وکیلانه » » خطبه‌ای مهم اما کمتر شنیده شده از حضرت عباس (ع)
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
خطبه‌ای مهم اما کمتر شنیده شده از حضرت عباس (ع)
۲ام, آذر ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۹]

♦ در خصوص پیروزی مقاومت در غزه کمی به علتِ این پیروزی فکر کنیم. ها؟ پیروزی فقط در گرو مقابله است و در دنیای امروزی همیشه بهترین دفاع، حمله‌‌‌ است. همیشه! این از این. اما بعد

در خصوص مساله‌ی اباعبدالله الحسین (ع) حرف‌های گفتنی فراوان هستند و در ماه محرم به بسیاری از زوایای شخصیت حضرت پرداخته می‌شود. اما گاهی برخی مسائل کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. مثلاً همانگونه که می‌دانید مدت امامت اباعبدالله ۱۱ سال بوده اما اکثر قریب به اتفاق مطالبی که ما می‌دانیم مربوط به واقعه‌ی کربلا است یعنی تقریباً چند ماهِ آخر امامت‌شان. من به شخصه خیلی علاقه دارم در خصوص آن ۱۰ سال امامت ایشان بیشتر بدانم. در خصوص نحوه‌ی رفتار امام حسین با مسائل مختلف اجتماعی، اما تا کنون منبع مناسبی پیدا نکرده‌ام. شما منبع خوبی سراغ ندارید؟

نمونه‌ی دیگر از مسائلی که کمتر پرداخته می‌شود شخصیت حضرت زینب کبری (س) منهای قضیه‌ی کربلاست. البته شخصیت ایشان قطعاً با حادثه کربلا گره خورده اما در دوران لااقل ۴۰ و خورده‌ای سال زندگی این بزرگوار قبل از عاشورا، حوادث بسیاری اتفاق افتاده که مواجهه ایشان با این حوادث قابل تامل است. از سوی دیگر به نظر من ایشان باید نقش قابل توجهی در پرورش و تربیت جوانان بنی‌هاشم از جمله حضرت عباس، علی اکبر، قاسم‌بن الحسن و دیگران داشته باشند. یقیناً این پرورش توسط ایشان قبل از حادثه کربلا صورت گرفته و اگر منابعی از آموزه‌های ایشان موجود باشد، الگوی بسیار مهمی برای نقش زن در خانواده می‌تواند بشود.

.

به هر حال منظورم این‌که علی‌رغم احساس اشباع در خصوص واقعه کربلا هنوز مسائل بسیاری هست که کمتر پرداخته شده‌اند.
از جمله خطبه‌ای که جناب عباس‌بن‌علی (ع) در روز هشتم ذی‌الحجه‌ی سال ۶۰ هجری، یعنی در همان سالی که حج منتهی به کربلا می‌شود در مکه ایراد فرموده‌اند. من به شخصه تا همین چند روز پیش که یکی از خطیبان (حجه الاسلام‌ سیدمحمدحسین بحر‌العلوم میردامادی) روی منبر این خطبه را معرفی نکرده بودند از آن بی‌اطلاع بودم.  وقتی به اصل خطبه رجوع کردم بسیار شگفت‌زده شدم که خطبه‌ای به این مهمی و پر از نکته چرا کمتر در جامعه مطرح است؟‌ بخصوص در این زمان که بیشتر به “ظاهر” و یا نهایتاً به زور بازوی حضرت عباس (ع) پرداخته می‌شود ترویج این خطبه به نظرم کاری است مهم.

وقتی آدم کلماتِ این خطبه‌ی کوتاه را در کنار هم می‌خواند، به آخر که می‌رسد انگار تصویر حضرت عباس جلوی رویش نقش می‌بندد با تمام آن ویژگی‌هایی که از عباس سراغ داریم!

خوشبختانه در این خصوص یک منبع خوب هم وجود دارد. کتابِ ” خطیب کعبه” (+) به شرح این خطبه پرداخته است. در ادامه‌ی مطلب این خطبه‌ی کوتاه را می‌توانید بخوانید:

“حمد خدایی را سزاست که این بیت را به برکت قدوم پدر او ( اشاره به امام حسین علیه السلام ) شرافت داد .
بیتی که تا دیروز خانه خدا بود و امروز به این شرافت ( امیر المومنین ) قبله گردیده است
ای کافران فاجر و فاسق !
آیا راه را برای ادامه حج امام نیکان مانع می شوید ؟
چه کسی از او به کعبه سزاوارتر است ؟
چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است ؟
اگر حکمت های آشکار و اسرار والا و امتحانات الهی نبود؛ این بیت الهی بود که به طواف امام حرکت می کرد. قبل از این که امام به سوی آن حرکت نماید. مردم استلام حجر می کنند ولی این حجر است که او را استلام می نماید و اگر خواستِ مولای من بر پایه مشیت الهی نبود هر آینه مانند باز شکاری غضبناک که بر گنجشک های در حال پرواز هجوم می آورد به شما حمله می بردم و جان شما را می گرفتم .
ای قوم ترسو
آیا قومی را می ترسانید که تفریحشان در کودکی بازی با مرگ است؟ پس چگونه اند در مردانگیشان ؟
و قسم می خورم که به جای قربانی کردن حیوانات، عزیزانم را برایش فدا کنم .
هیهات !!!
ببینید و به دقت نظاره کنید که رهرو چه کسی هستید ؟
کسی که دائم الخمر است یا کسی که صاحب حوض کوثر است ؟
کسی که در خانه او آواز خوان های مست هستند یا کسی که اهل خانه اش محل نزول وحی و قرآن است ؟
کسی که در خانه اش جای آلات لهو و لعب و پلیدی هاست و یا کسی که خانه اش محل پاکی ها و آیات الهی است ؟
شما در گمراهی شدیدی واقع شده اید که قریش در آن واقع شد، زیرا آنان می خواستند که رسول الله را به قتل برسانند و شما می خواهید که فرزند دختر پیامبرتان را به قتل برسانید .
و هیچ گاه این امر امکان پذیر نبود تا وقتی که امیر المومنین (ع) زنده بود .
چگونه برای شما کشتن ابا عبدالله الحسین علیه السلام ممکن است تا مادامی که من از ذریه علی (ع) زنده ام ؟
بیایید تا شما را به مقصودی که برای آن جمع شده اید راهنمایی کنم، به قتل من اقدام کنید، که این تنها راه برای رسیدن به قتل ابی عبدالله است!
گردن مرا بزنید، تا مراد شما حاصل شود .
خداوند شما را به مقصودی که دارید نرساند و عمرهای شما را کوتاه و فرزندانتان را مشتت و پراکنده نماید و شما و اجدادتان را لعنت کند.”



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: