وکیلانه » » مرا اتوبوس چو رخشی بود روزی
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
مرا اتوبوس چو رخشی بود روزی
۱ام, اسفند ۱۳۸۹| نويسنده: 12345
نظرات[۰]

انشا الله هر روز آپدیت می شود !
::..::..::..::..::..::..::..::..::..::
یک‌شنبه /عبدالله :

اسفند که می آید سوت قطار اندیمشک و اهواز به صدا در می آید.
اسفند بوی اسپند ایستگاه های بهشت را می آورد.
اسفند تو را راهی دیار نور و خاکی از جنس حضور می کند.
شهرخطوط نبرد است و دلمان سخت تنگ پایگاهمان شده است.
طلبه ای در دروازه ی طلاییه گلاب را با ذکر صلوات هدیه می دهد و می گوید:
رفقا دو رکعت نماز عشق یادتون نره.
دلمان تنگ نماز عشق شده است.



دیدگاه مسدود است