وکیلانه » » جناب آقاي سيدمحمد خاتمي؛ شما لطفا ساكت !
من در  RSS من در  Picasa من در  YouTube من در  گوگل پلاس من در  FriendFeed من در  توییتر من در  Facebook
صفحه نخست | آرشيو لينک ها | درباره ی من | عبرات
جناب آقای سیدمحمد خاتمی؛ شما لطفا ساکت !
۹ام, مهر ۱۳۹۲| نويسنده: امیرعلی صفا
نظرات[۱۳۱]

اول) من به آقای روحانی رای نداده‌ام. فاصله‌ی تفکراتی من با هسته‌ی اصلی هوادارانِ پیش از انتخاباتِ آقای روحانی هم اگر به اندازه پرواز مستقیم  “انقلاب” ” فیفث اونیو” نباشد کمتر نیست. تا پیش از اولین نشست خبری آقای رئیس‌جمهور هم فکر می‌کردم بعد از ۸ سال پوزسیون، حالا اپوزسیون می‌شوم و می‌نشینم یک‌کنار، نفس راحت می‌کشم. چایی نبات نعنایی سرمی‌کشم و دولت هرکاری کرد انتقاد می‌کنم. نیازی هم نیست برای تک تک کارهای انجام داده و انجام نداده دولت‌ی که هوادارش هستم پاسخگوی مخاطبم در بین اقوام و دوستان و محل کار و فضای مجازی باشم. اما این‌گونه نشد.

خوشبختانه یا متاسفانه آقای روحانی نه که بگویم فراتر از چیزی که تصور می‌کردم بلکه بسیار متفاوت از چیزی که گمان می‌کردم ظاهر شد و دقیقاً به همین خاطر برای چندین و چندمین بار، و آخرین بار همین تماس تلفنی موضعم دفاع از ایشان شد. و این دفاع، نه یک برگشت از تفکراتِ قبلی، نه یک اجبار، نه یک خسته شدن و نه هیچ چیز دیگری نبود. بلکه واقعاً به نظرم کارهایی که از آنها دفاع کرده‌ام درست بوده است. اما این وسط یک مشکل بزرگ وجود دارد!
همان‌که دقیقا فردای بعد از انتخابات نوشتم از آن می‌ترسم. (نکته‌ی ۷ این مطلب) اینکه گاهی آقای روحانی کارهای درستی انجام دهد و یک حزب‌الهی موضعِ دفاع‌ش از کارِ درستِ رئیس‌جمهور با موضع اصلاح‌طلبان یکی شود. آن‌وقت است که آوارِ تهمت و “از تو انتظار نمی‌رفت” و ” امیر!عوض شدی” و “تو دیگه چرا؟”‌ست که بر سر آدم خراب می‌شود. و بر اثر این‌همه “تذکراتِ دوستانه!”‌  چه شب‌ها و دم صبح‌هایی که با خودت می‌گویی نکند واقعاً من دارم اشتباه می‌کنم؟ بعد که  احساسات را می‌بوسی و می‌گذاری کنار  و با خودت دودوتا چهارتا می‌کنی می‌بینی واقعاً برای حرف‌ت منطق داری و اگر بخواهی حرفی را که اکثرِ‌ طیفِ فکری نزدیک به تو می‌زنند را بزنی، منطقی جز تکرار دلایلِ‌ دیگران نداری. به این نتیجه می‌رسی که بگویی بی‌خیال دیگران!
بگذار حرف خودم را بزنم. اگر در درست یا غلط بودن‌ش قدری تردید داریم مهم نیست، مهم این است که مطمئن هستم این حرف، حرفِ خودم هست. حرفی که با منطق و فکرِ خودم به آن رسیده‌ام نه به خاطر همرنگ شدن با جماعت. یعنی می‌خواهم بگویم در کل دفاعِ منِ نوعی از آقای روحانی، دفاع از تفکراتِ اصلاح‌طلبی و اینها نیست. دفاع از یک عملکرد است نه یک عقب‌گرد. پس دقیقاً به همین خاطر باید گاهی با پشت دست که نه با نوک خودکارهم که قدیمی شده با فشار دادن دکمه‌های کیبرد زد توی دهن برخی‌ها!

دوم)‌

“وجود این جریانات  خشن نشانه آزادی بیان و آزادی فکر نیست، نشانه تخریب و دهن کجی به آرای ملت و تصمیمات رهبری است”.

به نظرتان جمله بالا را چه کسی گفته؟  آقای صفار هرندی بعد از پرتاب لنگه کفش به ایشان در دانشگاه در سال ۸۹؟ امام جمعه محترم تهران بعد از آتش‌زدن مسجد لولاگر توسط معترضانِ سال ۸۸؟ فرمانده سپاه پاسداران در واکنش به حمله به حوزه بسیج عاشورا در سال ۸۸؟ رئیس‌ دفتر آقای احمدی‌نژاد در واکنش به آتش‌زدن عکس رئیس‌جمهورِ قانونی مملکت در دانشگاه جلوی چشمان رئیس‌جمهور؟  یا… نه. اشتباه نکنید! اینها جملات جنابِ آقای سیدمحمدِ‌ خاتمی است در واکنش به حوادث فرودگاه مهرآباد و اعتراض به آقای روحانی!

  کارتونِ ساعتِ برناد یادتان هست؟  همان پسرکی که هر وقت دل‌ش می‌خواست دکمه را می‌زد و ساعت را نگه می‌داشت یا عقب و جلو می‌کرد؟‌ ایکاش یکی از آن‌ها را داشتیم. می‌رفتیم جلوی آقای سیدمحمد خاتمی. یواشکی دستمان را می‌گذاشتیم توی جیبمان روی دکمه‌ی ساعت. به آقای خاتمی می‌گفتیم. مستر!‌ شما این جملات را فرموده‌اید؟‌ و تا می‌گفت بله! دکمه را فشار می‌دادیم. تاریخ را ۴ سال می‌کشیدم عقب، می‌رفتیم وسط آشوب‌های سال ۸۸، مثلاً زیر پل مدیریت، بعد دوباره دکمه ساعت را می‌زدیم و رو به آقای خاتمی می‌گفتیم: حاج آقا! دوباره همین جمله را تکرار می‌کنید لطفاً؟‌! 



۱۳۱ دیدگاه برای “جناب آقای سیدمحمد خاتمی؛ شما لطفا ساکت !”

  1. نا امید گفت:

    مشکل اکثر ماها این است که هدفمان نه اسلام است و نه ایران و نه مردم.هدفمان این است که بگوییم “من” درست می گویم! و در کل کل ها بزنیم دهن طرف مقابل را اتوبان دو لاینه کنیم و اگر در قدرتمان هم باشد اصلا کامل می دهیم خفه اش کنند!اصولگرا و اصلاح طلب هم ندارد.
    یکی از آشنا های ما گاهی اظهار نظر های سیاسی می کند و به زعم خودش هم انقلابی دو اتشه و اصولگرا هم هست. دیشب لبخندی به گوشه ی لب در میا جمع می فرمود: “مثل اینکه بنزین هم میخواد گرون شه!” برق لذت انتقام را در نگاهش و لبخندش میدیدم! خوب لابد ادامه بحث هم این بود:گ آره این یارو هم فقط حرف میزد و تبلیغ الکی”
    با اینکه میدانیم گران شدن بنزین(کاری به درست و غلط بودنش ندارم) سفره ی خیلی ها را کوچکتر می کند و زندگی را بر خیلی ها سخت تر باز هم ته دلمان خوشحالیم چون رقیب را به گوشه ی رینگ نزدیک تر می کند!
    من مطمئنم الان یک سری ها نشسته اند و منتظر که آمریکا یک تحریم جدیدی، لایحه ای لا اقل یک اظهار نظر خصمانه ای بکند تا انگشت خود را در چشم مخالف فرو کنیم که دیییییییدیییید؟ و بتازیم!حالا اگر بدانیم که مثلا بر اثر همین تحریم ها مراجعه ی بیماران سرطانی به مراکز درمانی نصف شده چون هزینه ی دارو ها را ندارند توی دلمان باز خوشحالیم جون حریف منکوب شده! و هزار تا هم توجیه برای خودمان می سازیم که این چیز ها برای اسلام و … لازم است ولی غافل از این که هدف ما ارضای نفسی است نه اسلام…

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۳:

    جانا سخن از زبان ما می‌گویی… دقیقاً‌ همینجوره البته کلیت داره نه عمومیت.

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۶:

    خدا نکنه اینطور باشه.
    ما بیش از اینکه نگران قدرت نمایی دولت یازدهم باشیم نگران کارآمدی نظام هستیم.
    من حتی اگه ته دلم از ضعف دولت خوشحال باشم، ولی به خاطر فشاری که به مردم میاد عذاب وجدان می گیرم.
    آخه همه دعاها برای آمینه دیگه!

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۲۲:

    دقیقا صحیح است. قدرت مبنای همه چیز شده است.

    [پاسخ]

    مرگ بر امریکا پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۰۷:۳۹:

    بقول شاعر شب دراز است وقلندر بیدار .شماییکه ۸سال در دولت اصلاحات و۸سال در دولت هاشمی بودید چه گلی برسرمردم زدیدید که اینگونه بدان افتخار میکنید به اکبر گنجی تان این اصلاحاتی دو اتشه افتخار میکنید که انها را عالیجناب سرخ وخاکستری لقب دادسروش ،مهاجرانی و…که هرکدامشان لکه ننگی براصلاحات وخیانتشان برارمانهاوارزشهای این مرز وبوم مشخص است وحتی اخیرا همه شاهدند که چگونه با خانم الهه راستگو فقط بجرم دادن یک رای چطور مفتضحانه با این عنصر خودی برخورد کردند اینها نشان از سرمستی شماست که به جز رفتارهای حذفی به چیز دیگری مخیله تان خطور نمیکند

    [پاسخ]

  2. محمدحسن گفت:

    می دونی به چی فکر می کنم …
    اینکه آیا بقیه بروبچ موافق و مخالف هم اندازه ما دغدغه درستی یا نادرستی حرفهاشون رو دارن؟
    ینی مثلا شده که شبا قبل خواب خودشون رو محاکمه کنن که «نکنه فلان چیز رو اشتباه گفتم»
    من فکر می کنم درد ما نبودن همین دغدغه ها و حساسیت هاست.
    فارغ از اینکه من دیدگاه شما رو قبول داشته باشم یا نه … ولی این نگرانی از طرف شما جای تحسین داره.
    دو تا ماچ ازم طلب داری داداش!

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۱:

    آدرس بده کارت بفرستم سوم آبان بیا تالار ماه عسل دو تا ماچم من از شما ببرم

    [پاسخ]

    :))) پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۵:

    تالار ماه عسل کجا بید؟

    [پاسخ]

  3. خادم القرآن گفت:

    استدراج هم سنتی است از سنت های خداوند
    بعله

    فقط این ما هستیم که باید حافظه تاریخی مان را قوی کنیم….
    باز هم بعله

    [پاسخ]

  4. خادم القرآن گفت:

    به قول یکی از معلمای قدیمی م

    داااااااااااااااادِ بر من

    باز که گزینه ها اومد روی میز که
    :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

  5. reza گفت:

    سلام
    اول – فکر می کنم منظورتون از زیر پل مدیریت، زیر پل کالج باشه. این دو تا با هم فرق داره!
    زیر پل مدیریت تا اونجا که من می دونم نمی شه رفت و آشوب کرد!!
    دو – از نگاه شما انگار که اول حماسه ۶۳ درصدی رخ داد و بعد ۹ دی شد و بعد آوشوب در روز عاشورا و بعد هم این جماعت آشوب طلب به یه سری بانک و … حمله کردن و خیابان ها رو بند آوردن و بعد هم ادامه اعتراضات بود و…
    در حالیکه اول رای ما رو دزدیدن و ستاد کاندیدای مارو قبل از اعلام نتایج با گاز اشک آور فتح کردن و بعد هم به ما خس و خاشاک گفتن و به اعتراض آروم ما توهین کردن و خس و خاشاک شدیم و کهریزک و …
    نظر کردتون هم آخر و عاقبتش این شدو وضع مملکت هم این شد …
    شما اگه وجدان داشتی چیزی که ۴ سال پیش اتفاق افتاده رو جعل نمی کردی و حقایق رو عوض نمی کردی.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۲:

    ای بابا! میبینم که :mrgreen: :mrgreen:

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۰۸:

    اگر بخوایید اینجوری بگید، از منظرِ هر معترضی اول اون طرف شروع کرده. مثلاً از نظر برخی اول روحانی از حقوق ملت کوتاه اومده و وا داده.
    همونجور که شما نمی‌پذیرید تقلب نشده اونها هم حق دارن نپذیرن روحانی کوتاه نیامده؟
    پس اگر اینجور بگیم سنگ روی سنگ بند نمی‌شه.
    ضمن این‌که اساساً رفتارهای خشونت آمیز سال ۸۸ قابل مقایسه نیست اصلا. از اون گذشته حرف من اینه که آقای خاتمی نگران “دهن کجی به تصمیمات رهبری” هستند؟ واقعاً؟

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۱:

    شما هنوز بعد از اینهمه سال، نرفتی یه بار جمله کامل خس و خاشاک رو ببینی… چرا؟ روشنه، چون وقتی می بینی احمدی نژاد رای دهنده ها رو (۴۰میلیون) رو از چارتا خس و خاشاک جدا کرده، چیزی کف دستت نمی مونه. مجبوری روی همون اسرار کنی. البته، باشه، منظورم سر شما و همفکراتون توی برفه؛ باشه، هیچ اشکالی نداره.

    [پاسخ]

  6. انتظارت از خاتمی زیاد نیست؟
    ضمن اینکه این جماعت وقیح، استادِ خبرسازی اند.
    وقتی خبر مهرآباد روشنیدم شک نداشتم که حرکت ارام دانشجویان رو به آشوبی تصنعی می کشونن.
    خودت تصور کن ایستادی بین دانشجوهایی که کفشاشون رو در آوردن و مشغول نماز جماعت هستند به خیال اینکه رئیس جمهور از مسیر دیگه ای اعلام کردن که رفته.
    به محض اینکه مشغول نماز میشن تیم روحانی یهو کاروان ماشین رئیس جمهور رو به میدون میارن و به جای اینکه از باند خالی بغلی برن عمدا میان وسط نمازگزارا با خودروی رئیس جمهور میرن روی بچه ها.
    حالا تصور کن : نماز بچه ها رو قطع میکنن و بچه ها رو عین مورچه هایی که اب توی لونه شون ریخته باشن با پای برهنه از همدیگه می پاشونن.
    دانشجوهای بدبخت از ترس اینکه زیر گرفته نشن به کنار فرار میکنن و عصبانی میشن و داد میزنن.
    حالا عکاسای نانجیب طیف مقابل امادن تا صحنه ارایی انجام شده رو به تصویر بکشن.
    نتیجه : میشه این عکسایی که خروجیش میره روی سایتهای نانجیب اصلاح طلب.
    ای مرگ بر فریب و نیرنگ باد
    ای مرگ بر نانجیبانی باد که همیشه دنبال فریب مردمند.
    اینکارا امیرجان، برای اینه که بار دیگه بچه حزب اللهی ها هوس اعتراض ارام هم به سرشون نزنه.
    ازترس انگ و فشار رسانه ای طرف مخالف.
    بله داداش.
    وقتی «خدا» از معادلات حذف بشه همه غلطی امکان پذیره.
    قبول داری؟

    [پاسخ]

    نا امید پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۷:۵۵:

    به ذهن خلاقتون تبریک میگم!چند سوال؟!
    ۱)آیا لنگه کفشی که پرتاب شد از دست یکی از دانشجویان درحال فرار از جلو ماشین بود بود که پایش پیچ خورد و کفش از دستش رها شد؟
    ۲)در صورت مثبت بودن پاسخ بالا آیا آن فرد کفش به دست در جال دور شدن از ماشین بود یا نزدیک شدن به آن؟!چون فرار قالبا مفهوم دور شدم را تواعی میکند اما دوست مورد نظر در حال نزدیک شدن به ماشین بودند
    ۳)آیا آن گوجه فرنگی مذکور برای تهیه ی املت و صرف املت بعد از اعتراض مدنی و نماز به فرودگاه آورده شده بود و آن هم در حال فرار و بر اثر پیچ خوردن پای فرد مذکور به سمت اتومبیل پرتاب شد؟
    ۴)آیا فرودگاه مهر آباد نماز خانه ای در شان ندارد که شما دوستان عزیز بنا به ناچار و بعد از استعلام از این که رییس جمهور از یک مسیر دیگر رفته اند وسط محل رفت و امد به نماز ایستادید؟جالا گیریم نمازخانه ای در شان ندارد در یک پارکی،گوشه ای جایی که محل عبور و مرور نباشد نمی شد نماز خواند؟!
    ۵)ایا فردی که مشت و لگد به ماشین رییس جمهور میزد قصد داشت از مجکم بودن خودرو مدکور مطلع شود؟
    دوست عزیز این ها را به کسانی بگویید که در مورد شنیده ها تعقل نمی کنند نه دوستان فضای مجازی که هم دسترسی به جریان اطلاعات دارن و هم اکثرا اهل تعقلند

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۷:

    حالا قبل از اینکه کسی به این سوالها پاسخ بده، خیییییلی سوالها هست که بی جواب مونده و امثال سیدمحمدخاتمی و دوستان! باید جواب بدن! نوبتی هم که باشه نوبت ماست که سوال بپرسیم و بقیه جواب بدن!
    ضمن اینکه صرف داشتن دسترسی به جریان اطلاعات برای شما امتیازی ایجاد نمیکنه! این جریان اطلاعات این روزها در دسترس همه هست!

    [پاسخ]

    نا امید پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۸:

    دوست گرامی بنده وکیل مدافع اقای خاتمی نیستم! سوالاتتون رو از ایشون یا طرفدارای ایشون بپرسید. بنده فقط ذیل یک ادعا چند سوال مطرح کردم.
    در ضمن همین که این روز ها همه به جریان اطلاعات دسترسی دارند باعث این میشه که صره از ناصره مشخص بشه!البته برای کسانی که تعقل می کنند به دور از تعصب

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۶:

    دوست گرامی! ما هم وکیل وصی کفش و نماز و استقبال و این موضوعات نیستیم. شما هم با این استدلال تشریف ببرید از خودشون بپرسید سوالاتتون رو!
    این تعقل هم کلمه خوبیه، به شرطی که به جا و مناسب استفاده بشه.

    [پاسخ]

    نا امید پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۰۲:

    شما فقط در پی دادن جواب هستید؟!من مگه از شما سوال کردم که شما میگی من وکیل وصی نیستم! آقایی که حودشون رو مهران موزون نامیدند مطالبی رو عنوان کرد که دقیقا درباره ی کفش و نماز و استقبال و … بود. از نظر بنده چند ابهام در مطلبی که ایشان بعنوان شاهد نوشته بودند مطرح شد که از ایشون سوال کردم! اینقدر کامنت تو در تو هم لازم نیست! یا جواب سوالات رو دارند یا نه! اگر دارند بسم ا… اگه ندارند هم که… /
    در خانه اگر کس است. یک حرف بس است

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۲۵:

    این اینجور نماز خوندن ها برای خدانیست. برای برآوردن اهداف قدرت است و الا نماز خواندن در مسیرراه که …. تو را به خدا اسلام و قرآن را مایه و وسیله قدرت طلبی و برتری جویی قرار ندهید

    [پاسخ]

  7. افق گفت:

    سلام
    خداقوت
    خیلی تمیز نوشتید این بند دومتون رو، خیلی عالی بود، اصلا یه احساس خیلی خوب داشت. دست و پنجه تون درد نکنه.

    [پاسخ]

  8. سید گفت:

    بهت نگفتم به اون “امیر عوض شدی” ها توجه نکن؟!
    خیلی هم خوبی! :wink:

    امیر! اگه از اون ساعت های برنارد پیدا کردی برای منم می خری؟ اصلا یکی از آرزوهام داشتنشه! اونقدر لازم دارم چنین ساعتی!
    قیمتش هر قدر باشه میدم، اصلا اگر پیدا کنی، یکی هم برای خودت می خرم!
    :roll:

    [پاسخ]

    امیرعلی صفا پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۷:۵۷:

    :)

    [پاسخ]

  9. مرسی گفت:

    امیر، من یه بار دیگه هم بهت گفتم ولی مثل اینکه تو نمیخوای بفهمی.
    ببین حزب اللهی، همه ی اون چیزایی که تو نوشتی نمونه های خشونت هستن و بدون شک از طرف اصلاح طلب ها صورت گرفتن و قابل دفاع نیستن. ولی آقای بی شعور من شما باید یه مقدار نسبی مسائل رو تحلیل کنی نه اینکه خودتون مثل وحشی های طالبانی رفتار کنید و انتظار داشته باشید باقی مردم مثل تبعه ی سوییس رفتار کنن.
    آخه پ…، شما تو روز روشن یه تیر تو مغز حجاریان زدید بعد هم اون کثافتی که این کار رو کرده بود در نهایت وقاحت آزاد کردید و انتظار ندارید یه نفر عکس یه بی… مثل احمدی نژاد که به خاطرش به مردم تجاوز می کردید رو آتیش بزنه.
    بابا گ… بودن هم حدی داره :x

    [پاسخ]

    ساحل پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۳:

    قربون ادبت
    الان سه نقطه گذاشتی که بگی خیلی با کلاسی

    [پاسخ]

    محمدرضا پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۶:

    واقعا که به فرمایش قرآن منافقان کروکور وگنگ هستند وواقعیت را نمی فهمند. انتظار داشتیم پس از انتخاب دکتر روحانی وروسیاهی منافقین حرام زاده سال ۸۸ (البته آنهایی که نادانی کردند مورد نظر نیستند) که حنای تقلب انها رنگ باخت دیگر چه حرفی برای گفتن دارند که دیدیم از همه جای بدنشان دروغ و تهمت بیرون می آورند چون برای این جماعت نجس تر از خوک( البته علاقمند به مصرف گوشت خوک)صداقت و ایمان وانسانیت وجود ندارد تا اذعان به اشتباه و عذرخواهی از ملت کنند. واقعا باید به حال این ملت گریه کرد.تمامی مواردی که با توجه به رسانه های بی شمار نفاق در مورد احمدی نژاد بزرگ نمایی می شد ( همان مسائلی که در طول ۸ سال اتفاق افتاد و برخی خیلی پیش پا افتاده و برخی خیلی مهم بود) در طول ۲ ماه در این دولت تدبیر وامید وراستگویان اتفاق افتاده ولی چون همان رسانه های کثیف مسائل را یکطرفه می بینند هرگز این موارد علنی نشده وضمنا دفاع هم می شود.انتصاب اقوام بسیار زیاد مانند برادر وخواهرزاده دکتر روحانی در ریاست جمهوری و صدها نفردیگر مانند آن.اطلاق عنوان اسراییل ورسمی نمودن این رژیم منحوس درحالیکه مشایی بخاطر گفتن دوستی با مردم اسراییل توسری خورد.چند شغله های بسیار زیاد دولت مانند ترکان نوبخت نهاونیان و … برخلاف بزرگ نمایی چند شغلگی دکتر الهام/دیگر کسی عنوان وکیل الدوله به کسی اطلاق نمی کند این عنوان فقط به نمایندگان حامی احمدی نژاد مربوط بود.وظیفه نمایندگان کنونی باید وکالت دولت تدبیر و امید باشد./احمدی نزاد بی خود کرد ۳ماهواره ویک موجود زنده به فضا فرستاد .خدا نیامرزدش که باعث اخلال در نظم کهکشان و دلخوری وسردرد کدخدای دکتر روحانی را فراهم آورد.به ایران آفتابه ساز چه که اختراع و اکتشاف و پزشکی و ماهواره وهسته ای داشته باشد.بیچاره آقای ظریف از بس که ریش داشت صورتش رو گاز می گرفت خداخداکرد زودتر دولت احمدی نژاد تموم بشه تا بتونه صفایی بده اونوقت مانند… با اشتون شوخی وقهقهه بزنه کی گفته دیپلمات باید خشک باشه مگه همه مثل رییس جمهور آمریکه و وزیرخارجه اش هستند که باید سنگین تا کنند اونها نمیفهمند که سیاست خارجی دولت تدبیر و امید با لبخند جواب نمیده باید قهقهه زد دوتا شوخی با اشتون کرد واحتمالا… تا راضی به مذاکره بشن.مثل وزیر خارجه رژیم صهیونیستی وامیر قطر(داستانش رو از خاطرات لیبرمن حتما بخونید)بابا الان موقع نشون دادن حسن نیت ایران به جهانه.یه حالی هم به امارات بدیم چون نماینده آمریکای بزرگه .نمایندگی تحویل سند جزایر سه گانه از ایران برای کدخدای جهان روداره. القصه خدا نیامرزه خاتمی رو که تو هشت سال ریاست جمهوریش فقط توهین وتهمت وکوبیدن پدرخوانده دولت تدبیر وامید ورهبر معنوی وختم کلام این دولت فخیمه را انجام داده ومردم را به اکبر کبیر بدبین نموده وسالها باعث محرومیت مردم از خدمات این ابرمرد تاریخ ایران هاشمی قهرمان وذخیره امت را فراهم آورد. وهمین رفتار و گفتار خاتمی ودارودسته اش باعث خانه نشینی بزرگان وخادمان واقعی کدخدا در ۸ سال نکبت احمدی نژاد ومحرومیت مردم شریف بالاشهرهای ایران خصوصا تهران واصفهان و… از خدمات تکنوکراتها و سرمایه دارها محروم شدند.خدایا چنان کن سرانجام کار آمریکاخشنود گردد ازاین گروه مکار
    ضمنا یادم رفت:راحت شدیم از تیکه کلام های احمدی نژاد که باعث خفت وخواری ما در دنیا شد.مرد به این گندگی بلد نبود جواب بده سوال رو با سوال جواب میداد باید از رییس دولت راستگویان روحانی قهرمان یاد بگیره تا ایرانی سربلند باشه:من باکلیدآمده ام نه داس/من تاریخدان نیستم دیپلماتم/من سرهنگ نیستم حقوقدانم/من روحانی نیستم دکترم/من خودم نیستم هاشمی ام.ولش جوجه روآخر پاییز میشمرن.هر که با آل علی(ع)در افتاد ورافتاد.تاریخ منافق زیاد دیده یهودیان شرف دارن به منافقین.

    [پاسخ]

  10. محمدی گفت:

    یکی از اقایان وقتی اسم خاتمی میاد میگه لعنته الله علیه

    [پاسخ]

    درویش پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۶:

    بیش باد…

    [پاسخ]

  11. بند دو، عالی بود
    خدا قوت

    [پاسخ]

  12. ایرانی گفت:

    درود بر سید محمد خاتمی

    [پاسخ]

  13. مرسی گفت:

    بخونید برای همه جاتون خوبه:

    جناب آقای خاتمی ریاست جمهوری اسبق و آقای همیشگی خودم!

    قربانت گردم! شما در همین نشریه “اندیشه پویا” در مورد اتهاماتی که کیهان به شما زده و گفته با جرج سوروس ملاقات کردید و براساس طرح او اصلاحات را راه انداختید و مدل او را اجرا کردید، خواندم. نوشته اید که: “به دروغ می نویسند فلانی برای ایران نسخه نوشته و با خاتمی مذاکره کرده که بیاید آن را در ایران پیاده کند. می گویند می خواهم نسخه کسی را در ایران اجرا کنم که نه او را دیده ام و نه با او صحبت کرده ام.”

    آقای خاتمی!

    من از شما گله دارم. از شما توقع نداشتم این حرفها را بزنید. این چه حرفی است که می زنید؟ فرمودید من نسخه جرج سوروس را اجرا نکردم. مگر دست خودتان است؟ مگر آدم خودش می فهمد که نسخه کی را دارد اجرا می کند؟ مگر میرحسین موسوی که نسخه استکبار را اجرا کرد، خودش فهمید که دارد چه نسخه ای را اجرا می کند؟ همه اش فکر می کرد دارد از رای مردم دفاع می کرد، در حالی که داشت نسخه استکبار را اجرا می کرد. اصلا چرا راه نزدیک برویم. همین مصری ها مگر وقتی داشتند بیداری اسلامی می کردند و انقلاب اسلامی می کردند، خودشان فهمیدند دارند نسخه بیداری اسلامی و جمهوری اسلامی را اجرا می کنند؟ بیچاره ها فکر می کردند دارند حسنی مبارک را بخاطر زورگوئی هایش می گذارند کنار. یا مثلا همین آقای مسعود بهنود، روزنامه نگار عزیز و محترم. ایشان دارد نسخه های ملکه انگلیس را اجرا می کند، ولی خودش فکر می کند که دارد برای منافع ایران تلاش می کند.

    یا مثلا من، خود خود خود من، من تا همین الآن هم نفهمیدم که دارم نسخه اسرائیل را اجرا می کنم. همه اش فکر می کنم دارم طنز می نویسم که مردم را روشن کنم. مشکل همین است که من و شما و آقای بهنود و مردم مصر که نمی فهمند چکار دارند می کنند، آقای شریعتمداری می فهمد که ما داریم چکار می کنیم. همین آقای احمدی نژاد که الآن مسجد نارمک را کرده مرکز صدور انقلاب اسلامی و کشور را بدبخت کرد و مردم را بیکار کرد و ارزش پول ملی را از بین برد. ممکن است حتی خودش هم فکر کند که همین کارها را کرده، ولی در واقع او در تمام این مدت بدون اینکه خودش بفهمد داشت آمریکا و اسرائیل را از بین می برد. خیلی عذر می خواهم، منظورم این نیست که بگویم بنده هم مثل شما می فهمم یا مثل شما شعور دارم، ولی می خواهم بگویم حسین شریعتمداری یک چیز دیگری است.

    آقای خاتمی عزیز که دوستت دارم وحشتناک!

    من واقعا از آدم خردمند و خوش تیپ و خوش فکری مثل شما اصلا انتظار نداشتم که این حرف ها را بزنید. آخر چرا؟ در همان مصاحبه با “اندیشه پویا” فرمودید که : “می گویند می خواهم نسخه کسی را در ایران اجرا کنم که نه او را دیده ام و نه با او صحبت کرده ام.” خوب! مشکل شما همین است. فکر می کنید برای اینکه نسخه جرج سوروس را اجرا کنید باید او را دیده باشید و با او حرف زده باشید؟ مگر آدم خودش می فهمد؟ من خودم فکر می کردم در بروکسل زندگی می کنم، یک روز هم رفتم با بقال سر کوچه مان نان و شیر خریدم و آمدم خانه، فردای همان روز فهمیدم که نه تنها در پاریس زندگی می کنم بلکه در همان روز قبل با عناصر صهیونیست ملاقات کرده بودم. از کجا فهمیدم؟ از کیهان. هر چه رفتم بقالی و می گویم شما صهیونیستی؟ می گوید نه، ولی مگر آن خانم بقال خودش می فهمد که صهیونیست است؟ هی در خیابان راه رفتم، دنبال برج ایفل گشتم، سوار مترو شدم که بروم شانزه لیزه، می بینم تمام آدرس ها مربوط به بلژیک است. من بهتر می دانم یا آقای شریعتمداری؟ معلوم است که او بهتر می داند.

    شما هم خیال کردید رفتید فرانسه با رئیس جمهور آنجا ملاقات کنید، در حالی که در واقع داشتید با جرج سوروس ملاقات می کردید. ما که خودمان متوجه نمی شویم. مگر آقای محسن کدیور که رفته بود واشنگتن به شاگردان دانشگاهش درس بدهد، خودش فهمیده بود که رفته تل آویو و دارد با صهیونیست ها ملاقات می کند؟ مگر بنده و آقای مهاجرانی که فکر می کردیم سید اولاد پیغمبر هستیم، فهمیدیم که در تمام پنجاه و چند سال زندگی بهائی بودیم و نمی دانستیم. به جان خودتان! من یک دفعه روز سه شنبه چهار سال قبل ساعت سه بعد از ظهر فهمیدم بهائی هستم. هی به آئینه نگاه کردم. هی شناسنامه ام را دیدم. زنگ زدم به خواهر و برادرم که چرا در این مدت به من نگفتید؟ دیدم آنها هم خبر ندارند. چرا؟ چون کیهان نخوانده بودند. اصلا مگر شوخی است؟ مگر آقای موسوی فهمید که یک میلیارد دلار پول از عربستان گرفته؟ همه اش فکر می کرد پانصد هزار تومان حقوقش را از بانک گرفته. خوب، آدم اشتباه می کند. کیهان برای همین است. فکر کنید که اگر کیهان ننوشته بود که موسوی یک میلیارد دلار از عربستان گرفته، موسوی چطور می فهمید که برود بانک و یک میلیاردش را بردارد و بفرستد برای ما.

    جناب خاتمی عزیز!

    بقول عزیزانی که با صدا و سیما در سنه خمس مائه مصاحبه می کردند “البته من کوچکتر از آنم که به شما بگویم” ولی خیلی چیزهاست که ما باید از کیهان یاد بگیریم. شما باید بیاموزید که آقای جواد فریدزاده همان جرج سوروس است، برنامه گفتگوهای تمدنها هم همان نسخه انقلاب سبز و بنفش و قرمز است، فرانسه هم همان آمریکاست. همانطور که مسعود بهنود باید بپذیرد که صهیونیست است و ده سال پس از مرگ گلدامایر با او مصاحبه کرده و عطاء الله مهاجرانی باید بپذیرد که دانشگاه سوآس لندن همان ساختمان سی آی ا در لنگلی است و آقای کدیور باید بپذیرد که لندن همان تل آویو است و من باید بپذیرم که بهائی زاده ام. کار سختی نیست. ما که می پذیریم، شما هم بپذیرید، بدبختی آقای شریعتمداری این است که مردم نمی پذیرند.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹:

    مزخرفات خنده دار و جالبی نوشتید. این همه سند و مدرک از کثافت کاری تیم خاتمی کم وجود داره آقای نادان!
    یادته این آقای بی سر و پات رفته بود با زن های هرجایی دست داده بود و …. بعد تکذیب میکردند. اونجا کیهان بود که خاتمی دروغگوی بی سر و پا رو رسوای عام و خاص کرد..

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۴:

    سلام

    کمی نجیب باشیم. این الفاظ چیست؟ آن از تیتر خبر که منتخب هشت سال مملکت را اینگونه تحقیر میکند و این هم از پاسخ شما که ایشان را بی سر و پا و دروغگو خطاب میکند. این همه داعیه داریم ولی مثل آب خوردن ساختار میشکنیم و خدمت ها را نادیده میگیرم و احساسی میشویم. کمی از غربیها یاد بگیریم! متاسفم.

    [پاسخ]

    درویش پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۷:

    خیانت رو میشه نادیده گرفت؟ مگر ملت با کسی که بهش رای داده پیمان ابدی وفاداری بسته!؟
    “ناسزا” اسمش روشه؛ در مورد کسی که خودش رو لایقش کنه میشه “سزا”

    [پاسخ]

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۱:

    ببین دوست عزیز من و شما بد همدیگه رو نمیخواهیم چه من اصلاح طلب و چه تو اصول گرا بهترینها رو واسه مملکت میخایم. بحث اینه که مبتلا به افراطی گری نشیم (چه من و چه شما) ببینید اگه راجب یک شخصیت تراز اول سیاسی مملکت صحبت میکنیم هرچند هم منتقد باشیم با حفظ آزادی بیان باید یک سری چارچوبها رو حفظ کنیم. وگرنه سنگ رو سنگ بند نمیشه. آقای خاتمی رهبری یک جریان رو به عهده داره که جزء جریانات سیاسی اصلی کشور هستش و مردم هم حمایت میکنند. این یک واقعیته. حالا شما منتقدی احترامت واجبه… بگید مثلاً از نظر شما ضعفهایی داشت اصولی رو زیر پا گذاشت و به همون دلیل که اصولگرا و اصلاح طلب رو از هم تفکیک میکنه انتقاداتت رو مطرح کن. ولی توهین نکنیم. مثلاً شمایی که فحش میدی احتمال یک هزارم درصد هم بده که حرفت درست نباشه. پیش خدا چه جوابی داری؟ آرزوی من داشتن یک جامعه سالم با مردمانی آگاه با تحمل بالاست که منصفانه نقد میکنند…
    موفق باشید

    [پاسخ]

  14. سلام
    با شما موافقم..
    نمیدونم چرا بعضی ها انقدر فراموش کار میشن..؟؟؟؟

    [پاسخ]

  15. ناشناس گفت:

    اقای عزیز عکس خشونت طلبان فرودگاه مهر اباد رو سایت فارس منتشر کرد نه سایتای نانجیب اصلاح طلب محض بی اطلاعی شما از وقایع عالم عرض کردم

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۲:

    پس لطفا لینک عکس این جنایت عظما رو بزارید ما هم ببینیم.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۳:

    منم خیلی دنبال عکس یا فیلم از این جریان هستم.

    [پاسخ]

  16. ناگفته هاي ناب گفت:

    وبدبختی شما این است که اطلاعات فراوان است!

    [پاسخ]

  17. ایرانی گفت:

    ایشون خیلی بیجا می کنه!

    [پاسخ]

  18. محمد گفت:

    سلام بر دوستان
    من یه سوال از دوستان عزیز دارم میشه یکی بهم بگه محمدخاتمی چرا اینقدر محبوبه؟
    دیگه مساله انتخابات اخیر این موضوع رو تا حدودی روشن کرده
    ممنون میشم

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۹:

    انتخابات چی رو روشن کرده؟
    اگه رای آوری روحانی به خاطر محبوبیت خاتمیه پس چرا موسوی رای نیاورد؟
    اما بعد …
    خاتمی بین بعضی طرفدارهاش شدیدا محبوب مونده.
    به خاطر تواضع فروشی
    به خاطر مظلوم نمایی
    به خاطر اینکه به همه «بله» میگه به جز به آرمانگراها و اصولگراهای واقعی.
    به خاطر اینکه اسلامی عرضه می کنه که با خیلی از قرتی بازی ها جور درمیاد.
    به خاطر اینکه خیلی از انحرافاتش زیر اون عمامه سیاه مخفی مونده. وگرنه اگه اون عمامه نباشه خاتمی با تاجزاده چه فرقی داره؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۱۲:

    سلام
    بهتره در مورد انتخابات ۸۸ وشرایطش حرفی نزنیم بهتره
    چون حرف بسیاره
    دوما خاتمی محبوبه
    بله محبوبه چرااااااا
    واقعا چراااااااااا
    چون داریم محبوبیتشو میبینیم
    من علتشو از شما دارم میپرسم

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۴:

    اولا: محبوبیت! نزد کی؟
    ثانیا مگه محبوبیت دلیل حقانیته؟ هیتلر هم زمانی نزد آلمان ها محبوب بود
    ثالثا: دلقکها هم محبوبند اما هیچگاه نمی تونند مدیر خوبی در سیاست باشند

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۷:

    منم یه سوال دارم
    میشه بگید انتخابات اخیر چجور این مساله رو تا حدودی روشن کرد؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۱۳:

    سلام
    اولا سلام
    برادر عزیز نظرسنجی چیه ؟من دارم صحبت از انتخابات ۴ ماه پیش رو میکنم
    مگه خاطر جنابعالی نیست تا سه روز قبل از انتخابات اقای قالیباف در راس همه نظر سنجیها بود ولی با پیام خاتمی یهو موجی ایجاد شد و این نتیجه رو رقم زد من که توشهرستان بودم درست دو روز قبل انتخابات یادمه که چطور رنگ بنفش فراگیر شد
    دیگه ببخشید نمیخواهید سوال رو جواب بدید لطفا به بیراهه نرید
    ودر مورد اقای عارف
    اولا خاتمی هیپچ پیامی نداد چون هنوز مشخص نبود خود خاتمی یا اصلاحطلبان چقدر موضوع انتخابات رو جدی گرفتند
    دوما این قیاس شما خیلی جالب نیست این حرفتون که عارف رو به خاتمی ربط میدید شبیه حرف رسانه های استکباره
    که رای جلیلی رو با رای اقا یکی مبینند
    بهتره روی دلیل محبوبیت خاتمی بین بخش بزرگی از مردم که باعث پیروزی روحانی شد کمی فکر کنیم
    وگرنه شکست برای ۴ سال دیگه در راه

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۰:

    من و امثال من به هیچ عنوان نه آقای روحانی رو میشناختیم و نه میدانستیم چرا باید به ایشان اعتماد کنیم تا رهبری جریان اصلاحات با رویکرد و تصمیمات درستشون، جریان رو مدیریت کردند. مشخص است که چه کسانی حمایت کردند و چه کسانی حمله کردند. بروید اولین بیانیه آقای روحانی پس از پیروزی در انتخابات رو بخونید. خود را به خواب نزنیم. هشت سال تمام اصلاحات و آقای خاتمی رو به ضرب زور به حاشیه روندید و ۴ سال تمام ایشون را باقدرت تمام و با استفاده از رسانه های دولتی و در راس آن رادیو و تلویزیون به خیانت متهم کردید اما مردم برداشتشان متفاوت بود. کاش آقای ضرغامی و همکارانشان پیام انتخابات را درک کنند…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۲:

    کاندیدای اصلاحات عارف بود، اگر اینطوره چرا خاتمی با این حجم محبوبیت از عارف حمایت نکرد و سیل رای حامیانش رو توی سبد عارف نریخت؟! روحانی در بهترین حالت عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و کاندیدای کارگزاران. خودتون رو گول نزنید، خاتمی مجبور بود از روحانی حمایت کنه، اگر رای کارگزاران با حمایت هاشمی و اصلاحات با حمایت خاتمی و البته رای مردم متدینی که به لباس روحانی رای دادن تجمیع نمیشد، هرگز روحانی رای نمیاورد. با اینهمه توصیه و نامه و خواهش و تجمیع و انصراف هم پایینترین رای یک رییس جمهور در تاریخ ایران از لحاظ درصد آرا رو داره. (البته هیچکدوم از این حرفها به معنای بی احترامی به رییس جمهور قانونی کشور نیست، من برای ایشون بعنوان رییس جمهور کشورم احترام قایلم) والبته متاسفم که اونایی که به ما برچسب عدم تعقل! میزنن به کسی رای دادن که اصلا نمیشناختنش، متاسفانه جریان فکری شما با عقلانیت سیاسی فاصله داره. هنوز هم موج سواری میکنه.

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۱:

    “به کسی رای دادن که اصلا نمیشناختنش”
    دوست عزیز! مسئولیت پدیده ای به نام آقای احمدی نژاد رو الان کی به عهده میگیره! در تمامی سطوح از ایشون حمایت همه جانبه شد اما آخر کار کی بود کی بود من نبودم! مشکل اینه که ساز و کار باید اصلاح بشه و تحزب معنا پیدا کنه. اصلاحات یه ساختار نیمبندی داره که در اون مردم به آقای خاتمی که بهتر از مردم عادی طرفدار اصلاحات سیاست رو میفهمه اعتماد میکنن و از تصمیماتش حمایت میکنن. نه مثل طرفداران آقای احمدی نژاد که ۸۸ به خاطرش هر کاری کردند و ۹۲ حتی ۲۰۰ نفر نبود که جلوی دوربین سخنرانیاشون آبرومند تموم بشه! بله دوست عزیز! دوم اینکه آقای خاتمی برای کنار گذاشتن آقای عارف قطعاً تحلیلهایی دارند که ما شاید سطحی تر از اون باشیم که متوجه شیم. مثال: بعد از فضای رادیکال ۸۸ با روی کار اومدن یک رئیس جمهور اصلاح طلب آیا فضا برای پیشبرد سیاستها وجود دارد یا همه اش میشود اصطکاک و اتلاف منابع و وقت مردم. مثال دیگر: آیا آقای عارف گزینه ایده آل مورد نظر اصلاحات بود و در قامت یک رئیس جمهور میتوانست ظاهر شود؟ با احترامی که برای عارف قائلم باید بگویم از نظر من اصلاح طلب هر چند ایشان دانشمند سالم و توانمندی است اما سقف ایشان در سیاست معاون اولی رئیس جمهور است…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۰:

    پدیده ای به نام احمدی نژاد؟! احمدی نژاد در جایگاه رییس جمهور چه کم کاری ای داشت؟ اگر همفکرای من به احمدی نژاد انتقاد دارن به خاطر رفتارهاییه که در زمینه ولایت مداری ایشون پیش اومد نه عملکرد اجرایی.
    این طبیعیه که ما پایبند اصولمون باشیم نه اشخاص. ایشون به نظر گروهی از این اصول عدول کرد وگرنه در زمینه کار اجرایی ضعف فاحشی نداشت و اگر مقایسه ای هم باشه، امار گواه پیشرفت در بسیاری زمینه هاست.
    من به شما حق میدم که اگر به شخصی اعتماد دارید توجهتون به حرف اون باشه و ازش تبعیت کنید، این کاریه که ما هم به اش اعتقاد داریم. اما نه با این سطح کم شناخت البته جالب اینجاست که ولایت پذیری آگاهانه ما تعبیر به عدم تعقل میشه. پس تا اینجا روشنه که ما تابع احمدی نژاد نبودیم ما تابع رهبریم و حامی احمدی نژاد بودیم.
    دوم اینکه فضای رادیکال سال ۸۸؟! شما تعریفتون از رادیکال چیه؟ آزادی عجیب و غریبی که توی این ۴ سال وجود داشت هرگز سابقه داشته؟ ضمن اینکه این دولت به گفته خودش اصلاحطلب نیست، معتدله. اشتباه شما اینه که فکر میکنید اقای روحانی جایگزین اقای عارف شد و شد نماینده اصلاحات.
    در تاریخ توتالیتر تر از اصلاحطلبهای ایران وجود داشته؟! رفتارشون با خانوم راستگو چطور توجیه میشه؟ به نظر شما این رفتار رادیکال نیست؟! تمامیتخواهی در این سطح چه معنی ای داره؟
    عقیده من بر اینه که هم در دوره اصلاحات و هم متاسفانه الان فضای کشور به حدی سیاسی شده که اتلاف وقت و هزینه و منابع کشور به وفور اتفاق میفته.
    در مورد اقای عارف نظری ندارم. من طبق اشنایی نسبی ای که دارم میدونم انسان خوبی هستند اما اینکه شما معتقدید در اندازه ریاست جمهوری نیستن پس باید دید چرا در ابتدا از طرف اصلاحات بعنوان کاندیدا معرفی شد و در نهایت اصلاحات بدون کاندیدا و بصورت حامی کاندیدای کارگزاران وارد صحنه شد؟

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۹:

    محدودیت های بعد از ۸۸ بر کسی پوشیده نیست. فضای امنیتی سنگینی بود. من و امثال من حس میکردیم پشت هر دیواری کسی است که…
    محدودیت رو ما میفهمیم که جریان محافظه کار در مقابلش مقاومت میکرد. دم خروس زندانیان سیاسی و ممنوعیت اظهار نظر حتی در سطح برجسته ترین سران سیاسی اصلاحات را باور کنیم یا قسم حضرت عباس شما را.

    عملکرد آقای احمدی نژاد مشخصاً قابل دفاع نیست. بله خدماتی شد و کسی منکر آن نیست. بحث من راجع به برایند قضیه است. پردرآمدترین دولت تاریخ ایران، آشفته ترین وضعیت اقتصادی پس از انقلاب رو تحویل داد. حالا مقصود شما رو از “فاحش” نمیتونم درک کنم.

    کسی که تو یه حزبه در عین آزادی در انتخاب و افتراق نظر تو مسائل سطح جزئی و متوسط، در اصول نمیتونه از اصول حزب عدول کنه. من با اعتماد به لیست اصلاحات به خانم راستگو رای دادم تا مسیر اصلاحات رو طی کنه. من یک تعبیر دارم. “خانم راستگو به رای من و امثال من خیانت کرد”. من به ایشان رای ندادم که تصمیمات اصلاحات را در اصلی ترین تصمیمات شورا که همانا انتخاب شهردار است نادیده بگیرد. اتفاقا این تصمیم درست حزب در اخراج ایشون یک دریچه جدیدیست به مفهوم حزب و مسئولیت پذیری در قبال رای و خواسته مردم است.

    با کلمات بازی نکنیم بهتر است! اصلاحات چیست؟ تا حالا کارهایی که آقای روحانی تو این مدت کوتاه انجام داده همون چیزهاییست که ما از خاتمی خواستیم ولی نشد. حالا شما به او بگویید تحول خواه، اصول گرای معتدل، کارگزارانی. اینها برای شما مهم است. برای من این مهم است که وزرای ایشان را میشناسم و از انتخاب آن خرسندم و همسو با افکارم هست (مگر در موارد قلیل). سیاست خارجی ایشان فعالتر و تنش رذا تر از خاتمی نباشد کمتر هم نیست. فضای امنیتی با آزادی زندانیانی که چند سال است برای آزادیشان دعا میکنیم دارد عوض میشود. اصلاحات چیست واقعاً؟ یک برچسب! یا یک رویکرد در عرصه های مختلف

    آقای عارف اگر گزینه ایده آل نبود گزینه که بود! میخواستید عرصه را خالی کنیم که خدای ناکرده مملکت این مسیر را ادامه میداد. گاهی فقط باید بود به هر قیمتی. آقای خاتمی با شناخت و رابطه نزدیکی که به روحانی داشت احساس آسودگی خاطر کرد که مشکلی پیش نخواهد آمد و مصلحت دیدند اینگونه با چینش جدید آینده ایران را به گونه ای دیگر رقم بزنند.

    باز هم میگویم ما دکتر روحانی رو یک اصلاح طلب معتدل میدونیم که سعی میکنه با اصولگرایان اصطکاکی نداشته باشه… حالا شما خلاف این میاندیشی محترمه :)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۲:

    بخوای،نخوای خاتمی محبوبه

    [پاسخ]

  19. یاسر گفت:

    ممنون دوست عزیز کاملا با نظرتون موافقم

    [پاسخ]

  20. حميد گفت:

    باسلام و احترام.
    به تک تک آیات وحی سوگند که تا آخرین قدم ذره ای از آرمان های سیدالشهدا کوتاه نخواهیم آمد…
    ما جان ناقابل خود را در راه روشنگری و از بین بردن شبهات تقدیم خواهیم کرد
    …………………….
    اگر دوس داشتید کد زیر را که باهدف کم شدن شبهات طراحی شده است در منظر دیگران قرار دهید تا اگربا سوال و یا شبهه ای مواجه شدند باما در ارتباط باشند.التماس دعا
    …………………………………….

    [پاسخ]

  21. من گفت:

    سید محمد خاتمی مرد همیشه محبوب ایران

    و اما شما ، شما افراد به ظاهر حزب اللهی ۸ سال فریاد کشیدید و نعره زدید و متهم کردید و به فکر خام خود حذف کردید، به هر اصلاح طلبی که داشت نفس می کشید ، انگ زدید و چنان از قدرت خود سرمست بودید که شمشیر توهین و اتهام را بر سر هر منتقد و مخالفی فرود آوردید! اما نتیجه شد؟ سقوط با مغز شما به زباله دان تاریخ رو شاهدیدم و عزتمندی خاتمی و هاشمی

    پس تنها کسی که باید سکوت کنند و از بی شرمی این چند سال فحاشی و تند روی خود خجل باشد شمایید.

    و آینده از آن حزب اللهیان واقعی خواهد بود…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۸:

    اخی!
    جالبه. هیچوقت یادم نمیره اصطلاح اقای دکتر حداد رو موقع انتخابات که به اقای دکتر عارف گفتن:دوره اصلاحات مثل خاک قالی که از پنجره میتکونن شما نیروهای اصولگرا رو تکوندید! (نقل به مضمون)
    یادش بخیر، خدا رو شکر اونروزا خیلی دور نیست و یادمونه که مملکت تبدیل شده بود به یه بازی سیاسی، نه درد مردم مهم بود، نه کار و زندگیشون، انگ به این، برچسب به اون، خودی و غیرخودی و بیخودی و نخودی هم براشون فرقی نداشت، هرکی لازم بود برچسب بخوره میخورد، آخه اصلاحات هزینه داشت، گاهی حتی خون میخواست! خدا نیاره اونروزا رو، چه روزای سنگین سیاه بدی بود.
    عزتمندی با دروغ و تبلیغ و هوچیگری و جریانهای رسانه ای بوجود نمیاد، عزتمندی توی قلب مردم و در پیشگاه خداست. عزت دست خداست برادر حزب اللهی واقعی!

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۷:

    تند نرو؟ تو ایران زندگی نمی کردی؟ اگر خارج هم بودی لابد آشوبهای خیابانی اصلاح طلبان را که قانون شکنی کردند را شنید.
    آری عزت دست خداست نه دست دادن با دشمن خدا و مذاکره با شیطان بزرگ.
    اصلاح طلبان مدعی خط امام دروغگویند چرا که آرمانهای امام را فریبکارانه ذبح می کنند.

    [پاسخ]

    مرگ بر امریکا پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۰۷:۳۸:

    بقول شاعر شب دراز است وقلندر بیدار .شماییکه ۸سال در دولت اصلاحات و۸سال در دولت هاشمی بودید چه گلی برسرمردم زدیدید که اینگونه بدان افتخار میکنید به اکبر گنجی تان این اصلاحاتی دو اتشه افتخار میکنید که انها را عالیجناب سرخ وخاکستری لقب دادسروش ،مهاجرانی و…که هرکدامشان لکه ننگی براصلاحات وخیانتشان برارمانهاوارزشهای این مرز وبوم مشخص است وحتی اخیرا همه شاهدند که چگونه با خانم الهه راستگو فقط بجرم دادن یک رای چطور مفتضحانه با این عنصر خودی برخورد کردند اینها نشان از سرمستی شماست که به جز رفتارهای حذفی به چیز دیگری مخیله تان خطور نمیکند

    [پاسخ]

  22. sajad گفت:

    اولا برادر عزیز شما در حدی نیستی که در مورد خاتمی اظهارنظر کنی
    ثانیا بهتره در مورد همون معجزه هزاره سومت مطلب بنویسی که با معجزه ایی که کرد مملکت رو سی سال به عقب برگردوند
    عیب امثال شما همینه که هرکسی با شما نیست حق حرف زدن نداره

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۲:

    میشه دو مورد از عقب رفتن ۳۰ ساله کشور در ۸ سال اخیر ذکر کنید؟
    بعد دو مورد از پیشروی کشور در دوره ۸ ساله اصلاحات؟
    حتی المقدور مواردی که ذکر میکنید ملموس باشه و قابل رویت!
    مچکرم.

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۶:

    رشد اقتصادی -۵٫۴ درصدی
    انزوای کامل ایران در عرصه سیاست خارجی
    بیشترین نرخ فرار مغزها
    بزرگترین فسادهای تاریخ ایران
    نهادینه شدن گفتمان بگم بگم و پرونده سازی در تمامی ارکان

    بازم بگم؟… بگم؟…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۳:

    واقعا مواردی که گفتید خیلی ملموس و قابل رویت و مستدل و اثبات شده بود و اصلا هم ادعای بی دلیل رسانه های جوساز شما نبود. کاش میذاشتید خود سجاد جواب بده شاید مستدل و با دلیل حرف میزد.

    [پاسخ]

    sajad پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۷:

    تعجب من اینه که شما چرا کورکورانه از آقای احمدی نژاد طرفداری می کنید!!!!؟؟
    ارزش پول ملی رو نگاه کنید که در زمان ایشان به کجا رسید همین یه مورد برای برگشت مملکت به سی سال پیش کافی نیست؟
    تورو خدا بیاید کمی واقع بین باشید چرا الکی فقط بخاطر لجبازی با دیگران از ایشون طرفداری میکنید
    ما اگه از خاتمی حمایت می کنیم بخاطر منش بزرگوارنه و مشی خردگرایانه شونه
    خاتمی حتی وقتی نظرش مخالف نظر رهبری بود با ایشون مخالفت علنی نکرد اما حاجیتون تو قضیه مشایی علنا جلوی رهبر وایساد
    من ترسم از اینه که شما و امثال بچه های حزب اللهی هم یه روزی مث آقای احمدی نژاد بشن این خیلی برای مملکت ترسناک و خطرناکه

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۲:

    ادعا!

    بزرگی میگه “کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودشو به خواب زده هرگز!”

    ۱٫ الان شما معتقید کشور تو رکود تورمیه رو میگید ادعا
    پس به مرکز آمار و بانک مرکزی اعتماد (و یا اعتقاد) ندارید. باشه پس برو تو سوپری محل قیمت ۱ ماه پیش یک کالا رو با قیمتش تو همون لحظه مقایسه کن! باورت میشه تو عمرم دفتر حساب تو نونوایی ندیده بودم که به مدد دولت دهم دیدم! نونوایی به زنه قر زد و گفت زودتر تسویه کنید!

    ۲٫ برای درک میزان انزوای ایران سخنرانی آقای احمدی نژاد و میزان حضار رو تو سازمان ملل ببین. پاسپورت ایرانی رو برو بررسی کن که تقریبا شان و جایگاهی نداره.

    ۳٫ خودم فارغ التحصیل شریف هستم و این نرخ رو لمس کردم. آمار هم زیاده!

    ۴٫ ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰، بیمه و ظاهراً جدیداً وزارت نیرو. یک مکانیزم سالم اجازه وقوع فساد نمیدهد.

    ۵٫ خروجی این گفتمان رو در سطوح عالی نظام بین روسای قوا در سخنرانی مجلس و همچنین نامه نگاری بین روسای قوا میتوان مشاهده کرد.

    برای شما هیچ چیز ملموس نیست؛ چون نمیخواهید لمس کنید!

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۷:

    به سجاد و یک شهروند
    ارزش پول ملی بحث پیچیده ایه که در تخصص من نیست. اما از دوستان اقتصاد دانم شنیدم که میگفتن قیمت دلار باید به مرور افزایش پیدا میکرد، چون در دوره ای جلوی افزایش نرخ دلار گرفته شد این انفجار اتفاق افتاد، ظاهرا میبینید که دولت جدید هم معتقد به همین قیمته هرچند در تبلیغات انتخاباتی حرفشون این نبود.
    اما در مورد تورم، بله ایران تورم بدتر از این رو هم تجربه کرده، خیلی بدتر از این، مسلما من موافق این تورم نیستم، من هم مثل شما دارم زندگی میکنم و سختی زندگی از لحاظ اقتصادی رو لمس میکنم، اما الان رکورد تورم نیست، هم افزایش نرخ دلار و هم افزایش نرخ تورم در دوره ای بالاتر از این دوره بوده و جالبه که مردم در رای دادن اخیر به شخصی اعتماد کردن که رییس دولتی بود که هم بالاترین افزایش نرخ دلار و هم بالاترین تورم رو در دولتش به ثبت رسوند.
    اما در مورد منش بزرگوارانه و خردمندانه خاتمی، میشه بفرمایید توجیهتون برای کرسنت در دولت خاتمی چیه لطفا؟
    اما در مورد انزوا، معیار شما اگر سخنرانی سازمان ملل و افراد حاضره خب مختارید، معیار انزوای جهانی صندلیها و سوت و کف افراد نیست. در علم سیاست نشاط سیاسی و انزوای سیاسی تعریف دیگه ای داره. شما شاید براتون سخت باشه درک حیاط خلوت سیاسی و ارزش نفوذ به اون، شاید درک افریقا و خاور میانه و نفوذ در اون براتون سخت باشه، چون علمتون سیاست نیست. طبیعیه. حق میدم به شما. اما اگر سخته براتون شما بهتره رفتار ملتها رو کاوش کنید برای سنجش انزوا نه افراد توی صندلیهای سازمان ملل رو.
    دولت نهم و دهم کارهای بزرگی کرده که قابل چشم پوشی نیست.
    ضمن اینکه ما حامی رفتارهای غلط احمدی نژاد نبودیم. ما یاد گرفتیم خوبی رو ببینیم و بدی رو هم ببینیم. قدرت تمییز داریم، قضاوتمون هم بر همون اساسه. من در مورد این موارد جواب دادم، لطف کنید دو مورد از پیشرفتهای دولت اصلاحات رو هم بفرمایید. ممنون.

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۰:

    محدودیت های بعد از ۸۸ بر کسی پوشیده نیست. فضای امنیتی سنگینی بود. من و امثال من حس میکردیم پشت هر دیواری کسی است که…
    محدودیت رو ما میفهمیم که جریان محافظه کار در مقابلش مقاومت میکرد. دم خروس زندانیان سیاسی و ممنوعیت اظهار نظر حتی در سطح برجسته ترین سران سیاسی اصلاحات را باور کنیم یا قسم حضرت عباس شما را.

    عملکرد آقای احمدی نژاد مشخصاً قابل دفاع نیست. بله خدماتی شد و کسی منکر آن نیست. بحث من راجع به برایند قضیه است. پردرآمدترین دولت تاریخ ایران، آشفته ترین وضعیت اقتصادی پس از انقلاب رو تحویل داد. حالا مقصود شما رو از “فاحش” نمیتونم درک کنم.

    کسی که تو یه حزبه در عین آزادی در انتخاب و افتراق نظر تو مسائل سطح جزئی و متوسط، در اصول نمیتونه از اصول حزب عدول کنه. من با اعتماد به لیست اصلاحات به خانم راستگو رای دادم تا مسیر اصلاحات رو طی کنه. من یک تعبیر دارم. “خانم راستگو به رای من و امثال من خیانت کرد”. من به ایشان رای ندادم که تصمیمات اصلاحات را در اصلی ترین تصمیمات شورا که همانا انتخاب شهردار است نادیده بگیرد. اتفاقا این تصمیم درست حزب در اخراج ایشون یک دریچه جدیدیست به مفهوم حزب و مسئولیت پذیری در قبال رای و خواسته مردم است.

    با کلمات بازی نکنیم بهتر است! اصلاحات چیست؟ تا حالا کارهایی که آقای روحانی تو این مدت کوتاه انجام داده همون چیزهاییست که ما از خاتمی خواستیم ولی نشد. حالا شما به او بگویید تحول خواه، اصول گرای معتدل، کارگزارانی. اینها برای شما مهم است. برای من این مهم است که وزرای ایشان را میشناسم و از انتخاب آن خرسندم و همسو با افکارم هست (مگر در موارد قلیل). سیاست خارجی ایشان فعالتر و تنش رذا تر از خاتمی نباشد کمتر هم نیست. فضای امنیتی با آزادی زندانیانی که چند سال است برای آزادیشان دعا میکنیم دارد عوض میشود. اصلاحات چیست واقعاً؟ یک برچسب! یا یک رویکرد در عرصه های مختلف

    آقای عارف اگر گزینه ایده آل نبود گزینه که بود! میخواستید عرصه را خالی کنیم که خدای ناکرده مملکت این مسیر را ادامه میداد. گاهی فقط باید بود به هر قیمتی. آقای خاتمی با شناخت و رابطه نزدیکی که به روحانی داشت احساس آسودگی خاطر کرد که مشکلی پیش نخواهد آمد و مصلحت دیدند اینگونه با چینش جدید آینده ایران را به گونه ای دیگر رقم بزنند.

    باز هم میگویم ما دکتر روحانی رو یک اصلاح طلب معتدل میدونیم که سعی میکنه با اصولگرایان اصطکاکی نداشته باشه… حالا شما خلاف این میاندیشی محترمه :)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۰:

    محدودیت و ممنوعیت ، زمانی معنی داره که هیچکس حتی حرف نتونه بزنه نه اینکه زندانی ای که برای اقدام علیه امنیت ملی توی زندانه هم بتونه از توی زندان وبلاگ آپ کنه و نامه سرگشاده بنویسه حتی به شخص اول مملکت. اگر منظور شما از آزادی بیان اینه که هرکی هرکاری دلش خواست بکنه که این منطقی نیست در هیچ جای عالم هم عملی نشده. حتی داعیه داران آزادی هم خطوط قرمزی دارن که گذر از اون به اخراج از کار، زندان و یا حتی اخراج از کشور منجر میشه، خطوطی مثل هولوکاست، داروینیسم و..

    برایند عملکرد دولت فقط در ارزش پول ملی خلاصه نمیشه. دولت یک نهاد اجراییه، نه قانونگذاره نه مسوول رسیدگی به جرایم. شما اگر تعریف درستی از دولت داشته باشید هیچوقت برایند عملکرد یک نهاد اجرایی رو در قیمت دلار خلاصه نمیکنید. کارهای بزرگی که دولتهای دهم و یازدهم در زمینه ساخت و ساز مسکن، راه، راه اهن، سد، ورزشگاه، بیمارستان،نیروگاه و…داشته و عملکرد خارق العاده دولت در زمینه های علمی نانو، هسته ای، سلولهای بنیادی، پزشکی،فضایی و…و البته ورزشی که اثراتش رو این روزها به خوبی مشاهده میکنیم برایند عملکرد اجرایی دولت رو روشن میکنه. از همه اینها مهمتر شما ارزش پیوستن ایران به جمع کشورهای عضو باشگاه فضایی رو میدونید؟! بیجهت نبود که ارزش این خبر در بازی رسانه ای میمونه خال داشت یا خال نداشت گم شد! گاهی به دلیل این جوسازیها فکر کنید.

    از طرفی هنوز زوده برای قضاوت در مورد علل افزایش نرخ دار..

    اگر تحزب برای شما چنین معنی تمامیتخواهانه ای داره من خوشحالم که در کشور اسلامی ما حزب معنایی نداره. یک انسان اول از همه انسانه و مختار. ضمن اینکه گروه شما به چه دلیل دنبال تفتیش آرا بود؟ اینها رفتار انسانیه؟ اخلاق کجای کار شماست؟

    ضمنا به شما توصیه میکنم چندان روی اصلاحاتی بودن دکتر روحانی حساب نکنید، همونطور که یکی از دوستان خودتون اون پایین نوشتن ایشون با پنبه سر میبرن من هم میدونم ایشون آنگلوفیل هستن و خوی انگلیسی دارن.

    در مورد تنش زدا بودن سیاست ایشون هم میشه بگید چرا دوباره همه گزینه ها اومد روی میز در شرایطی که تا چند ماه پیش ما در ناامنترین منطقه دنیا، امنترین کشور بودیم؟! شما از بحرانی ترین اتفاق تاریخ ایران بعد از انقلاب خبر دارید؟! شما آگاهانه این مطالب رو مینویسید یا خبر دارید و همچنان در مواردی که محق نیستید ادعا میکنید؟

    پس قبول دارید گزینه شما دکتر عارف بود و اقای خاتمی به دکتر روحانی اعتماد کرد. پس به اعتراف خود شما گزینه اصلاحات رای نداشت و مجبور به اعتماد به گزینه کارگزاران شد.
    و ممنون میشم اگر برای من اصلاح طلب معتدل رو توضیح بدید! و یک سوال دیگه شما حوزه علمیه رو اصلاحاتی میدونید یا اصولگرا؟

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۱:

    مقایسه آزادی جوامع غربی با جامعه ایران قیاس مع الفارغ است. شما چون همسو هستید با همه آنچه میگذرد چیزی حس نمیکنید. از اقلیتهای مذهبی و همچنین نسل جوانی که جامعه را آزاد میپسندند بپرسید. خط قرمزها زیاد است! چه بنوشند و چه ننوشند. چه بخورند و چه نخورند چه بپوشند و چه نپوشند چه بشنوند و چه نشنوند چه بگویند و چه نگویند موقع استخدام به چه اعتقاد داشته باشند و به چه اعتقاد نداشته باشند چه بخوانند و چه فیلتر است و نخوانند چه ببینند و چه پارازیت دارد و جرم است و نبینند. خط قرمز؟!!! ما جملگی در منطقه قرمز راه میرویم!

    ببینید انسانیت و اینها حرفهای قشنگی است. منتها نباید مغلطهکنیم. سناریو خانم راستگو روشن است. شما من را استخدام میکنید به شرطی که به اصول شرکت که الف ب و پ است پایبند باشم! اگر نیستم ماندنم و حس میکنم که به فلان و بهمان اعتقاد من خدشه وارد میکنم نباید عضو مجموعه شوم. نه اینکه بروم و عهد شکنم! بحث ما این است که خانم راستگو که میدانست به این اصول پایبند نمیماند باید قبلاً از حزب میرفت. مشکل اصلی ماندن ایشان در حزب و فریب مردم است.

    مصادیق اصلاح، اصلاحطلبی و اینکه یک مفهوم و رویکرد است تا یک خط سیاسی رو هم تشریح کردم و نیازی به توضیح مجدد نمیبینم.

    شما برایند رو عضویت ایران در یک انجمن میدانید؟!!
    آشفتگی اقتصاد ایران ۷۵ میلیونی قابل انکار نیست و این یعنی برایند! مشکلات اقتصادی فساد میاورد مشکلات اجتماعی میاورد و چه چیزی متاثر از آن نیست. حالا شما بگو فضایی شدیم نانویی شدیم مگر کسی اینها را انکار کرده است. من میگویم برایند ناموفق بوده حالا شما اسرار داری که مانند کره یا برزیل این رو به آن رو شدیم و مخالفان توهم رکود و ناهنجاری و فقر و فساد و سیاست زدگی دارند بحثی دیگر است.

    موفق باشید

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۵۲:

    جناب یک شهروند! از شما خواهش میکنم پاراگراف اول و دوم خودتون رو با هم مقایسه کنید. جایی که میپسندید باید هنجار مطرح باشه، باید و نباید باشه، قانون باشه و اصلا مساله برای شما خط قرمز و منطقه قرمز نیست( خانم راستگو) و جایی که نمی پسندید هنجارها و قوانین میشه منطقه قرمز! دوست گرامی من! قیاس مع الفارق نیست. همه کشورها باید و نباید و قوانین دارند، بعضی کشورها سکولار هستند یا لاییک و قوانینشون در اون چارچوب خلاصه میشه و بعضی کشورها دیندارن و قوانینشون در اون چارچوب، قار نیست همه قوانین یک شکل باشه. ضمن اینکه اگر هرچیزی نوشیدن خوب بود در کنار قوانین آزادی هرچیزنوشیدن صدتا ngoمنع هرچیزنوشیدن به راه نمی افتاد!

    درد من و امثال من اینه که شما فضایی شدن رو عضو یک انجمن شدن میدونید!شما اگر ارزش استراتژیک این مساله رو میدونستید این حرف رو نمیزدید. تفاوت بزرگ ایران با کشورهایی مثل عربستان، امارات، پاکستان، عراق، مصر، لیبی، تونس و…در همین مسایله، از نظر اربابان دنیا ما همگی توسعه نیافته و جهان سومی هستیم و اونا به خودشون حق میدن برای ما تصمیم بگیرن. حالا شما تفاوت کشورهای منطقه رو با ایران درک نمیکنید و این رو صرفا عضو یک انجمن شدن میدونید مختارید. (واقعا عذاب اوره شنیدن هنمچین چیزی)

    نطر شما اینه، محترم! من قرار نیست طبق خواست شما همه چیز رو در اقتصاد خلاصه کنم. توجه داشته باشید که در شرایط کنونی اقتصاد همه دنیا آشفتگی داره، یونان، ایتالیا، اسپانیا، قبرس، پرتقال که سیاست اقتصادی دولت یازدهم رو دارن، و البته با امریکا و غرب! هم ارتباط دارن الان کجای اقتصادن؟! فرانسه، انگلیس یا آمریکا الان اوضاع درستی دارن از لحاظ اقتصادی؟ پس طبق نظریه شما برایند دولتهای همه این کشورها اوضاع خرابی داره!
    ممنون میشم اگر به من بگید کجا گفتم شما توهم زدید! والبته خوشحال میشم حالا که داریم بحث میکنیم اگر مساله ای قانعتون کرد اعلام کنید و همینطوری ازش نگذرید، در نوشته های قبلی من مواردی بود که شما در موردش حرفی نزدید. برای من هم کار سختی نیست با گفتن اینکه قیاس مع الفارقه یا مغلطه است به راحتی از یک مساله بگذرم.

    [پاسخ]

    sajad پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۰:

    من نه اصولگرام و نه اصلاح طلب و نه کاری با این مرزبندی های سیاسی دارم و برام مهم نیست که خاتمی رو جزو کدوم دسته قرار میدن
    برای من این مهمه که خاتمی همیشه ودر همه حال منافع کشور و مردم براش مهم بوده و سعی نکرده مثل آقای احمدی نژاد تمامیت خواه باشه
    من در این انتخابات فقط به خاتمی رای دادم نه روحانی
    مسلما امثال من تو این کشور کم نیستن
    یادتون باشه اون درصدی هم که تو انتخابات شرکت نکردن بازهم طرفدار خاتمی هستن البته همیشه تریبون در اختیار شما بوده و برای همین القا شده که خاتمی هواداری نداره اما همین انتخابات اخیر نشون داد چقدر مردم دوستش دارن
    پس حالا که اقلیت هستید لطفا به رای اکثریت احترام بزارید

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۱:

    جناب سجاد توتالیتر بودن و تمامیتخواهی از مشخصه های بارز جناب خاتمی و دوستانشونه، احمدی نژاد هرچی بود تمامیتخواه نبود. شما هرطور دوست دارید فکر کنید، کسی نمیتونه شما رو مجبور کنه به چطور فکر کردن، ولی خاتمی که شما قبولش دارید پایبند به این مرزبندیها و خطوط سیاسیه و شما با قبول داشتن ایشون به طور وضعی این مرزبندیها رو قبول کردید!

    اولا که ما به رای ۵۰ممیز ۷ درصد مردم احترام گذاشتیم و میذاریم و خواهیم گذاشت. تا اخر هم از رییس جمهور قانونی کشورمون که نماینده کشورمونه حمایت میکنیم. و البته که مفتخرم اعلام کنم کاندیداهای همفکر و هم جریان اندیشه های ماهم به بهترین شکل به اراء ۵۰ ممیز ۷ درصد مردم احترام گذاشتن و به جای بیانیه و شبنامه و دعوت به آشوب با حضور در دفتر رییس جمهور منتخب به ایشون تبریک گفتن.
    ثانیا من منکر طرفدار داشتن خاتمی نیستم. الان محمدرضا گلزار هم طرفدار زیاد داره، ولی اینکه ایا این تعداد طرفدار در حدی هست که یک کاندیدای مستقل وارد میدان رقابت کنن حرف اصلی ماست. ما اگر اقلیت بودیم با ۳-۴ کاندیدا وارد عرصه نمیشدیم. و از طرفی دقت کنید که تنها روحانی حاضر در میدان رای اورد. خیلی مطمین نباشید که تفکر ایشون رای اورده. (و البته تفکر ایشون نزدیک به کارگزاران و روحانیت مبارزه نه اصلاحات)

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۸:

    ضمنا این اسم رو ما روی احمدی نژاد نذاشتیم. هرکی گذاشته خودش پاسخگو باشه.
    بعد هم …
    از یه طرف میگید: «شما در حدی نیستی که در مورد خاتمی اظهارنظر کنی»
    «عیب امثال شما همینه که هرکسی با شما نیست حق حرف زدن نداره»
    من از تعصب شما روی خاتمی تعجب میکنم! فکر نمیکنید این تناقضات به خاطر همین تعصبه؟

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۲:

    جواب اولنت اینکه که: نقد کردن سن و سال و منصب نمی شناسه بلکه باید منطقی و مودبانه باشه. به قول روشنفکران از افراد حتی خاتمی تابو نسازید.
    جواب ثانینت اینکه: اگه احمدی نژاد کشور را سی سال عقب برد پس باید غربیها خیلی ار روی کار آمدن امثال احمدی نژاد خوشحال باشند پس چرا نگران روی کار آمدن افرادی با تفکرات احمدی نژادند/ علاوه بر آن اینکه گفته احمدی نژاد کشور را سی سال به عقب برده لابد با متد و مقیاس علمی گفتی دیگه مگه نه؟
    جواب سومنت هم اینکه: اظهار کردی که «عیب امثال شما همینه که هرکسی با شما نیست حق حرف زدن نداره» خوب بگو ببینم اینی که الان ا ظهار داشتی یا کردی سوت زدی دیگی نه اظهار نظر پ نه پ

    [پاسخ]

  23. کوروش گفت:

    تو در حد واندازه ای نستی که برای سید محبوب ما تعیین تکلیف کنی!خاتمی برای صحبت کردن نیازی به اجازه گرفتن یا پرسیدن نظر امثال تو نداره.خاتمی حرف میزنه تا خاری بشه تو چشم امثال شما

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۰:

    خاتمی خودش و حرفهاش و رفتارش از اول خار تو چشم ما و استخوان در گلوی ما بوده.
    راستی از اون رای یواشکی خاتمی موقع تحریم انتخابات چه خبر؟! زیرابی که رفت حالتون دقیقا چطور بود؟

    [پاسخ]

    آزاد پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۶:

    خوب کاری کرد

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۴:

    تفکر شما ۴ میلیون رای بیشتر نداره
    بس لطفا خف…

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۰۷:

    لطفا رو قبول کنم یا خف رو؟! تناقضات شما همیشه در این حد بیداد میکنه ها!

    ببین بابک! جوگیر نشو! اگر منظورت رای دکتر جلیلیه که عارضم خدمتت همین آقای صفا که شما تشریف آوردین وبلاگش به دکتر جلیلی رای نداد، بازم بگم؟ حسین قدیانی میشناسی؟ از اون حزب اللهی دو آتیشه تر سراغ ندارم، فتنه گرای ۸۸ با آجر سرشو شکستن سال ۸۸! یعنی در این حد! اونم به دکتر جلیلی رای نداد. مسعود بی ترمز رو چی؟ میشناسی؟ میثم حسنی؟ اینا هیچکدوم به جلیلی رای ندادن! یعنی که یعنی! اینایی که گفتم هر کدومشون یه نفر نیستن یه جریانن. حالا شما بازم فکر میکنی تفکر ما ۴ میلیون رای داره؟! اصولگراها هرجا که باشن یک قدم بزرگ از اصلاحاتیا جلو ترن. اصولگراها به حامیانشون فرصت دادن بین چند کاندیدا انتخاب کنن. به این میگن عقلانیت سیاسی. نه اینکه این نامه بده و اون التماس کنه و اون یکی انصراف بده و این یکی خواهش کنه، یه گروهی مجبور بشن برای تجمیع آرا به یکی رای بدن. این یعنی اصلاحات و کارگزاران و اوووووه یه جماعت دیگه نه خودشون نه طرفداراشون به عقلانیت سیاسی نرسیدن.
    شما فحش دادی من منطقی نوشتم. اینم یه فرق دیگه تفکر ما و تفکر شما.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۹:

    اگه همه تونم روهمدیگه جمع شید باز هم به اندازه ما رای ندارید ما فقط با ۷۰ درصد شرکت کنند پیروز شدیم.
    این دفعه به حامیانشون فرصت ندن ببینیم چکار می کنید باشه…
    ——————————–
    می دونم الان تو ذهنت انتخابات ۸۸ میاد ولی تو اون انتخابات حرف و حدیث زیاد بود.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۲:

    بعد میشه بگید این ۷۰آمار دقیق درصد از کجا اومد؟!

    حرف و حدیث انتخابات ۸۸ هم از جانب اونایی بود که نتیجه رو نپسندیدن و البته یکی پس از دیگری بعدها اعتراف کردن که هیچ تقلبی صورت نگرفته بود..

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۰:

    حس میکنم از این جمله آخرتون امثال آقای نتانیاهو (آگاهانه) و آقای شریعتمداری (بدون اندیشیدن به عواقب) حمایت میکنند. شما دغدغه تان وحدت نیست! خدا نکند اگر در عرصه سیاست پیرو نفس باشی و انتقام را بر مصالح عالی مردم ترجیح دهی… خدا نکند!

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۱:

    وقتی میگیم خاتمی طرفدار آزادی منهای تکلیفه یعنی همین!
    یعنی حرف میزنه ولی پاسخگو نیست.

    [پاسخ]

  24. ناشناس گفت:

    امام صادق چه خبر

    [پاسخ]

  25. نیما گفت:

    به نظرتون اگه الان یه نظرسنجی بزارن که سید محمد خانمی محبوب تره یا محمود احمدی نژاد نتیجه اش چی میشه؟؟ یا مثلا بزارن شریعتمداری چقدر محبوبه؟؟ فکر کن؟؟

    درود بر خاتمی

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۸:

    ماشالا هزااااااار ماشالا چقدرم طرفدارای رنگ و وارنگ داره! عاشق این نظرسنجیاتونم! نیست همیشه هم نتیجه اش درست از اب درمیاد هی هم بهش استناد میکنید! خاتمی اگر محبوب بود مجبور نمیشد کاندیدای اصلاحات رو مجبور به انصراف کنه! روشنه یا بیشتر توضیح بدم؟

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۴:

    افق جان مسئله روشنه. ولی ما هرچی بگیم این دوستان فقط عصبانی تر میشن.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۶:

    ممکلت دست ماست هر طور دلمون بخواد کار میکنیم..

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۱:

    بابک

    مملکت دست شماست؟
    نه؛ اشتباه نکن. خودت هم خوب می دونی که اصل و پایه مملکت، همیشه دست ماست.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۰:

    رهبری هم با ماست شما تنهای تنها موندید

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۰۰:

    مملکت دست شماست؟! ببخشید شما؟!

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۴۵:

    اون نظرسنجی های که نتایجش برعکس در میومد مربوط به سایتهای شما بود . نتایج سایت های ما کاملا درست از اب دراومد اتفاقا. تا کور شود هرانکه نتوان دید. کاندید شما قالیباف بود و سعید جلیلی بود روهم کلا نصف روحانی هم رای نیاوردن. در ثانی عارف یا روحانی فرق ناره اگه داشت که الان شما طرفدارش بودین مهم اینه که تفک اصلاح طلبی پیروز شد الان تمام وزرا وزرای اصاحات هستند. عصبانی باشید از ما

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۳:

    من فکر کنم شما که فکر میکنی همه وزرا از اصلاحات هستن اصلا اصلاحات رو نمیشناسی.
    اگر برای شما فرق دکتر عارف و دکتر روحانی و اصلاحات و کارگزاران و …روشن نیست من دیگه حرفی ندارم. شما ظاهرا فقط برات مهم بوده مثلا یکی مثل دکتر جلیلی رای نیاره. در همین حد میدونی. ببخشید البته ها.
    میتونم بپرسم اونایی که به دکتر ولایتی و دکتر رضایی رای دادن چرا به دکتر روحانی رای ندادن؟

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۱:

    چه خوشت بیاد چه نیاد خاتمی محبوبه.اگه ۱۰۰ سال هم توضیح بدی ما زیر بار حرفت نمیریم

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۴۶:

    مسلما خوشت نمیاد ولی بدون که خاتمی غربزده اس.
    محبوبیتی هم اگه داشته باشه غربزدگیش رو درمان نمی کنه.
    من و شما هم باید همیشه زیر بار حرف حق بریم.
    من دلیل میارم. شما اگه تونستی رد کن.
    می تونی بیای توی وبلاگ خودم.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۱:

    به ناشناس.:
    در اینکه حرف حساب رو قبول ندارید و حرف حرف خودتونه و کلا درست و غلط بودن براتون مهم نیست و پافشاری الکی و کورکورانه میکنید که دیگه ما شکی نداریم.. حالا خوشحالم که اعترافم میکنید.. :wink:

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۶:

    فکر می کنم نه یقین دارم احمدی نژاد چرا که خاتمی خائنه و احمدی نژآد چقر

    [پاسخ]

  26. درویش گفت:

    خیانت رو میشه نادیده گرفت؟ مگر ملت با کسی که بهش رای داده پیمان ابدی وفاداری بسته!؟
    “ناسزا” اسمش روشه؛ در مورد کسی که خودش رو لایقش کنه میشه “سزا”

    [پاسخ]

  27. محمد گفت:

    اولا سلام
    برادر عزیز نظرسنجی چیه ؟من دارم صحبت از انتخابات ۴ ماه پیش رو میکنم
    مگه خاطر جنابعالی نیست تا سه روز قبل از انتخابات اقای قالیباف در راس همه نظر سنجیها بود ولی با پیام خاتمی یهو موجی ایجاد شد و این نتیجه رو رقم زد من که توشهرستان بودم درست دو روز قبل انتخابات یادمه که چطور رنگ بنفش فراگیر شد
    دیگه ببخشید نمیخواهید سوال رو جواب بدید لطفا به بیراهه نرید
    ودر مورد اقای عارف
    اولا خاتمی هیپچ پیامی نداد چون هنوز مشخص نبود خود خاتمی یا اصلاحطلبان چقدر موضوع انتخابات رو جدی گرفتند
    دوما این قیاس شما خیلی جالب نیست این حرفتون که عارف رو به خاتمی ربط میدید شبیه حرف رسانه های استکباره
    که رای جلیلی رو با رای اقا یکی مبینند
    بهتره روی دلیل محبوبیت خاتمی بین بخش بزرگی از مردم که باعث پیروزی روحانی شد کمی فکر کنیم
    وگرنه شکست برای ۴ سال دیگه در راهه

    [پاسخ]

  28. ناشناس گفت:

    اگر شما خودتان را جزب الله میخوانید پس ارازل واوباش و افرادخود فروخته چگونه هستند شما خودتان را وکیل وسی مردم ایران میخانیدنوشتهای مقرضانه و توطعه آمیز بسیاری از شماها رویت شد شما کسانی هستید که دوست دارید ایران را نا امن کنید وبه نبت شوم خود که همان ریختن آب به آسیاب دشمن است برسانید اگر شما راست میگوئید وخدای نخواسته حزب الهی هستید مملکت را متشنج نکنید زیرا رهبری درراس امور قراردارند اکنون عده ای مثل شما که مردم میدانند از احمدی نجاد دستور میگیرید هر روز با عناوین مختلف قصد نا امن کردن ایران اسلامی را دارید خداوند شر شماهارا بخودتان برگرداند ومرگ بر دشمنان خاتمی

    [پاسخ]

  29. ماجــرای من و امام رضا علیه الــسلام | فراخوان سایــبری محبیــن و شیعیــان امـام هشتم
    بسم رب علی ابن موسی الرضا علیه السلام
    سلام
    وبگاه جوان انقلابی به کمک و همراهی سایـت ها و وبلاگ های عاشــق و محـب حضـرت رضـا علیه السلام موج سایبری خاطرات من و امام رضا را برگزار می کند که امیدواریم همچون موج فـراخوان قبلی که در جــوان انـقلابی منتشـر کــردیم (ماجری چادری شدنم ؛ ماجری چادری نشدنم) و همچنان هم ادامـه دارد، مورد استقبال شما عزیــزان واقـع شود. (ان شــاءلله)
    من ، بانو شریفی معاونت سایت و مسئول تبلیغات وبگاه جوان انقلابی از طرف مدیر و دیگر همکاران این وبگاه شما را برای شرکت در این طرح ، بصـورت ویژه و گزینشی دعوت می کنــم. از شما خواهش میکنم به دور از خط و جهــت گیری و مسـائل سیاسی و دنیـوی ، فقط و فقط به عشق مولایمان امام رضا علیه السلام حتما به سایت ما بـیاید و خاطره یا خاطرات خود یا خانواده و دوستان تان را برایمان ارسال کنید.
    راستی دوست گرامی اگر شما هم تمایل داشتید که مثل دیگر وبلاگ های ارزشمند و عاشق امام رئـوف، امام رضــــا علیه الســلام، کمک ویژه ای در این طرح داشته باشید، حتما به ما خبر بدید.
    من شخصا منتظـر حضــور پر مِهرتان هستــم.

    بانو شریفی | معاونت سایت و مسئول تبلیغات و اطلاع رسانی جوان انقلابی

    http://javanenghelabi.ir
    info@javanenghelabi.ir
    S M S : 3000 28 28 38

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۲:

    دوستان توجه داشته باشند که یکی از ماموریت های این وبگاه «جوان انقلابی» ماله کشی برر افتضاحات جناب مشایی هست.
    خدا از کسایی که دولت نهم و دهم رو به حاشیه های بی انتها کشوندن نگذره. یکی از مسببین اصلی وضع فعلی همین ها هستن.

    [پاسخ]

  30. ناشناس گفت:

    کسانی که هنوز خاتمی را بت می دانند مرا به یاد کریم وطن پرست می اندازند (سریال کلاه پهلوی)
    خاتمی دیگه با لطف نظامه که هنوز اسم و رسمی داره
    واقعا پر رویی یه عده که خود را مدعی کشور می دانند حدی داره
    این افراد متاسفانه هرگاه مردم به گزبنه آنها رای دهند مردم و مردم می کنند و هر گاه رای ندهند مردم را به ناسزار می بندند

    [پاسخ]

    یک شهروند پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۰:

    بله به لطف نظام در ۲۰ و ۳۰ چهره شطرنجیشو برانداز و جاسوس معرفی میکنن. مومن نظام میخواد سر به تنش نباشه! از کنج خونش دو تا دستخط داد یکی واسه روحانی یکی واسه عارف سرنوشت ۴ سال آینده یه کشور رو رقم زد. به این میگن رهبری معنوی

    [پاسخ]

  31. مریم گفت:

    به طور اتفاقی وارد این صفحه شدم و نظراتی تعدادی از هموطنان اصولگرا رو خوندم،
    میخوام بهتون بگم شما و امثال شما جایی در بین اکثریت مردم ندارید، طرفداران شما فقط عده ای از قدرتمندان رده بالای سیاسی هستند که شمارو پرورش دادن(نگرش شمارو نه شخص شمارو) و دوام امثال شما به خاطر منفعت طلبی اونهاست ،که هروقت خواستند شمارو به میدون بفرستند و مثل همیشه ازتون سواستفاده کنند.
    اجترام و عزتی که خاتمی و یارانش بین مردم دارند با وجود هجمه های شدید در این سالها کم نشده و همچنان محبوب دلهای مردم هستند ،طوری که میلیونها نفر به توصیه ایشون رای میدند و نتیجه توصیه ایشون رو شماها هم امسال با چشم خودتون دیدید،گرچه شجاعت پذیرشش رو ندارید و انکارش میکنید،همونطور که اصلاح طلب بودن روحانی رو انکار میکنید و اینکه اصلاح طلبان به روحانی رای دادند نه اصولگرایان ،حقیقت تلخیه برای شما و معلومه ترجیح میدید حقایق رو وارونه جلوه بدید تا خودتونو تسکین بدید، خوشبختانه روحانی سیاست مدار کاربلدیه (از معدود سیاستماران واقعی در ایران) و به خوبی بلده با پنبه سر ببره.خلاصه اینکه
    مطمئن باشید وحشیگری ها ،فحاشی های علنی به مردم عادی و صحنه های غیر انسانی که بار ها در سال ۸۸ با چشم خودمون و در خیابانها از بسیجیان دیدیم تا همیشه در ذهنمون باقی هستند.
    اگر واقع بین باشید نفرتی که بیشی از نیمی از مردم این سرزمین از امثال شما دارند رو خواهید دید.
    با آرزوی سرافرازی ایران

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۵:

    افرین به روشنگریتون

    [پاسخ]

  32. ژان ژاک روسو گفت:

    *آقای خاتمی نسبت به وقوع ترور هشدار دادند و اصولگرایان تندرو هم به شدت از این حرف برآشفتند. شما هشدار خاتمی را تا چه حد شایسته جدی گرفتن می‌دانید؟

    من این هشدار را جدی می‌بینم. عده‌ای در کشور ما از فقدان رابطه ایران و آمریکا و همچنین از سیاست‌های اتخاذ شده در دوران احمدی‌نژاد، منافع زیادی کسب کرده‌اند. این‌ها چهار نفر جوان متدین و ساده را سازماندهی می‌کنند و جلو می‌اندازند تا منافع آنها را تامین کنند.

    منافع این افراد به آنها اجازه نمی‌دهد که خیلی راحت کنار بکشند. این‌ها ابتدا با این خشونت‌ها کارشان را شروع می‌کنند و به تدریج که حریم رای مردم را شکستند، اقدامات بدتری انجام می‌دهند.

    این افراد در بحران‌های اقتصادی سال‌های اخیر، خیلی ثروت اندوختند. حالا چطور می‌توانند کنار بایستند و تماشا کنند که رای مردم قدرت و ثروت آنها را به خطر بیندازد؟ من از این جوانان ساده و متدین، خواهش می‌کنم که آلت دست این افراد پیچیده پشت پرده نشوند.

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۵:

    ممنون که به ما تذکر میدی …
    ولی خیلی ساده ای برادر.
    تعصب شما روی خاتمی مانع میشه تا واقعیت ها رو ببینید.
    واقعیت، غیرت انقلابی چند تا جوان هست که با شارلاتان بازی بعضی رسانه ها اسم «تخریب» و «هوچیگری» میگیره.
    بعد هم خاتمی با ژست یه مصلح اجتماعی میاد جلو که «آقا جلوشو بگیرید تا به ترور منتهی نشده!»
    چون عادت ایشون اینه که «مخالف مهم» رو در حد یزید لجن مال کنه. گفتم مخالف مهم … مخالفی که جناب خاتمی ازش احساس خطر میکنه.
    ترور …
    واقعا ایشون با چه رویی به چند تا دانشجو و طلبه همچین برچسبی میزنه که «این جریان به ترور منتهی میشه».
    خاتمی با این تهمت های ظالمانه اش که مصداق حقیقی «چماق زبان» و «چماق قلم» هست روز به روز بیشتر از چشم من میفته.
    شما عاشقش هستید؟ باشید.
    ایشالا با هم محشور بشید.
    البته قبل از اینکه توسط ما ترور بشید!!!!!! و برید اون دنیا فکر جواب هایی باشید که باید برای دین زدایی در دوران اصلاحات به خدا پس بدید.
    اونجا دیگه نمیشه از دموکراسی و آزادی انشا خوند ها!
    از ما گفتن بود!

    [پاسخ]

    ژان ژاک روسو پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۵:

    واقعا ایشون با چه رویی به چند تا دانشجو و طلبه همچین برچسبی میزنه که «این جریان به ترور منتهی میشه».

    آقای محمد حسن فکر کنم یا سنت کمه یا حافظه ات ضعیفه یا کلا توی باغ نیستی
    جریان ترور حجاریان از توقف ماشینا توی میدونا و نماز خوندن وسط خیابون توسط بسیجیا و حزب اللهی ها شروع شد. سردسته اینا مسعود دهنمکی و الله کرم بود. مسعود دهنمکی هر هفته منتظر بود ببینه چه فیلمی روی گیشه سینماست تا بهونه جور کنه حمله کنه به سینما و وااسلاما سر بده جالبه که امثالهم الان حالیشون شده ارزش کار فرهنگی بسیار بالاتر از ولگردی توی خیابونا و مزاحمت برای خلق خداست.
    شما رو به پیر شمار رو به پیغمبر قسم شما رو به هر کی می پرستین قسم دست بردارین از هوچیگری شما هم برین کار فرهنگی کنین.
    از خودتون بپرسین چرا حرف خاتمی خریدار داره ولی حرف شما رو کسی گوش نمی کنه؟
    میدونی چون خاتمی کار فرهنگی می کنه اینو مسعود دهنمکی هم فهمید ولی شما ظاهرن به این اصل مهم توجه نداری.
    من عاشق خاتمی نیستم اصلا بنده کیش شخصیت ندارم اما اعتقاد دارم توی هر شخصیتی به مقداری که خوبی نداره ممکنه بدی داشته باشه یا به مقداری که بد نیست ممکنه خوب باشه مطقا ادمها خوب یا بد نیستند بصورت نسبی خاتمی نرمال تر از بقیه ما ایرانی ها فکر می کنه
    منطقی تر حرکت می کنه و قس علی هذا

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۳:

    جریان ترور حجاریان رو لطفا نکشید وسط که خیلی بیش از این آبروی اصلاحات نره! بلایی که سر وزارت اطلاعات توی دوره اصلاحات اومد، بحرانی ترین نقطه تاریخ انقلاب بود. سعی کنید از نجابت ما سواستفاده نکنید، همزدن این گندکاریای اون دوره به نفعتون نیست.

    درست میگید، خاتمی با حلقه کیان و الان هم بنیاد باران خوب بودجه مملکت رو صرف کارهای فرهنگی میکنه! خوب! مهاجرانی، سازگارا، حقیقت جو،
    کدیورها، …به به از اینهمه کار فرهنگی..

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۵:

    آبروی اصلاحات نمیره تا چشت در بیاد

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۶:

    جناب ژان ژاک روسو
    شما ظاهرا حافظه ات ضعیف نیست ولی مشکل اینجاست که توی تبلیغات اون طرفی ها حل شدی.
    قضیه ترور حجاریان از طرف افراد خاصی در جریان اصلاخات سازماندهی شده بود. اگه شک داری برو کتاب «بازی ترور» رو بخون تا اسناد صحبت من رو ببینی.
    ببین نامه ای رو که دست سعید عسکر بوده کی بهش داده. ببین نواری رو که توش حجاریان رو تهدید کردن کی و چطور پر کرده.
    این که نمیشه که ادعاهای یک طرف رو بشنویم و با همون ها قضاوت کنیم.
    حرف من اینه که این برخورد خاتمی با شعارهای خودش هم در تناقضه.
    آخه چرا به اعتراض چند تا دانشجو و طلبه همچین نسبتی میده ولی به تحرکات سال ۸۸ میگه «یک اعتراض ساده».
    آخه کاملا برعکسه!
    برادر من …
    تجمع موافق و مخالف در مهرآباد نمود روشن و درخشان آزادی اینها توی کشور ماست. چرا باید این حرکت رو لجن مال کنیم؟
    مگه اینکه بخواید بگید از وقتی روحانی سر کار اومده ما حق هیچ اعتراض و انتقادی رو نداریم.

    [پاسخ]

    ژان ژاک روسو پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۲۹:

    جنا ب محمد حسن بعضی از همفکران شما می گویند حجاریان خودش خودش را ترور کرده:

    بخشهایی از مصاحبه سعید حجاریان با روزنامه اعتماد را می خوانید:

    درباره ترور شما پس از ۱۴ سال، مجددا جریان تبلیغاتی از سوی اصولگرایان ایجاد شده که این ترور را به اصلاح‌طلبان نسبت داده‌اند، کجای این ترور به اصلاح‌طلبان مربوط است؟ آمریت، عاملیت، طراحی یا پشتیبانی؟ اصولا خود شما درباره ترور به چه نتیجه‌یی رسیدید؟

    من در سال‌های پس از آن اتفاق بنا نداشته‌ام به این موضوع وارد شوم و درباره آن بحثی داشته باشم. اکنون نیز بنا ندارم اما چون اخیرا دوباره در این ارتباط ادعاهایی مطرح شده در همان حد به این موضوع می‌پردازم. ببینید زمانی که من در بیمارستان سینا در حال اغما بودم، دستگاه‌های امنیتی رسمی کشور اعلام کردند که گروه ترور من دستگیر شده‌اند و به این امر اعتراف نیز کرده‌اند. حال اینکه آیا واقعا کار اینها بوده یا نه، به دستگاه‌های امنیتی و خودشان مربوط است اما چون اقرار کردند و «اقرار العقلا علی انفسهم جایز»، این اقرار می‌تواند بینه‌یی باشد بر اینکه ترور کار خود آنها بوده است.

    هویت این گروه چه بود؟

    این گروه که یک تیم ۱۲- ۱۰ نفره بودند در واقع می‌توان آنها را باند نامید. این باند متعلق به جایی به نام دخمه بود. موضع سیاسی اهالی دخمه نیز که جایی در شهرری است از قدیم معلوم بوده است. فرمانده وقت سپاه، سردار صفوی هم در مصاحبه با خبرگزاری فارس اعلام کرد که ضارب بسیجی بوده است.

    پس اصلاح‌طلب نبودند و باز اقدامات مشابهی را هم تکرار کردند؟

    همین تیم در سال ۱۳۸۲ به خوابگاه دانشجویان در خیابان طرشت حمله کردند و این‌بار با شکایت نیروی انتظامی در زمان قالیباف دستگیر و محاکمه شدند. نکته جالب در آن محاکمه این بود که در کیفرخواست عامل ترور، اعلام شد وی فاقد سوء پیشینه کیفری است یعنی ترور من برایش به عنوان سوءپیشینه حساب نشده بود.

    اعضای این دخمه قبل از ترور من هم چند نفر را در شهر ری ترور کرده بودند. در سال ۱۳۸۸ شایعه کرده بودند که عامل ترور در ستاد مهندس موسوی فعال بوده که از نظر من این امر بعید است یا گفتند پدرش اصلاح‌طلب بوده است.

    بعد از گذشت ۱۴ سال از این اتفاق، چه دست‌هایی واقعا پشت این خشونت‌خواهی سازمان یافته بود؟

    یک بار می‌گویند منافقان بودند، یک بار می‌گویند اصلاح‌طلبان، یک بار می‌گویند اسراییل، بالاخره بیایند بررسی کنند و به مردم بگویند چه کسی و با دستور چه کسی و برای چه ترور کرد؟ما می‌گوییم چرا اینها را شفاف نمی‌کنید؟ همیشه می‌گویند گفته شد، چرا نمی‌آیند یک بار علنی و شفاف بگویند؟ کیهان کتابی در تیراژ بالا چاپ کرد و توسط وزارت ارشاد درمدارس بطور رایگان توزیع شد که نویسنده آن مدعی شده من خودم، خودم را ترور کردم. چطوری من این کار را کردم؟ بهتر است عوامل ترور را بیاورند و بگویند چطور ترور کردند؟ چه کسی دستور داد؟ چه کسی اجرا کرد؟

    این خشونت‌ها توجیه ایدئولوژیک داشت؟

    این موضوع از زمانی شروع شد که آقای م-ی گفتند که من می‌خواهم یک حرفی را بگویم اما نمی‌گویم چون اگر بگویم، می‌گویند تروریست هستم. اما آیه «واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» را خواند و گفت این «ترهبون» می‌دانید یعنی چه ؟ یعنی ترور! ما این را نقد کردیم و به ایشان گفتیم شما چه اسلام‌شناسی هستید که قرآن را اشتباه ترجمه می‌کنید؟ ترهبون در عربی به معنای ترور است اما در عربی قدیم که مبنای ترجمه و تفسیر قرآن است به معنای ترس است.در عربی قدیم کلمات دیگری معنی ترور می‌دهند. شما چرا ترور را به قرآن نسبت می‌دهید؟ این حرف‌ها را زدم و بعد ترور من اتفاق افتاد.

    [پاسخ]

  33. محمد گفت:

    من یه تشکری از مدیریت سایت میکنم
    چون عدالت رو رعایت میکنه وهمه کانت ها رو میزاره
    حداقل در مورد من که صدق کرد
    به هر حال از این دوست اصول گرامون ممنونم

    [پاسخ]

  34. محسن گفت:

    سلام به همه دوستان به خدا قسم که در هر قرنی یک امیر کبیر زاده می شودوامیر کبیر قرن حاضر هم جناب اقای سید محمد خاتمی می باشد.مشکل ما جوامع جهان سومی همین است که هیچگاه نتوانسته ایم اندیشمندان وبزرگان قرنمان را درک کنیم.در یک کتابی خواندم ملتی که مشکل نان وشکم دارد هر چه در مورد دموکراسی حقوق شهروندی آزادی بیان واندیشه آزادی اجتماعی و…..حرف بزنی در بین ان جوامع خریدار به ان شکل ندارد چون در یک سوم شکمشان گیر کرده اند وفرصتی برای اندیشه ندارند ومشکل خیلی از فضلا همین است که ان سید بزرگوار داشت ملت را با حقوقشان اشنا می کرد .من اطمینان کامل دارم که در صد سال اینده با آب وتاب از این سید عزیز روایت خواهد شد.دوستان با انصاف و دوستان بی معرفت ایا طرح گفتگوی تمدنهای اقای خاتمی دنیا را به تعظیم در برابر این ملت (چه اصلاح طلب وچه اصولگرا)مجبور نکرد…(با فریاد می گویم)اقا جان مگر دکتر محمود۸سال رییس جمهوراین مردم نبود یک بار او یک ایده می داد برای سربلندی این مرزو بوم اما هزاران افسوس که دستاورد دکتر محمود چیزی نبود جز تحقیر و فریب وآن هم(هاله نور)بود.خدایا تو شاهد بودی که اقای خاتمی بخاطر منش وخصلتهای پسندیده اش یکبار هم جلوی رهبری نایستاد اما تاریخ فراموش نمی کند که دکتر بخاطر معاون اولش چکار کرد.امیدوارم که فردای قیامت بخاطر تهمتهایی که به این سید جلیل القدر زده می شود شرمنده نباشیم.ومن به نیابت از این سید عزیز یک بیت شعر تقدیم میکنم…هر کس بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم
    ما خوبی اوبه خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۶:

    خوب گفتی گفتگوی تمدنها رو! فقط نمیدونم با اینکه در برابر این طرح به زانو در اومدن چرا دقیقا سال بعدش سامویل هنتینگتون نظریه جنگ تمدنها رو در برابر این طرح مطرح کرد و اون دست چدنی زیر دستکش مخملیش رو به خوبی نشون داد!
    بیخیااااال چه شعر قشنگی ولی یاد دانشگاه امیرکبیر و زنده باد مخالف من به خیر!!!
    ای خدا حافظه تاریخی چه بده تعطیل بشه!

    [پاسخ]

  35. احمد گفت:

    سلام.

    لطفا نویسنده وبلاگ بخوانند:
    “واکنش تعدادی جوان در فرودگاه به حسن روحانی، کم و بیش یادآور اتفاقاتیست که در مراسم ۱۴ خرداد سال ۸۹ رخ داد و طی آن مردم اعتراض خود را نسبت به سید حسن خمینی نشان دادند. واکنش مقام معظم رهبری نسبت به این گونه تجمعات در روز ۲۸ بهمن ۹۱ مشخص شد: «آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به “مسئولین” و کسانى که میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانى که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نکنند. مى‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این “شعاردادن‌ها” کارى از پیش نمی‌برد…»”

    شما چرا از خاتمی گله می‌کنید؟! خوب رهبر می‌گوید حق ندارید شعار بدهید، مردم حق ندارند به مسئولین اعتراض کنند، که چی به نوه امام اعتراض می‌کنند؟ که چی در فرودگاه به روحانی انقلابی اعتراض می‌کنند؟ رهبر می‌گوید با “شعار دادن” کاری از پیش نمی‌رود. ولایتمدار باشید.

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۸:

    ببخشید الان خاتمی گفته بود بده شعار بدید؟! یا جرقه یه چیز دیگه رو زد؟! چه خوب هم بلدن اشرق و مشرق رو به هم بچسبونن!! والا

    [پاسخ]

  36. ژان ژاک روسو گفت:

    اعتراض مدنی اشکال ندارد و یکی از مظاهر مردمسالاری است. هر فردی از احاد جامعه اعم حق اعتراض مدنی را دارد یکی از اشکالات جدی در وزارت کشور و در ابعاد بزرگتر نظام حکومتی نداشتن یا ارائه نکردن دستورالعمل انجام اعتراض مدنی می باشد. نظام می بایست ابتدا این حق را به رسمیت بشناسد. سپس یک دستورالعمل را به احزاب و افراد بدهد. یعنی افراد می بایست درست مثل رانندگی که قبل از آن گواهی نامه گرفته اند وارد عرصه اعتراض مدنی شوند این دستورالعمل می بایست همه الزامات را در عین رعایت حقوق معترضان به انها گوشزد کند مثلا پاره ای از این الزامات را می توان بدینگ.نه نوشت:
    ۱٫ در هنگام اعتراضات مدنی پیاده رو متعلق به پلیس و مردم عابر بی طرف می باشد.
    ۲٫ خیابان متعلق افراد معترض می باشد فرد معترض ندارد از خطوط متمایزکننده خیابان و پیاده رو عبورکنند . برای پلیس هم محدودیت هایی باید در نظر گرفت.
    ۳٫ فرد معترض حق استفاده از سلاح گرم را ندارد در صورتیکه معترض سلاح گرم داشته باشد پلیس حق خلع سلاح و یا کشتن وی را دارد
    ۴٫ فرد معترض حق استفاده از سلاح سرد را ندارد و پلیس در زمان خلع سلاح سرد نباید مرتکب قتل شود.
    ۵…..
    ….
    ….

    [پاسخ]

    محمدحسن پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۵:

    پیشنهاد بسیار جالبی بود.
    می تونم بگم کاملا موافقم.
    اگه همچین آیین نامه ای آماده بشه تکلیف همه روشن میشه.
    البته من چند تا بند هم دارم که برای تکمیلش لازمه. همون هایی که شما نقطه چین گذاشتی. مثلا:
    ۵- راهپیمایان حق اهانت به احکام اسلام و مقدسات ادیان رسمی کشور را ندارند.
    ۶- پلیس مامور حفظ امنیت و کنترل راهپیمایی قانونی است و فرد یا گروه دیگری حق دخالت در این موضوع را ندارد.
    ۷- راهپیمایان باید حتما از طرف یک تشکل قانونی شناخته شده و شناسنامه دار سازماندهی شوند.
    ۸- …
    ۹- …
    به نظر من اگه همه موظف به رعایت قانون باشیم خیلی از مشکلات حل میشه.

    [پاسخ]

  37. هوالحق؛ سلام بر شما؛
    کاش به جای این‌انرژی که روی بحث‌های سیاسی مصرف می‌شود، کمی هم روی باقی مسائل انرژی صرف می‌شد.
    مثلاً شاید تا در عرض یک‌سال نیاز این‌اصلاح‌طلبان و حامیانشان به مواد آرایشی و به‌داشتی را با تولید داخل حل می‌کردند. به خدا!
    یعنی سعی نمی‌کنند کوچک‌ترین نیازشان را برطرف کنند ولی تا بخواهی حاضرند پول خرج کنند و بحث الکی کنند.
    به عمل کار بر آید به سخن‌دانی نیست.

    [پاسخ]

  38. ناشناس گفت:

    حزب الله اندیشه جناب سیدمحمدخاتمی ست چون جدش رسول الله (ص)

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ مهر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۷:

    :mrgreen:

    [پاسخ]

  39. ن.خ گفت:

    اینجور که پیداست تا عروسی خبری از به روز شدن نیست؟! :roll:

    [پاسخ]

    خادم القرآن پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۱:

    :mrgreen:
    واقعا داریم؟؟
    مردم داریم؟
    آدم نزدیک عروسی به روز کنه
    :))))
    :mrgreen:

    [پاسخ]

  40. ن.خ گفت:

    سلام و عرض ادب
    ضمن تبریک عید غدیر, برای شما و همسر محترمتون آرزوی خوشبختی دارم.انشالله که سالهای سال در کنار هم به شادی و سلامتی زندگی پرباری داشته باشید

    [پاسخ]

    افق پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۰:

    وایضا بنده
    سلام و عرض ادب
    برای شما و همسر محترمتون آرزوی خوشبختی دارم.انشالله که سالهای سال در کنار هم به شادی و سلامتی زندگی پرباری داشته باشید

    [پاسخ]

  41. ایرانی مسلمان گفت:

    برادر به قرآن مراجعه کنی می فهمی حزب اللهی ها ما :roll: حزب اللهی نما و گمراهند

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

ww w) :| :x :wink: :roll: :oops: :o :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :cry: :arrow: :P :D :?: :? :-) :( :!: