وکیلانه » » عرق شرم بر پیشانی ره‌بر انقلاب
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
عرق شرم بر پیشانی ره‌بر انقلاب
۱۹ام, اردیبهشت ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۳۳]

«شما چگونه می‌خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت المال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم – مگر حدی که دردسر قضایی درست بکند! – و هر چه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند؟ مگر مردم کورند؟ ایرانیان همیشه جزو هوشیار‌ترین ملت‌ها بوده‌اند؛ امروز هم به برکت انقلاب از هوشیارترین‌هایند؛ از هوشیار‌ها هم هوشیار‌تر. آقایان! مگر مردم نمی‌بینند که ما چگونه زندگی می‌کنیم؟»(+)

«من و شما‌‌ همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکى از شما‌ها معلم بود، یکى دانشجو بود، یکى طلبه بود، یکى منبرى بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگیریم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابان‌ها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آن‌ها فقط ریششان تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافى است؟! نه، ما هم مترفین مى‌شویم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ى شریفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفی‌ها ففسقوا فی‌ها» بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.»(+)

«برادران! من و شما داریم از آن ذخیره مى‌خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند.»(+)

اشرافی گری

«برادران و خواهران عزیز! مواظب باشید آدمهای فاسدی که اسم‌هایشان را شنیده‌اید یا توصیفشان را می‌شنوید، این‌ها از اول که فاسد نبودند؛ یک وقت یک لقمه چرب و نرمی، دهن شیرین کنی ـ دانسته یا ندانسته ـ کسی توی دهن این‌ها گذاشته، به کامشان شیرین آمده، بعد لقمه بعدی و لقمه بعدی را خودشان برداشته‌اند و شده‌اند فاسد. خیلی مراقب باشید. این چندسالی که مشغول خدمتید ـ حالا هر چه هست؛ ده سال است، پانزده سال است، چهارسال است، پنج سال است؛ ـ خیلی از خودتان مراقبت کنید. تقوا یعنی همین؛ یعنی همین مراقبت» (+)

«گاهى از جاهایى گزارشهاى نومیدکننده‌یى مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال مى‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ مى‌گویند که اشکال امنیتى داریم! چه اشکال امنیتى؟! آقایان مسؤول در شوراى امنیت کشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایى دخالت کنم. این چه وضعى است که همین‌طور بى‌حساب و کتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌یى، ده‌ها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه کسى چنین چیزى را گفته است؟» (+)

«گزارش آمده که روحانى عقیدتى، سیاسى در یکى از دستگاه‌ها، خودش ماشین دارد، ولى ماشین دولتى سوار مى‌شود! من نوشتم که حق ندارد این کار را بکند. براى من جواب آمد که این کار رویه است و همه مى‌کنند! این آقا خودش یک ماشین دارد، که براى خودش لازم است؛ یکى هم خانمش دارد و نمى‌شود که خانمش از این ماشین استفاده‌کند! عجب!» (+)

«این‌ها ما را از مردم دور مى‌کند، روحانیون را از مردم دور مى‌کند. روحانیون، به تقوا و ورع و بى‌اعتنایى به دنیا در چشم‌ها شیرین شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنیا، نمى‌شود در چشم‌ها شیرین ماند. مردم رودربایستى ندارند؛ خدا هم با کسى رودربایستى ندارد.» (+)

«من بار‌ها عرض کرده‌ام که خداى متعال در چند جاى قرآن درباره‌ى بنى‌اسرائیل مى‌گوید: «و فضّلناهم على‌العالمین»؛ ما شما را بر همه‌ى مردم دنیا برترى دادیم. همین بنى‌اسرائیلند که باز قرآن درباره‌ى آن‌ها مى‌فرماید: «و ضربت علیهم الذّلّه والمسکنه و باؤا بغضب من‌اللَّه». چرا؟ رفتار خود آن‌ها موجب چنین وضعیتى شد. مگر خدا با من و شما قوم و خویشى دارد؟ مگر خدا با جمهورى اسلامى و با این اسم قوم و خویشى دارد؟ من و شما هستیم که باید معین کنیم این جمهورى، اسلامى است، یا اسلامى نیست؛ این هم در رفتار ماست.» (+)

«شما بدانید که گرایش اشرافیگری، آن چیزی نیست که بشود با قانون و با دادگاه و با بازجویی و با امثال اینها علاجش کرد؛ خیلی سخت‌تر از این حرفهاست. این از جمله مقولاتی است که بایستی فضای عمومی کشور – احساسات مردم، خواست مردم و به تعبیر رساتر، فرهنگ عمومی مردم – آن را دفع کند تا این علاج شود. آن کسانی که به اشرافیگری گرایش دارند و دلشان برای زندگی اشرافی لک می‌زند – یعنی خوردن و پوشیدن و زندگی کردن و مشی کردن به سبک اشراف و دور از زندگی متوسّط مردم – یکی از کارهایی که می‌کنند، این است که این دید و ذهنیت را در مردم به‌وجود آورند که این چیز خوبی است و ارزش است» (+)

پـــ نـــــ
چند لحظه پس از انتشار مطلب، دوستان زیادی به تیتر اشکال گرفتند. اتفاقاً‌ کُل مطلب به دلیل تیتر هست. تذکر اینکه ره‌بر انقلاب در سال ۷۰ به دلیل گزارشاتی مبنی بر استفاده برخی مسولین از ماشین‌های لوکس می‌فرماد: "عرق شرم بر پیشانی آدم می‌نشیند"‌. و ۲۰ سال بعد با وجود اینهمه تاکیدات و دستورات و راه‌کارهای معظم له نه تنها استفاده‌ی مسولی از ماشین لوکس عرق شرم بر پیشانی هیچ‌کس دیگری نمی‌نشاند بلکه انگار مردم هم به سوء استفاده‌ها عادت کرده‌اند، شاید چون عادت داده شده‌اند… با توجه به مشخص بودن گرایش فکری من،‌‌ فکر نمی‌کنم طبیعی باشد کسی از تیتر سوءبرداشت کند.
 



۳۳ دیدگاه برای “عرق شرم بر پیشانی ره‌بر انقلاب”

  1. رضا.د گفت:

    فکر کنم تیتر مناسب نیست

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۲:

    فکر کنم بجز پلاس و فرفر، شما هشتمین کامنت باشی،‌ تو پانوشت توضیح دادم.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳:

    همه حرف در تلخی عنوان است. واقعیت تلخ
    به نظر من عنوان درست ولی تکان دهنده بود.

    [پاسخ]

  2. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    عنوان پست یه جوری بود
    یه هو دلم یه جوری شد. در اسلام اگر انسان بخواهد واقعا کار کند و در مسیر الهی هم کار کند . می شود مظلوم . میشود بند سه وصیت نامه شهید باکری

    یه وقتی یک شب تا صبح بیدار نستم و از نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر یه رونوشت برای خودم نوشتم(مدیر یه جایی بودم تو تهران…. )
    الان هم این پست را با این نگاه که مخاطب آن هستم خواندم و دوباره برگشتم به عنوان
    این دفعه بیشتر یه جوری شدم

    [پاسخ]

    farzande aryayi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۱۶:

    bebin martike,be darak ke delet yejori shod…..bayadam beshe,age vaghan araghe sharm neshest ro pishonish mano hatman khabar kon,mikham bebinam bade 23 sal pare kardan mardom vaghan khejalat keshide????

    [پاسخ]

  3. سلام
    اولین بار متن را توی اتوبوس و با گوشی خواندم
    باور کنید که خیلی دلم میخواست بلند بلند بخوانم تا همه بشنوند
    بخوانم تا بدانند این حصار تبعیضی که گاهی از آن دم می زنند هیچ ربطی به مولای مطهر ما ندارد
    ای کاش میشد این چند ارجاعی که به حرف های رهبری کرده اید در شمارگان زیاد چاپ می کردیم و ….
    ای کاش که عده ای برای راحت طلبی خود از رهبری هزینه نمی کردند
    این را هم ببینید
    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=207358

    ===
    با جمله آخر پ.ن هم کاملا موافقم:) انشاء الله که در مسیری که انتخاب کردید ثابت قدم باشید و دست لطف خدا به همراهتون باشه

    [پاسخ]

  4. محمد علی اصحاب هاشمی گفت:

    مطلب بیست بود.
    به خاطر وقتی هم که واسه جمع آوری صحبت ها گذاشتی خیلی خیلی ممنون.

    [پاسخ]

  5. خوب بود
    از این تذکرها باید دائم به انسان داده شود
    حالا خداییش مسئولین و اشراف وبلاگ تو رو می خونن؟
    ما که هشتمون گرو یازدهه دوازدهه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۳۰:

    وبلاگ من نوعی رو نمی‌خونن، وبلاگ شمای نوعی رو هم نمی‌خونن، وبلاگ او‌ ی نوعی رو هم نمی‌خونن ولی مطمئن باش از اینکه “من” “تو” “او” دغدغه‌شون چنین چیزایی باشه نگران می‌شن و خیلی واسشون بهتره که این چیزا عادی بشن در جامعه :)

    [پاسخ]

    محمد نصرتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۴۶:

    چه شعاری بود :)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۴:

    ما اینیم دیگه :)

    [پاسخ]

  6. بسم الله
    در طول تاریخ در صدر خواص جامعه و حاکمان جامعه چه بزرگ و کوچه همیشه انحراف وجود داشته، انحرافی که در اخر کار به خود لباس حق میگرفت،جالب اینجاست که این خواص تاکیدشان بر قانون بوده و خودشان را سینه چاک قانون مداری میدانستند، ظاهر کارشان را با قانون حفظ میکردند، در واقع قانون را حربه ای میدانستند تا مردم را به جای خود بنشانند وگرنه اگر مردم ادعایی نمیکردند به بی قانونی ترجیح میدادند. در ماجرای عاشورا از شریح حکم گرفتند و بعد اقدام به کشتن حسین علیه السلام کردند، برخورد نظام حاکمیتی با متخلفین هم مهم است، اغماض و چشم پوشی هرگز قابل قبول نیست.اگر یک متخلف انهم در صف خواص جامعه مرتکب خلافی شود و مورد ترحم نظام قرار بگیرد یقینا مردم عادی و کف جامعه جرأت پیدا خواهند کرد.تخلف میشود یک کار عادی،….
    این کلیپ بسیار تامل برانگیز ، رفتار اکثریت مردم بر این نوع و این نگرش است که بسیار جای فکر کردن دارد که حقیقتا ناراحت کننده است.
    http://www.3jokes.com/file-host/download.php?file=77Khorma%20(www.3Jokes.com).wmv

    [پاسخ]

  7. بیچک گفت:

    سلام و خداقوت
    اون مسئول اگر واقعا م س ئ و ل باشه با دیدن این تصویر باید جون بده
    نه اینکه از ترس جونش ماشین مدل و بالا و لوکس استفاده کنه.
    حق مدد

    [پاسخ]

  8. علی گفت:

    «تجربه بم ثابت کرده هرکی به خاطر اعتقاداتش خودش رو بی‌کار کرده یه چیز بهتر گیرش اومده؛ امیدوارم این در مورد منم صادق باشه. نباشه هم مهم نی :) »

    منظورتون کدوم شغله ؟
    شغل وکالت ؟؟؟
    بسیاری از پرونده ها شبهه دار هستند. یه جورایی ممکنه طرف مقابل بیش از آنچه حقش هست آسیب ببینه. شما در این مواقع چه می کنید ؟ استعفا یا دفاع ضعیف از موکل ؟
    لطفا بطور مفصل به این سوال پاسخ بدید.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۸:

    وکالت رو به خاطر “تعزیرات” مجبور شدم رها کنم و “تعزیرات” رو به خاطر یه سری مسائل دیگه. اگر مانع خاصی پیش نیاد انشالله یه چیز کوچیکی در این مورد می‌نویسم و جریانش رو شرح می‌دم. :/

    [پاسخ]

  9. تریبون مستضعفین گفت:

    مطلب ارزشمند شما در تریبون مستضعفین کار شد

    http://www.teribon.ir/archives/103203

    موفق باشید

    [پاسخ]

  10. ساحل گفت:

    هم مطلب عالی بود هم تیتر

    مگه کسی به حرف رهبر دل میده؟! اکثرا به دنبال منافع اند و خدا رو فراموش می کنن!

    [پاسخ]

  11. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    خیلی عالی بود و نورانی.
    یاد ابوذر افتادم ابوذر غفاری…
    این ابوذر؟؟؟
    عاقبت بخیر شوید.
    یا حق

    [پاسخ]

  12. @ آقای صفای بزرگوار
    یک وقتایی مجبورم با جدیت به خودم اون فرمایش شهید مطهری رو که لینکشو گذاشته بودید یادآوری کنم
    الان یکی از اون وقتاس
    :)
    ….
    و البته گاهی هم به کامنتهایی فکر می کنم که هیچ وقت تایید نمیشن

    [پاسخ]

  13. roh گفت:

    سلام
    بعضی وقتا احساس میکنم خیلی تنها شدم
    تو این دنیای بی انتهای نت …تنهام اگر بزرگواری چون شمایی به بنده سر نزنه
    میدونی چند وقته دیگه خبری ازتون نیست
    خوشحال میشم با قدم سبزتون وبلاگ درب و داغون ما رو سرو سامانی بدهید با نظرات زیباتون
    اجرتون با حضرت فاطمه زهرا س
    یا حق

    [پاسخ]

  14. مهاجر گفت:

    سلام

    متن تکان دهنده و در عین حال تلخی بود از شدت حقیقی بودن.
    به قول عشقستان عزیز، همه حرف در تلخی عنوان هست.

    برای ما تلخ است و دردناک که عیش و کیفها را یک عده میبرند، غصه را آقایمان می خورد و بعد یک عده اراجیف باف نااگاه یا مغرض همه خطاها و کسری ها و تعدی های از قانون را به ره بر عزیز ما نسبت می دهند!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۰۹:

    سلام و خیلی خوشحال می‌شم می‌بینم اکثر دوستان منظور اصلی من از قرار دادن این “چکیده‌ها” رو دریافت کردند.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۴:

    یکی از مواردی که مردم ایران را بر علیه رژیم سابق شوراند داستانهای فساد اطرافیان خاندان پهلوی بود .مردم اشارات بسیار به پارتی بازی و فساد داشتند.
    امروز چی می بینیم؟شما نگاه کنید به این که هر کسی می خواهد مسولیتی داشته باشد باید ظاهرا جز یک قشر خاص سیاسی باشد.ظاهرش هم به یک شکل غریب با ظاهر مردم عادی متفاوت باش!!. خیلی عجیبه که پس از انقلاب ناگهان این همه مومن در قشر دولتی پیدا شد !به عبارتی ریس یک اداره اغلب مداحی بلد است!!!!
    فساد از همنجا شروع می شود .یعنی توصیه می شود که فقط ارزشی به کار گمارده شود و این واقعا فساد ایجاد کرده..نمی توان با روشهای قرون وسطی یک کشور را اداره کرد.
    اینکه هر از گاه یکنفر به همه تصیحت کندولی مسولیت نپذیرد.
    مردم مراقب کسانی هستند که به صرف داشتن ریش به جایی رسیده اند و الان خانواده شان از امتییازات مختلف برخوردار است.
    روز بروز مردم بیشتر نا امید می شوند از بر چیده شدن فساد.شما از مردم سوال کنید که چقدر اعتماد دارند جاهایی مانند گمرک یا ادارات مشابه؟
    اینها با سخنرانی درست نمی شود کی گوشش بدهکار است؟هر مسولی وابستگی به جا ها یی دارد و حمایت می شود.
    وقتی فضای امنیتی وجود دارد و حتی یک تصویر از نحوه زندگی مسولین نمایش داده نمی شود فساد پنهان می ماند.شما هم انتقادها زیاد می شود چنین مطالبی را می نویسیدو طبق معمول برخی از دوستان گرام هم نچ نچ می کنند و فردایش همهتان جز کسانی هستید که به نحوی حمایت می شوید.
    در امد نفت صرف خیلی از ریخت و پاشها شد.
    ولی دایما در حال مطالعه نامه های حضرت علی (ع)به مالک اشتر هستید.فقط تبلیغات و عوام فریبی.
    ریس جمهور مظلوم در مشهد بریز به پاش می کند و بری سفرهای خود جشن می گیرد!!!!!!!!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۲۲:

    با “تم” کلی حرفات موافقم. به این لحاظ که به نظرم مشکل اصلی ایران نه برنامه‌ریزی هست، نه بودجه، مشکل اصلی همین فساد‌ها هستن که کار سامان پیدا نمی‌کنه. ولی این فسادی که ازش حرف می‌زنیم خیلی ریشه‌دارتر شده؛ اگر فقط مسولان رده بالا بودن یه حرفی ولی الان نه مسولان میانی که تو مسولان فسقلی یه شهرستان هم فساد پیدا می‌شه. خوب. این مسولانِ مفسد کی هستن؟ اینها همه جزء و بخشی از مردم هستن دیگه. هیچ حکومتی هم کارش به لحاظ اقتصادی ب‌سامان نمی‌شه مگر مردم‌ش ب‌سامان بشن.
    حالا در کنار این؛ دو مورد امیدوار کننده ولی هست، یکی اینکه این فساد “انکار” نمیشه؛ دوم اینکه “اراده” لااقل به ظاهر برای مبارزه با این فساد وجود داره، البته هردوی اینها “کم‌رمق” هستن و اگر “خواست” مردم بخصوص جوانان پشت این دو تا قرار بگیره، می‌شه امید به رفع‌ش داشت. الان نیازه خواستِ عمومی ِ مبارزه با فسادی که اواسط و اواخر دهه‌ی هفتاد وجود داشت، دوباره به وجود بیاد، شاید فرجی بشه

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۶:

    درخواست برای فساد در فرهنگ مردم ایران جای گرفته. کسی که کاری اداری دارد امیدوار است که افرادی را در ان سازمان پیدا کند که فاسد باشدو با خوشحالی از این موضوع صحبت می کند .
    ما غربیها را به واسطه فرهنگشان در روابط فاسد می شماریم ولی انها در برخورد اداری و قانون مثل ما فاسد نیستند.در دولتهایی که لاییک هستند برنامه های ضد فساد وجود دارد.انها می دانند که فساد عامل فقر مردم و عقب مانده گی است.شما کمتر کشوری را سراغ دارید که سیستمش فاسد باشد و مردمش در رفاه باشند.رفاه باعث می شود که مردم حتی در عبادات و دین واقعی پایدارتر باشند.تا زمانی که فضای کشور ما گرفتاری مالی است افراد در سر ایجاد ظاهر دینی بر سر امور دنیوی با هم مسابقه می دهند .ما کسانی را می بینیم که با ایه قران سلام و علیک می کنند.امروز دیگر در تلویزیون کسانی که با کراوات نشان می دهند نماینده ادمهای فاسد و ساواکی نیستند و کم کم باید ظاهری دیگر برای انها درست کرد.

    موضوع مهم قبول مسولیت است.مسولین ما خطوط قرمز بسیار محکمی بنابر داشتن مقام های مذهبی دارند.سازمانهایی مثل صدا و سیما هر کاری که بخواهند بدون اطلاع صاحبان اصلی کشور یعنی مردم انجام می دهند.فساد از اینجا شکل می گیرد.قانون باید خطوط قرمز را بردارد.
    برای این مورد نیاز به فداکاریها و زندان رفتن ها و حتی بیشتر هست.قدرتی که ریشه فساد هست خودش هم بر علیه ان صحبت می کند.
    امروز نماینده های پایتخت با ارقام و اعداد پایین به مجلس راه یافتند.کاهش مشارکت نشانه وجود اعتراضات درون مردم هست.

    [پاسخ]

  15. افق گفت:

    سلام!!
    نه واقعا مگه میشه؟!!
    من برای این متن هیچی ننوشتم؟!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۱۸:

    جدی؟ :/

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۲:

    شفاف سازی لطفا
    ww :mrgreen:
    :دی

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۴۸:

    واقعا خیلی بده! از من بعید بود. اونم برای همچین متنی.

    [پاسخ]

  16. “”اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آن‌ها فقط ریششان تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافى است؟! “”

    این جمله رو که خوندم پیش خودم گفتم ای آقا سِد علی اگه راس میگی کاش یه روزی ناغافل ریشتو از ته بزنی و یه خطابه ترتیب بدی و بگی در اعتراض به همه زد و بند ها و دزدیهایی که تو مملکت میشه و سوء استفاده هایی که مسـئولین میکنن این کار رو کردی و تا ریشه این کارا رو نخشکونی ریش نخواهی گذاشت… ولی یه دفعه یه پتکی محکم میزنه تو سرم که ای ساده لوح…

    [پاسخ]

    محمد حسن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۲:

    دوست عزیز زیاد نگران نباش
    غیر از خود مقام رهبری
    ریش خیلی از مسئولین داره رفته رفته به صفر تقلیل پیدا میکنه

    [پاسخ]

  17. سلام علکیم
    مطلب یادآوری خوبی است و تیتر ظریفانه و عکس مناسب انتخاب شده

    [پاسخ]

  18. راه روشن گفت:

    سلام
    با اجازتون از متنتون توی وبم استفاده کردم . البته همشو!!!!

    بفرمایید چند کلام از رهبری ….نوش جان

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: