وکیلانه » » امسال 14 خرداد به قاهره نگاه کنید
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
امسال ۱۴ خرداد به قاهره نگاه کنید
۱۴ام, خرداد ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۰۴]

اولین تصورم از امام خمینی بسیار بد بود. کودکی چند‌ساله بودم که تنها ذهنیتم از امام به یک تصویر و این‌که بتوانم از روی عکس‌ش بشناسم‌ش و بدانم به این می‌گویند امام خمینی خلاصه می‌شد. تصویر و عکسی که هر گاه روی صفحه‌ی تلوزیون نقش می‌بست باید شاهد گریه‌ی پدرم می‌بودم؛ و چه چیز در این دنیا سخت‌تر از این‌که یک پسربچه شاهد گریه‌ی پدرش باشد؟

هیچ‌وقت اشک بابا را ندیده بودم بجز اوقاتی که تصویر امام از تلوزیون پخش می‌شد؛ آنقدر هم بچه بودم که نمی‌فهمیدم چند سال بیشتر نیست امام رحلت کرده و اشک پدرم، اشکِ دلتنگی‌ست. تنها چیزی که می‌فهمیدم این بود: "وای باز تلوزیون این مرد رو نشون داد و بابا الان گریه می‌کنه."

بعدها ذهنیت و برداشتم از امام کم‌کم بیشتر شد‌ و متوجه شدم که خمینی فقط یک "مرد" نیست بلکه خمینی "یک سبکِ زندگی" است. یک سبک از زندگی که جوانانِ فراوانی هم‌چون پدرم وقتی آن‌را یافتند، حاضر شدند از تمام خوشی‌ها و لذت‌های جوانی دست برکشند. حتی خمینی فقط یک مسلمان نیست، بلکه "یک سبکِ مسلمانی" است. نوعی مسلمانی که بعد از شهادت امام سومِ شیعیان قرار بود دیگر از این نوع مسلمان‌های خطرناک پیدا نشود!

خمینی فقط یک آخوند هم نبود، بلکه نوعی روحانی بود که در پی تحقق "اسلامِ شیرین و با افتخار" تلاش می‌کرد. اسلامی که کامِ بسیاری از جوانانِ دیروز از جمله پدرِ من تشنه‌ی آن بودند. اسلامِ غرور آفرین.

رحلت امام خمینی

ظهورِ امام خمینی با آن نوع تفکرات، تمام معادلاتِ دنیا را تحت تاثیر قرار داد و این واقعیتی است مورد اتفاقِ نظرِ موافقان و مخالفان. اصلاً اغراق نیست که بگوییم "آقا‌ روح‌الله" یک نقطه‌ی عطف در تاریخِ بشریت بود و شاید بسیار هم‌چون امام خمینی بوده‌اند که در تاریخ تاثیر گذاشته‌اند اما بعد از مرگ‌شان رفته رفته تاثیراتشان کم‌رنگ شده، اما امام خمینی تاثیرش فقط به دلیل شخصیت‌ش نبود، بلکه به علت "تفکرات‌ش" بود!  و همین باعث شد خمینی همچنان در زمان سیال باشد.

حالا امسال به نظرم با توجه به حوادثِ کشورهای  جهان و موج بیداری اسلامی، بسیار به‌جاست که به جایگاه "ره‌بر" بودن امام بیشتر توجه کنیم. مثلآً به مصر نگاه کنیم که با گذشت بیش از یک‌سال از انقلاب و این‌همه هزینه، همچنان درجا می‌زند. در این بیش از یک‌سال هر وقت به حوادث مصر دقت کردم، نیاز فوری به یک خمینی را با تمام وجود احساس می‌کردم. نیاز به یک راه‌بر. راه‌بری که خطرات را گوشزد کند، راه‌بری که نگهبان باشد، راه‌بری که در مواقع ضروری بتواند همه‌ی نیروهای انقلاب را بسیج کند.
من انقلاب ۵۷ را ندیده‌ام اما هر وقت به مصر نگاه می‌کنم، شکر گذار خدا می‌شوم که انقلابِ پدران‌مان یک "خمینی‌" داشت. 



۱۰۴ دیدگاه برای “امسال ۱۴ خرداد به قاهره نگاه کنید”

  1. رضا.د گفت:

    این اسلام شیرین تعبیر جالبی بود

    [پاسخ]

  2. ول کن ببینم چی میگه؟ گفت:

    اتفاقا من هم دیروز وقتی احکام صادر شده در مصر رو می شنیدم با خودم گفتم واقعا مصر چه شانسی آورده که فرد کینه توز و خونخواری مثل خمینی نصیبش نشده وگرنه در این یک سال همان حمام خونی که در ایران سال پنجاه و هشت به راه افتاد جاری بود.
    آقای خمینی هیچ ایده ای متعالی نداشت حتی به پای سید جمال الدین اسدآبادی هم نمی رسید چه برسد به افرادی مانند تاثیرگذاری مانند گاندی و مارکس و لنین.
    خمینی چیزی جز یک انبار نفرت و خونریزی نبود.
    خوشبختانه بهار عربی اسیر افراد رادیکال و خونریزی مثل خمینی نیست وگرنه این بهار چنان خونین بود که در تاریخ ثبت میشد همون طور که انقلاب ایران با خون هایی که ریخت تا ابد سرافکنده خواهد بود.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳:

    خوب خوشبختانه شواهد نشون میده که نه مردم مصر مثل تو فکر می کنن نه مردم ایران :)

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعيل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۱:

    به ول کن ببینم…
    مدتی قبل در تهران با خانواده ای زندگی میکردم که از انقلاب تجربه متفاوتی داشتند از آنچه ومی گویی

    ما جرا از آنجا شروع شد که از اعظم سادات پرسیدم : چرا مبل های کهنه رو دور نمی ریزی که هم جاتون باز بشه هم…. گفتم سالی یک بار حاج مهدی میاد خونمون
    چه ربطی داره؟
    حاج مهدی نمی تونه رو زمین بشیه در اثر شکنجه ساواک

    من این حاج مهدی رو از نزدیک ندیدم ولی تو تلویزیون یک بار دیدمش وقتی از شکنجه ها می گفت

    و البته اعظم سادات برام گفت که جنین ۶ ماهه اش رو هم با لگد ساواک توی شکم زنش از دست داده

    اگه به اینا شکنجه نمیگن تو مرام تو چی میگن؟

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۵۶:

    صفای عزیز من هم جای پدر شما بودم گریه می کردم.برای ایشان بد نشده و بهتر هم شده. من هم بودم زار زار می گریستم !!!شما هم که کپی او شده اید و البته تا قسمتی می خواهی نشان دهی که خیر مستقلی!!!

    [پاسخ]

    احمدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۴:۵۰:

    البته همه مردم که مثل هم فکرنمی کنند

    [پاسخ]

    رضا.د پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۷:

    @ول کن ببینم چی مگه؟
    برو یه خورده تاریخ بخون عزیزم. انقلاب ایران یکی از مسالمت آمیز ترین انقلابات قرن بیست و یکم بوده. انقلاب ها معمولاً به انقلاب سرخ معروف هستند اما انقلاب ایران یک انقلاب سفید بود. یک انقلاب کاملاً دمکراتیک, نمونه متعالی شده چیزی که الان معروف شده به انقلاب مخملی و براندازی نرم!
    حالا چند نفر خونریز و جلادی که تو زندان های شاه فقط یکی از وسائل شکنجه شون آپلو!!! بوده باید اعدام انقلابی می شدن.
    اگر تو دلت به حال قاتلان میدان ژاله و مردم ورامین و تبریز و قم و اهواز و مشهد می سوزه اون یه چیز دیگه است.
    به شما توصیه میکنم یه سر برید موزه عبرت رو ببینید.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۰:

    @ رضا.د
    مثل دیروز که ما داشتیم میرفتیم تشییع شهدا یکی برگشته به من میگه داری میری تشییع شهدای کهریزک؟! منم گفتم نه! دارم میرم تشییع شهدایی که همونایی که الان دلشون برای ۳ نفرکشته کهریزک میسوزه کشتنشون. آب هم توی دلشون تکون نخورد. همونایی که ۸ سال زمین این مملکت رو شخم زدن و به هیچ جنبده ای از آدم و غیر آدم رحم نکردن، حالا شدن دایه مهربونتر از مادر!! آدم باید خیلی ساده لوح باشه مشت چدنی توی دستکش مخملی رو باور کنه.
    نقل همین قضیه است آقا رضا.
    اینا کلا دلشون به حال قاتل جماعت میسوزه. موزه عبرت و تاریخ خوندن فایده نداره. راحت تر اینه که بشینن ببینن بعضیا چی میگن اینا هم همونا رو تکرار کنن.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۶:

    به نظر من که الزامی نداره همه مثل هم فکر کنن
    هر جامعه ای اساسا به همه جور طرز فکری احتیاج داره: )
    اما هرکس خودش باید هزینه انتخاب خودش رو بپردازه
    انهایی که حقیقتی رو انکار می کنن عادت کردن به زندگی در تاریکی و این تاریکی اولین نتیجه ش ندیدنه:) ندیدن بدیهیات،
    معلوم نیست اگر به موزه عبرت هم برن چی ببینن
    گاهی حقیقت مقلوب هم باعث گمراهی میشه…

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعيل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۲:

    و البته کتاب خاطرات عزت شاهی رو هم بی طرف بخوانید

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۵۸:

    بله من موافقم کاملا دمکراتیک بود!فقط عده ای اعدام شدند و مابقی فرار کردند و هنوز هم شهروندان در حال فراراز این حرکت دمکراتیک هستند.شما چگونه برداشت می کنی؟قضاوت را به چه شکا انجام می دهی؟به روش اخبار دا و سیما؟

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۶:

    نه اون چیزی که دیدم
    خودم دیدم
    مردی که به دلیل شکنجه بعد از گذشت ۳۰ سال هنوز نمتونه بشینه
    زنی که با لگد به شکمش بچه اش رو سقط کرده

    مردم شام به ائمه بد می گفتن اونا روجنگ طلب و …..میدونستن و ….. چون هیچوقت اونا رو ندیده بودن بر اساس شنیده ها قضاوت می کردن… اما دا حکایت دیده هاست البته اگر انصاف داشته باشد آدم

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۳۲:

    دوست عزیز عشقستان نمی دونم ایا اینا رو هم تابحال شنیدی :
    شنیدی پارسال که لاله سحابی را هم با لگد کشتن اونوقت کجا بودی
    زهرا کاظمی را ، مرتضوی ۵ سال قبل با کوبیدن مداوم کفش پاشنه بلند زنانه به سرش کشت کجا بودی تو
    همپالکی هات توی دانشگاه تهران سال ۷۸ چه جنایتی را رقم زدن و در سال ۸۸ توی همون دانشگاه چه جنایت فاجعه بارتر را رقم زدن؟ لینک گزارششو بخون:
    http://p5x.co/7629

    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=54565

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۰:

    ایا میدونی پرستو و داریوش فروهر را با چه حالت فجیعی کشتند؟
    ایا میدونی خلخالی وقتی با محافظش پشت چراغ قرمز ایستاده بود تا قبل از سبز شدن چراغ میاد پایین میره کنار خیابون یه پسر بچه ۱۴ ساله را با اسلحه میکشه و اعدام انقلابی میکنه ؟؟؟ میدونی بهمین سادگی؟
    حتما فیلم اعترافات همسر سعید امامی رو دیدی؟؟ ندیدی؟اگه ندیدی باید خیلی په په باشی البته ببخشیدها
    دوست مومن من پشت سر هر کسی که یه پست و مقام و یه ارتباطی با این رزیم داره نماز نخون خطرالدنیا و خسرالاخره میشی

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۵:

    البته یه لیست بلند بالایی هست خودت در موردش تحقیق کن چون برای رسیدن به وضعیت مرگ اونا نیاز به تشکیل کمیته حقیقت یاب می باشد:
    قربانیانی که پروندهٔ قتل ایشان توسط دادگاه‌های ایران پیگیری شد و بعضاً به صدور حکم علیه مقامات وزارت اطلاعات انجامید: [۴۵]
    پروانه اسکندری

    داریوش فروهر
    پروانه اسکندری
    محمد مختاری
    محمد جعفر پوینده
    حسین برازنده
    احمد تفضلی
    احمد میرعلایی
    حمید حاجی‌زاده و پسر ۹ ساله‌اش «کارون»
    غفار حسینی
    ابراهیم زال‌زاده
    کاظم سامی
    هایک هوسپیان مهر
    مهدی دیباج

    قربانیان عملیات میکونوس که پروندهٔ ایشان در دادگاه‌های آلمان پیگیری و به صدور حکم علیه مقامات وقت ایران منجر شد:

    صادق شرفکندی [۴۶]
    فتاح عبدلی
    همایون اردلان
    نوری دهکردی [۴۷]

    برخی دیگر از افرادی که ادعا شده از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای بوده‌اند:

    مجید شریف[۴۸]
    پیروز دوانی [۴۸][۴۹] [۱]
    فریدون فرخزاد [۵۰]
    رضا مظلومان [۵۱]
    مظفر بقائی [۵۲]
    عبدالرحمن قاسملو [۵۳]
    فاطمه قائم مقامی [۵۴]
    علی اکبر سعیدی سیرجانی [۵۵]
    سیامک سنجری [۵۶]
    حمید حاجی زاده
    معصومه مصدق
    دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سیداحمد خمینی
    سید احمد خمینی
    ملامحمد ربیعی
    فاروق فرساد
    شاپور بختیار
    حسین سرشار
    احمد میرعلائی
    شمس الدین امیر علائی
    محمدتقی زهتابی
    جواد صفار
    محمود طالقانی
    فخرالسادات برقعی
    بمب‌گذاری در حرم امام رضا که به کشته شدن ۲۶ نفر منجر شد
    فرزین مقصودلو به همراه خواهرزاده اش شبنم حسینی

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۹:

    http://karoun.mihanblog.com/
    یکی از مقتولین قتل های زنجیره ای

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۲۰:

    یا خدا!
    این ویکی پدیا این چیزا رو از کجا میاره؟!
    با کفش پاشنه بلند!! آخه عقل هم خوب چیزیه. خدایا بهره مند ساز عده ای را! آمین..
    این همسایه عمو بزرگه منم همون سالا مردا. نکنه جزء همین قتل متلهای زنجیره ای بوده. برم اسمش رو توی ویکی پدیا اضافه کنم.
    خدا خیر بده به این سایتای خیلی قابل استناد! من تا حالا نمی دونستم بمب گذاری حرم امام رضا هم در پی قتلهای زنجیره ای بوده.

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۷:

    جهت اطلاع:
    ١- دکتر کاظم سامی، دبیرکل جاما در ۳۰ آبان ۶۸ در تهران بدست ماموران امنیتی در محل کار خویش و در برابر چشمان همسرش با ضربات چاقو به قتل رسید. (قابل توجه است محمود احمدی‌‌نژاد به مدت دو روز به عنوان مظنون در این پرونده در بازداشت به سر برد و پس از آن بدون برگزاری دادگاه آزاد شد.)

    ۲- دکتر تقی تفتی، همسر و دو فرزندش (سال۷۲) در خیابان پاسداران و در منزل مسکونی خود کشته شدند.

    ۳- علی اکبر سیرجانی (آذر ۷۳) نویسنده معروف و خالق ضحاک ماردوش در ۲۲ اسفند ۱۳۷۲ خورشیدی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و در ۶ آذر ۷۳ در زندان اطلاعات (توحید) توسط شیاف پتاسیم به قتل رسید.

    ۴- شمس‌الدین امیرعلایی (مرداد ۷۳) همکار زنده‌یاد دکترمحمد مصدق و نخستین سفیر جمهوری اسلامی پس از انقلاب در فرانسه و از رهبران جبهه ملی ایران در اثر یک تصادف مشکوک به قتل رسید.

    ۵ و ۶- کشیش دیباج و کشیش میکائیلیان (مرداد ۷۳) پس از ربوده شدن به قتل رسیدند و جنازه قطعه قطعه شده آنها که در یک فریزر نگهداری می‌شد بعدها کشف شد. با ترتیب دادن یک نمایش امنیتی سه دختر عضو سازمان مجاهدین خلق مسئول این قتل‌ها اعلام شد!

    ۷- محمدتقی زهتابی (دی ۷۷) مورخ و زبان‌شناس.

    ۸- معصومه مصدق (پاییز ۷۷) نوه دکتر مصدق، قاتلان در خانه وی دست‌هایش را بسته و شکنجه‌اش دادند. سپس پارچه‌ای به حلق او فروکرده و او را به قتل رساندند. چمدان وی و مدارک شخصی دکتر مصدق پس از قتل وی ناپدید شد.

    ۹- زهره ایزدی (۷۳) از دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران بود. وی به علت دگراندیشی به قتل رسید.

    ۱۱- احمد میرعلایی (آبان ۷۴) در دوم آبان از منزل خارج شد و دیگر بازنگشت. جسد وی در یکی از کوچه‌های شهر اصفهان کشف شد.

    ۱۲- اشرف‌السادات برقعی (اسفند۷۴) در خانه خود در قم به قتل رسید.

    ۱۳ و ۱۴- مولوی عبدالملک ملازاده و مولوی جمشیدزهی (سال ۷۴) هر دو سنی مذهب و از متفکران اهل سنت بودند که در کراچی پاکستان کشته شدند. مولوی عبدالملک پیش از قتل در ایران زندانی بود.

    ۱۵ و ۱۶- ماموستا فاروق فرساد و ماموستا محمد ربیعی (سال ۷۴) هر دو سنی مذهب بودند. محمد ربیعی امام جمعه کرمانشاه بود که با تزریق آمپول هوا کشته شد. فاروق فرساد نیز در تبعیدگاه خود به همان روش به قتل رسید.

    ۱۷- دکتر احمد صیاد (بهمن ۷۴) از متفکران اهل سنت، پس از بازگشت از سفر در فرودگاه بندرعباس توسط دو تن دستگیر و چند روز بعد جسد وی در فلکه میناب این شهر کشف شد.

    ۱۸- دکتر عبدالعزیز مجد (۷۵) استاد دانشگاه زاهدان از پیروان مذهب تسنن بود. وی پس از سخنرانی انتقادی از مجموعه تلویزیونی امام علی ربوده شد. خودروی او در کنار اطلاعات استان و جنازه او در زاهدان کشف شد.

    ۱۹ تا ۲۴- جواد سنا (شهریور ۷۵)، جلال متین (مهر ۷۵)، زهرا افتخاری (آذر ۷۵)، سید محمود میدانی به همراه دو تن دیگر (فروردین ۷۶) همگی ساکن مشهد بودند و پس از خارج شدن از محل کار یا منزل به قتل رسیدند.

    ۲۵- کشیش محمد باقر یوسفی (روان‌بخش) (مهر ۷۵) در ساری به قتل رسید.

    ۲۶- غفار حسینی (آبان ۷۵) در آپارتمان خود در تهران کشته شد.

    ۲۷- سیامک سنجری (آبان ۷۵) وی در ۱۳ آبان در ۲۸ سالگی و در آستانه ازدواجش کشته شد.

    ۲۸- دکتر احمد تفضلی (دی ۷۵) محقق، نویسنده و استاد دانشگاه بود. وی در ۲۴ دی ماه در راه خانه ناپدید شد. جنازه وی همان شب در کنار اتومبیلش کشف شد. جمجمه‌اش شکسته و استخوان‌های پا و دستش از جا درآورده شده بود. وی پیگیر پرونده ترور “رضا مظلومان” بود.

    ۲۹ و ۳۰- منوچهر صانعی و فیروزه کلانتری (بهمن ۷۵). صانعی کارمندی که بر روی اسناد بنیاد مستضعفان کار می‌کرد به همراه همسرش در ۲۸ بهمن ربوده شدند.

    ۳۱- ابراهیم زال‌زاده (اسفند ۷۵) نویسنده و روزنامه‌نگار و ناشر در ۵ اسفند ماه ربوده شد و در فروردین ۷۶ به قتل رسید. سینه و پشت او را با ۱۵ ضربه چاقو پاره کرده بودند.

    ۳۲ و ۳۳- فرزینه مقصودلو و خواهرزاده‌اش شبنم حسینی (آبان ۷۵) با ضربات چاقو کشته شدند.

    ۳۴- پیروز دوانی (شهریور ۷۷) نویسنده و فعال سیاسی، هنوز اثری از وی به دست نیامده ولی دادگاه رسیدگی به پرونده قتل‌های زنجیره‌ای نام وی را نیز در پرونده ثبت کرده است.

    ۳۵ و ۳۶- حمید حاجی‌زاده و کارون پسر ۹ ساله‌اش در (شهریور ۷۷) وی در سی و یکم شهریور در سن ۴۷ سالگی به خاطر اشعار ملی که می‌سرود در حالی که پسرش را در آغوش داشت با ۲۷ ضربه چاقو به قتل رسید. به کارون نیز ۱۵ ضربه کارد وارد شده بود.

    ۳۷ و ۳۸- داریوش و پروانه فروهر (اول آذر ۷۷) دبیرکل حزب ملت ایران. این زوج فعال سیاسی ۱۸ و ۲۵ ضربه چاقو در منزل خود به قتل رسیدند. لوازم شخصی و مدارک آنان توسط وزارت اطلاعات برده شد.

    ۳۹- محمد مختاری (آذر ۷۷) شاعر و نویسنده از فعالان کانون نویسندگان، پس از ربوده شدن با طناب خفه شد.

    ۴۰- محمد جعفر پوینده (آذر ۷۷) مترجم و از فعالان کانون نویسندگان مانند محمد مختاری به قتل رسید.

    ۴۱- احمد میرین صیاد (دی ۷۷) استاد دانشگاه.

    ۴۲- حسین شاه‌جمالی (مرداد ۷۳) وی یک مسلمان مسیحی شده بود.

    ۴۳- کشیش هاپیک هوسپیان (مرداد ۷۲) در کرج به قتل رسید.

    ۴۴- شیخ محمد ضیایی (دی ۷۷) امام جمعه بندرعباس.

    ۴۵- دکتر جمشید پرتوی (دی ۷۷) متخصص بیماری‌های قلبی و پزشک احمد خمینی بود. او در منزل خود در همسایگی منزل رییس جمهور به قتل رسید.

    ۴۶ و ۴۷- جواد امامی و سونیا آل‌یاسین (دی ۷۷)

    ۴۸ و ۴۹- مهندس کریم جلی و فاطمه امامی (دی ۷۷)

    ۵۰- فاطمه قائم مقامی سرمهماندار هواپیما (زمستان ۷۶)

    ۵۱- دکتر فلاح یزدی (زمستان ۷۷) پزشک آیت‌الله منتظری که در جلوی چشمان فرزندش به قتل رسید.

    ۵۲- سعید قیدی از پرسنل نیروی هوایی، جنازه او که با ۳۰ ضربه چاقو به قتل رسیده بود در سعادت آباد پیدا شد.

    ۵۳- حسین سرشار خواننده ایرانی به جرم خواندن تحریک‌آمیز “ای ایران ای مرز پرگهر” و دوستی با سعیدی سیرجانی دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت، به طوری که حافظه خود را از دست داد. وی را در آبادان رها کرده و در تصادفی ساختگی به قتل رسید.

    ۵۴- خسرو بشارتی (پاییز ۶۹) جنازه وی در شهر کن کشف شد. او با شلیک گلوله‌ای به مغزش به قتل رسیده بود.

    ۵۵- مهندس حسین برازنده (دی۷۳) پس از ترک جلسه قرآن در تاریخ ۱۲ دی ماه در شهر مشهد ربوده شد. جنازه وی سه روز بعد در خیابان فلسطین مشهد کشف شد.

    [پاسخ]

    amiroo پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵:

    افق خانم شاید از دست ما در جهت احقاق حقوق این مظلومان کاری بر نیاید اما ما نباید کاری کنیم تا در ریختن خون بناحق ریخته اینها شریک باشیم دنیا و اخرت خود را نباید بواسطه حمایت تعصب امیز به مشتی جانی دزد و خیانتکار از بین ببریم

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۰:

    من متشکرم که شما اصلا از دزدها و جانی ها و البته خیانتکارها حمایت نمی کنید.
    خیلی خویه که شما برای احقاق حقوق این مظلومان، چنین آرشیوی جمع آوری می کنید. برای شما دعا می کنم در این راه خطیر موفق باشید. آمین!

    [پاسخ]

  3. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام
    خمینی یک سبک زندگی است.
    در خمینی باید ذوب شد که او در اسلام ذوب شده است.
    خمینی سالکی در میدان نبرد.
    و من چه می فهمم خمینی کیست!
    یا حق

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۵۰:

    اگر در خمینی ذوب شده بودی باید می فهمیدی که این مرد هر چه که بود ولی اجازه دخالت در انتخابات را به کسی نمی داد.ولی در نبود او گرفتار شدیم.به نحوی که دای اقای رفسنجانی در امد.ان موقع ذوب شدن در پیر جماران برایت شد مقابله با اقای رفسنجانی !!

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۹:

    ببخشید اگر اجازه انتخاب نمی داد بنی صدر رو کی انتخاب کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یادمه اون موقع بین بابا و داداشم خیلی بحث بین انتخاب بنی صدر و رقباش
    و یادمه داداشم بهش رای داد
    کسی هم جلوشو نگرفت نه بابام نه خیمنی و نه هیچ کس دیگه ای
    اتفاقا داداش کوچیکم هم برای اولین بار اسفند امسال رای داد
    با نظر خودش
    از مدتی قبلش هم کلی این در و اون در میزد برای شناخت ماندیدا ها

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۷:

    خودت فهمیدی چی گفتی؟

    [پاسخ]

  4. سلام
    خیلی تعابیر زیبایی به کار بردید
    خمینی یک سبک زندگی است…سبک مسلمانی است
    اسلام شیرین
    بی تعارف و اغراق لذت بردم از این متن
    انشاء الله که در همین سبک زندگی خمینی وار سربلند باشید و باشیم

    [پاسخ]

  5. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    من انقلاب ۵۷ را ندیده‌ام اما هر وقت به مصر نگاه می‌کنم، شکر گذار خدا می‌شوم که انقلابِ پدران‌مان یک “خمینی‌” داشت.
    خیلی جامع بود این جمله.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۰۰:

    انقلاب توسط شرکت گروه های مختلف پیروز شد.و پس از پیروزی روحانیون که قرار بود در سیاست دخالت نکنند همه را کنار زدند و در تمام مراکز مستقر شدند.البته مخالفت با روحانیون عزیز نیست بلکه نتایج ورود مبلغان مذهبی را امروز به سیاست و اداره جامعه می بینیم.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۱:

    دین مجمو عه ای از تعالیم و رفتار شخصی نیست
    قران پر از احکام جمعی و دستورات جمعی است
    دعاهای نماز همه اش با صیغه ی جمع است
    یعنی فرد در مقابل جمع مسئول است و کسی که در خانه بنشیند و فقط عبادت کند نمی تواند مسئول باشد

    [پاسخ]

  6. افق گفت:

    مستند “یک نکته از هزاران” هم جالبه. الان داشت خاطره آقای کیومرث صابری از ملاقات با امام رو نشون میداد. خیلی جالب بود. یا نکته در مورد دانشگاه و جدا کردن دختر و پسر و مخالفت حضرت امام. یا دیدار با ورزشکاران. یا نظرات در مورد هنر. نظراتشون در مورد سینما. نظراتشون در مورد مردم. واقعا امام انسان کامل و نکته سنج و زمان آگاهی بودند. هر چیزی توی زندگی ایشون جایگاه خودش رو داشته و حتا یک لحظه عمر ایشون بی برنامه و به بطالت نگذشته.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعيل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۰:

    نمی دونم چرا هر چی نشستم مصاحبه منو نذاشت
    واقعا که
    بی سلیقه ها

    کلی ترکونده بودیم ها حیف شد

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۰۲:

    شما دیده ایدکه موقع ورود به ایران در مورد احساس خود چه فرمودند؟ان موقع بود که مردم متوجه شدند ایشان فرد متفاوتی هستند.

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۴۹:

    افق فکر کنم شما خانم باشید پس بذارین چندتا نکته را براتون روشن کنم:
    مبنای حرکت و اعتراضات خمینی از مخالفت با شاه در رای دادن به زنها و همینطور مبارزه با اصلاحات ارضی بود یعنی مبنای مبارزه خمینی مبارزه با زن ها و همینطور زمیندار شدن قشر مستضعف جامعه بود با توجه به نتایج فعلی هم می توان گفت خمینی به اهدافش رسید و این دو قشر را به بدترین روز و روزگار کشانید قشر مستضعف که روزگارشان واویلاست و خانم ها که دیگه نگو و نپرس

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۵۷:

    :mrgreen: :mrgreen:
    افق جان
    وقتی دندان شکسته ت از این جواب خوب شد بیا لطفا چند خطی مرقوم کن
    والا :mrgreen:
    ===
    آدم میمونه در میزان سطحی بودن بعضی حرف ها///کمی از آکبندی دربیاد بعضی چیزا اشکالی نداره ها!!!

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۶:

    گریه ام گرفت.
    نمی دونستم اینقدر بدبختیم.
    گولمون زدن.
    ww

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۷:

    @ amir
    مبنای انقلاب اسلامی ما رای دادن یا رای ندادن به زنها و اصلاحات ارضی نبود. اما مبنایی که بر اساس اون انقلاب شکل گرفت، نتیجه ای مثل آزادگی زنها و مسائلی مثل ارجحیت رسیدگی به مستضعفان نسبت به مرفهین رو در بر داشت.
    جناب امیر، میتونید منظورتون رو از “خانم ها که دیگه نگو و نپرس” واضح تر بفرمایید؟
    و نکته دوم اینکه من قبول دارم افرادی در جامعه هستند که درآمد کم و مخارج بالا زندگی رو براشون سخت کرده. اما شما به این نکته هم دقت کنید که همین مردمی که تحت فشار مادی زیادی هستند، از حامیان پر و پاقرص انقلاب و اسلام هستند. البته این دلیل خوبی نیست برای کم کاری مسئولین در پاره ای نقاط. اما دلیل خوبی هم نیست برای تخطئه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام و نتیجه گیری برای اینکه انقلاب به اهدافش نرسید.
    من فکر می کنم کسانی که چنین برداشتی دارند بالذات انقلاب و اهدافش رو نشناختند. به همین دلیل چنین برداشتی دارند.
    ما معتقدیم که انقلاب ما در مسیر اهدافش در حرکته و تلاش و همدلی زیادی لازمه برای به ثمر رسیدنش.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۸:

    اگر سخنان شما در چهار سال اول انقلاب بود حق داشتید.الان این مسول می ره ان یکی می اید.ولی مردم در یک شیب قابل تشخیص به کام فقر فرو می روند .
    وقتی فقر مستقر می شه این زنان و کودکان هستند لطمه می خورند.
    ایا فساد فعلی و فقر اقتصادی نشانه راه غلط نبوده پس از ۳۴ سال؟کدام اندیشه مردم سالاری است که از ان به این اندازه فساد بیرون می اید؟
    چرا با نمی توانید خوب و بد را تشخیص دهید؟معنی زندگی را ابتدا برای یک شهروند عادی تعریف کنید.و بعد ببینیم درخواست و حقوق این شهروند چیست؟سپس فضای کنونی را بر اساس ان تحلیل کنیم.و قطب نما دستمان بگیریم و ببینیم که همان اهداف انقلاب در این چهار چوب امروز مورد توجه است؟یا شما از دید منافع شخصی اعلام می کنید راه درست است؟

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۱:

    ببینید شاه اولین کسی بود که در خاورمیانه برای زنان حق رای قائل شد در انزمان خمینی از این حرکت شاه براشفت .از نظر وی زنان قابل احترام می بودند و پیشرفت زنان ما بیشتر از هر کسی به همین قانونی که شاه تصویب نمود مدیون است چون اگر این قانون را جا نمی انداخت و اگر برایتان شناسنامه صاد نمی کرد بعید میدانم که خمینی در این راه برایتان پیش قدم میشد.
    برخلاف تحلیل های مخالفین شاه، اولین کسی که اقدام به رفع فقر نمود شاه بود انقلابیون پس از انقلاب با در دست گرفتن جدید ترین برنامه های شاه برای عمران و سازندگی با وقاحت آن برنامه ها را بنام خود نمودند(جهاد سازندگی)
    برنامه های شاه عبارت بودند از:(اصول انقلاب سفید)
    اصل اول – اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی
    اصل دوم – ملی کردن جنگل‌ها و مراتع
    اصل سوم – فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی
    اصل چهارم – سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها
    اصل پنجم – اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان
    اصل ششم -ایجاد سپاه دانش
    اصل هفتم – ایجاد سپاه بهداشت
    اصل هشتم – ایجاد سپاه ترویج و آبادانی
    اصل نهم – ایجاد خانه‌های انصاف و شوراهای داوری
    اصل دهم – ملی کردن آب‌های کشور
    اصل یازدهم – نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج و آبادانی
    اصل دوازدهم – انقلاب اداری وانقلاب آموزشی
    اصل سیزدهم – فروش سهام به کارگران واحدهای بزرگ صنعتی یا قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی
    اصل چهاردهم – مبارزه با تورم و گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان
    اصل پانزدهم – تحصیلات رایگان و اجباری
    اصل شانزدهم – تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیه رایگان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران
    اصل هفدهم – پوشش بیمه‌های اجتماعی برای همه ایرانیان
    اصل هیجدهم – مبارزه با معاملات سوداگرانه زمین‌ها واموال غیرمنقول
    اصل نوزدهم – مبارزه با فساد، رشوه‌گرفتن و رشوه‌دادن

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۳:

    اصل پنجم – اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان

    بر اساس ماده ۱۰ قانون انتخابات پیش از انقلاب شاه و مردم، زنان در ردیف دیوانگان و ورشکستگان به تقصیر و گدایان و محکومین دادگستری بودند و از هر گونه حقوق سیاسی محروم بودند. اصل چهارم به همراهی زنجیره‌ای از اصلاحات که به آزادی زنان ایران شناخته شد با کشف حجاب در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با فرمان رضا شاه آغاز شد . رضا شاه در این روز همراه با ملکه پهلوی و دو دخترش شمس و اشرف بدون حجاب به دانشسرای تربیت معلم می‌روند. پس از آن در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ قانون انتخابات عوض شد و یکی از دست آوردهای آن شرکت زنان در انتخابات در شرایط حقوقی مساوی با مردان بود. زنان چون مردان توانستند در تعیین سرنوشت خودشان برای نخستین بار نقش مهمی بازی کنند و حق رای دادن و حق انتخاب شدن به دست آورند. در پی حق انتخابات ۲۷ فروردین ۱۳۴۲ قانون حمایت خانواده تصویب شد. این قانون طلاق یک طرفه را لغو می‌کند، به چند همسری به سختی پروانه می دهد و زن‌ها حق درخواست طلاق می‌گیرند. برای سرپرستی کودک نیز مادر به حساب می‌آید، کودک پس از طلاق یا درگذشت پدر به مادر سپرده می‌شود. دست‌آوردهای دیگری نیز در قوانین انتخابات و تدوین قانون به وجود آمد وآن تشکیل انجمن‌های استان و شهرستان، انجمن‌های شهر و ده و قانون نظام صنفی و ایجاد شوراهای آموزش و بهداری که مستقیم یا غیر مستقیم حاصل شد

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۵:

    @ amir
    به بنده اجازه بدید نپذیرم حرف شما رو مبنی بر اینکه اگر شاه شناسنامه برای بانوان صادر نمی کرد امام این کار را انجام نمیدادن. اول اینکه من آینه زمان طاغوت رو، کشورهای پادشاهی و عربی منطقه می بینم که زنان حق هیچ اقدام اجتماعی رو ندارند. با توجه به فلسفه حجاب که بیانگر حضور اجتماعی زنان هست و امام مجری تام و کامل دستورات اسلام در ایران بودند و با توجه به جایگاه زن در اسلام، پذیرش این مساله برای من ممکن نیست. ضمن اینکه اگر زندگی شخصی امام رو هم بررسی کنیم، نامه ایشون به همسرشون بزرگترین جواب به این شبهه است. جایگاه زن در زندگی ره بر فقید انقلاب کاملا روشنه. کما اینکه فعل انجام نشده، ملاک قضاوت نیست. اگر امام اینطور که شما میگید فکر میکردند براشون کاری نداشت اجرای اهدافشون. همونطور که بعضی از بانوانی که در جریان انقلاب نقش داشتند و بعد با قانونی شدن حجاب مشکل داشتند، بارها اعتراض کردند اما چون مبنا رضایت پروردگار بود و اجرای اصول اسلام، قانون تصویب و اجرا شد. در سایر موارد هم اگر نظر امام چیزی غیر از آنچه اجرا شده می بود، تغییر می کرد. شما رجوع کنید به سخنان امام در مورد بانوان. نظراتشون صریح، روشن و مشخصه. اما و اگر و شاید عده ای نمی تونه ملاک قضاوت در مورد ره بر کبیر انقلاب ایران باشه.

    بر فرض که در زمان شاه چنین قانونی تصویب شد. آیا اجرا هم شد؟ زاغه نشینان و چادر نشینان و حلبی آبادها چیز دیگه ای رو میگه. جمعیت عظیم بی سواد به ویژه در قشر بانوان، چیزی غیر از این رو میگه. ثروتهای انباشته دربار و وابستگان به دربار که هنوز هم به واسطه اون ثروت دارن امرار معاش میکنن و بر علیه همین مردم استفاده میکنن چیزی غیر از این رو میگه. شما مقایسه کنید اموال اندوخته شاه رو با اموال امام در زمان وفاتشون. خیلی روشنه.
    ممکنه کسی حرف قشنگی رو بگه. اما باید دید چطور عمل میکنه. بر فرض که انقلابیون برنامه های شاه رو اجرا کرده باشند، آیا اشتباه کردن؟ جهاد سازندگی غلط بود؟ (این با قبول پیش فرض شماست که انقلابیون طرحهای شاه رو اجرا کردند که بنده قبول ندارم. اما بر اساس اون پیش فرض سوالم رو مطرح کردم)
    شما رجوع کنید به قراردادهایی که هر بار یک قسمتی از خاک ایران رو به کشورهای دیگه بخشید. شما رجوع کنید به ملی شدن صنعت نفت که در پاسخ به چه قراردادی بود. اینها گوشه ای از خیانتهای پهلوی و قاچار و صفویه است.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱:

    من اینجا یه جواب بلند بالا نوشتم. کو؟! ارسال شد که!

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۶:

    :)
    واقعا کو؟؟ کجاست؟
    شفاف سازی لطفا

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۵۸:

    :دی

    [پاسخ]

  7. عشقستان اسماعيل گفت:

    خمینی یک مرد نیست

    یک سبک زندگی است
    آفرین این همه ی حقیقت خمینی است

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۳:

    جمله ..خمینی یک مرد نیست

    یک سبک زندگی است

    نمی تواند بیانگر وی باشد.این جمله انقدر بزرگ نیست!حتی هنرپیشه ها هم بیانگر یک سبک زندگی هستند و ممکن است افراد عادی هم همین باشند. اقای صفا لطف کنید ادبیات بهتری استفاده کنید.خیلی ها معتقدند افرادی مانند شما و یا پدرانتان امروز زیاد رعایت شخصیت ایشان را نمی کنند.
    از دید بنده مرحوم امام به دلیل امانتداری در رای مردم بدون توجه به سلیقه خود یک فرد مترقی و فهمیده بود. او با این روش نظر همه را جلب می کرد.
    من واقعا نشنیدم در مورد ایشان انتقاد های خاص بین عامه مردم باشد.اغلب احترام است.و این مدیون نظر ایشان به کلمه مقدس مردم است.در چهره او نشانه ای از غرور دیده نمی شد و این بر گرفته از بنده گی او بود به خداوند .ببینید مسولین درجه ۴ فعلی وقتی صحبت می کنند اهسته و با سرعت کم و سرد کلمات را بر زبان می اورند.

    [پاسخ]

  8. عشقستان اسماعيل گفت:

    من هم اون روز رو به یاد دارم. خوش به حالت که کوچولو بودی

    من وقتی کلاس پنجم بودم برای امام نامه نوشته بودم.
    اون روز امتحان مثلثات داشتم

    قبل از آقای حیاتی
    خبر رو همسایه مون که مادر شهیده داد
    خیلی سخت بود
    هنوز هم یاد آوری اش سخته
    پدرتون حق داشتن و حق دارن
    اما بهای ان اشکها تربیت شماست
    خمینی هنوز هم جریان داره

    نه به عنوان یک انسان
    بلکه به عنوان سبک زندگی

    [پاسخ]

  9. منتظر گفت:

    ایشان یک مرد،یک رهبر و یک روانشناس بزرگ بود.
    شخصیت ایشان بسیار تاثیرگذار بود
    ایشان خدمتی بزرگ به اسلام کرد

    این نکته ها را حتی متعصب ترین مخالفین ایشان نمی تونن انکار کنن.

    [پاسخ]

  10. سلام و شب همگی بخیر
    عید همگی مبارک
    :)

    [پاسخ]

    منتظر پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۹:

    تشکر به نیابت از همه

    [پاسخ]

  11. معترض گفت:

    به نظرم با دیدن شرایط امروز مصر جا برای امیدواری به اینکه بعد ۳۰ سال وضع آنها بهتر از امروز ما باشد بیشتر است تا نگرانی از در جا زدن.
    در ایران اعدام های فله ای و دادگاه های انقلابی که تنها چیزی که درش پیدا نمی شد قانون و عدالت بود ایده آل های آن همه جوان انقلابی را تبدیل به جامعه ای پر از فساد کرد که مخالف درش امنیت ندارد.

    حالا شاید مصر با این راهی که پیش گرفته بتواند از این انگلی که همه انقلاب ها را تهدید میکند جان سالم به در برد.

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۲:

    یعنی تحلیل سطحی تر و مسخره تر از این ندیده بودیم تا حالا.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸:

    تحلیل کاملا درست است به جای مسخره خواندن پاسخ دهید.مثلا بگویید خیر ما فساد نداریم!مخالف در جامعه ما امنیت دارد!هر کسی فرزندش لیاقت داشته باشه به هر منصبی می رسه!در جامعه ما افراد طلبکار وجود ندارد!فراقانونی با چهره خشن و ترسناک نداریم!کسی را نداریم که به خاطر باباش و ظاهرش شغل داشته باشه!مردم را به خاطر سلیقه متفاوت فتنه نمی خوانیم و انگ نمی زنیم!قوق متهمین رعایت می شه!این ها را بگویید نه اینکه یه رف بی معنی بزنید!ببخشید به جز این نمی شه چیزی گفت.

    [پاسخ]

  12. ناشناس گفت:

    آقای صفا! شما چند سالتونه؟

    شما چند سالتونه که چند سال بعد از رحلت امام، تازه با عکس امام آشنا شدید؟

    تصورم این بود که شما متولد اواخر دهه ۵۰ هستید و شواهد(!) حاکی از آنست که حداقل در سال ۶۳ یا ۶۴ در این دنیا بوده اید، اما آنچه نوشتید شامل متولدین اواخر دهه ۶۰ میشود!؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۱۹:

    ناشناس جان! سن من تاپ سکرته ولی تو همین حوالیه‌ که تصورت بوده :)

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۵:

    :)

    [پاسخ]

  13. ناشناس گفت:

    من فکر می کنم فقط بر اینکه انقلاب مصر باید یک خمینی داشته باشد کافی نیست موارد زیر را هم لازم دارد:
    یک میلیون گنجشکک اشی مشی(جوانان و نوجوانان)
    چندتا فراش باشی(محسن رضایی و رفیق دوست)
    چندتا قصاب باشی(خلخالی و لاجوردی )
    چندتا اشپز باشی(رفسنجانی و خ و …)
    یه نفر هم حاکم باشی(بهتر است خدعه(با فتح ع و ه) بلد یاشد))

    [پاسخ]

  14. ناشناس گفت:

    گنجشکک اشی مشی

    لب بوم ما مشین

    بارون میاد خیس میشی

    برف میاد گوله میشی

    میفتی تو حوض نقاشی

    کی میگیره فراش باشی

    کی میکشه قصاب باشی

    کی میپزه آشپزباشی

    کی میخوره حکیم(حاکم)باشی

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۳:

    یه توپ دارم قلقلیه
    میزنم زمین
    هوا میره
    نمیدونی تااااااااا کجا میره
    من این توپ رو نداشتم
    مشقامو خوب نوشتم
    بابام به من عیدی داد
    یه توپ قلقلی داد.
    توپ: پسر همسایه اونوری خونه خالم اینا!!
    قلقلی: یک نوع ماهی آکواریومی نارنجی رنگ گوشتخوار!!
    هوا: مخالف زمین
    زمین: مخالف هوا
    تاااااااااااا: یعنی خیلی خیلی خیلی. هر چی تعداد ا بیشتر یعنی خیلی تر!
    بابام: پسر مادربزرگ پسرعموی دخترعموم
    مشقام: از دهقان فداکار تا سر حسنک کجایی سه مرتبه. حرف “ج” با مداد گلی نوشته شود.

    [پاسخ]

  15. آشنا گفت:

    سلام
    عیدتون مبارک …. روزتون هم مبارک

    [پاسخ]

  16. محسن گفت:

    هرگاه حرکتی درست و سنجیده باشد نتایج ان هم درست استو می توان بر اساس ان هر اتفاقی را تحلیل کرد. ایا ما اینگونه هستیم؟یا مورد حمله فاسدها قرار گرفته ایم؟و دروغ بی داد می کند؟

    [پاسخ]

  17. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا
    بعد از چند هفته سر زدم
    اولا عیدتون مبارک
    ثانیا ایام البیض مبارک
    ثالثا تغییرات جدید در سایت مبارک
    رابعا متنتون عالی بود از هر حیث
    خامسا تو این ایام التماس دعا

    [پاسخ]

  18. ول کن ببینم چی میگه؟ گفت:

    دوستان آشغال من پسر عمه ی من در سال شصت که دستگیر شد سوم راهنمایی بود، خواهران و برادران پفیوز من وقتی در سال شصت و هفت اعدام شد بیست و دو سال بیشتر نداشت.
    آقایون و خانوم های گه تا وقتی که هنوز تشخیص نمیدادم به دروغ به من میگفتن که پسر عمه ی تو میره مدرسه ی شبانه روزی و واسه همین نمیتونه خونه بیاد. نذارید هر چی لایق شما و امامتون هست بارتون کنم.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۴۵:

    به این خواهران و برادران توهین نکن.اینها تقصیری ندارند. این افراد اینجا هستند که وظیفه اشان را انجام بدهند.انها کاری به فامیل شما ندارند انها قلبشان برای اسلام می تپد.می دونی اسلام یعنی چی ؟اسلام یعنی جریان سیاسی که همه این افراد را به وفادری به خود فرا خوانده.در قبال این زحمت ها به انها امکانات می دهد کار می دهد مقام می دهد .می بینید که دارند یک کار عقلانی انجام می دهند.انتظار دارید که برای اعتراض به اعدام پسر عمه ۲۲ ساله شما جمع شوند جلوی یک مرکز دولتی و جز فتنه شوند ؟انها تازه برای معترضان سیاسی به انتخابات تقاضای اعدام کردند. ؟اعدام به معنای بلیط برای دنیای دیگر است نه محازات!!
    این افراد اگر احساس داشتند و دلشان برای جان کسی می سوخت برای یک معترض تقاضای بلیط نمی کردند.فرد زیر از جنس همین هاست.در لندن ساکن است.نمی دانم چرا اینها همه ساکن لندن هستند؟

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۴۸:

    http://www.blogfa.com/photo/a/amkhosravi.jpg
    لینک یادم رفت!!!
    دکتر منزلش لندن هشت.حتما مرفه است.ولی دلش میسوزد برای مردم ایران.نمی دانم چگونه قبول کنم که این فرد خدا را می شناسد؟او رفاه را می شناسد.

    [پاسخ]

  19. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    تبریییییییییییک. تبریک. خیلی خوشحالم که وبلاگ آینده از آن حزب الله جزء منتخبان چهره ۹۰ انتخاب شد. واقعا این همه زحمت شبانه روزی باید هم چنین نتایجی داشته باشه، هرچند مطمئنم اهداف مدیر محترم از این مسائل بالاتر و متعالی تره ولی همین موفقیتها هم دلچسب و شیرین و موجب نشاط و امیدواریه.
    خداقوت. ان شاءالله همیشه و در همه جا موفق و پیروز و سربلند باشید در پناه خدا

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۵:

    سلام و تشکر
    قطعاً بسیار لایق‌تر از همچون منی وجود داره، و این‌چنین چیزی حتماً نظرِ لطف شما دوستانِ عزیز هست.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۴۳:

    شکسته نفسی بگیرید تحویل.این انتخاب کمتر از اسکار به فیلم جدایی نادر از سیمین نیست.می دانید چقدر ارزشی دارند قلم می زنند؟و چقدر نوشته هایشان شبیه به هم است؟رقابت سختیه!یکی اسم وبلاگش چاقوی جراحی است.پزشکی می خواند می خواهد درد بیمار تشخیص بدهد ولی عملا عاجز است از تشخیص دردهای ساده اجتماع!فقط می نویسد بر علیه فتنه !کاری نداره بچه ها ی ما اینده نداشته باشند.
    این یکی هم می بینه که مردم ریختند توی خیابان ولی نمی تونه قبول کنه.به ارمانهای پدرش وفاداره.او پسر خانواده است.وقتی ۲۰۶ زیر پایش هست در حالیکه هنوز شغلی ثابت نداره مشخصه که پسر خانواده است.او با هرچه که در مقابل تفکر پدرش هست ضد است.مجبور است وبلاگ را تندتند بالا بیاره.همین ضعف مزمن در نوشته ها را باعث می شه.نمونه ان پستی هست که در سالگرد رحلت بنیانگذار انقلاب می نویسد.او مطلب را با اشاره به گریه پدر با دیدن تصویر امام در تلویزیون شروع می کند.و برای اینکه خواننده را غافلگیر کند می نویسد من از امام بدم می امد!ودر این مطلب کوتاه سایه پدر دیده می شود.او می گوید که جوانان دیروز تشنه اسلام شیرین بودند.ولی هرگز این را باز نمی کند.نمی تواند در مورد اسلام شیرین که پدرش تشنه ان بوده چیزی بنویسد.این جمله باید همینجا تمام شود!جوانانی مثل پدرش با دیدن مرحوم امام حاضر شدند که از خوشی های زندگی بگذرند!تمام این ها اشاره به پدر دارد.و سرانجام پدر که از تمام خوشی های جوانی گذشت کرده مزد خود را می گیردو یک زندگی ارام و مناسب را دارد.
    و مابقی که این گذشت را نداشتند و تفریح !!!کردند و خوشی کردند در ایران!!!!الان مستاجرند و برای بچه شان نمی تونند همسری بگیرند به خاطر چندر غاز دست جلوی هزار نامرد دراز می کنند.پسر این گروه از مردم وبلاگ ارزشی نمی نویسند زیرا اعتماد بنفسشان از دست رفته !!!.

    خیلی از ارزشی ها با خواندن این جملات جان می گیرند .مثل بنزین زدن است.مخاطب وبلاگ اکثرا دوستان و همفکران است.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۴۷:

    داستان بنزین زدن این استکه :
    ببینید چقدر امکان دارد که کسی از طرف فتنه تحت تاثیر این گونه وبلاگ ها ریزش کنند و به اغوش ارزش بر گردند؟همانقدر که اینها با شنیدن حقایق دست از مرام پدر بردارند !
    این دو گروه ریزش ندارد.پس خاصیت این وبلاگ ها چیست؟
    بنزین زدن

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۱۸:

    بنزین هم که سهمیه بندی….
    پس چطور زود به زود آپ می کنن که باعث کم شدن کیفیت میشه به زعم شما؟
    بعد هم بنزین که میزنی “موتور محرکه” حرکت ماشین میشه، این عمل چه چیزی رو به جرکت وا میداره؟

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۱:۴۶:

    سلام
    من هم صمیمانه تبریک میگم
    یادم افتاد به حرفهای حاج حسین یکتا درباره فعالیت سایبری بچه ها:)
    انشاء الله که اگگر قراره این فضای مجازی منجر به اعتلای اسلام بشه، شما در این راه نقش اساسی داشته باشید…
    خدا به شما قوت و قدرت و ثبات قدم عطا کنه انشاء الله
    سعیکم مشکور

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۱۳:

    سلام علیکم
    پس خوشحال باشید یک روزی خوابتان تعبیر خواهد شد.
    البت نه به خاطر چهره ۹۰ شدن
    بلکه نوع نگاه

    [پاسخ]

  20. ناشناس گفت:

    حال به نظر شما زنان در ایران امروز از حقوق خود بطور مساوی برابرند؟
    من فکر می کنم نه
    شرکت ها و موسسات خصوصی چقدر از خانم ها کار می کشند؟
    چه تعداد منشی شرکت داریم که حقوقشان از برده های جنسی هم کمتر است؟
    امار خیانت طلاق و جنایت در شهر ها و روستا های ایران چقدر است؟
    بیشترین توهین ها به زنان در تلویزیون و بیشتر اوقات از زبان اخوندها با بی پروایی کامل گفته می شود
    من بعید می دانم اگر شاه امروز برنامه هاشو پیاده می کرد یه نفر الان جرات داشت که یه متلک به یه دختر بپرونه یه یه نفر به خانم ها میتونست بگه بالای چشمت ابروست.
    مطمئن باش خمینی حرکت انسانی و متعالی شما زنها را تا صدها سال بیشتر به عقب انداخت

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۳:

    جایگاه زن در زمان پهلوی و جایگاه زن در زمان انقلاب کاملا روشنه.
    بخصوص زمانی که برای دادن آزادی اجباری به زنان به زور چماق چادر از سر زنها میکشیدن و زنهای مومن رو به اجبار خونه نشین و محروم از حضور در اجتماع و تحصیل میکردن.
    برای ریشه یابی آمار طلاق و خیانت تشریف ببرید سریالهای فارسی ۱ و زمزمه و جم و پی ام سی رو یک دور ارزیابی کنید.
    در مورد اصل تشکیل زندگی تشریف ببرید کشورهای به اصطلاح توسعه یافته رو بررسی کنید و فجایعی که به روشنی اتفاق میفته و چون به فرهنگشون منگنه شده قبحی نداره.
    من کاری با شرکتهای خصوصی ندارم. اونها و عملکردشون به حکومت و انقلاب مربوط نمیشه. کما اینکه من فکر میکنم اینطور نیست که شما میگید. در ادارات دولتی هم حقوق مرد و زن هیچ فرقی نداره.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۷:

    این حرفها دروغه.تاریخ را تحریف نکنید.جوری صحبت می کنید انگار تمام دنیا فاسد هستند و فقط شما درستید که بر روی در امد نفتی مردم بدبخت چنگ انداخته اید .کمی شرم هم خوب است.الان جوانان ما از تحصیل محروم نمی شوند؟ و این در مقابل داستانهای دروغ شما عینیت ندارد؟
    برای امار طلاق هم لطف کنید به زندگی توجه کنید که مرد ان بیکار است و معتاد می شود و همه دارند داروی توانبخشی جنسی مصرف می کنند زیرا دیگر کسی زندگی طبیعی نداره با این همه مشکلی که این مسولین درست کرده اند.انگار خوابید.انگار در مه حرکت می کنید و چشمانتان جایی را نمی بیند. حتی گرانی را به خاطر شکستی که می خورید قبول نمی کنید.
    مردم را گرفتار کردید حداقل دروغ نگویید تا این چند صباح هم بگذره و مردم بمیرند از دستتان راحت شوند.
    اگر یک جای سالم و امید وار کننده را نام ببرید که در زندگی ما اتفاق افتاده بنده تمام ادعاها را پس می گیرم.

    [پاسخ]

  21. محسن گفت:

    دوست عزیز ناشناس من عذر می خواهم شما دارید به زنی که خود را در پارچه سیاه می پیچاند و فکر می کند اینگونه حجاب ارزش است از حقوق زنان صحبت می کنید؟

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۲:

    اتفاقا مشکل اصلی زنان در جامعه همین عدم اشنایی با حقوق خودشان است فی المثل نماینده زنان که می بایست در جهت حق و حقوق زنان اقدام نماید خودش مروج مردسالاری است مثلا در قضیه تصویب ازدواج مجدد ، زنان مجلس خودشان پیش قدم تصویب این طرح بودند

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۷:

    ویا کار خیلی از کارشناسان زن ،ماله کشی بر روی احکام ضد زن می باشد مثلا خودشان در تلویزیون توجیه می کنند که دیه زنان نصف مردهاست چون مثلا زنان با مردان حقوق مساوی دارند اما مشابه نه و یا اینکه یک زن چون شوهر می کند و چون شوهرش یک دیه کامل دارد با دیه زنش میشود یک دیه و نیم و بقیه افراد جامعه که ازدواج می کنند هم همینطوری اند پس دین اسلام کاملترین دین است .

    [پاسخ]

    amir پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱:

    مبنای تعیین دیه نصف برای زنان این عقیده سنتی و مردسالارانه است “عقل زن نصف عقل مرد است” یا زنان ” ناقص الخلقه” هستند.و اکثرا برگرفته از این ایده مسیحیت هست که:” خداوند زنان را از دنده چپ مردان افریده است”
    من فکر کنم با این طرز فکر خانم های ایرانی باید گفت این ایده های سنتی هم تا اندازه ای نشان دهنده واقعیت نابرابری زنان و مردان است!!!!!!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۵:

    @ amir
    جناب امیر بحث حقوق زن و دیه و ازدواج و این مسائل خیلی وقته تکراری شده. دین اسلام انسانی ترین دینه. من ترجیح میدم این دین رو بپذیرم تا اینکه باور کنم به بهانه آزادی و ارائه خیلی از حقوق تبدیل به یه عروسک بشم برای پول درآوردن و تجارت.
    اصل حکم دیه خودش انسانی بودن اسلام رو ثابت میکنه. در ثانی کجا گفته شده نصف بودن دیه زن نسبت به مرد به خاطر ناقص العقل بودن یا ناقص الخلقه بودن زن هست؟! میشه لطفا بگید من هم برم بخونم ببینم جریان چیه؟!
    زمانی که شما برای روشنگری من گفتید مبانی انقلاب ایران چه و چه بود متوجه شدم شما چندان با انقلاب ایران آشنایی ندارید. الان متوجه شدم شما با اسلام هم آشنایی ندارید. برادر بزرگوار، هیچ جای اسلام گفته نشده چون زن ناقص الخلقه است پس دیه اش نصف مرد هست. این مساله کاملا یک مساله اجتماعی هست. لطفا تشریف ببیرید و مطالعه کنید.
    این شعارهای برابری زن و مرد در غرب بود که الان رسیده به جاییکه زنها عریان شدن و مردها پوشیده. زنها نان آور خانه شدن و مردها زیر ابرو بر میدارن. مردها به مردها راضی شدن و بالعکس. اسلام هیچوقت از تشابه حقوق زن و مرد حرفی نزده اما همیشه از برابری این دو صحبت کرده. اما نه اون برابری غیر انسانی که تبعاتش در غرب کاملا روشنه و دولتمردانش بودجه ها تصویب میکنند برای جبرانش. اسلام به برابری انسانی معتقده. برای هر دو طرف حقوقی در نظر گرفته که هر دو طرف موظف به اجرای اون حقوق نسبت به هم هستند. حقوقی که جزء انسانی ترین حقوقه.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۳۷:

    شیفتگی به مذهب کاری اسان است.و تردیدی هم در درستی مذهب نیست.ولی اگر کار به جایی برسد که فرد تابلوی مذهب را نشان دهد و لی هنو ژخودشفاقد ان فرهنگ و اموزش رعایت حقوق دیگران باشد ممکن است اتفاقاتی بیافتد که خوشایند نباشد.
    دین به تنهیی نمی تواند جامعه را اصلاح کند.اگر مسولین به جای کار کردن به فکر زندگی دنیایی خود باشند و تدبیری برای رفع مشکلات نداشته باشند اینی می شود که دیدید .ما هر روز صبح کسانی را می بینیم که ذکر می گوییند و در حال تلاوت قران هستند با اینکه این اعمال مذهبی پسندیده هستند ولی این کارمند بر سر کار منتظر ناهار ظهر و نماز خواندن می ماند.او حقوق خود را میگیرد و در سیستمی کار می کند که به جز تظاهرات مذهبی چیزی ارزش ندارد .
    اینکه پی در پی تایید کنیم مذهبی را که از پدرانمان مانده کاری سخت و مهم نکرده ایم.اگر بتوانیم بشری را از فقر نجات دهیم و کیفیت زندگیش را تغییر دهیم و برایش امنیت درست کنیم بهداشت فراهم کنیم خیلی از استعداد های بشری شکوفا می گردد .
    در کشور ما وقتی نگاه به این افراد تحت تاثیر مذهب می کنیم خیلی راحت متوجه می شویم که انها معمولا انسانهای را حت طلبی هستند.هم در تفکر و هم در مابقی زندگی .
    این بخش از هموطنان ما هرگز به زوایای مختلف اتفاقات فکر نمی کنند و انقدر در همان تفکر مذهبی اصرار می کنند که نوعی تندروی و تعصب به وجود می اید .برای مثال ایا می توان از انها پرسید علت افزایش تعداد معتادین ما پس از انقلاب چیست؟
    چرا بخش عمده ای از مردم گرفتار شدند؟
    انها در پاسخ این را بر عهده دشمن می اندازند در حالیکه اگر اسیب شناسی کنیم می بینیم که خودمان کردیم.ایا افزایش معتادین جامعه مارا تهدید نکرده است؟
    چرا رویکرد دایم مسولین به شعارهای مذهبی باعث کاهش تعداد معتادین نگشت؟پاسخش ساده است مذهب کارش این نیست؟

    [پاسخ]

  22. م.رضوی گفت:

    سلام
    منم از گوگل ریدر اومدم اینجا که تبریک بگم، از اونجایی که جملاتی بهتر از جملات افق عزیز پیدا نمیکنم؛

    خداقوت
    تبریییییییییییک. تبریک. خیلی خوشحالم که وبلاگ آینده از آن حزب الله جزء منتخبان چهره ۹۰ انتخاب شد. واقعا این همه زحمت شبانه روزی باید هم چنین نتایجی داشته باشه، هرچند مطمئنم اهداف مدیر محترم از این مسائل بالاتر و متعالی تره ولی همین موفقیتها هم دلچسب و شیرین و موجب نشاط و امیدواریه.
    خداقوت. ان شاءالله همیشه و در همه جا موفق و پیروز و سربلند باشید در پناه خدا

    :))

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۱۰:

    مطمنا جملات کسی که مثل شما فکر می کند برایتان دلچسب است ولی برای مردمی که الان خیلی موارد را ندارند و یا خیلی چیزها را اضافی تحمل می کنند زیبایی ملاک دیگری دارد.

    [پاسخ]

  23. آذرخش گفت:

    گرچه کلا کامنت های من حذف شدن.
    ولی خییییلی تبریک بابت چهره وبلاگی.
    ایشالا سال آینده ۱۰۰ درصد آرا رو کسب کنید.
    :-)

    [پاسخ]

    آذرخش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۴۷:

    در ضمن،
    وفات حضرت زینب کبری رو هم خدمت همه دوستان تسلیت عرض می کنم.

    [پاسخ]

  24. رفقا
    اینجا رو هم بخونین بد نیست:)

    http://p5x.co/7603

    [پاسخ]

  25. ن.خ گفت:

    سلام و عرض ادب
    موفقیت بیشتر شما رو در همه امور زندگی، بخصوص وبلاگ نویسی آرزومندم

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۴۶:

    به به
    سلام
    خودتی ن.خ ؟
    بسی فیض بردیم
    :)

    [پاسخ]

  26. آشنا گفت:

    سلام .
    یعنی من الان غیر از هیجان برای منتخب شدن وب کاری ندارم ….
    از هر خبری برام شیرین تر بود . اینو دارم بدون اغراق عرض میکنم جناب صفا …
    دیدید وقتی آدم خوشحاله ، زبونش بند میاد ، الان من همون حالو دارم دقیقا
    فقط تنها چیزی که می تونم بگم:
    از خداوند منان توفیق و سعادتتان راخواستارم .
    التماس دعا
    یاحق

    [پاسخ]

  27. انتظاری ناتمام گفت:

    ماهمان نسل جوانـیم که ثابت کـردیم

    در ره عشـق جگـردارتر از صد مـردیم

    هرزمان عشق خمینـی بسر افتد مـا راه

    دور سیدعلی خامنـه ای می گردیم

    سلام من هم به عنوان یه همشهری یا اگه بشه اسمشو گذاشت فامیل وظیفه خودم دونستم بهتون تبریک بگم. امیدوارم زیر سایه پرمهرآقا امام
    زمان بیش از پیش موفق باشید.وبلاگ پربار و جالبی دارید” آجرک الله.
    داشتم قسمت من کی هستم رو میخوندم خیلی برام جالب بود شما اول دوست داشتید طلبه بشد بعد سمت رشته حقوق رفتید
    ولی من برعکس شما اول عاشق حقوق شدم و حقوق خوندم ولی حالا بعد از گذشت چهارسال تازه متوجه شدم که ای دل غافل
    چه سعادت بزرگی رو از دست دادم و اون هم درس خوندن توی حوزه/ وای خدای من خیلی درد آوره!آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    در هرصورت خیلی اتفاقی وبلاگتون رو دیدم و اینکه وبلاگتون جزء منتخبان چهره ۹۰ انتخاب شده رو مجددا تبرک میگم.
    یه پیشنهاد: جای خالیه سخنان کوتاهی از شهدا تو صفحه وبتون احساس میشه! ای کاش اگر صلاح بدونید اون رو هم اضاف کنید
    و تو ی این زمینه آمادگی خودم رو اعلام میکنم.
    کسی نیامده جز سر قرار خودش
    نشسته غرق تماشای آبشار خودش
    چه ما جرای عجیبی طلوع هر جمعه
    کسی قنونت بگیرد به انتظار خودش
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سربلند و پیروز باشید. موتاب

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۰:

    سلام و عرض ادب
    ممنونم از لطف شما بزرگوار؛‌
    اینکه فرمودید همشهری و فامیل و این‌که فامیل‌ی شما فامیلی مادر بنده است خوب من‌رو خیلی کنجکاو کرد راجع به شما؛ حق بدید این کنجکاوی بنده رو :))
    ولی ذهن‌م به جایی نرسید. خوشحال می‌شم این حس کنجکاوی‌م رو به سرانجامی برسونید، ایمیل بنده هم در همون “من کی هست‌م” موجوده، منتظر شما هستم هم راجع به شما هم راجع به پیشنهاد؛ هم حقوق و کلاً همه چی.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۱۹:

    خسته نمی شید اینقدر از شهدا و مقدسات مایه می گذارید؟و بعد علاوه بر ان گندی هم زده اید که هیچکسی نمی تونه اونه پاک کنه .بازهم از رو نمی رید.مخالفین افکار شما انقدر زیادند که کافی است در جایی عمومی حرفی بزنید.واقعا این از خود تعریف کردن بر چه اساس است؟

    [پاسخ]

  28. خادم الشهدا گفت:

    راستی چهره جدید خیلی خوب شده
    مبارکمون باشه.

    [پاسخ]

  29. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    عرض تبریک.ان شاالله حسینیه تو آسمون ها هم منتخب باشه.
    یا حق

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۰:

    سلام بر جناب عبدالله
    اون بالاها خوش گذشت؟
    قبول باشه ان شاءالله.
    امیدوارم یاد ما هم بوده باشید.

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۵۴:

    یا وارث
    سلام و عرض ادب.
    فرصت نابی بود و انشاالله تونسته باشم استفاده کنم.رفقای حسینیه حزب الله همیشه حضور حقیقی و پررنگ دارند.مخصوصا وقتی قرار باشد در آخر این مهمانی پرستویی با عطر یاس و ذکر یا مادر‏(س‏)‏ کنار سجاده ها بیاید.
    محتاج دعای خیر خوبانم
    یا حق

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۲۳:

    درد مردمی که از بالا به پایین رانده شده اند واقعا سنگین و عمیق است.اگر این مردم ان روزگار را ندیده بودند که کسی وارث وارث نمی کرد ولی زندگی صفایی داشت و این همه فساد و مشکلات در ان نبود ممکن بود تحت تاثیر امثال شما قرار بگیرند.ولی الان خیر کسی به این حرفها و تظاهرات توجه ای ندارد .

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۱:

    محسن
    از بالا تا پائین کامنتها رو چک کن. یه چند تا کامنت مونده شما در موردش نظر ندادیا! حیفه! قضا نشه یهو!

    [پاسخ]

  30. سوسو گفت:

    سلام به شما.
    یادم هست که آقای امیر علی عربی خوبی داشتن و شاید خواننده های سایت هم بتونن کمک کنند.
    دنبال معنی و اصل متنی می گردم که این عبارت در اون باشه و پیدا نمی کنم .با این مضمون:
    و من بعد عزهم ذلا…
    شاید در متنی در مورد مرثیه برای اسرای کربلا باشه.نمی دونم.
    ممنون.

    [پاسخ]

  31. دوست عزیز ناشناس من عذر می خواهم شما دارید به زنی که خود را در پارچه سیاه می پیچاند و فکر می کند اینگونه حجاب ارزش است از حقوق زنان صحبت می کنید؟
    =====
    خطاب به محسن
    اگر این پارچه سیاه همین قدر اثرش باشه که برای یکی مثل شما دافعه داشته باشه یعنی کارش رو به درستی انجام میده
    ====
    اون چیزی که به نظر شما تنها چند متر پارچه است برای من زن چادری حزب اللهی_ که از شهدا دم میزنم و اینجا اسمم رو جوری انتخاب کردم که شمه ای از شهدا رو داشته باشه_ مظهر قدرته
    چادر من نماد خیلی خیلی کوچکی است از قدرتی که خدا برای درک راستی و درستی به انسان ها میده…این چادر به من قدرت میده که ضمن اینکه به خیلی چیزها نه میگم، مشت محکمی بزنم توی صورت همه اونهایی که مشمول این آیه میشن: فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا
    این ادعای شما خیلی نخ نما شده…برید برای اونهایی ازش دم بزنین که زن رو تنها عروسکی میدونن برای ارضای شهوانیت های درون خودشون
    گاهی فکر می کنم ای کاش به جای کفن مرا در همین پارچه سیاه دوست داشتنی می پیچیدند و در خانه ابدی ام می گذاشتند
    و همیشه و همیشه و همیشه خدا رو شاکرم بابت نعمت چادری بودن…الحمد لله علی ما هدانا…..

    [پاسخ]

  32. انتظاری ناتمام گفت:

    در جواب محسن که میگه خسته نمی شید اینقدر از شهدا و مقدسات مایه می گذارید؟
    قسمت مباد که به فتوای آب و نان
    مشغول آ ب و دانه شود کبوترم
    ای آسمانیان!که زمین جایتان نبود
    باشد حرام؛شیر حلالی که خورده ام!
    به قول بچه های حقوقی بین ما و شهدا رابطه موجر و مستاجر برقراره شهدا صاحبان اصلی مملکت ماهستن وما مستاجرشهداییم.
    شهدا برای ما یک ارزشن؛ ما آزادی امروزمون رو مدیون شهدا هستیم.
    ۳۰ سال پیش افراد زیادی برای نابودی راه ومسیر انقلاب و شهدا لحظه شماری میکردن و معتقد بودن اونهایی که انقلاب کردن
    بالاخره پشیمون میشن و از راه خودشون برمیگردن اما بعد از گذشت ۳۰ سال شاهد این هستیم که نظام مقدس جمهوری اسلامی به برکت خون شهدا حرف اول رو توی دنیا میزنه .
    و خداوند متعال در قرآن کریم فرمایش کردند: که اثرکار مخالفان اسلام را ازبین می برد و در مقابل اثر خون شهدا را جاودانه خواهد کرد.
    اگر شما دیدید که به برادر بزرگوارم جناب آقای صفایی پیشنهاد دادم که توی وبلاگشون سخنانی کوتاه از شهدا بگذارن به این خاطره که از عالم بزرگواری شنیدم که ایشون فرمایش کردند: که خدای متعال پای هر عمل درست و با اخلاقی رو با خون شهدا امضاء میکنن.
    بنابراین باید در کارهای ما اثری از خون شهدا باشه تا جاودان بمونن.
    و ما وظیفه خودمون میدونیم که رسالت شهدا رو ادامه بدیم چه به مذاق بعضی ها خوش بیاد وچه خوش نیاد.
    امیدوارم افرادی که کم لطفی میکنن نسبت به مقدسات و شهدا ازشون طلب حلالیت کنن گرچه بعضی ها به دلیل دور بودن از رحمت الاهی هرگز چنین توفیقی نخواهند یافت.
    ومن الله توفیق.

    [پاسخ]

    رهرو شهدا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۱۷:

    سلام بزرگوار
    از اونجایی که تازه به جمع ما پیوستین و احتمالا با این دوستان و مهمانان غریبه اید باید عرض کنم که عادت به تکرار چنین حرفهایی دارند و متاسفانه فقط مثل نوار یک حرف رو تکرار می کنن و کمی که دقت کنین متوجه تناقضات موجود در این دغدغه ها و سایر حرفهاشون میشید:)

    [پاسخ]

  33. انتظاري ناتمام گفت:

    سلام علیکم.
    اون شعری که بالای کامنتم نوشتم قسمت آخرش که البته حساس ترین وزیباترین قسمت شعره پاک شده و کاملش اینه:
    قسمت مبادکه به فتوای آب ونان
    مشغول آب ودانه کرددکبوترم!
    ای آسمانیان!که زمین جایتان نبود
    باشدحرام,شیرحلالی که خورده ام
    روزی اکر زخون شما ساده بکذرم.

    [پاسخ]

  34. علی گفت:

    اینقدر کلمه‌ی ”امام“ را برای کسی و کسانی که لایق این کلمه‌ی مقدس نیستند، به‌کار نبرید. این کلمه، وقتی به تنهایی و بدون پسوند استعمال شود، به‌قول طلاب دینی، منصرف است به: ”امام معصوم“ که بعد از پیامبر اسلام، ۱۲ نفر بیشتر نیستند. مثلا” لفظ ”سهم امام“.

    [پاسخ]

  35. علی گفت:

    استعمال لفظ ”امام“ بدون پسوند، و الفاظی چون: ”ولایت“ و ”ولی أمر“ برای افرادی غیر از معصومین علیهم السلام، مقدمه‌ی خطرناکی است برای ورود به وادی هولناک ”شرک در ولایت“، که در لسان روایات، کمتر از شرک به ذات اقدس خدا نیست. نعوذ و نستجیر بالله من الشرک و الإلحاد.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: