وکیلانه » » ما ايراني‌هاي با عرض پوزش مُهوع
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
ما ایرانی‌های با عرض پوزش مُهوع
۲۷ام, مرداد ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۴۵]

این روزها رقم دوستانی‌م که مثل خودم دست و دلشان به نوشتن نمی‌رود از تعدادِ انگشتانِ یک دست فراتر رفته و این موضوعی را که توی ذهنم بود درباره‌ی علتِ عدم‌ تمایل به نوشتن تقویت کرده. در حالی که نوشتن کار سختی نیست. وقت نداشتن برای نوشتن هم فقط بهانه‌اس. حالا درباره روزنامه‌نگاری‌ بله، اما دستِ‌کم وبلاگ‌نویسی کاری است که نه حساسیتِ خیلی خاصی روی کلمات طلب می‌کند و نه آپ کردن وقت زیادی می‌گیرد. به نظرم بد نیست طرحی بحثی باشد درباره این موضوع. که چرا ولع‌ِ سال‌های نه چندان دور برای نوشتن حالا تبدیل شده به این بی‌میلی. هرچند موضوع صریح است و گزنده و شاید توهین‌آمیز! و البته شاید غلط.

حرف این‌جاست که هم اسلام (بخصوص تشیع) پیروان خود را از خنثی بودن در قبالِ‌ وقایع اطراف‌شان بر حذر کرده هم انسانِ مترقیِ امروز، بی‌تفاوتی درباره اوضاع پیرامونش را نمی‌پسندد. پس این خیلی خوب است که اکثر قریب به اتفاق جامعه‌ی ما درباره موضوعاتِ داخلی کشور و حتی خارج از کشور واکنش نشان می‌دهند و اطلاع دارند. (این در مقایسه با برخی کشورهای دیگر بیشتر خودش را نشان می‌دهد. مثلاً‌ چند سال پیش نتایج یک تحقیق نشان می‌داد که تعداد قابل توجهی از مردم امریکا نمی‌دانند کشوری مثل ایران، یا افغانستان یا عراق در کجای جهان واقع شده‌اند! و خوب این‌ کشورها، کشورهایی هستند که امریکا به آن‌ها لشکرکشی کرده یا مدام درباره آن‌ها حرف می‌زند).

اما متاسفانه جنسِ واکنشِ مردم جامعه‌ی ما در قبال وقایع اطرافشان فقط حرافی‌ است. بخصوص در سال‌های اخیر این حرف زدن‌های مدام درباره سیاست، حقوق، اقتصاد، فرهنگ، ورزش، طبعیت و هرچیز دیگری که فکرش را بکنید مُهوع شده.

گاهی افراد درباره‌ی چیزی حرف می‌زنند که در آن تخصص دارند یا دستِ‌کم از آن اطلاعاتِ کافی دارند، تازه با اطلاع کافی و یا تخصص حرف‌شان را به عنوان یک نظریه بیان می‌کنند.

اما ما ایرانی‌ها این سال‌های اخیر بدون کمترین تخصص با کمترین اطلاعات (صرفِ کسبِ یک خبر در حد تیتر) قاطعانه‌ترین اظهارنظرها را داریم، قاطعیتی که هرگونه اظهارنظرِ مخالفی در مواجهه با آن ممکن است به خشونت کشیده شود.  لطفاً مرور کنید مهمانی‌های خانوادگی این سال‌های اخیر را!

حالا باز تا این‌جا هم یک جورهایی قابل تحمل است. اما اوضاع از وقتی غیرقابل تحمل می‌شود که این حرف‌زدن‌ها درباره‌ی همه چیز نه برای رسیدن به یک نتیجه، یا کسب دانایی بلکه به ابزاری برای فخرفروشی تبدیل شده. و دقیقاً به همین دلیل هرگونه پذیرشِ اشتباه ناممکن شده. یعنی اگر فرد بپذیرد که در اظهارنظر اشتباه کرده، در واقع تحقیر را پذیرفته. مثل بحث‌های دخترانه و حتی پسرانه درباره پذیرش اصل و بدلی بودن طلا یا ساعت یا ادکلن.

یعنی چایی محفل مهمانی که رسید (حالا هرمهمانی از پاگشای تازه عروس گرفته تا ختنه‌سوران تا یک مهمانی ساده‌ی خانوادگی) کافی است به نحوی از انحا بحث شروع شود، بلافاصله عین مشاعره هر موجود زنده‌ی آن محفل شروع می‌کند به اظهار نظر، بلکه بهتر است بگوییم به فخرفروشی که من اطلاعات خفن‌تری دارم یا تحلیل ناب‌تری.

یک‌جورهایی آن‌طرف برخی زن‌ها درباره‌ی طلاهای‌شان به هم فخر می‌فروشند و این طرف برخی مرد‌ها درباره اطلاعات و تحلیل‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی و الی‌آخر…

بعد می‌بینی بحث از تحلیل علل پیروزی والیبالیست‌ها شروع شده، کشیده شده به رای صلاحیت وزرای آقای روحانی و ختم شده به اظهار تاسف پیرامون وقایعِ تلخ مصر. و این، بد است.

بد است که مردمانِ کشور ما بیشتر از آن‌که بخواهند گوش و چشم باشند، دهن شده‌اند. (بی‌بروبرگرد یک نفری پیدا می‌شود اینجای متن را که خواند بگوید شما می‌خواهید مردم کشور چشم و گوش و دهن بسته باشند!) این بد است که مردم کشور ما وقتی یک خبر را می‌شنوند دنبال صحت و سقم خبر در حد یک سرچ ساده توی نت یا روزنامه‌های متنوع که نمی‌روند هیچ، اگر خبر باب میل‌شان و تایید کننده‌ی نظریات‌شان بود تحت هیچ شرایطی برای‌شان پذیرفته نیست که آن‌ خبر ممکن است کذب، یا یک طور دیگری باشد.

بدی‌ش این که این وسط، انسان‌های آگاه عموماً سکوت را بر اظهارنظر در چنین مجالسی ترجیح می‌دهند. پیش خودشان می‌گویند چه فایده. این‌ها دنبال حقیقت که نیستند فقط می‌خواهند اظهار فضل کنند.

نه که بگویم من انسان آگاهی هستم ولی به عنوان یک کاربر شاید حرفه‌ای فضای مجازی که درباره‌ی اخبار دستِ‌کم چندلینک بیشتر از دیگرانِ فضای مجازی ندیده کلیک کرده‌ام ترجیح می‌دهم توی مهمانی‌ها با پیرمردان یا کودکان هم‌صحبت شوم و چقدر این لذت‌بخش تر است.

اگر اصلِ مشکل را قبول داشته باشید، برای اصلاحِ این رفتار چند راه‌کار به ذهن‌م می‌رسد:

۱) اگر در جمع به یک آدم سیاسی معروف هستید، سعی کنید توی مهمانی‌ها بی‌تمایل به بحث‌های سیاسی باشید و بیشتر مهربانی، حرف‌های خودمانیِ غیرسیاسی اجتماعی را ترویج کنید. تا اندکی از این تب بکاهید.

۲) فرهنگ روزنامه خوانی را ترویج کنیم. به نظرم شبکه‌های ماهواره‌ای اکثراً ترویج بی‌فکری می‌کنند در حالی که اکثر روزنامه‌های اصلاح‌طلب کشور ترویج تفکر. هیچ چیزی بهتر از این نیست که مردم یک کشور متفکر باشند، حتی اگر تفکرشان با تحلیل‌های غلط همراه باشد بهتر است تا بی‌تفکر حرف درست بزنند.

 از چندین دکه‌ی روزنامه فروشی تحقیق کردم. توی شهرِ حدود هفتصد‌هزارنفریی مثل دزفول روزانه نهایت ۱۰ یا به سختی ۲۰ روزنامه شرق، یا بهار فروخته می‌شود. یک روزنامه فروش توی برنامه‌ی صبحگاهی ویتامین ۳ هم می‌گفت توی تهران روزی نهایت ۱۰ شرق یا بهار بفروشد، اگر باقی روزنامه‌فروشی‌های تهران و کشور هم اینجوری باشند، اوضاع بد است. در حالی که این روزنامه‌ها روزنامه‌های خوبی هستند.  یعنی همانطور که گفتم خیلی بهتر از بی‌بی‌سی و من‌وتو این‌هان و حرف‌های جدی‌تری می‌زنند. چند وقتی است خانه‌ی اقوام و دوستانِ نزدیکِ مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی که می‌روم یک شرق یا بهار با خودم می‌برم. مثلاً توی ماشین جامانده و آورده‌ام اینجا بخوانم.

۳) فرهنگِ اظهار نظرِ غیرقاطعانه را ترویج کنیم. سعی کنیم همیشه یک “شاید” یا “حالا این نظرِ منه” یا یک همچین چیزی که نشان دهنده‌ی طالب تکامل بودن است را اول حرف‌هایمان تکرار کنیم.

اگر به نظرِ شما این مشکل وجود دارد، راه‌کارِ دیگری به ذهن‌تان می‌رسد؟

 # دو ماهِ آخر سربازی مقداری سخت شده. یک ماه و چند روزِ دیگر هم انشاالله مراسم عروسی‌م هست و درگیر ساخت و ساز خانه و سایر کارها هستم. خلاصه این‌که اگر دیر آمدم مَعقود بودم! (معقود = سربازِ عقد کرده‌ی عروسی نزدیک!) :)



۴۵ دیدگاه برای “ما ایرانی‌های با عرض پوزش مُهوع”

  1. م.رضوی گفت:

    سلام
    این اظهار نظر کردن های بدون علم ما ایرانی ها واقعا دردآوره! چه از نظر تاثیری که روی این دنیامون میذاره نگاه کنیم، و چه از نظر تاثیر اخرویش!
    بعد این اظهار نظر بدون علم رو بذاریم کنار علاقه ما ایرانی ها به ایراد گرفتن، واقعا معجونی میشه برای خودش!
    دقت کردین همین اظهار نظرها هم اکثرا منفی ان نه مثبت؟ یعنی کل صحبت های رد و بدل شده توی جمع های مختلف رو بررسی کنیم درصد بیشترش انرژی منفی میدن. همه چیز و همه کس یه ایرادی دارن و هیچی خوب نیست!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۱:

    دقیقاً :)

    [پاسخ]

  2. م.رضوی گفت:

    “آن‌طرف برخی زن‌ها درباره‌ی طلاهای‌شان به هم فخر می‌فروشند”
    واقعا؟ من تا حالا ندیدم:) درباره همون اطلاعات دیدم فخرفروشی کنن ولی طلا نه!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹:

    برخی!

    [پاسخ]

  3. انتظاری ناتمام گفت:

    باسلام. :-)
    خدا خیرتون بده گل گفتید این آقایون سیاسیون تو مهمونی های ماه رمضون اعصاب برا ما نذاشتن که فکرشو کنید چهارتاعمه ,دوتا عمو ؛پدربزرگ ؛یکی خودمون.دوتا خاله؛سه تادایی؛مادربزرگ؛یکی خودمون شانس آوردیم بقیه نبودن :x هرچند من از بحثهای سیاسی حالم بد میشه ولی به نظر من تو این زمینه سکوت بهترین جوابه چون نه اعصاب ما خورد میشه نه طرف مقابل.
    پیاپیش عروسیتون مبارک.ایشالله خوشبخت بشید. :-)

    [پاسخ]

  4. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    متاسفانه این بلا سرمون اومده. وای وای از این مهمونیها. خسته کننده، اعصاب خورد کن، کاش بابا راجع به طلا جواهرشون فخر میفروختن، همه خودفروشی اطلاعاتی میکنن!!
    خیلی موافق راه حل اول هستم. بهترین راهه. اما نکته جالب اینه که یکی مثل من که تا حالا توی یک بحث خانوادگی هم کوچکترین اظهار نظری نکردم، معروفم به اینکه سیاسی ام! بعد اونایی که دائم درباره همه چیز اظهارنظر میکنن، کول و باحال و اینان!! :wink:

    [پاسخ]

  5. محمدحسن گفت:

    الحمدلله فامیل های ما اهل بحث سیاسی نیستن.
    خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
    من هر موقع با این فضاها رو به رو می شم از همین راهکارهای شما استفاده می کنم. توی مواقع خاص (دم انتخابات و …) هم فقط رای ام رو میگم و تمام.
    با کسی باید بحث کرد که شرایطش رو داشته باشه.
    خیلی از مردم همین جوری یه حرفی میندازن وسط که اختلاط کنن. اینکه حرف چیه و چقدر درسته موضوع دومه!
    راستی امیرجان
    الان تو هم مثل من احساس راحتی می کنی؟
    من که از وقتی دکتر احمدی نژاد رفته وقتی توی جمعی سیاسی و مخالف قرار می گیرم دیگه از یمین و یسار مورد حمله نیستم!
    روحانی مچکریم!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۹:

    همین و بگو! تازه میشه کلی هم ژست اپوزیسیون گرفت و به زمین و زمان انتقاد کرد دیگه هم احمدی نژادی نیست ک همه مشکلات رو بندازن گردنش :)

    [پاسخ]

    فاطيما پاسخ در تاريخ شهریور ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶:

    خیلی خیلی احساس راحتی می کنم. مخصوصاً عاشق تریب اپوزیسیونم w)

    [پاسخ]

  6. افشینـ.الف گفت:

    خیلی خوب گفتید…
    …مچکریم.
    پیشنهاد من اینه که هرکسی از خودش شروع کنه
    من از خودم شروع کردم و همواره قبل از اینکه برا وبلاگت نظر بزارم، دوستانم رو دعوت به پیگیری وبلاگ شما کردم. در حالی که معمولا با برخی از حرفات همسو نیستم.
    کم نظر گذاشتم اما باز هم ازت تشکر می کنم، تو این دو سال کلی تفکر کردم پای وبلاگت !

    #انشالله مبارک باشه .

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۹:

    لطف داری شما، مچکرم

    [پاسخ]

  7. سلام
    +با وصفی زیبا درباره رهبر به روزم…

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۰۶:۰۴:

    خوش به دلت، ماشاءلله معلومه دنیا رو آب ببره تو رو خواب می بره.

    [پاسخ]

  8. نکات بسیار خوبی را هم اشاره کردید هم تذکر دادید…نکاتی که یادمان رفته بود:(
    فرهنگِ اظهار نظرِ غیرقاطعانه را ترویج کنیم. سعی کنیم همیشه یک “شاید” یا “حالا این نظرِ منه” یا یک همچین چیزی که نشان دهنده‌ی طالب تکامل بودن است را اول حرف‌هایمان تکرار کنیم.

    [پاسخ]

  9. یه ایرانی گفت:

    سلام،
    این راهکارها خوبن و من به شخصه سعی خواهم کرد به کار ببرمشون.
    ولی تا موقعی که مرغ صدا و سیما یه پا داره اصلاً اوضاع بهتر نخواهد شد.
    از نحوه پوشش اخبار، عدم بی طرفی و اکثراً جانبداریها و هدفدار بودن برنامه های سیاسی و …. بگیر تا مسئله پیش پا افتاده ای مثل نشون ندادن سازهای موسیقی، که حتماً زشت تر و کریه تر از قیافه نتانیاهو هستن که هر روز تو تلویزیون میبینیمش.
    مطلب بعدی هم عدم صداقت اکثر مسئولین با مردمه… و اینکه هر کی که به منصبی میرسه هر کاری دلش میخواد میکنه، خوب قاطبه مردم هم هوا ورشون میداره که بابا پس وقتی هر…
    ای آقا بگذریم

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۵:

    امیرخانی یه کتابی داره به اسم نفحات نفت. این کتاب به نظرم بهترین کتابِ امیرخانی و بلکه با جرات می‌تونم بگم بهترین کتابی هست که من تا حالا از هر نویسنده‌ای خوندم. اونجا یک مثالی داره دقیقاً در مورد همین موضوع که چرا مردم ایران این‌همه از سیاست حرف می‌زنن:

    “مسافرانی را فرض کنیم که در اتوبوسی نشسته اند. هر کدام در حرفه ای شأنی دارند و صاحبِ جای گاهی هستند. شاید بسیاری از ایشان هم شأنی والاتر داشته باشند از شأنِ راننده ای که هدایتِ اتوبوس را بر عهده دارد. در طیِ مسیر هر مسافری به طورِ طبیعی در دنیای ذهنی و حرفه ای خود سیر می کند و با کنار دستی از همان دنیای تخصصی حرف می زند؛ دنیای اقتصاد و کسب و تجارت، دنیای فن و فن آوری، دنیای تعلیم و تربیت، دنیای علومِ انسانی و فلسفه، دنیای هنر و ادبیات… آیا کسی راجع به اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به راننده گی اتوبوس صحبت می کند؟ راجع به راننده ی آن صحبت می کند؟!
    حالا فرض کنیم طیِ همان مسیر، راننده ی اتوبوس محکم بزند روی ترمز و کمی هم اتوبوس برود توی شانه ی خاکی و گوشه ی سپر هم بگیرد به گاردِ کنارِ جاده… دیگر آیا کسی حاضر است راجع به دنیای ذهنی و حرفه ای و تخصصیِ خود حرف بزند؟ گیرم که بالاترین متخصصِ علوم هسته ای باشی، وقتی در اتوبوسی نشسته ای که راننده ناشی است، حکماً فقط راجع به راننده گی اظهارِ نظر خواهی کرد. آیا در میانِ اضطرابِ اتوبوس و جاده فرصتی برای ورود به دنیاهای ذهنی و تخصصی باقی می ماند؟ وای به روزی که هر مسافری احساس کند که ولو با گواهی نامه ی پایه ی دوم، یا اصلاً بدونِ گواهی نامه، دست به فرمان بهتری دارد نسبت به راننده ی اتوبوس…”

    [پاسخ]

  10. ناشناس گفت:

    سلام

    من آخر نفهمیدم شما دزفول هستید یا تهران؟؟؟
    اگه تهران هستید که اینجا نمیشه خونه ساخت!
    اگه دزفول هستین پس چجوری از دیوار سفارت بالا رفتین؟؟!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۷:

    تهران بودم، حالا دزفولم. البته دقیق‌ترش می‌شه این‌که تو راه دزفول تهران‌م هم‌ش :)
    البته تو تهران‌م می‌شه خونه ساخت ها! احمدی‌نژاد ساخته

    [پاسخ]

  11. مرسی گفت:

    امیر علی داری منحرف میشی آ.
    روزنامه ی شرق چیه؟
    میدونی شیطان قدم به قدم آدم رو از راه راست منحرف میکنه. به جای اینکه پیشرفت کنی داری پسرفت می کنی. دل آقا از دست امثال تو که روزنامه های اصلاح طلب میخونید خونه؟ فکر کردن و خوندن مطالب متفکرانه اگرچه جذاب هست ولی دام شیطانه. مراقب باش که مصداق “زینا لهم اعمالهم” نشی.
    توبه کن و یه مقدار به سخنرانی های حاج آقا پناهیان، مصباح، رسایی و کوچک زاده گوش کن. سعی کن از فکر کردن دوری کنی و برگردی به دامن ولایت.
    “الله الله مبادا به فکر کردن آلوده شوید، همانا شما از مغضوبان ولایت فقیه خواهید بود.”

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۴:

    من رفیقِ‌ حزب اللهیِ متحجر زیاد دارم؛ با برخیاشون ی چند وقتی که چرخیدم از آک‌بندی خارج شدن، می‌گم تو هم بیا ی چند وقتی با هم بچرخیم از این آک‌بندی خارج بشی. ها؟
    یعنی قشنگ تو ده پونزده‌سال پیش سیر می‌کنی.
    ولی خداییش سطح آشنایی‌ت با آیات و روایات برام جالبه. آفرین. :)

    [پاسخ]

    مرسی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۳۹:

    اگر به همین منوال پیش بروی کارت به جایی خواهد رسید که ولایت فقیه را ام الفساد خطاب خواهی کرد. مراقب باش که پنجره ی فکر را باز نکنی و نگذاری سوال در ذهن ت شکل بگیرد که راه شیطان از همین جا آغاز شد. کتاب ها را (جز حلیه المتقین) دور بریز و از روزنامه ها جز کیهان را مخوان. باشد که خداوند تو را از حزب اللهی ها قرار دهد.

    [پاسخ]

    عشقستان اسماعیل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۰:

    سلام
    عجب نصیحتی:)
    گوش نکنی باختی آقای صفا:)
    چه جالب نمی دانستم سوال راه شیطان است :o

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۲:

    خدا نکنه همه مخالفین مثل شما فکر کنن که در اون صورت رسما توی ایران جنگ داخلی اتفاق میفته! عین کشور خودت!
    داداش بدجور بیرون باغ تشریف داری.
    این چیزهایی که امیرعلی گفته وضعیت عادی بچه های تحلیلگر ماست. اصلا مگه غیر از این هم میشه؟
    ینی جدا فکر می کنی که بچه های ما نخونده و ندیده با فلان جریان مشکل دارن؟
    برات متاسفم. و برای خودم که یه همچین مخالفی دارم.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۷:

    من تقریبا از سال ۸۸ دارم این وبلاگ و دنبال میکنم
    حق با مرسی هست
    آقای صفا افکار شما داره ذره ذره عوض میشه
    فکر میکنم منتقدان که اینجا مینویسن یا تو جاهای دیگه مثل شبکه های اجتماهی داره افکار شما رو تغییر میده
    فکر کنم دوستان تو این کار موفق بودن تونستن شما رو منحرف کنند
    انحراف دقیقا در سوال پرسیدن و فکر کردن بوجود میاد..

    [پاسخ]

  12. افشینـ.الف گفت:

    پیشنهاد دوم:
    “فرهنگِ اظهار نظرِ غیرقاطعانه ” با اضافه کردن جمله‌ی “این نظرِ منه، شما چطور؟…” می تواند به عنوان یک ابزار برای دست یابی به اهداف استراتژیک باشد
    /
    ^نقد مثبت : در سطح عموم مردم ، یک صنف خاص ، یک طبقه مدیریتی دولتی یا خصوصی و یا هر گروه هم تراز … باعث بالا رفتن تعامل و پذیرش دیدگاه های متفاوت در یک حوزه ی تخصصی یا عمومی خواهد شد. رایزنی و مذاکره معنی دار می شود. فرصت تفکر و بیان نقدهای مختلف وجود دارد. بعلاوه چون افراد نسبت به یک موضوع خاص (در جامعه یا در حیطه ی شخصی و تخصصی خود) با آگاهی صحبت می کنند حواشی ، باعث انحراف از موضوعِ موردِ تعامل نمی شود
    /
    ^نقد منفی : بسیاری از سیاستمداران، بیزنس من‌ ها و افراد ، حرف های اعتقادی، اصول و راهبردی خویش را در قالب نظرات شخصی بیان می کنند (درحالی که حرف اصلی خودشان را گفته اند).
    مثلا ؛ این موضوع زمانی حائز اهمیت است که یک سیاستمدار یا یک مدیر بخش اجرایی ، در تعارض با برنامه های از پیش تعیین شده انجام وظیفه می کند. ترجیح منافع شخصی در عمل ، تفسیر متفاوت از قانون و دور زدن موانع قانونی (در حرف موافق در عمل مخالف) و …
    /
    ^^بیشتر بخوانید: انتشار ایمیل های استیو جابز (اپل!) با جیمز مرداک (ناشر کتاب الکترونیکی) ؛ درباره ی افزایش قیمت کتاب ها در فروشگاه آیتیونز اپل
    به طور خلاصه : در این مذاکراتِ ایمیلی، استیو همه ی تلاش خود را برای متقاعد کردن جیمز می کند و در پایان صحبت از جمله ی “این نظرِ منه، شما چطور؟…” به خوبی استفاده می کنه .
    در حالی که سه سال از این نامه نگاری ها می گذرد و نیز پس از مرگ جابز ، هم اکنون اپل متهم به تبانی و دور زدن قانون به نفع انحصارگرایی خویش شده است !
    لینک مطلب:
    http://www.shabanali.com/en/negotiation-tips-from-email-exchange-between-steve-jobs-and

    [پاسخ]

  13. بنیامین گفت:

    با سلام
    به وبلاگ حقیر سر بزنید و ۲ نامه را که نوشته ایم در صورت امکان امضاء کرده و به دیگر دوستان فضای مجازی نیز اطلاع دهید که امضاء کنند. نامه اول خطاب به دکتر احمدی نژاد و تقدیر از زحمات ۸ ساله ایشان می باشد. نامه دوم خطاب به رییس قوه قضائیه در راستای محاکمه فتنه گران دروغگوی سال۸۸ و دشمنان رای ملت می باشد که متاسفانه ۴ سال است به دلایل نامشخص به تاخیر افتاده است. منتظر حضور و همکاری شما

    [پاسخ]

  14. عبدالله گفت:

    یا وارث
    سلام بر اهالی باصفای جزب الله.
    متن را روزی قبل تر خوانده و در هر چرخش گردالی چشم با خود آهی کشیده که گمان می رود معنایش تصدیق باشد و بعد مخ رقص کنان همی گشت گردِ متن چونان سال هایی که خلق الله از سوالات همین مخ دیوانه شدند و مخ می خندید که آیا شود با هم فکر کنیم و به جای غر زدن، چارتا مسئله ی درست و درمون مطرح کنیم و البته در سیاست جزء ساکتین بوده و او را سیاسی می خواندند لابد بر مبنای افعال معکوس و گاهی هم مخ خود را به تعطیلی زده و با دل به سراغ چارتا بچه رفته تا از سر و کول خانه بالا روند…
    یا حق

    [پاسخ]

  15. عبدالله گفت:

    یا وارث
    بزرگی می گفت این قلم که ننویسد خشک می شود.
    مدتی است به سوف سوف افتاده قلم برای شروع و شروع چه سخت است.
    اصلا خودم رو میگم.می خواستم روزنوشت بزنم یه خط:
    آیا سوف سوف کار خوبی است؟

    بعد هم در بروم چو آنان که خورده و برده اند و صاحبش هم تو زندانه!
    یا حق

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۶:

    سلام
    نظر حقیر این است که سوف سوف در امر شریف روزنوشت خیلی بسیار کار بدی بوده و اصلا به صلاح نیست! لذا هرچه سریعتر عمل سوف سوف را کناری نهاده و به نوشتن روزنوشت اقدام فرمایید. قبلا از همکاری صمیمانه و دلسوزانه شما سپاسگزاریم.
    با تشکر.
    افق!

    [پاسخ]

  16. عبدالله گفت:

    یا وارث
    ضمن عرض تبریک آمادگی خود را برای بستن چراغ ها،آب آوردن با آبکش و هر گونه عملگی اعلام می کنیم.
    باشد که مقبول افتد.
    یا حق

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۹:

    ایشالا ی دونه کارت دعوت آپ میکنم تو وبلاگ که همه تشریف بیارن :)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۷:

    من هم البته در راستای امر خطیر صرف شیرینی و شام! اعلام همکاری می نمایم!

    [پاسخ]

  17. عبدالله گفت:

    یا وارث
    ببخشید یه مشاهده ای داشتم بین کلام مربوطه ی دوستان:
    چه قده جمله های قشنگ با طرح های قشنگ زدن در ایستگاه های مترو…تفسیرهای خودمونی از قرآن با گرافیکی چشم نواز در سایز بس بزرگ…لذت بردیم…
    یا حق

    [پاسخ]

  18. ناشناس گفت:

    سلام
    من هم موافقم با مطلبتون.اگر چه نظرات دوستان رو نخوندم.
    به نظرم این کارها زاییده فکر و سبک زندگی ماست.مایی که فکر میکنیم حتما باید سربازی رفت تا زن گرفت دانشگاه رفت تا با سواد شد و …
    نباید وضعمون بهتر از این باشه.

    [پاسخ]

  19. ایده های خود را در حوزه فضای مجازی به مقام معظم رهبری برسانید.

    برای اطلاع بیشتر به لینک زیر رفته و از اولین فراخوان ایده های فعالان مذهبی به رهبر معظم انقلاب با قراردادن لوگو حمایت کنید
    http://mazloum.ir/page/didar-ba-rahbari

    [پاسخ]

  20. طلوع ماه گفت:

    سلام
    موافقم! البته این صرفا به بحثای توی مهمونی یا تاکسی نیست
    توی همین شبکه های اجتماعی فضای مجازی هم اینجوری شده

    [پاسخ]

  21. سلام گ گ
    یعنی که چه؟؟
    خبر عروسیتو میدی بدون ادرس؟
    این کجای مرام و مسلمونیه؟
    منوباش گفته بودم وقتی که وقتش شد(منظورم عروسی امیرعلی صفاست) از یک هفته قبل گشنگی بکشم.
    اینجوری میخوای از پیچ تاریخی رد شی؟ بدون شام دادن؟

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۵:

    علیکم الســلام مهندس جان
    حتماً حضوری خدمت می‌رسم برای دعوت ایشالا. مگه می‌شه بدون شما اصلاً :))

    [پاسخ]

  22. وحید گفت:

    سلام دوستان
    سلسله برنامه های تولیدی شبکه نصر با رویکرد شناخت شخصیتها و علمای تاثیر گذار جهان اسلام
    قسمت سوم: شیخ احمد یاسین
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9470
    زیرنویس فارسی بهمراه نریشن انگلیسی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9482
    عربی

    [پاسخ]

  23. وحید گفت:

    سلام دوستان
    سلسله برنامه های تولیدی شبکه نصر با رویکرد شناخت شخصیتها و علمای تاثیر گذار جهان اسلام
    قسمت چهارم سید جمال الدین اسد آبادی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9500
    زیرنویس فارسی بهمراه نریشن انگلیسی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9416
    عربی

    [پاسخ]

  24. سلام
    با دغدغه نوشتی با موضوع غیرت مردان و عنوان”حیا و عفاف و غیرت از تو…” به روزم…
    منتظر نظرهای ارزشمندتان…
    یا زهرا

    [پاسخ]

  25. مرسی گفت:

    تو سایت تابناک دیدم که حزب اللهی ها کشف کردن که سریال عروسکی شهر موشها مال خانم برومند در جهت اهداف اسراییل و صهیونیسم بوده.
    خداییش، راست و حسینی شما حزب اللهی ها چی میزنید. مصرفتون چیه؟ لامصبا جنسی که می کشید خیلی خوبه، خداست.

    [پاسخ]

  26. خادم القرآن گفت:

    سلام
    هی میام ی چیزی بگم میبینم شما و بقیه گفتید

    شاید اگر این مسئله حل بشه نیمی از نارضایتی ها و ناراحتی ها حل بشه….

    [پاسخ]

  27. وحید گفت:

    سلام دوستان
    سلسله برنامه های تولیدی شبکه نصر با رویکرد شناخت شخصیتها و علمای تاثیر گذار جهان اسلام
    قسمت ششم: شید محمد باقر صدر
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9541
    زیرنویس فارسی بهمراه نریشن انگلیسی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=13&lid=9556
    عربی

    [پاسخ]

  28. مصطفی گفت:

    کاملا درست.. می خواستم حرفارو ادامه بدم و چیزایی بنویسم، اما دیدم ممکنه مصداق همین ایرانی های مهوعی بشم که گفته شد.. اما بازم حرفمو می زنم چون اینجا جاشه :)
    چیزی که در این مواقع نیاز داریم، تبدیل «مشکل» به «مسئله» است. مشکل را همه ی مردم اعم از متخصص و غیرمتخصص می بینند، زیرا سطحی ترین و ظاهرترین نمود پدیده، مشکل و رخنه است. وجود تنش، عدم تعادل، ابهام، خلأ و… از علائم بروز مشکل اند. مشکل امری کلی، مبهم، نامعین و به همین دلیل تحقیق ناپذیر است. اما برای حل مشکل، ابتدا باید آن را به مسئله تبدیل کرد. صورت بندی مسئله، باعث می شود غیرمتخصصان از بحث فاصله بگیرند و توقف کنند و این «توقف منطقی» خیلی ارزشمند است. این مهم است که اظهارنظرکنندگان با یکی دو استفهامِ به جا، متوجه شوند که مسئله برایشان مطرح نیست.. مشکلی دارند و احساساتشان را ابراز می کنند و دلشان خنک می شود، همین.. اما به کشف حقیقت راهی ندارند.
    به عنوان مثال: مدیر عاملی با مشاهده ی اعتصاب کارگران، به یافتن راه حل می پردازد و از این که «مسئله» چیست، سوال نمی کند! این شخص دچار همین خطای عوامانه شده است. اعتصاب کارگران، مشکلی است که با آن مواجهیم، مثل علائم بروز بیماری در بدن، ما آن را می بینیم و حس می کنیم، اما هویت آن را نمی شناسیم.. اساسا هیچ مشکلی رو قبل از صورت بندی «مسئله» نمی توان حل و فصل کرد..

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: