وکیلانه » » وقتي صداوسيما “روحاني”ِ مورد علاقه‌ي خودش را مي‌سازد
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
وقتی صداوسیما “روحانی”ِ مورد علاقه‌ی خودش را می‌سازد
۱۵ام, مرداد ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۹]

مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام که حرف زدن درباره صداوسیما بی فایده است. انتقاد از صداوسیما یک جورهایی هدر دادن وقت شده. به ۲ علت. اول این‌که یک مجموعه باید “پیشرفت و تکامل” در دستور کارش باشد. دوم این‌که دقیقاً به خاطر پیشرفت، معمولاً (!) سازمان‌ها و مجموعات مجبورند گوشی برای شنیدن انتقادات داشته باشد. حالا اگر مثلاً مجموعه‌ی شرکتِ ساخت واشر سرسیلندر تانک‌های چیفتن چنین خصوصیاتی را نداشته باشد مشکل خاصی پیش نمی‌آید. اما نوبر است سازمانی که تمام ماهیت‌ش به مخاطب وابسته است نه گوشی برای شنیدن داشته باشد و نه اراده‌ای برای تکامل.

حکایت صداوسیمای ما حکایتِ شُتری است که در عصر تکنولوژی و ماشین‌های عجیب و غریب دلش خوش است به داشتن کوهان و هنوز دارا بودن کوهانی برای ذخیره‌ی آب را یک امتیاز خیلی ویژه برای خودش تصور می‌کند. لابد در ذهن‌ خودش هم تک تازِ صحراهاست. مشکل اساسی صداوسیمای ما این است که نمی‌خواهد با گذشت زمان به روز شود و همچنان از روش‌های کهنه استفاده می‌کند و بدتر از این، فکر می‌کند هنوز حنای روش‌های کهنه‌اش پیش مخاطبان‌ش رنگ دارد. بنابراین به روش‌های مندرس‌ش می‌نازد و گوش به هیچ انتقادی هم نمی‌دهد. راست‌ش را بخواهید قضیه‌ی “کرم حلزون” تیر خلاصی بود به ته‌مانده‌ی امیدم برای اصلاح در صداوسیما که متاسفانه با الانتوئین فراوان شلیک شد و با چسبندگی فراوان هم فعلاً به مغزم چسبیده. یعنی همه‌اش دارم فکر می‌کنم مغزی که نتواند اثراتِ سوء تبلیغ اینچنینی یک محصول را فهم کند آیا می‌تواند در درک سایر انتقادات به صداوسیما موفق باشد؟

 اما چرا دوباره دست به قلم شده‌ام برای انتقاد از صداوسیما؟
راست‌ش ماه رمضان که می‌شود تنم مورمور می‌کند برای قلقک دادن صداوسیما. وقتی می‌بینم فرصتِ به این بزرگی دیده شدن سرسفره‌ی افطار را اینگونه هدر می‌دهد،  و هر سال بدتر از پارسال،دلم می‌خواهد چیزی بگویم حرفی بزنم. اما دلیل‌ اصلی این نوشته یک تجربه‌ی تلخ است. تجربه‌ی تلخی که در سال‌های آخر ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد چشیدم‌ش. تا قبل از این‌ها هم روش صداوسیما و خیلی از مجموعه‌ها و آدم‌هایی که من برایشان احترام قائل بودم هم همینجور بود اما شاید چون زهر‌ش همیشه روی مخالفان فکری‌م ریخته می‌شد درست درک‌ش نمی‌کرد ولی وقتی نیش‌ش به تن خودم خورد قضیه فرق کرد.

روش صداوسیما این است: انسا‌ن‌ها را اول به زور آنچنان که او می‌خواهد به مخاطب‌ش القاء می‌کند و اگر فردِ مورد نظر امکانِ چنین بهره برداری را نداشت کامل بایکوت می‌شود.

آقای احمدی‌نژاد انسانِ مصادره پذیری نبود. اساساً سیاست سرش نمی‌شد و نمی‌توانست چیزی بگوید که به آن اعتقاد ندارد. شاید هم لجوج بودن‌ش باعث می‌شد برای دلخوشی مخالفان‌ش چیزی نگوید. به همین خاطر صداوسیما در یک مقطعی نمی‌توانست حتی یک جمله‌ی بابِ میلش پیدا کند و با بزرگ‌نمایی آن جمله از دکتر بهره برداری کند. فلذاً مجبور شد کلاً حذف‌ش کند.

اما آقای دکتر روحانی؛ نه که آدم دو رویی باشد. بلکه شخصیت‌ش به گونه‌ای است که هرکسی را به طمع می‌اندازد و یک جورهایی برای مصادره کردن خوش دست است! همین دلیل هم باعث شد در اولین روزهای انتخاب‌ش اصولگرایان توهم پیروزی بردارند. این خصوصیت حسابی به درد صداوسیما می‌خورد. از همان اولین کنفرانس خبری هم شروع شد. وقتی که از حرف‌های رئیس‌جمهور منتخب تنها بحثِ عدم عقب‌نشینی نکردن در خصوص موضوع هسته‌ای را بزرگ‌نمایی کرد. این روش، روش زشتی است اما زشت‌تر این‌که بر اساس همین روش باقی حرف‌ها را هم باید پوشش داد اما به صورت کم‌اهمیت جلوه دادن نه تماماً سانسور کردن! و تلوزیون ما در بخش‌های خبری‌ش حرف‌های آقای روحانی را که قطعاً برای اکثر کسانی که به او رای داده بودند خوش‌آیند بود حذف کرد.

وقتی دو سه مورد دیگر هم این روش برای پوشش سخنرانی های آقای روحانی تکرار شد که هرچه را خودِ تلوزیون می‌خواست درشت می‌کرد و مابقی را حذف نگران شدم اما برای نوشتن در خصوص این موضوع زمانی مصمم شدم که اخبار ساعت ۲ جوری خبر دیدار آقای روحانی با نخست‌وزیر سوریه را پوشش داد که انگار مهم‌ترین کار آقای رئیس‌جمهور در روز اول کاری‌ش اثبات حمایت از سوریه به جهانیان بوده!

البته من فکر نمی‌کنم صداوسیما با چیزی به اسم “روش” آشنا باشد بلکه بیشتر از هول حلیم می‌افتد توی دیگ! بنده خدا فکر می‌کرده روحانی مثلاً مسولان سوری را نپذیرد و حالا که با آن‌ها دیدار کرده ذوق زده می‌شود!

به هر حال هرچه که هست باید دفتر آقای رئیس‌جمهور جلوی این‌کارِ صداوسیما را بگیرد و اجازه ندهد یک روحانیِ غیر واقعی به مردم نشان داده شود.

پیشنهاد من این است: همانگونه که پرداخت‌ن به خبرهای رهبرانقلاب فقط از طریق دفتر ایشان امکان پذیر است و کسی قبل از دفتر، حق انتشار اخبار را ندارد، دفتر رئیس‌جمهور هم می‌تواند خودش خبرهای رئیس‌جمهور را برای صداوسیما تنظیم کند. این کار هم حق رئیس‌جمهور است و هم به نظرم وظیفه‌ دفترش.

 برایم‌ جالب بود که رهبرانقلاب در دیدار با دانشجویان به همین روش‌های زشت رسانه‌ای اشاره کردند:

البته باید واقعیتها را به معناى واقعى کلمه دید، نه آنچه که به عنوان واقعیت القاء میشود. شما جوانها خیلى خوب میدانید؛ در جنگهاى روانى که امروز در دنیا معمول است، یکى از کارها القاى واقعیتهاى غیر واقعى است؛ چیزهائى را به عنوان واقعیت القاء میکنند که واقعیت ندارد؛ شایعه درست میکنند، حرف میزنند، که واقعیت نیست؛ اگر چنانچه کسى چشم باز و بینا نداشته باشد، دچار اشتباه میشود. اینکه ما میگوئیم بصیرت، به خاطر این است. یکى از کارکردهاى بصیرت همین است که انسان واقعیتها را آنچنان که هست، ببیند. در تبلیغات گاهى یک واقعیتى را از آنچه که هست، چندین برابر بزرگتر نشان میدهند؛ در حالى که بعضى از واقعیتهاى دیگر را اصلاً نشان نمیدهند.



۱۹ دیدگاه برای “وقتی صداوسیما “روحانی”ِ مورد علاقه‌ی خودش را می‌سازد”

  1. منتظر گفت:

    آفرین

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۲:

    آقای احمدی نژاد ۲ رو نیست ؟؟!!!!
    عمه من ۱۱ سر قضیه مصلحی ۱۱ روز قهر کرد بعد گفت : نچ ! همه چی آرومه .(شاهدش آقاتهرانی مجلس)و(شاهدش معاون پارلمانی احمدی نژاد)
    ننه آبجی من بود نامه نصبحت آمیز آقارو در مورد مشایی بایگانی کرد تا دفتر آقا مجبور شد نامه رو در اخبار منتشر کنه (شاهدش ابوترابی مجلس)
    خرزوخان بود که علیرغم فرمایشات آقا در مورد آرامش در مملکت می خواست بره زندان اوین بازدید ؟؟؟
    بعد اومد گفت من حامی ولایت فقیه ام

    [پاسخ]

  2. خادم القرآن گفت:

    سلام
    راستش بر حسب تیتر فکر کردم ک میخواید راجع به روحانیون توی سریالهای مناسبتی صحبت کنید :دی

    با این حرفتون موافقم/ اما خب به نظرم دیدگاه مردم نسبت به مسائل مختلف خیلی وقت هست که ربطی به گفته های صدا و سیما نداره
    :/

    [پاسخ]

  3. بابک گفت:

    شما دچار توهم بسیار شدیدی هستید.
    آقای روحانی مثل رهبری چیزی برای نگفتن ندارد.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۳:

    انقدر خوشم میاد از مدل برداشت های اینجوری!! :wink: هنر میخواد

    [پاسخ]

  4. سلام
    +چند سوال از آقای دکتر روحانی پرسیدم…
    منتظرم شما هم نظراتتون رو در این باره بگید…
    یا علی

    [پاسخ]

  5. با اجازه این پستتون رو لینک پیوند های روزانه ام می کنم…استفاده بردیم.یادم هست چند وقت پیش هم یه کلیپ از رضامیرکریمی دیدم که تو برنامه پار ملت چنین نقدهایی نسبت به صدا و سیما داشتن…

    [پاسخ]

  6. جست و جوگر گفت:

    سلام
    معمولا میام نوشته هاتون رو می خونم
    ولی نظر نمی ذارم
    به نظرم ، نظراتتون معقول و منطقیه
    موفق باشید

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    این کار بدترین قسمتش اونجائیه که ما تلاش میکنیم یه چیزایی رو بگیم ولی صدا و سیما یه کاری میکنه رشته های ما پنبه بشه!! خیلی واضح گفتم نه؟!!

    [پاسخ]

  8. AMIR گفت:

    سلام امیر علی خان ۲۸ ساله! تولدت مبارک!
    ۱-در یکی از مقالاتت خواندم که از فیلترینگ انتقاد کرده بودی! پاسخ پرسش های مرا که ندادی هیچ ، کلهم حذف شان کردی!…شما که آمریکا را به رفتار دو گانه متهم میکنید،رفتار خودتان آیا دوگانه نیست؟

    ۲-راستی ، رییس این «سازمانی که تمام ماهیت‌ش به مخاطب وابسته است [و] نه گوشی برای شنیدن [دارد] و نه اراده‌ای برای تکامل» توسط چه کسی انتخاب می شود؟ سران فتنه؟ رییس نهضت آزادی؟ آمریکا و امپریالیسم جهانی؟ یا اسراییل و صهیونیسم بین الملل؟ و یا نکند عمه ی من؟
    حضرتعالی بهتر از من میدانید که رییس سازمان عریض و طویل صدا و سیما یی را که حکایتش «حکایتِ شُتری است که در عصر تکنولوژی و ماشین‌های عجیب و غریب دلش خوش است به داشتن کوهان و هنوز دارا بودن کوهانی برای ذخیره‌ی آب را یک امتیاز خیلی ویژه برای خودش تصور می‌کند.»به فرمان و تشخیص و صلاح دید مقام معظم رهبری منصوب میشود! اگر انتقادات شما وارد است و وضع صداوسیمای ما تا به این اندازه خراب و اسف بار – که البته خیلی بیشتر از این ها که شما بدان اعتراف کردید،چنین است!- پس چرا شما جوری سخن میگویید که گویی ایشان (حضرت آقا تان) در این میانه هیچ کاره اند و هیچ گناهی به گردن شان نیست؟
    شما که برایتان جالب بوده است « که رهبرانقلاب در دیدار با دانشجویان به همین روش‌های زشت رسانه‌ای اشاره کردند» چرا هرگز برایتان عجیب نبوده است که معظم له تنها این سخنان را درباره ی رسانه های غربی بر زبان مبارکشان می رانند و هرگز و هرگز به وجود چنین «روش های زشت رسانه ای» در صدا و سیمای تحت فرمان خودشان اشارتی نکرده و نمیکنند؟؟؟!!!… سوال است دیگر، پیش می آید!…
    یک سوال دیگر: آیا این که ایشان هرگز به محاسن -هرچند اندک- رسانه های غربی اشاره نمی کنند _و از جمله ی آنها پخش سخنرانی امام خمینی در اوج انقلاب از شبکه ی بی بی سی _ و هی از بدی های غرب می گویند ، در واقع همان فرمایش خودشان نیست که « در تبلیغات گاهى یک واقعیتى را از آنچه که هست، چندین برابر بزرگتر نشان میدهند؛ در حالى که بعضى از واقعیتهاى دیگر را اصلاً نشان نمیدهند.»؟؟؟!!!…
    ۳-نوشته بودی به رییس جمهور شدن روحانی خوشبینی! آخر چگونه؟ مگر شما از دوستی نزدیک ایشان با آقایان هاشمی و خاتمی ، دلی پر خشم وکینه در سینه نداری؟!
    ۴-نظرت درباره ی کابینه ی روحانی چیست؟ یک وقت فتنه گری میان شان نیست؟!…
    ۵- چهار سال گذشت! بالاخره یا «میرحسین» مجرم است و یا نیست! اگر هست چرا محاکمه نمی شود و اگر نیست پس به چه جرمی باید در زندان خانگی باشد؟
    ۶-می گویید میرحسین فتنه گر است ؛ پس باطل است و طبیعتا شما بر حق! خب قبول ، اما چرا به این فتنه گر اجازه ی دفاع از خود نمی دهید تا بطلان وی و حقانیت شما یر همگان روشن گردد و جوانک نادان و جاهلی چون من ، از لجنزار جهل رهایی یابد و به اقیانوس نور و روشنایی ولایت مطلقه ی فقیه راه پیدا کرده ، ازین پس وی نیز مذاب در ولایت باشد؟!…شاید شنیده باشی و اگر نشنیده ای بشنو که : علی مطهری_فرزند شهید مطهری_ هم گفته بود: «حداقل باید موسوی و کروبی بتوانند از خود دفاع کنند! »(نقل به مضمون)
    ۷-نوشته بودی که از حکم دادگاه درباره ی قاضی مرتضوی ، ناخشنودی! راستی را ، رییس قوه ی قضاییه را که دیگر عمه ی بنده منصوب نمی کند؟
    امیدوارم این بار دیدگاهم را حذف نکنی و پاسخم را نیز بدهی! به هر حال کسی که بر حق باشد از گفت و گو نمی ترسد!…به تاریخ نگاه کن: چه کسانی صدای مخالفان را نشنیدند؟ ببین استالین و هیتلر و صدام و مبارک و قذافی و خاندان پهلوی کجایند و گاندی و ماندلا و مصدق و شریعتی و بازرگان و طالقانی کجا؟!…و ابولهب و معاویه و یزید کجا و محمد و علی و حسین کجا؟ و بنگر تو خود، و نیز حضرت آقایت کجایید!…
    بیا و مردانگی کن این بار پاسخم را بده!…

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۳۴:

    علیکم الســلام امیرجان
    ۱٫ من کامنتی از شما رو حذف نکردم. شاید مشکلی بوده و ارسال نشده.
    ۲٫ درباره اینکه انتقاد از مجموعه‌های زیرنظر رهبری انتقاد از رهبری هست چرا که زیرمجموعه‌ش هستند بارها گفته شده که اینجور نیست و وقتی کسی منصوب می‌شه قرار نیست دیگه ازش انتقاد نشه. حتی وقتی امامِ معصوم هم کسی رو منصوب می‌کنه میشه ازش انتقاد کرد و ممکنه اشتباه کنه. مثل کارگزارانِ زمان امام علی. حتی خود رهبری هم انتقاد می‌کنه از صداوسیما http://kistiema.blogfa.com/post-117.aspx
    ضمن این‌که متن حکم رهبری برای آقای ضرغامی حاوی یه ضرب‌العجل دو ساله‌اس. می‌تونید تو حکم رو سرچ کنید و بخونید. البته به نظرم سختگیری لازم در این خصوص مفید نبوده و نتیجه خاصی نداشته.
    ۳٫ درباره خوش بین بودن به آقای روحانی، وظیفه ما خوش‌بینی هست مگر این‌که خلاف‌ش ثابت بشه. حالا درسته شاید در گذشته یک مسائلی بوده ولی ملاک حالِ فعلی افراده :) درباره کابینه اما فرق داره. چون کابینه حاصل رای مستقیم مردم که نیست و کسانی مثل آقای زنگنه واقعاً حرف دربارشون هست.
    ۴٫ بقیه رو نمیدونم ولی من هنوز میرحسین موسوی تو حصر نرفته بود گفتم باید محاکمه بشه یا آزاد و حالا این وضعیت‌ش درست نیست

    [پاسخ]

  9. مرسی گفت:

    میگم حالا که روحانی اومده یه سر به روزنامه های صهیونیستی بزنید ببینید چه عزایی گرفتن از رفتن احمدی نژاد. همش دارن بال بال میزنن میگن این همون احمدی نژاده کسی هم قبول نمی کنه.
    “نظرش نزدیک به نظر آقا” خیلی به ملت یهود کمک کرد. یهوه خیرش بده. :mrgreen:

    [پاسخ]

  10. محمدحسن گفت:

    یه هدف صدا و سیما برجسته کردن نکات مثبت رییس جمهور منتخبه. اگه توی این زمینه زیاده روی نشه اشکالی نداره. چون صدا و سیما مخاطب عام داره و باید مصالح عام جامعه رو در نظر بگیره.
    نکته مستتر توی حرف شما اینه که باقی مواضع اعلامی آقای روحانی چیزی نیست که پرداختن صدا و سیما به اون مفسده ای ایجاد بکنه.
    در جواب جناب مرسی:
    لطف کنید چهارتا لینک بزارید ببینیم کجا صهیونیست ها از رفتن دکتر احمدی نژاد عزا گرفتن؟
    بگو از اومدن روحانی عزا گرفتن. اونم به قول فرمایش خودت برای اینکه “اینم توی مواجهه با اسرائیل همون احمدی نژاده.”

    [پاسخ]

  11. محمدحسن گفت:

    راستی دم رسایی و زاکانی گرم.
    جفت شون قشنگ صحبت کردن.
    به خصوص از اون جمله رسایی خوشم اومد:
    «آقای رییس جمهور، تا زمانی که در خط اصول باشید از شما حمایت می کنیم … حتی اگر به ما بگویند وکیل الدوله.»
    ایضا حتی اگر به ما بگویند فتنه گر و موسوی چی و غیره.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۴:

    ما مخلص حضرت آقا هم هستیم اما.
    عبید زاکانی بهتره بره پولایی که از سازمان تبلیغات گرفته رو بشوید و رسایی هم بره بن های کتاب میلیونی که در ارشاد قم هپولی کرد ماله بکشه ایضا .
    می دونم نمایش نمی دی اما …..

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۳۵:

    من نمایش می‌دم اما تو هم دلیل داری؟ سند داری؟

    [پاسخ]

  12. سلام.

    +و سلامی دوباره جناب دکتر روحانی…

    می دانم…

    پس…

    به روزم و منتظر نظر ارزشمندتون…

    [پاسخ]

  13. ناشناس گفت:

    آورین . شما شعر هم می گید ؟

    [پاسخ]

  14. AMIR گفت:

    سلام!
    ۱- که از این که می بینم در گفت و گو باز است ، بسیار خوشحالم و از این مهم تر ، این که در خیل بسیجیان و ولایتمداران و حزب اللهی ها ، کسانی چون شما نیز پیدا می شوند که اهل منطق اند -و نه تکفیر و تفسیق و «مرگ بر منافق» گفتن و باتوم و قمه و فحش ناموس دادن و تجاوز کردن و …- ، خداوند را صدهزار بار سپاس می گویم.

    ۲- دوست عزیز ! من نگفتم چرا شما از صدا و سیمای منصوب آقای خامنه ای انتقاد کرده ای ؛ بلکه پرسش من این بود که چرا ایشان صدا و سیما را به دست کسی سپرده که «نه گوشی برای شنیدن [دارد] و نه اراده‌ای برای تکامل»؟
    یک مثال میزنم تا کمی روشن تر شود: فرض بفرمایید همین فردا وزارت ارشاد دولت روحانی ، سایت جنابعالی را فیلتر کند. آیا شما نمی آیی یقه ی وزیر ارشاد را بگیری که : چرا حق بدیهی من را که همانا آزادی بیان است از من گرفته اید؟ اگر وزیر ارشاد « نه گوشی برای شنیدن داشته باشد و نه اراده ای برای تکامل» ، آیا نمی آیی از جناب دکتر روحانی گریبان چاک کنی که : چه شد آن همه دم از آزادی و حقوق شهروندی و دموکراسی زدن ؟ آیا روحانی به عنوان یک «مسئول» نباید پاسخگو باشد و نباید : اولا ، دستور برداشتن فیلترینگ از سایت جنابعالی را بدهد ؛و دوم اینکه ، به وزیرش تذکر دهد و اگر خدای ناکرده وزیر باز به کار خویش ادامه داد ، وزیر «بی گوش برای شنیدن و بی اراده برای تکامل» را برکنار کند و انسان شایسته ای را جایگزین نماید؟
    آیا مثل روحانی و جنتی (وزیر ارشاد) ، همان مثل آقای خامنه ای و ضرغامی نیست؟
    نکته ی دیگر : بله … در نهج البلاغه ، مولایمان علی بارها و بارها در اثر گلایه مردم نسبت به برخی کارگزاران ، به آنها (کارگزاران منصوب خودش) نامه نوشته و آنها را توبیخ و سرزنش کرده و حتی شاید برکنارشان نموده است … و حرف من هم دقیقا همین است؛ امام معصوم با شجاعت کامل ، منصوب خود را نقد،توبیخ و یا حتی برکنار میکند و این کار را با عصمت خود و دروازه ی دانش بودن خود در تناقض نمی بیند؛ اما دریغا از یکبارکوتاه آمدن از رای از سوی جناب ولی فقیه که ان شاءالله گمان نمیکنم شما یه عصمت و یا دروازه ی علم بودن ایشان اعتقاد داشته باشید.
    علی به مالک میگوید:«به مردم نگو به من فرمان دادند و من نیز فرمان می دهم، پس باید اطاعت شود!» حال پرسش این جاست که« خامنه ای که خمینی دیگر است و ولایتش ولایت حیدر است!» چرا هرگز به ضرغامی ای که «نه گوشی برای شنیدن [دارد] و نه اراده‌ای برای تکامل» نمی فرماید که :« گوش شنیدن داشته باش و اراده ی تکامل! » ؟!…
    در ضمن من نفهمیدم «البته به نظرم سختگیری لازم در این خصوص مفید نبوده و نتیجه خاصی نداشته.» یعنی چه ؟

    ۳ – دقیقا همین حرف های بالا درباره ی ضرغامی را میشود درباره ی آملی لاریجانی نیز گفت ! وی نیز منصوب حضرت آقای شماست.
    شما گفته ای : «و حالا این وضعیت‌ [میرحسین موسوی] درست نیست» …خب می توانم بپرسم چه کسی در بوجود آمدن این وضعیت مقصر است ؟ آیا جناب آملی لاریجانی نباید پاسخگو باشد؟
    حضرت آقا هم که حتما نخودی هستند؟! چطور است ایشان میتوانند در کار جناب احمدی نژاد دخالت کنند و حیدر خان مصلحی را بر وی تحمیل نمایند ؛ اما نمیتوانند در کار کسی که خودشان نصب نموده اند -یعنی جناب آملی لاریجانی- کوچکترین نظری دهند یا انتقادی کنند و بر بیدادی که در دستگاه قضا میرود -و حتی صدای علی مطهری را هم درآورده است- چشم هایشان را بسته و مهر خاموشی بر لب هاشان زده اند؟!…
    اصلا ولی فقیه چه کاره است؟ آیا اگر مرتضوی جنایتکار ، ۲۰۰ هزار تومان جریمه شود ، ایشان نباید به حکم دستگاه قضایی خود انتقاد کند؟ آیا ولی فقیه که ولایتش همان ولایت رسول الله است حق دارد در برابر ستم و بی عدالتی سکوت کند؟!…
    ۴ – شما گویا هنوز هم طرفدار احمدی نژاد هستید!… البته من از برخی کارهای وی دفاع میکنم از جمله : انتخاب اولین وزیر زن و صدای مراجع متحجر قم را درآوردن و یا اینکه میکوشید امام زمان را نه خونریز که مهرپرور و دادگستر بشناساند و … اما ان شاءالله داستان هاله ی نور را که دفتر جوادی آملی آن را تایید کرد و جناب محمود خان ، تکذیب ، که فراموش نکرده ای؟! برای دروغگویی ایشان چه توجیهی دارید؟ راستش را بخواهید من شما را انسانی راستگو و درستکار یافته ام !
    درواقع اگر نقد های شماره ۲،۳ و۴ برای شما قانع کننده باشد،این بدان معنی است که در حکومت جمهوری اسلامی آزادی ، عدالت و راستی هرگز جایی ندارد!…و اگر قانع کننده نباشد ، بدیهی است که من چشم به راه پاسخ های درخوری هستم!…
    امیدوارم این گفت و گو همچنان ادامه داشته باشد و هم من را و هم شما را به سوی حقیقت اندکی نزدیکتر سازد.
    ببخشید که سخن باز به درازا کشید!…

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: