وکیلانه » » رَواقِ مَنظَرِ چَشمِشان آشیانه‌ی توست ؛ کرم نما و فرود‌آ، که خانه، خانه‌ی توست
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
رَواقِ مَنظَرِ چَشمِشان آشیانه‌ی توست ؛ کرم نما و فرود‌آ، که خانه، خانه‌ی توست
۲۴ام, بهمن ۱۳۹۱| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۲۷]

..

..

از محضر چشمان شریفِ شمای خواننده عذر می خواهم که چنین تعبیر سخیفی را بکار می برم. این روزها که روزنامه ها را مرور می کنم همه اش بوی گندِ هاشمی گرایی دهه ی هفتاد (+) بدجوری می خورد زیر دماغم. بوی مشمئز کننده ی همان تبخترها * ، همان تملق ها، گردن کلفتی ها. بوی بدِ ادبیات سیاسی متکبرانه. بوی بد آدمهایی که برای ماندن در قدرت تهِ کفش بالادستیهایشان را می لیسند و به زیر دستی هایشان زور می گویند. بوی گندِ سلسله مراتب دست بوسی و نوچه پروری.

آدمها جدای از خوب یا بد بودنشان به دو دسته تقسیم می شوند. آدمهای دوست داشتنی و آدمهای دوست نداشتنی. علی اکبر هاشمی رفسنجانی جدای از خوب یا بد بودن عملکردش یک آدم دوست نداشتنی ست. 

اساساً گرایش مردم در سال ۸۴ به احمدی نژاد، گرایش از همان تبختر های هاشمی صفتی بود به سوی سادگی و ساده زیستی. قبل از سال ۸۴  عموماً فرماندار یک شهرِ کوچک هم تکبر مسولانه داشت. انگار تکبر لازمه مسولیت بود. یکی از بزرگترین خدمات دکتر احمدی نژاد جدای از هر اشتباه دیگرش، این بود که تبختر و تکبر را از مسولیت دور کرد.
این روزها، روزنامه ها را که مرور می کنم می ترسم. من از بازگشت کشور به فضای پر از تبختر زمان آقای هاشمی می ترسم.

* [ ت َ ب َ ت ُ ] (ع مص ) (از «ب خ ت ر») به معنی خرامیدن به ناز



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: