شاید حتّی سفید نمایی شده؟ نمونه های واقعی این شخصیتها هستن تو جامعه؟

    [پاسخ]

  18. افق گفت:

    سلام آقای صفا
    امضا لطفا!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۰:

    : )

    [پاسخ]

  19. افق گفت:

    ما پدر داریم.
    خیلی زیبا بود.
    ما پدر داریم.

    [پاسخ]

  20. ناشناس گفت:

    فیلم فرهادی در گلدن گلوب نمایند رسمی ایران نبود بلکه فقط در اسکار نماینده ی ایران است

    [پاسخ]

  21. سید حسن حسینی گفت:

    ممنون بیتا.خیلی آموختم و ممنون از بقیه برای فراهم کردن این فضا.

    [پاسخ]

  22. […] اتفاقی است که باید در سیما بیفتد نه در سینما •  پیدا و پنهانِ جایزه گرفتن “جدایی نادر از سیمین” برچسب ها:ابوالقاسم طالبی, اخراجی ها ۳, امین حیایی قلاده […]

  23. ahi گفت:

    این متن برام فرستاده شده
    گفتم اینجا هم بذارم تا سایر بازدید کننده ها بخونن :!:

    در بیشتر نظرسنجی‌هایی که از منتقدان، کارگردانان و سینماگران جهان صورت گرفته و می‌گیرد، فیلم «پدرخوانده» ساخته فرانسیس فوردکاپولا در جایگاه اول یا جزو چند فیلم برتر تاریخ سینما دانسته می‌شود. از نظر محبوبیت و عامه‌پسندی نیز «پدرخوانده» همین جایگاه جهانی را داراست و به تعبیری بر قله صنعت سینما ایستاده است.
    مراد از این نوشته کوتاه، توصیف جایگاه «پدرخوانده» در سپهر هنر هفتم نیست بلکه نیت توشیحی است به رفتار متفاوت بازیگر سرشناس این فیلم، مارلون براندو در مقام برنده اسکار بهترین بازیکن مرد برای ایفای نقش تاریخی «دون کورلئونه». براستی می‌توانید واکنش براندو افسانه‌ای را حدس بزنید؟
    براندو جایزه اسکار را قبول نکرد، در مراسم حاضر نشد و به جای خود یک سرخپوست را به مراسم اسکار فرستاد تا بیانیه براندو را به نفع سرخپوستان و در اعتراض به رفتار غیرانسانی هالیوود با این صاحبان اصلی سرزمین آمریکا بخواند. البته اجازه داده نشد این سرخپوست تمام بیانیه را بخواند و بعد از این نیز مدیران و اهرم‌های رسانه‌ای هالیوود تا سال‌ها براندو را تحت تهاجم و فشار قرار دادند اما به‌رغم همه تبلیغات منفی هالیوود، میزان محبوبیت براندو در آمریکا و دیگر نقاط جهان افزایش یافت.
    این بازیگر اکنون در میان بسیاری از علاقه‌مندان سینما و منتقدان به‌عنوان «بهترین بازیگر تاریخ سینما» شناخته می‌شود. خب! تا اینجا ما با یک هنرپیشه «آمریکا‌یی» طرف هستیم که اینگونه «استقلال» خود را حفظ می‌کند و حیثیت «وابسته» هالیوود را به چالش می‌کشد و حرکت او در تاریخ سینما ماندگار می‌شود، پس بیراه نیست اگر ما از یک کارگردان «ایرانی» که جوایز مطرح سینمایی جهان- به هر علتی- به او داده می‌شود انتظار داشته باشیم در مراسم گلدن‌گلوب یا اسکار درسی که از براندو می‌آموزد، این باشد که سر خود را بالا بگیرد و از موضع یک ایرانی غیرتمند، جنایت اخیر ترور و خون تازه ریخته شده دانشمند هسته‌ای کشورش را محکوم کند و اگر این شجاعت را ندارد که آمریکا و صهیونیست‌ها را خطاب قرار دهد- چرا که صاحبان اسکار همان‌ها هستند- لااقل غیرت داشته باشد و «به‌طور کلی» ترور را در جهان محکوم کند و به رسم مألوف فیلم‌های اصغر فرهادی یک پایان باز برای مخاطبش بگذارد تا مراد او را از «ترور» خود تفسیر و تاویل کنند.
    آیا به نظر شما در برابر فداکاری‌های بزرگ یک ملت این انتظار زیادی است؟

    [پاسخ]

  24. دخترک گفت:

    لطفآ همه این رو بخونین تا بدونین دلیل جایزه گرفتن این فیلم چیه!!!!!

    قشنگ شروع کرد:
    شکر خدایی که ما رو در این مسیر قرار داد و اگر نبود هدایت الهی، معلوم نبود از کدوم ناکجا آباد سر درمی آوردیم.

    و ادامه داد:
    ۵ – ۶ ماه سکوت کردم؛ بلکه فرد دیگه ای تحلیل جامع تر و کامل تری از این فیلم بده؛ چون چنین تحلیلی رو جایی ندیدیم و نشنیدم، ورود پیدا کردم برای اینکه:
    یه خرده مسئولین فرهنگی ما حواسشونو بیشتر جمع کنن.
    شمای مخاطب تحلیل به دست بیاری. آدم وقتی تحلیل داره، غرق نمیشه. توی قرآن هم بارها اومده که: یتفکرون، یعقلون و…
    سینما سحره؛ اما کسی که آگاهانه ببینه اگه نگیم گول نمیخوره، لااقل کمتر گول میخوره؛ رنگ و لعاب گولش نمیزنه.
    وقتی تحلیل عمیق نداری، چه بسا تو موقعیتی قرار بگیری که ناخواسته تو زمین دشمن بازی کنی.
    ضمن اینکه این بحث و تحلیل و نقد مقدمه و بهانه است برای پرداختن به ریشه ها و مباحث جدی تر. بحث هایی در سینمای ایران در حال شکل گیری، اجرا و بعضاً نتیجه دادنه که نباید ازش غافل بود.

    تاکید میکنه:
    در این تحلیل و نقد اونچه که برای خودم به شخصه اهمیت داره، مبحثی هست که تو بخش آخر عرایضم عنوان میکنم. چیزی که وابسته به تمامیت اعتقادی ماست.

    میگه:
    این فیلم لایه های مختلفی داره که باید هر لایه بصورت مفصل واکاوی بشه.
    چهار لایه رو عنوان میکنه و تاکید میکنه علت خاصه ورودش به نقد این فیلم هیچ کدوم از سه لایه اول نبوده و درباره سه لایه اول هم هیچ موضع گیری نخواهد داشت و نتیجه گیری رو به خود شنونده واگذار میکنه؛ اما لایه چهارم اینقد براش مهمه و حیثیتیه که نتونسته در برابرش سکوت کنه و نبایستی هم که سکوت بشه.

    در ادامه نقل به مضمون تحلیل رو میخونیم:

    وقتی کسی اثری رو ارائه میده، اجازه نقد اون اثر هم همزمان با تولد اثر صادر شده. شما و هرکس دیگه میتونی استنباط خودت رو از این اثر بگی و استدلال کنی.
    از طرفی هم نقد مستلزم شناخت کلی از مولف و سازنده هم هست و آشنایی با دیگر آثار او تا یک مدل کلی از سبک کارهای مولف یا سازنده و خط فکری اون رو بتونی به دست بیاری.
    همچنین باید به زمان و مکان ساخت ایجاد اون اثر هم دقت داشته باشی و البته موضع گیری های قبلی و بعدی سازنده و یا مولف؛ همه جانبه و دست پر تا تحلیلت هم همه جانبه و عمیق باشه.

    آقای اصغر فرهادی مدل کارهاش “ابهام آفرینی”ه.
    کلی سوال تو ذهن مخاطب ایجاد میکنه که ظاهراً پاسخ دادن به همه اونها رو هم به خود فرد واگذار میکنه و این پایان به ظاهر باز یعنی درگیر کردن ذهن مخاطب با تمام مفاهیم آشکار و پنهان فیلم.
    فیلم سوالات زیادی رو تو ذهن ما ایجاد کرده که دنبال جوابشی. واسه پیدا کردن جواب چیکار میکنی؟ ناخودآگاه شروع میکنی دوباره و چندباره همه فیلم رو تو ذهنت مرور کردن.
    هرچند که کارگردان تو لایه های مختلف فیلم به همه اونها پاسخ داده و شما هم جواب قریب به اتفاق سوالات رو تو ناخودآگاهت گرفتی.
    فیلم های اصغر فرهادی سرشار از subliminal messages ست.

    ایشون از سبک فیلم سازیشون با عنوان “تعلیق” اسم میبره؛ درحالی که اینطور نیست. چرا؟
    تعلیق به سبک فیلم های هیچکاک و فیلمی مثل پوآرو گفته میشه. چطور؟
    توی این سبک و توی این فیلم ها همۀ “چه” ها به شما داده میشه و فقط چگونگی اونها رو تو متن فیلم و یا انتهای فیلم بهت نشون میده و همین هم هست که تو رو به تحسین وادار میکنه؛ مثلاً در مورد فیلمی مثل “پوآرو” همه چیز در فیلم به تو نشون داده میشه و پوآرو در انتهای فیلم بین همه آنچه که تو دیدی ارتباط برقرار کرده و نتیجه گیری میکنه؛ هیچ اطلاعات اضافه ای در انتها که تو ازش خبر نداشته باشی ارائه نمیشه.
    در حالی که تو فیلم “جدایی نادر از سیمین” اگر شما همون ابتدا میفهمیدی که راضیه تصادف کرده، فیلم از همون اول لو رفته بود و این مورد در انتها به تو نشون داده میشه.

    سبکی که فرهادی با توجه به اون فیلم میسازه و کارگردان هایی هم هستند که سبک فیلم سازیشون اینطوریه به نحوی هست که مخاطب رو منفعل میکنه؛ مثل یک تکه خمیر تو دست نونوای سنگکی! انگار یک نفر رو بندازی تو رینگ بوکس و هی چپ و راست بهش بزنی تا گیج شه و بعد حالا اختیار با توئه که یا بگیریش در آغوشت و ببوسیش و یا همچنان به زدن ادامه بدی؛ به عنوان مثال سکانسی رو که سمیه(دختر راضیه) داره با شیر کپسول اکسیژن بازی میکنه به خاطر بیارید. مخاطب هر لحظه منتظره که پیرمرد بمیره؛ اما اینطور نمیشه.
    یا سکانسی رو که پیرمرد گم میشه؛ حدس مخاطب اینه که این آدم دیگه پیدا نمیشه و مشکل از اینجا شروع بشه؛ اما باز هم اینطور نمیشه.
    یا وقتی پیرمرده داره از خیابون رد میشه؛ شما دیگه شک نداری که تصادف میکنه؛ ولی باز اتفاقی نمیافته و بعد هم که صحنه میره روی شادی بچه ها و فوتبال دستی بازی کردنشون.

    ۳۰ – ۴۰ دقیقه ابتدای فیلم شما مدام حدس میزنی و حدسات همه اشتباه درمیاد؛ اصلا اونی نمیشه که شما تصور میکنی.
    اینجاست که دیگه تسلیم میشی و میگی: بابا هر جور دلت خواست ادامه بده و تمومش کن.
    از اینجا به بعد دیگه در اختیار نویسنده ای.
    دستها رو بالا آوردن و تسلیم شدن؛ یعنی تحلیل رو از دست دادن؛ یعنی مسحور شدن.
    و این همون کار سینما و تصویره.

    حالا این خوبه یا بد؟
    من این رو نمیپسندم. من دوست ندارم تحلیلمو از دست بدم. من این رو توهین به خودم میدونم؛ ولو اینکه هدف از این کار انتقال مفاهیم خوب باشه.
    این عقیده منه که هرکسی قراره به هرچی برسه باید با تحلیل برسه؛ حتی اگر میخواد یه چیز خوب باشه؛ نه اینکه تحلیل رو از طرف بگیری و بعد هرچی دلت خواست به خوردش بدی.

    فیلم “جدایی نادر از سیمین” جوایز بسیاری رو از مسابقات بین المللی دریافت کرده؛ جشنواره فجر، جایزه گلدن گلوب، اسکار.
    در واقع اولین فیلمی هست که از جمهوری اسلامی ایران جایزه اسکار گرفته.
    پس به صورت عام هم که بخواهیم نگاه کنیم این فیلم باید یه فیلم خاص باشه؛ حداقل بین تمام فیلم های جمهوری اسلامی ایران و البته ویژگی هایی داشته باشه که سایر فیلمهای ایرانی نداشتن.

    این فیلم به لحاظ فنی فیلم بسیار خوش ساخت و قوی هست. تدوین فوق العاده ای داره. بازی بازیگراش؛ از جمله آقای معادی و خانم بیات بسیار حرفه ای هست. از جمله فیلم های چند لایه ای هست. فیلم نامه بسیار قوی داره. نوع خاص فیلم برداریش قابل تحسینه…
    بحث ما اینجا نقد فنی فیلم نیست؛ وگرنه میشد از جنبه فنی و فیلم نامه این فیلم روش بحث کرد و دید که به لحاظ تکنیکی فیلم قوی هست.

    ما روی محتوای فیلم قراره بحث کنیم.

    ادامه دارد…

    [پاسخ]

  25. دخترک گفت:

    قسمت دوم

    همونطور که عرض کردم این فیلم یه فیلم چند لایه ایه. اگر تک لایه ای نقدش کنیم، خیلی چیزهای این فیلم با خیلی چیزهای دیگه اش جور در نمیاد؛ به عنوان مثال تعداد زیادی از افراد معتقد بودند که “ریش” پیمان معادی تو این فیلم نچسبه، غیر عادیه؛ درحالی که روی این ریش در لایه های درونی تر فیلم بسیار حرفه ای کار شده.

    در واقع این فیلم نیاز به نقد ساختارگرایانه و ریز داره.

    گفتیم که فیلم، فیلم خوش ساخت و تکنیکی هست؛ اما هر فیلم خوش ساختی یه فیلم خوب نیست. چرا؟
    چون از دیدگاه من محتوا جدای از تکنیک نیست. این دو قابل تفکیک نیستند. صرف خوش ساخت بودن یک فیلم دلیل بر خوب بودن اون نیست؛ مثلاً اگر فیلمی هرچقدر هم خوش ساخت باشه؛ اما زیرآب اعتقاد منو بزنه، من اون فیلم رو خوب نمیدونم.

    ضمن اینکه یه تحلیلگر واقعی رنگ و لعاب گولش نمیزنه. دنبال اینه که ببینه فیلم حرف حسابش چیه.

    باز هم تاکید میکنم اینجا اصلاً دنبال قضاوت کردن نیستیم؛ حداقل توی سه لایه اول. ما سکانس های مختلف رو بیان می کنیم، نتیجه گیری با خودتون.

    اجازه بدید اول توضیحی درباره سبک فیلمبرداری این فیلم بدیم و بعد بریم سراغ لایه های مختلف فیلم:

    توی این فیلم از سبک “دوربین روی دست” استفاده میشه. این سبک فیلم برداری حس دلهره و گیجی رو به مخاطب منتقل میکنه و حس ثبات و پایداری رو از بیننده میگیره.

    اتفاقاً بعضیا سر این قضیه به آقای فرهادی ایراد گرفتن و گفتن این فیلم نمی طلبید که از این سبک فیلم برداری استفاده کنه.
    من موافق نیستم. چرا؟

    اونا به این فیلم تک لایه ای نگاه میکنن؛ اگه تک لایه ای نگاه بشه ایرادشون وارده؛ اما این فیلم یک فیلم تک لایه ای نیست و با توجه به لایه های مختلفی که داره و قراره این لایه ها رو نه خودآگاه شما که ضمیر ناخودآگاه تون بگیره، اتفاقاً باید از این سبک استفاده میشد و این انتخاب کاملاً حرفه ای بوده.

    همچنین اینکه تصاویر و صحنه ها هم قریب به اتفاق close upه.

    آدم وقتی میخواد رو چیزی اشراف داشته باشه و اون رو تحت کنترل بگیره، اول کل رو از نظر میگذرونه و بعد جزء جزء رو. شما نمیتونی جزء جزء، کل رو ترسیم کنی.
    صحنه های کلوز آپ اینطوریه. جزء جزء رو بهت میده؛ اما تو قادر نیستی کل رو ترسیم کنی و توی یک ابهام باقی میمونی.

    ادامه دارد…

    [پاسخ]

  26. دخترک گفت:

    لایه دوم: سیاه نمایی اوضاع ایران و جامعه ایرانی.

    نگاه فمنیستی در این فیلم زیاده.
    یه زن خوشبخت رو تو این فیلم نمیبینی.
    همه در حال سوء استفاده از “زن بودن” زن ها هستند؛ مثلاً:

    سکانسی که ترمه توی پمپ بنزین داره بنزین میزنه؛ وقتی میاد توی ماشین خطاب به پدرش میگه: همه دارن نگام میکنن. کارگر پمپ بنزین هم وقتی میینه طرف دختره، بقیه پولشو بهش نمیده.
    یا سکانسی که دارن پیانو رو از خونه بیرون میبرن، تا میبینن طرف مقابلشون زنه، یه طبقه بیشتر میخان پول بگیرن.
    یا تهمتی که از طرف حجت(همسر راضیه) به خانم معلم ترمه(مریلا زارعی) زده میشه و تهدید شدنش. دست آخر هم معلم های دیگه بهش میگن به شوهرت زنگ بزن؛ یعنی از تو به عنوان یه زن کاری برنمیاد و نیاز به حمایت شوهرت داری.
    و سکانسی که بین حجت(شهاب حسینی) و نادر(پیمان معادی) توی بیمارستان دعوا میشه، کسی که اون وسط کتک میخوره سیمینه.

    آقای فرهادی تضاد طبقاتی رو هم توی این فیلم به خوبی به تصویر میکشه. (منظورم از اینکه میگم به خوبی تایید کردنش نیست؛ منظور اینه که در به تصویر کشیدن این موضوع موفق بوده.)

    لوکیشنهایی هم که داره ایران رو نشون میده چیا هستن؟
    اتاقای کوچیک، دیوارای کثیف، خونه های دلگیر، خیابون های باریک، دادگاه خیلی شلوغ…
    خلاصه شهری که انگار خاک مرده روش پاشیدن.
    اصلاً خود آقای فرهادی این رو میپذیره؛ اونجا که میگه:
    «تلاش نکردم فیلم تلخ بسازم؛ چرا که خود قصه، لحنش را به من می‌گوید؛ بنابراین فیلم مان تلخ است؛ اما فیلمساز تلخ‌اندیشی نیستم…
    به هر حال فیلم در شرایط امروز جامعه ما ساخته شده و واکنشی به این روزگار است؛ پس نمی‌توان انتظار داشت واکنش سرخوشانه‌ای باشد. اگر فیلم می‌خواهد صادق باشد این تلخی اجتناب ناپذیر است…
    در مورد فیلم سه عبارت عبوس، تلخ و ناامید مطرح شده است که تلخی آن را می‌پذیرم…»
    این فیلم تلخ است؛ اما کارگردان برای تلخی آن تلاشی نکرده است!!!
    انگار که آشپزی توی غذاش کلی نمک ریخته باشه و غذاش شور شده باشه و بعد بگه غذا خود به خود شور شده!

    دقت کنید که توی سکانس اول فیلم قاضی رو نشون نمیده؛ انگار که سیمین و نادر روبروی تک تک ما نشستن و ما در مقام قضاوت هستیم؛ تک تک ما مخاطبین.
    و بعد این سوال در ضمیر ناخودآگاه تو شکل میگیره که قراره چی رو قضاوت کنی؟
    و در ادامه شما ورود پیدا میکنی به فیلم تا با داده هایی که بهت میده، بتونی قضاوت و نتیجه گیری کنی.

    توی همون سکانس اول سیمین میگه: «من نگران تربیت بچه م هستم. من نمیخام دخترم تو این شرایط رشد کنه.»
    و باز هم یه سوال دیگه توی ضمیر ناخوداگه شما: مگه اینجا اوضاع چطوریه که این خانم نگران تربیت بچه شه؟
    و این آدمی که نگران تربیت بچه اش تو این مملکته اصلاً کیه؟ مبناش چیه؟
    و توی فیلم مبنا و شخصیت این آدم رو بهت نشون میده:
    عرض کردیم توی این فیلم همه دروغ میگن و یا پنهان کاری میکنن.تنها کسی که دروغ نمیگه سیمینه.تنها پنهان کاریش هم اوج اخلاقیاته.(اونجا که راضیه قسمش میده به قرآن که از ماجرای تصادفش چیزی به کسی نگه، سیمین از خیر ۱۵ میلیون میگذره؛ ولی راز راضیه رو فاش نمیکنه.)
    این آدم دم از دین نمیزنه؛ اما اخلاق عملی داره؛
    و این آدم و با این مبناست که میگه اینجا و این شرایط جای تربیت بچه نیست و قراره که از ایران بره.

    تیتراژ اول فیلم رو یادتون بیارید. اونجا که یکی داره از شناسنامه ها کپی میگیره. این شناسنامه ها مال کیه؟
    نادر و سیمین و دو سری شناسنامه دیگه: مژده و مرتضی.
    مژده و مرتضی کی هستن؟ هدیه تهرنی و حمید فرخ نژاد، کاراکترهای اصلی فیلم “چهارشنبه سوری”؛ یعنی چی؟
    یعنی اونها هم اومدن که از هم جدا شن.
    جالبه که هدیه تهرانی(مژده) هم توی اون فیلم اصرار داشت که باید از ایران برن؛ چرا؟
    اون هم معتقد بودن که ایران جای مناسبی برای رشد و تربیت بچه شون نیست.

    حالا تصویری که از قاضی و بالتبع اون حاکم شرع نشون میده، چطوره؟
    توی همون سکانس اول فیلم اونجا که سیمین داره از مشکلش صحبت میکنه، قاضی میگه: «همه همینطورن.»
    خوب! باشه. شاید همه اشتباه کنن؛ بالاخره یکی باید ابتدای امر دست به اصلاح بزنه دیگه. قرار نیست چون همه دارن تحمل میکنن، من هم تحمل کنم.
    مفهوم “اصلاح” انگار برای قاضی تعریف شده نیست و این استدلالش که همه همین طورن عین بی منطقیه.

    دومین تصویر از قاضی توی دادگاه دومه. فردی که سرش خیلی خیلی شلوغه و در آن واحد داره رو چند تا پرونده با هم کار میکنه که خوب طبیعیه درست و حسابی نمیتونه به همش هم رسیدگی کنه.
    دستگاه قضایی نمیتونه یا نمیخواد و یا براش اهمیتی نداره حق مظلوم رو از ظالم بگیره.
    دیالوگ های حجت رو خاطرتون هست:
    «من ده سال تو یه کارگاه کفاشی کار میکردم. آخرش منو مثل سگ انداختن بیرون. اعتراض کردم. گفتن برو قانون حقتو بده. شکایت کردم. بعد یکسال دوندگی چی گیرم اومد؟ هیچی!»
    قانونی که به نفع فرادستانه و نه فرودستان.
    در مورد پرونده داستان هم که اصلاً سر و تهش بی حضور دستگاه قضا به هم اومد. قاضی و دادگاه و… این وسط در واقع هیچ کاره بودن.

    مردم جامعه هم که یه مشت مردم خاله زنکن. اون توی پمپ بنزین که همه وایسادن و دارن بنزین زدن یه دخترو نگاه میکنن، اون هم جلوی در مدرسه ترمه که بچه مدرسه ای ها دارن مدام پچ پچ میکنن و بابای ترمه رو به هم نشون میدن.

    جامعه ای که توی این فیلم به تصویر کشیده میشه، جامعه ای هست که همه توش دروغ میگن و ترمه(نماد نسل آینده) میبینه که مجبوری توی این جامعه دروغ بگی و اصول خودت رو زیر پا بذاری.
    آیا نگاه ما اینه؟ این که تو ایران همه و همه دروغگو هستن و خارج از این مرزها راستی و درستی محضه؟
    من نمیگم اوضاع مون خیلی خوبه؛ اما اینقدر بد هم نیست.

    ضمن اینکه خیلی واضحه که اونوریا واسه فیلمی جایزه میدن که تو زمین خودشون بازی کنه؛ چرا؟
    چون دارن پولشو میدن. اونجا هم که اصالت، اصالت “سود”ه. یه پاپاسی بیخود خرج نمیکنن.
    اصلاً دیگه فیلم سازهای ما لوکیشن های اسکاری و برلینی رو شناختن!

    خود غربی ها اذعان داشتند که جدایی نادر از سیمین در راستای تحریم های غرب علیه ایران بوده.
    یکی از منتقدین هالیوود درباره این فیلم میگه:
    «این فیلم موفق می شود جامعه ایرانی را به گونه ای در مرکز توجه قرار دهد که نمونه اش را قبلاً ندیده ایم!»
    واقعاً این فیلم چی رو داره به ماها نشون میده که نظیرش رو تو هیچ فیلم ایرانی دیگه ای ندیدیم؟!
    به این فکر کنید.

    به صحبت های ابراهیم حاتمی کیا توی مستند “راز” دقت کنید:
    «باید در فیلم امید داده شود . من نمی بخشم خودم راکه در فیلمم مخاطب را ناامید کنم.
    در این کائنات و جهان به این بزرگی من چه کسی هستم که یخی را به جان جامعه بیاندازم و نوید پوچی به جامعه بدهم یا القا کنم که آسمان ابری ست و هیچ سوراخی جهت عبور نور امید وجود ندارد.
    این کار خیلی بی انصافی ست و خیلی بی اخلاقی ست.
    خفقانی که هنرمند با هنرش ایجاد می کند صد برابر بدتر از خفقان سیاسی است.
    نباید در فیلم مان بگوییم که هیچ امیدی نیست و نشان دهیم که همه دروغ می گویند. بچه و بزرگ دروغ می گویند. همه جبراً دروغ می گوییم و تقصیر خودمان نیست و در آخر نتیجه گیری کنیم که برویم آن سوی آب. متاسفم که به چنین شرایط هنری رسیده ایم.»

    ادامه دارد…

    [پاسخ]

  27. دخترک گفت:

    لایه سوم: لایۀ سیاسی و جریانات انتخاباتی سال ۱۳۸۸٫

    این فیلم به صورت نمادین و کاملاً حرفه ای سرشار از مطالب و نکات مربوط به جریانت انتخاباتی سال ۱۳۸۸ است.

    مرتضی(پدر نادر) نماد اصلاح طلبان قدیمیه؛ علاقمند به روزنامه و اهل کروات زدن.
    نادر و سیمین نُماینده نسل جدید اصلاح طلبانی هستند که با هم اختلاف دارند و موفقیت شون بسته به حل کردن اختلافات بین خودشونه.
    نادر از سیمین ناسونالیت تره و میخواد بمونه و مبارزه کنه؛ این رو به کرات توی دیالوگ های نادر میبینین و میشنوین؛
    در واقع نادر نماد اصلاح طلبان داخلیه، سیمین اما نماد اپوزیسیونه که میخواد بره خارج از کشور.
    هیچ کدوم هم طیف مذهبی نیستند؛ توی خونه هر دو دیش ماهواره هست؛ هرچند توی خونواده سیمین و نادر با اینکه مذهبی نیستند، اخلاق بیشتر جریان داره.
    ترمه هم نماد نسلی که باید بین این دو انتخاب کنه.
    معلم ترمه( مریلا زارعی) نماد طبقه روشنفکر داخلی جامعه اس.
    حجت و راضیه هم نماد دم و دستگاه حکومتی ؛ علی الخصوص طیف مقابل جریان سبز در انتخابات.
    قاضی هم نماد حکومته. تکیه کلامش هم که “می فرستمت بازداشتگاه” ست؛ یا “اینکه کی راست میگه و کی دروغ میگه رو من تشخیص میدم.”

    شروع داستان رو به خاطر بیارید. سیمین چی میگه؟
    میگه یکسال و نیم پیش ما با هم یه قراری گذاشتیم؛ اما حالا نادر احساس کرده که میشه شرایط رو عوض کرد؛ وگرنه موندن برای پدر هم بهانه اس. آخر فیلم که پدر هم مرده، باز هم جریان دعوا و طلاق و اختلاف ادامه داره.

    توی فیلم روی دیالوگ هایی که توی آشپزخونه گفته میشه کار شده. اغلب و قریب به اتفاق این دیالوگ ها دیالوگ های سیاسی و مربوط به لایه سوم فیلم هست. دکوراسیون این مکان هم بسیار قابل تأمله.

    پولی که گم میشه نماد رأی مردمه.
    میبینید که در ادامه هم اصلاً مهم نیست که پول چی شده! در واقع اون پول بهانه و وسیله ای میشه برای عقده گشایی از سمت نادر که چرا بابامو بستی؟ چرا نسل قبلی من دربنده؟

    دقت کنید؛ وقتی پول نماد “رأی مردم” میشه؛ پس نادر باید بقیه جاها روش حساس باشه؛ چه دویست تا تک تومنی توی پمپ بنزین باشه و چه ۱۵ میلیون که قرار بود توافقاً بابت دیه پرداخت کنه.
    دیه دقیقاً چقدره؟ ۴۰ میلیون.
    تعداد آراء انتخاباتی سال ۸۸ چقدر بود؟ چهل میلیون.
    نادر در نهایت هم اگر راضیه قسم قرآن میخورد، زیر بار چقدر از این دیه می رفت؟ ۱۵ میلیون.
    یه سرچ بزنید توی نت: آراء احمدی نژاد از روستاها: ۱۵ میلیون؛ یعنی من حتی اگه این ۱۵ میلیون رو هم بپذیرم؛ نهایت همونه که از روستاها جمع شده، توی بقیه اش که حق منه هیچ شکی نیست! هرچند آخر هم ۱۵ میلیون رو نمیده. چرا؟
    دلیلشو قبلاً توضیح داده: نادر توی یکی از سکانس ها، توی آشپزخونه خطاب به سیمین میگه: من اگه قبول کنم این ۱۵ میلیون رو بدم، تا آخر عمر باید به این بابا باج بدم؛ یعنی باید قبول کنم که من مقصرم؛ در حالی که نیستم.

    وقتی پول گم میشه، راضیه اصرار داره که نادر کیفش رو بگرده.
    دقیقاً پیشنهادی که وقتی بحث تقلب رو پیش کشیدن، مطرح شد: صندوق ها رو بررسی کنن.
    و جالبه که خود راضیه هم کیفش رو میگرده!

    رنگ سبز هم توی تفکر و پوشش سیمین و نادر و حتی دکوراسیون خونه شون موج میزنه؛ در حالی که توی خانواده حجت و راضیه و توی خونه شون رنگ سبز رو نمیبینی.

    سکانسی رو که سمیه داره آشغالا رو میبره دم در یادتون بیارید: پلاستیک سبز رنگه و یه قرمزی خاصی توی اون دیده میشه که آدم رو یاد خون میندازه و اتفاقاً پلاستیک پاره میشه و دست سمیه به اون قرمزی آلوده میشه.
    سمیه نسل بعدی حجت و راضیه است و دستش آلوده به این رنگ سرخ شده که آدم رو یاد خون میندازه.

    یا سکانسی رو که سمیه(بچه راضیه) داره با کپسول اکسیژن بازی میکنه: نفس مرتضی(پدر نادر) افتاده دست یه بچه.
    این نسل داره با نبض حیات نسل کهن اونور بازی میکنه که البته این مساله ناشی از تربیت غلط بزرگتراشونه؛ چرا؟
    چند سکانس قبل اونجایی که دختر بچه داره از کپسول و طرز کارش از راضیه سوال میکنه، راضیه جوابشو درست و حسابی نمیده و بی تفاوت رد میشه.

    جالبه که سکانسی که ترمه، سمیه و نادر دارن فوتبال دستی بازی میکنن؛ تنها سکانسیه که شما شادی سمیه رو به واقع میبینین؛ یعنی چی؟
    یعنی نسل همین ها هم اگه شادی داشتن و دارن در کنار اونوریا بوده؛ در حالی که اینوریا حتی قادر به درک نسل خودشونم نیستن.

    خونۀ سیمین و نادر نماد “ایران”ه. به رنگ های سبز و سفید و قرمز که بسیار هنرمندانه و حرفه ای توی دکوراسیون این خونه روش کار شده، دقت کنید. و پیانو نماد شادی که با رفتن سیمین از این خونه، این شادی هم داره میره.

    این سکانس رو خاطرتون هست: سیمین در حالی که میخواد از خونه خارج بشه، سی دی شجریان رو به نادر نشون میده و میگه: من این شجریان رو با خودم می برم.
    نادر میگه: هرکدومو دوست داری ببر.
    سیمین میگه: نه؛ فقط همین یکی رو میبرم.
    گرایشات سیاسی جناب شجریان هم که کاملاً بحثش روشنه.
    من به شخصه اصلاً تو کتم نمیره که روی این دیالوگ ها کار نشده.

    سکانسی که مرتضی چسبیده به سیمین و نمیذاره از خونه خارج شه هم سکانس جالبیه.
    در واقع این سکانس داره وابستگی نسل کهن اصلاح طلبان رو به این طیف از اصلاح طلبان نشون میده.

    ادامه دارد…

    [پاسخ]

  28. دخترک گفت:

    لایه چهارم: هدف گرفتن اسلام و پایه های اعتقادی تشیع.

    مباحثی که توی این لایه مطرح میشه، بحث هایی هستن که نه تنها روشون موضع گیری میکنم؛ بلکه به شدت روش حساس هم هستم؛ نه من که برای تک تک ما این مباحث، مباحث حیثیتی هستن؛ مباحثی فراتر از هر مسئله سیاسی و حتی یک مسئله صرف ملّی.
    ادعا نمیکنم بحثم صددرصد درسته. شما بگیر ۹۹%؛ اون یه درصد هم میذارم واسه اینکه ۱% احتمال اشتباه رو در نظر گرفتن، شرط عقله.
    بذارید صادقانه اعتراف کنم که بسیار خوشحال میشم که آقای فرهادی معترض این بحث بشن و بگن که همه اینها زاییده توهمات ماست؛ ولی فقط بگن.

    لایه چهارم ریشه های اعتقادی ما رو هدف گرفته.
    این فیلم چهره خوبی از اسلام و مسلمونا نشون نمیده.
    تم فیلم های آقای فرهادی، در واقع “امضای هیچکاکی” ایشون توی فیلم هاشون و به عبارت دیگه subliminal message فیلم های ایشون یه چیزه:
    جدا شدن مذهب از جامعه.

    فیلم چهارشنبه سوری رو خاطرتون هست:
    هدیه تهرانی(مژده) خطاب به حمید فرخ نژاد(مرتضی) میگه: «دیروز سر صف برای بچه ها از جهنم و دوزخ و عذاب و… گفتن، بچه تمام دیشب رو کابوس میدیده.»
    نصف آیات قرآن درباره جهنم و عذاب و انذاره؛ آخه کدوم یک از ما بعد تلاوت آیات قرآن کابوس میبینیم و تعادل روانی مون به هم میریزه؟!

    ببینید!
    اسم ما جبر پدر و مادرمونه؛ انتخاب خود ما نیست.
    حالا به اسامی که توی فیلم های ایشون استفاده شده در کنار ماهیت کلی فیلم دقت کنید:
    توی فیلم چهارشنبه سوری، مژده داره از مرتضی جدا میشه:
    مژده —– اسم غیردینی
    مرتضی —- اسم دینی
    توی فیلم جدایی نادر از سیمین، سیمین داره از نادر جدا میشه:
    سیمین —– اسم ایرانی
    نادر ——– اسم عربی
    “زن” نماد مام وطنه؛ مام میهن و “مرد” نماد حکومت و قانون و در فیلم های ایشون این “مرد” و “زن” دارن از هم جدا میشن.

    هالیوود ریپورتر درباره فیلم جدایی نادر از سیمین میگه:
    «فیلم جدایی روایت به ظاهر ساده ای است؛ ولی مسائل اخلاقی، روانشناسی و روان شناختی در آن بسیار است. این فیلم موفق می شود جامعه ایرانی را به نحوی در کانون توجه قرار دهد که نمونه آن را در کمتر فیلمی می توان دید.»
    یعنی این فیلم یه شاهکاری(!) کرده که باقی فیلما نتونستن بکنن.

    اون سکانسی رو که توی دادگاه بعد از یک فضای پرتنش و استرس نوای اذان پخش میشه و بعد بصورت ناگهانی قطع میشه رو نمیدونم چند نفرتون دقت کردین بهش!
    همچنین سکانسی رو که توی راهروی دادگاه مادربزرگ ترمه داره ازش تاریخ میپرسه. ترمه داره دوران پیش از اسلام رو توی ایران توصیف میکنه:
    «قبل از اسلام و در زمان ساسانیان جامعه به دو طبقه اشراف و مردم عادی تقسیم می شد.»
    یکی از صحبت ها و شعارهای اسلام از بین بردن شکاف طبقاتی در سایه عدالته.
    چند صد سال از ورود اسلام به ایران میگذره؛ اما شما توی این فیلم میبینی که اون شکاف طبقاتی همچنان هست و حتی همین حکومت دینی هم طرفدار فرادستانه.
    داره میگه عملاً اسلام هم نتونسته برای این طیف(فرو دستان) کاری بکنه.
    صحبت های حجت رو توی دادگاه یه بار دیگه مرور کنید:

    Click here to enlarge نوشته اصلی توسط تـــــرانه Click here to enlarge
    .حجت عاجزانه میگه: شما رو به هرکی که قبول داری یه ذره هم به ما(فرو دستان) گوش کن. چرا به یه آدم بدبخت ظلم میکنید.
    حاج آقا! من ۱۰ سال تو یه کفاشی کار میکردم، آخرش مثل سگ منو انداختن بیرون. معترض شدم. گفتن برو قانون حقتو بده. بعد از یکسال دویدن، چی شد؟ هیچی!

    خوب!
    حالا دلیل شکل گیری این حکومت چیه؟
    اسلام و علی الخصوص تفکر شیعی؛ ماهیت اسلامی و خاصتاً تشیع.
    این فیلم
    توی لایه چهارم اومده مبنا رو هدف گرفته.
    مبنای شکل گیری تفکر شیعی چیه؟
    ولایت علی بن ابی طالب(ع)، ماجرای سقیفه، ماجرای غصب شدن حق اهل بیت(ع) و حضرت زهرا(س) و جریاناتی که بعد از شهادت آقا رسول الله(ص) پیش اومد…

    توی این فیلم “شک کردن” بیداد میکنه.
    اصلاً پیام اصلی این فیلم اینه که من به همه چیز شک دارم و هیچ قطعیتی وجود نداره؛ برای هیچ چیز.
    شک کردن… اوکی… اما تا کجا؟!!…

    جایی خوندم که:
    «فرهادی یک کارگردان خوب و فیلمساز مولفه. تو فیلمنامه نویسی مهارت داره و فیلمنامه هاش پر از جزئیات و مبتنی بر قواعد فیلمنامه نویسیه. علاوه بر همۀ اینها، می شه ادعا کرد که هر بازیگری که با اون کار کرده، یکی از بهترین بازی هاش رو ارائه داده؛ یعنی تو حیطه خودش کاربلده.
    به طور کلی میشه گفت که فرهادی زبان سینما رو به خوبی میشناسه و از اون به بهترین نحو در جهت “بیان افکار” خودش استفاده میکنه.»

    حالا سکانس هایی رو که در ادامه میگیم، کنار هم بچینید؛ مثل تکه های یه پازل:
    گفتیم که توی این فیلم چهاربار قسم خورده میشه که سه تاش از زبون راضیه اس و یکیش از زبون حجت.
    درباره دوتا از قسم های راضیه صحبت کردیم.
    قسم سومی که این خانوم میخوره، قسم به ” پیغمبر”ه؛ درست اون لحظه ای که پیمان معادی داره از خونه بیرونش میکنه و پشت در گیر کرده:
    پیمان معادی داره راضیه رو از خونه بیرون میندازه، راضیه به پیغمبر قسم میخوره که گناهی نداره و مدام هم رو یه جمله تاکید میکنه که “میخوام حقم رو بگیرم و من از حقم نمیگذرم”.
    راضیه جلوی بچه اش و درحالی که صحبت از حق ضایع شده اش میکنه، از نادر کتک میخوره.
    در ادامه داستان هم صحبت از سقط جنینی میشه که همه ما مطمئنیم به این سکانس ربط داره؛ درحالی که در ادامه میبینیم که سقط جنین ممکنه به علت زمین خوردن راضیه توی خیابون و ماجرای تصادفش باشه.
    البته ظاهراً در این زمینه هم قطعیتی وجود نداره؛ به عبارتی هیچ کس واقعاً نمیتونه با قطعیت بگه که علت سقط جنین چی بوده؟
    هرچند کارگردان به صورت کاملاً زیرکانه ای این رو به بیننده القا میکنه که ماجرای درگیری نادر و راضیه پشت در هیچ ربطی به سقط جنین راضیه نداره و به خاطر همون تصادف و زمین خوردنیه که البته به مخاطب هم نشون نمیده این صحنه رو.

    تو سکانس بعدی شما نادر رو میبینی که توی حمامه و داره بدن پدرش رو شستشو میده. اونجاست که متوجه کبودی های روی بدن پدرش میشه. اول دستاشو میبینه و بعد پهلوی پدر رو که کبود شده و توی همین لحظه اس که نادر میزنه زیر گریه.
    چرا گریه میکنه؟
    سکانسی رو که نشون میده که پدر پشت در حمامه و نادر سعی میکنه در رو باز کنه، خاطرتون هست؟
    هرچقدر نادر اصرار میکنه که پدرش درو باز کنه، به نتیجه ای نمیرسه؛ پس ناچار میشه با ضرباتی که به در میزنه، درو باز کنه و وارد حمام بشه.
    گریه میکنه؛ چون خودش باعث این کبودی ها بوده.

    نمیدونم پشت صحنه این فیلم رو دیدن یا نه؟
    توی پشت صحنه این فیلم شما میبینی که آقای فرهادی مرحله به مرحله و ریز به ریز داره توی این صحنه به آقای معادی میزانسن میده. دقیقاً به ایشون میگه چیکار کنه: اول دستش، حالا پهلو رو نگاه کن و حالا بزن زیر گریه.

    سکانس ها و صحنه هایی رو که براتون توی این فیلم به تصویر کشیده شده(منظورم کارکترها نیست، خود سکانس، خود اتفاق)، به نظرتون آشنا نیست؟
    قبلاً هم درباره شون شنیدید.
    یه کم فکر کنید.
    یه خرده تاریخ رو مرور کنید:
    زنی که صحبت از حق ضایع شده اش میکنه… پشت در… سقط جنین… کبودی های پهلو… گریه کسی که موقع شستشوی بدن متوجه این کبودی ها میشه…

    به اسامی دقت کنید:
    راضیه —– یکی از القاب دردانۀ هستی، حضرت فاطمه(س).
    حجت —– یکی از صفات آقا امیرالمومنین(ع)؛ أشهد آن علیاً حجه الله.

    خیلیا براشون ریش آقای معادی توی این فیلم نچسب به نظر میومد.
    حالا کم کم باید متوجه شده باشید که چرا نادر باید با اون پرداخت شخصیت اون ریش رو داشته باشه؛ این مسأله فقط توی لایه چهارم فیلم قابل درکه.

    تمام پیام این فیلم همینه: من شک دارم.
    همۀ حرف این فیلم همینه: از کجا معلوم؟
    دیالوگ های پیمان معادی رو به خاطر بیارید:
    از کجا معلوم من زدم؟ شاید زمین خورده، شاید شوهرش زده. از کجا معلوم ضربه من باعث شده که اون بچه بمیره؟

    در واقع کارگردان بحث نسبی گرایی رو کشیده آورده توی تاریخ.
    بحث نسبی گرایی چی میگه؟ میگه هیچ حقیقت مطلقی وجود نداره؛ هیچ قطعیتی وجود نداره و چون هیچ قطعیتی نیست، پس قضاوت کردن ممنوع!
    جایی خوندم که:
    «فرضیه “شکاکیت و نسبیت گرایی” اصل بنیادین فیلم های فرهادیه؛ یعنی موقعی فیلم به نتیجه دلخواه می رسه که هیچ کس با “قطعیت و یقین” حرفی نزنه!
    جامعه آرمانی فرهادی موقعیه که هیچ چیز قطعی و یقینی وجود نداشته باشد. جامعه زمانی به سامانه و مشکلات زمانی حل شدنیه که از قطعیت حرفی نزنی و همه چیز رو نسبی بدانی؛ تردید کنی و قطعی و یقینی حرف نزی و فکر کنی که اشتباه می کنی!
    و این محور اصلیه که فرهادی در سه گانه چهار شنبه سوری، درباره الی… و جدایی نادر از سیمین دنبال می کنه.»

    و اما توی سکانس آخر که نادر قرآن رو میاره وسط تا راضیه بهش قسم بخوره، اصرار داره که ترمه هم باید توی مجلس باشه.
    ترمه نماد نسل بعدیه. نسل بعد باید بیاد ببینه که من توی ماجرای سقط جنین مقصر بودم یا نه؟
    و اون صحنه ای که نگاه سمیه(نماد یک نسل) و ترمه(نماد نسل دیگه) به هم گره میخوره…

    لایه چهارم این فیلم داره بسیار زیرکانه و با شیطنت خاصی تاریخ رو تحریف میکنه.
    اما خوبه که بدونین همه اونچه که توی این فیلم داره با عبارت “از کجا معلوم؟” زیر سوال میره، با سندهای تاریخی قابل اثباته.

    ادامه دارد…

    [پاسخ]

  29. دخترک گفت:

    گفتبم که خوب دقت کنبد این فیلم اومده که
    مبنا رو بزنه.
    دلیل شکل گیری این حکومت رو شما باید در اسلام و تشیع پیدا کنید.

    توی این فیلم نشون میده که طیف نماینده حکومت هرجا میخواد از خودش دفاع کنه، میگه: به امام حسین(ع)، به امام زمان(ع).
    خوب پس من برای تحلیل باید برم سراغ شناسایی تشیع.
    مبنای حکومت شیعی چیه: امامت علی بن ابی طالب(ع) و غصب حق حضرت علی(ع) در سقیفه.

    داره چی میگه:
    حجت توی این فیلم مدام چیکار میکنه؟
    سه چهاربار توی این فیلم شهاب حسینی خودزنی میکنه.
    تا کم میاره خودش رو میزنه.
    به عبارتی می خواد کارشو با خودزنی پیش ببره.
    یعنی کاری که شما سال ۱۳۸۸ کردین.
    داشتین کم میآوردین، پای امام حسین(ع) رو کشیدین وسط و قضیه رو رفع و رجوعش کردین.
    این فیلم داره خیلی ظریف میگه: حکومت شیعی کم آورد، نه دی رو علم کرد. خودزنی کرد.

    میدونین اینا کلن ادعا دارن که اصلاً همچین چیزی در تشیع مسبوق به سابقه است.
    مثلاً وهابی ها میگن: شیعه اصولاً با دموکراسی مشکل داره! هرجا در مقابل دموکراسی و انتخابات گیر میکنه، بازی رو به هم میزنه. اولین کسی هم که این کار رو کرد، علی بن ابی طالب(ع) بود تو جریان سقیفه.

    حالا چون این بحث رو مطرح کردیم، باید درست بازش کنیم تا خدایی نکرده شبهه ای ایجاد نشه:
    آیا واقعاً امیرالمومنین توی ماجرای سقیفه کم آورد؟
    اصلاً دموکراسی که توی سقیفه ازش اسم میبرن چی چی هست؟
    حواسمونم باشه که بحث ما بحث علمیه و فضا هم فضای حسن تفاهم…
    همۀ مطالبی هم که عنوان میشه از منابع و کتب معتبر برادران اهل سنت هست. به منابع شیعی اصلاَ کاری نداریم.

    اول اینکه کی گفته که آغاز آنچه که در جریان سقیفه و بعد از اون پیش اومد به سقیفه برمیگرده؟
    به مطالب زیر دقت کنید:
    در صحیح بخاری(معتبرترین کتاب برادران اهل سنت بعد از قرآن) ، جلد۴ ، صفحه۳۱ ، حدیث۳۰۵۳ اومده:
    از ابن عباس(دقت کنید که ایشون کسی هستند که هزاران حدیث ازشون توی صحاح سته برادارن اهل سنت نقل شده) درحالی که گریه می کرد و به قدری گریه اش تند بود که حتی ریگها را خیس کرد، نقل شده که:
    روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنه ای!… روز پنجشنبه بیماری نبی مکرم(ص) شدت گرفت، آن حضرت فرمود : «کتابی به من بدهید تا چیزی بنویسم که برای ابد راه گمراهی را بر شما ببندد.»(در معجم کبیر طبرانی ج۱۱ص۳۰ هم اومده: اکتب لکم کتاباً لا تختلفوا بعدی ابداً؛ نامه ای بنویسم که برای همیشه جلوی اختلاف شما را بگیرد… و در مسند احمد ج۱ص۲۹۳: اکتب لکم فیه کتاباً لا یختلف منکم رجلان بعدی؛ من چیزی بنویسم که حتی دو نفر با هم به اختلاف نیافتند… و همچنین در برخی از منابع مستند اهل سنت آمده است که پیامبر(ص) می خواستند نام امامان بعد از خود را بنویسند)
    کسانی که نزد پیامبر بودند ، به نزاع پرداختند؛ در حالی که هر گونه نزاع در نزد پیامبر ممنوع است. گفتند : پیامبر هذیان می گوید.(إن الرجل لیهجر)
    حضرت فرمود: «مرا رها کنید. آن چه که من در آن هستم، بهتر است از آن چه که مرا به آن دعوت می کنید.»
    در روایت دیگه ای در صحیح بخاری ، ج۵ ، ص۱۳۷ ، ح۴۴۳۱ داره :
    افرادی که در خانه رسول اکرم بودند ، سخن آن حضرت را رد می کردند و فرمایش حضرت را طرد می کردند.
    در روایت دیگر هست :
    هم اختلاف و هم هیاهو کردند.(یعنی سر و صدا کردند و فریاد زدند.) حضرت فرمود: «از پیش من دور شوید. شایسته نیست که پیش من سر و صدا شود.»
    پیامبر غمناک و ناراحت شد و آن ها را از خانه بیرون کرد .
    ابن عباس بیرون آمد و گفت: مصیبت و تمام مصیبت (ریشه تمام مصیبت ها) های اسلام همان بود که ما بین پیامبر و بین کتابت پیامبر مانع شدند.
    دقت کنید! ابن عباس از این جریان به عنوان یک رزیه و مصیبت جانکاه تعبیر می کنه.
    پس اصلاً اصل جریان به یه جای دیگه بر میگرده. شروع دعوا اصلاً سقیف نبوده؛ به قبل تر از این برمیگرده.

    ضمن اینکه اتفاقاً اونچه که شیعه بهش معتقده چیزی معتبرتر از دموکراسیه:
    من کنت مولاه و هذا علی مولاه… در حضور ۱۲۰ هزار نفر مسلمون…
    به اندازه کافی مستندات عقلی و نقلی هم در این زمینه آورده شده و هست که منظور از کلمه “مولا” در اینجا “ولایت و سرپرستی” هست…
    همچنین در روز غدیر خم هم بود که این آیه:
    الیوم أَکمَلتُ لکم دینکم و أَتممتُ علیکم نعمتی و رضیتُ لکم الأسلامَ دیناً(سورۀ مائده؛ آیۀ۳)
    نازل شد و به این مسأله نه تنها در منابع شیعی که توی منابع مستند برادارن اهل سنت هم اذعان شده.
    تعداد زیادی از علما و مفسران اهل سنت می گن این آیه در روز غدیر خم و برای اعلان ولایت و امامت علی(ع) نازل شده.
    (به خاطر اینکه بحث خیلی طولانی نشه از نوشتن این منابع صرف نظر شد؛ اما با یه سرچ کوتاه میتونین از کثرت و اعتبار این منابع تو منابع برادارن اهل سنت مطمئن بشید.)

    حالا اینجا بحث اینه که یه موقع یه چیزی دموکراسی نیست؛ اما از منبع وحی هست که اصلاً دیگه حرفی توش نیست. اما اگه میخوان با بحث دموکراسی هم برن جلو که باز میشه روش بحث کرد:…

    ادامه دارد.

    [پاسخ]

  30. دخترک گفت:

    در آخر مطلب، نگاهی دوباره به سکانس آخر این فیلم میکنیم:
    سکانس آخر فیلم، سکانس بسیار حرفه ای هست که میخواد همه اونچه رو که در طول فیلم به مخاطب انتقال داده، تثبیت کنه.
    سکانس آخر، مجلس شیوخیته. همه رو آوردن تا ماجرا رو حل و فصل کنند.
    قرآن رو هم آوردن وسط.
    داره چی رو تصویر سازی میکنه؟ میخواد چی رو علم کنه؟
    حسبنا کتاب الله.

    Click here to enlarge نوشته اصلی توسط تـــــرانه Click here to enlarge
    .در صحیح بخاری اومده:
    از ابن عباس درحالی که گریه می کرد و به قدری گریه اش تند بود که حتی ریگها را خیس کرد، نقل شده که:
    روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنه ای!… روز پنجشنبه بیماری نبی مکرم(ص) شدت گرفت، آن حضرت فرمود : «کتابی به من بدهید تا چیزی بنویسم که برای ابد راه گمراهی را بر شما ببندد.»
    کسانی که نزد پیامبر بودند ، به نزاع پرداختند؛ در حالی که هر گونه نزاع در نزد پیامبر ممنوع است.
    گفتند : إن الرجل لیهجر، حسبنا کتاب الله…

    و نادر تاکید فراوان بر حضور دخترش، ترمه توی این مجلس داره.
    ترمه نماد نسل بعده. نسل بعد باید ببینه، باشه و نهایتاً قضاوت کنه که حق با کی بوده!

    حجت رفته سراغ راضیه تا بیاردش که قسم بخوره. راضیه راضی به قسم خوردن نمیشه و میگه:
    «من شک دارم…» (همۀ پیام این فیلم)

    حجت میگه: بیا بریم، گناهش پای من.
    اما هرچقدر اصرار میکنه، راضیه حاضر به قسم خوردن نمیشه(البته نه از روی ایمان و معرفت؛ بلکه فقط از روی ترس؛ «می ترسم اگه قسم دروغ بخورم، بلایی سر بچه ام بیاد»)
    حجت وقتی میبینه اصرار و تلاشش بی فایده اس، شروع به زدن خودش میکنه. عجیب هم خودزنی میکنه.
    این خودزنی ها خیلی مهمه…

    توی همین صحنه اس که حجت برای راضی کردن راضیه قسم میخوره:
    به علی(ع)…
    اینها نمیتونه تصادفی باشه… روی تمام دیالوگ ها کار شده؛ حرفه ای هم کار شده…

    و در آخر… توی همون مجلس شیوخیت، نگاه دو نسل(ترمه و سمیه) به هم گره میخوره…
    و صحنه جداً قابل تأمله…
    در باورم نمیگنجه که روی این صحنه ها عمیقاً کار نشده باشه!

    ببینید! اینکه ما بخواهیم به حق و باطل، نسبی گرایی رو بر همه چیز شمولیت بدیم که دیگه چیزی ازمون نمیمونه.
    شالوده ها ویران میشه.
    اینها همه خبر از توطئه هایی میده که اگه سوزونده نشه، در سال های آینده تاثیر خودشو میذاره.
    مسئولین فرهنگی ما “مسئول”ند…
    اگر نمیتونن، برن کنار، تا کسی که میتونه کار رو دست بگیره.
    اگر نمیدونن، مشاوره بگیرن… وشاورهم فی الأمر…
    خود غربی ها هاج و واج موندن و میگن یا مسئولین فرهنگی ایران نفهمیدن این فیلم چی داره بهشون میگه و یا اونها هم با هم اختلاف عقیده های اساسی دارن!

    امام محمد باقر(ع) فرمود: «یا معشر الشیعه، خاصموا بإنا أنزلنا، تفلحوا»…
    میخواهید بحث کنید، بر مبنای “حضرت فاطمۀ زهرا(س)” بحث کنید که در این صورت پیروزی با شماست. منطق تون شکست نمیخوره.
    و اینا خوب فهمیدن که باید چی رو هدف بگیرن.

    إن شاء الله که این فیلم در راستای فیلم هایی، چون ایمورتالز(Immortals) نباشه.
    در راستای بازی پرنس ۴ نباشه.
    در راستای اون بازی که غول مرحلۀ آخر اسمش فاطیماست نباشه.(اسم بازی رو متوجه نمیشم متاسفانه)
    إن شاء الله در راستای شب نامه هایی نباشه که وهابی ها در دانشگاه پخش میکنن که توش شبهه ایجاد میکنند دربارۀ شهادت حضرت زهرا(س).
    که البته همه این شبهه ها بیشتر به جوک شبیهه.
    همه شون رو میشه با محکم ترین منطق و از منابع خودشون پاسخ داد.

    به هوش باشید!
    جنگ جدید، جنگ نرمه… جنگ فرهنگه… جنگ رسانه هاست…
    میری میشینی تو سینما، واسه توهین هایی که به تو و مقدساتت میکنن نه تنها معترض نمیشی که کف هم میزنی. این جنگیه که داره اتفاق میافته.
    توی سطح نمونید. از بالا ببینید. کلان فکر کنید.

    [پاسخ]

  31. دخترک گفت:

    فکر نمی کردم حذف بشه نظرم…..چه جالب پس هرچی به نفعتون باشه میزارید بمونه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۱:

    من مشکلی با انتشارش نداشتم؛ فقط فکر می‌کردم این مطلبِ طولانی کپی از جای دیگه بوده باشه و نه نظر شخصی شما؛ اما الان که می‌گید نظر شماست؛ قابل احترامه و منتشرش کردم.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: