وکیلانه » » دیشب جشن عقدم بود
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
دیشب جشن عقدم بود
۱۷ام, تیر ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۹]

شما بفرمایید؛
نه، خواهش می‌کنم. شما بفرمایید.
حالا شما شروع بفرمایید لطفاً
نه، شما مقدم هستید، بفرمایید، راحت باشید.
“خوب راست‌ش، راست‌ش من معمولاً خوب حرف می‌زنم اما، اما تا حالا با هیچ‌خانومی هم‌کلام نشدم و الان‌م اطلاع ندارم دقیقاً در مورد چی باید حرف بزنم. خوب، ولی، تا اونجایی که به ذهن‌م می‌رسه تو همچین موقعیتی آدم باید سعی کنه شناختی از خودش به طرف مقابل بده.

به نظرم با این چیزی که می‌خوام الان بگم یه شناخت اولیه از من پیدا می‌کنید. یعنی راست‌ش هر موقع در مورد ازدواج فکر کردم این روایت یادم اومده و پیش خودم گفتم دل‌م می‌خواد همسر آینده‌م این‌جوری باشه.  می‌گن از مولا علی پرسیدن که “فاطمه‌ت رو چگونه دیدی؟ آقا در پاسخ فرمودن: نعم العون علی طاعه الله، بهترین مددکار بود برای اطلاعت خدا” بهترین رو اگر کنار بذاریم، “مددکار” و “اطاعت خدا” دو واژه هستن که می‌شه برای هر کدوم ساعت‌ها حرف زد. این‌که مددکار کیه، و اطاعت خدا یعنی چی؟‌ به نظرم اطاعت خدا فقط نماز و روزه و احترام به پدرومادر و غیره نیست، اطاعت خدا یعنی انجام هرکارِ خوبی که می‌شه تصورش کرد و همسر آدم (زن برای مرد و مرد برای خانوم‌ش)‌ باید این‌جوری باشه. نعم العون علی طاعت‌ الله.”

این‌ها تقریباً اولین جملاتی بود که در جلسه‌ی سوم خواستگاری همراه با کلی آبِ گلو قورت دادن و لبخند به کسی که بعداً یارم شد می‌گفتم. حرف‌هایی که گفتن‌ش فکر کنم بیشتر از  یک ربع طول کشید و همین یار، حالا همه‌ش می‌خنده به من که چقدر اون شب رو رسمی و خشک شروع کردم :)

بعد هم چند جلسه‌ی دیگه آشنایی و صحبت، بعد هم آزمایش و بعد هم دو سیدِ عزیز خطبه‌ی عقددائم ازدواج رو برای ما خوندن و بعد؛ اولین حسی که سراغ آدم میاد یک احساسِ آرامش عمیق. یک آرامش درونی و از عمقِ وجود. اما از همون شبِ عقد تا دو سه روزِ بعد همه‌ش استرس و حتی گاهی پشیمانی که آیا واقعاً این بود همونی که من می‌خواستم؟ آیا واقعاً این بهترین بود؟ آیا بهتر از این نبود؟‌ آیا اون زندگی ایده‌آل و آرمانی که من دنبالش هستم قابلِ اجراست؟‌

از روز‌های بعدش، نه، بهتر بگم از هر باری که باهاش هم‌کلام می‌شی اما از ته ته دل احساس می‌کنی که آره، دقیقاً خودشه، نه؛ خیلی بهتر و بالاتر از اون چیزی هست که تصور هم می‌کردی.

بعد؛ اولین باری که یه تفاوتِ شخصی یا خانوادگی می‌بینی دوباره هجومِ افکار و کابوس‌های وحشتناک که حیف! چرا؟‌ ایکاش کسی بود که این مشکل رو هم نداشت. و بعد دوباره حرف‌زدن‌ها با یار  و تکرار همون حسِ آرامش و رضایت. چند باری که این گیر و دار برات پیش اومد آب‌بندی می‌شی و دیگه‌ وابسته‌اش، دیگه انگار بدون او زمان برات نمی‌گذره،‌ دیگه انگار بدون او نمی‌تونی، دیگه انگار بدون اویی وجود نداره.

به نظرم و لااقل برای من اینجور بوده که رمز کار در حرف زدن هست. در گفتگو. در خوب گوش دادن و صدالبته در توکل بر خدا و سپردنِ کار به دست خدای مهربان.  رمز کار در بنیان کردنِ اساسِ کار بر خداست. بر این‌که قرار باشه اولین هدف جلبِ رضایت خدا باشه و دومین هدف جلب رضایتِ معشوق‌ت.

رمز کار در اینه که این اولین تجربه‌ی عاشقانه‌ت باشه! اولین بار حلال به کسی بگی دوست دارم! اولین بار حلال بشنوی دوست دارم رو!

حالا دیشب، هم‌زمان با روز ولادتِ آقای خوبی‌ها، بر اساس رسم یه جشن ساده و مختصر گرفتیم، یه شیرینی خورانِ دورهمی. به دور از سروصداهای زائد. دیشب رو که نفهمیدم چطوری گذشت، امروز هم همه‌اش درگیر کارا بودم و حالا به ذهن‌م رسید حرف‌هایی رو که شاید بعد از عقدم باید می‌گفتم حالا به این بهونه بنویسم. هرچند خسته بودم اما دلم می‌خواست با همین حالِ خستگی، ساعتِ ده دقیقه به ۳ بامداد این‌ها رو بنویسم…

بنویسم که تمام لذت‌های دنیا فدای اولین باری که نماز می‌خونی، میاد پشت سرت سجاده‌ش رو می‌ندازه و اولین نماز جماعت دونفره شروع می‌شه. بعد از نماز رو می‌کنی سمت‌ش، دست‌هاش رو می‌گیری، یه خورده میاری بالا، و بعد، با بند بند انگشت‌های دست‌‌ش شروع می‌کنی ذکرت رو می‌گی: الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله…



۴۹ دیدگاه برای “دیشب جشن عقدم بود”

  1. خواننده خاموش گفت:

    بسیار بسیار مبارکا باشه. از صمیم قلب آرزوی خوشبختی دارم برای شما :دی

    [پاسخ]

  2. بنده خوب خدا سلام..
    عجب … با ماه عسل در کربلا خدمتون هستم.
    یاحق

    [پاسخ]

  3. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام.
    ضمن تبریک کثیر ان شاالله برترین ها باشید در طاعت خداوند.
    یا حق

    [پاسخ]

  4. عشقستان اسماعیل گفت:

    سلام
    مبارک باشد
    جای ما البته خالی نبود
    چون از همین جا
    از پشت پنجره فولاد حضرت مهربانی ها برای خوشبختی و دوام زندگانی شما در سایه رضایت باری تعالی دعا کردیم
    شرینی ما رو هم فریز کنید بی زحمت آمدید مشهد بیاورید(اگر چه این بخشش دیگه در تخصص جنابعالی نیست :)))))))

    [پاسخ]

  5. سلام
    تبریک زبانی تنها کاریه که توی این پست از دستم بر میاد در کنارش همواره دعاگو بوده ام برای خوشبختی شما دو عزیز
    و به نظرم چون راه خوشبختی را یافتید، زیر سایه لطف خدا و امام زمان خوشبخت هم خواهید بود….
    به بانو هم سلام و تبریک ما را برسانید

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۹:

    سلام و ممنونم
    سلامت باشید :)

    [پاسخ]

  6. ان‌شاءالله تا پای شهادت واسه هم مددکار باشید و یار در اطاعت خداوند…

    یه چیز دیگه هم می‌خواستم بگم، اما نمی‌گم! خودتون متوجه شدید حتما!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۹:

    آره متوجه شدم :)

    [پاسخ]

    حي علي الجهاد پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۵۳:

    پس حواستون بوده و …

    ضمن این‌که خنده نداره‌ها! گریه داره‌! نه؟!

    [پاسخ]

  7. آشنا گفت:

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت برادر بزرگوارم
    وقتی آغاز زندگی مشترک متقارن شود با یک مناسبت فرخنده و مبارک ، آن هم میلاد حضرت ولیعصر (عج) ، شک نکنید که آن زندگی متبرک میشود به نام و یاد مبارکش …
    ضمن عرض تبریک چندباره حضور جنابعالی و همسر محترمتان ، زندگی سراسر یاد خدا ، و سرشار از آرامش و خوشبختی برایتان آرزومندم .

    التماس دعا
    در پناه حق

    [پاسخ]

  8. بسم الله

    داشتن احساس یک چیز است، بیان کردن اش چیزی سخت تر، احساس رضایت، یعنی اینکه بدانی دیگر نگاه خدا راضی تر از قبل به تو گشته است. اینبار صدای خودت که نه، ندای دعاهایت با جنسی مرغوب تر میرود بالا، این بار تو دلت را با دلی دیگر پیوند زده ای، ولی اوج گرفتن این دل برایت راحت تر شده است.
    بزرگی میگفت: زندگی مثل یک پرنده است.یک بال مرد و یک بال زن.اگر این دو بال هماهنگ و میزان به حرکت در آیند خیلی راحت تر و بیشتر این پرنده اوج خواهد گرفت.
    انشاء الله با صفای وجودتان زندگیتان را باصفا تر بکنید.

    [پاسخ]

  9. مهاجر گفت:

    سلام

    جز تبریک و آرزوی روزهای خوش و خرم و با برکت در کنار هم چیز دیگه ای نمیشه گفت.

    از اعماق وجود براتون آرزوی بهترینها رو دارم. نسل طیب و صالح، زندگی مملو از تقوا و نشاط و …

    عرض سلام و تبریک بنده رو هم خدمت سیده عزیز ابلاغ بفرمایید. :)

    [پاسخ]

  10. منتظر گفت:

    امیر علی جان مبارک ها باد
    دوستان من هم در شرفم.
    برای من هم دعا کنید جور بشه

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۵:

    ایشالا به زودی :)

    [پاسخ]

  11. مبارکه گفت:

    مبارکه…ایشالا به پای هم پیر بشین
    ولی یه سوال…
    اگه یکی اولین تجربه عاشقانه اش نبود چی؟
    ولی اگه توبه کرده باشه چی؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۰۷:

    مچکرم رفیق.
    والا من در اون حدی نیستم که بتونم حرفی بزنم اما به نظرم معصوم فرموده باشه که توبه کننده از گناه مثل کسی هست که اصلاً گناه نکرده. و خدا هم فرموده وقتی توبه انجام شد بدی‌ها رو نه فقط می‌بخشه بلکه تبدیل به حسنه هم می‌کنه. با این وصف به نظرم اثر گناه هم از بین می‌بره لابد. و خدا بسیار مهربان‌تر از اون چیزی هست که بشه وصف‌ش کرد.

    [پاسخ]

    عبد پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۴۰:

    اولین تجربه عاشقانه!!!
    واقعا هیچ ارتباطی با این جمله پبدا نکردم.عشق و عاشقی با خواستگاری مذهبی!!!!ببخشید!
    شما دنیا را از دید خودتان می بینید و لی فاصله ای وجود دارد میان چیزی که شما می گویید و واقعیات.
    اگر هم فرزندی بیایید حتما با ازادی و عشق!! یا سرش را با روسری می پوشانید و یا تبدیلش می کنید به یک طلبه!!
    واقعا مردم دیگر دنیا خدا ندارند؟چرا تمام این عجز و ناله به درگاه خدا یک مشکل ساده از مردم باز نمی شود و چرا مردم در جا جای کره زمین زندگی می کنند و به جاهای بالا هم می رسند؟من فکر می کنم نوعی اشتباه بسیار بزرگ در برداشتهای افراطی شما وجود دارد که زندگی مردم را تهدید می کند.خداوند بی طرفیش را در مهربانیش به تمام موجودات اثبات کرده است.چند جلسه خواستگاری چگونه عشق را به وجود می اورد ؟ و اگر کارها پیش نرود عشق همانجا خاتمه می یابد و در جلسه بعدی خواستگاری پیدایش می شود ؟من فکر کنم برگشتید به عصر حجر!!

    [پاسخ]

    فدائي اسلام پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۳۷:

    بسم الله

    دوست گرامی، نمیدانم کلمه ی غیرت چه مفهومی را برایتان تداعی میکند، ولی نه تنها در بین افراد مذهبی بلکه در بین افراد غیر مذهبی هم خیلی ها دوست ندارند عاشقانه ترین هایشان بماند برای خودشان، نیازی و لزومی ندارد که افراد بیایند و حرفهای عاشقانه خود را اینجا مطرح بکنند.اصلا جنس احساس ها و جنس عاشقانه ها برای محفل خصوصی است. اجتماع که محل عشق بازی نیست، چهاردیواری خانه ات برای حرفهای خصوصی است.هیچ کسی هم دوست ندارد حرفهایش و احساسات اش را که برای فرد دیگری به زبان می آورد را بیاید و نقل محفل دیگری بکند.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۵:

    ممنون از تذکر شما، ولی فکر نمی‌کنم چیز خاصی بیان کرده باشم که حریم خصوصی محسوب بشه، و بی‌غیرتی. ادعایی ندارم اما از بیان هرجمله‌ای که ذکر کردم هدفی داشتم. معمولاً عادت هم ندارم تو وبلاگ‌م برای دل‌م چیزی بنویسم…

    [پاسخ]

    رهروشهدا پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۷:

    جناب عبد
    من اگر به دخترم می آموزم که خودش را بپوشاند در واقع به او می آموزم که عشق عمیقش را تنها برای یک نفر نگه دارد
    نه مثل بعضی زن ها که با نگاه و التماس و خواهش و هزار راه دیگر از همه طلب عشق و توجه می کنند
    ما مذهبی ها اساسا انحصار طلبیم و اغیار را به وادی عشق راه نمی دهیم
    همین

    [پاسخ]

  12. مطهری گفت:

    مبارک باشه
    من نمیدونم چرا فکر میکردم شما خیلی وقته ازدواج کردید و سر خونه زندگی خودتان هستید :)
    ان شالله به پای هم و با هم به پیش خدا برسین

    [پاسخ]

  13. سلام
    مبارک باشه
    زندگی سرشار از خوشی و رشد و تعالی داشته باشید.

    [پاسخ]

  14. ناشناس گفت:

    مگه شما متاهل نبودید؟
    مگه شما بچه نداشتید؟
    !!!؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۶:

    من متاهل بودم. ولی بچه نداشتم که :)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۴۱:

    منظورشون زهراس.
    :-)

    مبارک باشه ایشالا.
    البته دو سال پیش ما تبریکش رو گفته بودیم.
    ولی دیگه دیگه.
    :lol:

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۳۸:

    مگه شما نبودید که از اثرات منفی “برنامه کودک” های مناسبتی بر روحیه دختر خردسالتون مینوشتید؟ مگه شما نبودید که از زحمات همسرتون در روزهای داغ ماه مبارک تشکر می کردید؟؟؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۱:

    زهرا خانوم دختر برادرم هستن و اون مطلب به ایشون اشاره داشت بزرگوار. الان‌م جشن عقدم بود نه خود عقد

    [پاسخ]

  15. پیک صبح گفت:

    سلام
    خوشبخت بشید و سعادتمند زیر لوای ولایت آقا…

    [پاسخ]

  16. ماست بند گفت:

    و امشب شب عقد ما. دعا کنید برا ما. ماهم تو جلسه خواستگاری مشابه شما صحبت کردیم.
    زندگی خوبی داشته باشید.

    [پاسخ]

    عبد پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۹:

    هیچ چیزی به زیبایی اعتقادات شما ندیدم.این اعتقادات موجب پاکی جامعه می شود.یکی از کسانی که دو سال پیش سرباز بود در یکی از شهرهای شمال کشورتعریف می کند که یکی از روحانیون که در کار فرهنگی هستند با خانواده برای استراحت به هتلی که تحت پوشش نیروهای مسلح بود برای یک هفته اقامت می گزیند .و او بههمراه سربازان پذیرایی و خدمت بودند هر روز خرید مرغ و گوشت و دیگر ارزاق را انجام می دادند و فاکتورها هم دولت پرداخت می کرد.البته خدای ناکرده مورد تجملاتی در کار نبود .این فرد می گوید که در هنگام عزیمت این مقام روحانی منتظر بودیم که به نحوی از خدمت ما قدر دانی کند و یا چیزی شبیه انعام .ولی با تعجب انجا را ترک کردند.یک هفته بعد بسته ای از تهران با نام ایشان امد .با خوشحالی و هیجان ان را باز کردیم فکر می کردیم که هدیه ای باشد.ولی یک جعبه کبریت بود!!!!!!!!!!!!ایشان نوشته بودند که این در وسایل ما قاطی شده بود گمان می برم مربوط به بیت المال باشد!!!!!!!این فرد یک روستایی ساکن شما ل است.

    [پاسخ]

  17. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    خیلی خیلی خیلی تبریک میگم هم به شما هم به همسر محترمتون. ان شاءالله در پناه خدا و در زیر سایه امام عصر یک زندگی پربرکت و پر خیر و سرشار از محبت و شادابی و خوشبختی داشته باشید. ان شاءالله این ازدواج باعث عاقبت به خیری و سعادت دنیا و آخرتتون باشه.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۵۵:

    سلام و مچکرم بزرگوار. با دعای خیر شما انشاالله :)

    [پاسخ]

  18. آخ آخ آخ
    دلم کباب شد واسه اعلیحضرت همایونی:دی
    http://24tir.ir/myLDlinker.php?url=3810

    [پاسخ]

  19. سلام وادب
    اقا مبارک باشه امیدوارم زندگی خوبی داشته باشید.

    [پاسخ]

  20. مرتضی گفت:

    سلام امیر جان مبارک باشه برادر
    آقا خیلی ترغیب شدم برای ازدواج :D
    خیلی باحال بود
    خدا خیرتون بده
    انشالله زندگی خوب و زیبایی داشته باشید
    در پناه حق

    [پاسخ]

  21. مبارک باشه الاهی.

    ولی نمی‌دونم واسه چی من تا حالا تصور می‌کردم شما بچه هم دارید! …الان یه قدری جا خوردم.
    با تمام وجود درک می‌کنم احساسات و روحیه‌ای که تو این متن‌تون جاری‌یه. شهدش گوارای وجودتون الاهی.

    در ضمن، «آب‌بندی» رو خوب اومدین. توصیف‌تون معرکه‌س. مشتاقانه چشم به راه‌م بازم از این قماش بنویسید.
    ز

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۵:

    از نظر لطفِ شما مچکرم رفیق :)

    [پاسخ]

  22. سلام.
    خوب چرا بد تیتر می زنید. باید می نوشتید جشن سالگرد عقد! جشن عقد نبوده که.

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۳۳:

    :)))

    [پاسخ]

  23. ببخشیدا ولی من یکم خندیدم بقیه فکر می کردند شما بچه دارید. :P

    [پاسخ]

  24. […] نوشتۀ شیرین ِ آقای صفا -به معنای دقیق ِ کلمه- خوش‌حال‌م کرد؛ یعنی احوال‌مو خوش کرد. اما کسی [با شناسۀ «فدائی اسلام»] براش کامنتی گذاشته، که برای من بیش از یه اظهار ِ نظر ِ معمولی‌یه. با این ریخت عقاید و نظرات آشنایی دارم؛ یعنی صابون‌شون به تن‌م خورده. […]

  25. sajjad گفت:

    سلام وعرض تبریک

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۰۰:۳۶:

    مچکرم سجاد جان :)

    [پاسخ]

  26. واله گفت:

    اقا مبارک باشه ما که نچشیدیم ولی اینجوری که شما گفتید معلوم چه مزه ایه!
    وصف العشق نصف العشق

    [پاسخ]

  27. فطرس ملک گفت:

    سلام جناب صفا
    مبارک باشه انشاءالله
    چقدر خاطرات شما برام آشنا بود
    اولین نماز جماعت و تسبیحات اربعه …
    فقط خدانکنه سرتون خیلی شلوغ بشه مثل بنده که مدتهاست به حسینیه حزب اللهمون سر نزدم
    از صمیم قلب براتون آرزوی خوشبختی می کنم
    انشاءالله به همراه همسر گرامی به بالاترین مدارج معنوی دست پیدا کنید.
    خوشبخت و عاقبت بخیر بشید زیر سایه امام زمان (عج)
    به همسر گرامی تون سلام برسونید
    تو نمازهای جماعت دو نفرتون التمااس دعا دارم

    [پاسخ]

  28. زد گفت:

    الهی سعادتمند بشید. نازی.خیلی محشره
    منم تازه تاهل اختیار کرده ام درک می کنمتان
    الهی همه مان سعادتمند دنیا آخرت بشیم.
    فدایی اسلام هم دارند الکی تعصب نشان می دهند
    همین کارها را کرده ایم ملت از مذهبی ها می ترسند.

    [پاسخ]

  29. حامد گفت:

    سلام
    ظاهرا در یک زمان عقد کردیم شب نیمه ی شعبان.
    من هم همین جلسات رسمی همین شک ها همین احساس آرامش رو تجربه کردم
    مطلبی هم در وبلاگم نوشتم در این مورد

    [پاسخ]

  30. mm گفت:

    salam
    hasoodim shod
    vali tabrik. :(

    [پاسخ]

  31. romina گفت:

    tabrik migam behetoon
    be paye ham pir shin.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: