وکیلانه » » آهای دختر بالا شهری بگو چرا با ما قهری!!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
آهای دختر بالا شهری بگو چرا با ما قهری!!
۸ام, خرداد ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۷۹]

من نه، اما اطرافیان‌م می‌گویند آدمِ چیز‌نگه‌داری هستم. البته دقیق‌ترش می‌شود اینکه هرچقدر نسبت به نگهداری وسائل مشترک در خانه بی‌تفاوت‌م در نگه‌داری وسائلِ شخصی خودم دقیق‌م. یکی از مهم‌ترینِ این وسائل ماشین‌م هست. به نظرم ماشین وسیله‌ای‌‌ست که وقتی یک‌جایی از آن ایراد پیدا کرد اگر تعمیرش نکنی عین موریانه به همه جای دیگر آن سرایت می‌کند. حتی به نظرم خرابی در وسائلِ تزینی به خرابی موتور هم می‌انجامد. حکمت روزگار!

سه روزی می‌شد که رادیو پخش‌ ماشین ایراد پیدا کرده بود. "وُلوم" کم و زیاد می‌کردی، فرکانس جابجا می‌کرد، فرکانس جابجا می‌کردی "باس" زیاد می‌کرد، "ترک" عوض می‌کردی خاموش می‌شد. بردم‌ش تعمیرکار دستی به سروگوشش بکشد که دو اتفاق جالب افتاد و شد سوژه‌ایی برای نوشتنِ این پست. عرض می‌کنم:

تا من منتظر تعمیر رادیو پخش بودم دو پرایدِ سایپا ۱۳۲ نو مراجعه کردند که هر دو رادیو پخشِ فابریکی نداشتند و می‌خواستند نصب کنند. من هم که بی‌نهایت کنجکاو؛ سرک کشیدم متوجه شدم جای رادیو‌پخش ماشین از طرف کارخانه یک روکشِ پلاستیکی قرار داده شده. اول باورم نمی‌شد. ولی وقتی سوال کردم گفتند ظاهراً به تازگی مبلغی حدودِ ۷۰تومن از قیمتِ خرید کم کرده‌اند و دیگر رادیوپخش نمی‌گذارند، طرف هم مجبور می‌شود حداقل ۱۲۰ تومن همان ۷۰تومنِ کم شده را برود از بازار آزاد بخرد. ماشین نو بدون رادیوپخش واقعاً محشر است، به لحاظ سالِ تولید ملی عرض می‌کنم!

کارِ تعمیرِ ضبط که تمام شد، ۱۰‌تومن به تعمیرکار دادم و رفتم به کارهایم برسم. طبق عادتِ معمول تنظیم کردم روی "رادیو معارف" و خدا رو شکر سخنرانی خوبی بود، در حال و هوای خودم بودم و داشتم گوش می‌دادم و سخنرانی به جای جالب‌ش رسیده بود و منم با تسبیح‌م ذکر می‌گفتم که برای چندین و چندمین بار یک اتفاقِ خوشگل زد توی بساط‌‌م!
نزدیکِ یک پراید مشکی شده بودم و ابتدا با صدای کم و بی‌کیفیت و سپس با صدای عالی و شفاف رادیو پخش ماشین‌م که در حال پخش سخنرانی مذهبی بود زد زیر آواز که: "هی هی هی موشی پ کوشی؟ جردنی یا که شوشی؟ آهای دختر بالا شهری بگو چرا با ما قهری؟، دختر بالا شهری بگو چرا با ما قهری …"
بله! اف‌ام‌پلیرِ حضرتِ پرایدِ جلویی بود‌ که فرکانس‌ش تا روی ماشین من هم می‌آمد. به لحاظِ حریمِ خصوصی حتی در ماشین عرض می‌کنم! چندین ماه می‌شود که از دست این اف‌ام‌پلیر‌ها یک رادیوی خوش از گلوی ما پایین نرفته
:)



۷۹ دیدگاه برای “آهای دختر بالا شهری بگو چرا با ما قهری!!”

  1. سلام علیکم
    عنوان پست رو که خوندم
    اول کمی کله ی مبارک را خوارانده و بعد لبخندی زده با خودم فرمودم: ای دادددددددد دیدی امیر علی هم از دست رفت :P :P :P :P

    [پاسخ]

  2. پست قبلی رو بارها و بار ها خواندم. نظرم نیامد :lol: :lol: :lol: :lol: یعنی خجالت کشیدم نظر بدم
    کاش سیستم خونه درست بود می تونستم برای بابام هم بارها و بارها این پست رو بخونم

    [پاسخ]

  3. راستی اینجا چرا به هم ریخته
    حسینیه به هم ریخته نوبره
    میگن قالب عوض شده
    ولی برای ما که قر و قاطیه والا :cry:

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵:

    به احتمالِ قریب به یقین با مرورگرِ اینترنت اکسپلورِ هستید. اون مرورگر برای وردپرس جواب نمی‌ده و خداییش خیلی دیگه قدیمی شده. امیدوارم این قالب جدید باعث بشه رفقا دست از اون مرورگر بردارن دیگه :))

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰:

    خدایی اش الان ما رو کوبیدید دیگه :mrgreen: :mrgreen:
    خوب من مرور گر های دیگه رو دوست ندارم. دائما هم با این مسئول کامپیوتر ادره سر همین دعوا داریم
    با موزیلا امتحان می کنم خبر می دم

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۳:

    با این یکی بهتره
    ولی هنوزم یه جور بی نظمی داره انگاره
    ببخشید البته

    [پاسخ]

    بیچک پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶:

    حاجی شما باید لِکِ وردپرس رو بهلید
    joomla که خیلی بهتره
    مگه نه؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰:

    نه این رو دیگه مطمئن هستم که ورودپرس بهترین‌هست برای وبلاگ‌نویس لااقل

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۲۰:

    سلام علیکم
    من هم ورد پرس کار کردم هم جوملا به تجربه می گم که وردپرس بهتره.
    قالب آرتیستر هستش؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۲:

    والا دقیق اطلاع ندارم. زحمت قالب رو دوستِ بسیار عزیزم مجتبی‌ پورمحمود کشیدند و حسابی زحمت‌ش دادم که باید ازش متشکر باشم. این وبلاگِ مجتبای عزیزه :
    http://mosbatsms.ir/

    [پاسخ]

  4. بیچک گفت:

    سلام علیکم و رحمه الله

    چقد جالب میشد اگه یکی همون موقع از کنار ماشین شما میگذشت و صدای رادیو هم که بلند و …. حاج آقا هم بعله…:D

    *
    قالب جدیدتون مبارک
    طول میکشه تا بهش عادت کنم
    الان ناخودآگاه هی موس رو میبردم سمت راست صفحه که بایگانی قطره های آسمان رو بخونم :D
    *
    راستی
    این بخش جدید هم که اضافه شده خیلی خوبه => خداقوت
    جالبه که اول از داستان سیستان شروع کردین
    *
    در پناه حق
    یا علی مدد

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۶:

    و علیکم‌الســـلام
    اتفاقاً هم‌ش نگران بودم کسی بگذره و ببینه :))

    [پاسخ]

  5. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    آقای صفا! خیلی خوبه که. بدون اینکه نیاز باشه موزیک گلچین کنید، از انواع و اقسام موسیقی ها مستفید میشید. والا!
    به ما که سیزده بدر امسال خیلی خوش گذشت وقتی توی ماشینمون هیچی پیدا نمیشد و کنار ماشینهای مختلف از نواهای مختلف بهره مند میشدیم. کلی خندیدیم. شما هم بخندید. ببینید ما که ماهی ۳۰۰-۴۰۰ تومن حقوق ماهیانمونه که نبایست دنبال خوشی زندگی باشیم اونایی که سرمایه ۵هزار میلیاری دارند باید کیف کنند. ما ظاهرا حتا توی طبقه بندی اجتماعی راهمون هم نمیدن چه برسه به اینکه جزء طبقات پائین جامعه باشیم. نقدا از اف ام پلیر ماشینهای کناری لذت میبریم.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶:

    اونا فقط می‌تونن برن خرج ماهیانه داشته باشن برای همسران‌شون ۲۵ میلیون تومن!!

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۲۶:

    یادم افتاد به یه خاطره ای : خواهرم ازیه مراجعی پرسید ۱۵هزار تومان خرج چند روز زندگیته
    گفت: دو هفته
    تازه با بچه ی کوچک
    این ساکن یه شهر کوچیک همیشه از یارانه متشکره

    تو اسلام یه چیزی داریم به اسم بیت المال و یه چیزی به اسم خمس و زکات و…..که اگر رعایت بشه حتی پول حلال هم جمع نمیشه که یکی بخواد این طوری خرج کنه

    [پاسخ]

  6. بیچک گفت:

    بعد راستی
    یه چیز دیگه
    میگم خط اول که نوشتین => آدم “چیز نگه داری” هستم
    فکر کنم این چیز نگه دار رو فقط دزفولیها میگن نه؟؟
    :-?
    (شکلک خاروندن چونه)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۷:

    ویلحمه! جدی؟
    دوستان باید بگن این کاربرد کلی داره یا خیر. سوتی دادم :))‌

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۸:

    نه! لطفا اصطلاحات رو به نام نزنید. ما هم میگیم.

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    میگم این قسمت آخرین مطالب کو؟ من نمیبینم یا نیست؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸:

    میاد، رفته جایی یه چیزی بخره، میاد

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹:

    جدی؟ پس بچه پولداره!

    [پاسخ]

  8. amir گفت:

    پیش از ذکر مصیبت باید از قوه قضائیه تشکر کرد که علیرغم تمام فشارهای پیدا و پنهان، در ماه‌های اخیر دو سه دادگاه مهم فساد اقتصادی (از بانک صادرات و ملی گرفته تا بیمه ایران) را با جدیت پیگیری کرده است. پیوند اعتماد و چشم امید بسیاری از مردم وفادار به نظام، به نتایج این قضاوتها دوخته شده است. امید داریم که شاهد خروج سربلند عدالتخانه جمهوری اسلامی از این آزمون باشیم.

    از ابتدای دولت دهم تاکنون نام مدیران متعددی از نزدیکان رئیس دولت به عنوان متهم و حتی محکوم منتشر شده است: از محکومیت محرابیان، وزیر سابق صنایع، بقائی، معاون ریاست جمهوری، جوانفکر، مدیر موسسه ایران و فقیه، رئیس جمعیت هلال احمر گرفته تا پرونده‌های همچنان مفتوحی که برای رحیمی، معاون اول رئیس جمهور، بهبهانی، وزیر سابق راه و پورمحمدی، قائم مقام بانک مرکزی بوده است، البته پرونده پیش از موعد بسته شده ملک‌زاده، رئیس شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را نیز باید به این فهرست افزود. در این میان فردی نیز هست که با وجود شنیده شدن نام او در موارد متعدد (مانند دادگاه هشتم فساد بانکی اخیر) هنوز پرونده‌ای علیه او در جریان نیست: اسفندیار رحیم مشایی.

    این تعداد پرونده‌های جعل یا فساد یا بی‌قانونی توسط مقامات رده‌بالای دولتی در نوع خود کم‌سابقه است (توجه کنید که این پرونده‌ها متفاوت از موارد تخلفات بودجه‌ای است که توسط دیوان محاسبات اعلام می‌شود و البته آن نیز به اذعان رئیس دیوان در این دولت افزایش یافته است). شاید متناظر این سطح از «متهمان دولتی» در دولتهای گذشته، دادگاه غرضی، وزیر اسبق مخابرات و دادگاه کرباسچی، شهردار اسبق تهران باشد و بس.
    در این میان رشد رسانه‌ها و کانال‌های نشر اطلاعات و مطالبه عمومی عدالت را باید از جمله عوامل مبارکی دانست که در سالهای اخیر موجب بهبود پیگیری تخلفات و فسادها شده و در دولتهای گذشته بدین نحو وجود نداشته است. اما در این خصوص تذکر ۲ نکته بجاست:

    • اینکه بیشتر افراد حلقه نزدیک رئیس جمهور (آن هم نه پس از افشای اسناد در پایان دوره ریاست بلکه در همان دوره) محکومیت یا پرونده‌های فساد، جعل یا بی‌قانونی دارند (غیر از جوانفکر که نوع محکومیتش متفاوت است) مساله‌ای تامل برانگیز به نظر می‌رسد. افراد پاکی که شعارهای بزرگی برای فسادستیزی می‌دهند اگر در طول مسیر صداقت و تقوای خود را از دست دهند به راحتی توسط مفسدان بزرگ احاطه خواهند شد. این پایان بیش از آنکه برای دولت مدعی شکستن فسادهای دولتهای پیشین غم‌انگیز باشد، باید برای گروه‌های ارزشی و انقلابی عبرت‌آموز باشد: موفقیت در مبارزه با فساد به حلقه‌ای نیاز دارد که از سویی سازشکار، ظاهرساز و قدرت‌طلب نباشند و از سوی دیگر به دانش و عمق مبارزه سیستماتیک با فساد مجهز باشند. به نظر می‌رسد هر دو رکن فوق در دولت دهم دچار مشکل بوده است.

    • در این میان باید از قوه قضائیه پرسید که هدف از تشکیل پرونده و محکومیت مفسدان و مجرمان چیست؟ اگر غرض، بازداشتن آنها از تداوم جرم، جبران هزینه‌های جامعه و درس‌گیری دیگران است، آیا می‌دانید برخی از این چهره‌ها اکنون چه وضعیتی دارند؟ غیر از ملک‌زاده که به خواست رئیس دولت با حکم عدم پیگیری مواجه شد، دیگران وضعیت درس‌آموز و بازدارنده‌ای ندارند: بقایی همچنان با عنوان معاون اجرایی ریاست جمهوری حکم صادر می‌کند، بهبهانی مدیریت یک مجموعه بزرگ اقتصادی را در دست دارد و حمید پورمحمدی دوباره به جلسات عالی‌رتبه بازگشته است. از سوی دیگر با آنکه آقای ج.الف در دادگاه پرونده بیمه ایران به صراحت از معاون اول رئیس جمهور نام برد و اتهامی نیز در دادگاه فساد بانکی نسبت به آقای مشایی مطرح شد، هنوز اتفاقی در خصوص این دو تن رخ نداده است.

    با این شرایط باید پرسید حتی اگر پرونده‌ای برای معاون اول یا مسئول دفتر رئیس جمهور تشکیل و حکمی هم صادر شود، چه ضمانتی است که حتی پس از صدور حکم به سرنوشت بقایی و بهبهانی و دیگران منجر نشود؟ آیا بدین ترتیب هدف از محکومیت (چه منع تداوم مسئولیت باشد و چه عبرت‌گیری دیگران) حاصل می‌شود؟ آیا قوه قضائیه خود را موظف می‌بیند که خط قرمزهای رئیس جمهور محترم را رعایت کند؟ مگر نه این است که با دیدن مجدد چهره یا شنیدن نام این افراد در مسئولیت‌ها، تمام زحمات و مقاومتهای قوه قضائیه نزد افکار عمومی تباه می‌شود؟ فرض کنید که به هر دلیلی اتهامات سنگین علیه ملک‌زاده یا پورمحمدی و دیگران مسکوت مانده است، کدام عقل و شرعی به دولت محترم مجوز استفاده از چنین متهمانی را می‌دهد؟ حتی اگر ایشان برای خود عصمت یوسفی قائل‌اند باید ابتدا اتهام خیانت را تعیین تکلیف کرده و سپس خزانه‌داری مصر را برعهده بگیرند.

    الغرض، چنانچه در پاس‌داشت خون شهدای سوم خرداد و حفظ ودیعه امام خمینی (ره) صادق هستیم، کمترین کار، مراقبت از آبروی نظام و نسپردن امانات به متهمان است.

    [پاسخ]

  9. ناشناس گفت:

    یه سوال بی ربط:
    ماشینتون چیه؟ ال نوده؟

    ============================
    یه سوال دیگه:
    «آینده از آنِ حزب الله» چرا کوچیک شده؟ قراره یواش یواش حذف بشه؟

    شعر رو هم که خوب حفظ کردید؛ حاج آقا !؟
    ============================

    یه سوال مرتبط :
    اصلاح طلبها هم قبلا حزب اللهی بودن!؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۲۱:

    از رو عکس معلوم نیست؟ یه ۲۰۶ دست‌دوم که یحتمل این روزا باید فروخته بشه، به علت نیاز مالی.
    هیدر وبلاگ به تناسبِ قالب تعیین می‌شه خوب، این‌م دو ستونه‌اس و این اندازه‌ش مناسب‌تره به نظرم.
    من رشته‌ام دبیرستان ادبیات و علوم انسانی بوده، حفظیات‌م درجه یکه!! :)

    سوال آخرم نمی‌دونم چون مصداقی باید گفته بشه، اما به طور کلی هر وقت من می‌گم حزب‌اللهی یعنی در مقابل حزب شیطان نه اون حزب اللهی که در عُرف مطرح هست. حزب اللهی یعنی جامع خوبی‌ها، یعنی انسانِ کاملی که حتی لائیک‌ها هم نمی‌تونن ازش بگذرن…

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۹:

    سوال آخر رو بهتر بود اینجوری طرح میکردم:
    «اصلاح طلبها هم در دوره جوانی مثل شما بودن و با گذر سن، اینطوری شدن؟»
    یعنی ممکنه …..؟!
    ————————————————————
    – مطالبی بر علیه گشت ارشاد…
    – تعصب مذهبی بیجا ….
    – کوچک شدن نام ارزشی وبلاگ …
    – حافظه ی قوی!!!
    ..
    و در آینده:
    – تغییر نام وبلاگ …؟
    – توبه از تسخیر سفارت انگلیس…!
    و ……… و …. و …
    ————————————————————
    ترس من بخاطر اینه که مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۰۷:

    :)))
    من از اونوقتی که خودم رو می‌شناسم همینجوری بودم. مطلب بر علیه گشت ارشاد و بر علیه فیلترینگ و غیره در همون راستای مطلب در دفاع از ره‌بری هست، اساساً اینها جزئی از فکرم بوده، نه اینکه تغییری ایجاد شده باشه،
    حالا شما از روی کوچیک شدن هیدر چنین برداشتی می‌کنید، خوب اون یه چیزی دیگه‌اس…

    [پاسخ]

    بیچک پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۲۵:

    عجب پیشگویی بانمکی :lol:

    [پاسخ]

  10. منتظر گفت:

    بسم الله!
    این رو من نشنیده بودم.
    جا داشت توصیه می فرمودید دوستان تنظیمات اف ام پلیر خود را به گونه ای انجام دهند که با موج های رادیوی معمولی تضادی نداشته باشد.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۲۲:

    فکر می‌کنم علی‌القاعده این “اف‌ام‌پلیر”‌ها باید برای موج‌های کوتاه باشند و یه جور محدودیت هم داشته باشند نه اینکه اینجور راحت مخلِ آزادی دیگران بشن. نمی‌دونم به لحاظِ فنی راهی برای پیشگیری‌ش هست یا نه

    [پاسخ]

    منتظر پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۳:

    اگر روی این شرکت های چینی کنترل داشتیم که هفت روزمان بخیر بود.
    خیلی از تکنولوژیش خوشم اومد بار اول که دیدم.آخر ایده بود.ولی الآن میشه یه معضل.از دیدگاه قاطی شدن حریم شخصی.ولی کلا از اون مشکلاتی هست که با لبخندی حل میشه.
    نسل بعدی با بلوتوثه.اونوقت کامل حل میشه .
    فعلا آهنگ ها قاطیه

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۱۹:

    fm پلیر از فرکانس های بالا دود ۱۰۰ مگاهرتز استفاده می کند.این وسایل اتفاقا با انتن کوچک بردی نسبتا قابل توجه دارند.قابل پیشگیری هم نیستند زیرا هر کدام فرکانسی خا دارند.و شما باید از چین یک پارازیت انداز بخری و ببندی به ماشینت.فکر کن این پارزیت انداز را رژیم سابق در فرکانس بی بی سی در موج متوسط می گذاشت.ان موقع ممکن بود شماهم توسط اگهی استخدام مثل بقیه بری سر کار.پس سراغ پارزیت انداختن نرو!!

    [پاسخ]

  11. بسم الله

    ((جاهلین مدرن))
    زنده به گور کردن دختران اگر چه به سبک و سیاق قدیم منسوخ شده است ولی امروز روشش پیشرفته شده،زنده به گور کردن دختران در این عصر یعنی اینکه اجازه بدهی دخترت مبتذل ترین لباسها و آرایشات را استفاده بکند و در بین گرگهای جامعه بگردد!،

    http://shahidekhoy.blogfa.com/post/58

    [پاسخ]

  12. ۲۴tir.ir فوق العاده است. همیشه همه اطلاعات ایده آل در ایده ها از انگشتان دست من است. با تشکر از شما و نگه دارید تا کار فوق العاده!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۷:

    جل‌الخالق‌ و المخلوق!!
    همه چی دیده بودیم اِلا اسپمرِ لاتین :))

    [پاسخ]

  13. سلام
    فکر کنم رادیو ماشین با وبلاگتون هم ارتباط داشته باشه :lol:
    قالب نو مبارک

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۸:

    آره محمد؛ از کجا فهمیدی؟ :)

    [پاسخ]

  14. آشنا گفت:

    سلام جناب صفا .
    قالب جدید وبلاگ مبارک ، من هم بسیار لذت بردم از قسمت ” لا به لای کتابهایم”
    دست و پنجه تان طلا …
    و ایضا تشکر بابت مطلب زیبای دزفول که انصافا ، به حق بیان کردید …

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۹:

    ممنون، خواهش می‌‌شود :)

    [پاسخ]

  15. سلام
    این الان وضع منه: :mrgreen: :mrgreen:
    و عرض کنم که حالا که اینجوری هم مشمول آهنگ درخواستی میشیم همون بهتر که سوار تاکسی بشیم اصن:)
    دیگه زحمت کلاج و دنده و ترمز رو هم نمی کشیم
    والا

    [پاسخ]

  16. web promotion گفت:

    من از ۲۴tir.ir تحت تاثیر قرار، من باید بهت بگم. واقعا نمی اغلب یک وبلاگ که هر آموزشی و سرگرم کننده روبرو می شوند، و اجازه دهید شما را مطلع کنم، شما باید ناخن بر سر ضربه. مفهوم شما برجسته است، مشکل این است یک چیز است که مردم کافی نیست در حال صحبت کردن هوشمندانه در مورد. من بسیار خوش است که من در سراسر این در به دنبال من چیزی در مورد این تصادفا.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۵۸:

    حالا مگه ول می‌کنه دیگه :))

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۶:

    چقدرم چرند می گه!
    :-)))

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۴۳:

    اینا رو با گوگل ترجمه کرده!؟
    کاش متن اصلی کامنتش رو هم میذاشت!

    [پاسخ]

  17. راستی یه چیزی
    خود برچسب های مطالب هم قابل توجهند ها
    از ما گفتن:)

    [پاسخ]

  18. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    شب ماه رجبیتان بخیر.
    بس خنده رفت.
    ولی به گمان این روزها کمی از دوره ی صداهای ماشینی گذشته چون در اتوبوس و تاکسی هم که هستی صدای آهنگ بغل دستی که مثلا تو گوش خودشه فیضی هم به شما میده.
    یا حق

    [پاسخ]

  19. منتظر گفت:

    این چیه؟ :?: :?: :roll: ww ww ww :!: :!:
    خواننده خارجی ؟

    [پاسخ]

  20. محسن گفت:

    وی افزود: این در حالی است که من دسته چکم را در آستانه انتخابات دور قبلی مجلس شورای اسلامی به آقای «م .ر» داده بودم که در دولت سمتی دارد و قرار بود این فرد با دسته چک من با هر میزان نیاز است به نمایندگان کمک مالی کند.

    به گزارش فارس،‌ «ج ـ الف» افزود: من دسته چکم را با رضایت خودم و بدون فشار و بدون داشتن هیچ گونه چشم‌داشتی به آقای «ر» دادم و خدا رو شکر تاکنون هم نه وامی بر اساس آن دسته چک گرفته‌ام و این در حالی است که کسی هم نمی‌تواند من را مورد بازخواست قرار دهد و چرا دسته چکم را به این فرد داده‌ام.

    متهم افزود: اینکه آقای «ر» چه میزان از حسابم پول برداشته است و به چه کسانی داده است را نمی‌دانم من فقط از سراعتماد دسته چکم را به آقای «ر» دادم و به هیچ عنوان هم از این موضوع ناراحت نیستم من برای رضای خدا و اینکه یک عده بچه بسیجی و ولایت‌مدار بتوانند در انتخابات مجلس پیروز شوند به آنها کمک کردم.

    /////////////////////////////////////////////
    وقتی می بینیم که خیلی ساده ولایتمداری چنین پولهایی را دارد و چنین بی قانونی را می کند و دولت را می بینیم که شعار قلابی می ده و عملا این فسادها در دوران ان ها به وجود امده متوجه می شویم که کشاندن مقدسات به اداره اجتماع خیانت بزرگی بوده در حق همه.مردمی بدون تخصص و فقط بر اساس ظاهر به پست هایی رسیدند. و مردم سالم که قیافه و تیپشان مثل اینها نبود الان دارند نگاه می کنند به این افراد.واقعا باید تاسف خورد. کاش فقط همین بود خیلی سریع فقر تمام جامعه را می گیره و به علت وجود خطوط قرمز خیلی ها دارند می خورند و به ریش این ملت می خندند.چه می شه کرد؟با چی میشه در افتاد؟ فورا اتهام فتنه و ضد مقدسات می خوری.
    اه این مردم از همین فردی که انگشتر به دستش هست و دتده ماشین را گرفته و رادیو معارف گوش می ده تا دنیا را اصلاح کنه !!!!!!!!تا هماهاییکه در رفتند را خواهد گرفت.
    شرکتها و کارخانجات در شرف تعطیلی قرار دارندو مردم بی کارند و کسی از این ولایت مداران هم نمی گه که برای اینده چه وعده ای دارند؟ ایا وضع فعلی هر روز بدتر می شود تا اینکه همه برای کار بروند افغانستان !یا اقای احمدی نژاد با شروع دور دوم برنامه یارانه ای تولید را افزایش و فقر را ریشه کن می کند.یا ریس جمهور بعدی هم می اید یک سری فحش به غربی ها می دهد. مجلس را دیدید؟ دوباره داد عادل می اید!ان یکی می رود و این ولایت مدار می اید.ایکاش به درد زندی مردم میخوردند.خیلی جالبه این ولایت مدارند هر جا که دست می گذارند انجا را گند بر می داره ولی از رو نمی روند.این یکی میره ان یکی میاد گندی جدید بزنه.اصلا کسی کاری نداره که نتایج چی بوده.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۴۸:

    عزیزم شاید زندگی برای تو خلاصه در خور و خواب و شکم و این دنیا باشه، ولی زندگی برای من اینها بعلاوه‌ی اعتقادات هست، من گرسنه هم که باشم، بی‌کارم که باشم که الانم بی‌کارم باز تسبیح به دست می‌گیرم و ذکر می‌گم و چقدر راحت هرچی دل‌ت می‌خواد می‌گی.
    خیلی دوست دارم بدونم چی تو ذهنت می‌گذره که اینقدر راحت هر حرفی رو می‌زنی و آه مردم رو به این و اون واگذار می‌کنی… باور کن خیلی دوست دارم بدونم چی تو ذهنت می‌گذره

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۰۴:

    امثال شما که ادعای دنبال کردن ارزش ها را دارید وکاری می کنید کهاز چند کیلومتری هم مشخص باشه !!! خیلی راحت کار پیدا می کنید و خیلی راحت زندگی می کنید ازدواج می کنید ماشین دارید ال سی دی می خرید مسافرت می ریدو اگر کسی اشاره به زندگی راحت شما کرد ان موقع هزاران تهمت دنبال شکم و خواب و امثال ان را حواله می کنید.مطمن هستید که کار منصفانه ای هست ؟
    توی ذهن من این سوال وجود داره:چرا این شهیدان زنده راه حق و ارزش ها به جای گذران عمر خود به عبادت و جانفشانی برای مردم پا برهنه در شغلهای کلیدی با برخورداری از امتییازات در حال گذران عبادت و مجاهدت هستند ؟شما نگاهی به دادگاههای فساد بکنید.سرتان را کرده اید زیر برف و به کسی توهین می کنید که مثل بیشماری دیگر از شهروندان زندگی سختی دارند به خاطر اینکه حاظر نشدند تسبیح دست بگیرند.این را بخوانید:
    وی در ادامه با اشاره به پرداخت شهریه به طلاب حوزه‌های علمیه خاطرنشان کرد: تاکنون به طلاب در ۳۵۰ حوزه علمیه شهریه پرداخت می‌کردیم و به تازگی به طلاب کشورهای عراق، لبنان، سوریه، آذربایجان، افغانستان و هند نیز شهریه می‌دهیم و همه اینها از لطف خدا است.
    این را یکی از روحانیون برجسته فرمودند.هیچ کسی از مسلمانان ایران مخالفتی با تبلیغ برای دین ندارد ولی ظهور ارزشی که در ان فرد لباس مارکدار ساعت گران موبایل انچنانی اتوموبیل شخصی و غیره دارد و مراقب است که یک جوان ایرانی بی کار که از پدرش بازنشسته اش پول توجیبی می گیره خدای ناکرده دنبال شکم و خواب و غذا نباشه !!!چقدر شما اقای صفا خوبید. من عذر می خواهم. نباید هرچه به فکرم امده را بر زبان می اوردم.الان به خاطر عدم موافقت کاترین و نماینده ایران خیلی از شرکتها در ال تعطیلی هستند.اگر هم کسی داره نان ضعیفی را می خوره (ببخشید که دوباره اسم مزخرف نان را اوردم من ذاتا ادم فاسدی هستم و احتیاج به نان دارم )در هراس از بیکارشدنه.شما صدای این وضعیت را می شنوید یا فقط موسیقی بلندگوی ماشین کناری به گوشتان می رسد!!!
    راستی پدر محترم شما در مورد دریافت یارانه انصراف داده اند؟ یا خود شما ؟

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۰۷:

    من عذر خواهی می کنم/ایا حاضرید پاسخ بدهید چرا مومنان کشور ما برای رضای خدا به مشاغلی که گردش مالی دارند روی اورده اند؟چقدر تو پسر خوبی هستی .

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۱۷:

    چند روز پیش یکی از تلویزیونهای ایرانی لوس انجلسی فیلمهای سالهای ۱۳۴۵ را در ایران نمایش می داد که کارگردانهای روشنفکر ان موقع می ساختند.برایم جالب بود که در تمام انها قهرمان فیلم در یک روستا مثل کاوه اهنگر کار می کند و خان ان منطقه به او ظلم بزرگی می کند.کارگردان مردم را فقیر نشان می دهد.این فیلم ها ان موقع حتما باعث می شد که عده ای به این فکر بیافتند که دولتهای ان موقع باعث فقر مردمند.و مخالفین زیادی حتما به وجود می امد که در نهایت باعث تغییرات کلی شد. امروز شما جز قشری هستید که مشکلی ندارندو اگر هم دغدغه ای هست انهم مبارزه برای عدالت است!!!.به مردمی هم که مشکل دارند این پیام را می دهی که به فکر شکم نباشند.اگر ان موقع فرزند یکی از ان خانها بودی همین را می گفتی؟من می خواهم بدانم در فکر شما چه می گذرد؟

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۱۴:

    متاسفانه شما از اقای صفا انتظار زیادی دارین ایشون هم مثل من و تو هستند و ممکنه ۵ یا ۶ سالی کوچکتر باشند تا بزرگ شن و بتونن واقعیت را ببینند یکم به زمان نیاز دارند در ضمن این بنده خئا یه سایتی باز کرده برای درددل خود بسیجیا حالا ما اپوزیسیون زیاد به اینا گیر ندیم البته من حدس میزنم اینا دوباره فریب سیاستمدارارو بخورن هر چند بعید میدونم مثلا اقا صفا دوباره گول اقا رو بخورن ولی افق خانم حتما دوباره فریب می خورن مثلا سال دیگه دم و دستک بسیجیا فعال میشه برای ستاد انتخابات دکتر بیسجی جانباز جانبر کف قهرمان هسته ای سعید جلیلی اینجاست که دو باره به بریز و بپاش ها به اسم کمک مردمی به ستاد انتخاباتی شروع میشه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۸:

    امیر آقا، اینجا جایی هست برای گفتگو
    هرکس هر حرفی داره که فکر می‌کنه قابل بحث هست می‌تونه مطرح کنه. دیدید که هیچ وقت هم مانعی برای این کار نبودم. ولی برخی حرفها صرفاً مسخره کردنه. یه چیزی نیست که روش بشه حرف زد.
    شما می‌گی گیر می‌دین. ایکاش بجای انگشتر و تسبیح و اینا به اینهمه حرفهای جدی گیر داده بشه تا حق روشن بشه. من کشته مرده‌ی بحثِ منطقی هستم… همیشه هم استقبال می‌کنم از این نوع بحث ها. اگر بحثی هست بسم الله…

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۶:۵۰:

    اقای صفا از اینکه حرف را حداقل تحمل می کنی تفاوتی وجود دارد .موضوع مسخره کردن نیست.دردیست که از بین نمی رود.ما شاهد هستیم جوانانی که ادعای ارزشی بودن را دارند و اغلب توجه بفرمایید اغلب انها اطلاعی از حقایق فقری که ۳۴ سال است دارد پیش می رود ندارند.به نظر شما این مورد خود نوعی کمیک را درست نمی کند؟چرا اینها متوجه نمی شوند که علت از بین رفتن مردم همین چیزهایی است که شما به عنوان ارزش مطرح می کنید؟
    کجای جامعه این رویکرد به ارزشها باعث پایان فساد مالی شده ؟وقتی نشده چرا راه عوض نمی شود ؟
    دلیلش وجود زندگی مرفه خود فرد در ان است.شما می دانید بی کاری و نداشتن پول خرید نان عادی چیست؟ایا چنین فردی حق ندارد اعتراض کند به شما ؟و اگر کرد به او می گویید فکر شکم نباش؟این مسخره کردن نیست؟
    ما داریم می بینیم کسانی که کیفو عینک و لباس مارک دارند و جانشان را برای مسولین هم می دهند!این نوعی کمدی نیست؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۵۹:

    فکر می‌کنم تو این‌همه مدت دیدی باشی که من خیلی صداهای دیگه رو هم شنیدم، از صدای آتنای کنار خیابون گرفته تا صدای اون بی‌مسکن‌ها تا اعتراض به اشرافی‌گری و غیره ولی تو تو ذهنت حک شده که هر کس انگشتر داشت فلان است و بهمان و دلت هم نمی‌خواد این از ذهن‌ت خارج بشه و فکر کنم خیلی برات سخت باشه فهمیدن اینکه می‌شه کسی بی‌کار هم باشه و به مذهب اعتقاد داشته باشه…

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۲:

    احتما نه و قطعا
    چیزی که در ذهن ایشان خطور نمی کند این است که روزی رسان خداست
    کسی که به این اعتقاد دارد می تواند در عین بی کار بودن مذهبی هم باشد
    و البته این را زمانی که من تهران زندگی میکردم با تمام وجودم درک کردم
    خدا همیشه بود با دستهای وسیعش برای روزی
    و در روز های بیکاری ام در تهران که در واقع همان کاری را کردم که شما در تعزیرات
    حتی یک روز هم محتاج نشدم

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۸:

    بعضی ها از بچگی یه سری چیزا رو تو مغزشون فرو می کنن و بذر کینه رو نسبت به بعضی های دیگه تو دلشون قرار می دن.
    بعد بزرگ تر که می شن متاسفانه چندتایی مصداق می بینن و دیگه براشون ملکه می شه که همه اینطورین.
    کار که به اینجا برسه دیگه منطق و عزیزم و اینجوری نیست و … هیچ کارایی نداره.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۰۴:

    من هم فکر می کنم چیزی در مغزتان تمام تفکر را شستشو داده. کدام ارزش را شما پاسداری میکنید؟ چه ارزشی با وجود این همه مجرم که از دل این تظاهرات بیرون امده وجود دارد؟کجای این سوالات مربوط است به الگویی که از بچگی به فرد تحمیل شده؟
    مردم پیشبینی می کردند که وقتی شغل هایی که گردش مالی به افراد مومن سپرده میشود او هم بستگان را بر سر کار می اوردو در راه خدا از ان امکانات سود می برد.و همه انها تظاهراتی از قبیل همین مسایل را دارند.زمانی که مترو را اب برد باید می دیدید در یکی از ایستگاهها ناگهان مثل مور ملخ کسانی پیدایشان شد که چفیه به گردن داشتند و انگشتر درشت داشتند و خوشحال و خندان هیکل درشت را جابجا می کردندو امکاناتی داشتند که تعجب اور بود .کی اینها را استخدام کرده؟ کدام اگهی استخدام وجود داشته .اجازه بدهید بگویم ۸ روز پیش وقتی همکارمان ازمنزل یک مشتری برمی گشت گفت که مشتری بازنشسته پرسیده که شرکت شما استخدام ندارد!!!و پسرش را نشان داده بود که ۶ ماه در خانه نشسته و فارغ التحصیل رشته کامپیوتر بودهو افسرده گی داشت به خاطر پیدا نشدن کارو به دیوار نگاه می کرد و بزور غذا می خورد!دلم سوخت.ولی شما انقدر راحت کار پیدا می کنید انگار این کشور و تمام منابعش متعلق به شماست.و ان موقع کار را رها می کنید زیرا می دانید اینجا سرای شماست.شما مردم را مسخره می کنید یا بنده شما را؟بهتر نیست بگوییم دعوا بر سر لحاف ملاست؟

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۳۴:

    هنوز پروانه تون آزاد نشده؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۴۶:

    نه متاسفانه
    ممنونم که به فکرم هستی رفیق

    [پاسخ]

  21. م.طاهري گفت:

    سلام

    قالب جدید مبارک، قشنگه

    عجب تیتری! قبل از خواندن متن حسابی درگیرم کرد.

    [پاسخ]

  22. مهاجر گفت:

    سلام

    قالب نو مبارک! یعنی خیلی مبارک. بسیار دلنشین شده.

    و اما پست… توفیق اجباری که میگن اینه. حالا میخواد همسایه باشه یا خودرویی در لاین کناری. مهم اینه به فکر ماها هستند:دی

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۵۴:

    سلام و تشکر از شما :)

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۱۰:

    شما ندانسته امکانات خودتان را در این وبلاگ نشان می دهید.این طبیعی است که کسی که دغدغه مالی ندارد پشیند پشت کیبورد و بگوید شکر می کنم و از ارزشهایی که افظ زندگی من است حمایت می کنم. لیوان چای را می نوشی و تسیی می اندازی. و راجب تنها مشکل فرهنگی ما موسیقی مبتذل قلم می زنی !!ایا حاضری راجب جوانانی بنویسی که چفیه بر گردن نمی اندازندپس راه به جایی هم ندارند؟این ها مگر ارزش نیست؟تلویزیون را نگاه کن ببین کارشناسان دعوت شده انگشتر به دستشان نیست؟اینها می خواهند چه چیزی را به مغز مردم وارد کنند که در این ۳۴ سال نشده ؟اینکه شما فاسد ها یی را که جرمشان بر ملا می شود بلافاصله از بدنه ارزشها جدا می کنید کار خوبیست ولی نظر مردم عوض نمی شود.

    [پاسخ]

  23. شاهد گفت:

    سلام
    در وبلاگ شاهد اقدام به برگزاری مسابقه وبلاگ نویسی با عنوان “شیخ مرتضی انصاری دزفولی” کردم . از دوستان همشهری و غیر همشهری انتظار شرکت در مسابقه (هرچند با پستی کوتاه) و انتشار ان را دارم .
    و من الله توفیق
    http://mkz61.parsiblog.com/Posts/573/

    [پاسخ]

  24. مهاجر گفت:

    انصافاً سعید جلیلی زده تو خال!

    خدا حفظ و مؤیدش کنه!
    *******************************
    از قالب جدید بسی تشکر میشه که یکی در میون رنگ زمینه کامنتها رو عوض میکنه که به چشمهای ما کمکی کرده باشه و البته باز هم تشکر بابت درشتتر کردن سایز فونتها موقع درج دیدگاه:دی

    [پاسخ]

  25. شیلّر گفت:

    سلام آقای صفا.روز خوش
    قالب قشنگی انتخاب کردین.و چه قسمت جالبی به سایت اضافه شده ؛اونم معرفی کتاب.
    یه سوال؟
    دوستان هم میتونند تو اون قسمت کتاب های خوبی رو که خوندند؛به بقیه معرفی کنند؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۴:

    سلام
    چه پیشنهادِ خوبی. بسیار هم عالی. من از همین الان منتظر هستم دوستان نوت‌‌نوشته‌های گزیده از کتاب‌های مورد علاقه‌شون رو بفرستن که قرار بدیم. موضوع‌ش هم اصلاً مهم نیست. می‌تونه هرچی باشه.
    فقط کوتاه‌ باشه، به نام کتاب‌ صفحه و نویسنده اشاره بشه، و یه عکس از جلد هم باشه که برای مطلب قرار بگیره.
    خیلی ممنونم از این پیشنهاد خوبِ شما و قابل توجه همه دوستان

    [پاسخ]

  26. معترض گفت:

    بازی “شلیک به مرتد” در فارس نیوز
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910309000759

    [پاسخ]

  27. محسن گفت:

    اقای فدایی هر کسی مسول افکار خودش هست.شما میبینید که در غرب بر اساس فرهنگ خود ازاد زندگی می کنندگروهی پوشش دارند و گروهی ازاد ترند.اگر بپذیریم که انسان دست برداشته از اخلاقیات غلط است و اگر اینطور این بود الان باید لخت مادر زاد در خیابان راه می رفتند.
    در ایران برخورد باعث بدتر شدن اوضاع شده است.ولی بهتر نیست قبل از شمشیر کشیدن برای این افراد عدالت اقتصادی را برقرار کنیم؟تبعیضات را از بین ببریم؟مردم را متقاعد کنیم که در پناه حمایت ارزشها هستید؟

    [پاسخ]

  28. سارا گفت:

    سلام قولا من رب رّحیم
    از همین جا خدمت همه دوستانی که مدتهای زیادی است بهشون سلام نکردم عرض سلام و وقت بخیر دارم
    و باید بگم تو این مدت به یاد همه تون بودم و دعاگوتون نیز …
    واما جناب صاحبخونه محترم!
    قالب نو مبارک ، گرچه من قالب قبلی رو خیلی بیشتر دوست داشتم و برام دل نشین تر بود اما خوب به قول دوستان کم کم عادت میکنیم به تغییر …
    متن جالب بود و انصافا انتخاب تیترتون! خیلی خوبه
    متاسفانه نه فقط تو ماشین که این روزا آدم تو اتاق خودش هم حریم شخصی نداره چند بار پیش اومده وقتی تو اتاق خودم به رادیو گوش میدادم ماشینهایی که از تو کوچه رد میشدن از آهنگهای گوش خراش و به خیال خودشون گوش نوازشون!!! بنده رو مستفیذ کردن… اولین بار جا خوردم رادیو قرآن اونم صبح علی الطلوع تو اتاق !!!….
    معرفی کتاب هم خیلی کار جالبیه ، انشااله اگه حضورم تداوم داشته باشه که خیلی بعید میدونم مشارکت میکنم
    فعلا با اجازه ، طبق معمول باید به بخش برسم
    حق نگهدار همه دوستان و التماس دعا

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۱۴:

    سلام و خوشحال شدم از مشاهده دوباره اسم شما :دی

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲:

    سلام سارای عزیز
    چقدر خوشحال شدم از دیدنت. خوش اومدی.
    امیدوارم این دفعه موندگار باشی و باز تنهامون نذاری.
    :wink:

    [پاسخ]

  29. amir گفت:

    حکایتی در ظهور احمدی نژاد

    احمد بن عبدالله خجستانی را پرسیدند که تو مردی خر بنده {خرک چی } بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به بادغیس در خجستان روزی دیوان خنظله باد غیسی همی خواندم. بدین دو بیت رسیدم:

    مهتری گر به کام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی

    یا بزرگی و عزت و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی

    داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجهه در آن حالت اندر بودم راضی نتوانستم بود، خران را فروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت کردم و به خدمت علی بن اللیث شدم…. علی بن اللیث مرا …. به خراسان به شحنه گی اقطاعات فرمود، و من از آن لشکر سواری صد به راه کرده بودم و سواری بیست از خود داشتم…. چون به کروخ رسیدم فرمان عرضه کردم، آنچه به من رسید تفرقه لشکر کردم و به لشکر دادم، سوار من سیصد شد. چون به خواف رسیدم و فرمان عرضه کردم خواجگان خواف تمکین نکردند و گفتند ما را شحنه ای باید با ده تن، رای من بر آن جمله قرار گرفت که دست از طاعت صفاریان باز داشتم و خواف را غارت کردم…. به بیهق در آمدم، دو هزار سوار بر من جمع شد، بیامدم و نیشابور را گرفتم و کار من بالا گرفت و ترقی همی کرد تا جمله خراسان خویشتن را مستخلص گردانیدم… احمد بن عبدالله به درجه ای رسید که به نیشابور یک شب سیصد هزار دینار و پانصد سر اسب و هزار جامه بخشید و امروز از ملوک قاهره یکی اوست.

    تاریخ بیهقی

    این حکایت در مورد مردی است که سالیان بسیار دور می زیست از هیچ به همه چیز رسید و بسیار حکمرانی کرد.

    او در روزگار جوانی و کودکی خویشتن را ریاضتها کرد چون زور آزمودن و سنگ گران برداشتن و کشتی گرفتن و چاپلوسی کردن و در گوش دیگران موس موس کردن، همیشه به فضل الاهی خلق خویش را به راستی و درستی و ترک رذایل دعوت می کرد همچنان در عبادت کردن سرآمد روزگار خویش بود یک سجده وی را بیست دقیقه تخمین زده اند یکی از بزرگان احمد بن صالح رضی الله عنه اندر کرامات وی گفت: بسیار سخت می زیست بر پیشانی اش جای سجده گاه به وضوح نمایان بود لبخند بر لبانش همیشه جاری بود کسی او را ترش روی ندیده و بسیار مهربان ورئوف بود چنانکه اگر سائلی برایش رقیمه (نامه)همی می فرستاد و سیمی درخواست می کرد مضایقه نمی فرمود با ستمگران سر ناسازگاری بسیار داشت و همه دنیا را دشمن بالفعل یا بالقوه خویش و مردمش می دانست و بسیار از این مسئله سود می جست بسیار رقی القلب بود. رکابداران وی گفته اند: هنگامی که می خواست پای افزار در پای کند برایش ردیف می شد خود را حامی مستضعفان می نامید از همین جهت فقرا وسائلین و مستضعفان و رعیت گردش را گرفتند آنان فضائل بسیاری برایش قایل بودند او را مردی زکی الخلق زکی النفس رضی الخلق می نامیدند. به زودی آنچنان معروف شد که حتی از خلیفه نیز پیشی گرفت البته او پای خود از گلیمش درازتر نکرد هر از چند گاهی در انظار عموم دست خلیفه می بوسید گویند خلیفه او را همچون فرزند خود دوست می داشت حتی گفته اند او را بر وزیر اعظم و دست راستش برتری می داد با همه این کرامات در واقع اومردی کینه توزبود مخالفان را به شدت سرکوب می کرد گفته اند هنگامی که قدرت به دست گرفت یکی از هم بازیان بچگی را به علت نامعلومی سربرید وقتی که اوضاع دیار خویش را کمی سرو سامان داد ادعا کرد که تمام راهزانان را یکجا نابود خواهد کرد و دست نامردان را از بیت المال قطع خواهد نمود اما هیچ یک از آن وعده ها عملی نشد با این حال برای اینکه همچنان بر سر قدرت بماند هر از چند گاهی سرو صدایی مبنی دستگیری چند راهزن به راه می انداخت در تاریخ طبری آمده عده ای از مردم، بعضی از نزدیکان او را درحال راهزنی و غارت اموال مردم بیگناه دیده اند اما کسی جرات ابراز آنچه دیده نداشت جوینی در تاریخ جهانگشا گفته: احمد بن عبدالله خجستانی مردی خرکچی بود که به حکمرانی رسید به خواص خود هدایای زیادی عطا می فرمود آنچه در بیت المال داشت به اطرافیان و چاپلوسان خود تفریق می کرد با این کارش دشمنان زیادی برای خود تراشید عده زیادی از مردم به خونش تشنه بودند زیرا در زمان حکمرانی وی همه چیز از هم پاشید آنچه از صنعت و تولید باقی مانده بود یک اسم بیشتر نبود غربیان و شرقیان از هر سو استقلال و عزت سرزمین را به یغما و تاراج می بردند با این حال خود اعتقاد داشت که ظرف چهار سال طومار اقتصاد دنیا را در هم خواهد پیچید عقلای زیادی او را پند همی دادند که با مردم مدارا کن پای از گلیم خود دارز تر مکن اما او گوش بدان واعظان نمی داد خبرگان زمانش عزلت نشین و دانشمندان در حال کوچ، نخبه گان در بند هرچه بدو پند می دادند افاقه نمی کرد از این رو لابه پیش خلیفه بردند او نیز نصیحتی کرد و پندی داد در عین حال فرمان داد تا اختیارات بیشتری بر وی دهند غافل از آنکه انچه می کند اتشی است که بر خرمن خویش می زند.

    تاریخ نویسان گفته اند کارهایش بالاخره صبر سوز شد، یک روز مردم در خانه اش ریختند و طومارش در هم پیچیدند او را در حالی که خفته بود خفه کردند.

    این حکایت مردی است که از خربنده گی به زعامت امور رسید اما این نعمت که از سادگی توده و زیرکی اش به او هدیه شده بود قدر ندانست خداوند نیز تا ابد با او همراهی نکرد و عاقبتش همانطور شد که باید می شد.

    [پاسخ]

  30. افق گفت:

    http://rajanews.com/detail.asp?id=127953
    سلام
    فقط کاش به جای این عکس جک استراو اون یکی عکس معروفش رو گذاشته بود.
    همیشه به کشورم مباهات داشتم. گاهی از دست دولت مردانش خودم رو زدم چون اونا دم دستم نبودن که لهشون کنم، گاهی هم به شعور و قدرت و فهم و شجاعت و شهامت و درک دقیق زمان و مکانشون افتخارداشتم و همیشه دعاگوشون بودم.
    در این بین خیلی هم خوشحالم که چشم عده ای داره در میاد. مهم اینه که دل مادرها و پدرهای شهدا شاد بشه.

    [پاسخ]

  31. م.رضوی گفت:

    سلام
    قالب نو مبارک:)

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۰:

    متشکرم؛ :)

    [پاسخ]

  32. ن.خ گفت:

    سلام و عرض ادب
    ولادت امام جواد(ع) و امام علی (ع) رو تبریک میگم خدمت شما و دوستان بزرگوارم
    قالب نو مبارک هر چند هنوز برایم حال و هوای قالب قبلی را ندارد.
    از همه ی دوستانی که در این مدت پیگیر حالم بودند و نبودند متشکرم.
    (ببخشید تریبون عمومی تر از اینجا پیدا نکردم برای تشکر)

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: