وکیلانه » » تماس تلفنی گرگ و میش در دقیقه ۹۰!
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
تماس تلفنی گرگ و میش در دقیقه ۹۰!
۶ام, مهر ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۵۵]

اولین نشست خبری آقای روحانی شاید اولین حرکتی بود که نگاه‌ها را نسبت به رئیس‌جمهور یازدهم تغییر داد یا بهتر بگویم تعدیل کرد. در پاسخگویی به سوالات،  تندگویی و تندرویی که نیروهای ارزشی از روحانی انتظار داشتند دیده نمی‌شد و در عین حال اصلاح‌طلبان هم از اولین نشست خبری راضی بودند. همین رویه در ادامه‌ی کار بیشتر و بیشتر دیده می‌شد. رضایت نسبی همه‌ی طرف‌ها از روحانی بیشتر از هرچیز حکایت از تمیزکار کردن آقای رئیس‌جمهور داشت. ریس‌جمهوری که بالاتر از تصورها ظاهر شد.

در قضیه‌ی سفر به نیویورک این تمیزکاری به اوج خود رسید. رضایت همزمان رجانیوز و اعتماد! اما در دقیقه‌‌ی نود اتفاقی رخ داد که قطعاً سبب حرف‌ و حدیث‌های متفاوتی خواهد شد. تماس تلفنی شیطان بزرگ با محور شرارت! اتفاقی که حالا می‌گوییم حرف‌ها و حدیث‌های متفاوتی ایجاد می‌کند در واقع زلزله و طوفانی است که واقعاً معلوم نیست چگونه اینقدر خفیف شد. اتفاقی که نوشتن‌ پیرامون‌ش سخت است.

در حالی که حتی حرف‌زدن درباره رابطه با امریکا تا همین شش ماه پیش یک تابوی بزرگ محسوب می‌شد، حالا به گونه‌ای‌ست که انگار همه منتظر آن بوده‌اند!‌ چرا؟ نیاز هر دو طرف به مذاکره؟ بی‌فایده بودن این قطع رابطه؟ رسیدن هر دو طرف به کفی از مطالباتشان و تثبیت آن؟‌ یا اساساً اشتباه استراتژیکی یکی از دو طرف؟!‌  

علت هرچه که بوده به نظرم آقای روحانی تصمیم درستی گرفته است. می‌گویم  روحانی تصمیم گرفته چون اطمینان ندارم اگر کسی دیگر رئیس‌جمهور می‌شد باز همین اتفاق می‌افتاد. هرچند قطعاً تصمیمِ بزرگ‌ آقای روحانی با اجازه و رضایت رهبری بوده. رضایتی از سر تدبیر و نه اجبار.

کاخ سفید می‌گوید این تصویر در زمان مکالمه گرفته شده

کاخ سفید می‌گوید این تصویر در زمان مکالمه گرفته شده

تصمیمِ آقای روحانی در زمان درستی هم اتفاق افتاد. همه انتظار داشتند رئیس‌جمهور ایران در سفر به نیویورک دیدارِ کوتاهی در حد و اندازه‌ی یک دست‌دادن داشته باشد. اما این کار انجام نشد. حتی کاخ سفید رسماً بیانیه داد که طرفِ ایرانی پیشنهاد دیدار را نپذیرفته!‌ در ادامه طرفِ امریکایی در دقایق آخر سفر تماس برقرار می‌کند. یعنی جای کوچک‌ترین شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند که اصرار فراوان از سوی امریکا بوده است و این را همه می‌فهمند. همه می‌فهمند که ایران کوتاه نیامده. ایران به عجز نیفتاده. و حالا به راستی اگر اصل رابطه‌ی داشتن یا نداشتن با امریکا را کنار بگذاریم و بنا را بگذاریم که روزی قرار بود این رابطه دوباره شکل بگیرد، شروعی بهتر از این می‌شد داشته باشد؟ شروعی کاملاً به سود ایران.

البته نباید تصور کنیم با این تماس کار تمام شده است. بین ما و امریکا دیوارهای بلندی است. دیوارهایی به بلندای مظلومیت همیشگی ایران. از جنازه‌های روی آب‌های خلیچ‌فارس تا خس‌خس نفس‌های جانبازان شیمیایی (که البته نباید این وسط دست‌آویز مخالفان با رابطه بشوند). از سرمایه‌های بلوکه شده‌ی ایران تا ۱۷هزار قربانی تروریست، تا آرمیتایی که امسال موقع نوشتن بابا آب داد، بابا نان داد چشمان‌ش خیس خواهند شد.  از آن طرف هم امریکا از ایران کم متضرر نشده است و کم منافع‌ش در خطر نبوده است. از سوریه و لبنان گرفته تا افغانستان و عراق.

 اما هر چه که هست در این رابطه ایران میشِ قضیه است. میشی که هرچند قدرتمند شده اما همان میش است و در رابطه با گرگ باید همیشه بدبین باشد. 

* صبح دیدم دوستانِ معتدلِ حزب الهی‌ها هم در شبکه‌های اجتماعی خشمگین هستند از این اتفاق. به نظرم حق است این خشمگین بودن به دلیل رفتار‌های گذشته امریکا. اما به این فکر کنید که این کاری نیست که بدون نظر رهبری انجام شود.البته واقعاً قابل تحمل نیستند دوستانی که فریاد غربت رهبری و ما یار تو هستیم و تنها نیستی سر می‌دهند. بی‌خیال بابا! 



دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: